روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٥ - ترجمه
قريش بودند و كنانه و خزاعه و عامر و صعصعه،ايشان را براى شدّتشان حمس خواندند.ايشان بيامدند و رسول را-عليه السّلام-گفتند:يا رسول اللّه!أ من شعائر اللّه هذا،اين كه ما مىكنيم از مناسك هست؟خداى تعالى اين آيت فرستاد.
اكنون فقها خلاف كردهاند فى السّعى بين الصّفا[١٨٢-ر]و المروة.مذهب شافعى و مالك و احمد و اسحاق چنان است كه:سعى از ميان صفا و مروه از فرائض حجّ است،و حجّ بىآن درست نباشد اگر كسى رها كند به فديه از او بر نخيزد جز [١]كه قضا كند همان بعينه،و اگر از مكّه بشده باشد بازآيد و قضا كند همچنان كه طواف خانه.
و مذهب ابو حنيفه و سفيان ثورى و ابو يوسف و محمّد چنان است كه:اگر بازآيد و قضا كند نيكو باشد،و اگر نكند و فديه كند به خونى كه بريزد مجزى باشد از او.
و انس مالك گفت و عبد اللّه زبير و عطا و مجاهد كه:سعى از ميان صفا و مروه سنّت است.اگر كسى نكند بر او هيچ لازم نيايد.و گفتند:در قرائت عبد اللّه عبّاس و شهر بن حوشب و عبد اللّه مسعود چنين است كه:فلا جناح عليهما ان لا يطّوّف بهما.
و مذهب اهل البيت چنان است كه:سعى صفا و مروه ركنى از اركان حجّ است.هركه نكند حجّش درست نباشد.و كيفيّت اين آن است كه:هفت بار سعى كند از ميان صفا و مروه.ابتدا به صفا كند،و ختم به مروه.و مذهب فقها،همچنين است الّا اصحاب ظاهر از داود و اصحاب او و ابن جرير و ابو بكر الصّيرفىّ من اصحاب الشّافعىّ.و گفتند:در سعى اين مقدار بس بود كه از ميان اين دو كوه برود، اگر بر كوه نشود باكى نبود،و مذهب فقها همچنين است الّا مذهب ابن الوكيل من اصحاب الشّافعىّ،گويند [٢]:صعود واجب است.
دليل بر صحّت مذهب ما در اين مسائل طريقۀ احتياط و طريقۀ برائت ذمّت است،و قول رسول-عليه السّلام-كه او گفت:
يا ايّها النّاس كتب عليكم السّعى فاسعوا ،و معنى«كتب»،فرض باشد.
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+آن.
[٢] .مج،وز،آج،لب،فق،مب:كه او گويد،مر:و گفتند.