معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - گزيده پژوهش ها - جمشيدى عباس
گزيده پژوهش ها
جمشيدى عباس
گزيده پژوهش ها
انتظار بشر از د ين
از برنامه ٥١
عباس جمشيدى
شماره اشتراك ٥٦٧٧, از قم
مفهوم دين
(لغويان براى دين معانى گوناگونى ذكر كرده اند; از جمله: جزا, عادت, طاعت, قهر و غلبه و استعلا, حكم و سيره و هرچه كه با آن قرب به خداوند حاصل آيد. مهم ترين معنايى كه جملگى براى دين آورده اند, اطاعت, فرمان بردارى و انقياد است.)١
(دين در اصطلاح به معناى اعتقاد به آفريننده اى حيّ و حكيم و عليم… براى جهان و انسان و دستورات عملى متناسب با اين اعتقاد است.)٢
علامه طباطبائى(ره) در تفسير الميزان چند تعريف براى دين ذكر مى كند; از جمله:
ـ (دين چيزى جز شيوه و روش زندگى نيست كه هر انسانى براساس باورها, ملكات نفسانى و رفتارش برمى گزيند.)٣
ـ (دين, همان راهى است كه انسان در مسير زندگى دنيا مى پيمايد و از پيمودن آن ناگزير است.)٤
ـ (دين, همان روش پيموده شده اى است كه هدف از آن, رسيدن به سعادت حقيقى است.)٥
سميه محمدظاهرى
شماره اشتراك ٣٧٨٧, از تويسركان
علماى تاريخ اديان, هركدام تعريف ويژه اى براى دين ذكر كرده اند كه گاهى با تعاريف ديگران متفاوت است. تاكنون تعريفى كه همه دين شناسان بر آن متفق باشند براى دين بيان نشده است. در اين جا به بعضى از اين تعاريف اشاره مى كنيم.
(جيمز فِرازر) گفته است: دين, عبارت است از سازش انسان با قواى برتر از آدمى كه به گمان دين داران, اين قوا و نيروهاى فوق طبيعى, جهان و زندگى افراد انسانى را اداره مى كنند.
(اميل دوركهيم) گفته است: دين عبارت است از يك رشته معتقدات به چيزهاى مقدس, به انضمام يك دستگاه روحانيت.
(ادوار تيلور) در كتاب (دين در فرهنگ ابتدايى) گفته است: دين به طور كلى عبارت است از ايمان و اعتقاد به ارواح و موجودات روحانى.
مهين طالبان
شماره اشتراك ٢٦٠٣, از يزد
رابطه علم و دين
با پيش رفت علم و تكنولوژى در دو سه قرن گذشته, عده ا ى بر اين عقيده اند كه امروزه با وجود ابزار علمى, نيازى به دين نمى باشد.اين اشخاص جزء كسانى هستند كه تنها به جنبه مادى انسان توجه دارند و به جنبه معنوى او, كه روح انسانى است, بى توجه اند.
انسان را از روح نمى توان مجزا ساخت و منكر وجود روح شد و به نيازهاى روحى بى اعتنا بود. همان گونه كه هر انسانى به نيازهاى جسمى خود نظر دارد بايد به نيازهاى روحى خود نيز بپردازد و اين نيازها را به طور هم آهنگ پاسخ گويد.
