پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - انقلاب بيدار ساز - طاهری سید مهدی
انقلاب بيدار ساز
طاهری سید مهدی
قسمت دوم و پايانى
اشاره:
در بخش نخست اين مقاله تاثيرات انقلاب اسلامى بر سه گستره جغرافيايى در جهان اسلام بررسى شد و اينك در ادامه آن به دو گستره ديگر پرداخته و نتيجهگيرى خواهد شد:
٤. آفريقا
٤. ١. مصر: سابقه تاريخى ارتباطات سياسى ايران و مصر از زمان كوروش پادشاه هخامنشى آغاز گشته و در ادامه با ظهور اسلام نيز رابطه طرفين وارد مرحله جديدى شد. با روى كار آمدن سلسلههاى اموى و عباسى و تحت تعقيب قرار گرفتن اهل بيت (ع) و شيعيان، بسيارى از بزرگان سادات در جستجوى پناهگاه به مصر و ايران كه به دور از دسترسى حاكميت مركزى بود سفر كردند. (گلى زواره١٣٨٠: ٣٤٦-٣٤٥) اين دو كشور از لحاظ سياسى همواره با يكديگر در تعامل بوده اند و بدليل نفوذ و سلطه انگليس بر هر دو كشور در قرون گذشته ، بالطبع ايران و مصر روابط دوستانه اى با يكديگر داشتند .
از لحاظ فرهنگى نيز روابط ايران با مصر با شروع فعاليتهاى اصلاحى »سيد جمالالدين اسدآبادى« در دنياى اسلام، به ويژه در ايران و مصر نمود يافته و سيد جمال با احياى انديشه اصلاحگرايى نوين در انديشه سياسى مسلمانان عرب و نيز سردادن نداى وحدت ميان شيعه و اهل سنت موفق به ايجاد نهضتى شد كه پس از او شاگردانش، از جمله محمد عبده آن را پيگيرى و دنبال نمودند و در همين راستا در اواخر نيمه اول قرن بيستم، جهت نهادينه شدن رابطه شيعه با اهل سنت نهضتى در قالب »دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه« بين علمايى، همچون آيت الله بروجردى و شيخ شلتوت شكل گرفت .(اسپوزيتو١٣٨٢ : ١٥٤)
پس از جنگ جهانى دوم گرچه روابط ميان مصر و ايران دستخوش تحولات و دگرگونىهاى زيادى شد؛ اما با سلطه آمريكا بر هر دو كشور، به غير از زمان »جمال عبدالناصر« در مصر، در ساير دورانها رابطه دوستانه اى بين طرفين برقرار بود و دولت مصر بر مبناى همين روابط صميمانه به مخالفت با انقلابيون در ايران مىپرداخت، اما فراتر از دولت مصر، غالب جريانهاى اسلامى سياسى مصر از سال ١٩٧٨ به بعد، به صورتى صريح يا ضمنى، سياستهاىرسمى نظام سياسى حاكم بر مصر در تأييد شاه ايران و مقابله با انقلابيون ايران و رهبرى امام خمينى را مورد انتقاد قرار دادند . ( عبدالناصر ١٣٨٥ : ٣٧٣ ) در خصوص ديدگاه جريانات مختلف اسلامى مصر در مورد انقلاب اسلامى ايران و تحولات آن، بايد خاطر نشان كرد كه على رغم اختلاف نظر ميان دو كشور اين جريانها در حقيقت پيروزى ايدئولوژى سياسى اسلام و تجسم آن در شكل يك دولت بود.(عبدالناصر ١٣٨٥: ٣٧٤)
