معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - مشاوره - سبحانى نيا محمد

مشاوره
سبحانى نيا محمد

مشاوره پرسش از شما پاسخ از ما محمد سبحانى نيا دعوت به نماز تفاوت زن و مرد در ارث هدف از ازدواج فلسفه غيبت امام زمان(ع) مختار بودن فرشتگان گريه بر ميت نگاه به عكس و فيلم مراحل توبه سلاح امام زمان(ع) سود بانكى با سپاس و تشكر از عزيزانى كه با ارسال نامه, سؤالات و مشكلات تربيتى, روحى خانوادگى و مسائل مذهبى و اعتقادى خود را مطرح مى نمايند, گفتنى است از آن جا كه طرح همه مطالب شما در اين بخش ميسور نيست, به مواردى از آن ها كه عموميت داشته و از اهميت بيش ترى برخوردارند, مى پردازيم: دعوت به نماز خواهر م ـ الف, شماره اشتراك ٥٤٤٥, از اصفهان برادر شانزده ساله اى دارم كه از نماز خواندن خجالت مى كشد, چگونه او را به خواندن نماز سوق دهيم؟ ? در مواردى بى رغبتى نوجوانان به نماز و شرم و حيا در انجام اين فريضه بزرگ, نتيجه كوتاهى و سهل انگارى خانواده ها است. اغلب كسانى كه در سنين بالاتر وظايف عبادى خود را به دلايل متعددى از جمله راحت طلبى انجام نمى دهند, به اصول و فروع دين بى اعتقاد نيستند, بلكه ممكن است قبلاً تشويق نشده و ورزيدگى لازم را به دست نياورده اند يا با دوستان خوب نشست و برخاست نكرده و در نمازهاى جمعه و جماعت حاضر نشده اند. از اين رو اسلام به والدين سفارش مى كند كه فرزندان خود را به عبادات تمرينى تشويق كنند و منتظر نمانند آن ها به سن بلوغ برسند. براى تشويق برادرتان به نماز, راه كارهايى پيش نهاد مى شود: ١. استمداد از دوستان جوان: از آن جا كه نوجوانان از يك ديگر بهتر و زودتر اثر مى پذيرند, دوستان جوان و مؤمن در اين باره مى توانند نقش تعيين كننده اى داشته باشند. بررسى هاى علمى نشان مى دهد كه در دوره نوجوانى, اثرپذيرى نوجوان از هم سالان از هركس ديگر بيشتر است. حتى بعضى معتقدند پيرمردها نيز از سال مندان اثرپذيرند. ٢. تحريك عواطف: نوجوان از پند و نصيحت و امر و نهى كردن گريزان است. او گمان مى كند انگيزه پند و اندرز دادن در بزرگ ترها آن است كه خود را كامل و داراى قدرت درك بالا, و او را موجودى ناتوان و فاقدِ قدرتِ تشخيص مى دانند. بنابراين براى تشويق برادرتان به نماز بايد از روش هاى غير مستقيم استمداد طلبيد; مانند: اظهار محبت و تشويق, ارسال هديه و كتاب هاى آموزنده درباره نماز همراه با سجاده و تسبيح, تشكيل جلسات صميمى با اعضاى خانواده و بحث گروهى درباره اهميت نماز و حضور دسته جمعى اعضاى خانواده در مراسم مذهبى و نمازجمعه و جماعت. ٣. استمداد از معلمان: كلام معلم در نوجوان تأثير فوق العاده اى دارد. از معلمى كه مورد توجه ايشان است, بخواهيد به صورت خصوصى او را به نماز خواندن ترغيب كند. مختار بودن فرشتگان خواهر پروين محمدى طباطبايى, شماره اشتراك ١١٥٣, از بروجرد آيا فرشتگان مجبورند يا مختار؟ اگر مختار نيستند فطرس ملك چگونه تمرد كرد؟ به فرمايش قرآن مجيد, فرشتگان درباره امور الهى عصيان نمى ورزند;١ به تعبير امام على(ع), آنان نفس اماره ندارند و عقل و نور محض هستند.٢ اما اين كلام به معناى مجبور بودن ملائكه نيست. قرآن مجيد مى فرمايد: (خداوند به آسمان و زمين فرمود: بياييد چه از روى اختيار و چه از روى اكراه. آن دو گفتند: ما با اختيار آمديم.)٣ به طور قطع فرشتگان از عالم جمادات و نباتات و حيوانات والاتر و باعظمت ترند. كلمات امام على(ع) در نهج البلاغه به نوعى بر اختيار ملائكه دلالت دارد. آن حضرت در وصف ملائكه مى فرمايد: كندى غفلت ها بر قاطعيت كوشش و تلاش آنان نفوذى ندارد و عوامل فريبنده شهوات, دست به سوى همت هاى آنان نمى يازد.