پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - معناكاوي ميراث

معناكاوي ميراث


دكتر يوسف زيدان
ميراث مفهومي بسيار گسترده دارد و واژه‌اي كاملاً عربي و بلكه قرآني است. واژه‌ي مذكور از ريشه «ورث» گرفته شده است. بنابراين ورث، ارث و ميراث جملگي معناي واحدي دارند. در زبان عربي ميراث به معناي مال يا حقي است كه پس از مرگ به بازماندگان او مي‌رسد در قرآن نيز آمده است: و ميراث [ضعيفان] را چپاولگرانه مي‌خوريد(١).
بنابر سخنان پيش گفته، ميراث، معنا و كاربرد گسترده‌اي دارد كه همه‌ي معارف و دانش‌هاي گذشتگان ما را نيز شامل مي‌شود. با اين همه امروزه اين واژه بر مجموعه‌ي آراء و انديشه‌هاي گذشتگان ما دلالت مي‌كند كه طي قرون متمادي يعني در دوران تمدن اسلامي كه از حيث پيوستگي و انسجام يكي از ديرينه‌ترين تمدن‌هاي بشري به شمار مي‌آيد، شكل گرفته است.
نكته قابل توجه اين كه پيشينيان ما براي مجموعه‌ي باورهاي گذشته واژه‌ي ميراث را به كار نمي‌بردند بلكه اين مجموعه را حاضر و خود را در امتداد آنها مي‌يافتند. اين پيوستگي و يا اتصال ميان نسل‌ها در عرصه‌ي زبان، مفاهيم و تصورات عام تجلي يافته است و از اين جاست كه دوره‌هاي تاريخ فرهنگ و علمي مسلمانان چونان رشته‌ي به هم پيوسته‌اي در نظر گرفته مي‌شد. حمله‌ي ناپلئون بناپارت و ورود استعمار غربي در سراسر كشورهاي عربي اسلامي نظم و انسجام پيش را برهم زد و در سطح آگاهي عمومي گونه‌اي گسست رخ داد، به گونه‌اي كه نسل حاضر ما، به سبب روند مستمر غربي‌گري، ميراث به جا مانده از دوران گذشته را به مثابه ميراثي بيگانه مي‌نگرد، گويي كه اين ميراث از آن ديگري است. ابوريحان بيروني تعبير «آثار الباقيه عن القرون الخاليه» را نيز به كار برده است و آن را عنوان يكي از مهم‌ترين كتاب‌هاي خود قرار داده است. با اين همه بيروني از واژه‌ي «ميراث برجاي مانده» (الآثار الباقيه)، ميراث تمدن اسلامي را مراد نكرده است بلكه مقصود وي ميراث ايران باستان، هند و ساير تمدن‌هاي كهنه‌اي است كه با تمدن عربي اسلامي تفاوت دارند. هرگز در ذهن بيروني نمي‌گذشت كه روزي مسلمانان تمدن اسلامي خود را «ميراث» بنامند و اين نكته‌اي است كه بايد در آن درنگ كرد.
بنابراين، ميراث در كاربرد امروزي آن واجد معناي متفاوت، اما رايجي شده است كه مراد از آن مجموعه نوشته‌هاي قدما و گذشتگان عرب و مسلمان است كه به دست ما رسيده است با اين كه بر سر تفسير گذشتگان و تفاوت آنها با قدما اختلاف نظر وجود دارد. بدين معنا كه آيا مراد از گذشتگان كساني هستند كه پيش از حمله‌ي ناپلئون مي‌زيسته‌اند و يا اساسا شامل تمام كساني است كه در قرن نوزدهم وجود داشته‌اند. و طبعا مطابق با نحوه‌ي دوره‌بنده‌ي معناي ميراث نيز محدود و يا گسترده مي‌شود. اما در هر حال آنچه در اين جا اهميت دارد بيان اين نكته است كه از منظر انتقال و بسط ميراث از رهگذر زبان، دين و دغدغه‌هاي عمومي و تصورات كلي ـ حتي اگر نزد بسياري از معاصران ما در عرصه‌ي آگاهي گسست رخ داده است ـ واژه «پيشينيان» به تمام كساني اطلاق مي‌شود كه پيش از ما مي‌زيسته‌اند. به اين ترتيب مي‌توان تمام نوشته‌هاي برجاي مانده از آنان را «ميراث» ناميد، حتي اگر يكي از آنان در سال‌هاي نه چندان دور زندگي مي‌كرده است. بنابراين كتاب‌هاي طه حسين را مي‌توان در شمار ميراث آورد به همان ترتيبي كه شعر دوران جاهليت را ميراث مي‌ناميم. شعر دوران جاهليت ميراث است خواه مراد از آن شاعران عهد جاهلي باشد و يا كتاب طه حسين از آن مراد گردد.
