روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٣ - ترجمه
آنكه نسخ و انسخ به يك معنى باشد.دگر آنكه:انسخت الكتاب اذا امرت بنسخه [١].يقال:نسخت الكتاب و انسخته غيري اذا جعلته ناسخا له،چنان كه:حفرت بئرا و احفرت زيدا بئرا،اى جعلته حافرا لها.
قوله: أَوْ نُنْسِهٰا ،جمله قرّاء خواندند:«او ننسها»،مگر ابو عمرو و ابن كثير كه ايشان خوانند:«او ننساها» [٢].آنان كه«ننسها»خوانند،من الانساء باشد،افعال من النّسيان،يا [٣]از ياد ببريم ايشان را آن آيتها.
و قوّت اين قول و بيان او آن است كه،روايت كردهاند كه،سهل بن حنيف گفت:يك روز مردى در مجلس رسول خدا-صلّى اللّه عليه و آله-بر پاى خاست و گفت:يا رسول اللّه!چند آيت قرآن دانستم كه در نماز شب [٤]خواندمى [٥]،دوش برخاستم فراموش كرده بودم.چندان كه خواستم تا ياد [٦]آرم،يك حرف يادم نيامد.
ديگرى برخاست،گفت:مرا هم اين افتاد،و ديگرى هم چنين.رسول اللّه-صلّى اللّه عليه و آله-گفت كه:بدانى كه چرا چنين بود؟خداى تعالى-جلّ جلاله [٧]-آن آيتها منسوخ كرد،و چون آيتى منسوخ كند از يادها و دلها ببرد.اين يك قول است در معنى أَوْ نُنْسِهٰا [١٢٨-ر].
وجهى دگر آن است كه:او نتركها،و در اين وجه نسى و انسى به يك معنى باشد،و نسيان در كلام عرب ترك بود،من قوله تعالى: نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِيَهُمْ [٨]... ،اى تركوا طاعة اللّه فتركهم من الثّواب،و كذلك قوله تعالى: كَذٰلِكَ أَتَتْكَ آيٰاتُنٰا فَنَسِيتَهٰا وَ كَذٰلِكَ الْيَوْمَ تُنْسىٰ [٩].
و وجه دگر آن است كه:«ننسها»نأمر بتركها،بفرماييم تا رها كنند،چنان كه شاعر گفت:
انّ علىّ عقبة اقضيها
لست بناسيها و لا منسيها
[١] .اساس:بنسخها،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+اما.
[٣] .مب:ما.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:شب در نماز.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر:مىخواندم.
[٦] .مب،مر:با ياد،فق:كه تا ياد،مب،مر:كه با ياد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٨] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٦٧.
[٩] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ١٢٦.