ييكى از نيازهاى روحى انسان, ايمان به پناه گاه و منبعى مطمئن است كه لياقت تقديس و پرستش دارد و آن, ايمان به خداى بى نياز است. يقيناً علم به تنهايى نمى تواند پاسخ اين نياز روحى را با ابزارهاى علمى بدهد. شهيد مطهرى مى گويد: (علم و ايمان توأماً مى توانند نيازهاى انسان را پاسخ دهند; علم, سرعت مى دهد و ايمان, جهت… علم, توانستن است و ايمان, خوب خواستن; علم مى نماياند كه چه هست و ايمان, الهام مى بخشد كه چه بايد كرد; علم, زيبايى است و ايمان هم زيبايى; علم, زيبايى عقل است و ايمان, زيبايى روح; علم, امنيت برونى مى دهد و ايمان, امنيت دروني… … علم در مقابل هجوم بيمارى ها, سيل ها, زلزله ها, طوفان ها ايمنى مى دهد و ايمان در مقابل اضطراب ها, تنهايى ها, احساس بى پناهى ها, پوچ انگارى ها….)٦
سيد ابوطالب حسين پور
شماره اشتراك ٦٠٤٠, از مسجدسليمان
انتظار بشر از دين
سؤالى كه در اين جا مطرح است اين است كه از دين چه انتظارى بايد داشته باشيم؟ آيا بايد انتظار داشت كه دين مسائل فيزيك و شيمى را براى ما حل كند يا ابزار و امكانات مكانيكى و الكترونيكى براى ما بسازد؟ بى ترديد دين براى هدايت بشر است و مى خواهد روش خوب زندگى كردن را به انسان بياموزد تا سعادت دنيوى و اخروى اش تأمين شود.
مرحوم استاد احمد امين در اين زمينه چنين مى فرمايد: (بيشتر اوقات بعضى از جوانان فرهنگى ما مى گويند كه دين چيزى از علوم فيزيك و شيمى را به ما نياموخته و چيزى از اكتشافات جديد تلويزيون و موشك و… را تقديم جامعه نكرده است, در حالى كه مكتشفين و مخترعين مانند سنيوتنز و سهرتزز و…اكتشافات جديد و اختراعات سودمندى را تقديم جامعه نموده اند؟ از اين رو پيغمبران در نظر آنان كوچك [جلوه مى كند] و دين را ناچيز مى پندارند و تصور كرده اند كه دين از هرگونه دستورهاى سودمند خالى است. در نتيجه دين را يك امر خرافى و بى ارزش و بزرگ ترين مانع پيش رفت بشر مى پندارند. اين ها همه براى اين است كه از پيغمبران انتظارات معادلات شيميايى و دستورات فيزيكى و معادلات تفاضلى يا قانون كسوف در آسمان يا معادلات مكانيكى رياضيِ مربوط به حركت دارند, ولى فراموش كرده اند كه انسان از جسم و روان آفريده شده است; پس همان طورى كه بدن داراى بيمارى ها و نيازمندى ها است, روان نيز داراى بيمارى ها و احتياجات است و براى رفع نيازمندى هاى بدن, به مقررات ثابت و لايتغيرى كه انسان با آزمايش و بررسى دير يا زود بدان مى رسد, مراجعه مى شود, زيرا خاصيت هايى كه خداوند در اجسام به وديعت گذارده, ثابت و پايدار است و انسان از راه كنجكاوى و آزمايش و بررسى و تصادف بدان دست مى يابد.)٧
مريم ميرعالى
شماره اشتراك ٥٥٩٣, از انديمشك