پيروزى انقلاب اسلامى ايران در سال ١٩٧٩، همزمان با مذاكرات »كمپ ديويد« در مصر رخ داد و با محكوميت پيمان كمپ ديويد از سوى ايران، گروههاى اسلامى از جمله اخوان المسلمين ميانه رو، جماعه الاسلاميه و برخى گروههاى ديگر، دولت مصر را به پيروى از الگوى ايران و مبادرت به جنگ مقدس با اسرائيل فرا خوانده و از موضع ايران در عقب نشينى اسرائيل از تمامى خاك فلسطين اشغالى استقبال كردند؛ البته در مقابل، برخى گروههاى ديگر سعىنمودند تا با پر رنگ جلوه دادن جنبههاى ايرانيت و شيعى بودن انقلاب اسلامى در مقابل جنبه اسلامى و احياى فكر دينى در دنياى معاصر، از تأثير اين انقلاب در مصر بكاهند . همچنين دولت مصر نيزكه در اين مقطع زمانىبه دليل بهبود روابط خود با رژيم صهيونيستى در ميان كشورهاى اسلامى و عربى در انزوا قرار داشت، ضمن محكوم نمودن ايران به مداخله در امور داخلى مصر، سعى داشت تا با بزرگ جلوه دادن خطر انقلاب ايران براى كشورهاى منطقه، با اين كشورها عليه ايران ائتلاف نموده و ضمن بهبود روابط خود با كشورهاى اسلامى، امواج انقلاب اسلامى ايران را هر چه بيشتر مهار نمايد. (محمدى ٢٧٢:١٣٨٥ - ٢٧٣) گرچه به دنبال گروگانگيرى سفارت آمريكا در ايران و جنگ تحميلى، رابطه ايران با برخى از گروههاى اسلامى از جمله اخوان المسلمين كمى تيره شد، (عبدالناصر ١٣٨٥ : ٣٧٧) ولى به طور كلى تأثير انقلاب اسلامى ايران در شكلگيرى نهضت بازگشت به خويشتن اسلامى و احياى فكر دينى در مصر را نمىتوان انكار نمود و در اين خصوص بايد اظهار نمود كه الهام پذيرى اين گروهها از انقلاب اسلامى منجر به تقويت مخالفان دولت مصر و شكل گيرى نهضت اسلامى شد و علىرغم وجود حكومت پليسى در مصر و فشارهاى مختلف از درون و بيرون مصر، هنوز گروههاى اسلامى در قالب جنبشهاىعظيم دانشجويى، اتحاديههاى كارگرى و تشكلهاى دينى و مذهبى به كار خود ادامه مىدهند.
٤. ٢. تونس: گرچه انقلاب اسلامى ايران نتوانست در كشور تونس با مداخله مستقيم و يا با تشكيل گروههاى فعال، از آنها پشتيبانى كند و بلكه به گرايشهاى مخالفى كه از پيش در آنجا بودند شتاب بخشيد و سياستمداران تونس، قدرت و مشروعيت سياسى اسلام و سنتهاى اسلامى را تابع نظامهاى سكولار يا غير مذهبى دانسته و لذا به ناسيوناليسم و توسعه مى انديشيدند، (اسپوزيتو١٣٨٢: ١٧١ و ١٩٠) اما در مقابل گروههاى مخالف دولت، انقلاب ايران را به عنوان الگويى ضرورى در پاسخگويى و مسؤليت پذيرى اسلامى رهبران سياسى تلقى مىكردند. از اين رو تاثير پذيرى اين گروهها از انقلاب ايران و تهديد تلقى كردن انقلاب ايران از سوى حاكمان تونس براى رهبرى سياسى خود، باعث شد تا در دهه ١٩٨٠ منازعه اى بين دولت با گروههاى مذهبى شكل بگيرد (اسپوزيتو١٧٢:١٣٨٢) و انقلاب ايران تا حدّى براى آنها خطرناك محسوب شود كه » دولت تونس براى رفع اين تهديدات، در سال ١٩٨٢ به بهانه صرفه جويى در امور مالى و مخالفت با جنگ تحميلى، سفارت خود در ايران را تعطيل كرد«. (محمدى ٢٩٤:١٣٨٥)
نفوذ معنوى انقلاب اسلامى در تونس بر فعالان مسلمانى، همچون »راشد الغنوشى« باعث شد كه آنها با الگو بردارى ازتجربه ايران و ايجاد جسارت در بيان خواستههاى خود، جنبش اسلامى جديدى با عنوان »حركه الاتجاه الاسلاميه« را در تونس تشكيل دهند كه بعدها به »جنبش نهضت« تغيير نام داد . (دكمجيان١٣٧٧: ٣٦٥) اين جنبش با هدف سرنگونى سكولاريسم در نظام تونس و روى كار آمدن حكومت به سبك حكومت اسلامى ايران تشكيل شد كه در نهايت با عكس العمل دادگاههاى طرفدار سياستهاى غير مذهبى تونس، رهبران اين جنبش روانه زندان شدند.
