روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٧ - ترجمه
وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ ،و هركه به آن كفر آرد، فَأُولٰئِكَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ ،ايشان آنانند كه زيانكارانند براى آنكه هركس كه حظّ خود از ثواب آخرت به عاجل دنيا بدل كند و به كتاب و رسول خدا كافر شود،اين بازرگانى بود با زيان،و خداوندش زيانكار بود.
قوله: يٰا بَنِي إِسْرٰائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ ،تا پس دو آيت الى قوله: وَ لاٰ هُمْ يُنْصَرُونَ مكرّر است مثل اين هر دو آيت از پيش برفت،و آنچه تفسير و شرح آن است گفته شد،وجهى نبود اعادت آن را جز كه سخن بايد گفتن بر سؤال سائل.
اگر گويد:چرا خداى تعالى تكرار كرد اين دو آيت را با آنكه يكبار در اين سورت بگفت به اتّفاق لفظ و معنى اين نه چون لغوى باشد؟جواب آن است كه گوييم:امّا آيت اوّل متضمّن است ذكر نعمتهاى خداى كه بر بنى اسرايل كرد،و آيت ما [١]خطاب جهودان و ترسايان عهد رسول است،حقتعالى نعمتهايى[١٣٧-پ] كه با ايشان و با پدران ايشان كرد يادشان داد تا در شكر او بيفزايند و كفران نكنند.
و امّا آيت دوم متضمّن است ذكر وعيد را و ترسانيدن از روز قيامت،و آنكه او [٢]روزى باشد كه كس از كس غنا نكند،و قبول فديه [٣]نباشد،و شفاعت شافع در حقّ كفّار نافع نباشد،و اين هر دو آن است كه به تذكير او مكلّف به صلاح نزديك شود و از فساد دور شود،و آنچه اين صورت دارد تكرار و تذكار او مكلّفان را لطف باشد.يك وجه حسن تكرار اين باشد.
وجهى دگر آنكه:روا بود كه مخاطب اين آيت جماعتى دگر باشند،چه معلوم است كه اين هر دو آيت در دو موضع [٤]اين سورت به يكوقت فرونيامد،پس چون مخاطب مختلف بود تكرار نكو بود تا مخاطب بداند كه او مخصوص است در اين وقت به اين آيت [٥]به اداى واجبات از شكر نعمت و جز آن،و اجتناب مقبّحات از
[١] .كذا:در اساس،وز،دب،لب،فق،مب،مر،مج:با،اساس در زير كلمه آورده است:كه با آن،آج:كلمۀ «ما»خطخوردگى پيدا كرده است.
[٢] .آج،فق،مر:آن.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+از.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:خطاب.