هريك از ما با نام يك مسلمان, انتظاراتى از دين اسلام داريم و اين برمى گردد به ديدگاه ما راجع به دين. طبعاً ديدگاه هاى متفاوت, انتظارات متفاوت در پى خواهد داشت; اما آن چه مسلّم است, يكى از مهم ترين انتظارات يك مسلمان اين است كه دين به دردها و رنج ها و تشويش هاى او خاتمه داده و آرامش را برايش به ارمغان مى آورد; آرامشى را كه او نتوانسته است در اين عصر متمدن و پيش رفته, حتى با وجود وسايل مادى و دنيوى بسيار كه در اختيار دارد پيدا كند, زيرا روح او هرگز پيوندى محكم و ناگسستنى با دنيا ندارد و چون حباب هاى روى دريا هر لحظه خود را به گوشه اى متصل مى كند, اما دوباره به سويى ديگر مى گريزد. روح او از جنس ماده نيست و بايد با يك حقيقت معنوى پيوند بخورد. آقاى ملكيان نيز مى گويد: (انتظار ما انسان ها از دين اين است كه دين به درد و رنج هاى ما و به تعبيرى عام تر, به زندگى ما معنا بدهد. با معنا دادن به درد و رنج هاى ما, ما را از آن ها به تعبيرى برهاند و به اوضاع و احوالى مطلوب برساند.)٨
(كارل يونگ) معتقد است كه: (دين به انسان آرامش مى بخشد. دين به وجود انسان معنا مى بخشد و راه هاى تحمل مشكلات را به انسان مى آموزد.)٩
ييكى ديگر از انتظارات يك مسلمان از دين, پاسخ به معماى مرگ است. اين كه انسان زندگى جاويد دارد, يا اين كه زندگى او تنها به اين چند روز دنيا خلاصه مى شود و با مرگ, نيست و نابود مى گردد, همواره ذهن آدمى را به خود معطوف مى كند. پاسخ به اين سؤال هميشه يكى از اصلى ترين و محورى ترين بحث هاى مكاتب مختلف است و به همين دليل خداى بزرگ به هنگام بعثت پيامبر, بشارت زندگى جاويد را به وسيله ايشان در روح رنج كشيده بشر فرياد كرد.
ييك مسلمان كه روح تعاليم آسمانى را درك كرده است, مرگ را چون تولدى دوباره مى داند. او مى داند دنيايى بسيار زيباتر و بزرگ تر از اين جهان انتظار او را مى كشد. و اين اعتقاد, او را به سوى اعمال نيكو و شايسته سوق مى دهد.
از همه انتظارات مهم تر, اين است كه هر انسانى از دين انتظار دارد سعادت دنيا و آخرت او را تأمين كند و دين اسلام در ميان ساير اديان, بهترين و كامل ترين دستورات را در اختيار ما قرار مى دهد كه به واسطه آن, كمال شايسته انسان را مى توان كسب كرد.
زينب فتاحى
شماره اشتراك ٢٥٨٢, از ايوان غرب
دين و نيازهاى بشر
دانشمندان و بزرگان, اظهاراتى درباره تأثير دين در برآوردن احتياجات بشرى ارائه داده اند كه به چند مورد اشاره مى كنيم:
آقاى فوتر باخ مى گويد: (دين در هر شكلى كه تظاهر كند, هميشه احتياج روحى و معنوى بشر است.)١٠
آقاى راشد مى گويد: (بنياد حيات اجتماع بر سه اصل استوار است كه دين آن را تأمين مى كند: اول, الفت و يگانگى ميان افراد; دوم, جلوگيرى از شر و آزار افراد به يك ديگر; سوم, وادار كردن افراد به معاونت و كمك رساندن به يك ديگر.)١١
آقاى لُرد آويبورى مى گويد: (دين براى فراغت خاطر و آرامش خيال بيشتر از آن چه بتوانيم تصور كنيم, مفيد است. در روزگار بدبختى و بيچارگى, دين بهترين وسيله اى است كه ما را تسليت داده, فشار ناراحتى ها را سبك تر مى سازد.)١٢
محمد نيازى
شماره اشتراك ٥٨٤١, از مسجدسليمان
قلمرو دين در زندگى
كامل ترين دين و متمم اديان مختلف, اسلام است. اگر سيرى اجمالى در دستورات اسلامى داشته باشيم, متوجه قلمرو فوق العاده گسترده اين شريعت مقدس خواهيم شد.
الف) بعد فردى:
اسلام براى هر مرحله از زندگى انسان دستورات مختلفى ارائه كرده است كه به طور خلاصه به چند مورد اشاره مى كنيم.
