پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - بيّنات انقلاب و بدعت گذاريهاي تجديد نظر طلبانه
بيّنات انقلاب و بدعت گذاريهاي تجديد نظر طلبانه
امام و اصول بنيادين انقلاب
... هنر بزرگ امام بزرگوار ما اين بود كه چارچوب محكمي را براي اين انقلاب به وجود آورد و نگذاشت اين انقلاب در هاضمهي قدرتها و جريانهاي سياسي مسلط هضم شود. شعار «نه شرقي،نه غربي، جمهوري اسلامي»، يا شعار «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» كه تعاليم امام و خط اشارهي انگشت ايشان در دهان مردم انداخت، معنايش اين بود كه اين انقلاب متكي به اصول ثابت و مستحكمي است كه نه به اصول سوسياليزم اردوگاه آن روز شرق ارتباطي دارد، نه به اصول سرمايهداري ليبرال اردوگاه غرب، علت اين كه شرق و غرب با اين انقلاب دشمني كردهاند و سرسختي نشان دادهاند، همين بود.
اين انقلاب برپايهي اصول مستحكمي بنا شد؛ هم اجراي عدالت را مورد نظر قرار داد، هم آزادي واستقلال را ـ كه براي ملتها از مهمترين ارزشها است ـ موردتوجه قرارداد، هم معنويت و اخلاق را. اين انقلاب، تركيبي از عدالتخواهي و آزاديخواهي و مردم سالاري و معنويت و اخلاق است ؛ منتها اين عدالت را نبايد با آن عدالت ادعايي و موهومي كه كمونيستها در شوروي سابق يا دركشورهاي اقمار خود شعارش را ميدادند، اشتباه كرد؛ اين عدالت اسلامي است با تعريف خاص خود. همچنين آزادي درنظام جمهوري اسلامي را با آزادي غربي ـ كه به معناي مهار گسيختگي صاحبان قدرت و سرمايه و همچينن به معناي بيبندوباري انسانها در هرگونه رفتار و عمل است ـ نبايد اشتباه كرد؛ اين آزادي اسلامي است؛ هم آزادي اجتماعي است، هم آزادي معنوي است و هم آزادي فردي با قيد اسلامي و با فهم و هدايت و تعريف اسلام است. اين معنويت و اخلاقي را هم كه جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي جزو اصول خود قرار داده است نبايد با دينداريهاي متحجر، بيمنطق وايستا در بسياري از جوامع اشتباه كرد. آن دينداريها، به ظاهر و در زبان ديندار، اما با ايستايي و تحجر و عدم فهم مسير سعادت براي جامعه و انسان همراه است. اين پسوند اسلامي بعد از عدالت و آزادي و معنويت، بسيار پر معناست و بايدبه آن توجه كرد.
امام اين اصول را قبل از پيروزي انقلاب، براي ملت و آگاهان تشريح كرد؛ بعد از پيروزي انقلاب، براساس آن، جمهوري اسلامي را پايهگذاري كرد و تا وقتي كه زنده بود، پاي اين اصول ايستاد و براي آن مجاهدت كرد.
امام و مردم سالاري ديني
... يكي از بزرگترين بيانصافيها دربارهي امام بزرگوار و نظام اسلامي ما اين است كه تبليغات بيگانه، امام و نظام اسلامي و جمهوري اسلامي را به استبداد و دوري از مردم سالاري متهم ميكنند.اين انقلاب با اين عظمت و توفندگي در ايران به وجود آمد و پس از پيروزي انقلاب اولين نظرخواهي از مردم به وسيلهي امام انجام گرفت كه در هيچ انقلابي سابقه نداشت. شما نگاه كنيد، يك كودتا، يك تحول كوچك و يك جابهجايي مختصر در كشوري صورت ميگيرد؛ دو سه سال انتخابات به تأخير ميافتد. در كشور، مردم صندوق رأي را نميشناختند. انتخابات دورهي رژيم طاغوت، صوري و دروغين بود. هيچ وقت مردم پاي صندوق رأي نرفته بودند تا به معناي واقعي كلمه رأي دهند. هر كس را براي مجلس دست نشانده ميخواستند، از صندوقها بيرون ميآوردند. در چنين زمينهاي، دوماه بعد از پيروزي انقلاب، امام مردم را پاي صندوقهاي راي كشاند و مردم به جمهوري اسلامي راي دادند. در يك سال، مردم پنج بار پاي صندوقهاي راي رفتند. در طول بيست و سه سالي كه از انقلاب ميگذرد، ملت ما بيست و سه مرتبه براي انتخابات نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، نمايندگان مجلس خبرگان، رييس جمهور، اعضاي شوراي شهر ونيز تعيين قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي پاي صندوقهاي راي رفتند و راي دادند. در كدام نظام ـ حتي به ظاهر دموكراتيك ـ اين همه تكيهي به راي و خواست مردم وجود دارد؟ دشمنان وقيح و بيشرم اين انقلاب و اين ملت، اين بي انصافي را ميكنند كه اين انقلاب و نظام و باني و معمار و بنيانگذار بزرگ آن را به ضدّيت با مردمسالاري متهم كنند.
