پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - اسلام، سازمانهاي مذهبي و روحانيت در روسيه(٢) - فرجی سلطان آباد طاهر
اسلام، سازمانهاي مذهبي و روحانيت در روسيه(٢)
فرجی سلطان آباد طاهر
اسلام در روسيه
اقوام قفقاز و آسياي ميانه در اواسط قرن هفتم ميلادي به دين اسلام گرويدهاند. در سال ٩٢٢ م اسلام در سرزمين «پوولژه» (واقع در ساحل رود ولگا) و در قرن سيزدهم در سرتاسر سرزميني كه تحت تسلّط اردوي زرّين قرار داشت، حكمفرما بود و به عنوان دين حاكم محسوب ميشد. چچنها، آديغهها، چركسها، ابازينها و كابارديها در قرون ١٥ تا ١٧ ميلادي و اوستيها، بالكارها و اينگوشها در قرون ١٨ تا ١٩ ميلادي به اسلام گرويدهاند. مسلمانان بيشتر در قفقاز شمالي، تاتارستان، باشقيرستان، اودموريتا، چواشيا، جمهوري ماري، سيبري، استانهاي اوليانوف، پترا، سامارا، ساراتوف، آستاراخان، پرم، چليابينسك، نيثرني نووگورود و نيز شهرهاي مهمّ مسكو و سنپطرزبورگ ساكن هستند. در سال ١٩١٧ م حدود سي هزار مسجد در روسيه وجود داشت و در سال ١٩٤٨ در اتحاد شوروي، تعداد ٤١٦ و در سال ١٩٦٨ تعداد ٣١١ مسجد ثبت شده بود.
سياستهاي دولت روسيه در قبال اسلام و مسلمانان
مسلمانان روسيه از جايگاه مهم و ماهيت انكارناپذيري در اين كشور برخوردارند. طبق برآوردهاي مختلف، در فدراسيون روسيه ١٥ الي ٢٥ ميليون مسلمان زندگي ميكنند. شمال قفقاز، كرانهي رود ولگا، اورال و سيبري غربي مناطق سكونت متراكم مسلمانان روسيه هستند. در بقيهي مناطق اين كشور نيز مسلمانان پراكندهاند. فروپاشي شوروي هم سبب واقع شدن بسياري از مسلمانان در مناطق مرزي روسيه شده است.
وجود جمعيت بيست ميليون نفري و يا بيشتر از آن باعث تبديل شدن اسلام به مذهب دوّم در اين كشور شده است و به چند دليل دولت روسيه به اسلام و مسلمانان اين كشور توجّه داشته است. تعداد زيادي از مسلمانان بعد از فروپاشي شوروي در مناطق مرزي واقع شدهاند و جمعيت قابل توجّهي را تشكيل ميدهند. در نزديك روسيه هم كشورهايي وجود دارند كه عمدهي مردم آنان پيرو دين اسلام بوده و تمام آنان عضو سازمان كنفرانس اسلامي هستند. در برخي از كشورهاي هم مرز با روسيه و يا نزديك به اين كشور، كشورهايي با جمعيت قابل توجّهي از مسلمانان وجود دارند. ايران، تركيه و پاكستان از جمله كشورهايي هستند كه به روسيه نزديك هستند (از نظر فاصله). عراق، سوريه و ساير كشورهاي اسلامي نيز كه در منطقهي خاورميانه واقع شدهاند، كشورهاي اسلامي هستند و جمعيت قابل توجّهي از مسلمانان را در خود جاي دادهاند.
به طور كلي ميتوان گفت: مسلمانان خود روسيه، بيشتر در مرزهاي اين كشور مستقر هستند و برخي كشورهاي همسايهي جنوبي روسيه را نيز كشورهاي اسلامي تشكيل ميدهند. همچنين روسيه به منطقهي خاورميانه كه مهمترين محل تمركز مسلمانان ميباشد، نزديك است و همين مسايل روسيه را وادار ميكند تا در سياست خارجي و داخلي خود عامل اسلامي را نيز مدّ نظر قرار دهد. اهميت حسن همجواري و ارتباطات با كشورهاي اسلامي منطقه، اهميت جذب سرمايههاي دول غني اسلامي و جمعيت قابل ملاحظه و فعال مسلمانان روسيه و نيز اهميت سمت و سوي حمايت آنان، از عوامل ديگري هستند كه روسيه را به در نظر گرفتن مسلمانان و مسايل آنان در بعد داخلي و خارجي ترغيب ميكند.
