فقه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - مأخذشناسى (شبيه سازى ) از منظر فقه, حقوق و اخلاق

 مأخذشناسى (شبيه سازى ) از منظر فقه, حقوق و اخلاق
سيد مصطفى مطبعه چى اصفهانى

در شماره چهل و چهارم مجله (كاوشى نو در فقه اسلامى) كه در تابستان ١٣٨٤ انتشار يافت, در مقاله اى با عنوان (مأخذشناسى شبيه سازى در جهان عرب), ٥١ منبع به زبان عربى ـ شامل نوزده كتاب, نوزده مقاله و سيزده نشست و همايش علمى ـ به اختصار معرفى شد. نظر به اين كه اين شماره مجله به موضوع شبيه سازى اختصاص يافته است, مقاله حاضر كه در تكميل مقاله پيشين به پيشگاه دانش دوستان تقديم مى شود, هم شامل مآخذ عربى تازه يابى است كه ذكرى از آن نرفته بود و هم مشتمل است بر منابع فارسى كه در آن مقال مجالى براى عرضه نيافته بود.
اين نوشتار مشتمل بر دو پاره و يك (تمهيد) است. پاره نخست به معرفى منابع و مآخذ فارسى اختصاص يافته و دومين پاره شامل منابع و مآخذ عربى است.
در منابع فارسى ابتدا دوازده كتاب و پايان نامه معرفى شده است كه از ميان آنها به اجمال از محتواى شش كتاب هم سخن به ميان آمده است.
فرجام بخش پاره اول, چكيده اولين رساله اى است كه در مقطع دكترى در موضوع شبيه سازى در ايران به نگارش درآمده است. سپس به ٥٤ مقاله مندرج در مجلات علمى, گزارش ها و تك نگارى ها و همايش ها اشاره و به دنبال آن مقالات مندرج در روزنامه ها معرفى شده و در جدولى نمودار آرا و ديدگاه هاى صاحب نظران اديان ابراهيمى (اسلام, مسيحيت و يهود) درباره شبيه سازى انعكاس يافته است.
پاره دوم اين مقال يادكردى است از منابع و مآخذ عربى كه ابتدا ٤٣ كتاب معرفى شده و در چهارده اثر, علاوه بر ذكر مشخصات كتاب شناختى, از مضمون اثر نيز به اختصار ياد كرده ايم. سپس كتاب هايى را معرفى كرده ايم كه بخشى از آن به مسئله شبيه سازى اختصاص يافته است كه شامل يازده اثر مى باشد. در پايان به مقالات عربى كه در موضوع شبيه سازى به نگارش درآمده است اشاره كرده ايم.
اما مبحث (تمهيد), كوششى است به منظور ارائه تصوير صحيح و جامعى از مباحث و موضوعات مطرح شده و يا به تعبير ديگر (ادبيات) شبيه سازى كه در چند سال اخير عرضه و ارائه شده است. اين تمهيد چشم اندازى كلى از آثار و كوشش هاى انجام شده در زمينه شبيه سازى به دست مى دهد و خواننده را با سير تطور و تحول آن آشنا مى سازد و تصوير روشنى از مسائل و موضوعات مورد بحث به وى عرضه مى نمايد.

تمهيد١

تحولات حوزه شبيه سازى انسانى را كه ادبيات و پيشينه اين مسئله را تشكيل مى دهد, در پنج محور زير مى توان بررسى كرد:
يك. مقالات مطبوعاتى عمومى;
دو. جلسات و محافل بحث;
سه. پرداختن ضمنى به اين مسئله در همايش ها;
چهار. استفتاهاى مختلف;
پنج. تك نگارهاى تخصصى.

يك. مقالات مطبوعاتى عمومى

گزارش ها و مقالات مجلات و روزنامه هاى كشور ما از زاويه هاى مختلفى به معرفى مهندسى ژنتيك و دستاوردهاى جديد آن از جمله شبيه سازى حيوانى (دالى) و امكان شبيه سازى انسانى پرداخته اند. برخى از اين مقالات تأليفى و عمدتاً ترجمه بوده اند. اين مقالات معمولاً به معرفى مهندسى ژنتيك, شبيه سازى دالى و نگرانى هايى درباره امكان شبيه سازى انسانى پرداخته اند. در اين مقالات به گونه اى گذرا, مخاطرات يا پرسش هايى كه بر سر راه شبيه سازى انسانى قرار دارد, بيان شده است. بيشتر اين مقالات صبغه دينى خاص ندارد و بيشتر با نگاهى اجتماعى ـ اخلاقى به مسئله پرداخته و برخى از نويسندگان يا مترجمان هم علايق شيعى خود را در انتخاب متن يا نگارش آن نشان داده اند. همچنين در برخى از آنها به آراى عالمان دين نيز اشاره است. اين مقالات را نمى توان از نظر فنى بيانگر ديدگاه شيعه دانست; اما به دليل آن كه غالب نويسندگان آنها شيعه بوده اند, مى توان آنها را بخشى از ادبيات شيعى ناظر به اين بحث لحاظ نمود. اين مقالات خود چند دسته اند:
١- برخى تنها به معرفى كلى شبيه سازى و نگرانى هاى مربوط به آن از طريق تأليف يا ترجمه پرداخته اند.
٢- برخى مقالات نيز از منظرى فمينيستى يا حقوقى به اين مسئله پرداخته و پس از گزارشى كوتاه و گاه غلط درباره ماهيت و فرايند شبيه سازى, بر مسائلى خاص متمركز شده اند.
٣- برخى نيز نقد شبيه سازى انسانى را از منظر يك متفكر غربى مانند هابرماس را وجهه همت خود ساخته اند.
٤- برخى ديگر تحرير و خلاصه نظريات موافقان و مخالفان شبيه سازى انسانى در غرب است.
٥- گاه نيز شاهد مقاله اى در اين زمينه همراه با نقل آراى اهل سنت و شيعه بوده ايم.
٦- گاهى هم نشريه اى با فقيهى شيعى درباره لوازم دينى اين كار به گفت وگو پرداخته و ديدگاه شيعى فقيه مورد نظر را آورده است.

دو. جلسات و محافل بحث

طى ساليان گذشته, برخى علاقه مندان و مسئولان با هدف فهم اين مسئله و رسيدن به ديدگاهى جامع درباره لوازم مختلف آن و يا روشن ساختن ديدگاه شيعه در برابر اين فنّاورى نوپديد, نشست ها و جلساتى برگزار كرده اند. در اين جلسات كه غالباً دانش آموختگان حوزه شيعه, به بحث و گفت وگو پرداخته اند, گاه از كارشناسان مهندسى ژنتيك نيز دعوت شده است.
اين جلسات يا محافل غالباً به افراد خاصى منحصر بوده و به گونه اى غير رسمى برگزار شده و تنها گزارش آن انتشار يافته است. گاه نيز محصول چنين نشستى تنها در قالب خبر يا جزوه اى قابل دسترسى بوده است و از اين رو, دستيابى به آمار و چنين نشست هايى سخت دشوار است.
با اين همه, به نظر مى رسد تاكنون سه نشست از اين قبيل در مراكز علمى قم برگزار شده است: نخستين نشست در دفتر مطالعات و تحقيقات زنان برگزار شد. گويا اين نشست چندين جلسه طول كشيد. در اين نشست برخى از متخصصان مهندسى ژنتيك و مركز رويان گستر نيز شركت داشتند و ظاهراً گزارشى از اين نشست منتشر نشده است. البته اين دفتر, گزارشى درباره شبيه سازى انسان (cloning) منتشر ساخته است كه در آن مسائل عمومى شبيه سازى انسانى و دلايل موافقان و مخالفان اين فنّاورى آمده است. دومين نشست در دانشگاه مفيد برگزار شد. اين نشست علمى سه جلسه ادامه يافت و در آن آقايان جوكار (مدرس دانشگاه) و آقاى قائينى (از مجتهدان حوزه) حضور داشتند. گزارش اين نشست بعدها تنظيم و در نشريه دانشجويى آن دانشگاه منتشر شد. سومين گردهمايى كه مشخصات و زمان برگزارى و شركت كنندگان آن معلوم نيست, در جزوه اى ٧٢صفحه اى (در دو قسمت) به تعداد محدود گزارشى از فعاليت خود را ارائه كرد. از مطالعه اين جزوه نكاتى به دست مى آيد: اين نشست جزء سلسله جلسات كانون طلوع است. ديگر آن كه در اين نشست كه چندين جلسه به طول انجاميده است, آقاى سيد معصومى كه از دانش آموختگان حوزه است, گزارشى مفصل از روند و ماهيت شبيه سازى به دست داده و سپس به نظريات مختلف و دلايل موافقان و مخالفان آن پرداخته است. در طول اين جلسات, ديگر شركت كنندگان نيز وارد بحث شده و به نقض و ابرام پرداخته اند.