٤. ٣. الجزاير: با توجه به زمينهها و استعدادهايى كه در جامعه الجزاير بود، انقلاب اسلامى براى آنها نقش مشوق و تجديد حيات را داشت. ياس ناشى از فقدان نتايج و دستاوردهاى انقلاب الجزاير و تبليغات جهانى در مورد عدم تحقق و پيروزى انقلابهاى دينى سبب شده بود تا در تصور مردم الجزاير، احتمال وقوع هر نوع انقلاب دينى را غير ممكن جلوه نمايد؛ ولى پيروزى انقلاب اسلامى اين باور را در مردم الجزاير به وجود آورد كه اسلام مى تواند با ايجاد دگرگونى سياسى، حكومتى مبتنى بر ايدئولوژى اسلامى بنا كند و به تعبير يكى از نويسندگان، »در حالى كه جو داخلى ايران قبل از انقلاب اسلامى متاثر از پيروزى انقلاب الجزاير بود، در مقابل مردم الجزاير هم از سال ٥٧ با استقبال از پيروزى انقلاب اسلامى، تحولات انقلاب ايران را پى گيرى مىكردند«. (طاووسى١٣٦٠/٨/١٦)
تاثيرات عميقى كه واژگونى رژيم پهلوى و تاسيس جمهورى اسلامى در جهان اسلام به جاى گذاشت، باعث شد تا حاكمان الجزاير با توجه به سابقه حركت اسلامى در اين كشور، به ناچار به اتخاذ شيوههايى جهت توقف يا كند كردن رشد اسلام گرايى مبادرت ورزيده و در اين راستا با ايجاد فضاى باز سياسى و اجازه فعاليت به گروههاى مذهبى، درصدد جلوگيرى از راديكاليزه شدن جنبش اسلامى برآمدند؛ ولى با اين حال وقوع عواملى همچون پيروزى انقلاب اسلامى ايران، ورود جوانان مسلمان به مسجد الحرام و ترور سادات به دست خالد اسلامبولى در مصر، نفوذ مسلمانان را در الجزاير تقويت كرده (كديور ١٢٣:١٣٧٩) و در اين كشور نيز همچون ديگر نقاط جهان اسلام، حركت هاى مردمى گسترده اى بعد از پيروزى انقلاب اسلامى به وجود آمدكه در قالب حركتهاى دانشجويى و گروههاى راديكال، به تجديد حيات اسلامى پرداختند و در مقابل آنها حكومت نيز با سركوب اسلام گرايان، سران »جبهه نجات اسلامى« را به اتهام توطئه عليه امنيت كشور بازداشت كردند تا از تبديل شدن الجزاير به يك كشور اسلامى شبيه ايران جلوگيرى نمايند.( گلى زواره١٣٨٠ : ٣٦٣ - ٣٦٤ )
٤. ٤. نيجريه: اين كشور در غرب آفريقا با داشتن ميليونها نفر مسلمان از جمله كشورهايى است كه مى تواند براىاحياى اسلام و اثر پذيرى از انقلاب اسلامى ظرفيت داشته باشد . تحولات و نمودهاى تحكيم اسلام در جامعه دانشگاهى نيجريه كه بعدها به تودههاى وسيع مردم در روستاها و شهرهاى اين كشور سرايت كرد، متاثر از انقلاب اسلامى ايران بوده است (محمدى ١٣٨٥: ٣٢٧) و در واقع رهبرى امام خمينى و فكر انقلاب اسلامى در جامعه نيجريه و به ويژه در ميان مسلمانان محروم شمال اين كشور، احساسات و واكنشهايى را بر انگيخته و احياگرى اسلامى در ايران تاثير مستقيمى بر قيامهاى احياگرى اسلامى در آنجا داشته است. ( اسپوزيتو١٣٨٢ : ٣١٠ و ٣١٧ ) در واقع پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، بسيارى از رهبران مسلمان نيجريه را در احياء اسلام و مقابله با غرب ترغيب كرده و آنها با استقبال از بسيارى مضامين انقلاب اسلامى ايران، همچون تقبيح فساد ادارى، رد مادى گرايىفزونى خواهانه، انتقاد از غرب زدگى و اجراى قوانين اسلامى، از انقلاب اسلامى الهام گرفتند.