٤ نسبت دادن مقولاتى به فرشتگان از قبيل: همت و عزم, بر وجود اراده و حتى عزم آنان, كه از آثار اختيار است, دلالت دارد. علامه طباطبائى(ره) مى گويد: (تكليف فرشتگان با تكليف انسان ها تفاوت دارد. فرشتگان, خلقى از مخلوقات خدا هستند كه داراى ذوات پاك نورانى بوده و اراده نمى كنند مگر آن چه را خدا اراده كرده و انجام نمى دهند مگر آن چه را فرمان داده است; از اين رو در عالم فرشتگان, جزا و پاداش و ثواب و عقابى در كار نيست و در حقيقت, ملائكه مكلف به تكاليف تكوينى اند نه تشريعى.)٥ علامه جعفرى(ره) نيز در شرح اين كلام اميرالمؤمنين(ع) كه (فرشتگان اسيران ايمانند),٦ مى نويسد: (اتصاف فرشتگان به صفات و اخلاق فاضله و امتيازات عاليه, از روى يك جريان جبرى محض نمى باشد, لذا اين جمله را نبايد به معناى ظاهرى آن كه جبر است, منظور نمود; بلكه بايد به گونه اى تفسير كرد كه اتصاف فرشتگان به صفات و اخلاق فاضله سازگار بوده باشد. مى توان گفت: به جهت فهم و درك عالى كه فرشتگان درباره ضرورت و عظمت ايمان دارند, به قدرى اشتياق و علاقه آنان به ايمان شديد است كه شبيه به اسير و وابسته به ايمان مى باشند.)٧ بنابراين مى توان گفت: (فرشتگان مجبور به عبادت نيستند, بلكه مجبول به عبادت اند; يعنى سرشت آن ها به گونه اى است كه شوق به عبادت, ايشان را به پرستش واداشته و آنان را در بندگى حق تعالى بى تاب نموده است.)٨ اما داستان فطرس ملك را كه بعضى از كتاب ها آورده اند, در يكى از جزيره هاى دريا, بال و پرش بر اثر كندى و سستى در انجام امر الهى شكسته شد و به بركت امام حسين(ع) خداوند دوباره به او بال عطا كرد و به آسمان رفت,٩ بعضى از بزرگان در صحت اين حديث خدشه كرده اند. علامه طباطبائى(ره) مى گويد: (بايد دانست كه تمام گروه هاى فرشتگان, به تصريح قرآن و روايات متواتر, معصوم اند. تنها در پاره اى از روايات مانند قصه فطرس, خلاف اين معنا بيان شده است. اين روايات علاوه بر اين كه خبر واحدند, خالى از ابهام نيز نيستند.)١٠ مراحل توبه برادر محسن زارع زاده, شماره اشتراك ٢٩٣١, از ابركوه مراحل توبه كدام اند؟ گفته شده هر دسته از مردم يك نوع توبه اى دارند: توبه انبيا از پريشانى باطنى است, توبه اوليا از اين است كه مبادا دامنشان آلوده به خطرات شود, توبه اصفيا از تأخير اعمال است, توبه مخصوصان از توجه به غير خدا است و توبه عوام مردم از ارتكاب گناهان است.١١ اميرالمؤمنين(ع) درباره مراحل توبه مى فرمايد: استغفار, مقامِ بلند مرتبگان است كه شش مرحله دارد: ١. پشيمانى از گذشته; ٢. تصميم بر ترك و بازگشت هميشگى در آينده; ٣. اداى حقوق مردم; ٤. اداى واجبات الهى; ٥. آب كردن گوشت هايى كه در اثر حرام روئيده شده با اندوه بر گناه; ٦. چشيدن زحمت طاعت به مقدار شيرينى گناه.١٢ البته عده اى از بزرگان و از جمله مرحوم مجلسى(ره) گفته اند: غير از مرحله اول و دوم, نزد عموم دانشمندانِ علم كلام, از شرايطِ كمالِ توبه است نه از شرايط اصل آن.١٣ مرحوم علامه حلى در شرح تجريد مى گويد: امور چهارگانه از اجزاى توبه به شمار نمى روند و عقاب, با اصل توبه ساقط مى شود. اما آن چه مانند اداى واجبات و حق الناس و غيره ذكر شده, اگر ترك شود, ترك اين امور, خود ترك تكاليف جديدى است كه خود كيفر جديدى خواهد داشت و مربوط به اصل توبه نيست.