معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - سرمقاله

سرمقاله


سرمقاله شب قدر ماه مبارك رمضان و ضيافت سالانه الهى را به عموم روزه داران تبريك مى گوييم. قداست و عظمت اين ماه, دلايل فراوانى دارد; از جمله: ١ـ نزول قرآن كريم كه اعجاز علمى, تربيتى و معنوى اديان و كتاب انسان ساز و حيات بخش اسلام است. ٢ـ وجود شب قدر: در بزرگى و شرافت شب قدر همين بس كه قرآن كريم در اين شب نازل شده است: (انا انزلناه فى ليلة القدر) و شب قدر, از هزار ماه برتر و بالاتر است: (ليلةالقدر خير من الف شهر). در چنين شبى است كه فرشتگان رحمت به رهبرى روح اعظم از هرسو فرود مى آيند. رحمت و بركات و سلام و تحيات در اين شب مقدس از شام گاه تا بامداد براى خلق خدا تداوم دارد. در اين شب عزيز, يك ركعت نماز معادل هزار ركعت است و انفاق و اطعام در آن هزار برابر ساير ايام محسوب مى شود. حتى يك توبه برابر هزار توبه است. و از همه مهم تر تقدير و سرنوشت يك سال انسان تا ماه رمضان سال بعد در اين شب نورانى معيّن مى شود. ٣ـ دليل سوم بر قداست اين ماه عزيز, نزول ملائكه الهى به همراه روح اعظم (جبرئيل) به زمين براى امداد انسان ها است. ٤ـ در بند بودن شياطين, دليل ديگرى بر عظمت اين ماه است تا مسلمانان به تهذيب و تزكيه خويش پرداخته و از اين فيض سالانه نهايت بهره را ببرند. تمام اين عوامل, بيان گر مساعدت زمين و زمان براى تحول انسان است. سالى يك بار چنين فرصت با بركتى براى آدميان به ويژه روزه داران و معتقدان به اسلام پيدا مى شود تا مقدرات خويش را به نحو احسن فراهم آورند و عنايات الهى را جلب و جذب كنند, چرا كه تمام عوامل خوش بختى آسمانى و زمينى برايش فراهم گرديده است. تنها يك حركت معنوى و يك تصميم جدى و رياضت لازم است كه آدمى جهش وار پيش رفت كند. قدر چيست؟ قَدْر و قَدَر به معناى اندازه گيرى اجمالى و تفصيلى است. در اين عقيده جميع فرق اسلامى اتفاق نظر دارند كه خداى متعال در شب قدر حوادث و سرنوشت انسان ها را تا سال آتى مقدر و مشخص مى كند. در سوره دخان١ مى فرمايد: (سوگند به اين كتاب روشن گر. ما آن را در شبى مبارك (اشاره به شب قدر) نازل كرديم. بى گمان ما همواره هشدارگر و بيم دهنده بوده ايم). در توصيف آن شب مى فرمايد: (فيها يُفرقُ٢ كلُّ امرٍ حكيم…; در آن شب مبارك هر حادثه و كارى كه بايد واقع شود براساس حكمت از يك ديگر مجزا و مشخص مى شود و هركدام در ظرف زمان و مكان معلومى به وقوع مى پيوندد; يعنى خصوصيات و حد و حدود حوادث اندازه گيرى و معين مى گردد.٣ بايد به اين نكته توجه كرد كه اين تعيين سرنوشت, مخصوص اشخاص نيست, بلكه جامعه را نيز فرا مى گيرد. در اين جا سؤالى پيش مى آيد كه آيا مقدرات تعيين شده تا سال آينده ثابت و پايدار مى ماند؟ يا اين كه قابل تحول و دگرگونى است؟ در پاسخ بايد گفت: اگر وضعيت روحى و كيفيت زندگى انسان تا سال آتى وضعيت ثابت و استوارى باشد و علل و عوامل محيط اجتماعى و خانوادگى و ساير شرايط مساعدت كند, بدون شك مقدرات او نيز دگرگون نخواهد شد; ليكن اگر تغيير ناگهانى در عقيده و رفتارش و يا در وضع اجتماع ايجاد نمايد بدون ترديد مقدراتش را نيز خداى حكيم تغيير خواهد داد, چرا كه در قرآن مى فرمايد: (اِنّ اللّه لايُغيّر ما بقَوم حتى يغيروا ما بانفسهم;٤ قطعاً خداوند متعال سرنوشت فردى و اجتماعى هيچ قومى را تغيير نمى دهد [به خصوص سرنوشتى كه در شب قدر مقدر گرديده است] مگر اين كه آنان روحيات و عمل خود را عوض كنند.) موجود شدن مقدرات و حوادث مربوط به اشخاص, به شكل تدريجى و مطابق با مقتضيات روحى و فرهنگى آنان تحقق پيدا مى كند. گرچه سرنوشت افراد و به تبع آن, جمعيت ها در شب قدر مشخص گرديده است, ليكن به تناسب خط مشى فكرى, روحى و عملى و شرايط داخلى و خارجى آن ها است و منافاتى ندارد كه حوادث در لوح محفوظ معيّن شده باشد ولى با تغيير عقيده و شيوه عملى كه انسان ها پيدا مى كند, طبق حكمت و مشيت الهى سرنوشت آنان نيز تغيير پيدا كند. قرآن كريم