١. قبل از انعقاد نطفه: دستوراتى درباره دعا كردن و نماز به جاى آوردن;
٢. هنگام انعقاد نطفه: مكروه دانستن آميزش در بعضى روزها و مستحب دانستن آن در روزهاى خاص;
٣. به دنيا آمدن: دستوراتى هم چون عقيقه, اذان گفتن در گوش راست…;
٤. سنين طفوليت: دستوراتى راجع به تربيت صحيح;
٥. سن بلوغ و بحران هاى جنسى: دور نگه داشتن از مكان هايى كه محرك شهوت اند و ازدواج موقت;
٦. ازدواج: ضوابط خاص و مستحكم و در عين حال سهل;
٧. سنين پيرى: هشدار و حذر از حرص به بقا;
٨. وفات و ما قبل آن (احتضار): واجب كردن نماز, كفن, دفن و… به صورت كفايى براى هرچه بيشتر احترام كردن جسد مؤمن;
٩. قبر: همراه نهادن مقدارى از تربت امام حسين ـ عليه السلام ـ همراه ميت.
ب) بُعد اجتماعى در زمينه هاى مختلف:
١. در مسائل سياسى: ارائه حكومتى دينى در قالب ولايت فقيه از بهترين سيستم هاى حكومتى متصور (اگر نگوييم بهترين), نشان از دخالت دين در امر سياست دارد.
٢. در مسائل اقتصادى: تعيين ضوابطى هم چون وجوب پرداخت زكات و خمس.
٣. در مسائل نظامى: آمادگى هميشه و همه جانبه براى دفاع از كيان اسلام و مقاومت در برابر هجوم دشمنان.
نگار بخشى
شماره اشتراك ٢٤٢٥, از سنقر
بشر امروز از حيث ساز و برگ زندگى و ابزار و لوازم آن به مرحله ايده آل رسيده است. او امروز وسايلى را براى زندگى در اختيار دارد كه قبل از اين شايد فقط در رؤياها و تخيلات او وجود داشت.
پيش رفت خارق العاده علوم و تكنولوژى, بشر قرن حاضر را حيران كرده است. از ابتداى خلقت جهان تاكنون, كه ميلياردها سال از آن مى گذرد, به اندازه ٥٠ سال اخير اختراع و اكتشاف وجود نداشته است. (گويى طبيعت از نگه دارى رازهايى كه هزاران سال در سينه خود داشته, به ستوه آمده و بر آن شده است كه يك باره مُهر از دهان بردارد و اين رازها را در زمانى هرچه كوتاه تر به انسان قرون ما بازگو كند.)١٣
انسان عصر حاضر در چشم به هم زدنى, به كمك امواج راديويى, صدا و تصويرش را به دورترين نقاط جهان مى رساند, با هواپيماهاى مافوق صوت و يا بدون سرنشين پهنه فضا را مسخر خود مى كند و سبك بال تر از سيمرغ افسانه اى در گستره فضاى پهناور جولان مى دهد, با كمك ماهواره و سايت هاى اينترنتى از اوضاع و احوال هر نقطه از جهان كه بخواهد, به سهولت آگاهى پيدا مى كند, با زدن دكمه اى, وسايل مورد نظر خود را از قبيل: خوراك, پوشاك و پول در اختيار مى گيرد; اما همين انسان با اين همه امكانات مادى و رفاهى كه در اختيار دارد, به گرگى درنده تبديل شده است. هر قدر كه پيش رفت هاى مادى اش زياد شده پس رفت هاى معنويش فزونى يافته و هم چو جانورى حريص و خون خوار همه همّ و غمش سلطه بر مال و جان ديگران شده است.
خلاصه آن كه دنياى عصر ما از انسان و آن چه برازنده انسانيت است, تهى شده است. به راستى چه چيزى مى تواند انسان هاى آزاده وخيرانديش را از اين غرقاب, رهايى بخشد و آرامش و اطمينان قلبى و صلح و صفا را بر ايشان به ارمغان آورد و سعادت فردا را به دنبال داشته باشد؟ اگر اندكى انصاف و ضميرى روشن داشته باشيم درمى يابيم كه آن چه باعث آرامش امروز و سعادت فردا است, عمل به اوامر و نواهى منبع لايزال است, يعنى عمل به دين.