سه. پرداختن ضمنى به اين مسئله در همايش ها

تاكنون در كشور ما كنفرانس يا نشست عمومى مستقلى به شبيه سازى انسانى اختصاص نيافته است, ليكن در ضمن برخى از كنفرانس ها به اين مسئله پرداخته شده است. براى مثال, در نيمه آذرماه سال ١٣٨٣, سفارتخانه فرانسه در تهران و دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه علامه طباطبايى, به طور مشترك نشستى يك روزه درباره كلوناژ و كشت عضو برگزار كردند. جلد اول مقالات رسيده به اين همايش با عنوان (اخلاق زيستى (بيواتيك), از منظر حقوقى, فلسفى و علمى) با يازده مقاله به زبان فارسى و چهار مقاله به زبان فرانسوى منتشر شد. چهار مقاله اين مجموعه درباره مباحث مختلف شبيه سازى است و دو مقاله آن با عنوان (شبيه سازى درمانى; رويكردهاى اخلاقى, فقهى و حقوقى) نوشته حبيب الله رحيمى, و (همانندسازى انسان از نظر مراجع اديان آسمانى و بررسى آن از نظر فقه اسلامى) تأليف محمود صادقى, به نحوى به ديدگاه شيعه در اين باره پرداخته اند.
كنگره بين المللى اخلاق زيستى از ششم تا هشتم فروردين ماه سال ١٣٨٤ به همت پژوهشگاه ملى مهندسى ژنتيك و زيست فنّاورى و با مشاركت يونسكو در تهران برگزار شد. مجموعه مقالات اين كنگره همزمان با برگزارى آن منتشر شد. در اين كتاب ٢٩ مقاله به صورت ارائه شفاهى, پوسترى به زبان فارسى و ٥٧ مقاله به زبان انگليسى آمده است. در اين كتاب هشت مقاله مختصر درباره شبيه سازى ديده مى شود كه از آن ميان تنها در دو سه مقاله ديدگاه فقهى ـ حقوقى شيعه در زمينه شبيه سازى تشريح شده است و ديگر مقالات تنها ابعاد فنى يا جهانى مسئله را بيان كرده اند.
در تاريخ ١٢ تا ١٥ ارديبهشت ماه سال ١٣٨٤, نخستين همايش (گفت وگوى علم و دين; مفهوم حيات, انسان و مباحث كاربردى) از سوى مركز ملى تحقيقات علوم پزشكى كشور, در تهران برگزار شد كه بخشى از آن به شبيه سازى و تحقيقات سلولى بنيادين اختصاص يافت. در اين بخش مقاله اى با عنوان (چالش علم و دين در مسئله شبيه سازى انسانى) ارائه گرديد و طى ميزگردى به اين مسئله و برخى از ابعاد آن اشاره شد. همزمان با برگزارى اين همايش, چكيده مقالات آن نيز انتشار يافت كه تنها يكى از آنها درباره (چالش علم و دين در مسئله شبيه سازى انسانى) بود. يكى از مقالات ارائه شده در سومين همايش بين المللى حقوق بشر با عنوان (هويت ها, تفاوت ها و حقوق بشر) كه به وسيله مركز مطالعات حقوق بشر دانشگاه مفيد در تاريخ ٢٤ و٢٥ ارديبهشت سال ١٣٨٤ در قم برگزار شد, به مسئله شبيه سازى انسانى اختصاص يافته بود. اين مقاله به نام (شبيه سازى انسانى از ديدگاه حقوق بشر; مسئله هويت و تفاوت) به وسيله جناب دكتر سيد حسن اسلامى اردكانى ارائه و در آن مسئله نقض هويت (Identity) و فرديت(Uniqueness) در شبيه سازى انسانى بررسى شد. در شهريور ماه ١٣٨٤ مجموعه مقالات و گفتارهاى (همايش ديدگاه هاى اسلام در پزشكى) منتشر شد. اين همايش در اسفند ماه ١٣٨١ در دانشگاه علوم پزشكى مشهد برگزار شده بود و در يازده بخش, مسائل و موضوعات جديد و مختلف پزشكى از ديدگاه فقه و حقوق مورد بحث و مناقشه قرار گرفت. اولين بخش به مسائل مربوط به شبيه سازى اختصاص داشت كه در آن مجموعه مباحث و گفتارهاى ارائه شده, در واقع پاسخى بود به ده پرسش كه در ابتدا طرح شده بود در اين بخش نخست در ميزگردى با شركت هشت تن از فقيهان و پزشكان ابعاد مختلف شبيه سازى مورد بررسى قرار مى گيرد و سپس در طى هشت مقاله نويسندگان ابعاد و جوانب مختلف علمى, فقهى,حقوقى و اخلاقى مسئله شبيه سازى را مورد كندوكاو قرار مى دهند. در پايان فتاواى دو تن از فقهاى معاصر در پاسخ به استفتاآتى در موضوع شبيه سازى انسانى و حيوانى نقل شده است. بدين ترتيب, به نظر مى رسد هنوز تا برپايى سمينار يا نشستى تخصصى و گسترده درباره شبيه سازى انسانى فاصله داشته باشيم.

چهار. استفتاهاى مختلف

به طور طبيعى با رخ دادن مسئله اى تازه كه به گونه اى با دين مرتبط است, از فقيهان انتظار مى رود كه تكليف متدينان را در برابر آن روشن كنند. از همان آغاز طرح ايده شبيه سازى انسانى نيز استفتاهاى متعددى كه اغلب فرضى بود, متوجه عالمان دين شد. فقيهان قم و نجف و لبنان مورد استفتا قرار گرفتند و آنان غالباً در حد (يجوز) و يا (لايجوز) پاسخ دادند و از ورود به تفاصيل آن خوددارى كردند. از استفتاهاى نخستين مى توان پرسش هايى را نام برد كه صادق جعفر الحسن از مرحوم آيت اللّه شيرازى كرد. جعفر الحسن در تاريخ ١٥/٤/١٩٩٦ در ديدار با ايشان, سؤالات خود را مطرح و پاسخ آنها را دريافت كرد. وى بعدها اين پرسش ها و پاسخ ها را با افزودن پرسش هاى ديگرى, همراه با مقدمه اى درباره ماهيت شبيه سازى انسانى به چاپ رساند. از حضرات آيات: سيستانى, مرحوم سيد محمد صدر, سيد صادق شيرازى, سيد كاظم حائرى, موسوى اردبيلى, نورى همدانى, صانعى, شيخ جواد تبريزى, فاضل لنكرانى, بهجت, سيد سعيد طباطبائى حكيم, آصف محسنى و مكارم شيرازى استفتاهايى شد و آنان نيز پاسخ دادند. به نظر مى رسد پاسخ گويى به اين گونه پرسش ها به صورت شتابنده اى پيش مى رود و در سال هاى اخير برخى فقها در درس هاى خود به صورت مستقيم يا غير مستقيم اين مسئله را مورد توجه قرار داده اند.

پنج. تك نگارهاى تخصصى

برخى از مجتهدان و صاحب نظران شيعه با نگاهى جدى تر كوشيدند تا اين مسئله را به كمك مبانى دينى روشن كنند و به پرسش ها پاسخ دهند. اين تك نگارها كه با هدف تبيين ديدگاه شيعى فراهم آمده است, برخى در قالب كتاب و برخى به صورت مقاله تحقيقى انتشار يافته اند. براى مثال, كتاب (الاستنساخ بين التقنية والتشريع), كوششى است براى توضيح فرايند شبيه سازى و تبيين ديدگاه شيعه در برابر آن. همچنين مقاله (الاستتآم والاستنساخ) در پى بيان حكم شرعى اين مسئله از منظر شيعى است. فصلى نيز با عنوان (الاستنساخ و عمليات الهندسة الوراثيه), در حقيقت تقريرات درس خارج استاد محمد سند است كه در آن به گونه اى اجتهادى به تحرير اين مسئله پرداخته شده است.
در كنار اين تك نگارى هاى تخصصى منتشر شده, برخى از مقالات منتشر نشده هم وجود دارند كه ممكن است در آينده منتشر شوند; مانند جزوه (الاستنساخ) نوشته استاد محمد مؤمن كه در همين شماره مجله منتشر مى شود.
با اين همه, مجموعه آثار منتشر شده و نشده درباره شبيه سازى انسانى از منظر شيعى از نظر كمّى بسيار اندك است و با حجم اين سنخ آثار در ميان ا هل سنت سنجيدنى نيست.