مردم سالاري در نظام اسلامي، مردم سالاري ديني است؛ يعني به نظر اسلام متكي است ؛ فقط يك قرارداد عرفي نيست. مراجعهي به راي و اراده و خواست مردم، در آن جايي كه اين مراجعه لازم است، نظر اسلام است؛ لذا تعهد اسلامي به وجود ميآورد؛ مثل كشورهاي دموكراتيك غربي نيست كه يك قرارداد عرفي باشد تا بتوانند به راحتي آن را نقض كنند. در نظام جمهوري اسلامي، مردم سالاري يك وظيفهي ديني است. مسئولان براي حفظ اين خصوصيت، تعهد ديني دارند و پيش خدا بايد جواب دهند؛ اين يك اصل بزرگ از اصول امام بزرگوار ماست.
اصل عدالت اجتماعي، اجراي عدالت، در نظر گرفتن حق تودههاي وسيع مردم و پركردن فاصلهي طبقاتي، يكي از اصول اصلي نظام اسلامي است. مبارزهي با فساد اداري و فساد اقتصادي و سوء استفادهي از امكاناتي كه قدرت در اختيار افراد ميگذارد ـ چه سوء استفادهي مالي و چه سوء استفادهي سياسي ـ از اصول انقلاب است و بايد رعايت شود خدمت به مردم، از اصول انقلاب است. حفظ استقلال كشور در همهي زمينهها و جلوگيري از نفوذ و رخنهي دشمنان، جزو اصول تغييرناپذيرانقلاب است. اصول و خطوط اصلي انقلاب قابل تغيير نيست ؛ مظهر همهي اينها قانون اساسي مترقي ماست.
اصول ثابت در انقلاب اسلامي
البته دولتها و مسئولان در دورههاي مختلف براي اجراي اين اصول ميتوانند تاكتيكها و روشهاي گوناگوني را انتخاب كنند. اساس انقلاب، مثل خود اسلام بر احكام ثابت و احكام متغيراستوار است. يك سلسله احكام، تغيير ناپذيراست؛ يك سلسله احكام درشرايط گوناگون تغيير پيدا ميكند؛ انقلاب هم همين طوراست. اجتهاد، خصوصيتي است كه اين امكان را به يك مسئول ميدهد تا بتواندبه اقتضاي شرايط، روشها و راهها و تاكتيكهاي درست را انتخاب كند. البته انتخاب روش و اجتهاد براي پيدا كردن روش نو و مناسب، كار مجتهد است؛ اين غير از بدعت گذاري يك انسان ناوارد وتجديدنظر طلب است؛ اين كاركسي است كه قدرت اجتهاد دراين كار را داشته باشد؛ نقش اجتهاد و مجتهد درنظام اسلامي به همين خاطراست. از آن طرف، به بهانهي تمسك به اصول، تحجر را نفي ميكنيم و ميگوييم نميشود به بهانهي تمسك به اصول، تحجر و ايستايي را بر عمر انقلاب تحميل كرد ـ اصولگرايي وجود دارد؛ اما اين تحجر و جزم انديشي و نشناختن شرايط مختلف نيست ـ ازاين طرف، به بهانهي اجتهاد و تحول، نبايد به بدعتگذاريهاي ناشيانه و تجديدنظر طلبانه اجازهي فعاليت و تحرك مضر و مخرب داد؛ خط روشن امام بزرگوار اين است. بنابراين، اصول، اصول ثابتي است. عدالت، مردم سالاري، استقلال، دفاع از حقوق ملت در همهي زمينهها، دفاع از حقوق مسلمانان عالم، دفاع ازهر مظلومي درهر نقطهي عالم؛ اينها جزو اصول ماست. مبارزهي با فساد، ظلم و زورگويي جزو اصول ماست ـ اينها تغييرناپذير است ـ اما ممكن است روشهاي گوناگوني در اوضاع و احوال مختلف وجود داشته باشد.
وحدت ملي در پرتوي اصولي انقلاب اسلامي
... امام اصول انقلاب و چارچوبها را آن چنان مستحكم و دقيق و روشن ترسيم كرد تا جريانهاي مسلط عالم نتوانند اين انقلاب را مثل بقيهي تحولات سياسي درهاضمهي فرهنگي خودهضم كنند و از بين ببرند. آنچه ملت ما بايدبر آن پافشاري كند، همين اصول تغييرناپذير است. البته ممكن است دولت، مجلس و قوهي قضاييه در بخشهاي مختلف ناتواني نشان دهندو آنچه كه مقصود و مراد انقلاب و نظام اسلامي است، برآورده نشود؛ اما اين ضعف مربوط به كارگزاران و مجريان است. متاسفانه دشمنان نظام هر جا ضعفي مربوط به يك دستگاه باشد، آن را به نظام نسبت ميدهند.
