روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٠ - ترجمه
گفت:امّا غربا را طواف،و امّا مقيمان و مجاوران را نماز.
عطاء بن كثير روايت كند [١]كه،رسول-عليه السّلام-گفت:
المقام بمكّة سعادة و الخروج منها شقاوة ،مقام كردن به مكّه سعادت است،و از مكّه بيرون آمدن شقاوت است.
و مقاتل گفت:هركه او مجاورت كند به مكّه يا به مدينه،و نه از اهل اين [٢]شهر [٣]باشد،براى مزد و احتساب فرداى قيامت در شفاعت رسول بود-صلّى اللّه عليه و على آله:
عبد اللّه عبّاس روايت كند از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:هركه او ماه رمضان به مكّه دريابد [٤]و چندان كه تواند مقام كند،حقتعالى چندان ثوابش دهد كه آنكس را كه صدهزار ماه رمضان روزه داشته باشد نه به مكّه،و به هرروزى كه روزه دارد آنجا چنان بود كه بردهاى آزاد كرده،و به هر شبى همچنين،و به هرروزى و به هر شبى اسپى در سبيل خداى بازبسته.
و رسول-عليه السّلام-اهل حرم را«اهل اللّه»خواند آنگه كه اسيد بن عتّاب را به عامل مكّه كرد،گفت:تو را به عامل كردم بر شهرى كه در آنجا اهل خدااند.و در اخبار ما چنين آمده است كه:مجاورت به مكّه مكروه است،و به مدينه رسول -عليه السّلام-مستحبّ.
مردى بود او را حسين بن عكك الرّازى [٥]گفتندى-مردى مالدار بود-به مكّه رفت و به مجاورت بنشست و پشت بر خانومان و اسباب و املاك كرد و سالها آنجا بماند،سالى همشهريان او به حجّ بودند،او را گفتند:تو را هيچ آرزو نمىآيد كه با سر املاك و اسباب خود آيى؟آهى بزد و گفت:چه اميد بازآمدن است [٦]كشتهاى را كه او را رمقى مانده بود؟آنگه اين بيت برخواند:
حسب المحبّ من الحبيب بعلمه
أنّ المحبّ ببابه مطروح
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:مىكند.
[٢] .دب:آن.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:شهرها.
[٤] .وز:درماند،دب،آج،لب،فق،مب،مر:درآيد.
[٥] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:حسين بن عكك،مب:حسين بن عكل.مر:حسين بن علك.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+با دنيا.