روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٨ - ترجمه
آن جناح و حرج است،براى آنكه پنداشتند كه اقتدا[١٨٣-ر]به جاهليان [١]و بتپرستان است،چنان كه در سبب نزول گفته شد،و خلاف آنان كه در وجوب سعى خلاف كردند منقرض شد.اكنون اجماع است بر وجوبش،خلاف در آن است كه ركن است يا ركن نيست،و شرط هست در صحّت حجّ يا نيست.
و دليل ديگر بر وجوبش خبر ابو موسى كه گفت:در آمدم و رسول را در بطحاى مكّه يافتم.مرا گفت:چه لبّيك زدى؟گفتم:بر وفق لبّيك تو زدم.گفت:نيك كردى،آنگه گفت:
طف بالبيت [٢]و الصّفا و المروة ثمّ احلّ، اكنون طواف خانه بكن و سعى از ميان صفا و مروه،و آنگه حلال شو [٣].ظاهر امر رسول-عليه السّلام-بر وجوب باشد.
و قوله: وَ مَنْ [٤]تَطَوَّعَ خَيْراً ،حمزه و كسائى خواندهاند:فمن يطّوّع خيرا،به«يا» و تشديد«طا»و«واو»،و اصل او«يتطوّع»بوده است،هم آنچنان كردند كه گفتيم في قوله: أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمٰا ،از قلب و ادغام.
و مفسّران در معنى او خلاف كردند،امّا مجاهد و ابن زيد و عطا-كه مذهب ايشان ندب است-ايشان تمسّك كردهاند به اين آيت-و جواب از او برفت.و آنان كه وجوب گويند،گويند:اين متفضّل [٥]است از سعى.
حسن بصرى گفت:مراد آن است كه،هركه نفلى و سنّتى كند از ساير ابواب شرعيّات از نماز و روزه و جز آن.
مقاتل و كلبى گفتند:فمن زاد على الواجب فى الطّواف،يعنى هركه طواف سنّت كند.بعضى دگر گفتند:مراد آن است كه هركه عمرۀ سنّت كند.
فَإِنَّ اللّٰهَ شٰاكِرٌ عَلِيمٌ ،خداى تعالى سعى او مشكور كند.و مراد به شكر از خداى تعالى مجازات و مكافات و مقابلۀ به خير باشد،و انّما شكر خواند آن را تا لطيفتر لفظى گفته باشد تا مكلّف راغب شود به طاعات،و داناست به آنچه تو كنى تا بر او
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز دب:جاهلان.
[٢] .چاپ شعرانى(٣٩٤/١)+واسع بين.
[٣] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:شود.
[٤] .اساس و همۀ نسخه بدلها:فمن،با توجّه به ضبط قرآن مجيد،تصحيح شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:منفصل.