پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠

برگزيده تحولات ايران و جهان
ارکان فائزه

اقدامات مقابله به مثل غرب و ايران
ضرب الاجل هسته‌اى ايران: دولت ايران براى تبادل سوخت راكتور تحقيقاتى تهران، ضرب الاجل يك ماهه‌اى را براى غرب تعيين كرد. اين اقدام، اقدامى تلافى‌جويانه از جانب غرب توصيف شد.
پس از آنكه اعضاى دائم شوراى امنيت به علاوه آلمان تا پايان ماه دسامبر به ايران فرصت داده بودند تا در رابطه با مبادله اورانيوم پاسخ دهد، ايران هم در واكنش به اين ضرب الاجل مهلت يك ماهه‌اى را براى غرب تعيين كرد. در همين راستا منوچهر متكى گفت: اگر گروه ١ + ٥ به پيشنهادهاى ايران براى تبادل سوخت پاسخ ندهد ايران سوخت مورد نياز خود با غلظت ٢٠ درصد، را به اتكا متخصصان كشور تأمين خواهد كرد. اين مهلت يك ماهه ايران با واكنش غرب مواجه گشت.
از آنجائى كه مقامات ايران به پيشنهاد توافق شده در نشست ژنو مبنى بر انتقال اورانيوم با غناى ٣/٥ درصد به خارج از ايران و دريافت سوخت لازم و ٢٠ درصد غنى شده براى راكتور تحقيقاتى تهران پاسخ نداد، آژانس بين‌المللى انرژى اتمى قطعنامه‌اى را عليه ايران به تصويب رسانيد.
ايران هم در واكنش به اين اقدام آژانس اعلام كرد ده سايت اتمى را در آينده تأسيس خواهد كرد. در همين راستا هيأت دولت طى مصوبه‌اى از سازمان انرژى اتمى ايران خواست احداث ٥ سايت اتمى را تا پنج ماه آينده برنامه‌ريزى كند. اين اقدام ايران با واكنش جامعه جهانى روبرو شد.
سخنگوى وزارت امور خارجه امريكا گفت: واشنگتن رويكرد خود را به تدريج به مسير فشار عليه تهران تغيير مى‌دهد. آژانس بين المللى انرژى اتمى هم طى بيانيه‌اى اعلام كرد ايران طبق قوانين بين‌المللى قبل از شروع به تأسيس سايت‌هاى اتمى بايد به آنها خبر مى‌داد. در همين حال روزنامه فاينشنال تايمز نوشت: اين تصميم ايران امكان هر نوع توافق از تفاهم در توافقنامه وين را از بين برده است و بعلاوه ايران امكانات ساخت ده مركز اتمى را ندارد. در همين راستا برخى از متخصصان هسته‌اى معتقد هستند كه ايران اگر بلافاصله غنى‌سازى اورانيوم را آغاز كند چند سال خواهد كشيد تا اين كشور توان فنى لازم براى رسيدن به اورانيوم با غلظت ٢٠ درصد را كه بتواند مورد استفاده قرار گيرد را به دست آورد.
مقامات ايران بعد از واكنش غرب پيشنهاد كردند اورانيوم ٣/٥ درصد را به طور مرحله‌اى در جزيره كيش واگذار كنند كه با عدم پذيرش غرب روبرو شدند. در همين حال واشنگتن به ايران فرصت داد تا پايان ماه دسامبر در رابطه با پيشنهاد غرب يعنى انتقال اورانيوم تغليظ شده به روسيه پاسخ دهد. محمود احمدى‌نژاد در روز آخر آذرماه ضرب الاجل تعيين شده از سوى امريكا براى كنار آمدن در پرونده هسته‌اى ايران را رد كرد. وى گفت، آنها كه هستند كه به ما فرصت مى‌دهند؟ ما به آنها فرصت مى‌دهيم كه اگر ادبيات و رفتار خود را اصلاح نكنند همه حقوق خود را از آنان مطالبه خواهيم كرد.
بعد از عدم پاسخ ايران به ضرب الاجل غرب، ايران هم در اقدامى مقابله به مثل جويانه مهلت يك ماهه‌اى را به منظور تبادل اورانيوم براى غرب تعيين كرد كه با واكنش امريكا، آلمان و فرانسه روبرو شد. مقام‌هاى آلمان اعلام كردند كه ضرب الاجل ايران براى پذيرش پيشنهاد هسته‌اى چيزى را تغيير نمى‌دهد. اما چند روز بعد از اين واكنش‌ها بود كه هيلارى كلينتون، وزير امور خارجه امريكا گفت: تلاش‌هاى دولت اوباما براى تعامل با ايران با هدف متقاعد كردن ايران به تعليق فعاليت هسته‌اى پيش از سال ٢٠٠٩ به شكست انجاميد و امريكا ضرب الاجلى را براى ايران تعيين نكرده است (ايسنا) اين سخنان با واكنش مثبت مقامات ايرانى روبرو شد. رامين مهمانپرست، سخنگوى وزير امور خارجه ايران اعلام كرد ما هم با اين نظر خانم كلينتون موافقيم و از همان ابتدا معتقد بوديم تعيين ضرب الاجل از سوى طرف‌هاى مقابل فاقد ارزش و بى‌معناست. بايد يادآور شد كه واشنگتن هم خواهان افزايش تحريم‌هاى بيشتر عليه تهران و هم خواستار مذاكره با ايران است.
