روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٨ - ترجمه
آنجا نهادند و هر جنس متاع و ميوه و انواع نعمت آنجا مىبردند،و اين قصّۀ آن است كه چگونه [١]مأمن گشت من حيث الظّاهر.
امّا من حيث الحكم خلاف كردند.بعضى علما گفتند:مكّه حرم بود پيش ازآنكه ابراهيم-عليه السّلام-دعا كرد،و از عهد آدم-عليه السّلام-كه بيت المعمور [٢]آنجا بنهادند براى او،او محترم و مميّز بود،و پيش از آدم-عليه السّلام-در بدايت خلق زمين،كه خداى تعالى اول بقعهاى كه از زمين آفريد بكّه [٣]بود جاى كعبه،آن را حرمى محرّم كرد و به حرمت مميّز كرد از همه زمين،و زمين از زير آن به در آورد، از اين جا مكه را امّالقرى خوانند كه اصل همۀ زمين از اوست،و بمثابت متولّدى است از او.
و بيان آنكه مكّه هميشه محرّم [٤]بود آن است كه در خبر مىآيد كه:چون رسول -عليه السّلام-مكّه بگشاد،خزاعىاى [٥]،هذلىاى [٦]را بكشت،پيغامبر-عليه السّلام- خطبهاى كرد و در آن خطبه گفت:بدانى [٧]كه خداى تعالى مكّه را حرمى محرّم [٨]كرد آن روز كه آسمان و زمين آفريد.حلال نباشد كسى را كه به خداى و قيامت ايمان دارد كه آنجا خون ريزد،يا درخت او ببرد.و خداى تعالى هيچكس را حلال نكرد اين حرم الّا مرا يك ساعت و پس از آن حرام كرد.الا!و هركه حاضر است سخن من بشنوى و يادگيرى و به غايبان برسانى.و اگر كسى گويد [٩]پيغامبر آنجا خون ريخت،بگوى [١٠]كه:خداى او را حلال كرد يك ساعت،باز حرام كرد تا به روز قيامت.
و روايت كردهاند از عبد اللّه عبّاس كه گفت:چون خانۀ خداى بيران [١١]كردند، چون به اساس ابراهيم-عليه السّلام-رسيدند،سنگى بيافتند برآن نقش كرده
[١] .همۀ نسخه بدلها:چون.
[٢] .مج+بود.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:مكّه.
[٤] .دب،لب،فق،مب،مر:محترم.
[٥] .دب،آج،لب:فق،مب،مر:خزاعه.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:هذيلى.
[٧] .بدانى/بدانيد.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:محترم.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+نه.
[١٠] .آج،لب:بگوييد،مب:بگو،دب،فق:بگويد.
[١١] .فق:ويران.