پژوهش های قرآنی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - ضرورت نگرش سيستمى به مسائل خانواده - ترابی احمد
ضرورت نگرش سيستمى به مسائل خانواده
ترابی احمد
نگاه خطّى و تك بعدى به پديدهها، اشياء، قوانين و سازمانهاى چند بُعدى و چند ساحتى، يكى از كاستيهاى مطالعات بشرى در اعصار پيشين بوده است.
در قلمرو دانش تجربى و بخشهايى از علوم انسانى، نارسايى و كژنمايى مطالعات يك جانبهنگر، سالهاست به اثبات رسيده و پيشرفت روشهاى پژوهشى و متدلوژى تحقيق و تحليل از يكسو و تكامل ابزار و امكانات و تجهيزات سنجش ومحاسبه و تجزيه و تحليل از سوى ديگر، اين امكان را براى محققان فراهم آورده است تا موضوعات مورد پژوهش خود را از زواياى متعدد و در ارتباط با شرايط و مناسبات گوناگون بررسى كرده و مورد داورى و نقد و تحليل قرار دهند.
انسان سادهنگر ديروز كه با كشف يك رابطه و درك يك منظر، دم از خدايگانى و سلطه بر نظام مادّه مىزد، امروز در نتيجه تجربه و تأمّل و ايمان به پيوستگى نظام مادّه و تأثير و تأثّر اجسام و اجرام و وسائط و مناسبات يك موجود با صدها و هزاران موجود ديگر، به نوعى تواضع علمى دستيافته است، ادّعاهاى گذشته را فروهشته و از كرسى خدايگانى به زير آمده است و چون شاگردى جويا و صبور با كشف و درك هر نكته، براى فهم نكتههاى بيشتر اظهار شيفتگى مىكند. و در اعلام نظر نهايى، احتياط بيشترى به كار مىگيرد و اساساً آموخته است كه از اين پس نگويد «اين است و جز اين نيست» بلكه در اوج فهم و يقين بگويد تاكنون چنين فهميدهام و ممكن است در آينده با افزايش اطلاعات، جنبههاى نوينى نيز براى من آشكار شود!
در عبور از آن دگماتيسم و زاويهنگرى و خودخواهى به اين فضاى فراخ و پردامنه و گسترده ساحت، نظريه نگرش سيستمى تولّد يافته است.
اين مولود خوش قدم، هر چند بيشترين رهاوردش را در آغاز تقديم مطالعات نظرى كرده است، اما درستى و صداقت آن، چنان بوده است كه در فاصلهاى نه چندان طولانى، در حيطه عمل و در ساحت عينيّت و در فضاهاى آزمايشگاهى نيز تأثير خود را بر جاى نهاده و نتايج مهمى را به بار نشانده است.
امروز براى مطالعه درباره يك پديده اجتماعى، اقتصادى، سياسى و رفتارى و... تخصّصهاى مختلف و شرايط گوناگون به همكارى و همفكرى دعوت مىشوند و هر كدام در اوج دقت و استفاده از تجربهها و نظريهها و امكانات تخصّصى، در ارائه ديدگاه و برداشت خود، متواضعانه و مشتاقانه به ساير برداشتها و ديدگاهها گوش فرامىدهد و مىانديشد، تا مگر در پرتو نگاههاى مختلف به نتيجهاى جامعتر و واقعىترى دست يابد.
نگرش سيستمى گامى به پيش، در محافل علمى پرسابقه بوده است و همپاى استفاده از اين نظريه در زمينه دانشهاى بشرى، كسانى سعى كردهاند تا نظير آن را در زمينه معارف دينى - مسيحى به كار گيرند و در تحليل مطالب كتاب مقدس و انديشههاى كلامى مسيحيت، با وسعت نظر بيشترى بنگرند و به جاى انكار يكسره برخى معارف و آموزههاى آن با نگاهى جدى و قرائتى نوين به مطالعه آن بپردازند. تا مگر وجهى مقبول و علمپسند و تجربهپذير از آن آموزه را شناسايى كنند و معرّفى نمايند.
