روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٧ - ترجمه
مقيم الى ان يبعث اللّه خلقه
لقاؤك لا يرجى و انت قريب[١٧٨-پ]
تزيد بلى في كلّ يوم و ليلة
و تنسى كما تبلى و انت حبيب
و اخبار و اشعار در اين معانى بىقياس است،و اين كفايت است اين جا.
أُولٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوٰاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ ،ايشان آنانند كه بر ايشان صلوات است از خداى ايشان.
عبد اللّه عبّاس گفت:اى مغفرة،مراد به صلوات اين جا مغفرت است.ابن كيسان گفت:صلوات اين جا ثناست،ديگران گفتند:صلات از خداى رحمت باشد،و تكرار براى اختلاف لفظين افتاد،چنان كه حطيئه گفت:
الا حبّذا هند و ارض بها هند
و هند أتى من دونها النّأى و البعد
و براى آن صلوات به جمع گفت كه صلاتى [١]خواست بعد صلاتى و رحمة [٢]بخشايشى. وَ أُولٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ،و ايشان راهيافتگانند،يعنى به رحمت و ثواب.
و گفتند:الى الحقّ و الصّواب،و گفتهاند:به كلمۀ استرجاع.و بعضى از صحابه چون اين آيت بخواندى [٣]گفتى [٤]:نعم العدلان و نعمت [٥]العلاوة،گفتى:نيك دو تنگ است،يعنى صلوات و رحمت،و نيك سربارى است،يعنى هدايت برسرى.
در تفسير اهل البيت آمد كه:اين آيات در حقّ اهل البيت است.از صادق-عليه السّلام-روايت است كه او گفت:سبب نزول آيت آن بود كه،چون خداى-جلّ جلاله-اين آيت فرستاد [٦]: وَ إِذِ ابْتَلىٰ إِبْرٰاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمٰاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ [٧]... ،رسول -عليه السّلام-گفت:
نعم الخليل ابراهيم ابتلى فصبر و اعطى فشكر و لو لا انّي اخاف على عترتي لسألت اللّه لهم الإمامة و ما لهم و للدّنيا فانّهم خلقوا للآخرة و خلقت الدّنيا لهم، گفت:نيك خليلى بود خداى را ابراهيم،ابتلا كردند او را صبر كرد،و بدادند او را شكر كرد،و اگر نه آنستى كه من بر عترت خود مىترسم،از خداى در خواستمى تا ايشان را امامت دادى،و لكن ايشان را با دنيا چه كارى كه ايشان را براى آخرت
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:صلواتى.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+و.
[٣] .دب،آج،لب:بخواندندى.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:گفتندى.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:نعم.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+كه.
[٧] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٢٤.