* * *
پاره اول:منابع و مآخذ فارسى
- كتاب ها
١- شبيه سازى انسان; بيم ها و اميدها, غلامرضا نورمحمدى, قم, معارف, ١٣٨٤, چاپ اول, ١٢٨ صفحه وزيرى.
اين اثر از جمله كتاب هايى است كه اخيراً در موضوع شبيه سازى به زبان فارسى تأليف شده است. مؤلف پژوهش خود را در هشت فصل سامان داده است. فصل اول كه به (آشنايى اوليه با علم ژنتيك) اختصاص يافته, واژگانى چون: (وراثت, تقسيمات سلولى, ژن و مهندسى ژنتيك) به زبانى ساده توضيح داده شده اند و در پايان همين فصل, به (ژنتيك از ديدگاه متون دينى) اشاره شده است.
در دومين فصل, (راز توليد مثل) تشريح شده و آراى گوناگونى كه در اين باب ارائه شده, به ترتيب تاريخى, تبيين گرديده و بارورى و روش هاى نوين آن توضيح داده شده است. بخش پايانى اين فصل با عنوان (نگرش دينى به توليد مثل انسان) با استناد به آيات و روايات, ديدگاه اسلامى را در اين خصوص بيان كرده است.
مؤلف در فصل بعد به زبانى ساده و در عين حال علمى, مفهوم, روش ها و اصول علمى شبيه سازى را شرح داده است.
در چهارمين فصل كتاب, (ساختار فرد و عوامل سازنده آن) مطرح و مباحثى همچون:وراثت و محيط, اثر توارث بر رفتار و شخصيت فرد, و تأثير توارث و محيط بر دوقلوها, بررسى شده و به علاوه, نويسنده به يك پژوهش علمى در اين زمينه اشاره اى داشته و در پايان اين فصل ديدگاه اسلامى را با عنوان (نگاهى گذرا به عوامل ساختارى فرد از ديدگاه اسلام) تبيين نموده است.
در فصل پنجم, مؤلف به مسئله شبيه سازى از منظر اخلاق پزشكى پرداخته و ضمن برشمردن اصول اوليه و مبانى اخلاق پزشكى, تنافى و تعارض شبيه سازى با مبانى و اصول اخلاقى پزشكى را در هفت مورد تشريح كرده است. اين موارد عبارت اند از:[١]. در نظر نگرفتن منافع واقعى; [٢]. زيرپا گذاشتن حق آگاهى و انتخاب; [٣]. لزوم ارزيابى طولانى مدت; [٤]. فقدان مطالعات حيوانى; [٥]. نبود مدارك كافى براى ضمانت روش و اطمينان از آينده آن; [٦]. خوكچه هاى انسانى; [٧]. ريسك بالاى مرگ و مير و ناهنجارى ها.
در ششمين فصل به (شبيه سازى از نگاه اديان الهى) اشاره شده و بازتاب هاى شبيه سازى در جهان اسلام و مسيحيت و دغدغه ها, نگرانى ها و سؤالاتى كه درباره اين پديده نوظهور مطرح شده, تبيين گشته و فتاوا و آراى برخى فقيهان و عالمان اسلامى شيعى و سنى در اين باب بدون اشاره به منبع و مآخذ اين آرا و فتاوا مورد توجه قرار گرفته است.
مؤلف در هفتمين فصل اين پژوهش ديدگاه موافقان شبيه سازى را تشريح نموده است. ادله اى كه موافقان بدان استناد مى كنند, عبارت است از: [١]. ارضاى حس كنجكاوى بشر; [٢]. امكان پيشرفت در درمان نازايى; [٣]. پيشرفت ژن درمانى; [٤]. بهبود پيش آگهى باردارى; [٥]. وقوع معجزه در درمان بيمارى هاى بشر; [٦]. ايجاد روزنه هاى اميد دسترسى به زندگى جاودانه; [٧]. انقلاب بنيادين در پيوند اعضا; [٨]. اصلاح نژاد ژنتيكى بشر. مؤلف ضمن تشريح و توضيح ادله مذكور, ديدگاه اسلامى را درباره بهسازى وراثت به عنوان مؤخره اين فصل افزوده و رهنمودهاى اسلامى را در خصوص انتخاب همسر, مرحله انعقاد نطفه و مرحله باردارى برشمرده است.
در آخرين فصل اين تحقيق, (ديدگاه هاى مخالفان شبيه سازى ) بررسى و تحليل شده است. پژوهشگر ابتدا تأثير شبيه سازى بر روابط خانوادگى را تحليل نموده و به دنبال آن به مرگ و مير و ناهنجارى هاى جنينى ناشى از شبيه سازى اشاره كرده است. دليل ديگر مخالفان, انحصارى شدن ژن هاى بالقوه برتر و سوءاستفاده هاى احتمالى از آن است. از ديگر نقاط منفى اين دانش نوپديد گريز از تشكيل خانواده, سرقت ژن هاى پايه و اطلاعات ژنتيكى به وسيله باندهاى مافيايى و سوءاستفاده برخى دولت ها از آن است. ديگر وجوهى كه مخالفان برمى شمرند, عبارت است از حذف تنوع بشرى و مشكل آفرينى تشابه ظاهرى افراد. موارد فوق به اختصار تشريح شده و در پاره اى موارد مؤلف به برخى آيات و روايات نيز اشاره نموده است.
٢- اخلاق زيستى (بيواتيك) از منظر حقوقى, فلسفى و علمى, مجموعه مقالات(١), تهران, دانشگاه علامه, سمت, ١٣٨٣, ٢٦٢ صفحه وزيرى.
اين كتاب جلد اول از مجموعه مقالات و خطابه هايى است كه در همايش بين الملليِ (اخلاق زيستى) ارائه شده است. اين گردهمايى علمى با همكارى بخش فرهنگى سفارت فرانسه, دانشگاه علامه و سازمان سمت در تهران برگزار شد.
در اين اثر مجموعاً پانزده مقاله ارائه شده كه يازده مقاله آن به زبان فارسى و بقيه به زبان هاى فرنگى است. نويسندگان ابعاد و شقوق مختلف مسائل و موضوعات مربوط به اخلاقيات دانش زيست شناسى را مورد بحث و مداقه قرار داده اند.
از مجموعه يازده مقاله فارسى, پنج مقاله به شبيه سازى اختصاص يافته است كه عناوين و چكيده آنها عبارت است از:
١- (تلاقى اخلاق, حقوق و واقعيت در شبيه سازى انسان; ضرورت تحليل منطقى و ايجاد تعادل), مصطفى السان و زينب كنعانى.
شبيه سازى انسان و احتمال پديد آمدن نسلى كه در آن جنس واحدى (حسب مورد, مرد يا زن) تعيين كننده خصوصيات ژنتيكى جنين و تنها منشأ آن باشد, مباحثى را در محافل علمى برانگيخته است. از اين رو, در اين مقاله ابعاد حقوقى, اخلاقى و اجتماعى شبيه سازى انسان, با تكيه بر تجربه هاى قبلى تولد غير طبيعى و با توجه به ويژگى منحصر به فرد فنّاورى شبيه سازى نسبت به اين روش ها بررسى مى شود. در اين پژوهش نظريه منع شبيه سازى انسان و مطلوب بودن شبيه سازى درمانى همواره مبنا قرار گرفته و با اين حال در فرض تولد و ورود اطفال شبيه سازى شده به جامعه, حقوق فردى و اجتماعى كودكان نيز به اختصار تحليل شده است.
٢- (بررسى منابع حقوق بشر بين الملل در مورد شبيه سازى درمانى انسان), محمد تيمورى.
اين مقاله تحليلى است از منظر حقوقى درباره عهدنامه ها, مصوبات, قطعنامه ها, اسناد الزام آور بين المللى, اسناد غير الزام آور بين المللى, عرف ها و رويه هاى حقوق بشرى, دكترين هاى حقوقى و برخى قوانين مصوب داخلى كشورها كه به طور مستقيم و غير مستقيم, صريح يا ضمنى, به مسئله و موضوعات مختلف شبيه سازى انسانى پرداخته اند.
٣- (شبيه سازى درمانى رويكردهاى اخلاقى, فقهى و حقوقى), حبيب الله رحيمى.
اين مقاله با هدف بررسى دلايل مخالفان و موافقان شبيه سازى از ديدگاه هاى مختلف علمى, اخلاقى, دينى و همچنين بررسى دلايل مخالفان وموافقان شبيه سازى از ديدگاه اسلامى و ارزيابى شبيه سازى درمانى با توجه به مقررات و اصول كلى حقوق ايران نگاشته شده است. در ابتدا كلياتى در خصوص پيشينه شبيه سازى , تعريف و انواع شبيه سازى و همچنين تفاوت شبيه سازى با فنّاورى استفاده از سلول هاى بنيادى ارائه شده و سپس دلايل مخالفان و موافقان شبيه سازى از ديدگاه هاى مختلف بررسى مى شود و به دنبال آن اين دلايل از ديدگاه اسلامى مورد تحليل و بررسى قرار گرفته و در فرجام بحث, ابعاد و جنبه هاى حقوقى قوانين مصوبه در ايران در قبال شبيه سازى درمانى مورد بحث قرار مى گيرد.
٤- (همانندسازى انسان از نظر مراجع اديان آسمانى و بررسى آن از نظر فقه اسلامى), محمود صادقى.
در اين مقاله, نويسنده پس از تبيين مفهوم, پيشينه و موقعيت كنونى همانندسازى انسان ـ اعم از همانندسازى زايشى (reproductive cloning) يعنى همانند يا شبيه سازى براى توليدمثل انسان و همانندسازى درمانى (therapeutic cloning) يعنى استفاده درمانى و پژوهشى از جنين شبيه سازى شده ـ ديدگاه و آراى مراجع تقليد و صاحب نظران مختلف اديان آسمانى (مسيحيان, يهوديان و مسلمانان) را در اين زمينه بيان و گزارشى از سياست ها و رويكردهاى قانونى درباره آن را در دنياى امروز ارائه كرده و در فرجام بحث, اين مسئله از نظرگاه فقه اسلامى به ويژه فقه شيعى مورد بررسى قرار گرفته است.
نتيجه آن كه از نظر فقه اسلامى, اگر نتوان قائل به حرمت ذاتى شبيه سازى زايشى انسان شد, زيان ها, لوازم و پيامدهاى سوء اجتماعى و اخلاقى آن اقتضا مى كند كه از نظر شرعى و حقوقى ممنوع گردد; پيامدهايى چون: به هم خوردن نظام خانواده, اختلال در وضعيت قرابت و نسب اشخاص شبيه, اختلال در نظام جامعه, احتمال قوى تحقق اختلالات جسمى و روانى در شبيه ها, لطمات و زيان هاى وارده به زنان دهنده تخمك و مادران جانشين و ادله اى مانند آن. اين ادله و نيز ادله مربوط به احترام و كرامت نفس انسان و لزوم صيانت آن از آسيب ها و قواعدى مانند (لاضرر و لا ضرار) و لزوم پرهيز از اختلال نظام اقتضا مى كند كه شبيه سازى انسان شرعاً و قانوناً ممنوع گردد.
اما همانندسازى جهت كاربردهاى درمانى و تحقيقاتى و استخراج سلول هاى بنيادين از جنين شبيه سازى شده, قابل تجويز به نظر مى رسد, با عنايت به اين كه ادله منع سقط جنين, ناظر به مراحل پس از استقرار آن در رحم مادر است و با توجه به وجود فوايدى كه اميد مى رود منجر به تحولات و پيشرفت هاى علمى در عرصه طب زيستى و نافع براى كل جامعه بشرى گردد.
٥- (جنبه هاى اخلاقى و قانونى توليد و استفاده از سلول هاى بنيادى جنينى انسان), باقر لاريجانى و دكتر زاهدى.