اهل تسنن و شيعيان در روسيه
اكثريت مطلق مسلمانان روسيه را پيروان اهل تسنن تشكيل ميدهند و از چهار مذهب فقهي اهل سنّت در روسيه تنها دو مذهب حنفي و شافعي داراي پيرواني هستند. اكثريت مطلق تاتارها و كاباردينها، اكثريت قريب به اتفاق باشقيرها، آديغهها، چركسها، آبازينها، بالكارها، قرهچاييها، خلقهاي داغستان (به غير از آوارها) بخشي از اوستيها، اودمورتها، ماريها و چواشها پيرو مذهب حنفي هستند؛ امّا آوارها، چچنها، اينگوشها و بسياري از مسلمانان اوستي شافعي ميباشند.
شيعيان روسيه نسبت به اهل تسنن از جمعيت كمتري برخوردار هستند. گروههاي كوچكي از شيعيان در داغستان و شهرهاي كرانهي سفلاي رود ولگا زندگي ميكنند. اغلب شيعيان روسيه را آذريهاي مقيم آن كشور تشكيل ميدهند. در شهر مسكو و اطراف آن تعداد زيادي از شيعيان زندگي ميكنند. تعداد شيعيان شهر مسكو بيش از سيصد هزار نفر تخمين زده ميشود؛ ولي با وجود تعداد بيشتري از آذريها در مسكو و اطراف آن، به يقين آمار شيعيان مسكو از اين تعداد بيشتر است. علاوه بر مسكو، در بسياري از جمهوريهاي مختلف فدراسيون روسيه، از جمله در شهر تيومن و در مناطق جنوب سيبري شيعيان حضور دارند.
وضعيت شيعيان مسكو
شيعيان مسكو در حقيقت همان آذريهايي هستند كه در مناطق مختلف شهر مسكو زندگي ميكنند. اما با اين كه تعداد آنها نسبتا زياد است؛ ولي تا به حال سازماندهي درستي نداشتهاند و از نظر آگاهيهاي مذهبي در سطح بسيار پاييني قرار دارند. از نظر ديني، اعتقادي، مذهبي و فرهنگي هيچ كاري براي آنها صورت نگرفته و تقريبا يك مردم رها شده در مسكو هستند. آنان بسياري از احكام مربوط به نماز و قبله و ديگر مسايل اسلامي را نميدانند و تا سالهاي اخير هيچ محلّي براي تجمع در اختيار نداشتند، ولي در سالهاي اخير با همكاري ايران بخصوص در ماه محرّم تجمعاتي در مسجد جامع اهل سنّت و ... برگزار شده است. وضعيت رقتبار شيعيان در مسكو لزوم توجه بيشتر مسؤولين كشورمان براي يافتن راهكارهاي عملي براي كمك بيشتر به آنان را طلب ميكند.
نفوذ وهابيت
عربستان سعودي پس از فروپاشي شوروي از فضاي مناسب موجود ـ كه در آن مسلمانان روسيه به دنبال پيدا كردن راههايي براي تقويت ديني خود بودند، نهايت استفاده را نموده و به سرمايهگذاري گستردهاي در اين كشور دست زد. ساخت مسجد، كتابخانه، دائر نمودن دفاتر فرهنگي و پخش كتاب و نشريات، اعزام مبلّغ، برگزاري دورههاي آموزشي در روسيه و جذب جوانان در دانشگاههاي مكه و مدينه و ... از فعاليتهاي فرهنگي عربستان بوده است. عربستان با استفاده از اين شيوهها و سرمايهگذاري گسترده توانسته است در بعضي از نقاط مانند جمهوريهاي چچن و داغستان عدهاي را به سوي آيين وهابيت سوق دهد. ناآراميهاي چند سال اخير در اين منطقه بيارتباط با نفوذ وهابيت نيست و اين امر اختلافات را در منطقه تشديد كرده است.
خوشبختانه با توجه به تنفر موجود از وهابيت در ميان مردم روسيه و عكسالعمل منفي علماي روسيه، مردم توجه كمتري به وهابيت داشتهاند و اگر چه وهابيت در سالهاي بعد از فروپاشي رشد زيادي بخصوص در قفقاز شمالي داشت؛ ولي روند رشد آن مدتها است كه به پايان رسيده است.