ذكر اين نكته ضرورى است كه پيروزى انقلاب ايران به رهبرى امام خمينى، گرچه الهام بخش مسلمانان اين كشور بوده و با ترغيب و تشويق آنان توانست گرايش احياگرى و اصلاح اسلامى را در ميان آنها بر انگيزد؛ ولى با اين حال فعاليتهاى احياگرانه در نيجريه اساسا درونزا و داخلى تعبير شده و شاهد اين مدعى اين است كه به قول »ابراهيم گامبارى«، اكثر مسلمانان نيجريه با آنكه به نوعى خواستار معمول شدن قوانين اسلامى هستند، همچنان به جاىايجاد جمهورى اسلامى به دولتى كثرت گرا پاى بند هستند«. (اسپوزيتو٣١:١٣٨٢)
٤. ٥. سودان: كشور سودان از مهم ترين كشورهاى اسلامى است كه به طور جدى از انقلاب اسلامى ايران متاثر شده و اين كشور سرپل بسيار مهمى براى انتشار اسلامگرايى در منطقه وسيعى از آفريقا به حساب مىآيد. گرچه انقلاب ايران در دهه اول، تاثير به سزايى در سودان نداشته است؛ ولى با گذشت يك دهه از پيروزى انقلاب اسلامى ايران و با به قدرت رسيدن »عمر البشير« در سودان، وى اقدامها و گرايشهاى اسلامى مشابه ايران را از خود نشان داد و با حمايت »حسن الترابى« در الگوگيرى از انقلاب اسلامى ايران و بسيج توده اى، در صدد رفع مشكلات داخلى؛ نظير مسئله جنوب، فقر وعقب ماندگى و قطع نفوذ و مداخله خارجى برآمده و مواضع استعمارى در سطح جهان اسلام اتخاذ كردند. (امرائى١٣٨٣ : ٢٤٧ ) در اين زمينه عمرالبشير اظهار داشته است: »انقلاب اسلامى واقعه بسيار عظيمى است كه ما همواره به آن با چشم اميد نگاه كرده ايم و آن را الهام بخش خود مى دانيم . پيروزى انقلاب اسلامى در ايران به ما اطمينان داد كه على رغم مشكلات تحميل شده از سوى دشمنان، حركت خود را به سمت اسلام ادامه دهيم و در اين راه به خدا توكل كنيم«. (گلى زواره١٣٨٠ :٤٣٣) اظهاراتى از اين دست، دستاويزى براىكشورهايى ، همچون مصر و آمريكا شده و موجب گرديد تا آنها بتوانند همچنان از تداوم تهديد صدور انقلاب و به خطر افتادن منافع خود سخن گفته و برخى فشارها و تبليغات خود عليه ايران را با اين مبنا توجيه نمايند . (خرمشاد ١٣٨٦ : ٩٠ )
٤. ٦. مراكش: در مراكش نيز پس از پيروزى انقلاب اسلامى، حركتهاى اسلامى رشد نمود و معروف ترين فرد در هدايت جريانات اسلام گرايى در مراكش، »عبدالسلام ياسين« بود كه ستايش وى از انقلاب اسلامى، امام خمينى و تلاش وى براى تشكيل حزب سياسى منجر به دستگيرى وى در سال ١٩٨٤ شد (دكمجيان١٣٧٧ : ٣٧٧ ) و با نشانههاى رشد جنبشهاى اسلامى در مراكش، پادشاه اين كشور جمهورى اسلامى ايران و ديگر گروههاى افراطى طرفدار ايران را به توطئه چينى متهم كرده و مدعى شد كه شورشيان خواستار برپايى يك نظام اسلامى افراطىبه شيوه ايران هستند و لذا با ترس از الگوگيرى از انقلاب ايران، سركوب گروههاى اسلامى و رهبران آن در اين كشور شدت گرفت .
٥. خاورميانه
٥. ١. عراق: عراق به عنوان يك كشور مهم عربى با اكثريت شيعى، كانال مناسبى براى حضور و صدور انقلاب اسلامى در جهان عرب به شمار مى رفت؛ بدان خاطركه شيعيان عراق با رژيم بعث درگير بودند و پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، تاثيرى عميق و سريع در ميان شيعيان عراق بر جاى گذاشته و در اين راستا ايجاد سازمانهاى مخالف و انقلابى شيعى در اين كشور، تهديدى جدى براى ثبات رژيم بعثى بود . (شيرازى ٦٨:١٣٨٤) از همان روزهاى اول بعد از پيروزى انقلاب اسلامى كه رهبران انقلابى ايران آشكارا از صدور انقلاب سخن مىگفتند، اعتراضات مردمى در عراق گسترش يافت و »آيت الله صدر« در عراق نقشى را بر عهده گرفت كه امام خمينى در ايران عهده دار آن بود. با فتواى تحريم عضويت در حزب بعث توسط آيت الله صدر كه رهبرى شيعيان عراق را برعهده گرفته بود، (امرائى١٣٨٣: ٢١٢) به نظر مىرسيد شيعيان عراق بيش از هر كشور ديگرى مشتاق الگوبردارى از انقلاب ايران هستند .