بدين ترتيب اظهارات دو طرف ايران و غرب نشان مى‌دهد كه هر دو خواهان رسيدن به يك نتيجه منطقى هستند. ايران و غرب در رابطه با برنامه اتمى ايران براى رسيدن به يك راه حل منطقى به ابهام رسيده‌اند و به نظر مى‌رسد كه دو طرف به سمت يك نقطه مشترك حركت كنند.

راهبرد جديد طالبان
نفوذ در ميان نيروهاى نظامى افغان و خارجى: در طى عمليات انتحارى يك فرد وابسته به گروه طالبان در يك پايگاه نظامى سازمان اطلاعات مركزى آمريكا در افغانستان چندين نفر از اين سازمان كشته شدند. اين حمله نظامى در راستاى راهبرد جديد طالبان بعد از اعلام استراتژى جديد باراك اوباما ارزيابى مى‌شود.
پس از آنكه رئيس جمهور آمريكا استراتژى جديدش را در افغانستان مبنى بر اعزام سى هزار نيروى نظامى به افغانستان و خروج آنها تا هيجده ماه ديگر از اين كشور اعلام كرد، شبه نظاميان طالبان در افغانستان تاكتيك‌هاى مبارزاتى خود را در برخورد با نيروهاى نظامى بيگانه در اين كشور تغيير داده و بيشتر به سمت حملات انتحارى، بمب‌گذارى‌هاى كنار جاده‌اى و نفوذ در ارتش افغانستان و نيروهاى خارجى پرداخته‌اند.
عمليات انتحارى در پايگاه نظامى سيا (CIA) در استان خوست افغانستان (نزديك به پاكستان) كه به كشته شدن هشت نفر از جمله رئيس بخش سازمان سيا و سرهنگ سرويس اطلاعات اردن انجاميد. بر طبق گزارش‌هاى اوليه خبرگزارى‌هاى خارجى فرد حمله كننده به اين پايگاه با دعوت قبلى وارد اين پايگاه شده و مورد بازرسى بدنى قرار نگرفته و به اين ترتيب به راحتى وارد اين مكان شده است. به گفته دو تن از مقامات سابق سيا اين افراد به عنوان اطلاعاتى تا داخل پايگاه همراهى شده بودند. به همين دليل آنان توانسته بودند براى اولين بار وارد يك پايگاه امريكايى شوند. به گزارش شبكه خبرى بى بى سى اين ورود نشان مى‌دهد كه طالبان به اطلاعات دقيقى به كمك سازمان‌هاى اطلاعاتى منطقه دست يافته بودند. در همين راستا روزنامه گاردين به نقل از لارى جانسون، مشاور ضدتروريسم و كارمند سابق سيا مى‌نويسد اين حادثه بزرگ‌ترين ضربه را به اين سازمان اطلاعاتى زد كه از زمان حمله به پايگاه سيا در بيروت در سال ١٩٨٨ ميلادى كه هفده كارمند اين سازمان كشته شدند، زده بى‌سابقه بوده است.
اما چند روز بعد از اين حادثه شبكه تلويزيونى ان بى سى در گزارش خبر داد كه عامل انتحارى به مقر سيا در ولايت خوست يك تبعه اردنى به نام »همام خليل ابوملال البلاوى« يك پزشك ٣٦ ساله بوده است كه براساس توافق دولت امريكا و اردن براى رخنه به شبكه القاعده به افغانستان آورده شده بود. در همين راستا روزنامه تايمز به نقل از روزنامه اعتماد مى‌نويسد اين عامل انتحارى پس از آنكه حدود يك سال قبل بازداشت شده بود توسط سرويس‌هاى اطلاعاتى اردن استخدام شد تا در مبارزه با تروريسم به امريكا و اردن كمك كند. وى سپس به افغانستان براى جمع‌آورى اطلاعات فرستاده مى‌شود. اما برخلاف نظر امريكا و اردن دست به عمليات انتحارى در اين پايگاه مى‌زند.
بعد از حادثه كشته شدن هشت تن از كارمندان سيا در افغانستان مدير سازمان سيا »لئون پانتا« و باراك اوباما به همراه تعدادى از قانونگذاران برجسته براى بررسى واقعه جلسه‌اى را تشكيل دادند. اوباما اذعان داشت كه اين آژانس اطلاعاتى مورد آزمايش بزرگى قرار گرفته كه از حملات ١١ سپتامبر (٢٠٠١) تاكنون بى‌سابقه بوده است. از طرف ديگر سازمان اطلاعات مركزى امريكا هشدار داد كه انتقام كشته شدن افسران اطلاعاتى خود را در انفجارى در افغانستان خواهد گرفت. براساس اظهارات يك كارمند سابق سيا، ميزان بالاى تلفات نشانگر حضور گسترده سازمان سيا در افغانستان و از سوى ديگر متزلزل بودن اين سازمان به دليل حضور نيروهاى بسيار زياد با تجربه در افغانستان است.