پژوهشگران اثر در مورد پيشينه اين دانش نو و طرح مباحث اخلاقى در اين زمينه نوشته اند:
سلول هاى بنيادى جنين انسانى, سلول هاى تمايز نيافته اى هستند كه قدرت تبديل به اكثر بافت ها را دارند. مباحث اخلاقى در اين زمينه, از سال ١٩٩٨ ميلادى كه محققين براى اولين بار موفق به جداسازى سلول هاى بنيادى جنينى انسان شدند, شدت گرفت. از همان زمان استفاده از اين سلول ها, هم با هدف ايجاد انواع سلول هاى مورد نياز بدن و درمان بيمارى هاى مختلف و هم براى مقاصد پژوهشى و مطالعه بيمارى ها و درمان هاى جديد, مورد نظر دانشمندان قرار گرفت. در كشور ما نيز از سال ١٣٨٢ پژوهشگران موفق به توليد سلول بنيادى گرديدند كه اين سلول به عنوان (Royan H١) در جهان به ثبت رسيده است. اما تحقق اين فنّاورى در شبيه سازى و توليد سلول هاى بنيادى با مباحث مختلف اخلاقى, حقوقى, قانونى و فقهى در جهان همراه بوده است و اين موضوع سؤالات خطيرى مطرح نموده كه پاسخ به آنها در آينده اخلاقى معنوى و اجتماعى بشر تأثير به سزايى خواهد داشت.
در اين مقاله ضمن اشاره مختصر به كليات علمى موضوع, به مباحث اخلاقى مطرح شده پيرامون شبيه سازى اشاره شده و سپس به وضعيت قانون گذارى در كشورهاى مختلف و مجامع جهانى در اين خصوص پرداخته و با عنايت به ضرورت توجه عميق و فورى به جوانب اين فنّاورى جديد در كشور ما و لزوم تبيين ديدگاه هاى اسلامى در اين زمينه, نظرات برخى مذاهب نيز در پايان آورده شده است.
البته دو مقاله ديگر نيز با عناوينِ [١]. (سودمندى تجزيه و تحليل مولكولى D.N.A. در كشف علمى جرايم) اثر دكتر حسنعلى مؤذن زادگان و [٢]. (مهندسى ژنتيك و مهندسى اخلاق) اثر مرتضى مرديها, گرچه ارتباط مستقيمى با (شبيه سازى و احكام و مبانى فقهى حقوقى و قانونى ندارد), ولى از آن جا كه آثار و لوازم اين پديده را از منظر علمى و اجتماعى كاويده اند, مى توانند چشم انداز گسترده ترى را فراديد پژوهشگران قرار دهند.
٣- شبيه سازى (كلونينگ), ابوطالب صارمى, تهران, نشر خلوص, ١٣٨٢, ١٠٦ صفحه رقعى.
مؤلف اثر خود را در دوازده بخش فراهم آورده است. وى پس از پيش گفتار و مقدمه كه به اهميت و چگونگى شبيه سازى اشاره نموده, در بخش اول به شبيه سازى در طبيعت پرداخته و صور و انواع مختلف آن را شرح داده و در فصل دوم به تاريخچه شبيه سازى اشاره كرده و تحولاتى را كه از سال ١٨٨٠ ميلادى تا ماه آگوست ٢٠٠٣ ميلادى در دانش بارورى و ژن شناسى روى داده است, به اختصار ذكر كرده است. سومين بخش اين پژوهش, به تشريح و توضيح سلول هاى بنيادى (stem Cells) اختصاص يافته است.
مؤلف در چهارمين بخش كتاب انواع شبيه سازى را برشمرده و چگونگى و تحقق و توليد هر نوع را شرح داده و در بخش پنجم مراحل شبيه سازى موجود زنده را كه شامل پنج مرحله مى گردد, تبيين كرده است.
ششمين بخش كتاب با عنوان (نگهدارى در انجماد), نحوه تداوم بخشيدن قابليت حياتى سلول هاى زنده از طريق انجماد در ئيدروژن مايع را تشريح نموده است و در ادامه, در بخش هفتم, مزايا و منافع شبيه سازى را متذكر شده و در بخش هشتم ديدگاه هاى مختلف درباره شبيه سازى را آورده است; از جمله ديدگاه ها و فتاواى عالمان اسلامى شيعى و سنى, ديدگاه مسيحيت و نظرگاه مذهب يهود را در اين باب تشريح نموده است.
در بخش بعد كه به (مخالفت با شبيه سازى انسانى) اختصاص يافته, نگرانى ها و مخاطراتى را كه ممكن است به دنبال شبيه سازى انسانى ظهور و بروز نمايد, چنين برشمرده است: [١]. خطرات جسمى كه در اثر جهش ژن ها ايجاد مى شود; [٢]. خطرات عاطفى; [٣]. خطرات سوءاستفاده از دانش شبيه سازى ; [٤]. خطرات و تهديدات اجتماعى; [٥]. وقفه و اختلال در تكامل ژنتيكى انسان; [٦]. مخاطرات غير طبيعى بودن شبيه سازى .
بخش دهم اين اثر, (شبيه سازى انسان در مقايسه با بارورى طبيعى) را بحث و تحليل كرده و امتيازات بارورى طبيعى را از ديدگاه دانشمندان تبيين و در مقابل, به نقاط منفى و مخاطرات بارورى از طريق شبيه سازى اشاره نموده است. در بخش يازدهم پرسش ها و پاسخ هايى در باب شبيه سازى مطرح گرديده است و در آخرين بخش كتاب سازمان ها و مراكز فعال در زمينه شبيه سازى معرفى شده اند. اين مراكز و مؤسسات كه عمدتاً در امريكا فعاليت مى كنند, بالغ بر پانزده مركز و مؤسسه تحقيقاتى اند كه پس از معرفى و توضيح كوتاهى درباره اهداف و برنامه هاى آن, آدرس اين مراكز نيز آمده است.
٤- قرن بيوتكنولوژى, جرمى ريفكين, مترجم: حسين داورى, تهران, كتاب صبح, ١٣٨٢, چاپ اوّل, ٣٨٤ صفحه رقعى.
اين اثر درباره ابعاد, پيامدها و لوازم انقلاب ژنتيكى و شبيه سازى حيوانى و انسانى تأليف شده است و اگرچه از ابعاد حقوقى و قانونى اين پديده مشخصاً بحث نشده است, ولى در لابه لاى مباحث مختلفى كه ابعاد و جنبه هاى مختلف انقلاب ژنى و شبيه سازى حيوانى و انسانى بررسى و تحليل شده است, مؤلف مسائل و موضوعات حقوقى را نيز به مناسبت مورد نظر قرار داده است.
اين اثر در پاسخ به سؤالاتى از اين دست فراهم آمده: آيا با دخالت افسار گسيخته در نظام طبيعى ژن ها, طبيعت را به طور فاجعه بارى دستخوش دگرگونى نمى كنيم؟ آيا زندگى با موجوداتى بيگانه, شبيه سازى شده و موجوداتى با ژن هاى پيوندى ممكن است؟ آيا پديد آوردن انبوه و عرضه وسيع هزاران موجود زنده شبيه سازى و دستكارى شده, از لحاظ ژنى موجب خسارات جبران ناپذير در محيط زندگى انسان نخواهد شد؟ آيا آلودگى ژنتيكى ابعاد مختلف حيات را در سياره زمين تهديد نمى كند؟ ابعاد و عواقب اجتماعى فرهنگى و اقتصادى مالكيت ژن ها و مؤسسات شبيه سازى در دست چند شركت چند مليتى, چه مى تواند باشد؟ تأثير احساسى و عقلانى حاصل شده از زندگى در جهانى كه تمام حيات آن به منزله (اختراع) و (مالكيت تجارى) تلقى مى شود, چه خواهد بود؟ و به طور خلاصه, چه مخاطراتى در برابر تلاش انسان امروز براى طراحى انسانى كامل تر متوجه ما خواهد بود؟
پرسش هايى از اين دست, موجب شده تا مؤلف به تفصيل ابعاد مختلف اين موضوع را مورد بحث, نقد و تحليل قرار دهد; ابعادى چون: انحصار فنّاورى شبيه سازى در شركت هاى بزرگ, خطرات و تهديدات زيست محيطى, دشوارى ها و معضلات اجتماعى و فرهنگى, سوءاستفاده هاى احتمالى باندهاى مافيايى و گروه هاى جنايتكار و حتى برخى دولت هاى استعمارگر, اختلال در سامانه و سازمان طبيعت و اثرات مخرب ناشى از آن, تغيير و تحول عميق و منفى در مجموعه ارزش هاى بنيادين انسانى و اخلاقى, دگرگونى مبانى و اصول اخلاق پزشكى و مباحثى مانند آن كه ثمرات و پيامدهاى مستقيم يا غير مستقيم انقلاب ژنتيكى و شبيه سازى تلقى مى گردند.
٥- مهندسى ژنتيك آينده سرشت انسان; تأملى در مسائل اخلاقى, حقوقى و فلسفى شبيه سازى انسانى, يورگن هابرماس, ترجمه يحيى امامى, تهران, نقش و نگار, ١٣٨٤, چاپ اول, ١٥٦ صفحه رقعى.
اين اثر بسط يافته خطابه اى است كه فيلسوف معروف آلمانى, يورگن هابرماس, ايراد نموده است. در اين اثر, ابتدا اين سؤال مطرح و بررسى و تحليل شده است كه: در پرتو بحث ها و پژوهش ها و تحقيقات علمى در حوزه فنّاورى ژنتيكى, آيا فلسفه مى تواند محدوديت مشابهى را در مباحث مربوط به اخلاق گونه بپذيرد؟ يا به عبارت ديگر, پيشرفت هاى اخير در زيست شناسى و تحقيقات ژنتيكى و شبيه سازى, پرسش هاى اخلاقى پيچيده اى را در مورد چهارچوب و حدود مشروع مداخله دانش مهندسى ژن در طبيعت انسان مطرح كرده است. اگر اين مداخله حتى صرفاً جهت درمان و پيشگيرى از بيمارى ها باشد, اين احساس اجتناب ناپذير است كه احتمال دارد انسان به زودى تكامل زيست شناختى اى را در اختيار گيرد و (نقش خدا را بازى كند).
مؤلف استلزامات اخلاقى دانش مهندسى ژن را كه شبيه سازى نيز در حوزه اين علم لحاظ مى گردد, مطرح ساخته و در معرض بررسى دقيق فلسفى قرار داده است. نقطه عزيمت وى در طرح ديدگاه اخلاقى ـ فلسفى اش, اين نكته است كه دستكارى ژنتيكى, وابسته به هويت و خودفهمى نوع انسان است و ما نمى توانيم اين امكان را رد كنيم كه دخالت علم مهندسى ژنتيك, چه بسا براى انتخاب شيوه زندگى يك فرد محدودكننده باشد و يا روابط متقارن بين انسان هاى آزاد و برابر را تضعيف نمايد.
٦- مجموعه مقالات و گفتارهاى سومين همايش ديدگاه هاى اسلام در پزشكى, گردآورى و تنظيم: دكتر سيد حسين فتاحى معصوم, مشهد, دانشگاه علوم پزشكى, ١٣٨٤, چاپ اول, ٨٦٧ صفحه وزيرى.
اين اثر مجموعه مقالات و گفتارهايى است كه به (سومين همايش ديدگاه هاى اسلام در پزشكى) كه در اسفند ماه ١٣٨١ در مشهد برگزار شد, ارائه شده است. در اين همايش موضوعات ذيل از منظر فقهى ـ پزشكى مورد بحث و بررسى قرار گرفته است:
ـ شبيه سازى
ـ بارورى مصنوعى
ـ پيوند اعضا
ـ مرگ از روى ترحم
ـ ديات و مقتضيات زمان
ـ بيمارى هاى روانى و حقوق اجتماعى
ـ حقوق جنين و كودكان
ـ اقتصاد پزشكى و بيمه ها
ـ مسائل اختصاصى بانوان و سقط جنين
ـ تاريخ پزشكى و مشاهير ايران و اسلام
ـ اخلاق پزشكى و طب مسلمين و مقايسه شيوه هاى درمان قديم و جديد