نكته ديگر اين كه اين ميراث به يُمْنِ تدوين و كتابت به دست ما رسيده است و چنان‌كه مي‌دانيم تا قرن‌هاي طولاني كتابت و يا استنساخ توسط كاتبان و به وسيله دست صورت مي‌گرفته است. به معناي ديگر حجم عظيمي از ميراث گذشته تا پيش از ظهور پديده چاپ و اختراع ابزار نوين، چيزي نيست جز مجموعه‌اي از نسخه‌هاي خطي كه با دست نگاشته شده است خواه كاتب آن خود مؤلف باشد و يا يكي از شاگردان وي و يا ناسخ حرفه‌اي كه با مؤلف هم‌روزگار و يا پس از وي مي‌زيسته است. در اين‌جا بيان اين نكته ضروري است كه بسياري از ناقدان كنوني معتقدند كه حمله‌ي بناپارت به مصر، ورود صنعت چاپ را به همراه داشت كه در دگرديسه كردن فرهنگ ما و انتقال ناگهاني‌مان به جهان مدرن غربي نقش مؤثري ايفا كرد. [از اين رو پاره‌اي از ايشان سالروز هجوم بناپارت را گرامي مي‌دارند!]
اما اين پنداري باطل بيش نيست؛ زيرا هجوم مذكور چيزي جز لشكركشي آشكار و عريان نبود كه البته اين‌كار مستلزم شناخت مردم، تاريخ و سرزميني بود كه مورد هجوم واقع شده بود.
بنابراين، در ركاب ناپلئون دانشمنداني آمدند كه تنها در جهت تأمين منافع نظامي او، تاريخ و وضعيت مصر را به زبان فرانسوي نگاشتند. هم‌چنين اين لشگركشي مستلزم آن بود كه زمينه‌هاي آن فراهم شود و تمام دستورات نظامي و يا بيانيه‌ها به سرعت چاپ و منتشر شود. بنابراين فرانسوي‌ها چاپخانه دچي را از ايتاليا ربودند و تنها پس از چند ماه يعني پس از فتح مصر، ناپلئون آن را دوباره به اروپا بازگرداند. بازگشتي كه دست آخر زمينه‌ي شكست حمله‌ي ناپلئون را فراهم آورد.
هجوم اشغالگران فرانسوي بار ديگر چهره‌ي زشت و دژمناك غرب را براي مسلمانان و عرب‌ها آشكار كرد. چهره‌اي كه در قرن‌ها پيش يعني طي جنگ‌هاي صليبي شاهد آن بودند و اكنون مدت‌ها بود آن را به دست فراموشي سپرده بودند. برخلاف تصور پاره‌اي از مدعيان، حمله ناپلئون به مصر، نه به انتقال مدرنيته به سرزمين‌هاي عربي مددي رساند و نه وضعيت فرهنگي موجود را دچار تحول كرد.
