پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - بازخوانى سينماى جنگ - سینا محمد
بازخوانى سينماى جنگ
سینا محمد
اجازه دهيد، قبل از ورود به بحث سينماى دفاع مقدس، براى نشان دادن بىتوجهى جدى و عملى به آن به رغم هياهوىبسيار خاطرهاى را ذكر كنم. يادآورى حاضر صرفاً براى آن است كه موضوع اصلى مورد علاقهام را زمينه چينى كنم و نشان دهم تا كجا نگرشى عميق نسبت به سينماى جنگ در ايران با بىاعتنايى روبرو شده و كسى حاضر نيست در اين عرصه كار مسئولانه ريشهاى و ژرف انجام دهد و حتى ادعايش جلوتر از عمل رواج دارد.
چند سال پيش از طرف سيما فيلم، پروژهاى تحقيقى درباره سينماى دفاع مقدس به من پيشنهاد شد. من به مديران محترم توضيح دادم، قراردادهايى كه رواج دارد، منجر به آفرينش آثارى مىشود كه خود ظرف يك هفته مىتوانم آنها را به نگارش درآورم. و چون قصد ندارم چنين كارى كنم اگر نيتتان پركردن سياهه فعاليت در عرصه دفاع مقدس است، شما بخير و من به سلامت! آنان اصرار كردند قصد و هدفشان كار سردستى و سرهمبندى شده نيست بلكه واقعاً مىخواهند افقهاى تازه در اين زمينه را مورد بررسى و جستوجو قرار دهند. گفتم در اين صورت يك دنيا كار وجود دارد كه انجام ندادهايد و اگر منظور خدمت به سينماى ايران و توسعه يك ژانر كاملاً برخاسته از اعماق تجربه و جامعه ايران است و توسعه سينماى دفاع مقدس، من طى تحقيقاتى علمى راهش را نشان خواهم داد.
پروژهاى كه در پى اش بودم، پژوهشى وسيع در مورد تجربه سينماى جنگ و دفاع در سراسر جهان و طبقهبندى اين فيلمها در ژانرهاى گوناگون، نسبت فيلمنامهها وداستانها با خود وقايع تاريخى جنگها، و پس زمينه اجتماعى آن، چگونگى بازتاب واقعيات در ژانرهاى گوناگون براساس ديدگاههاى گوناگون، تأثير ايدئولوژى و منافع ملى بر سينماى عامهپسند و چهرهاىمختلف يك جنگ در آثار كشورهاى متخاصم. آثار مستقل و انتقادى و افشاگر در خصوص جنگ و بررسى عناوين تماتيك گوناگون از يك سو، و بررسى ساختارى سينماى دفاع مقدس و گونههاى مختلف آن و ... به عنوان مقدمهاى بر تحقيق ميدانى بود كه در واقع قسمت اصلى اين پروژه را دربرمىگرفت.
پنج استان درگير جنگ تعيين شد و يك پرسشنامه مفصل براى تحقيق ميدانى در محيط طراحى شد تا دركنار تحقيق در منابع مكتوب و خاطرات موجود جنگ، مستقيماً با مردم اين مناطق وارد گفتوگو شويم شويم و داستانهاى آنان را گردآوريم. اين داستانهاى خام مىتوانستند ايدههاى جذاب و تكاندهنده، زنده و نويى براى سينماى جنگ فراهم كنند، تحقيق بصرى و مستند هم همراه پروژه نوشتارى پيشنهاد شده بود تا فضاهاى بكر را ثبت كند و نشان دهد تا چه حد ما در بازتاب فضاهاى زندگىداراى ارزشهاى بصرى تا چه حد كمكارى و بىتوجهى كردهايم.
بعد هم به عنوان نمونه طى كارى چند ماهه ، چند صد صفحهاى مطلب گردآورديم تا ابعاد كار و اهميت آن را به نمايش بگذاريم.
آنچه ارائه داده شد، به شدت توجه هيأت تصويب پروژه را برانگيخت. رقم پيشنهادى ما براى كار در برابر حجم واقعى آن ، خندهآور و ناچيز بود و همه آقايان اذعان داشتند كه در برابر بودجههاى مصوبه تحقيقات ميدانى ولو براى يك تالاب، اين هزينه پيشبينى شده بسيار قابل دفاع است. ما جرا پيش رفت و چند ماه وقت مراد دستيار تحقيق را گرفت اما به دلايلى از آن دست كه مى دانيم و مى دانيد و مجال طرح آن در اين مقاله نيست، تصويب نهايى طرح به جايى نرسيد واز امضاى نهايىاش سرباز زده شد و بدين ترتيب پروژه اى مهم و مؤثر در باره ى سينماى دفاع مقدس براى قربانى مجموعه اى ازخودخواهى ها و منافع حقير فردى شد.