١٤ بنابراين به اعتقاد ايشان, امور مذكور واجبات مستقلى هستند كه در مفهوم توبه دخالتى ندارند. استاد مطهرى(ره) در شرح روايات فوق مى گويد: (علما اين طور درك كرده اند كه دوتا از اين ها ركن و اساس توبه, دوتاى ديگر شرط قبولى توبه و دوتاى آخر شرط كامل شدن توبه هستند. ركن توبه, ندامت از گناه و عزم بر تكرار نشدن آن است و شرط توبه, اداى حقوق الهى و حق الناس است. و آب شدن گوشت هايى كه در حرام روييده شده و چشيدن رنج طاعت, شرط كمال توبه است.)١٥ حضرت امام خمينى(ره) نيز روايت فوق را به همين معنا تفسير كرده و فرموده اند: (بدان كه از براى هريك از منازل سالكان مراتبى است كه به حسب حالات قلوب آن ها فرق مى كند. شخص تائب اگر بخواهد به مرتبه كمال آن نائل شود بايد تدارك تروك را كه كرد, تدارك حظوظ را نيز بكند; يعنى حظوظ نفسانيه اى كه در ايام معاصى براى او حاصل شده بود بايد تدارك كند… پس شخص تائب بايد مردانه قيام كند و رياضات جسميه و روحيه به خود بدهد تا تبعات و آثار آن به كلى مرتفع شود. پس به واسطه رياضات جسميه و امساك از مقوّيات و مفرحات و گرفتن روزه مستحبى و يا واجبى, اگر به عهده او است, گوشت حاصل از معاصى يا در ايام معاصى را ذوب كند… البته انسان كه در مرحله اولى مى خواهد وارد منزل توبه شود گمان نكند آخر مراتب را از او خواسته اند و به نظرش راه صعب و منزل پر زحمت آيد و يك سره ترك آن كند. هر مقدارى كه حال سالك طريق آخرت اقتضا مى كند, همان اندازه مطلوب و مرغوب است.)١٦ تفاوت زن و مرد در ارث خواهر سميه شهبازيان, شماره اشتراك ٢٧٨١, از ايوان غرب چرا در اسلام سهم زنان در ارث نصف سهم مردان است؟ در زمان ظهور اسلام, محروميت زنان از ارث در ميان همه اقوام و ملل بشرى در سطح دنيا وجود داشت و زن به هيچ يك از عناوين: همسر, مادر, دختر و يا خواهر, ارث نمى برد. اسلام در اين باره انقلابى به وجود آورد و درحقيقت اولين نظام حقوقى جهان بود كه به زنان, حق ارث عطا كرد.١٧ در دوران جاهلى نه تنها به زن ارث نمى دادند بلكه بدون توجه به رضايت او همانند ديگر اموال متوفا به ارث مى بردند; اين قانون جاهلى به وسيله قرآن كريم منسوخ شد.١٨ در نظام اسلامى, زنان با عناوين مختلفى چون: همسر يا فرزند و يا خواهر از ارث بهره مند مى شوند. اسلام احكام ارث را تنها براساس جنسيت يعنى مرد يا زن بودن وضع نكرده, بلكه براساس مسئوليت مالى است كه اين دو در خانواده دارند. از اين رو در پاره اى از موارد زن بيش از مرد سهم مى برد; مانند موردى كه ميت غير از پدر و دختر. وارث ديگرى نداشته باشد, كه در اين جا پدر يك ششم ارث مى برد و مابقى تركه (اموالى كه از ميت باقى مانده) به دختر مى رسد. در مواردى زن همتاى مرد ارث مى برد; مانند صورتى كه ميت فرزند و پدر و مادر داشته باشد كه هركدام از پدر و مادر به طور يك سان يك ششم ارث مى برند و سهم پدر به عنوان مرد بودن بيش از سهم مادر نيست. اما در مواردى كه زن نصف مرد ارث مى برد حكمتى دارد كه ائمه(ع) آن را بيان كرده اند. امام رضا(ع) در اين باره مى فرمايد: زن وقتى كه شوهر كرد, مالى به عنوان مهر مى گيرد و هزينه زندگى زن به عهده مرد است. مرد بايد نفقه و ساير مخارج زن را بدهد ولى بر عهده زن چيزى نيست; از اين جهت حق مرد بيشتر است.١٩ در روايتى ديگر امام صادق(ع) فرموده اند: علتش اين است كه اسلام سربازى را بر زن واجب نكرده و مهر و نفقه را بر مرد لازم شمرده است و در بعضى از جرائم اشتباهى كه خويشاوندان مجرم بايد ديه بپردازند زن از پرداخت ديه و شركت با ديگران معاف است.