روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٥ - ترجمه
و گويند آنان كه پسر و باشند،اگر هيچ ما را بازگشتى بود ما [١]تبرّا كنيم از ايشان چنان كه ايشان كردند از ما،همچنين بازنمايد به ايشان خداى كردارشان اندوههايى بر ايشان نيستند ايشان بيرون آينده [٢]از دوزخ.
قوله: وَ إِلٰهُكُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ ،اسماء بنت بريد [٣]روايت كند از رسول-صلّى اللّه عليه و آله-كه گفت:نام بزرگترين خداى در سورة البقرة است في قوله: وَ إِلٰهُكُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ ،و در فاتحه[و] [٤]آل عمران.
و مغيرة بن سبيع العجلىّ روايت كند كه:هركس كه او ده آيت[١٨٦-پ]از سورة البقره بخواند،چون بخواهد خفتن هرگز قرآن فراموش نكند،چهار آيت از اوّل سورت و دو آيت من قوله: وَ إِلٰهُكُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ ،و آية الكرسى،و سه آيت از آخر سورت.
حقتعالى در اين دو آيت ذكر و تقرير وحدانيّت خود كرد،در آيت اوّل توحيد خود گفت،و در آيت دوم ادلّۀ آن گفت.
قوله: وَ إِلٰهُكُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ ،«اله»،فعال باشد به معنى مفعول،كالكتاب و الحساب،يعنى معبود شما،يعنى مستحقّ عبادت از شما،چه لفظ«اله»مشتق از الهت است،و آن عبادت بود-چنان كه بيان كرديم في آية التّسمية.و خطاب به اين آيت با جملۀ مكلّفان است.حقتعالى گفت:معبود شما و خداى شما كه استحقاق عبادت دارد به خلق اصول نعم از:حيات و قدرت و شهوت و نفرت و كمال عقل يك خداست،چه [٥]هيچ ذات با او مشاركت ندارد در قدرت بر اين،پس در اين منفرد است و انباز ندارد.
و معنى آنكه ما گوييم:خداى يكى است،بر چهار وجه بود:
يكى آنكه مثلى و نظيرى و كفوى ندارد،چنان كه گويند:فلان فريد عصره
[١] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:تا.
[٢] .دب:برانيد،آج،لب،فق:بيرانيده.
[٣] .كذا در اساس و تب،ديگر نسخه بدلها:يزيد.
[٤] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:كه.