محمدعلى پورحسين
شماره اشتراك ٥٨٠٢, از كاشمر
باورهاى دينى, افق هاى جديدى را فراروى انسان مى گشايد و آدمى را در تبيين پديده هايى مانند مرگ يارى مى دهد. مرگ براساس آموزه هاى دينى, پديده اى ساده است كه در فرايند حيات جاودان انسان, حلقه اتصال دو مرحله از زندگى آدمى است. بدين ترتيب (دين پاسخى فورى براى اين رخدادها فراهم مى سازد و در مورد اين رخدادها كه به صورت هاى ديگر توضيح پذير نيستند, تبيين قابل قبولى ارائه مى كند.)١٤
از طرف ديگر, دين با به حساب آوردن حيات اخروى انسان, رنج هاى آدمى را در زندگى دنيوى معنا مى بخشد و از اين طريق انسان را در تحمل آن يارى مى دهد. رنج هاى سنگينى كه امام على(ع) و يا امام حسين(ع) در زندگى دشوار خود متحمل مى شدند, در چنين فضايى قابل تحمل بود.
و بالاخره دين با ارائه تعاريف جديدى از كام يابى و ناكامى, نشان مى دهد كه اگر انسان با نگاهى عميق تر و با در نظر داشتن حيات اخروى, در احوال اهل رذيلت و فضيلت بنگرد, درمى يابد كه خوشى هاى اهل فسق و فجور دوامى ندارد و آنان گرفتار تبعات اندوه ناك كار خود خواهند شد و خوشى پايدار فقط نصيب صاحبان فضيلت خواهد بود.
طاهره سادات خاتمى
شماره اشتراك ٥٩٦٢, از تهران
افراط و تفريط در نگاه به دين
با نگاهى گذرا به جوامع گذشته و حال, به خوبى مى توان دريافت كه آن ها اغلب به دليل عدم دست يابى به دين جامع و كامل و يا درك ناصحيح از آن, گاهى به سوى پستى و دنائت سرازير شده اند و زمانى در جهت تقدّس مآبى و زهدگرايى راهِ افراط پيموده اند. (در اروپا, رُم به طرف جنايت و خون ريزى, سلطه طبيعى, سياسى, و نظامى بر عالم و جمع كردن و انباشتن همه ثروت هاى آسيا و اروپا رفت و در تنعم و لذت ها, بازى ها, گلادياتوربازى و امثال اين ها غرق شد. بعد حضرت مسيح آمد و جامعه را به طرف آخرت گرايى راند. بعد رُم از لذت و دنياگرايى به طرف رياضت و آخرت گرايى لغزيد تا آن جا كه اوضاع قرون وسطا را به وجود آورد. سرزمين جنگ و خون ريزى و قدرت و سيطره نظامى, سرزمين صومعه و دير و رهبانيت و گوشه گيرى قرون وسطا شد و چنان منحرف شد كه ناچار رنسانس آمد و اروپا را به طرف دنياگرايى برد….)١٥
سيده فاطمه شعبانى
شماره اشتراك ٥٧٢٦, از مازندران سلمان شهر
از نظر پروفسور كارل يونگ, بيمارى قرن ما, بيمارى مذهبى است. در اثر تكنولوژى و جمود تعاليم و كوته نظرى و تعصب, بشر قرن بيستم لامذهب شده و سرگشته در جست وجوى روح خود است و تا مذهبى نيابد آسايش ندارد. بى مذهبى, لامحاله پوچى و بى معنا بودن زندگى را سبب مى شود و داشتن مذهب و آرمان, به زندگى مفهوم و معنا مى بخشد. آن كس كه با شهامت در راه خودشناسى گام نهاد, به خداشناسى مى رسد و در مرحله آخر به تكامل نفس و فرديت خود واصل مى گردد.
