پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - گمانهزنىها و ساز و كارهاى تغيير در جغرافياى سياسى خاورميانه

گمانه‌زنى‌ها و ساز و كارهاى تغيير در جغرافياى سياسى خاورميانه


اميد حاتمى

«آمريكا با تهاجم عليه عراق اولين گام در اجراى طرح تغيير نقشه جغرافياى منطقه خاورميانه را بر مى‌دارد.» اين مطلب را چند ماه پيش روزنامه اسلامگراى «ينى شفق‌» تركيه نوشت و افزود:
«بر اساس اين طرح كه قرار است‌حداقل تا سال ٢٠٠٦ و حداكثر تا سال ٢٠١٠ ميلادى اجرا شود، در نخستين اقدام دولت كرد در شمال عراق تاسيس خواهد شد.»
«ينى شفق‌» همچنين نوشت: «ايجاد حركت‌هاى جدايى‌طلبانه از سوى اقليت‌هاى قومى، اساس طرح تغيير نقشه جغرافيايى خاورميانه را تشكيل مى‌دهد و ادامه اين حركت منجر به تجزيه عربستان سعودى و سودان خواهد شد.»
بى‌ترديد اين نكات نشانگر نگرانى‌هاى موجود ناشى از اهداف و آثار و پيامدهاى حمله احتمالى امريكا به عراق مى‌تواند باشد. به نظر مى‌رسد توجه به تغيير احتمالى در نقشه سياسى خاورميانه به مرحله اجرا در آمده است كه حمله به افغانستان و طرح حمله به عراق، حلقه‌هاى اول اين طرح هستند و بعيد نيست‌با اجرا و تكميل اين طرح‌ها تغييرات جديدى در نقشه سياسى منطقه از خاورميانه تا آسياى مركزى ايجاد شود.
آمريكا براى دستيابى به اهداف خود در خاورميانه، نياز به سازوكارهايى دارد كه تهاجم به عراق مى‌تواند پيش نياز تغييرات سياسى آينده در منطقه باشد. برهمين اساس گمانه زنى‌هاى متفاوتى در خصوص تغييرات آينده در خاورميانه در رسانه‌ها و محافل سياسى منطقه منتشر شده است كه همگى آنها به سياست‌هاى راهبردى آمريكا در منطقه خاورميانه و موزاييكى نمودن آن اشاره دارند. منطقه‌اى كه براى واشنگتن و منافع بلند مدت اين كشور از جهت ژئواكونوميك و ژئواستراتژيك داراى هميت‌بسزايى است.
خاورميانه از جمله مناطقى است كه با مسايل بسيار پيچيده‌اى، مانند مسئله فلسطين، صلح اعراب و اسرائيل، عراق و بى ثباتى دولت‌هاى نزديك به واشنگتن روبرو است و همين مسايل مدت‌ها است كه ذهن امريكايى‌ها را به خود مشغول نموده است.
اين امر سبب شده تا نگرش كاخ سفيد براى تغييرات سياسى در خاورميانه كه پيش از پيش به موضع و خواست جناح جديد راست آمريكا نزديك بوده تقويت‌شود.
بر همين اساس منطقه خاورميانه براى دولت‌حاكم در امريكا بعد از حادثه ١١ سپتامبر از اولويت امنيتى بالايى برخوردار شده است . آمريكا سعى كرده است‌بر اساس تئورى‌هاى موجود، به تسلط بر نقاط استراتژيك جهان و حضور بلندمدت در اين منطقه و تامين انرژى مورد نياز و ثبات در انتقال آن به خارج بپردازد كه در شرايط و فضاى فعلى براى آمريكا امكان‌پذير نيست; بنابراين تغيير در جغرافياى سياسى منطقه الزامى است.
تغييرات در نقشه جغرافياى سياسى خاورميانه را مى‌توان با تحليل حوادث بعد از دو جنگ جهانى اول و دوم مورد ارزيابى قرار داد كه پس از هر دو جنگ، نقشه سياسى جهان تغيير يافت و ساختارهاى حكومتى جديدى شكل گرفت.
بعد از جنگ جهانى اول كشورهاى مستعمره در خاورميانه با كسب استقلال به صورت كشورهاى تازه تاسيس در آمدند و بعد از جنگ جهانى دوم كشورهاى جديدى در قاره آفريقا تاسيس شد وقاره اروپا در محور آمريكا و شوروى مجدد شكل گرفت.