بررسى اين كه تلاش كنندگان در اين ميدان، تا چه اندازه موفق بوده و به مطالب درستى دست يافتهاند يا خير، مورد نظر اين نوشته نيست، مهم اين است كه راه را آغاز كردهاند و اگر ادامه يابد ممكن است به نتايج عينىتر و به واقع نزديكترى هم دست يابند. هر چند در باور اسلامى، انجيل موجود دستخوش تحريفهايى شده است و همان تحريفها اساس و بنيان تحقيق را به انحراف كشانده است و ارتقاى روش تحقيق و تكامل سطح مطالعات نمىتواند كاستىهاى پديد آمده از تحريف را جبران نمايد!
و اما محافل علمى جهان اسلام كه در چند قرن اخير در زمينه نظريهپردازى علمى و استفاده از پژوهشهاى علوم تجربى و انسانى و علوم پايه گرفتار تأخّر و تبعيّت شده، هنوز فرصت آن را نيافته است تا مطالعات سيستمى و چندبُعدى را در زمينه معارف قرآن و ديدگاههاى دينى در زمينههاى مختلف مسايل فردى و اجتماعى و عبادى و حقوقى، از جمله مسأله خانواده و قوانين و حدود و حقوق آن به كار گيرد. و همين امر سبب شده است تا در تطبيق نظريههاى بشرى با آموزههاى دينى، فاصلهاى آشكار گردد كه برخى دانشيان گرفتار اين پندار شوند كه يا بايد متديّن ماند و دانش بشرى را بيهوده و سخيف شمرد و يا بايد دل به دانش بشرى سپرد و ديده بر دين و معارف وحيانى بست و آن را امرى تاريخى، غير علمى و متأثر از فرهنگ زمانه، بلكه زائيده شرايط و احوال تاريخى ملّتها دانست و اصالت آن را انكار كرد!
اين برداشتها و اين داورىها درباره احكام، قوانين و نظامهايى كه قرآن در زمينه خانواده، جامعه و اجزاى درونى آن ارائه كرده است - حداقل - مىتواند نشأت يافته از نگاه خطّى به هر يك از اين مقولات باشد. در حالى كه اگر وظايف و تعهدات هر يك از زن و مرد، فرزندان، پدر و مادر و خويشاوندان را در ارتباط با ساير ديدگاههاى دين در زمينه عفاف، حجاب، تأمين نيازهاى جنسى و مادّى، ساختار نظام اجتماعى و روابط حاكم بر جامعه انسانى مطالعه كنيم، خواهيم يافت، آنچه در اين تقسيمات و تعهدّات ملاحظه شده است، نه تنها بىجا نبوده كه منطق عقلى و علمى نيز داشته و دارد.
در اين مقدّمه، هدف گشودن يك منظر است و نه ارائه يك پژوهش به سامان رسيده، از اين رو براى بيان شفافتر موضوع مورد نظر به بيان يك مثال كه در مقوله روابط زن و مرد قرار مىگيرد و نقش مهمى در تحكيم يا تضعيف آن دارد اكتفا مىكنيم.
يكى از مقولاتى كه از ديرباز مورد انتقاد برخى روشنفكران غيردينى قرار گرفته و دستمايه برخى هجوها عليه دين از سوى دينستيزان و اسلام ناباوران بوده است. تا جايى كه گروهى از دينباوران سعى كردهاند تا با كمرنگ كردن آن، خود را از معرض انتقادها دور بدارند - موضوع ازدواج موقّت يا متعه است.
اگر نگاهى خطى و تكبُعدى به مسأله ازدواج موقّت داشته باشيم مىتوانيم نتيجه بگيريم كه اينگونه ازدواج مىتواند نهاد خانواده را از جنبههاى مختلف تهديد كند. زيرا:
١ - زن در ازدواج موقّت از كمترين حمايت قانونى و اجتماعى برخوردار است.
٢ - با ترويج ازدواج موقّت، زنانى كه در محيط خانواده قرار دارند، از نظر عاطفى آسيب ديده و اهتمام آنان به حفظ خانواده و روابط همسرى سست مىشود.