اين حادثه به همراه كشته شدن پنج فرد كانادائيايى كه چهار تن از آنان نظامى و يك خبرنگار زن بود توسط شبه نظاميان طالبان در هفته‌هاى اخير و بعد از اعلام استراتژى جديد واشنگتن نشان مى‌دهد كه طالبان راهبرد جديدى را براى مبارزه با نيروهاى خارجى در افغانستان در پيش گرفته‌اند. اين شبه نظاميان سعى مى‌كنند از طريق نفوذ در مراكز پليس و ارتش افغانستان و بمب‌گذارى در مسير حركت نظاميان خارجى بر شدّت حملات خود بيافزايند.
يك تحليل‌گر مسائل افغانستان در گفت‌وگو با الجزيره عربى گفت كه از كشته شدن هشت عضو سيا به دست طالبان، كشته شدن يك سرباز امريكايى به دست پليس افغانستان در استان بادغيس و پس از كشته شدن پنج نظامى انگليس توسط گلوله يكى از اعضاى پليس افغانستان متوجه مى‌شويم طالبان توانسته است در پليس و ارتش افغانستان نفوذ كند و اين گروه شبه نظامى اين واقعيت را تأييد كرده‌اند. وى معتقد است در راهبرد جديد طالبان، اين گروه سعى مى‌كنند از كشتار غيرنظاميان افغان جلوگيرى نمايند و صرفاً بيگانگان و پليس افغان را مورد حملات انتحارى خود قرار دهند. در حالى كه قبلاً در عمليات انتحارى اعضاى طالبان، تعداد زيادى از مردم كشته مى‌شدند.
به نظر مى‌رسد زمانى‌كه فشار نظامى ناتو و ارتش افغانستان بر نيروهاى طالبان در افغانستان زياد مى‌شود آنها به حملات انتحارى و بمب‌گذارى‌هاى كناره جاده‌اى دست مى‌زنند. اين امر كه به دنبال اعلام استراتژى جديد اوباما يعنى افزايش نيرو به افغانستان صورت گرفته است، نشان مى‌دهد كه طالبان هم بر شدت حملات خود افزوده‌اند و از نيروهاى بيگانه قربانى مى‌گيرند. بدين ترتيب سال ٢٠٠٩ سال خونينى براى امريكا و هم‌پيمانانش در افغانستان بوده است. به گزارش آسوشيتدپرس به نقل از سايت فرهيختگان در سال ٢٠٠٩ سيصد و چهار سرباز امريكايى در افغانستان كشته شده‌اند كه نسبت به آمار سال ٢٠٠٨ مبنى بر كشته شدن ١٥١ سرباز، اين تعداد با افزايش روبرو بوده است. براساس اين گزارش سال گذشته ميلادى بدترين سال براى نيروهاى خارجى در افغانستان محسوب مى‌شود.
به اين ترتيب زمانى كه افغانستان جاى عراق در كانون سياست واشنگتن قرار گرفت مقامات امريكايى به اين نتيجه رسيدند كه با اعزام نيروى نظامى به اين كشور مى‌توانند افغانستان را از دست طالبان رها سازند اما با مقاومت اين نيروها قرار گرفتند و اين گروه دست به عمليات‌هاى نظامى متعددى عليه نيروى خارجى در افغانستان زدند. امريكا تصميم به افزايش نيرو به افغانستان مى‌گيرد. فرمانده ارشد امريكا در افغانستان »مك كرنان« طى گزارشى مى‌نويسد: اگر تعداد سربازان امريكايى به افغانستان بيشتر نشود و اگر ابتكار عمل از دست طالبان گرفته نشود، ظرف چند ماه آينده ماموريت امريكا در افغانستان به شكست مى‌انجامد. اين فرمانده در اين گزارش هم از نيروهاى ناتو به دليل اينكه اين نيروها از فرهنگ و رسوم مردم افغانستان اطلاعى ندارند و هم از دولت كابل به دليل ضعف نهادهاى دولتى و فسادگسترده در اين كشور انتقاد مى‌كنند. اما اين گزارش با واكنش دولت افغانستان روبرو مى‌شود. دولت كرزاى اعلام مى‌دارد: وقتى نيروى نظامى در افغانستان افزايش مى‌يابد به معناى افزايش جنگ است. و نيروهاى خارجى بايد در مرحله‌اى باشند كه از موضع قدرت با طالبان صحبت كنند. در پى اين گزارش مقام ارشد امريكا در افغانستان و تصميم دولت واشنگتن بود كه باراك اوباما استراتژى جديد خود را در افغانستان اعلام كند، كه با واكنش طالبان و افزايش حملات انتحارى به نيروهاى خارجى روبرو شده است.