روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٣ - ترجمه
و«امّة»،امّ باشد يعنى مادر،و امّت قامت باشد،يقال:فلان حسن الامّة،اى القامة،في قول الشّاعر:
و انّ [١]معاوية الاكرمي
ن حسان الوجوه طوال الامم
اى القامات.
قَدْ خَلَتْ ،كه گذشتند،يعنى ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندان ايشان. لَهٰا مٰا كَسَبَتْ ،ايشان راست آنچه كردند.
حقتعالى در اين آيت بيان عدل خود كرد و آنچه [٢]او ثواب عمل كسى به كسى دگر ندهد،و به گناه كسى كسى ديگر را نگيرد.گفت:كار ايشان ايشان راست و كار شما شما را،ايشان را از شما نپرسند و شما را از ايشان نپرسند،پس هركسى [٣]را كردۀ خود جزا دهند،چنان كه گفت: كُلُّ نَفْسٍ بِمٰا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ [٤]و: كُلُّ امْرِئٍ بِمٰا كَسَبَ رَهِينٌ [٥]، وَ لاٰ تَزِرُ وٰازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرىٰ [٦]... ،و امثال اين آيات كه خداى تعالى در اين معنى فرمود و او بيان عدل خود كرد.
و در وجه اتّصال اين آيت به آيت مقدّم،گفتند:چون حقتعالى از جهودان حكايت كرد كه ايشان بر ابراهيم-عليه السّلام-حوالت جهودى كردند،و ترسايان حوالت ترسايى كردند،حقتعالى [١٥٤-ر]در آيات مقدّم جواب ايشان بازداد و ردّ كرد بر ايشان بقوله: أَمْ كُنْتُمْ شُهَدٰاءَ .
آنگاه گفت:احسب كه چنين است شما را از آن چيست،شما را از عمل او نپرسند و او را از عمل شما،و اين وجهى نيكوست.
وَ قٰالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصٰارىٰ تَهْتَدُوا ،و اين حكايت است از جهودان و ترسايان درهم پيخته چنان كه بيانش در آيات مقدّم برفت،يعنى جهودان گفتند:جهود باشى، و ترسايان گفتند:ترسا باشى.
آنگاه در آيت چنين نهاد كه:امّا اين و امّا آن،يعنى اگر از اينان شنوى مدح
[١] .آج،لب،فق،مب،مر:فانّ.
[٢] .مج،وز:آنكه.
[٣] .مج،وز:بل هر نفسى را،آج،لب،فق،مب،مر:هر نفسى را.
[٤] .سورۀ مدّثر(٧٤)آيۀ ٣٨.
[٥] .سورۀ طور(٥٢)آيۀ ٢١.
[٦] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٦٤.