روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٢ - فصل در اخلاص از كلام علما و مشايخ
ابو سلمان [١]گفت:مرائى را سه علامت بود:در خلوت كسلان بود،و در ميان مردم بنشاط بود بر عمل،و چون مدحش كنند در عمل بيفزايد.
قوله: أَمْ تَقُولُونَ ،ابن عامر و حمزه و كسائى و خلف به«تا»خوانند على الخطاب،و باقى قرّاء به«يا»على الخبر عن الغائب.ام يقولون،يا [٢]مىگويند،يعنى جهودان و ترسايان،به قرائت آنكه به«يا»خواند.و آنكس كه به«تا»خواند، خطاب هم با ايشان است،يا مىگويى كه ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندان يعقوب جهود بودند يا ترسا.و همچنان كه بيان كرديم خبر از هر دو گروه درهم پيخته [٣]است،و تفصيل آنكه جهودان گفتند:اينان جهودان بودند،و ترسايان گفتند:ترسا بودند.و«ام»معادل است همزه استفهام را في قوله: قُلْ أَ تُحَاجُّونَنٰا فِي اللّٰهِ... ، أَمْ تَقُولُونَ ،تو جواب ده اى محمّد: قُلْ أَ أَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللّٰهُ ،بگو شما عالمترى [٤]به احوال و اديان ايشان يا خداى!و اگر چنان است كه قول شما در حقّ ايشان از حوالت جهودى و ترسايى بر ايشان درست است،خداى چنان دانسته باشد، و اگر بنگويد [٥]گواى [٦]پنهان كرده باشد [٧]و اگر گواى [٨]كه داند پنهان كند از او ظالمتر كه باشد،؟يعنى كس نباشد از او ظالمتر.و«من»استفهامى است،«اظلم» افعل تفضيل است،و در اين آيت دليل است بر آنكه قبيح از قديم تعالى قبيحتر باشد،چون عالمى و استغنا در حقّ او بليغتر است،خلاف آنكه مجبّران گفتند:
قبيح از ما قبيح باشد از خداى تعالى قبيح نباشد،براى آنكه مورد آيت آن است كه:
آنكس كه گواى [٩]داند و پنهان كند ظالم باشد،و اگر خداى تعالى كند ظالمتر باشد-تعالى عن ذلك علوّا كبيرا.
وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ ،اين«با»در خبر«ما»ى نافيه و در خبر ليس شود براى تأكيد نفى را،تقول:ما زيد بمنطلق،و مرجع غفلت با نفى علم باشد. عَمّٰا تَعْمَلُونَ ،به
[١] .همۀ نسخه بدلها:ابو سليمان.
[٢] .اساس:آيا،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.
[٣] .فق،مب،مر:بيخته.
[٤] .مر:داناترى.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:نگوييد.
[٩] [٦] .همۀ نسخه بدلها:گواهى.
[٧] .آج،لب،فق،مب،مر:كرده باشيد.
[٨] .مر:و اگر هركه گواهى داند و.