نخستين موضوع مورد بحث و مناقشه, شبيه سازى و مسائل مربوط به آن است كه در سه بخشِ: مباحثات, مقالات و نظرات فقهى سامان يافته است.
در ابتداى بخش مباحثات كه در قالب ميزگردى فقيهان و طبيبان به بحث و بررسى موضوع شبيه سازى پرداخته اند, سؤالات (كميسيون شبيه سازى انسان) مطرح شده كه مشتمل است بر ده پرسش به ترتيب ذيل.
١- آيا تحقيقات در زمينه كلونينگ به روش تقسيم تخم بارور شده, در مورد انسان جايز است؟
٢- در صورت جايز بودن, با توجه به اين كه بعضى از نابارورى ها با روش تقسيم تخم قابل درمان هستند, ارتباط نسبى اطفال ايجاد شده چگونه است؟
٣- آيا اين شبيه سازى در ايجاد يك انسان از نظر اخلاقى جايز است؟ و اگر انسان هايى هيولامانند ايجاد شد, مسئوليت آنها به عهده كيست؟
٤- از نظر مسائل اجتماعى و حقوقى اين انسان شبيه سازى شده, چه جايگاهى دارد؟ از نظر محرميت, ازدواج, ارث, و… چه حكمى دارد؟ آيا با صاحب سلول و تخمك محرم است يا مثل فرد معمولى است؟ آيا در شبيه سازى محرم بودن, شرط انجام كار است؟
٥- اگر امكان داشته باشد از نظر ژنتيكى, ژن هاى بيمار و معيوب افراد را حذف و ژن هاى سالم به جاى آنها منتقل شود, حكم شرعى مسئله چگونه است؟
٦- اگرچه اسلام محدوديتى در كسب علم و دانش قائل نشده است. آيا جامعه پزشكى مسلمان و محققين پزشكى مجاز هستند وارد اين شيوه علمى شوند يا صبر كنند تا ديگران تجربه نموده و از نتايج آن بهره مند شوند و به اصطلاح پيرو كارهاى آنها گردند؟
٧- اگر محدوديت هايى در انجام تحقيقات علمى قائل باشيم, به لحاظ فقهى اين محدوديت ها كدام اند؟ آيا به خاطر سوءاستفاده از شبيه سازى مى توان حكم به تحريم آن داد؟
٨- شبيه سازى انسان علمى است كه اثرات آن در آينده كاملاً ناشناخته است. آيا همچون مثل خيلى از كشورها كه قانوناً ممنوعيت هايى براى اين كار قائل شده اند, ضرورت دارد كه احكام فقهى مناسب و در صورت لزوم قوانين دقيقى تصويب و حدود موضوع روشن شود؟
٩- اگر شبيه سازى براى كمك به علم و بهبودى وضعيت درمان به كار گرفته شود (غير از اهداف ضد اخلاقى و غير انسانى), چه حكمى دارد؟
١٠- به طور كلى آيا شبيه سازى انسان نوعى دخالت در امر خلقت انسان كه از راه مشروع و تبيين شده الهى صورت مى پذيرد, نمى باشد و مصداقى از تغيير خلقت انسان نخواهد بود؟
اين پرسش ها محور بحث و گفت وگو در ميزگردى است كه شركت كنندگان ابعاد مختلف فقهى, حقوقى, علمى و اخلاقى موضوع شبيه سازى را مورد بحث و مناقشه قرار داده اند.
در دومين بخش, مقالات ذيل ابعاد مختلف شبيه سازى را مورد بررسى قرار داده اند:
ـ (كلونينگ (cloning) يا شبيه سازى), محسن فتاحى نجفى
ـ (شبيه سازى (cloning) از ديدگاه اسلام), عليرضا امينى و زهره كريمى و زهرا ملازم
ـ (مسئله شبيه سازى و ديدگاه فقهى), حجت الاسلام عطايى خراسانى
ـ (شبيه سازى انسان), هدى احمرى, رقيه وجدانى
ـ (توليد رده هاى جديد سلول هاى بنيادى جنينى), دكتر حسين بهاروند
ـ (تمايز سلول هاى عصبى فعال از سلول هاى بنيادى جنينى), دكتر حسين بهاروند
ـ (از حيوانات ترانس ژنيك تا پستانداران كلون شده), دكتر محمدرضا نورى دلويى
بخش فرجامين مباحث شبيه سازى طرح شش سؤال است كه ابعاد شرعى و فقهى اين مسئله از فقيهان استفسار شده و دو تن از مراجع (مكارم و صانعى) به اين پرسش ها پاسخ داده اند.
تذكار اين نكته لازم است كه در پايان اين همايش قطعنامه اى ارائه شده كه در بند دهم آن آمده است:
اعضاى شركت كننده در همايش در مورد شبيه سازى (كلونيگ) كه نياز به تحقيقات گسترده دانشگاهى و نظرات فقهى دارند, تأكيد نمودند كه يك كميته كشورى شبيه سازى متشكل از متخصصين ذى ربط و فقهاى حوزه ها پيگيرى اين امور را عهده دار گردند.
٧- شبيه سازى و فناورى سلول هاى بنيادى, خسرو حسينى پژوه, تهران, نوربخش, ١٣٨٤, ١٥٧ صفحه.
اين اثر به سفارش سازمان پژوهش هاى علمى و صنعتى ايران تهيه شده است.
٨- شبيه سازى انسان, حسن سالارى, تهران, حكيمان, ١٣٨١, ١٧٢ صفحه رقعى.
اين كتاب جلد اول از مجموعه (علوم حياتى نوين) است كه به شبيه سازى انسانى اختصاص يافته است.
٩- شبيه سازى در حيوانات, حميد كريمى, تبريز, پريور, ١٣٨٤, ٥٩ صفحه.
١٠- خلاصه مقالات اولين كنگره پزشكى قانونى كشورهاى اسلامى, تهران, قوه قضائيه (پزشكى قانونى), ١٣٨٤.
اين اثر خلاصه مجموعه مقالات و خطابه هايى است كه به اولين گردهمايى سازمان هاى پزشكى قانونى كشورهاى اسلامى كه در سال ١٣٨٤ در تهران برگزار شد, ارائه شده است. از جمله مباحث و موضوعات مورد بحث در اين كنگره, مسائل مربوط به شبيه سازى انسانى بود كه ابعاد مختلف فقهى, حقوقى و قانونى آن تحليل و بررسى شد.
١١- استفتائات پيرامون شبيه سازى انسان و حيوان (كلوناژ); مجموعه آراى فقهى قضايى در امور حقوقى, جلد اول, مركز تحقيقات فقهى (حوزه معاونت آموزشى و تحقيقات قوه قضائيه), ١٣٨١.
١٢- شبيه سازى انسانى از ديدگاه آيين كاتوليك و اسلام,رساله دكترى دكتر سيد حسن اسلامى اردكانى, ٤٣٠ صفحه A٤ (حدود ١٥٠ هزار كلمه), به صورت تايپى, بهار ١٣٨٤, پايان نامه دكترى دفاع شده در دانشگاه قم, موجود در كتابخانه مركز تربيت مدرس دانشگاه قم.
نگاهى به ساختار و محتواى رساله:
مسئله شبيه سازى انسانى (human cloning) يكى از جدى ترين چالش هاى قرن بيستم بوده كه ذهن بسيارى از عالمان اخلاق, الهى دانان, متفكران عرصه هاى مختلف و حتى سياستمداران را به خود مشغول داشته است. در اين مسئله از هابرماس تا پاپ فقيد, و از مدير كل سازمان بهداشت جهانى تا محمد سيد طنطاوى, رئيس الازهر, موضعگيرى كرده اند.
از نظر علمى شبيه سازى عبارت است از توليد موجودى زنده, بدون نياز به آميزش جنسى و پيوند سلول هاى جنسى مذكر و مؤنث. به كمك اين شيوه, محققان موفق به ايجاد پستاندارانى چون: گوسفند, خوك, گربه و گاو شده اند. هرچند تاكنون اين فنّاورى در باب انسان به كار گرفته نشده و شخصى از اين طريق پديد نيامده است, ليكن به نظر مى رسد كه با تكامل اين شيوه به لحاظ علمى اين كار در انسان نيز شدنى باشد و همين موجب نگرانى هايى در سطح جهان شده است.
كليساى كاتوليك اين عمل را نقض صريح كرامت انسانى و تحدى با پروژه خالق قلمداد كرده است. عالمان اهل سنت و برخى از عالمان شيعه نيز از منظرى مشابه به نقد شبيه سازى انسانى پرداخته اند.
در اين رساله كوشش شده است تا اين مسئله از ديدگاه كاتوليك, اهل سنت و شيعه بررسى و تحليل شود و بدين ترتيب, نگرش سه سنت مذهبى با هم مقايسه گردد. اين تحقيق تازه, افزون بر پيش گفتارى كه در آن برخى مسائل كلى همچون, ضرورت بحث, پيشينه, دامنه, روش و ساختار بحث آمده است, شامل پنج گفتار است:
گفتار نخست, به گزارشى از تاريخچه شبيه سازى و پيشينه فرهنگى و اخلاقى آن اختصاص يافته است. در همين گفتار, گزارشى از روند و مراحل علمى شبيه سازى و تفاوت آن با ديگر تكنولوژى هاى مشابه ارائه شده است.
دومين گفتار اين رساله, به معرفى و تحليل ديدگاه آيين كاتوليك در باره شبيه سازى انسانى اختصاص يافته است. نويسنده در اين گفتار نخست ديدگاه كليساى كاتوليك را در قبال اين مسئله با استناد به منابع رسمى اين آيين گزارش داده و سپس در فصل بعد, به تحليل كارآيى دلايل اين ديدگاه و بررسى نقاط قوت آن پرداخته است.
سومين گفتار, گزارشى تفصيلى از ديدگاه اهل سنت و دلايل متعدد مخالفت آنان با اين پديده نوپديد را به دست مى دهد. اهل سنت به گونه اى نسبتاً اجماعى, شبيه سازى انسانى را حرام و غير اخلاقى مى شمارند.
چهارمين گفتار, به تحليل اين دلايل مى پردازد و دلايل پذيرفتنى را از ناپذيرفتنى بازمى نماياند. از ميان بيش از سى دليل كه بر ضد شبيه سازى انسانى ارائه شده است, به نظر مى رسد كه تنها دو دليل يعنى دليل كشتن جنين هاى اضافى و دليل علمى ناظر به كوتاهى عمر موجود شخص شبيه سازى شده, درخور تأمل جدى باشد.
پنجمين گفتار اين رساله, به گزارش ديدگاه شيعه درباره شبيه سازى انسانى اختصاص دارد. در ميان شيعه اجماعى در جواز يا حرمت اين عمل وجود ندارد; بلكه با بررسى ديدگاه ها و نظريات مختلف مى توان چهار ديدگاه و چهار رهيافت را در مورد شبيه سازى انسانى نشان داد. پس از گزارش ديدگاه هاى مختلف و دلايل آن, نويسنده به تحليل و بررسى آنها پرداخته و نشان داده است كه دلايل موافقان شبيه سازى انسانى با اصول اتخاذى و مقبول عالمان اصول شيعه سازگارى بيشترى دارد.
در پى گفتارى كه در پايان اين رساله آمده, طى ده بند به اختصار مقايسه اى ميان ديدگاه هاى آيين كاتوليك, اهل سنت و شيعه انجام گرفته و نقاط مشابهت و افتراق آنان تبيين شده است. در پايان, واژه نامه اصطلاحات تخصصى و كتابنامه اى در سه قسمت فارسى, عربى و انگليسى و چكيده پايان نامه به انگليسى آمده است.
گفتنى است كه اين موضوع نخستين بار است كه در اين سطح و با اين رويكرد در كشور ما مورد بحث قرار مى گيرد و جوانب گوناگون اخلاقى, كلامى, فقهى و اجتماعى آن از منظر سه سنت دينى كاويده مى شود. - مقالات فارسى