شهادت آيت الله سيد محمد باقر صدر و خواهرش بنت الهدى صدر در اوايل فروردين ماه ١٣٥٩ باعث شد تا امام خمينى در پيامى از ارتش و ملت عراق درخواست قيام جهت سرنگونى دولت صدام را نمايد كه ( حسينىزاده١٣٨٦: ٣٣٥ - ٣٣٦ ) بدين ترتيب مبارزات عليه رژيم بعث در اين كشور شدت گرفت كه اوج اين فعاليتها در تقابل » حزب الدعوه اسلامى« با رژيم بعث و شكل گيرى »مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق« با هدف مبارزه با حكومت بود، ( ملكوتيان ١٣٨٢ : ٢٧٥) كه اين وضعيت، صدام و ساير رهبران مستبد كشورهاى عربى را آشفته مىكرد . با شدت قيامها عليه صدام، وى انقلاب ايران را بزرگترين فرصت و تهديد براى نظام خود تلقى نموده و سرانجام با تمام قوا به ايران حمله كرد . گرچه ظاهرا موضوع اختلافات مرزى به عنوان دليل اصلى تجاوز عراق به خاك ايران محسوب مىگردد؛ اما در واقع تجاوز عراق عليه ايران نتيجه نارضايتى قدرتهاى بينالمللى و منطقهاى از انقلاب اسلامى و نگرانى از گسترش آن به منطقه و حمايت از منافع دولتهاى محافظهكار عربى بود . (بخشايشىاردستانى ١٣٧٩: ٩٧ )
٥. ٢. عربستان: از جمله حركتهاى مسلمانان منطقه كه تحت تاثير انقلاب اسلامى در نخستين سال پس از انقلاب صورت گرفت، بروز نا آرامى و طغيان اخوان المسلمين عربستان در نوامبر ١٩٧٩ ميلادى در اعتراض به پادشاهى سعودى بود كه گرچه ارتباط مستقيمى بين اين واقعه با ايران نبود؛ ولى بازتاب روانى انقلاب، عاملى موثر در اين واقعه بوده است ( اسپوزيتو١٣٨٢ : ١١٧) . در اين واقعه كه با رهبرى »جهيمان العتيبى« شكل گرفته بود، مسجد الحرام توسط مبارزان سنى به مدت دو هفته تصرف گرديد و در حالى كه حكومت عربستان از واقعه تصرف مسجدالحرام سر در گريبان بود، در همان زمان واقعه ديگرى در استان ثروتمند »الاحساء« و استان »قطيف« اتفاق افتاد كه به دنبال آنها نيز شورشهاى ديگرى نيز به وقوع پيوست كه در اين قيامها شيعيان عربستان با الهام از انقلاب ايران، از تبعيض حكام سنى آزرده خاطر بوده و خواهان توزيع عادلانه در آمد نفت و خدمات عمومى بودند و حكام عربستان نيز جهت مقابله با قيامهاى شيعيان، ضمن اتخاذ سياست مبتنى بر تحبيب و رفع برخى كاستىها، نارضايتىهاى موجود را با شدت بيشترى سركوب نمودند (كديور١٣٧٩ : ١٠٧ - ١٠٨ ) تا از تاثيرهاى انقلاب ايران جلوگيرى به عمل آورند . ذكر اين نكته ضرورى است كه در راستاى جلوگيرى از صدور انقلاب اسلامى ايران، عربستان از مهم ترين كشورهاى تامين كننده هزينه جنگ عراق بود كه براى تامين امنيت خود، با حمايت مستقيم آمريكا و همراهى كشورهاى عربى ،اقدام به تاسيس »شوراى همكارى خليج فارس« نمود .
٥. ٣. بحرين: كشور بحرين در ميان ممالك عربى خليج فارس، به لحاظ جمعيت بالاى شيعيان و سابقه بنيادگرايى شيعه در اين كشور، كانون رستاخيز شيعه بوده و همواره بين آنها با دولت مركزى خصومت وجود داشته است . بدنبال انقلاب اسلامى، شيعيان اين كشور به عنوان يك جنبش نيرومند در اين كشور ظاهر شده و با تأثير پذيرىاز انقلاب اسلامى و همچنين حمايت از سوى انقلابيون ايرانى، حركات چندى بر عليه حكام خود انجام دادند كه از جمله آنها سخنرانى »هادى مدرسى« در سال ١٩٧٩ بود كه منجر به شكل گيرى دو تظاهرات علنى در روزهاى ١٧ اوت (به بهانه روز قدس) و روز ١٩ اوت (اعتراض به بازداشت مدرسى) شد كه در نهايت نيز اخراج وىدر ٣١ اوت را به همراه داشت . (محمدى ١٣٨٥ : ٢٠٢ )