٢٠ استاد مطهرى مى گويد: اسلام, مهر و نفقه را امورى لازم و مؤثر در استحكام زناشويى و تأمين آسايش خانوادگى و ايجاد وحدت ميان زن و شوهر مى شناسد و چون مهر و نفقه را لازم مى داند به اين سبب قهراً از بودجه زندگى زن كاسته شده است و تحميلى از اين نظر بر مرد شده است, اسلام مى خواهد اين تحميل از طريق ارث جبران شود; پس مهر و نفقه است كه سهم الارث را تنزل داده است.٢١ بنابراين قانون ارث نمى خواهد بگويد انسانيت زن در مقايسه با مرد نقصان دارد, بلكه مى خواهد بين حقوق و وظايف تعادل برقرار كند. گريه بر ميت خواهر زهره بلوچ محمدرضايى, شماره اشتراك ٢٥٣٥, از رفسنجان آيا گريه كردن بر ميت در اسلام حرام است؟ ? از ديدگاه اسلام, گريه بر ميت منع شرعى ندارد. از بين مسلمانان, ابن تيميه, پايه گذار فرقه وهابيت, ندبه و نوحه گرى بر ميت را از گناهان كبيره مى داند,٢٢ در حالى كه خود پيامبر(ص) بارها در عزاى از دست دادن دوستان خود گريسته است. در تاريخ آمده است: در سال هشتم هجرت, رسول خدا(ص) فرزندش ابراهيم را از دست داد و او را در قبرستان بقيع به خاك سپرد. آن حضرت براى او آن قدر گريست كه اشك بر محاسنش جارى شد. وقتى دليل آن را از حضرت جويا شدند, فرمود: اين گريه خشم و نارضايتى نيست, بلكه گريه رحمت و رأفت است و كسى كه رحم نكند مورد رحمت واقع نمى شود.٢٣ آن حضرت در شهادت حمزه, گريه كرد و از اين كه مى بيند حمزه گريه كننده ندارد ناراحت مى شود و مى فرمايد: حمزه گريه كننده ندارد.٢٤ و بعد از آن كه خبر به شهادت رسيدن جعفر طيار را مى شنود به خانه همسرش مى رود و به او تسليت مى گويد و مى فرمايد: راستى براى شخصيتى مثل جعفر بن ابى طالب گريه كنندگان بايد گريه كنند.٢٥ از گريه كنندگان معروف تاريخ, حضرت زهرا(ع) و امام زين العابدين(ع) هستند. امام سجاد(ع) بيست سال بر پدر بزرگوارش مى گريست.٢٦ البته در روايتى از پيامبر(ص) نقل شده كه فرموده اند: شخص ميت به دليل گريه براى بازماندگانش عذاب نمى شود,٢٧ ولى به چند دليل اين روايت مخدوش است: ١. سند روايت فوق مورد بحث و قابل تأمل است; ٢. چنان كه اشاره شد, قول و عمل رسول خدا(ص) خلاف آن را نشان مى دهد; ٣. اگر گريه زندگان براى مردگان گناه باشد, چرا مردگان بايد عذاب ببينند؟ گـنـه كـرد در بـلـخ آهنـگرى به شوشتر زدند گردن مسگرى ٤. عذاب ميت به دليل گريه براى شخص زنده با منطق قرآن سازگار نيست, چون قرآن مى فرمايد: (ولاتزر وازرة وزر اخرى; هيچ كس در روز قيامت عهده دار بار گناه شخص ديگرى نخواهد بود.)٢٨ سلاح امام زمان(ع) برادر مجيد محمدى, شماره اشتراك ١١٦٧, از تهران امام زمان(ع) با چه تجهيزاتى قيام مى كند؟ سلاح آن حضرت چيست؟ ? در روايات از شمشير و سيف به عنوان سلاح امام مهدى(ع) ياد شده است. امام باقر(ع) مى فرمايد: مهدى(ع) از اين جهت با جدش شباهت دارد كه با شمشير قيام مى كند و ستم كاران و گم راه كنندگان و دشمنان خدا و رسول را به قتل مى رساند. با شمشير و ترس, نصرت مى يابد و هيچ يك از پرچم هايش شكست خورده برنمى گردد.٢٩ مى توان گفت: شمشير كنايه از قيام مسلحانه است; به عبارت ديگر: (منظور از قيام مهدى(ع) به سيف, اتكا به قدرت نظامى است همان گونه كه قلم, كنايه از علم و فرهنگ است. ضرب المثل هاى زيادى در فرهنگ هاى مختلف درباره شمشير كه سمبل قدرت است, وارد شده است.)٣٠ با توجه به رشد فزاينده صنعت و تكنولوژى و تجهيزات مدرن و سير تكاملى علوم بشرى نمى توان واپس گرايى و ارتجاع علمى و ابزارى را باور كرد و معتقد شد كه انسان عصر ظهور آن چنان گذشته گرا مى گردد كه همانند پيشينيان با شمشير مى جنگد. امام صادق(ع) مى فرمايد: براى دوست شما مهدى, آن وسيله سركش ذخيره شده است. راوى مى پرسد: منظور از وسيله سركش چيست؟ حضرت فرمود: ابرگونه اى است كه در آن غرش رعد و شدت صاعقه يا برق است. او بر اين وسيله سوار مى شود. آگاه باشيد او به زودى بر ابرها سوار مى شود و به آسمان هاى هفت گانه صعود مى كند و همه جاى زمين يا زمين هاى هفت گانه را درهم مى نوردد.٣١ شايد روايت فوق اشاره به مركب هاى پيش رفته و فوق العاده سريع السيرى باشد كه در آسمان به صورت توده اى فشرده از ابر به نظر مى رسد; چنان چه از هواپيما به آتش خاموش تعبير شده كه بمب اتمى حمل مى كند. از حديث مذكور مى توان دريافت كه موضوع عقب گرد صنعتى در كار نيست, بلكه به عكس سخن از پيش رفت خارق العاده اى در ميان است كه به موازات آن بايد تكامل در همه زمينه ها صورت گيرد.٣٢ ناگفته نماند علت تأخير ظهور يا طولانى شدن غيبت امام زمان(ع) براى اين است كه فكر و فرهنگ بشر به قدرى تكامل پيدا كند كه امام نياز به جنگ نداشته باشد, بلكه با عقل و استدلال و فرهنگ, مردم شيفته اسلام و رهبرى شوند. تنها با گروهى از معاندان با زبان اسلحه بايد رفتار كرد, چرا كه اصولاً دين اسلام دين رحمت و منطق است نه خشونت و خشم و امام عصر(ع) نيز منادى و احياگر دين اسلام مى باشد. در روايتى ديگر امام صادق(ع) مى فرمايد: مؤمن در زمان قائم(ع) در حالى كه در مشرق است, برادرش را در مغرب مى بيند و آن كه در مغرب است, برادرش را در مشرق مى بيند.٣٣ امام رضا(ع) نيز مى فرمايد: ياران و پيروان امام زمان(ع) هرجا كه باشند, صداى آن حضرت را مى شنوند.٣٤ اين روايات, بيان گر پيش رفت فنون و علم و اختراع در زمان ظهور است. البته ما از حوادث آينده اطلاعى نداريم. با توجه به تغييرات سريع و پيش بينى نشده اى كه در سطح عالم شاهد آن هستيم, چه بسا قدرت نظامى سردم داران كفر بر اثر برخورد و تنازع به ضعف گرايد و كارايى خود را از دست دهد و نيازى به سلاحح هاى مدرن نباشد. هدف از ازدواج خواهر بى بى سادات ميرخليلى, شماره اشتراك ٧٠٦٥, از مهريز هدف از ازدواج چيست؟ از ديدگاه اسلام, اهداف ازدواج عبارت اند از: ١. سكونت و آرامش: قرآن مجيد مهم ترين هدف از ازدواج را رسيدن به سكون و آرامش مى داند و مى فرمايد: از نشانه هاى خدا آن است كه از جنس خودتان همسرانى براى شما آفريد تا در كنار آن ها آرامش يابيد.٣٥ دليلش آن است كه با ازدواج, غريزه جنسى به طور صحيح و طبيعى ارضا مى شود و همين امر او را به اعتدال و آرامش سوق مى دهد. (اين آرامش هم از نظر جسمى است و هم از نظر روحى, هم از جنبه فردى است و هم اجتماعى. هنگامى كه انسان از مرحله تجرد به مرحله زندگى خانوادگى گام مى گذارد شخصيت تازه اى در خود مى يابد و بيشتر احساس مسئوليت مى كند و اين است معناى احساس آرامش در سايه ازدواج.)٣٦ به راستى آرامش بخشيِ ازدواج را كسانى بيشتر درك مى كنند كه رنج تنهايى و نابسامانى مجرد زيستن را چشيده و از روح پر تلاطم و پريشان جوانان مجرد آگاه باشند. ٢. تعديل غريزه جنسى: ازدواج, پاسخ گويى به خواسته طبيعى و نداى فطرت و تنها راه ارضاى صحيح تمايل جنسى است. رسول خدا(ص) به جوانان توصيه مى كند آتش ملتهب غريزه جنسى را كه به شدت زبانه مى كشد, با ازدواج مهار و خود را از گناه حفظ كنند. آن حضرت در اين باره مى فرمايد: اى گروه جوانان, هركس از شما توانايى هزينه زن گرفتن را دارد, پس ازدواج كند و اگر نتواند, بسيار روزه بگيرد كه روزه گرفتن از شهوت مى كاهد.