روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٤ - ترجمه
خواهد ذكر او كند و منع نه،و هرگه ] [١]با درگاه او شود او را يابد و حجاب نه، كفايت بودى.
هم او گفت:بيم آن است كه از دنيا بروم و مراد من از دو چيز برآمده نباشد و حقّ آن نگزارده باشم:ذكر خداى،و نوحه [٢]بر خويشتن.حقتعالى سه چيز به سه چيز وعده داد:ذكر به ذكر،و وفا به وفا،و فسحت به فسحت.ذكر به ذكر:
فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ... ،وفا به وفا: وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ... [٣]،فسحت به فسحت: فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللّٰهُ لَكُمْ [٤].
قوله: أَذْكُرْكُمْ ،تا تو را ياد كنم.ذكر خداى بنده را از دو وجه بود:يكى به آنكه [٥]مدحش فرمايد در كتابهاى خود بر زبان پيغامبران،و در آسمانها بر زبان فريشتگان،و در ملأ اعلى،و دوم به ايجاب ثواب ابد و كرامت و رضا[١٧٤-ر].
حسن بصرى گفت:شكر خداى چگونه گزاريم [٦]اگر ما را گفتى:ذكر من كنى در مواضعى مخصوص تا من ذكر شما كنم،آنگه اگر جان و مال بذل بايستى كردن تا آنجا رسند واجب بودى،فكيف كه مىگويد:بندۀ من به [٧]هر حال از حالات كه باشى فَاذْكُرُوا اللّٰهَ قِيٰاماً وَ قُعُوداً وَ عَلىٰ جُنُوبِكُمْ [٨]... ،و اگر ايستاده باشى و اگر نشسته باشى،و اگر بر پهلو خفته باشى.
كعب الاحبار گفت:موسى-عليه السّلام [٩]-گفت:يا رب!تو به بندگان خود نزديكى تا با تو سر گويند؟يا دورى تا تو را به آواز بلند [١٠]خوانند؟حقتعالى گفت:
يا موسى انا جليس من ذكرني، من همنشين آنم كه ذكر من كند [١١].
موسى گفت:بار خدايا!من بر حالاتى [١٢]باشم كه نخواهم كه برآن حال ذكر تو كنم،يعنى حالت جنابت و حالت قضاى حاجت.حقتعالى گفت:
اذكرني على
[١] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٢] .مج،دب،وز،مر:توجّه.
[٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٤٠.
[٤] .سورۀ مجادله(٥٨)آيۀ ١١.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز فق:يكى آنكه به آنكه.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:گزارم.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:بر.
[٨] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٠٣.
[٩] .مب+در مناجات.
[١٠] .دب:بلندى.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:مىكند.
[١٢] .دب:حالتى.