پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - دين و آزادي - همتی همایون

دين‌ و آزادي
همتی همایون

آزادي از مهم‌ترين مباحث فلسفه‌ي سياسي معاصر و يكي از مناقشه‌انگيزترين بحث‌هاي روزگار ماست كه اهميت خود را در عرصه‌ي مقولات فرهنگي هم‌چنان حفظ نموده است. بحث آزادي هميشه بحثي دل‌انگيز و در عين حال خطرخيز بوده است، زير ابعاد پيچيده و تو در توي آزادي و در هم تنيدگي و ربط استوار آن با ديگر مقولات و مفاهيم فرهنگي و فلسفي بر پيچيدگي و سختي درك و تلقي صحيح و دقيق آن مي‌افزايد و عرصه‌ي مهم اين مقوله‌ي والا و شكوهمند را لغزان و درشتناك مي‌سازد.
در روزگار ما در دانش فلسفه‌ي سياسي بحث‌هاي نويني مطرح شده كه در كنار مباحث رايج و كهن اين دانش، مورد مداقّه و ژرف نگري پژوهشگران قرار گرفته است، با اين حال بحث آزادي و اقسام و انواع و فوايد و آفات آن همواره جايگاه ثابت خود را در عرصه‌ي كاوش‌هاي دانش سياست، فلسفه‌ي سياسي و جامعه‌شناسي سياسي حفظ كرده و روز به روز بر ارج، ضرورت، اهميت و نيز گستره‌ي آن افزوده شده است.
امروزه مباحث و موضوعات بسياري هم چون: امنيت، استقلال، مصالح عمومي، عدالت، دموكراسي، ايدئولوژي، مشروعيت، قدرت شهروندي، حقوق بشر، نظم، خشونت، مدارا، تكثّرگرايي، مدرنيته، جهاني شدن. جماعت گرايي، ليبراليسم، فمينيسم، سوداگرايي، دنيا گرايي، محيط زيست‌گرايي،، و ده‌ها و صدها مقوله‌ي ديگر در فلسفه‌ي سياسي جديد مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد، ولي بي شك هيچ يك از حيث قداست اجتماعي و ضرورت انكارناپذير آن براي جامعه و تعالي آدمي، با مساله‌ي آزادي قابل قياس نبوده و نيستند.
بحث از حاكميت، اقتدار، رفاه، قانون، دولت، استدلال سياسي، الزام سياسي، نظم، برابري، روابط بين الملل در دانش‌هاي گوناگون مانند علم سياست، جامعه‌شناسي سياسي، فلسفه‌ي سياسي، حقوق، جغرافياي سياسي، و روابط بين الملل به گستردگي مطرح شده است؛ همچنين كاوش درباره‌ي ايدئولوژي‌هاي سياسي مثل سوسياليسم، فاشيسم، ناسيوناليسم، ليبراليسم، فايده‌گرايي، پست مدرنيسم، فمينيسم و ديگر نگرش‌ها در علوم سياسي، مورد بررسي‌هاي دقيق و عالمانه‌ي محققان قرار گرفته است، ولي سخن ما در اين نوشتار در باب نسبت ميان دين و آزادي است كه مطالعه‌هاي ربطي و هم پيوند و جديد است.
اساسا اين گونه مطالعات ربطي، يعني بررسي و تعيين رابطه يا عدم رابطه، و نوع رابطه ميان دين با مقولات و نهادهايي همچون فرهنگ، سياست، هنر، علم، توسعه، فلسفه، بهداشت رواني، تعليم و تربيت، اقتصاد، تكنولوژي، دموكراسي، ايدئولوژي، ورزش، عرفان، تاريخ، تمدن، و ده‌ها موضوع فكري و فرهنگي ديگر از مباحث جديدي است كه پس از پيدايش دانش اديان (the science of religion) و شكوفايي و ظهور رشته‌هايي مثل «فلسفه‌ي دين» و «كلام جديد» در عرصه‌ي «دين‌پژوهي جديد» پديد آمده و باليده است. دانش اديان به عنوان يك رشته‌ي مستقل و متمايز علمي و دانشگاهي كه توسط «فريدريش ماركوس مولر» بنيان نهاده شد، بعدها شاخه و شعبه‌هاي فراواني يافت و به عرصه‌هاي مختلف علوم انساني و علوم اجتماعي و دانش‌هاي جديد هم چون روان‌شناسي دين، جامعه‌شناسي دين، مردم‌شناسي دين، باستان‌شناسي دين، قوم‌شناسي دين، هرمنوتيك ديني و فلسفه‌ي دين منقسم گشت و گسترش چشمگيري يافت. متكلمان اديان نيز پس از مواجهه با پرسش‌هاي علم جديد و چالش با فلسفه‌هاي جديد و متنوع، به بسط و تعميق و تاسيس كاوش‌هاي الاهيات و «الاهيات نوين» (Thechnoligy Miodern) پرداختند و عرصه‌هاي جديدي را در تحقيقات ديني گشودند.
بحث از دين و آزادي، يكي از دست‌آوردهاي مهم اين چالش‌ها و تلاش‌هاي فرهنگي و ديني است كه از يك سو، متألّهان بزرگ و مدافعان اديان و از ديگر سو، توجه فيلسوفان و جامعه شناسان و روانشناسان و انديشمندان و تحليل‌گران اجتماعي را به خود معطوف ساخته است.
با تاسف بايد گفت كه در كشور ما هم دانش اديان بسيار دير و ناقص شناخته و معرفي شده و هم حجم آثار مربوط به اين رشته بسيار اندك و ناچيز است، و اين دو معضل عمده در تحقيقات ديني است. هم چنين مطالعات همبسته و تعيين نسبت مقولاتي همچون علم، فلسفه، هنر، فرهنگ، سياست و آزادي با دين و آموزه‌ها و نگره‌هاي ديني، هنوز مراحل آغازين خود را مي‌گذراند و تا رسيدن به مرحله‌ي پختگي و رشد كامل و نهادينه شدن نظريه‌ها و استقرار ديدگاه‌ها و رهيافت‌هاي تخصصي فاصله‌ي بسياري وجود دارد؛ اما نوميد هم نبايد بود كه طليعه‌ي درخشاني در قلمرو كاوش‌هاي نوين دين‌پژوهي و الاهياتي فرا روي ماست و جهدي مبارك، بخصوص در دو دهه‌ي اخير در كشور ما صورت گرفته است كه بسيار نويد بخش و اميدآفرين است. هر چند كه نبايد كاستي‌ها را ناديده گرفت و از كج فهمي‌ها و دريافت‌هاي سطحي و خام انديشي‌ها غفلت ورزيد.