در آوريل ١٩٨٠ بدنبال تأييد تلويحى اعدام آيتالله صدر توسط رژيم عراق از جانب حكام بحرين، دوباره منازعات در اين كشور شدت گرفت كه در پى آن نيروهاى دولتى نيز هرگونه تظاهرات از ناحيه شيعيان بحرين را سركوب كردند . (محمدى ١٣٨٥ :١٩٢) همچنين با حمله عراق به ايران و به دنبال آن پيوستن بحرين به پيمان امنيتى با عربستان و در نهايت تشكيل شوراى همكارى خليج فارس، گرچه تا حدود زيادى صدور انقلاب در اين كشور مهار شد؛ ولى با اين حال ريشهها و زمينههاى لازم براى طغيان در كشور بحرين همچنان وجود داشته و در مقابل نيز برخوردهاى خشونتبار نيروهاى دولتى بحرين با شيعيان اين كشور كه به نوعى معلول محروميت اكثريت شيعه در برابر اقليت حاكم سنى بود، با جديت تمام همراه بود كه از جمله آنها سركوب كودتا توسط »جبهه اسلامى براى آزادى بحرين« در سال ١٩٨١ بود. (ملكوتيان ٢٧٥:١٣٨٢) على رغم سركوب مخالفتهاى شيعيان كه غالب آنها به ايران نسبت داده مى شد، ولى با اين حال هنوز اين قيامها ادامه داشته و مهم ترين آنها سركوب سال ١٩٩٤ بود كه با وجود مهار اين جنبش، شيعيان بر استمرار قيام تا موافقت دولت به برگزارى انتخابات پارلمانى تاكيد كرده ( محمدى١٣٨٥ : ١٩٣ ) و در نهايت حاكمان بحرين بدليل ترس از حركتهاى اصلاح گرايانه در چند سال اخير، با اعطاء آزادىهاى بيشتر به مردم بحرين و امكان انتخاب نمايندگان شيعه در مجلس ملى به اين قيامها خاتمه دادند .
٥. ٤. كويت: حكومت كويت كه رژيم حاكم بر ايران در قبل انقلاب را يك قدرت منطقه اى حافظ وضع موجود و يك متحد تلقى مى كرد، هرگز مايل نبود كه وضعيت سياسى امنيتى موجود در منطقه به گونه اى تغيير كند كه تاثيرىمنفى بر حكومت، تماميت ارضى و امنيت ملى كويت داشته باشد و در همين راستا بود كه مسئولان كويتى از ورود امام خمينى به كويت ممانعت به عمل آوردند .
پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، مسئولان كويتى كه به حفظ وضع موجود در منطقه خليج فارس تمايل داشتند، همانند ساير كشورهاى منطقه با انقلاب اسلامى بسيار احتياط آميز برخورد كرده و مجبور به تغيير سياستها و برقرارى روابط دوجانبه با ايران گرديدند.(محمدى ١٨٢:١٣٨٥) اقليت شيعى كويت و ايرانيان مقيم كويت پس از پيروزى انقلاب، از تغييرات بوجود آمده در ايران و استقرار نظام مذهبى استقبال كرده و حجت الاسلام »عباس مهرى« كه از خويشاوندان امام خمينى بود، ابتكار عمل را در كويت بدست گرفت . على رغم اخراج وى از كويت به دليل ايراد سخنرانىهاى سياسى، شيعيان كويتى در قالب نهضت سياسى »حزب الله كويت« سازماندهى شده (ملكوتيان ١٣٨٢: ٢٧٦) و دست به شورشهايى زدند كه از جمله آنها اقدام به بمب گذارىها و فعاليتهاى ضد دولتى در نزديكى سفارت خانههاى آمريكا و فرانسه بود كه البته ايران هرگونه دخالت در اين حملات را تكذيب كرد. (امرائى٢٢٤:١٣٨٣) مسئولان كويتى نيز براى حل اين جريانات و جلوگيرى از تبديل اين مخالفتها به انقلاب، مبادرت به اخراج ايرانيان مقيم كويت نموده و پس از مدتى نيز با افتتاح مجلس ملى و استفاده از وزراى شيعى اقدام به كنترل اين مخالفتها نمودند. (محمدى ١٨٩:١٣٨٥)