يكي از دلايل عدم موفقيت وهابيت در روسيه، عدم توجه آنها به حضور قوي تصوّف در روسيه بود. فرقههاي مختلف طريقت به خصوص نقشبنديه حضور چشمگيري در روسيه و جمهوريهاي آن داشتهاند و تصوف در طول تاريخ داراي حضور مستمري بوده و نفوذ عميقي را در بين مردم به دست آورده است. در سالهاي اخير مخالفت روحانيون برجستهي روسيه با وهابيت نيز گسترش يافته و طيف عظيمي از روحانيون به وهابيت بدبين شدهاند. آقاي عينالدين راويل، از مفتيهاي مهمّ روسيه در اين زمينه ميگويد: «همهي ما با وهابيت مقابله ميكنيم، آخر در سرزمين روسيه، طي ١١٠٠ سال اسلام معتدل ـ تسنن حنفي ـ وجود داشته ... ما هميشه در كنار اديان، فرهنگها و زبانهاي ديگر زندگي كردهايم و ميفهميم كه صلح و آرامش بايد در خانهي مشترك روسي ما وجود داشته باشد. روحانيت مسلمان روسي قطعا مخالف وهابيت است ... .»
مساجد روسيه
در روسيه تا قبل از انقلاب ١٩١٧ م بيش از پنجاههزار مسجد وجود داشت كه با روي كار آمدن كمونيستها به تدريج مساجد اين كشور تعطيل گشته و از ميزان آنها كاسته شد، به طوري كه در اواخر سالهاي ١٩٧٠ تعداد كل مساجد در اتحاد شوروي ٤٥٠ باب بود و تنها حدود بيست مسجد در تاتارستان باقي مانده بود. تعطيل كردن اجباري مساجد سبب پيدايش نهادهاي موازي اسلامي گرديد كه به صورت نيمه رسمي فعاليت ميكردند، به گونهاي كه در بعضي از مناطق، تعداد مساجد ثبت نشده از مساجد رسمي بيست برابر بيشتر بود. در شرايطي كه مساجد بدون اجازهي مقامات رسمي نميتوانستند فعاليت كنند، در اكثر موارد در روستاها و آباديها، خانهي دعا يا حداقل جاي دعا (مصلاّ) وجود داشت و افرادي كه تا حدودي با قرآن، سنت و احكام آشنا بودند، مسؤول نگهداري مصلاّ بودند.
با اجراي برنامههاي گورباچف و اعطاي آزاديهاي بيشتر به مذاهب، تعداد زيادي مسجد در روسيه به ثبت رسيدند و تعداد آنان به چندين هزار افزايش يافت. آمار تعداد مساجد در سالهاي بعدي باز هم افزايش پيدا كرد. در اوايل سال ١٩٩٥ م در تاتارستان ٥٥٠ مسجد، در باشقيرستان ٣٨٠ مسجد، در مناطق مركزي و شمال غربي ٤٩ مسجد، كرانهي رود ولگا ١٥٢ مسجد، اورال ٨٢ مسجد و سيبري ٤٩ مسجد وجود داشت كه البته اين آمارها شامل مساجد جديد و نيز ترميم مساجد قديمي است. بعد از فروپاشي شوروي همچنين در اراضي و شهرهاي جديدي كه تا سالهاي ١٩٢٠ وجود نداشتند، شاهد تأسيس مساجدي بودهايم.
مساجد شهر مسكو
يكي از مساجد مهم شهر مسكو، مسجد جامع اين شهر است كه مركز فعاليت مفتي مسكو آقاي عينالدين راويل است. بيشترين برنامهها و مراسم، از جمله نماز جمعهي شهر مسكو در اين مسجد اقامه ميشود. اين مسجد به مسجد تاتاري نيز معروف است و مهمترين و بزرگترين محلّ تجمع مسلمانان شهر مسكو است. مسجد تاريخي در دو كيلومتري كاخ كرملين واقع شده و ساخت آن به بيش از صد سال پيش برميگردد. در زمان حاكميت كمونيستها، مسجد مزبور تخريب شده و به مركز آموزش نظامي دانشآموزان مبدل گرديده بود؛ ولي بعد از فروپاشي شوروي مورد بازسازي و تعمير قرار گرفته و به شكل زيبايي درآمده است. مسجد شهداي شهر مسكو نيز در زميني به مساحت پنجاههزار متر و زيربناي هزار متر مربع با تلفيقي از معماري اسلامي و جديد بنا شده است. مسجد مزبور به پاس جانبازي صدها هزار تن از مسلمانان روسيه كه در جنگ جهاني دوّم در راه دفاع از ميهن كشته شدهاند، در پارك پيروزي شهر مسكو ساخته شده است. اين مسجد در نيمهي شهريور سال ١٣٧٦ با حضور مسلمانان، مقامات روسيه و برخي از مقامات ديگر كشورها افتتاح گرديد. همچنين در منطقهي آترادنايا مسجدي بنا شده است كه در كنار آن كليسا و كنيسهاي نيز قرار گرفته است. علاوه بر آن دو مسجد ديگر با عنوان مسجد شيعي و مسجد سنّي در كنار هم ساخته شدهاند.
