روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠١ - ترجمه
وقت،يكى باشد،هرچه جامع بود اين چهار شرط را بدا بود،مثال او چنان كه زيد را گويد:نماز پيشين كن چهار ركعت،آنگه پيش ازآنكه وقت درآيد گويد:مكن، اين بدا باشد،و اين بر خداى تعالى روا نيست براى آنكه اين،آنكس كند كه عالم نباشد به عواقب امور،و عالم بود به علم محدث.چون كارى بفرمايد كه گمان چنان برد كه آن مصلحت است،آنگه پيدا شود او را به علمى كه پديد آيد او را كه آن مصلحت نبود پشيمانش شود نهى كند از آن.
و براى آن گفتيم در نسخ كه ازالت مثل حكم ثابت [١]باشد،و نگفتيم كه ازالت حكم باشد،تا فرق بود ميان نسخ و بدا،و هرگه كه اين چهار شرط يكى نباشد،بدا نبود،بل كه نسخ باشد،پس هر امرى بعد نهيى [٢]يا نهيى [٣]بعد امرى كه جامع باشد اين شرايط را آن بدا بود.
و امّا«تخصيص»،اخراج چيزى باشد از حكم جمله به دليل،و از ميان مسلمانان خلافى نيست در جواز نسخ،و لكن [٤]خلاف در اين باب با جهودان است.
و نسخ بر سه وجه بود:نسخ لفظ باشد و حكم معا،و نسخ لفظ باشد بىحكم، و نسخ حكم باشد بىلفظ.
امّا نسخ حكم [٥]دون لفظ چون آيت تخفيف قتال است كه خداى تعالى در اوّل فرمود كه يك مسلمان با ده كافر قتال كند،و اگر روى از او برگرداند فاسق و عاصى بود في قوله: يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتٰالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صٰابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا [٦]... ،آنگه اين حكم منسوخ كرد بقوله: اَلْآنَ خَفَّفَ اللّٰهُ عَنْكُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صٰابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ [٧]... ،حقتعالى گفت:من اين حكم منسوخ بكردم،يك مرد با دو مرد بايد كه [٨]مقاومت كند،پس حكم منسوخ بكرد و تلاوت بر جاى رها كرد[١٢٧-پ].
[١] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٢] [٣] .همۀ نسخه بدلها:نهى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:نسخ شرايع و انّما.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر:نسخ الحكم.
[٦] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ٦٥.
[٧] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ٦٦.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:تا.