٣٧ بى دليل نيست كه آن حضرت مى فرمايد: هركس ازدواج كند, نيمى از دينش را احراز كرده پس بايد در نيم ديگر از خدا بترسد.٣٨ ٣. رهايى از خود دوستى: استاد مطهرى يكى از اهداف ازدواج را خروج از خودپرستى و خوددوستى به سوى غيردوستى مى داند و مى گويد: (تا قبل از ازدواج فقط يك من وجود داشت و همه چيز براى من بود. اولين مرحله اى كه اين حصار شكسته مى شود; يعنى يك موجود ديگرى هم در كنار اين من قرار مى گيرد و براى او معنا پيدا مى كند, كار مى كند, زحمت مى كشد, خدمت مى كند نه براى من بلكه براى او, در ازدواج است.)٣٩ ٤. كسب مدارج معنوى: يكى از اهداف مهم ازدواج, رسيدن به مقامات معنوى و كسب رضايت الهى است. رسول اكرم(ص) مى فرمايد: (من احب ان يلقى الله طاهراً مطهراً فليلقه بزوجة; كسى كه دوست دارد خدا را با پاكى و پاكيزگى ملاقات كند بايد او را با همسرش ملاقات كند.)٤٠ ازدواج از اين جهت مى تواند زمينه تكامل معنوى انسان را فراهم كند. ازدواج, ارزش اعمال را فزونى مى بخشد و ثواب عبادات را مضاعف مى كند به طورى كه رسول گرامى اسلام(ص) مى فرمايد: دو ركعت نمازى كه انسان متأهل بخواند از هفتاد ركعت نمازى كه مجرد بخواند, افضل است.٤١ ٥. توليدمثل: يكى از اهداف جانبى ازدواج, فرزندآورى و بقاى نسل است. امام سجاد(ع) وجود فرزند را از سعادت هاى انسان مى داند.٤٢ امام صادق(ع) يكى از معيارهاى مهم در انتخاب همسر را كثيرالولد بودن معرفى مى كند.٤٣ فلسفه غيبت امام زمان(ع) برادر محمدعلى صالح زاده, اشتراك٧٣٧١, از ابركوه دليل اصلى غيبت امام زمان(ع) چيست؟ ? دليل اساسى غيبت براى ما روشن نيست و به جز ائمه اطهار(ع) كسى از آن اطلاع ندارد; چنان كه امام صادق(ع) فرموده اند: همان حكمتى كه در غيبت حجت هاى گذشته وجود داشت, در غيبت آن جناب نيز وجود دارد. اما حكمت اصلى آن ظاهر نمى شود مگر بعد از ظهور او, همان طورى كه حكمت سوراخ كردن كشتى و كشتن جوان و اصلاح ديوار به دست خضر(ع) براى موسى(ع) آشكار نشد جز هنگامى كه مى خواستند از هم جدا شوند. موضوع غيبت, سرّى است از اسرار خدا و غيبى است از غيب هاى الهى. چون خدا را حكيم مى دانيم بايد اعتراف كنيم كه كارهايش از روى حكمت صادر مى شود, گرچه تفصيلش براى ما مجهول باشد.٤٤ در عين حال در احاديث سه حكمت براى غيبت ذكر شده است: ١. امتحان مردم: در سايه غيبتِ امام زمان(ع) مردم امتحانى سخت مى دهند. امام كاظم(ع) مى فرمايد: (براى صاحب الامر ناچار غيبتى خواهد بود به طورى كه گروهى از مؤمنين از عقيده برمى گردند. خدا به وسيله غيبت, بندگانش را امتحان مى كند.)٤٥ شخصى به امام باقر(ع) عرض كرد: (فَرَج (دوران حاكميت امام برحق) شما كى خواهد رسيد؟ آن حضرت فرمود: هيهات هيهات, فَرَج ما نخواهد رسيد مگر اين كه شما غربال شويد (اين جمله را سه مرتبه تكرار كرد) و افراد آلوده بروند و افراد پاك باقى بمانند.)٤٦ ٢. اجتناب از بيعت با ستم كاران: به وسيله غيبت, امام(ع) از بيعت كردن با ستم كاران محفوظ مى ماند. امام رضا(ع) در پاسخ به سؤالى كه درباره دليل غيبت مطرح شده بود, فرموده اند: (براى اين كه وقتى با شمشير قيام كرد, بيعت احدى در گردنش نباشد.)٤٧ ٣. مصون ماندن از قتل: براى نجات بشر از ظلم و بى عدالتى و حاكميت دين الهى و تحقق وعده هاى آسمانى, حفظ ذخيره الهى يعنى امام زمان(ع) لازم است. هرچند خداوند مى تواند به قدرت خود آن حضرت را از خطرات مصون دارد, اما اين امر برخلاف نظام آفرينش و اراده و اختيار و خروج از نظام سبب و مسببى است. بنا نيست براى حفظ وجود امام(ع) از روش عمومى اسباب و علل عدول شود و برخلاف سير عادى, عملى صورت گيرد. بنابراين, غيبت امام(ع) راه منطقى براى حفظ امام(ع) است. امام صادق(ع) در روايتى فرموده اند: (غيبت امام زمان(ع) به دليل ترس از كشته شدن است).