تعدادي از مساجد ساخته و يا ترميم شده در روسيه به علت فقدان كادر جديد روحانيون مورد استفاده قرار نميگيرد؛ بخصوص در روستاها تقريبا روحاني تحصيل كرده وجود ندارد و در جاهايي هم كه وجود دارد روحانيون از سطح علمي بسيار پاييني برخوردار هستند و همين امر در جذب و يا عدم جذب مردم به خصوص جوانان به مساجد بسيار مؤثر است. مساجد روسيه يا به طور كامل مستقل هستند و يا زير نظر ادارهي روحاني مركزي مسلمانان يا مركز عالي هماهنگي ادارات روحاني اداره ميشوند.
سازمانهاي مذهبي مسلمانان قبل از فروپاشي شوروي
مبدأ تاريخي سازمانهاي مذهبي مسلمانان به سال ١٧٨٢ م برميگردد كه «كاترين» طبق فرماني به ايجاد ادارهي روحاني در شهر اوفا اقدام نمود. در زمان اتحاد جماهير شوروي نيز چهار ادارهي روحاني، مسائل مربوط به مسلمانان را به نحوي انجام ميدادند:
١ـ ادارهي روحاني مسلمانان بخش اروپايي اتحاد جماهير شوروي و سيبري؛
٢ـ ادارهي روحاني مسلمانان آسياي ميانه و قزاقستان؛
٣ـ ادارهي روحاني مسلمانان شمال قفقاز؛
٤ـ ادارهي روحاني مسلمانان ماوراي قفقاز.
هر يك از اين ادارات روحاني داراي وظايفي بودند كه به بعضي از آنان اشاره ميشود: تأسيس مساجد و انجمنهاي مذهبي، تعيين امام و مؤذن براي مساجد، بركناري امام و مؤذن، كمك به مسلمانان در امر زيارت اماكن مقدسه، انتشار سالانهي تقويم هجري قمري، ملاقات با اشخاص و سازمانها به نمايندگي از مسلمانان منطقهي خود در داخل و يا خارج كشور و ... تا هنگام فروپاشي شوروي، ادارهي روحاني مسلمانان بخش اروپايي اتحاد شوروي و سيبري، بزرگترين مركز مسلمانان روسيه بود.
سازمانهاي مذهبي مسلمانان روسيه بعد از فروپاشي شوروي
با فروپاشي شوروي، محدوديتهاي قبلي كه در مورد فعاليت سازمانهاي مذهبي وجود داشت، طبق قوانين جديد آزادي مذاهب برطرف گرديد. تا سال ١٩٩٢ در فدراسيون روسيه بيش ١٢٠٠ سازمان مذهبي مربوط به مسلمانان به طور رسمي ثبت شده بودند. افرادي كه موفق به تشكيل يك سازمان مذهبي شده و آن را در ارگانهاي قدرت رسمي ثبت ميكنند، از حق برگزاري مراسم مذهبي، جلسات دعا، انتخاب يا استخدام روحانيون و جمعآوري كمكهاي خيريه در معابد خود برخوردار ميشوند و همچنين ميتوانند جلسات عمومي براي حلّ مسايل سازماني تشكيل داده و يا ساختمانهايي براي تأمين نيازهاي خود اجاره كرده يا بسازند.