پديده‌ي چاپ، تنها پس از تأسيس چاپخانه‌هاي بولاق توسط محمد علي پاشا در سال ١٨٢١ تأثيري عيني و ماندگار داشت؛ زيرا مصريان پس از آن تاريخ بود كه در كار تحقيق و چاپ مهم‌ترين ميراث مكتب عربي اسلامي همت گماشتند. با اين همه، چه پيش از راه‌اندازي چاپخانه بولاق و چه پس از آن، عمل استنساخ و تكثير نسخه‌هاي خطي همچنان به همان شيوه‌هاي سنتي رايج بود. ودر اين زمينه اگر بخواهيم ميان تعداد كتاب‌هايي كه از آغاز قرن نوزدهم تا ربع نخست قرن بيستم در مصر چاپ شد، با تعداد كتاب‌هايي كه در همين دوره‌ي زماني به شيوه‌هاي سنتي كتابت شدند مقايسه كنيم متوجه خواهيم شد كه تعداد كتاب‌هاي خطي بيش‌تر است. و اين خود نشانه‌ي سردندگي و حضور و پيوستگي ميراث عربي اسلامي است.
پاره‌اي از مورخان در تأثيرگذاري چاپخانه به عنوان ابزاري در گسترش كتاب‌ها و فرهنگ در كشورهاي عربي اسلامي گزافه‌آميز سخن مي‌گويند. اين نكته درست است كه ورود چاپخانه به كشورهاي ياد شده به ويژه با تحول و رشد روز افزون و چشمگير ابزار و وسايل چاپ. تأثير عميقي برجاي نهاد. با اين همه بايد پذيرفت كه صنعت چاپ كه از غرب به سرزمين‌هاي عربي وارد شد با مردماني بدون پيشينه و پشتوانه فرهنگي مواجه نشد بلكه طي قرون متمادي از تاريخ عربي اسلامي، كتابت با همان شيوه‌هاي رايج درگذشته، موسسه‌ي عظيمي را پي افكنده بود كه نمي‌توان نقش آن را انكار كرد. در اين زمينه مي‌توان به يكي از شواهد مشهور تاريخي استناد كرد و آن اين كه فاطميون درمصر پس از به قدرت رسيدن، كاخ باشكوهي را بنا كردند كه داراي چهل مخزن كتاب بود و در يكي از اين مخزن‌ها بيش از بيست دوره كامل تاريخ طبري يعني كتابي با پنج جلد قطور و حجيم وجود داشت. از اين منظر مي‌توان گسترش و حضور كتابت و استنساخ را تصور كرد كه تنها در يك مخزن از آن كتابخانه و تنها در يك شهر يعني قاهره و آن هم در آغاز تمدن اسلامي از يك كتاب اين تعداد نسخه‌ي خطي نگاشته شده است، چه رسد به ساير كتاب‌ها در سرزمين‌هاي ديگر اسلامي و پس از سپري شدن قرن‌هاي پياپي و ريشه دار شدن فرهنگ و تمدن اسلامي.
وجود چنين تلاش‌هاي عميق و گسترده‌اي از سوي مسلمانان سبب شد تا ميليون‌ها نسخه‌ي خطي از ميراث عربي اسلامي سالم به دست ما برسد، ميراثي كه حافظه‌ي امت اسلامي را تشكيل مي‌دهد. بنابراين نسخه‌ي خطي در حفظ هويت اين امت و برپايي تمدن آن، نقش مؤثري ايفا كرده است. افزون بر اين، بدون وجود نسخه‌هاي خطي، صنعت نوين چاپ قادر نبود اين حجم عظيم و گرانسنگ در ميراث اسلامي را احيا و منتشر كندو امت اسلامي نيز فاقد هرگونه آگاهي به خود بود. و اين مدعا حتي تا به امروز نيز داراي اعتبار است و گواه آن اين نكته است كه آنچه تاكنون از نوشته‌هاي پيشينيان به چاپ رسيده است تنها بخش كوچكي از ميراث خطي و منتشر نشده ما را تشكيل مي‌دهد كه بايد فرهيختگان و خادمان فرهنگ و تمدن اسلامي اين كتاب‌هاي پراكنده در سرتاسر جهان و مانده در گوشه‌هاي كتابخانه‌هاي كهن را منتشر كنند و آن را از هر گونه گزند حوادث روزگار محفوظ بدارند.

پي‌نوشت:
١) سوره فجر، آيه ١٩.