روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٠ - ترجمه
و امّا«اين»و«متى»چون«ما»در او باشد و نباشد جزم كنند،براى آنكه «ما»زيادت است[١٦٨-پ]در آنجا.
وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ ،و آن از خداى حقّ است و درست،يعنى تحويل قبله.و اين را دو معنى باشد:يكى آنكه حقّ است و از خداى صادر است،و عمل كردن بر او واجب است.و دوم آنكه:ثابت و مستقر است،منسوخ نخواهد شدن به قبلۀ ديگر چنان كه بيت المقدّس به كعبه منسوخ شد. وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ ،خداى تعالى بىخبر نيست از آنچه شما مىكنيد،يعنى شما كه مسلمانانى.و مورد مورد زجر و وعيد است تا مكلّفان به طاعت نزديك باشند و از معصيت دور.
ابو عمر تنها به«يا»خواند،يعنى غافل نيست ازآنكه جهودان مىكنند از عناد و كتمان حقّ.
قوله: وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ ،اهل علم در تكرار اين آيت سخن گفتند.ابو على مىگويد:فايده مختلف است و موضع مختلف،مراد به آيت اوّل آن است كه:هركجا بيرون شوى به نواحى و اقطار مدينه كه وقتها رفتهاى و روى به بيت المقدّس كرده،اكنون چون آن جاى روى،روى به كعبه كن [١].
و مراد به آيت دوم آن است كه:چون سفرهاى دور كنى كه از ميان تو و كعبه مسافت بعيد باشد،نبايد كه بعد مسافت مانع بود تو را ازآنكه روى به كعبه كنى.
در هر دو حال و بر هر دو وجه روى به كعبه آر،و چون چنين باشد و فايده و موضع مختلف بود تكرار نباشد.
و ابو مسلم مىگويد:چون غرض مختلف شد تكرار نباشد،نبينى كه در آيت اوّل بيان فرمود كه:روى به اين قبله كردن هركجا باشى حقّ است و از [٢]فرمان خداست،و در آيت دوم گفت:اين حقّ كه در آيت اوّل مقرّر شد هركجا باشى به جاى آر تا كسى را بر تو حجّتى نباشد،چون مورد و مقصد فايده مختلف شود تكرار نباشد،و اين هر دو وجه نيكوست.
و اصمّ گفت:مراد به آيت اوّل آن است كه،هركجا باشد از بيرون شهر در
[١] .مج،وز،دب،آج:كنى/كنيد.
[٢] .مج،وز:آن.