انتخاب مفتي مسلمانان
انتخاب مفتي در كنگرههاي روحانيون و نمايندگان مسلمان صورت ميگرفت؛ ولي در واقع نصب آن از سوي ارگانهاي ويژهي دستگاه حزبي ـ دولتي انجام ميپذيرفت. مفتي، رييس روحانيت مسلمان منطقه و از شخصيتهاي عالي روحاني مسلمانان اهل تسنن بود كه رياست ادارهي روحاني را عهدهدار ميگرديد. در زمان اتحاد شوروي براي هر يك از چهار ادارهي روحاني مسلمان، يك مفتي وجود داشت. اين چهار مفتي ادارهي مساجد ثبت شده و روحانيون موجود و نيز دو مدرسهي تاشكند و بخارا را بر عهده داشتند.
رياست اسلامي در سطح متوسط را محتسب بر عهده داشت كه تعداد اعضاي آن بين دو تا پنج نفر بود و رييس آنان را مفتي نصب ميكرد. وي مسؤول رعايت موازين شريعت و اخلاق اسلامي در زمينههاي گوناگون زندگي اجتماعي بود. روحانيون، ارتباط بين محتسب و هر جماعت اسلامي را برقرار ميكردند. هر مسجد و مدرسهاي داراي سرپرست بوده و امام جماعت مسجد، رياست اين ارگان را عهدهدار بود كه از متولي، دبير، حسابدار، ملاّ و مؤذن تشكيل مييافت و وظايف خاصّي را انجام ميداد.
ايجاد اختلاف در بين ادارات روحاني مسلمانان روسيه
منشأ اختلافات به وجود آمده در ميان ادارات روحاني مسلمانان روسيه، به برگزاري مراسمي جهت افتتاح مسجد توبه باز ميگردد كه در جريان آن، به علّت وجود صليب و ستارهي داوود در مسجد، انتقاداتي را متوجه طلعت تاجالدين نمود. البته شايد بتوان گفت كه با فروپاشي شوروي، بعضي از روحانيون به دنبال تغيير در تشكيلات مذهبي مسلمانان بودند و اين امر بهانهي لازم را به دست آنان داد. مخالفين طلعت تاجالدين، طرفدار تشكيل ساختارهاي منطقهاي بودند كه مطابق با ادارات روحاني، ادارات روحاني منطقهاي مسلمانان ايجاد گردد كه در عين استقلال كامل، زير نظر يك مركز عالي هماهنگكننده بودند. در جريان مسافرت طلعت تاجالدين به تركيه، مخالفين از غيبت وي سوءاستفاده كرده و او را از كار بر كنار نمودند و مفتي نورمحمد را به جاي او گماشتند. اين اختلافات سبب انشقاق در بين روحانيون و سازمانهاي مسلمانان در روسيه گرديد.
اولين انشعاب در ادارهي روحاني مسلمانان بخش اروپايي جامعهي مشتركالمنافع و سيبري، در تابستان سال ١٩٩٢ به وجود آمد و علّت آن هم عدم حمايت ادارهي روحاني از حق حاكميت تاتارستان بود. بدين ترتيب، ادارات روحاني مسلمانان باشقيرستان و تاتارستان اعلام موجوديّت نمودند و بعدها مركز عالي هماهنگي خود را نيز تأسيس كردند. با تشكيل كنگرهي مخالفين ادارهي روحاني مسلمانان در اول نوامبر ١٩٩٤، طلعت تاجالدين از مقام خود بركنار شد؛ ولي اين تصميم به علّت قدرت طلعت تاجالدين نتوانست به اجرا درآيد. خود ادارهي مركزي روحاني مسلمانان جلسهاي عمومي تشكيل دادند كه در آن بركناري مفتي تأييد نشد. مسلمانان باشقيرستان نيز با تشكيل كنگرهي سوّم در ٢١ سپتامبر ١٩٩٤، شخصيت مفتي طلعت تاجالدين را مورد حمله قرار داده و انتقاداتي را به ادارات روحاني مسلمانان ابراز نمودند.
در ماه اوت ١٩٩٢ بخشي از جماعتهاي مناطق ساراتوف، ولگاگراد و پنزا، متّحد شده و ادارهي روحاني فرامنطقهاي مسلمانان كرانهي ميانهي رود ولگا را تشكيل دادند كه در همان سال ثبت شد و رياست آن را مقدس بيبارسف بر عهده گرفت.
