پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - گفتوگوى ويژه با فرستاده ويژه پادشاه عمان به تهران

گفت‌وگوى ويژه با فرستاده ويژه پادشاه عمان به تهران


«قسمت دوم‌»

برخى از آگاهان سياسى معتقدند كه آمريكا پس از سال‌ها همكارى با كشورهاى عربى منطقه به‌ويژه كمك به آنها در زمينه‌هاى نظامى و سياسى اكنون در اجراى سياست‌هاى منطقه‌اى اخير خودش به همكارى و همراهى اين كشورها نيازمند است و اين كشورها نيز به اجراى اين سياست كمك خواهند كرد. شما چه ديدگاهى در اين باره داريد؟ آيا امريكا منتظر اين همراهى و كمك خواهد ماند و آيا اعراب به ايالات متحده كمك خواهند رساند يا خير؟
اين جا يك نكته مهمى است و آن اين كه ايالات متحده كشورى است كه با معيارهاى زمينى، قوى‌ترين كشور جهان است. ولى اين امر، نبايد موجب شود كه چشمان ما بر روى حقايق بسته شود. من معتقدم كه كشورهاى اسلامى نتوانستند اين مشكل را در چارچوب خودش آن گونه كه واقعى است‌بررسى كنند و اين اتفاق نيفتاد كه آن را به شكل دقيق و در چارچوب خودش تجزيه و تحليل كنند. بنابراين نتوانستيم اين مسئله را در داخل خانواده عربى و اسلامى حل كنيم. البته منتظر شديم اما نتوانستيم.
پس يك معيار و محور ديگر به آن دو محور و معيار قبلى هم اضافه شد و آن «قدرت‌» است.
ببينيد يك كنفرانس اسلامى در تهران بود و يك كنفرانس اسلامى در دوحه; همچنين كنفرانس سران مختلفى نيز در كشورهاى عربى بر پا شد; ولى با تمام وجود آن فعاليت قدرتمند و قوى كه بتواند تمامى اين فعاليت‌ها را در يك جهت متحد كند وجود نداشت و اين اتفاق نيفتاد.

اما من سؤالم دقيقا اين است كه آيا كشورهاى عربى در حمله آمريكايى شركت‌خواهند كرد؟

كشورهاى عربى و كشورهاى اسلامى و تمام كشورهاى جهان عضو سازمان ملل متحد هستند. وقتى كه يك قطعنامه جهانى صادر شود، كليه كشورها ملزم هستند كه از آن اطاعت كنند، اما اگر اين امر خارج از چارچوب سازمان ملل و شوراى امنيت‌باشد، آن موقع هر نكته جاى خودش را دارد...

فكر مى‌كنيد كه تصميم‌گيرندگان آمريكايى در نهايت در قبال عراق يا ديگر كشورهاى خاورميانه چه تصميمى خواهند گرفت؟

من فكر نمى‌كنم تا به حال آمريكا تصميمى را اعلام كرده باشد. هنوز اين تصميم آمريكا و اين خواست آمريكا در كريدورهاى سازمان ملل در حال بررسى است و همزمان خودش را براى جنگ آماده مى‌كند و خداوند نيز حكم و سرنوشت‌خود را اجرا مى‌كند . من فكر نمى‌كنم كه كسى وجود داشته باشد كه بتواند به طور قطعى بگويد كه تصميم آمريكا تا اين لحظه چيست‌يا اصلا بگويد كه تصميم قطعى و نهايى آمريكا چيست. خيلى‌ها گمانه‌زنى مى‌كنند و ديدگاه‌هاى مختلفى را ارائه مى‌دهند و ليكن كار سياسى به معناى توازن مصالح و منافع سياسى است و هر جا كه كفه اين منفعت و مصلحت‌سنگين‌تر باشد، تصميم‌گيرى به آن سمت چرخش خواهد داشت. كار سياسى، كار اخلاقى نيست. كارهاى اخلاقى بعد ديگرى دارد و قواعد حقوقى انسانى و همچنين قضاياى اجتماعى ملت‌ها بر آن حاكم است و فرهنگ انسانى نيز تابعى از اوست; ولى كار سياسى، كار منافع است و از آن منافع پيروى مى‌كند و اين چيزى است كه ايالات متحده تصميم‌گيرى‌اش را بر پايه آن استوار خواهد كرد.