٥. ٥. سوريه: تاثير انقلاب اسلامى ايران در سوريه نسبت به تمامى كشورها ويژگى كاملا مجزايى داشته و محسوس ترين نمود اين انقلاب، تبديل دو دولت به متحدان استراتژيك بوده است . پديده صدور انقلاب به عنوان اولين پيام انقلاب اسلامى، به طور متعارف شيوه اى براى اتحاد و جذب امت اسلامى در نفى دولتهاى مستبد و وابسته در جهان اسلام و دنياى عرب بود . لذا در اين راستا همگرايى انقلاب اسلامى ايران با دولتى كه رسما پاىبندى ايدئولوژى ناسيوناليستى - سوسياليستى بعث بود، بر خلاف عرف مى نمود. (حشمت زاده ١٣٨٥: ١٢٦) اين اتحاد استراتژيك بدان خاطر بود كه حمايت ايران و سوريه از لبنان و فلسطين در برابر اسرائيل، اتخاذ جبهه واحد در مبارزه عليه صهيونيسم و مخالفت هر دو در برابر گسترش فعاليت نظامى آمريكا در خليج فارس و ايجاد پايگاه در اين منطقه و همچنين نيازهاى اقتصادى دو كشور باعث تشديد علاقمندى دو كشور گرديد . ( نادمى ١٣٧٣ : ٧٦ - ٧٩ ) ، البته اين همكارىها تا حدى بود كه حتى برخى گروههاى اسلام گراى سوريه ، از جمله »اخوان المسلمين« كه تحت تأثير انقلاب اسلامى فعاليت خود را گسترش داده بودند، به دليل گسترش روابط ايران و سوريه، با گرايش به رژيم صدامحسين، حملات تبليغاتى خود را عليه جمهورى اسلامى ايران آغاز كردند . ( محمدى ١٣٨٥ : ٢١٥ - ٢١٦ )
٥. ٦. فلسطين: از آنجايى كه يكى از آرمانهاى اصلى انقلاب اسلامى حمايت از مظلومان جهان بود، لذا مسئله فلسطين از همان ابتدا در صدر اهداف نظام قرار گرفت و سياست خارجى ايران نيز براساس دفاع از فلسطين و تقابل با اسرائيل تا محو نهايى آن شكل گرفت ( شيرودى، ١٣٨٥ : ٣٩٤ ) و اين در حالى بود كه ايران پيش از انقلاب اسلامى يكى از كشورهاى حافظ منافع رژيم صهيونيستى بود؛ ولى پس از انقلاب به كانون مبارزه تبديل گرديد و پرچم مبارزهاى كه سران كشورهاى عربى با امضاى پيمان كمپ ديويد به زمين گذارده بودند، ايران آن را دوباره بدست گرفته و توجه فلسطينىها را به برخوردارى توانايى لازم در گرفتن حق خويش جلب نمود . (شقاقى سال ٢٣:١٧) ايران تا به حال براى كمك به مردم فلسطين اقدامهايى بسيارى انجام داده كه بخشى از آنها عبارتند از: پذيرش مقامات بلند پايه فلسطينى در روزهاى آغازين پيروزى انقلاب اسلامى، تبديل كنسولگرى اسرائيل به سفارت فلسطين، اعلام آخرين جمعه ماه مبارك رمضان به عنوان روز جهانى قدس، ارائه كمكهاى مالى و انسان دوستانه، حمايتها و پشتيبانىهاى ديپلماتيك و سياسى، مخالفت با طرحهاى سازش و صلح، تأسيس صندوق حمايت از مردم فلسطين و ...
اقدامهاى انجام گرفته در خصوص مسئله فلسطين، بازتابهايى را به همراه داشته كه مهم ترين آنها عبارتند از : اعلام موجوديت دو گروه »جهاد اسلامى« و »سازمان مقاومت اسلامى يا حماس« بعد از پيروزى انقلاب اسلامى، دفاع آشكار جهاد اسلامى از ايران و الگو گرفتن از آن، الگو گرفتن حماس از روش حزب الله لبنان در تقابل با اسرائيل، حضور گسترده و فراگير مردم فلسطين در مبارزه عليه اسرائيل، تكيه بر آرمان اسلامى در نجات ملت فلسطين و پرهيز از الگوهاى متكى بر ناسيوناليسم ( شيخ الاسلام ١٣٧٤ : ١١ ) و جنگهاى رهايى بخش چپ، كمرنگ شدن اتحاد و ائتلاف با قدرتهاى جهانى از سوى گروههاى اسلام گرا و كسب قدرت آنها در عرصه سياسى و نظامى .
