روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦١ - ترجمه
كردن به حسب حاجت،چون بعضى به آن قيام كنند از باقى بيوفتد [١]. مِنْ بَعْدِ مٰا بَيَّنّٰاهُ لِلنّٰاسِ فِي الْكِتٰابِ ،پس ازآنكه ما بيان كرديم براى مردمان در كتاب،يعنى پس ازآنكه ما بيان كرديم كس را حلال نباشد كه پنهان كند،چه آن خود در مكنون علم ما پوشيده بود [٢]،براى آن در كتابها بيان كرديم تا پوشيده نباشد و مردمان به آن منتفع شوند.چون حال چنين باشد،كتمانش حرام بود هركه چنين كند.
أُولٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللّٰهُ ،آنان باشند كه خداى بر ايشان لعنت كند و لعنتكنندگان.و اصل«لعن»،طرد و ابعاد باشد-چنان كه بيان كرديم-و من قول الشّاعر،و هو الشّماخ و قد وصف ماء ورده:
ذعرت به القطا و نفيت عنه
مقام الذّئب كالرّجل اللّعين
اى المطرود المبعد.
و در شرع مراد به او ابعاد باشد از رحمت و ثواب.و قوله: وَ يَلْعَنُهُمُ اللاّٰعِنُونَ ، قتاده گفت:فريشتگان را خواست و پيغامبران را و مؤمنان را.
عطا گفت:جن و انساند.مجاهد گفت:هوامّ زمين است حتّى العقارب و الخنافس.
عبد اللّه عبّاس گفت:همه جانورانند مگر جنّ و انس.
ضحّاك گفت:چون كافر را در گور نهند،فريشتگان سؤال بيايند او را گويند:
من ربّك و من نبيّك و ما دينك،خدايت كيست و پيغامبرت كيست و دينت چيست؟گويد:ندانم.مطرقهاى از آتش به دست دارد،او را زخمى زند به آنكه همۀ خلايق بشنوند مگر جنّ و انس [٣]،هيچچيز نباشد كه آن آواز بشنود و الّا او را لعنت كند،فذلك قوله: أُولٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللّٰهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاّٰعِنُونَ .منكر و نكير او را گويند:لا دريت كذلك كنت فى الدّنيا،مداناش [٤]كه در دنيا همچونين نادان بودى.
عبد اللّه مسعود گفت:[١٨٤-پ] هرآن دو كس كه بر يكديگر لعنت كنند، لعنت بر آسمان شود،و پس فرود آيد آن را كه لعنت كرده باشد،مستحق نيابد با آن گردد كه لعنت كرده باشد،او را نيز مستحق نيابد،با جهودان گردد،فذلك قوله:
[١] .لب،فق،مب،مر:بيفتد.
[٢] .مج:نبود،ديگر نسخه بدلها:نباشد.
[٣] .فق،مب+را.
[٤] .آج:مدانادى.