٤٨ البته آن حضرت نيز مانند پدرانش از كشته شدن در راه دين باكى ندارد, اما ترس از كشته شدن, ترس براى خود نيست بلكه ترس از آن است كه با كشته شدن , اهداف مورد نظر, كه تحقق عدالت در جهان است, به وقوع نپيوندد, زيرا امام زمان(ع) جانشينى ندارد و با كشته شدن ايشان, زمين از حجت خالى مى شود. اراده الهى بر اين تعلق گرفته است كه آن حضرت به عنوان آخرين حجت الهى به منظور گسترش عدالت در سراسر گيتى از گزند دشمنان محفوظ بماند تا بتواند رسالت تاريخى خود را به انجام برساند. ٤. آمادگى جهانى: انقلاب حضرت مهدى(ع) هم چون انقلاب هاى ديگر بدون مقدمه و زمينه سازى به وجود نمى آيد. تحول عميق در نظام هاى مختلف و ترقى جامعه در ابعاد گوناگون نياز به زمانى طولانى دارد. تا نوع بشر به حد كمال و رشد نرسد و براى پذيرفتن حكومت حق آماده نگردد, مهدى موعود ظاهر نخواهد شد. بايد مردم به اين واقعيت برسند كه منجى واقعى, آن حضرت است و از دست بشر كارى ساخته نيست. بايد آن قدر حكومت هاى رنگارنگ در جهان تأسيس شود و مرام ها و احزاب سر كار آيند و بى لياقتى آن ها ثابت شود تا بشر به تكيه گاه حقيقى دل ببندد و به آن اميدوار گردد و زمينه براى پذيرش حكومت عدل مهدى منتظر(ع) فراهم شود. امام صادق(ع) مى فرمايد: (تا همه اصناف مردم به حكومت نرسند, صاحب الامر(ع) قيام نمى كند, براى اين كه وقتى حكومتش را تشكيل داد كسى نگويد: اگر ما هم به حكومت مى رسيديم, با عدالت رفتار مى كرديم.)٤٩ نگاه به عكس و فيلم خواهر آرزو زنگنه, از ملاير نگاه كردن به تلويزيون كه افراد نامحرم را نشان مى دهد, چه حكمى دارد؟ در اين باره فقهاى عظام و مراجع تقليد نظرات مختلفى داده اند كه آن ها را مى آوريم: حضرت امام خمينى(ره): نظر به عكس و فيلم در حكم نظر به شخص نيست; اگر مفسده بر آن مترتب نباشد, بدون قصد ريبه مانع ندارد.٥٠ البته تفصيلى از حضرت امام(ره) نقل شده بين فيلمى كه به طور مستقيم پخش مى شود كه حكم انسان زنده را دارد; يعنى مردان نمى توانند به غير از وجه و كفين زنان نامحرم نگاه كنند و خانم ها نمى توانند به بدن مردان نگاه كنند و بين فيلمى كه به طور غيرمستقيم پخش مى شود كه در اين صورت حكم عكس را دارد, يعنى اگر ناشناس باشد نگاه كردن به آن بدون تلذذ و مفسده مانع ندارد.٥١ آيةاللّه تبريزى: (با فرض اين كه زن را نشناسد, مانعى ندارد و چنان چه زن را بشناسد, حكم نگاه كردن به عكس و فيلم زن, حكم نگاه كردن به خود زن را دارد.)٥٢ آيةاللّه فاضل: (در صورتى كه شناخته شده باشند و يا موجب تهييج شود, اشكال دارد.)٥٣ آيةاللّه مكارم شيرازى: (هرگاه موجب مفاسد خاص و انحرافات اخلاقى نشود, اشكال ندارد.)٥٤ آيةاللّه بهجت: (ديدن نامحرم از طريق تلويزيون و شنيدن صداى آن ها كه مقرون به فساد و ريبه است, اشكال دارد و بعض اقسام آن حرام يقينى است.)٥٥ سود بانكى برادر مالك قنواتى, شماره اشتراك ٤٢٢٨, از اميديه سود حاصل از سپرده هاى كوتاه و درازمدت بانك ها چه حكمى دارد؟ در اين باره مراجع تقليد نظرات متفاوتى دارند كه فتواى چند تن از فقها را مى آوريم. ـ آيةاللّه تبريزى در اين باره مرقوم داشته اند: (چنان چه بر طبق عقود شرعيه معامله شود, مى تواند سود را بگيرد و در غير اين صورت, بايد سود را پس از گرفتن تخميس كند و بعد در بقيه تصرف كند.)