در اين بخش, ابتدا چهار مقاله كه بسط يافته نوشتارى بوده است, معرفى شده و سپس به ويژه نامه اى كه يكى از نشريات درباره شبيه سازى و سلول هاى بنيادين منتشر كرده است, اشاره نموده ايم و به دنبال آن ساير مقالات فارسى منتشره در مجلات و روزنامه ها معرفى شده است.
١- شبيه سازى انسانى از ديدگاه كلامى اهل سنت, سيد حسن اسلامى, فصلنامه علمى ـ پژوهشى انجمن معارف اسلامى ايران, سال اول, شماره دوم, بهار١٣٨٤.
مقاله فوق بسط يافته مفصل فصل كوتاهى از رساله دكترى است كه با افزودن مسائل و موضوعات جديد و بخش هاى تكميلى, به صورت مقاله اى بلند ارائه شده است. نويسنده ديدگاه هاى مختلفى را كه در ميان دانشوران, عالمان دين و متكلمان اهل سنت درباره شبيه سازى حيوانى و انسانى ابراز گرديده, نقد و تحليل كرده و به جديدترين آرا و ديدگاه هاى اعلام شده در اين خصوص اشاره نموده است.
چكيده مقاله: شبيه سازى انسانى يكى از چالش هاى جديد مهندسى ژنتيك است كه مسائلى در حوزه دين, اخلاق و حقوق و ديگر عرصه هاى انديشه برانگيخته است. شبيه سازى (cloning) عبارت است از توليدمثل و ايجاد موجودى مشابه نسخه اصلى, به طريقه اى غير جنسى. در اين شيوه كه به وسيله آن, يان ويلموت موفق به ايجاد گوسفندى به نام (دالى) شده است, به جاى لقاح طبيعى و نفوذ اسپرم به درون غشاى تخمك, هسته سلول غيرجنسى برگرفته و به جاى هسته تخمك گذاشته مى شود و از طريق تحريك الكتريكى, تخمك به تقسيم سلولى مى پردازد. سپس اين تخمك را در رحم مى گذارند تا موجود زنده اى بدون نياز به پدر به وجود آيد.
بسيارى كسان كاربست اين تكنيك را درباره انسان محكوم مى كنند و بر اين باورند كه اين كار شأن و كرامت انسانى را خدشه دار مى سازد و او را تا سطح كالايى بى ارزش فرو مى كشد. مخالفان شبيه سازى انسانى دلايل فراوانى به سود نظريه خود اقامه مى كنند. مسلمانان اهل سنت نيز قاطعانه اين كار را خلاف دين و حرام مى شمارند و از دلايل متعددى استفاده مى كنند. در اين نوشته تنها دلايل كلامى بر ضد شبيه سازى انسانى گزارش و بررسى شده است. دلايل كلامى شش گانه در حرمت شبيه سازى انسانى عبارت اند از: شبهه خلق, تحدى با خداوند, نقض سنت زوجيت, نقض سنت تنوع, تغيير خلق الله و دستكارى ژنتيكى و بازى با مخلوقات.
نگارنده پس از نقل و تحليل اين دلايل به اين نتيجه مى رسد كه هيچ يك از اين دلايل نمى تواند شبيه سازى انسانى را تحريم كند; زيرا برخى دلايل, خارج از موضوع است و در صورت قبول برخى نيز شاهد تعارض در فتواهاى متضاد اهل سنت در عرصه هاى مختلف مهندسى ژنتيك خواهيم بود.
٢- شبيه سازى در آيين كاتوليك, سيد حسن اسلامى, مجله: هفت آسمان, شماره[٢٧], پاييز ١٣٨٤.
مقاله فوق بسط يافته فصل كوتاهى از رساله دكترى است كه با افزودن مباحث و آراى جديد و اضافه نمودن بخش هايى تكميلى به صورت مقاله اى مفصل ارائه شده است. مؤلف ديدگاه هاى مختلفى را كه در آيين كاتوليك در باب شبيه سازى ابراز شده, مورد بررسى و تحليل دقيق قرار داده و آخرين آرا و نظرگاه هايى را كه در اين خصوص اعلام گرديده, مورد توجه قرار داده است. نويسنده درباره علت مخالفت سرسختانه آيين كاتوليك با شبيه سازى انسانى مى نويسد:
(آيين كاتوليك با كاربست برخى از دستاوردهاى مهندسى ژنتيك درباره انسان, سرسختانه مخالفت مى كند و آن را ناقض كرامت و شأن انسان مى داند. يكى از تازه ترين دستاوردهاى اين عرصه, امكان به كار گرفتن تكنيك انتقال هسته سلول پيكرى Somatic Cell Nuclear (Transfer با علامت اختصارى SCNT) يا شبيه سازى درباره انسان است. كليساى كاتوليك استفاده از اين دانش را مغاير با آموزه هاى اصلى كتاب مقدس و اخلاق مسيحى مى داند و دلايلى بر ضد آن اقامه مى كند. مهم ترين دلايل مخالفت با شبيه سازى انسانى از ديدگاه آيين كاتوليك, عبارت اند از: احتمال شكست از نظر علمى, ضرورت توليدمثل جنسى براى ايجاد فرد جديد, تحميل هويت خود بر شخص شبيه سازى شده, غصب جايگاه خداوند, نقض كرامت انسانى, نقض حق كودك براى داشتن والدين, تنزل انسان به شىء, مغايرت با حق (نادانى) و جهل به آينده, امكان سوءاستفاده هاى مختلف و فروپاشى نهاد خانواده).
٣- شبيه سازى انسانى از ديدگاه شيعه; بررسى چهار ديدگاه, سيد حسن اسلامى, مجله: كاوشى نو در فقه اسلامى, سال دوازدهم, شماره چهل و چهارم, تابستان ١٣٨٤.
مقاله فوق, بسط يافته فصل كوتاهى از رساله دكترى است كه با افزايش مطالب و موضوعات جديد و مباحث تكميلى و تازه, به صورت مقاله اى درازدامن به چاپ رسيده است. نويسنده ديدگاه هاى مختلفى را كه در ميان عالمان دين, فقيهان و دانشوران شيعى پيرامون شبيه سازى حيوانى و انسانى اظهار شده است, مورد نقد و بررسى قرار داده و به آخرين آرا و فتاواى مطرح شده نيز اشاره نموده است. چكيده اين مقاله بدين قرار است:
مسئله شبيه سازى انسانى در ميان شيعه, برخلاف اهل سنت, آن پژواك گسترده را نداشته و رونق و رواج لازم را تاكنون نيافته است. در نتيجه, نه كنفرانس بزرگى با هدف تبيين اين مسئله صورت گرفته و نه آثارى در حجم آثار اهل سنت نوشته شده است. در اين جا اين مسئله, نه چالشى براى دين قلمداد و نه از آن به عنوان (بدعت) يا (قنبله) يا (حدث القرن) ياد شد. مجموع ادبيات شيعى در اين حوزه, كم حجم, اما در نوع خود درخور توجه بوده است. اين مسئله در سه حوزه مهم شيعى ـ يعنى قم, نجف و بيروت ـ مطرح شده و عالمان و صاحب نظران شيعه كوشيده اند جوانب آن را بكاوند. عمده عالمان شيعه, شبيه سازى نباتى و حيوانى را مجاز مى دانند و به استناد اصل اباحه, آن را عملى مباح مى شمارند.
ليكن درباره حكم شبيه سازى انسانى, در ميان عالمان شيعه اتفاق نظرى وجود ندارد; زيرا آنان درباره شبيه سازى انسانى نظريات متفاوت و گاه متضادى اتخاذ كرده و فتواهاى مختلفى صادر كرده اند و در حالى كه برخى آن را كاملاً مجاز شمرده اند, برخى ديگر آن را حرام شمرده اند. هنگام بررسى سخنان و فتواهاى مختلف عالمان شيعه, مى توان به چهار نظريه زير دست يافت:
الف) جواز مطلق شبيه سازى انسانى; ب) جواز محدود شبيه سازى انسانى; ج) حرمت ثانوى شبيه سازى انسانى; د) حرمت اولى شبيه سازى انسانى.
٤- شبيه سازى انسانى از ديدگاه فقه اهل سنت, سيد حسن اسلامى, مجله: كاوشى نو در فقه اسلامى, سال دوازدهم, شماره[٤٥], پاييز ١٣٨٤.
مقاله فوق بسط يافته فصل كوتاهى از رساله دكترى است كه با افزودن مسائل و موضوعات و آراى تازه و برخى مباحث تكميلى به صورت مقاله اى مفصل انتشار يافته است. نويسنده ديدگاه ها و نظرگاه هاى مختلف و جديدى را كه از سوى فقيهان, حقوقدانان و مفتيان اهل سنت در خصوص شبيه سازى انسانى و حيوانى ارائه شده است, مطرح كرده و پس از بحث و بررسى مورد مناقشه قرار داده است.
خلاصه اين مقاله عبارت است از:
(عالمان اهل سنت با آن كه به كارگيرى تكنيك (شبيه سازى) (cloning) يا توليد مثل غيرجنسى را در عرصه حيوانى مجاز مى دانند, به گونه اى اجماعى هرگونه شبيه سازى در عرصه انسانى را نامشروع و حرام مى شمارند. اين حكم از سوى افراد و همايش هاى علمى بارها تأكيد شده است. براى مثال, عبدالعزيز بن باز مفتى بزرگ عربستان, دكتر محمد سيد طنطاوى شيخ الازهر, دكتر يوسف قرضاوى, دكتر فريد نصر واصل مفتى مصر, دكتر محمد سليمان الاشقر فقيه اردنى, شيخ مختار السلامى مفتى جمهورى تونس, دكتر عبدالمعطى بيومى استاد عقايد دانشكده اصول دين دانشگاه الازهر و (مجمع البحوث الاسلاميه), (شوراى اروپايى افتا و تحقيقات), (رابطة العالم الاسلامى) و (مجمع الفقه الاسلامى) وابسته به سازمان كنفرانس اسلامى طى سخنان و بيانيه هايى به حرمت اين كار تصريح كرده اند. اين تحريم همه شقوق شبيه سازى انسانى و در هر حالتى را در بر مى گيرد.
مجمع البحوث الاسلاميه وابسته به الازهر, و محمد بن صالح العثيمين, از مفتيان بزرگ و عضو (هيئة كبار العلماء) در رياض و رئيس گروه عقايد دانشگاه محمد بن سعود, نه تنها شبيه سازى انسانى را مطلقا تحريم نمودند, بلكه حتى توصيه كردند كه حد محارب بر كسانى كه به اين تكنيك دست مى زنند, اجرا شود. غالب كسانى كه بحث از شبيه سازى انسانى را پيش كشيده اند, از آن به عنوان خطرى جدى و گاه با تعابيرى چون: (جنايت عصر), (بدعت عصر) و (بمب عصر) ياد كرده اند.
٥- دانش نامه شرق, ويژه سلول هاى بنيادين, ضميمه روزنامه شرق, اول بهمن ماه ١٣٨٤.
اين ويژه نامه با عنوان (مادر همه سلول ها), با ارائه مقالاتى به مباحث مربوط به (سلول هاى بنيادى) پرداخته است. اين مقالات, به جز دو مقاله, ترجمه اند و عناوين و مضمون كلى آن عبارت اند از:
