روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٣ - ترجمه
خداى شود،يقول النّاس ما ذا خلّف و تقول الملائكة ما ذا قدّم،همۀ همّت مردم آن [١]بود كه گويند:چه بگذاشت،و همۀ همّت فريشتگان آنكه [٢]گويند:چه از پيش بفرستاد.
حميد طويل روايت كند از انس مالك كه گفت:چون فاطمه زهرا -عليها السّلام-با جوار رحمت ايزدى شد،اميرالمؤمنين -عليه السّلام-در مرثيۀ او اين دو بيت گفت:
لكلّ اجتماع من خليلين فرقة
و كلّ الّذي دون الفراق قليل
و انّ افتقادي فاطما بعد احمد
دليل على أن لا يدوم خليل
آنگه در گورستان رفت و گفت:
السّلام عليكم يا اهل القبور،اموالكم قسمت و دياركم سكنت و نسائكم نكحت هذا خبر ما عندنا فما خبر ما عندكم ،سلام بر شما باد اى اهل گورها،مالهايتان بازبخشيدند و سراهايتان در او نشستند،و زنانتان شوهران باز كردند.اين خبر آن است كه به نزديك ماست،خبر آنچه به نزديك شماست چيست؟هاتفى از كنارى آواز داد:ما اكلنا ربحنا و ما قدّمنا وجدنا و ما خلّفنا خسرنا، آنچه خورديم سود كرديم،و آنچه از پيش بفرستاديم يافتيم،و آنچه بازگذاشتيم [٣]زيان كرديم.
و رسول-صلّى اللّه عليه و آله-چنين گفت كه:
ليس لك من مالك الّا ما أكلت فافنيت او لبست فابليت او تصدّقت فأمضيت ،گفت:از مال تو تو را نصيب نيست الّا آنچه بخوردى [٤]فانى كردى [٥]،يا در پوشيدى كهنه كردى،يا بدادى بگذرانيدى.
و در خبر است كه:رسول اللّه-عليه السّلام-گوسپندى به حجرۀ عائشه بكشت، درويشان مدينه خبر بيافتند مىآمدند و مىخواستند،و رسول-عليه السّلام-مىداد.
چون شب در آمد از آن گوسپند هيچ نمانده بود الّا گردنش.عائشه را پرسيد كه از اين ذبيحه چه مانده است؟گفت:هيچ نمانده مگر گردنش.گفت [٦]:ماند [٧]مگر گردنش،
[١] .همۀ نسخه بدلها:مردمان آن.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز دب+بود.
[٣] .وز:بازگذاشتيم.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+و.
[٥] .كردى/كرديد.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+بگوى همه.
[٧] .دب،لب،مب،مر:مانده.