پيامدهاى تغيير در جغرافياى سياسى منطقه

آنچه در خصوص اين موضوع داراى اهميت است، پيامدهاى اقدام احتمالى امريكا است كه مى‌تواند شرايط بسيار خطرناكى براى كشورهاى منطقه بيافريند; به طورى كه مى‌تواند امنيت ملى اين كشورها را به خطر بيندازد. اصولا تغيير در جغرافياى سياسى مناطق و كشورها از سه طريق امكانپذير است:
١. داخلى: اين تغيير ممكن است‌با هدف تغيير وضعيت ارضى يك سرزمين از سوى گروههاى اقليت نژادى و يا شورشى اعمال شود.
٢. منطقه‌اى: اين تغيير خود مى‌تواند از دو طريق صورت گيرد: الف. در نتيجه منازعه و جنگ ميان دو كشور يا دو طيف از كشورهاى يك منطقه، كه جنگ اعراب و اسرائيل در سال ١٩٦٧ ميلادى نمونه خوبى براى اين نوع تغييرات است، چرا كه در نتيجه اين جنگ صحراى سينا، كرانه باخترى و بلندى‌هاى جولان به تصرف اسرائيل درآمد.
ب. دخالت همزمان چند كشور در ايجاد تغيير در منطقه كه در اين زمينه اقدام كشورهاى غرب آفريقا در اعزام نيرو به زئير مى‌تواند مثال روشنى باشد.
٣. بين المللى: در اين نوع تغييرات، قدرتهاى بزرگ يا ابرقدرتها دخالت دارند، مانند تقسيم آلمان و كره پس از جنگ جهانى دوم.
علاوه بر اين هرگونه تغيير ذاتا مستلزم توجه به چند متغير از جمله: اجماع داخلى ميان كشورهاى منطقه، ساختار قدرت درون كشورها، فضاى سياسى منطقه و نقش كشورهاى فرا منطقه‌اى و يا مداخله‌گر مى‌باشد.
به نظر مى‌رسد همانطور كه اشاره شد آمريكا اهداف راهبردى خود را در خاورميانه بعد از تهاجم نظامى به عراق با حالت جدى‌ترى دنبال نمايد. تعقيب اين اهداف شايد ناشى از نگرانى امريكا از قطع شدن خطوط انتقال انرژى، نفت و گاز و همچنين حفظ امنيت اسراييل در منطقه باشد.
به هر حال، عراق به عنوان اولين مرحله از اين نقشه به سه كشور يعنى يك كشور شيعه در جنوب، يك كشور سنى در بغداد و يك كشور كرد در شمال تجزيه خواهد شد. در صورتيكه امريكا طرح خود مبنى بر حمله به عراق و تجزيه خاورميانه را به اجرا گزارد در آن صورت سوريه و لبنان با وضعيت‌بسيار خطرناكى روبرو خواهد شد. زيرا ممكن است، ساكنان طرابلس لبنان خواهان پيوستن به سوريه شوند.
آنچه مهم است عملى شدن طرح‌هاى امريكا براى تغيير در ساختارى منطقه‌اى خاورميانه نمى‌تواند بدون تاثير و پيامد باشد و بدون ترديد تمام كشورهاى منطقه از آن متاثر مى‌شوند.
در صورت تشكيل يك كشور كرد در شمال عراق، منطقه سال‌هاى طولانى با ناآرامى مواجه خواهد شد. تركيه، ايران و تا حدودى سوريه نمى‌توانند ايجاد يك دولت‌حتى خودمختار را در كنار مرزهاى خود تحمل كند، بنابراين ايجاد يك فدراسيون و يا كومت‌خودمختار كرد مى‌تواند امنيت ملى اين كشورها را مورد تهديد قرار دهد.
همچنين در صورت تغيير و تجزيه رژيم عراق و در پى آن بروز ناامنى در منطقه برخى از رژيم‌هاى موجود در منطقه خاورميانه بويژه در بين اعراب با خطر سقوط مواجه خواهند شد. و اين امر به تقويت هرچه بيشتر اسراييل خواهد انجاميد.
به هر جهت مى‌توان گفت كه هرگونه تغيير در جغرافياى سياسى منطقه مى‌تواند آستانه تحريك كشورها را به اوج خود برساند.
كشورهاى مهم منطقه چون ايران، تركيه، سوريه و عربستان به هيچ وجه به ايجاد تغيير در منطقه موافق نيستند. براين اساس تحقق اين احتمال حداقل در كوتاه مدت منتفى و با دشوارى همراه است.