نظام پايههاي مستحكم و خطوط روشني دارد. استدلال و منطقي كه پشت سر خطوط اصلي نظام وجود دارد، غير قابل خدشه است. مسئولان و كارگزاران بخشهاي گوناگون نظام اسلامي ـ اعم از قوهي مقننه يا مجريه يا قضاييه يا نيروهاي مسلح يا هر كس د رهر گوشهاي مشغول كار است ـ بايد ضعفهاي خود را برطرف كنند. راه به سعادت رساندن اين ملت، اجراي اصولي است كه امام بزرگوار ترسيم كرد؛ در قانون اساسي تثبيت شد و ملت وفاداري خود را به آنها بارها اعلام كرد.
... اين نكته را هم به ملت عزيزمان و به مسئولان محترم كشور و به جريانهاي سياسي عرض بكنم: آن چيزي كه ميتواند جلوي تهاجم گستاخانهي امريكا را بگيرد، فقط و فقط وحدت ملي و وحدت كلمه است. آنها درهر جا بخواهند قدم بگذارند، اول بايد ايجاد تفرقه كنند.وسيلهي موفقيت آنها، وجود اختلاف در صفوف داخلي ملتها است. هرجا توانستهاند زورگويي و اعمال خشونت كنند، اگر دقت كنيد، ميبينيد بين صفوف ملت شكاف وجود داشته است. آن جايي كه وحدت كلمه باشد، اينها جرأت نميكنند نزديك شوند، علاج مقابلهي با تهديدهاي امريكا عبارت است از وحدت ملت، وحدت مسئولان، مراعات جناحهاي مختلف سياسي و گردآمدن حول همان محورهايي كه امام بزرگوار ما به عنوان اصول اين انقلاب و نظام معين كرده و مورد قبول اين ملت است ؛ همان چيزهايي كه ملت براي آن فداكاري كردند. شما ببينيد در هر نقطهي دنيا وقتي كسي به عنوان نامزد رياست جمهوري شعارهايي ميدهد و بعد اكثريتي ـ ولو ضعيف ـ به او راي ميدهند، صرف آمدن آنها پاي صندوقهاي راي، به عنوان طرفداري از اين شعارها به حساب ميآيد، در انتخابات اخير فرانسه اين را ملاحظه كرديد؛ در همه جاي دنيا هم اين معمول است. ملت ايران براي اصول امام بزرگوار ما و خطوط اصلي اين انقلاب ـ كه عمدهي آنها را برشمردم ـ اين طورنبود كه فقط پاي صندوقهاي راي بيايد؛ بلكه جان بركف دست گرفت و وسط ميدان آمد. اين ملت با خون خود، اين انقلاب و اين خطوط و اين اصول را كه در قانون اساسي امروز مجسم و متبلور است، امضا كرد. نه فقط دراول انقلاب، بلكه در دوران جنگ تحميلي، هشت سالمردم درمقابل متجاوز ايستادند و با جان و جوان و همهي وجود خود از اين نظام مقدس دفاع كردند. اين غير از اين است كه مردم براي تأييد شخصيتي پاي صندوقهاي راي بيابند؛ اين دهها بار بالاتر از آن است... اين اصول، اصولي است كه ملت ايران براي آن جان داده است؛ جوان داده است؛ خون داده است؛ الان هم ايستاده است. الان هم اگر معركهاي پيش بيايد كه مردم ايران احساس كنند بايد با جسم و جان خود وسط ميدان بيايند، همهي چشمهاي دنيا خواهند ديد كه استقبال وشور و هيجان مردم حتي از دوران جنگ تحميلي هم بيشتر خواهد بود. اين اصول، مورداعتقاد و اعتماد و عشق و علاقهي مردم و محور وحدت است. بعضي دنبال محور وحدت نگردند! اين اصول، محور وحدت است. همه ـ چه مسئولان، چه عناصر سياسي ـ وفاداري خود را به اين اصول، بارها و بارها به زبان، به قلم، با نطق و با رفتار ثابت كنند؛ اين ميشود محور وحدت؛ وحدت ملي يعني اين.
ما نميگوييم اختلاف سليقههاي مردم و جريانهاي سياسي از صحنههاي سياست كشور برداشته شود؛ اين نه ممكن است، نه مفيد؛ اما اين اختلاف نظرها نبايد به جدال و شقاق منتهي شود. همه بايد اين وحدت را رعايت و حفظ كنند؛ اين وسيلهي دفاع از كشور و حصاري در مقابل تهاجم گستاخانهي دشمن است كه دايماً تهديدو آن را مرتب تكرار ميكند.