به هر تقدير، وقتى كه مسئله سينماى دفاع مقدس براى متوليان آن، چنين بىارزش است و كارها بارى به هر جهت صورت مىگيرد، براى درك علل ناكامى اين سينما، ديگر چرا راه دور برويم؟
با اين همه، واقعيت آن است كه سينماى دفاع مقدس، صرفاً مسئلهاش به بالا دستها نيست، بلكه مسئله مردم و همه ماست، جزيى از فعاليت، ذهنيت و خواست بسيارى كسانى است كه به آن مىانديشند و به عنوان هنرمند مستقل، مايلند كه محصولات تفكر خود را به نمايش بدل سازند. كسانى كه پرسشهاى خلاقانه وفراوانى درباره زندگى مردم طى جنگ در دل دارند و خواهان تصوير آن هستند.
گاه مىانديشم، اگر با نگاهى بازتر به تمهاى سينماى دفاع مقدس برخورد مىشد و هنرمندان اصيل سينماى ايران فرصت مىيافتند آثارشان را در اين عرصه آزادانه بيافرينند، ما با چه گنجينه بزرگى سروكار مىيافتيم. تجربه بيضايى و ... گوشزد مىكند چه موهبتى تا امروزه از كفت رفته و بايد دعا كرد بيش از اين زيان نبينيم.
×××
به هر رو ارزيابى سينماى دفاع مقدس بر نظريههاى مختلف، با روالهاى گوناگون بنا بر بنيادهاى متفاوت و ديدگاههاىمتنوع تحليلى مىتواند صورت بپذيرد. اما حقيقت آن است كه پايه نظرى جامعى كه براساس آن اين گونه بررسىشود، در جهان نقد و تفسير ايرانى ديده نمىشود. واقعيت آن است كه آثار گوناگونى در قلمرو سينماى جنگ آفريده شده است كه داراى سويههاى متمايزاند. من خود درمقالات مختلف به پارهاى از عناوين پرداختهام:
١. بررسى تك تك فيلمها و نقد اين يا آن فيلم، كه البته غالباً مشكلات نقد فيلم در ايران را حمل مىكند.
٢. بررسى و مرور فيلمهاى دفاع مقدس براساس گزارش تاريخى.
٣. بررسى مجموع آثار يك كارگردان در حوزه فيلمهاى دفاع مقدس؛
٤. تحليلهاى كلگرا درباره ويژگى عمومى آثار دفاع مقدس در ايران؛
٥. بررسى پراكنده فيلمنامههاى آثار دفاع مقدس در سينماى ايران؛
٦. بررسى شخصيتهاى فيلمهاى مربوط به جنگ ايران و عراق؛
٧. بررسى تأثير جهان معنوى، نگرش دينى، برداشتهاى عرفانى بر داستانها و آدمهاى فيلمهاى دفاع مقدس؛
٨. اعتراض به كمتوجهى به اين آثار
٩. رابطه و حمايتهاى دولتى و نهادهايى چون سازمان حفظ آثار دفاع مقدس، صدا و سيما، حوزه هنرى، بنيادهاىحامى اين آثار يا عدم حمايت از اين آثار؛
١٠. تمايز آثار داراى جهان انديشگون و مستقل با فيلمهاى عامهپسند دفاع مقدس؛
١١. موضوعهاى مربوط به جنگ و جبهه و زندگى در حاشيه جنگ يا پشت جبهه و نقد و درك اجتماعى پس از سالهاى جنگ و مسائل پشت جبهه.
كهن الگوى اوليه
همه مىدانيم، تولد سينماى جنگ در ايران، بسرعت از فرصتطلبانهترين الگوهاى آميزه فيلمفارسى و سينماى دست چندم و فيلمهاى جنگى هاليوودى شروع شد؛ مرز و سرباز اسلام و از اين دست آثار. در اين ميان عقابهاى خاچيكيان يك استثناء است. و توان آن در توليد اثر عامهپسندى كه ربطى به واقعيات جنگ نداشت و صرفاً از الگوهاى ما در ژانر جنگ سود مىجست، آغاز كننده اين بحث اساسى است كه آيا لازم است آثار جنگى ما، در گسست از سينماى رؤياآفرين و قهرمانىهاليوود رشد كند؟آيا آثار دفاع مقدس، نبايد از همه آنچه كه دروغ و جلوهفروشى و داستان و جذابيتهاى بصرىايدهآليستى و صرفاً سينمايى دورى گزيند و مگر قرار است سينما تابع واقعيت باشد؟
اما در برابر اين چهرهپردازى رؤياآفرين و قهرمانپردازى از روى مدل فيلمهاى آمريكايى عامهپسند جنگى، سينماىجنگى منبعث از تجربه زيسته شده قد علم كرد. سينمايى كه از دل تماس با مستندات آوينى و لمس جبهه و زندگى در درون انقلاب و جبههها و همنشينى با اشخاص واقعى و تيپولوژى منبعث از ارتباط عرفانى با جنگ و تحت تأثير كاراكتر امام(ره) و افكار و نگاه ايشان، از درون سنگرها، ايدئولوژى، ايمان، آرمان و انقلاب اسلامى روييد.