٥٦ ـ آيةاللّه فاضل لنكرانى در پاسخ به سؤال فوق اظهار داشته اند: (چون بانك هاى جمهورى اسلامى ايران به صورت مضاربه و ساير عقود اسلامى عمل مى كنند, سود مزبور حلال است.)٥٧ ـ نظر آيةاللّه مكارم شيرازى چنين است: (هرگاه وكالت مطلقه به بانك ها بدهد كه پول او را طبق عقود شرعيه به كار گيرد و سود حاصل را به او بدهد, اشكال ندارد و آگاهى به جزئيات بعد از وكالت مطلقه لازم نيست.)٥٨ ـ آيةاللّه بهجت مرقوم داشته اند: (سپردن پول به بانك به قصد زياد شدن آن و گرفتن سود و فايده بر آن پول جايز نيست و ربا و حرام است, ولى براى جلوگيرى از گرفتار شدن به ربا و حرام مى تواند در تصميم و نيت خود شرط گرفتن سود را نكند و بناى خود را بر اين بگذارد كه اگر بانك سود ندهد, خود را طلب كار نمى داند و مطالبه نخواهد كرد; در اين صورت اگر بانك فايده اى به او داد, مى تواند با اجازه حاكم شرع يا وكيل او, آن فايده را به عنوان مجهول المالك بگيرد و در آن تصرف كند.)٥٩ ـ آيةاللّه سيستانى اظهار داشته اند: (سپرده گذارى در بانك هاى دولتى به معناى قرض دادن به آن ها با شرط گرفتن سود جايز نيست و آن سود, ربا است, بلكه دادن مال به اين بانك ها, هرچند بدون دريافت سود باشد, شرعاً به منزله اتلاف مال است. بنابراين سپردن درآمدها و فايده هايى كه شخص در طول سال به دست مى آورد در بانك هاى دولتى, بدون پرداخت خمس آن, مشكل است.)٦٠ پى نوشت ها: ١ ـ تحريم(٦٦) آيه ٦. ٢ ـ علل الشرائع, ج١, ص١٥. ٣ ـ فصلت(٤١) آيه ١١. ٤ ـ نهج البلاغه, خطبه ٩٠. ٥ ـ علامه طباطبائى, ترجمه الميزان, ج١٩, ص٦٧٥. ٦ ـ نهج البلاغه, همان. ٧ ـ علامه محمدتقى جعفرى, شرح نهج البلاغه, ج١٦, ص٥٤. ٨ ـ رجالى تهرانى, فرشتگان, ص٦٤. ٩ ـ بحارالانوار, ج٤٤, ص٣٤. ١٠ ـ علامه طباطبائى, رسائل توحيدى, ص١٩٣. ١١ ـ فيض كاشانى, حقايق, ص٥٧٠. ١٢ ـ نهج البلاغه, حكمت٤١٧. ١٣ ـ بحارالانوار, ج٦, ص٣٧٠. ١٤ ـ علامه حلى, كشف المراد, ص٤٢٣. ١٥ ـ مرتضى مطهرى, گفتارهاى معنوى, ص١٤٤. ١٦ ـ امام خمينى, چهل حديث, ص٢٧٩ـ٢٨٠. ١٧ ـ كتاب نقد, ش١٢, ص١٠٨. ١٨ ـ نساء(٤) آيه ١٨. ١٩ ـ وسائل الشيعه, ج١٧, ص٤٣٧. ٢٠ ـ علامه طباطبائى, ترجمه الميزان, ج٤, ص٣٦٠. ٢١ ـ مرتضى مطهرى, نظام حقوق زن در اسلام, ص٢٥١. ٢٢ ـ على اصغر فقيهى, وهابيان, (انتشارات صبا, چاپ چهارم) ص٨٧. ٢٣ ـ بحارالانوار, ج٢٢, ص١٥١. ٢٤ ـ همان, ج٧٩, ص٩٢. ٢٥ ـ همان, ج٢٢, ص٢٧٦. ٢٦ ـ همان, ج٤٦, ص١١٠. ٢٧ ـ سفينةالبحار, ج١, ص٩٦. ٢٨ ـ فاطر(٣٥) آيه ١٨. ٢٩ ـ بحارالانوار, ج٥١, ص٢١٨. ٣٠ ـ ناصر مكارم شيرازى, حكومت جهانى مهدى موعود, ص٢٨٤. ٣١ ـ على دوانى, مهدى موعود, ص٣٢٣. ٣٢ ـ ناصر مكارم شيرازى, همان, ص٢٨١. ٣٣ ـ لطف الله صافى, منتخب الاثر, ص٦٠٧. ٣٤ ـ بحارالانوار, ج٥٢, ص٢٨٩. ٣٥ ـ روم(٣٠) آيه ٢١. ٣٦ ـ تفسير نمونه, ج١٦, ص٣٩٢. ٣٧ ـ بحارالانوار, ج١٠٠, ص٢٢٠. ٣٨ ـ سفينةالبحار, همان, ص٥٦١. ٣٩ ـ مرتضى مطهرى, تعليم و تربيت در اسلام, ص٣٩٧. ٤٠ ـ بحارالانوار, ج١٠٠, ص٢٢٠. ٤١ ـ وسائل الشيعه, ج١٤, ص٦. ٤٢ ـ همان, ج١٥, ص٩٦. ٤٣ ـ همان, ج١٤, ص٣٣. ٤٤ ـ بحارالانوار, ج٥٢, ص٩١. ٤٥ ـ همان, ص١١٣. ٤٦ ـ همان. ٤٧ ـ همان, ج٥١, ص١٥٢. ٤٨ ـ همان, ج٥٢, ص٩٧. ٤٩ ـ همان, ص٢٤٤. ٥٠ ـ رساله نوين, ج٣, ص٢٠٢. ٥١ ـ احكام بانوان, ص٣٢. ٥٢ ـ استفتائات جديد, ص٣٥٦. ٥٣ ـ مجمع المسائل, ج١, ص٤٨٥. ٥٤ ـ استفتائات, ج١, ص٢٢٤. ٥٥ ـ توضيح المسائل, بخش ضمائم, ص١. ٥٦ ـ استفتائات جديد, ص٤٨٠. ٥٧ ـ جامع المسائل, ج١, ص٢٨٧. ٥٨ ـ استفتائات, همان, ص٤١٦. ٥٩ ـ توضيح المسائل, ص٤٤٩. ٦٠ ـ توضيح المسائل, ص٥٧٢.