اقدامات براي تشكيل مركز عالي هماهنگي روز به روز افزايش پيدا كرده و مخالفتها با ادارهي روحاني مسلمانان ابعاد تازهاي يافت. در اين ميان تعدادي از اين ادارهها از هيچ يك از طرفين حمايت نكرده و نسبتا مستقل بودند. اتحاديههاي مذهبي مناطق توير، كالينينگراد و يا روسلاول و ... عضو اين ادارهي روحاني و تحت رياست امام ادريس عمراف قرار دارند. تجار متعدد تاتار نيز از سازمان جديد پشتيباني كردهاند. مفتي عينالدين راويل رهبر كل جامعهي تاتاري شناخته شده و چندين مسجد در گوشه و كنار كشور تحت سرپرستي اين ادارهي روحاني قراردارد.
نگاهي به وضعيت روحانيت در روسيه
سياستهايي كه مقامات مركزي و محلّي نسبت به اسلام اتخاذ نموده بودند، همواره سبب شده بود كه تعداد روحانيون بدون ثبت رسمي از روحانيون رسمي بيشتر باشد. روحانيون بدون ثبت رسمي كه قانون آنان را محدود نساخته بود، بسيار فعّال بوده و از نفوذ و اعتبار زيادي در بين مردم برخوردار بودند. اين دسته از روحانيون در مقابله با بيديني، كمونيسم، و تجزيهي قومي بسيار مؤثر بودند. اينان معمولاً بيشتر از روحانيون رسمي با تودههاي مردم در ارتباط بوده و تعداد زيادي مدرسه و كلاسهاي نيمه رسمي، كلاسهاي تدريس مباني اسلام و اماكن مقدّس زير نظر مستقيم آنها قرار داشت.
با توجه به كمبود روحانيون تحصيلكرده، مردم مسلمان روسيه از كساني در مساجد استفاده ميكنند كه تنها شعائر ملّي و ديني را ميدانند و يا دعا و قرآن ميخوانند كه البته اين اطلاعات اندك براي برگزاري مجالس مذهبي كفايت ميكند؛ ولي جوانان از اين مسأله رضايت نداشته و بيشتر، افراد سالخورده به چنين مجالسي علاقهمند هستند. هر چند در سالهاي اخير سخنرانيهايي پر از مفاهيم و اصطلاحات معاصر نيز انجام ميگيرد كه جذابيت خاصّي براي قشر جوان و نوجوان دارد.
شخصيتهاي برجستهي اسلامي در روسيه
١ـ مفتي طلعت تاجالدين: وي متولد ١٩٤٨ م در شهر قازان است كه ابتدا در مدرسهي ميرعرب شهر بخارا به تحصيل علوم ديني پرداخته و بعد به مصر رفت و دروس خود را در دانشگاه الازهر مصر ادامه داد. طلعت تاجالدين در سال ١٩٨٠ از سوي كنگرهي مسلمانان بخش اروپايي و سيبري به رياست ادارهي روحاني مسلمانان انتخاب شد. مقرّ وي در شهر اوفا است و در حال حاضر رياست ادارهي روحانيت مركزي مسلمانان روسيه و نيز كشورهاي اروپايي جامعهي مشتركالمنافع را به عهده دارد. مفتي ادارهي ديني، طلعت تاجالدين و معاون وي، جعفر حضرت بيكمانف مفتي استان رستوف است. رستم ولياف نيز نمايندهي دائمي ادارهي ديني در مسكو است.
بعد از فروپاشي شوروي و به وجود آمدن اختلافات در بين روحانيون روسيه و مسايل مربوط به آقاي تاج الدين، از محبوبيت وي تا حد زيادي كاسته شده است.
٢ـ مفتي نفيعاللّه عشيراف: آقاي عشيراف در سال ١٩٥٤ در شهر تابولسك از استان تيومن به دنيا آمد و بعد از اتمام مدارس دولتي وارد هنرستان شد. وي با فراگيري دروس ديني در نزد بعضي از افراد، فعاليت خود را از مسجد شهر تابولسك آغاز كرد. آقاي عشيراف در سال ١٩٨٠ وارد مدرسهي ميرعرب شهر بخارا شده و هفت سال در آن جا به تحصيل علوم ديني پرداخت. وي در سال ١٩٩٢ به عضويت شوراي ديني شهر اوفا درآمد؛ ولي از سوي طلعت تاجالدين اخراج گرديد. آقاي نفيعاللّه عشيراف از مليّت تاتار بوده و رييس مركز عالي هماهنگي ادارهي روحاني مسلمانان بوده است.