ابراهيم حاتمىكيا، همانطور كه بارها گفتهام و گفته شده، وجه نمادين آن نيروهاى نابى است كه سينماى جنگ يا دفاع مقدس ايران را بنا نهاد. او با فيلمهايش فضا، داستان، و شخصيتهايى آفريد و به سينماى ايران اهداء كرد كه تا آن زمان بىسابقه بودند، خوشبختانه مهاجر و ديدهبان او با استقبال شايان توجه مردم و نيز منتقدان سينما روبرو شد در اين فيلمها، ما با قهرمانى تنها، گرفتار دغدغههاى معرفتى، روحيات عرفانى و ... روبروييم كه خلوص او تبديل به قدرتى متافيزيكىمى شود.
اما به سرعت در كنار اين گونه آثار دفاع مقدس، در سينماى ايران، آثارى با گرايشات انتقادى ظاهر شد. عروسى خوبان مخملباف، نمونهاى از اين آثار است در صحنهاى از فيلم، پوستر ديار عاشقان از سر در سينما فرد كشيده مىشود و به جاى آن پوستر فيلم فارسى وارهاى به اسم تاراج - امير قادرى - جايگزين مىشود. اين گرايش انتقادى روز به روز تلخ و تلختر به شبهاى زاينده رود ختم گشت و بالاخره با كش و قوس به گسست كامل از انقلاب و رفتن به غرب و قرارگرفتن در حلقه اپوزيسيون رسيد.
اما در آن زمان ملاقلىپور و حاتمى كيا و سجادپور و سهيلى و ... هنوز در حلقه توليدكنندگان آثارى بودند كه وظيفهشان تصوير مثبت جبهههاى دفاع مقدس و بسيجيان و قهرمانان جنگ بود.
بازخوانى جنگ
با پايان جنگ وزن آثار نقد اجتماعى در ارتباط با آثار دفاع، سنگين شد و مهمترين فيلمسازان جبهه و دفاع مقدس نظير حاتمىكيا و ملاقلىپور به فيلمسازان منتقد اوضاع پس از جنگ بدل شدند، مشهورترين اين فيلمها آژانس شيشهاى، روبان قرمز، برج مينو، به نام پدر، م. مثل مادر، هيوا و ... ديگر آثار فيلمسازان مشهور دفاع مقدس، سرشار از اشتياق براى خوانش نو از جنگ است. اين گرايش در دوران هاشمى و خاتمى چنان فراگير شد كه چهره اصلى سينماى دفاع مقدس ايران را تشكيل داد.
بازخوانى جنگ محصول چه شرايط سياسى و اجتماعى بوده؟ بنا به كدام دلايل روانشناسى اجتماعى، يا جامعهشناسانه و انسانشناختى، رواج يافته و چرا فيلمسازان مبلغ دفاع مقدس، اكنون به قهرمانان بازگشته از جبهه به ديده ترديد مىنگريستند؟ هالههاى مقدس از سيماى آنان كنار زده مىشود فيلمها به صحنه اعترافات شجاعانه درباره ضعفهاى آنان بدل مىشد. آنان در برج مينو فرياد مىزدند كه قهرمان نبودند و نيستند و ضعفها و ترسهاى خود را دارند، آنان در ليلى با من است از تجربه فرصتطللبانه كسانى كه جبههها را به پلى براى جلوهفروشى و منافع دنيوى بدل كردهاند سخن مىگويند، در آژانس شيشهاى، از فروپاشى ارزشها و قربانى شدن كسانى كه سلامت وجودشان را وقف جنگ كردند و دهها فيلم امروزى سيما و خوانشنويى از جنگ ارايه دادهاند. از فرماندهانى گفتهاند كه حالا به وسيله فرزندان و همسران شان محاكمه مىشدند، از كسانى كه به سياستبازان حرفهاى و باندهاى مافيايى و رؤساى شركتهاى سودجو بدل شده و ازافرادى كه پدران شهدا را مىجستند تا به آنها بگويند مسئول كشتن فرزندشان هستند و از شرايط مشابه سرباز ايرانى و عراقى كه هر دو قربانى جنگ شدهاند، از فرماندهانى كه ازخواب اصحاب كهف بيدار مىشدند و همه زندگى را مغاير آرمانهايى مىديدند كه براى آن تا سر حد مرگ ايثار كرده بودند اين بازخوانى جنگ محصول تغيير وضعيتهاى چندگانه بود كه مىتوان از آن به نام تحول اجتماعى حرف زد و در آثار ميرى، سالور و لطفى و ديگران بازتاب يافت.