او مى گويد: (من صدها بيمار را معالجه كرده ام و از ميان تمام بيماران من يكى پيدا نشد كه مشكل روانى اش مربوط به پيدا كردن عقيده دينى نسبت به زندگى نباشد. با اطمينان خاطر مى گويم هر يك از آن ها از آن جهت مريض شده بودند كه آن چه را مذاهب زنده عصر به پيروان خود عطا كرده اند, از دست داده بودند و آن ها كه عقيده مذهبى خود را باز نيافته اند واقعاً درمان نشدند.)١٦
مريم زراعتى
شماره اشتراك ٣١٦٠, از اصفهان
علل دين گريزى
در يك بررسى از اسباب و عللِ اعراض از دين و معنويت, به عواملى برمى خوريم كه در اين جا برخى از آن ها را بيان مى كنيم.
١. مساعد نبودن محيط هاى اجتماعى: يعنى غالباً شرايط سياسى ـ استبدادى و يا كيفيت تشكيلات مملكتى, انكار خداوند و پشت كردن به معنويات را ترويج مى كنند.
٢. آموزش غير صحيح مفاهيم دينى و مذهبى به كودكان و نوجوانان: آموزش مفاهيم دينى و مذهبى از سوى كسانى كه مدعى خداشناسى هستند ولى خدا را نمى شناسند يا آموزش غيرصحيح و غير اصولى مربيان خداشناس, پيامدهاى منفى و نگران كننده اى را موجب مى شود, زيرا وقتى كودكان و نوجوانان افكار و عقايد خود را با معانى عقلى و منطقى فرا گرفته در تضاد ديدند, به ناچار ايمان نامعقول خود را نفى كرده و پشت پا به دين و معنويت مى زنند.
مرحوم علامه شهيد مطهرى(ره) در اين زمينه مى فرمايد: (افرادى مانند من كه با پرسش هاى مردم درباره مسائل مذهبى مواجه هستيم, كاملاً اين حقيقت را درك مى كنيم كه بسيارى از افراد تحت تأثير تلقينات پدران و مادران جاهل يا مبلغان بى سواد, افكار غلطى در زمينه مسائل مذهبى در ذهنشان رسوخ كرده است و همان افكار غلط اثر سوء بخشيده و آن ها را درباره حقيقت دين و مذهب دچار ترديد و احياناً انكار كرده است.)١٧
پى نوشت ها:
١ ـ محمدتقى فاضل ميبدى, حقيقت دين از نگاه كتاب و سنت, ص٩.
٢ ـ محمدتقى مصباح يزدى, آموزش عقايد, ص١١.
٣ ـ الميزان فى تفسير القرآن, ج١٢, ص٣٦٥.
٤ ـ همان, ج٨, ص١٣٤.
٥ ـ همان, ج٧, ص١٩٢.
٦ ـ انسان و ايمان, ص٣٠.
٧ ـ راه تكامل, ج١, ص٣١ـ٣٤.
٨ ـ مجله نقدونظر, شماره ٦, ص٣٥.
٩ ـ فرد در جامعه امروزى, ص٧٨ـ٨١.
١٠,١١ ـ١٢ ـ رهنمون, گردآورنده: غلامحسين ذوالفقارى, ص٨٣.
١٣ ـ سيد محمد حسينى بهشتى, شناخت خدا, ص١٧.
١٤ ـ ملكم هميلتون, جامعه شناسى دين, ترجمه محسن ثلاثى, ص٢٧٦.
١٥ ـ انسان و اسلام, مجموع شش سخنرانى و يك مصاحبه دكتر على شريعتى در دانشكده فنى نفت آبادان, ص١٤.
١٦ ـ كارل يونگ, انسان معاصر در طلب روح.
١٧ ـ امدادهاى غيبى در زندگى بشر, ص٣٤٣.