٣ـ مقدس بيبارسف: وي در سال ١٩٦٠ م در روستاي سرونايا يلوزان در استان پنزا چشم به جهان گشود. تحصيلات خود را از مدارس دولتي شروع كرده و در مدرسهي ديني شهر اوفا به تحصيل علوم ديني پرداخت. در ماه اوت سال ١٩٨٧ امام و خطيب شهر ساراتوف شد. بعد از اتحاد بخشي از جماعتهاي مناطق ساراتوف، ولگوگراد و پنزا و تشكيل ادارهي روحاني فرامنطقهاي مسلمانان كرانهي ميانهي ولگا، به رياست اين ادارهي روحاني نايل آمدند.
٤ـ عينالدين راويل : در سال ١٩٥٩ م در تاتارستان متولد شد و براي تحصيل علوم ديني مدّتي را در مدرسهي ميرعرب شهر بخارا گذراند. در سال ١٩٨٧ از سوي طلعت تاجالدين به مسكو فرستاده شد و از سال ١٩٨٨ اولين امام و خطيب مسجد جامع شهر مسكو گرديد. در سال ١٩٩٤ وي مفتي مركز ديني روسيه در مسكو و در سال ١٩٩٦ رييس شوراي مفتيات روسيه گرديد. وي در حال حاضر امام جمعهي شهر مسكو نيز ميباشد.
٥ ـ زولكارناي شاكر زانوف: وي مفتي منطقهي اومسك است كه از مدرسهي بخارا فارغالتحصيل شده است، وي اگر چه به طور رسمي در چارچوب ادارهي روحاني مركزي باقي مانده است؛ ولي در واقع رهبر مسلمانان شرق سيبري نيز ميباشد.
٦ـ عبدالوحيد نيازاف: در سال ١٩٧٠ م در شهر اومسك به دنبال آمد و در سال ١٩٩٠ وارد دانشگاه تاريخي شهر مسكو گرديد. آقاي عينالدين راويل، مركز فرهنگي اسلامي استان مسكو را كه خود تأسيس كرده بود، در اختيار وي قرار داد. وي در حال حاضر نمايندهي دوماي دولتي روسيه است.
٧ـ حيدر جمال: آقاي حيدر جمال، رهبر جامعهي اسلامي روسيه است كه در سال ١٩٤٧ م در مسكو متولد شد. وي آذريالاصل بوده و از شخصيتهاي شناخته شدهي مسلمانان در روسيه است. مسلمانان داخل و خارج روسيه او را ميشناسند. وياچسلا و يالوسين، اسقف اعظم كليساي ايالت كالوگاي روسيه و رييس كميتهي ارتباط با سازمانهاي اجتماعي و ديني وابسته به مجلس دوماي روسيه، تحت تأثير اظهارات حيدر جمال به دين اسلام گرويدهاند. آنها اظهارات حيدر جمال، رهبر جامعهي اسلامي روسيه را داراي نقش مهمّ و مؤثري در تصميمگيري خود اعلام نمودهاند.
مدارس علمي و ديني روسيه
بعد از جنگ بزرگ ميهني، تنها آموزشگاه روحاني كشور، مدرسهي «ميرعرب» در شهر بخارا بود. اين مدرسه كه در سال ١٥٣٥ م تأسيس شده بود، بعد از انقلاب كمونيستي تعطيل گرديد؛ ولي در سال ١٩٥٢ فعاليت مجدد خود را از سر گرفت. در اواسط سالهاي ١٩٧٠ مدرسهي دوّم نيز در شهر تاشكند افتتاح شد. مدارس بخارا و تاشكند مسؤوليت تربيت طلبه براي كل شوروي و نيز مسؤوليت نشريات ادارهي ديني تاشكند را بر عهده داشت كه به زبانهاي عربي و انگليسي و روسي تهيه ميشد و در ارتباط با همهي مسلمانان شوروي بود. از مدرسهي ميرعرب سالانه حداكثر يكصد طلبه فارغالتحصيل ميشد.