اگر اجازه بدهيد، مى‌خواهم به پاسخ قبلى شما برگردم كه گفتيد ما در داخل خانواده عربى و اسلامى نتوانستيم معضل عراق را حل كنيم. مجموعا چه عواملى باعث‌شد كه كشورهاى عربى منطقه نتوانستند به يك همگرايى در اين قضيه برسند و اين كه چرا حل اين قضيه و كلا ابتكار عمل به دست آمريكا افتاد؟

زيرا كشورهاى عربى در اين زمينه با يكديگر منازعه كردند و همين باعث‌شكست آنها شد و چون نتوانستند به نتيجه‌گيرى برسند، رشته امور از دست آنها خارج شد. خداوند نيز اين را تاييد كرده و گفته است: «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم.» مسلمين با هم نزاع كردند و با خودشان مشكلاتى را ايجاد كردند و هركدام از چپ و راست‌حرف‌هايى را زدند و اين همان اشتباهى است كه نبايد اتفاق مى‌افتاد. هدف مؤمن، حقيقت است. حقيقت تنها نزد من نيست. ايمان هفتاد و هفت‌شعبه است كه بالاترين آن «لااله الا الله‌» و كمترين آن هم دور شدن و دور افتادن از راه است و مابين اينها خط بسيار بزرگ و وسيعى است كه گنجايش همه مردم را دارد و اگر مسلمانان به اين صورت‌روى اين محور حركت كنند و تصميم بگيرند و هدف واحدى براى خود مشخص كنند، مسائل طور ديگرى مى‌شود. در آينده تعامل بهترى خواهند داشت. ان شاءالله. ولى در چارچوب اين اختلاف و منازعه‌اى كه وجود دارد، ترديدها نمى‌تواند به يك مسئله صحيح و درستى رهنمون شود و اعتماد و خير را براى ما جلب كند; همچنان كه نمى‌تواند به...

 فكر مى‌كنيد در اين فرصت‌هاى باقيمانده، آيا اميدى براى بازسازى مواضع و نقش كشورهاى عربى و اسلامى وجود دارد؟

واقعيت اين است كه زندگى به پايان نرسيده و خداوند مى‌گويد: «ان الارض يرثها عبادى الصالحون.» بدون شك ما در آينده فرصت‌هاى زيادى خواهيم داشت و شك نداشته باشيد كه آينده امت [اسلامى]، آينده بسيار خوبى خواهد بود. ما اين را با معيارهاى كوچك اندازه‌گيرى نمى‌كنيم; بلكه ما عبرت‌ها و آينده‌نگرى‌ها را از لابه‌لاى آيات قرآن كريم جست‌وجو مى‌كنيم. زمانى كه حضرت موسى ديد كه آن بنده صالح خدا كودكى را مى‌كشد در ابتداى امر از اين قضيه ناراحت‌شد و ليكن در وراى كشتن آن كودك مصلحت و حكمتى بود. اين مصلحت در دستان ما نيست، مصلحت‌به دست‌خداوند سبحان و تعالى است. اگر خداوند اراده‌اش بر چيزى تعلق بگيرد، اين را بر افراد تسرى نمى‌دهد، بلكه بر اسباب و قوانينى كه بر جهان حاكم است، تسرى مى‌دهد. مانند اين است كه قوانينى كه خداوند در هستى قرار داده، هر كدام به نتيجه مشخصى منتهى مى‌شود و اين واضح است كه انسان از هر كدام از اين راه‌ها برود، نهايت آن مشخص است; با اين حال زندگى به پايان نمى‌رسد. اينها تمام موعظه و اندرز است و ما بايد از اين پندها استفاده كنيم و براى آينده‌اى بهتر آماده شويم تا در آينده گرفتار مسائل بدتر از اين نشويم.

ولى احساس من اين است كه برخورد شما با اين قضيه در قياس با برخى كشورهاى منطقه مثل عربستان سعودى نااميدوارانه‌تر است. چرا كه خبرهايى مى‌رسد كه عمان پايگاه‌هاى نظامى در اختيار ايالات متحده قرار داده است. اين امر چگونه با آن اميدوارى كه مطرح كرديد قابل جمع است؟ بطور كلى كشور عمان اين كشور شيعى منطقه خاورميانه آيا موافق حمله نظامى آمريكا است؟ جايگاه عمان را بين كشورهاى موافق يا مخالف يا كشورهايى با موضع بينابين تعيين كنيد؟