١. شرايط متفاوت زمان صلح؛
٢. تأثير جايگاه قدرت در گسست از فضاى آرمانى جنگ؛
٣. توقف پارهاى در بينش هاى قهرآلود و آشتىناپذير زمان جنگ و مقتضيات جديد زندگى بدون جنگ؛
٤. پديد آمدن مجال براى واقعبينى و رهايى از تقدسزايى و برعكس تشديد روند قداستزدايى از جنگ؛
٥. تغيير ديدگاه فيلمسازان آرمانگراى ديروز و تبعيت از ادراكات تازهتر خود در تفسير جنگ؛
٦. احساس سرخوردگى از تصاحبكنندگان غنايم و مقام و قدرت و برباد رفتن قول و قرارها؛
٧. رشد فاصله طبقاتى در شرايط صلح.
× × ×
اما شايد آثارى كه از همه فيلمهاى پيشرو و هنرمندانه و روشنفكرانه بيشتر با روحيه تودههاى مردم درآميخت، اخراجىهاى ده نمكى بوده است.
اخراجىها با لعن و نفرين و حتى نفرت و تبليغات منفى فراوانى روبرو شد، به عنوان آثار مبتذل از آن نام بردند و به سبب شخصيت و عملكرد سياسى ده نمكى با پيشداورى فراوان از اين فيلم ياد كردند. اما حقيقت آن است كه اخراجىها از منظر مردمشناسى و روانشناسى اجتماعى، آثارى به غايت قابل توجه و تحليل است و هر فردى كه به مسايل اجتماعى و سينما توجه دارد و ازتعصب به دور است، اين فيلمها را آزمايشگاهى براى بررسى روحيه بخش بزرگى از مردم ايران مىيابد. آثارى كه بدون گرايشات ساختشكنانه يا روشنفكرانه، ضمن همدلى با گرايشات صميمانه و خالصانه كسانى كه در راه دفاع از آيين و انقلاب ميهنشان جان باختند، پرازعبور از خطوط قرمز رسمى، استهزاء ديدگاههاى بوروكراتيك و نهانروشى و مطرح كردن حرف دل مردم عادى و طبقات فرودست است. به ديد از بالاى بوركراتهاى مدعى دين و فخر فروشىشان به ديده انتقاد مىنگرد و به ارزشهاى خالصانه مردم بهاى بيشترى از نظامىگيرى يا شريعت سالارى ميان تهى و قدرتمندانه و نهان را نشان مىدهد.
بهرهگيرى ده نمكى از عناصر فيلم فارسى، نمايش ؟؟؟؟ شوخىهاى عاميه زبانى، تيپولوژى لات و لوتها و شعارهاىپوپوليستى و دفاع از خلوص و آرمان نشان موفقيت مردمى اين دسته از آثار سينماى دفاع مقدس بود كه به ابتذال، فقدان ساختار هنرمندانه، ضعف فيلمنامه، عدم احاطه به كارگردانى و شلوغ كارى و سياهبازى متهم شدند، اما هرچه باشند مسلماً توجه اقشار مختلف مردم فرودست و طبقه متوسط و حتى نسل جوان با سبك زندگى متفاوت به اين آثار گوياى مخاطب و زمان شناسى تيزبينانه مسعود ده نمكى بوده است.
× × ×
اوضاع كنونى آثار دفاع مقدس
برابر سينماى دفاع مقدس دو راه بيشتر وجود ندارد:
١. تصوير بسته از ژانر و تصوير پايان يافتن اين آثار و به سر آمدن دورانشان و بسنده كردن به ساختن گاه و بى گاه يكى دو اثر براى خالى نبودن عريضه.
٢. درك حرفهاى از ژانر سينماى جنگ و توان احياء و حيات مستمر آن به شرط تحول و پيشرفت تنوع تماتيك و تنوع ساختارى و استفاده از گونههاى مختلف و توليد ميانگونههاى جديد سينماى دفاع مقدس اعم از فيلمهاى دفاع مقدس با تم كمدى، اجتماعى، سياسى.