اصلاحات ميخاييل گورباچف و روند آزادسازي جوّ اجتماعي، به عرصهي آموزش مذهبي نيز گسترش يافت و مدارس و مكاتبي در تاتارستان، ياشقيرستان و مناطق ديگر باز شدند كه عمدتا در كنار مساجد و بدون ثبت رسمي، فعاليّت ميكردند. تا ماه مارس سال ١٩٩٢ تعداد سه مدرسه در فدراسيون روسيه به صورت رسمي به ثبت رسيده بودند كه در شهرهاي اوفا، نابرژيني چلني و چيستوپل مستقر بودند؛ ولي تا اوايل ژانويهي ١٩٩٣ تعداد مدارس روحاني ثبت شده به حدود هفتاد مدرسه رسيد. در سال ١٩٩٧ تعداد مدرسههاي ديني در روسيه به بيش از يكصد مدرسه افزايش يافت كه اين رقم مربوط به مدارس ديني بزرگ است و شامل مدارس كوچكتري كه در مساجد به وجود ميآيد، نميباشد.
در حال حاضر صدها نفر از علاقهمندان به تحصيل علوم ديني براي تكميل معلومات خود به خارج از كشور رفتهاند. عربستان سعودي، ليبي، قطر، مصر، تركيه، سوريه و جمهوري اسلامي ايران كشورهايي هستند كه تعدادي از دانشجويان علوم ديني در آنها به تحصيل اشتغال دارند. در سال ١٩٩٥ تنها از جمهوري اسلامي داغستان تعداد چهارصد نفر براي تحصيل به خارج از روسيه رفتهاند.
شهر قازان، مركز جمهوري تاتارستان مركز علمي ـ اسلامي فدراتيو روسيه است. قازان در طول قرون مختلف مركزيت داشته و تعداد زيادي از كتب ديني حوزههاي علميه در آسياي مركزي و روسيه در اين شهر چاپ گرديده است. بعد از فروپاشي شوروي نيز قازان، هم چنان پايگاه و مركزيت ديني و علمي خود را همچنان حفظ كرده است. هم اكنون چندين مدرسهي ديني در شهر قازان وجود دارد. علاوه بر آن در مسكو، اوفا، نابرژيني چلني، چيستوپل و ... نيز مدارس ديني شكل گرفتهاند.
١ـ آموزشگاه اسلامي مسكو: اين آموزشگاه از سال ١٩٩١ شروع به كار و فعاليت نموده است؛ ولي موضوع آشنا نمودن جوانان مسلمان به آموزشها و دروس اسلامي از زمان كمونيستها آغاز شده است.
٢ـ كالج عالي اسلامي مسكو: اين كالج در سال ١٩٩٤ تشكيل گرديده و رياست آن با مرادمرتضين است. در اين كالج مواد مختلف درسي؛ مانند تجويد قرآن، قرائت قرآن، تفسير، حديث، حفظ سه جزء قرآن مجيد و ادبيات عربي، شامل صرف و نحو، اصول فقه، فقه حنفي و مكالمهي عربي آموخته ميشود.
٣ـ انستيتوي اسلامي محمديه: اين انستيتو در اول اكتبر ١٩٩٣ در شهر قازان مركز تاتارستان افتتاح گرديد. معاون مفتي تاتارستان، مدير انستيتوي مزبور است.
٤ـ دانشگاه اسلامي گروزني: بزرگترين دانشگاه اسلامي روسيه در شهر گروزني وجود داشت كه نزديك به پانصد نفر در آن تحصيل ميكردند. اين دانشگاه بعد از شروع جنگ چچن بسته شد.
٥ ـ مدرسهي ابوحنيفهي شهر نابرژيني چلني: اين مدرسه در سال ١٩٩٦ تشكيل گرديده است. دورهي تحصيلي آن، دو سال است و احتمالاً حدود هفتاد نفر محصّل دارد.
٦ـ ساير مدارس ديني: يك دانشگاه اسلامي در شهر اوفا، مركز باشقيرستان وجود دارد كه در دست مفتي طلعت تاجالدين است. يك دانشكدهي اسلامي هم در شهر نالچيك، مركز كابارديا ـ بالكار وجود دارد. در مسجد زاكاباني شهر قازان نيز يك مدرسهي ديني وجود دارد. يك مدرسه در شهر نابرژيني چلني براي خواهران تأسيس شده كه (احتمالاً) زير نظر وهابيون كار ميكند. و در سال ١٩٩٢ نيز در ماهاچ قلعه يك هنرستان اسلامي مخصوص خواهران مسلمان داير شده است.