مى فرمايد: (يَمحو اللهَ ما يَشاء ويثبت وعنده ام الكتاب;٥ خداوند هرچه را كه بخواهد محو يا تثبيت مى كند و ام الكتاب در پيش او است.) گرچه لوح محو اثبات به دست قدرت او است منتهاى مراتب خواست خداوند براساس قانون و حكمت است و بدون دليل كارى انجام نمى دهد. از سوى ديگر روايات فراوانى داريم كه صدقه و دعا, سرنوشت هاى محتوم را تغيير مى دهد. (الدعا يرد القضاء وقد اُبرم ابراماً;٦ دعا, قضاى تثبيت شده را برمى گرداند.) مادامى كه شرايط روحى, فكرى و فرهنگى باقى باشد, مقدرات تعيين شده يكى پس از ديگرى نمايان مى شود, ولى اگر تحول ناگهانى در جهت مثبت و يا منفى در انسان ايجاد گردد, بدون ترديد مقدرات تغيير مى كند; فى المثل شخصى يك پست و مقام و يا حاجتى را در شب قدر از خدا خواسته و مقدر شده است, ليكن تصادف مى كند و كسى را مى كشدد و مطابق قانون, زندانى مى شود, طبيعى است كه در اين صورت سرنوشت او تغيير پيدا مى كند. حتى ممكن است در سال جارى مرگش مقرر گرديده باشد, ليكن با صدقه و دعاى ديگران مرگ معلق وى به تأخير افتاده باشد و يا با مراجعه به پزشك متخصص و درمان شيميايى, از سرطان نجات پيدا كرده است, چرا كه تحقق مقدرات, فراهم شدن تمام علل و عوامل مناسب يك حادثه لازم است تا معلول ضرورت پيدا كند. هركدام از عوامل كه به علتى فراهم نشود و مقدرات در حدّ اقتضا باقى مى ماند. بنابراين بايد سعى كنيم از شب قدر به شايستگى استفاده كرده تحولى در عقيده و روحيه و فكرمان به وجود آوريم و از گناهان گذشته به گونه جدى توبه كنيم و اگر ظلمى و حق الناسى به گردن داريم جبران نماييم تا مقدرات ما به وجه نيكوتر تغيير كند. نكته آخر اين كه در شب قدر سرنوشت آدمى الزاماً به سود مادى و معنوى انسان نمى شود; اين امر بستگى به اين دارد كه در شب قدر تا چه حدى خود را بسازيم و چه نوع تصميم سازى كرده و با چه شيوه اى به تلاش و عمل بپردازيم. اگر وجهه همت انسان دنيا باشد و راه هاى موفقيت و كسب آن را يافته باشد و در شب قدر نيز با همه وجود آن را از خداى منان بخواهد و يا آن شب بخوابد و مشمول دعاى فرشتگان قرار نگيرد, در صورتى كه شرايط آن كار موجود شود و موانع كار مفقود گردد و انتظارات امكان پذير و معقول باشد, بى گمان به مقصد مطلوب خواهد رسيد. اگر هيچ تغييرى در شب قدر در وى ايجاد نشود و اين فرصت بزرگ و حياتى را از دست بدهد, سرنوشت او بر همين مبنا ترسيم خواهد شد, چرا كه به حكم حديث (انما هى اعمالكم ترد اليكم)٧ در واقع هر عملى عكس العملى دارد و هر كنشى را واكنشى است و پس از تحقق اين گونه اعمال, ناگزير آثار و عوارض و يا بركات خاص خود را بروز خواهد داد. راه است و جاه و ديده بينا و آفتاب تا آدمى نگاه كند پيش پاى خويش چندين چراغ دارد و بى راهه مى رود بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش تو چون اختر خويش را مى كنى بد مدار از فلك چشم نيك اخترى را درخت تو گر بار دانش بگيرد بزير آورى چرخ نيلوفرى را ز دست غير ننالم چرا كه هم چو حباب هميشه خانه خراب هواى خويشتنم مولوى سردبير پى نوشت ها: ١ـ آيه ٣ ٢ـ كلمه (يُفرَقُ) به معناى جداسازى و مشخص كردن امور و رخدادها است و اين هم جز با تقدير و اندازه گيرى معيّن نمى شود. به ويژه اين كه كلمه (يفرق) فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد. ٣ـ از امام باقر(ع) در همين زمينه نقل شده كه فرمود: (يُقَدّرُ فى لَيلة القدر كُلَّ شىء يكون فى تلك السّنه مِن قابلٍ من خير فما قدّر فى تلك السنة وقَضى فهو المحتوم ولله عزوجل فيه المشيّة; در اين شب هر چيزى تا شب قدر آينده مقدر مى شود, از خير و شر, اطاعت و گناه, ولادت و مرگ و روزى, هرچه در آن سال تقدير شد, و خداوند بر آن حكم براند. حتمى است و خداوند را در آن مشيت است.) اصول الكافى (دارالكتب الاسلاميه تهران) ج٤, ص١٥٨; وسائل الشيعه (آل البيت) ج١٠, ص٣٥١. ٤ـ رعد(١٣) آيه ١١. ٥ ـ همان, آيه ٣٩. ٦ ـ ميزان الحكمه, ج٣, ص٢٤٧, ماده دعا. ٧ـ بحارالانوار, ج٣, ص٩٠.