٣ - تأمين نياز جنسى مرد از طريق ازدواج موقّت، به سردى روابط همسران در محيط خانواده منتهى مىشود و همين امر منشأ اختلافها و جدايىها مىگردد.
٤ - تجويز ازدواج موقّت، مانع گرايش مردان و زنان به تشكيل خانواده و همسرى دائم مىشود و در نتيجه خانوادهها كمتر شكل مىگيرد و فرزندان صالح و داراى اطمينان و آرامش كمترى تربيت مىشوند.
٥ - زنانى كه از طريق ازدواج موقّت، مورد بهرهبردارى جنسى قرار گرفته و سپس رها شدهاند، به منزله افرادى سرخورده و فاقد پشتوانه و اميد در جامعه مىزيند.
٦ - ازدواج موقّت، نوعى روابط آزاد را دامن مىزند، روح لذّتجويى را ميان زنان و مردان تقويت مىكند. و در واقع به نوعى روسپيگرى منتهى مىشود. اما با توجيه شرعى و قانونى!
شايد اين حداكثر انتقادهايى باشد كه از سوى عناصر غيردينى و جريانهاى فرهنگى لائيك و يا برخى فمينيستها، به مسأله ازدواج موقت شده باشد و يا بشود.
اين كه آيا براستى اين مشكلات و ناهنجارىها در مورد ازدواج موقّت واقعيّت دارد يا امرى ذهنى و تخيّلى است و در صورت واقعيّت داشتن سهم هر يك از اين مشكلات تا چه درجه از اهميّت خواهد بود، موضعى است كه بايد در پژوهشى گسترده - چه بسا مطالعهاى ميدانى و آمارى - مورد بررسى قرار گيرد و لى آنچه در اين نگاه گذرا مىخواهيم به آن اشاره كنيم اين است كه اگر فرض را بر اين بگذاريم كه اين اشكالها و انتقادها به هر حال سهمى از واقعيّت دارد، اما همه واقعيّت نيست، يعنى قطعاً در برابر اين تنگناها و پيامدها كه برشمرده شد، براى اين سكّه روى ديگرى هم هست كه آنها نيز واقعيّت دارند و كسانى كه مىخواهند داورى كنند بايد به هر دو روى اين سكّه توجّه نمايند و پس از يك مقايسه و محاسبه و جرح و تعديل، يا بهترين را برگزينند و يا آن گزينهاى را انتخاب كنند كه دشوارىهاى كمترى را در پى دارد.
يكى از سادهترين، عاميانهترين و رايجترين روشها در ارزشگذارىها و محاسبات، تقسيم سريع و بىتأمّل پديدهها و قوانين و مسايل به سياه و سفيد است، در حالى كه در فاصله ميان سياه و سفيد صدها طيف ديگر وجود دارد كه بسيارى از مسايل در اين طيفها قرار دارند و كماند امورى كه سياه مطلق و يا سفيد مطلق باشند.
كسانى كه با برشمردن چند اشكال يا شبه اشكال براى قوانين و حقوق و... يكسره به بطلان آن نظر مىدهند، بيش از اين كه در شمار روشنفكران و دانشمندان قرار داشته باشند، در صف سادهانديشان و عاميان قرار دارند، چرا كه زحمت چند جانبهنگرى و دقّت و محاسبه را به خود ندادهاند.
باز هم به عنوان نمونه و ارائه مثال در زمينه ازدواج موقّت «به عنوان يك حكم يا قانونى دينى» اگر بخواهيم روى ديگر اين سكّه را بنگريم مىتوانيم به اين موارد اشاره كنيم:
١ - بسيارى از موارد، مردان و زنان به دليل مسايل خاص مقطعى يا درازمدت و يا شرايط جسمى و اقتصادى و اجتماعى و... قادر به تشكيل خانواده از طريق ازدواج دائم نيستند و اين افراد يا بايد به اين نياز طبيعى - غريزى و عاطفى - خود پاسخ ندهند و يا بايد خلاف قوانينى دينى و بعضاً عرفى شوند و يا بايد شريعت براى آن شرايط خاص نيز تدبيرى انديشيده باشد!