ـ (سلول بنيادى, مادر همه سلول ها). در اين مقاله چگونگى تكوين و نقش سلول هاى مادر يا بنيادى جنين همراه با تصاويرى تشريح شده است. گفتنى است كه سلول بنيادى جنين انسانى با استفاده از فنّاورى شبيه سازى در اواخر ١٩٩٠ ميلادى توليد و تكثير شد.
ـ (چالش سلول بنيادى). در اين مقاله به كاربرد و استفاده پزشكى جديد از فنّاورى سلول هاى بنيادى در درمان برخى بيمارى ها اشاره شده است.
ـ (سلول بنيادى و پزشكى مولكولى; فرصت ها, چالش ها و چشم انداز). اين مقاله را دكتر محمدرضا نورى دلويى, استاد گروه ژنتيك دانشگاه علوم پزشكى تهران, نگاشته است. وى ويژگى هاى تهيه سلول هاى بنيادى را با استفاده از فنّاورى شبيه سازى تشريح كرده و به فرصت ها و امكانات جديدى كه اين فنّاورى در حوزه دانش پزشكى فراهم آورده و به آينده مثبتى كه برخى ترسيم مى كنند, اشاره كرده است.
ـ (كشورهاى مسلمان و سلول هاى بنيادى). مقاله, گزارشى است از واكنش عالمان دينى و برخى محافل, مؤسسات و مراكز در كشورهاى اسلامى درباره چند و چون مشكلات اخلاقى و حقوقى شبيه سازى.
ـ (پژوهشگر برتر سال ٢٠٠٥). اين مقاله به فعاليت هاى پژوهشگر كُره اى تبار اشاره دارد كه در سال ٢٠٠٥ ميلادى جايزه اى را در خصوص شبيه سازى و سلول هاى بنيادى دريافت كرد, ولى بعد آشكار شد كه تمامى تحقيقات وى تقلبى و نتايج اعلام شده, دروغين است.
ـ (ترميم اعضا به كمك سلول هاى بنيادى). مقاله ياد شده يكى از مهم ترين فوايد شبيه سازى يعنى ترميم, بازسازى و پيوند اعضا را به تفصيل بررسى كرده است.
ـ (رويان تا رويان). اين مقاله, گزارشى است از پژوهشكده رويان (جنين) در تهران كه در زمينه سلول هاى بنيادى و شبيه سازى فعاليت مى كند.
ـ (كلون سازى چيست؟) مقاله اى است در تشريح و توضيح پديده شبيه سازى و دستاوردهاى متصوّر آن در زمينه دانش پزشكى.
ـ (سالشمار كلون سازى). شرح تاريخچه شبيه سازى از سال ١٩٣٨ ميلادى تاكنون.
ـ (سلام دالى, خداحافظ مرگ). چنانچه شبيه سازى انسانى تحقق پذيرد, ممكن است يكى از آرزوهاى ديرين انسانى كه (ميل به جاودانگى) است, جامه عمل پوشد. در اين مقاله از امكان پذيرى اين آرزو بحث شده است.
ـ (التيام قلب هاى شكسته). در اين مقاله به برخى پيشرفت هاى مثبت در درمان پاره اى از بيمارى ها با بهره مندى از سلول هاى بنيادى كه از طريق شبيه سازى به دست آمده, اشاره شده است.
ـ (كلون هراسى). مقاله, تحليل فيلم هاى تخيلى ـ سينمايى است كه در مورد انسان هاى شبيه سازى شده توليد شده است.
٦- كلونيك از نظر اخلاقى, منصور اشرفى, مجله: مكتب اسلام, شماره[٤٣٧], مرداد ١٣٧٦.
٧- شبيه سازى, بيم ها و اميدها, مجله: رشد آموزش معارف اسلامى, شماره[٤٩], ١٣٨١.
٨- بدل سازى انسان, حميدرضا شريعتمدارى, مجله: حوزه و دانشگاه, سال سوم, شماره[١٠], بهار ١٣٧٦.
٩- ممانعت از توليد انسان آزمايشگاهى, مجله: قبسات, سال سوم, شماره[٧], بهار ١٣٧٧.
١٠- احتجاج عليه تكثير مصنوعى انسان; سه پاسخ, عنوان مقاله اى است در كتاب: (جهانى شدن و آينده دمكراسى: منظومه پساملى, يورگن هابرماس, ترجمه كمال پولادى, تهران, نشر مركز, ١٣٨٠.
١١- نگاهى به پديده شبيه سازى انسان, بابك پور قهرمانى, مجله: رواق انديشه, سال چهارم, شماره[٣٧], دى ماه ١٣٨٣.
١٢- شبيه سازى و موضعگيرى دين و جامعه, خبرنامه حقوق فنّاورى, آبان ماه ١٣٨٢.
١٣- شبيه سازى و گسست نظام اخلاقى, جيمز كيو ويلسون و لئون اركاس, مجله: سياحت غرب, مركز پژوهش هاى صدا و سيما, شماره[٨].
١٤- شبيه سازى انسان, پيامدها و عكس العمل ها, جواد خرّمى, مجله: مبلغان, شماره[٥١], بهمن و اسفند ١٣٨٢.
١٥- شبيه سازى و آثار حقوقى آن, محسن فرشاد يكتا, مجله: كانون وكلا.
١٦- شبيه سازى; به كجا مى رويم؟, يوسف قرضاوى, ترجمه نورالدين سعيديانى, مجله: دين پژوهان, دوره[٣], شماره[٣], آذر ١٣٨٢. اين مقاله در مجله مركز بزرگ اسلامى در غرب كشور نيز منتشر شده است. مجله تبيان, شماره١١و[١٢].
١٧- بررسى فقهى و حقوقى همانندسازى, مندرج در كتاب: خلاصه مقالات اولين كنگره پزشكى قانونى كشورهاى اسلامى, تهران, قوه قضائيه, ١٣٨٤.
١٨- پاسخ به شبهات, ناصر فقيه, مجله: ياس, شماره هاى ٥ـ٦
١٩- ديدگاه هاى اسلامى راجع به شبيه سازى, عبدالعزيز ساشادنيا, ترجمه محمد موسى زاده, مجله: فراسو, شماره[١٣], خرداد ١٣٨٣. اين مقاله در مجله: آبادى, شماره[٢٦], سال ١٣٨١ نيز درج شده است.
٢٠- گزارشى پيرامون شبيه سازى انسان (cloning), تهيه و تنظيم عبدالرسول هاجرى, قم, دفتر مطالعات زنان, مديريت پژوهش, اسفند ماه ١٣٨١.
٢١- شبيه سازى, ابوالقاسم عليان نژادى, مجله: پژوهش و حوزه, شماره[٦], ١٣٨٠.
٢٢- كژفهمى هاى شبيه سازى انسانى, على محمدى, مجله: ذهن (ويژه نامه علم و دين), سال ششم, شماره اول و دوم, بهار و تابستان ١٣٨٤.
٢٣- استنساخ, بيروت, رايزنى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران, ٢٣/٢/١٣٧٦.
جزوه اى است كه به زبان فارسى مسئله شبيه سازى را شناسانده و ديدگاه هاى مختلف درباره آن را گزارش كرده است.
٢٤- شبيه سازى از ديدگاه فقه اسلامى, موسى دنير, مجله: دانش پژوهان, دانشگاه مفيد, شماره چهارم, پاييز و زمستان ١٣٨٢.
گزارشى است از نشستى علمى در دانشگاه مفيد قم كه ابعاد مختلف فقهى و حقوقى مسئله شبيه سازى به وسيله استادان فقه و حقوق بحث و بررسى شده است.
٢٥- چالش علم و دين در مسئله شبيه سازى انسانى, سيد حسن اسلامى, تهران, همايش (گفت وگوى علم و دين, مفهوم حيات, انسان و مباحث كاربردى), ارديبهشت ١٣٨٤, مركز تحقيقات علوم پزشكى.
٢٦- شبيه سازى انسانى از ديدگاه حقوق بشر; مسئله هويت و تفاوت, سيد حسن اسلامى, قم, دانشگاه مفيد, سومين همايش بين المللى حقوق بشر با عنوانِ (هويت ها, تفاوت ها و حقوق بشر), ارديبهشت ١٣٨٤.
٢٧- شبيه سازى يا خط توليد بشر؟, ريفكين جرمى, مجله: سياحت غرب, مركز پژوهش هاى اسلامى صدا و سيما, شماره[١٦], آبان ماه ١٣٨٣.
٢٨- استنساخ يا شبيه سازى, محمدرضا آصفى, اطلاعات, سوم آبان ١٣٧٦ / ١١ .
٢٩- آيا شبيه سازى انسان با مبانى اسلامى سازگار است؟, قدس, دهم اسفند ماه ١٣٨١ / ٣ .
٣٠- مركز اطلاعات شبيه سازى انسان, محمدجواد ادبى, همشهرى, بيست وهفتم دى ماه ١٣٨١ / [٧].
٣١- شبيه سازى انسان از نگاه حقوق بين الملل, جام جم, پنجم خرداد ماه ١٣٨١ / [٨].
٣٢- بحث بر سر شبيه سازى انسان در محافل علمى جهان بالا گرفت, توسعه, بيست وچهارم مرداد ماه ١٣٨٠.
٣٣- بشر فراهم كننده مقتضيات است; گفت وگو با موسوى بجنوردى, همشهرى, بيست ونهم دى ماه ١٣٨١.
٣٤- ستيز شبيه سازى با سامان زندگى دموكراتيك, ايران, چهاردهم اسفند ماه ١٣٨١.
٣٥- تولد اولين انسان شبيه سازى شده: انقلابى علمى يا عملى ضد دينى, مردم سالارى, نوزدهم دى ١٣٨١ / [٤].
٣٦ . چند نكته درباره شبيه سازى انسان, بهار, دهم دى ١٣٨١ / [٩].
٣٧- شبيه سازى انسان, حيات نو, بيست ويكم فروردين ١٣٨٠.
٣٨- شبيه سازى روحى, حيات نو, يازدهم دى ١٣٨١.
٣٩- دولت ها و شبيه سازى انسان, فرانسيس فوكوياما, آفتاب يزد, هجدهم دى ١٣٨١ / [٧].
٤٠- از گوسفند دالى تا كودك شبيه سازى شده: انسان با كلونينگ به تكامل مى رسد, حسين قره, ايران, بيست وششم ارديبهشت ١٣٨٢ / [٧].
٤١- شبيه سازى يا نابودى انسان؟, عباس كاكاوند, رسالت, هفدهم دى ١٣٨١ / [٢].
٤٢- شبيه سازى انسان و طرح يك ايده, عليرضا موفق, مردم سالارى, پانزدهم بهمن ١٣٨١ / [١], ويژه نامه.
٤٣- گفت وگو با دكتر ابوالقاسم گرجى پيرامون كلون (شبيه)سازى انسان, همشهرى, سى ام بهمن ١٣٨١.
٤٤- شبيه سازى انسان از ديدگاه مذهب و حقوق, عبايى خراسانى, اطلاعات, سيزده بهمن ١٣٨٢.
٤٥- تولد دوباره: دالى و عصر كنترل بيولوژيك, همشهرى, ويژه نوروز ١٣٨٢.
٤٦- شبيه سازى; نجات يا نابودى, ترجمه آزاده دارابى مقدم, ايران, بيست ونهم ارديبهشت ١٣٨٣.
٤٧- نگاهى به احتجاج هابرماس عليه تكثير مصنوعى انسان; فرآيند شبيه سازى و هنجارهاى نظام دمكراتيك, كمال پولادى, ايران, نوزده اسفند ١٣٨٣.
٤٨- شبيه سازى دخالت در كار خداوند نيست (گزارش), اعتماد, دهم دى ١٣٨١.
٤٩- اعتراض جهانى به شبيه سازى (گزارش), كيهان, هشتم دى ١٣٨١.
٥٠- تولد نخستين انسان شبيه سازى شده (گزارش), انتخاب, هشتم دى ١٣٨١.
٥١- اين حوا, آدم را به كجا مى برد؟, كوروش شجاعى, خراسان, يازده دى ١٣٨١.
٥٢- وحشت انسان در برابر شبيه خود, فرشته بخشى زاده, صداى عدالت, سى ام دى ١٣٨١.
٥٣- تازه هاى جهان دانش (گزارش), جام جم, بيست ودوم دى ١٣٨١.
٥٤- آينده انسان در عصر پسا ـ انسان, آفتاب يزد, شانزدهم بهمن ١٣٨١.