٥. ٧. لبنان: كشورلبنان مناسب ترين محل براى پذيرش انديشههاى انقلاب اسلامى بود و اين انقلاب به رهبرىامام خمينى به اتفاق همگان تاثير مستقيمى بر لبنان، به خصوص شيعيان اين كشور داشته است . سرنگونىحكومت پهلوى در ايران، تبديل به الگويى براى مبارزه عليه اشغال و بى عدالتى در جامعه لبنان شده و شيعيان در اين كشور با كنارگذاردن برخى الگوها همچون ناصريسم و اتخاذ الگوى شيعى برگرفته از ايران، به مبارزه براى كسب حقوق خود در جامعه لبنان پرداخته ( امرائى١٣٨٣ : ٢٣٦ ) و در اين راستا گروههاى اسلامى شيعه، مانند جنبش »حزب اللّه« و »امل« و حتى برخى گروههاى اسلامى سنّى، مانند جنبش »توحيد اسلامى«، تحت تأثير مستقيم انقلاب ايران رشد كرده اند كه در نتيجه اكنون لبنان نه تنها كانال حضور انقلاب اسلامى در كل جهان عرب است؛ بلكه به مهمترين كانال جهت اثرگذارى بر مسئله قدس، فلسطين و منازعه اعراب و رژيم صهيونيستى تبديل شده است. در اين راستا نقش موفق شيعيان در صحنه داخلى لبنان و تقابل با اسرائيل در دهههاى اخير، به طور قطع انعكاس عملىانقلاب اسلامى ايران در لبنان تلقى شده و انقلاب ايران زمينه ساز نهضت شيعى و الهام بخش رهايى مردم مناطق جنوب اين كشور بود كه در اين راستا با خروج اسرائيل از جنوب لبنان در سال ٢٠٠٠ و پذيرش قطعنامه ١٧٠١ از سوى اسرائيل در سال ٢٠٠٦، چنين تلقّى مىشود كه »حزب الله« و »مقاومت اسلامى« به عنوان بازوى انقلاب اسلامى، توانسته با الهام از انقلاب، ايدئولوژى اسلامى و نظريه ولايت فقيه، علاوه بر اخراج اسرائيل از جنوب اين كشور به يك نيروى نظامى و سياسى موثر در اين كشور تبديل شده، به گونه اى كه در حال حاضر مى توان مدعى شد كه بدون در نظر گرفتن نظرات و خواستههاى آنان، دستيابى به هرگونه توافق در جامعه فرقه اى طائفهاى لبنان ممكن نمىباشد.
نتيجه گيرى
جهان اسلام در طى قرون گذشته شاهد ظهور جريانات مختلف فكرى و سياسى زيادى بوده كه عمدتا در پاسخ به اوضاع بحرانى جهان اسلام شكل گرفتند؛ بدان خاطر كه پس از گسترش نفوذ غرب بر جوامع اسلامى، يك نوع آگاهى در ميان مسلمانان براى كسب استقلال از غرب شكل گرفت كه انديشمندان براى حفظ هويت اسلامى، در صدد بازگشت به اسلام براى رهايى از اين وضع برآمدند .
در اين راستا انقلاب اسلامى ايران به عنوان يكى از رخدادهاى متمايز در عرصه بيدارى اسلامى، نقطه عطفى در تاريخ تحولات سياسى اجتماعى دنياى معاصر محسوب گشته كه تغييرات زيادى را به همراه داشته است . اين انقلاب در شرايطى به وقوع پيوست كه كمتر كسى آن را در شرايط انقلابى تصور مىنمود؛ بدان خاطر كه برآوردهاى ناشى از وضعيت جهانى در دوران دو قطبى و حمايت غرب از نظام حاكم بر ايران، بيانگر آن بود كه تحولات دهه ١٩٨٠ در ايران در نهايت به ثبات نسبى ختم مىگردد .
پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران با تكيه بر ايده اسلام سياسى، به تدريج اين ايده بدليل افكار آرمانگرايانه و طرح ارزشهاى جديد در عرصه بينالملل، در تقابل با غرب و شرق قرار گرفته و منافع غالب كشورها را نيز به خطر انداخت . على رغم فشارهاى شديد قدرتهاى بينالملل و ساير دولتها در مقابله با اين انقلاب، اما انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى (ره)، توانست با تكيه بر تفكر اسلام سياسى، نقش اسلام و مسلمانان را در عرصههاى مختلف برجسته ساخته و عنصر هويت اسلامى را به عنوان واقعيتى پذيرفته شده در برابر هويت جهان شمول غرب قرار دهد .
بررسى ابعاد تاثيرگذارى اين انقلاب در سطح جهان اسلام، حاكى از آن است كه على رغم مخالفت بسيارى از دولتهاى اقتدارگراى اسلامى، جمهورى اسلامى ايران در راستاى تعالى اهداف خود، با سعى و تلاش فراوان توانست تا مسلمانان جهان را در مسير بازيابى هويت اسلامى خويش قرار داده و بررسىهاى موجود در اين زمينه بيانگر آن است كه اين انقلاب بزرگ، تاثيرهاى متفاوتى را در سطح جهان اسلام داشته است كه عبارتند از : بازتاب ملموس و چشمگير، تقويت و شتاب بخشيدن به جريانهاى سياسى اسلامى، برانگيختن ايدئولوژى و تفكر سياسىاسلامى و فراهم شدن بهانه براى برخى از حكومتها در سركوب جنبشهاى اسلامى مخالف .