تمام سؤالات شما بر فرضيات بنا شده است و فرضيات، واقعيت‌ها را دگرگون نمى‌كند. فرضيه همچنان فرضيه باقى مى‌ماند و چيزى از واقعيت را تغيير نمى‌دهد. ما در دنياى خيال زندگى نمى‌كنيم، حقايق موجود و واقعيت‌هاى موجود با آنچه در خيال هست، تفاوت دارد. حقيقت اين است كه ما داراى يك سرى قراردادها و پيمان‌هاى بين‌المللى هستيم; ولى پايگاه نداريم. ما هيچ‌گونه پايگاه ثابت در عمان نداريم، اما قرارداد تسهيلات بين‌المللى با ايالات متحده داريم كه آنها را در به كارگيرى بعضى از مراكز و ساختمان‌هاى عمان مجاز مى‌شماريم. اين قراردادها يك نوع عهد و پيمان است كه ما باهم بسته‌ايم و پيمان‌ها محترم هستند و ما در مقابل پيمان‌هايى كه با هم منعقد كرده‌ايم، مسئوليم و اين مسائل در چارچوب بازى با كلمات يا بازى با عواطف نمى‌گنجد، بلكه در چارچوب مبانى و اصول و واقعيت‌ها قابل بررسى است. اين كه بگوييم فلان موضع‌گيرى‌اش محكم است‌يا فلان سست است‌يا فلان بى‌تفاوت است، اين واژه‌ها حقايق را روشن نمى‌كند. ما سعى كرديم وحدت رويه و اشتراك نظرى را بين برادرانمان در خليج [فارس] و عراق ايجاد كنيم و اين تلاش‌ها در كنفرانس بيروت صورت گرفت. ولى با كمال تاسف حوادث بر ما سبقت گرفت و از اين حوادث هيچ‌كس جز خداوند سبحان و تعالى خبر ندارد و ما مى‌توانيم براى برادرانمان [عراقى‌ها] دعاى خير كنيم و از خداوند مى‌خواهيم كه آنها را از هر گونه شر مصون بدارد. همان‌گونه كه مى‌دانيد روابط ما با برادرانمان در عراق هيچ‌گاه قطع نشد. هيچ‌گاه سفارت خودمان را در بغداد و سفارت آن‌ها را در مسقط نبستيم. و اين نتيجه تلاش حقيقى و مثبت عمان است نه براى تبليغ و بهره‌بردارى تبليغاتى. اين تلاش براى اين است كه هر حادثه ناگوارى را نه تنها عراق بلكه از عراق و از ايران و هر كدام از كشورهاى منطقه و جهان دور كنيم. ما سعى مى‌كنيم كه با تمام توانمان بر اين سياست و در اين چارچوب باشيم و تمام تلاشمان در اين زمينه باشد.

به نظر مى‌رسد همكارى كشورهاى عربى با ايران تاكنون چندان فراتر از حد شعار نبوده است. شما ظرفيت‌هاى همكارى بين كشورهاى عربى و ايران و بويژه بين عمان و ايران را چگونه تحليل مى‌كنيد؟

نه اين واقعيت ندارد. ما روابطمان با ايران يك روابط استراتژيك و در سطح هماهنگى و مشورت در بالاترين رده‌هاى سياسى دو كشور است. ما همواره سعى داشته‌ايم كه فهم درستى از آنچه در پيرامون ما اتفاق مى‌افتد، داشته باشيم و همواره سعى كرده‌ايم كه در كشور براساس همين اتفاقاتى كه در پيرامونمان مى‌افتد، به يك مطالعه پيرامونى و يك ديدگاه روشن دست‌يابيم و براساس آن عمل كنيم. من فكر مى‌كنم كه ما در اين راستا در بالاترين سطح تصميم‌گيرى در دو كشور ايران و عمان حركت مى‌كنيم و اين امر چيزى نيست كه در حد حرف گفته باشيم، بلكه اين واقعيتى است كه در صحنه با آن روبرو هستيم. براى ما بسيار مهم است كه به ديدگاه‌هاى ايران در منطقه توجه كنيم. همچنان كه ايرانى‌ها هم به ديدگاه‌هاى عمان در رابطه با مسائل منطقه و جهان توجه مى‌كنند و اين چيزى است كه بوده و هست و اكنون هم يكى از دلايل حضور من در اين نقطه همين است; و باز دلايل ديدار با معاون وزير خارجه و تمام ديدارها هم در همين راستا و چارچوب است. تمام اين واقعيت‌ها دلالت‌بر اين دارد كه عمان و ايران قضاوتى دارند و جهان نيز قضاوتى و تاريخ نيز قضاوتى. ما مردمى هستيم كه از تاريخ و جغرافيا و مسائلى كه اتفاق مى‌افتد، پند مى‌گيريم و كسى كه نخواهد اين امور را در نظر بگيرد، از قضاوت تاريخ به دور خواهد ماند. وقتى كه به نقشه نگاه مى‌كنيم، متوجه مى‌شويم كه ما چقدر به هم نزديك هستيم. يكى از اساتيد در مركز گفت‌وگوى تمدن‌ها مى‌گفت كه اين منطقه قبل از اين كه بر اثر مسائل زمين‌شناسى و مرزبندى‌هاى جغرافيايى از يكديگر جدا شود يك تكه خشكى بود، نه خليج‌يا تنگه. براى اين كه ميان ما، اسلام هست، همسايگى است، خويشاوندى هست. در تمام اين امور با برادرانمان در ايران و منطقه، تعامل مى‌كنيم و سعى مى‌كنيم كه تمام اينها را در راستاى رشد و تعالى منطقه و مردم به كار گيريم. براى اين كه طرح‌هاى پيشرفت و رشد گام اساسى براى بيدارى ملت‌هاست.