* * *
جدول تفكيكى ديدگاه اديان ابراهيمى در باب شبيه سازى

در اين جدول ديدگاه هاى اديان ابراهيمى (مسيحيّت, يهود و اسلام) درباره شبيه سازى انسان در هر دو موردِ (زايشى) و (درمانى) با ذكر ادله ذكر شده است:

ديدگاه هاي مراجع و صاحب نظران اديان درباره همانند سازي انسان *

دين

همانند سازي زايشي

دلايل

همانند سازي درماني

دلايل

مسيحيان كاتوليك ها ممنوع مداخله بشر در خلقت انسان به جاي فعل خلاق واحد خداوند؛ نقض كرامت انساني و قداست حيات؛ تبديل شدن زاد و ولد طبيعي به توليد كالاي مصنوعي ؛ به مخاطره افتادن هويت شخصي كلون ها و سلول دهنده ها ؛ احتمال سوء استفاده از كلون ها ممنوع حرمت نفس انساني و منع از بين بردن جنين حتي در مراحل اوليه
پروتستان ها ممنوع مغايرت با آموزه هاي انجيل درباره خانواده و رابطه پدر ومادري و فرزندي ؛ ايفاي نقش خدا توسط بشر جايز از بين بردن جنين پيش از لانه گزينشي در رحم ( تا ١٤ روز) اشكال ندارد
در موارد استثنا جايز بنا به ضرورت هايي مثل باروري زوجين نابارور
يهوديان اكثريت ممنوع به هم خوردن نقش ها و روابط اعضاي خانواده؛ حذف شدن نقش پدر در خانواده جايز منع همانند سازي انساني ممكن است بشر را از پيشرفت هاي مهم در دانش پزشكي محروم سازد
بعضي جايز غلبه فوايد احتمالي اين فناوري بر زيان هاي احتمالي آن ؛ مشروط بر اين كه افراد متعهد شوند كرامت انساني را نقض نكنند و مراقب خطاهاي احتمالي باشند
بعضي جايز در موارد استثنا قابل قبول تر بودن كلون كردن يكي از اعضاي خانواده براي زوج هاي نازا؛ نسبت به تلقيح مصنوعي با اسپرم يا تخمك يا جنين اهدايي بيگانه
مسلمانان اهل سنت اكثريت ممنوع بروز مشكلات غير قابل كنترل اجتماعي و اخلاقي ؛ تهديد نفس ( وجود انسان ) و به دنبال آن عقل و نسل و دين ؛ آسيب به شخصيت و كرامت انسان ؛ خانواده و جامعه جايز عدم حرمت زا بين بردن جنين پيش از استقرار در رحم ؛ فوايد مهم و غايات ارزشمند پژوهشي و درماني
بعضي درموارد استثنا جايز براي زوجين نابارور؛ مشروط بر حصول اطمينان نسبت به عدم زيان جسمي و رواني براي كلون ها و عدم زيان براي جامعه
شيعه اكثريت ذاتا جايز؛ اما به لحاظ تبعات منفي حرام به لحاظ تبعاتي مثل : از بين رفتن تمايز بين افراد ؛ فقدان هويت خانوادگي و ناملوم بودن نسب كلون ها و نتيجتا اختلال نظام و هرج و مرج
بعضي جايز عدم دليل بر حرمت نفس عمل ( تبعات منفي موجب حرمت نيست )