از اين سه گزينه معقولترين گزينه، گزينه سوم است، چه اين كه تعطيل يكسره نيازهاى واقعى انسان، براى طبيعت انسانى قابل پذيرش نيست، چنان كه سوق دادن جامعه به سمت قانونشكنى نيز براى عقل انسانى مقبول نمىباشد. پس بهترين راه اين است كه تدبيرگر يا تدبيرگران يك نظام اجتماعى يا دينى، شرايط خاص و مهم را نيز از نظر دور ندارند و براى برون رفت از تنگناها، راههايى را تدارك ببينند و با جعل قوانين خشك و يكسونگر، مخاطبان و معتقدان خود را از حالت تعادل روانى به رنج و رياضت نامعقول واندارند و يا گرفتار قانونشكنى ننمايند.
٢ - نيازهاى طبيعى انسان، ناگزير بايد تأمين شود و كاركرد زندگى اجتماعى و رشد فرهنگى و فرهيختگى يك جامعه اين است كه ارضاى اين نيازها را به گونهاى قانونمنند كند كه هم براى انسانها قابل تحمّل باشد و هم به هرج و مرج نينجامد و دين از طريق احكام و قوانين خودخواسته است، چنين كند.
گواه اين سخن اين است كه در هر محيط و جامعهاى كه به شكل افراطى و تفريطى خواستهاند موضوع نيازهاى طبيعى انسان را پاسخ دهند، يا جامعه آن را برنتافته و يا به آفات مختلفى مبتلا شده است.
از آن جمله، اديانى كه تجرّد را يك امتياز دانسته و پرهيز از هرگونه بهرهگيرى از غريزه جنسى را با مراتب رشد معنوى در تنافى ديدهاند، يا رهبرانشان به ارتباطات پنهانى متّهم مىشوند و يا جامعه از پيروى كردن از آموزههاى آن دين كناره مىگيرد و با قرائت جديدى از شريعت و دين، آن ممنوعيّت افراطى، توسّط معتقدان به آن دين لغو مىشود.
از سوى ديگر جوامعى كه راه آزادى جنسى را پيموده و هيچگونه كنترلى را بر نيازهاى جنسى لازم نديدهاند، علاوه بر اين كه به رشد و پويايى نهاد خانواده دست نيافتهاند، كه زن بيش از گذشته، مورد بىتوجهى قرار گرفته تا آن جا كه لذّتجويان، اشباع شده از روابط با جنس مخالف به ابداع شيوههاى جديد و بيمارگونه براى لذّت جنسى روآوردهاند كه از آن جمله، همجنسگرايى و بهرهگيرى جنسى از كودكان و يا لذت جنسى از طريق آزار و شكنجه طرف مقابل مىباشد.
٣ - در جوامعى كه فقط يك گونه ازدواج را قوانين اجتماعى پذيرفته است، زنان از امنيّت بيشتر عاطفى و اقتصادى و اجتماعى برخوردار نشدهاند و نهاد خانواده استحكام بيشترى نيافته است.
٤ - در جوامع غيراسلامى و حتى غيردينى، نياز طبيعى انسانها به هر حال تأثير خود را گذاشته است و خلأ قانونى و اعتقادى سبب شده است تا بيشتر مردان با زنان متعددى در ارتباط باشند و بسيارى از زنان نيز اين روابط متعدد را در سطوح مختلف تجربه كنند. در حالى كه بسيارى از اين روابط منطقى جز لذّتجويى و تنوعطلبى نداشته و از نظر مصلحان اجتماعى و تربيتى و اخلاقى همان جامعه ناصحيح و نامطلوب شناخته شده است.
٥ - در ميان جوامع اسلامى، جامعه اهل سنّت نيز ازدواج موقّت را حكمى تعطيل شده مىدانند كه در مقطعى از حيات پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم تجويز شده بود و سپس منع شده است.
بىآن كه بخواهيم منشأ اين منع را بررسى كنيم و دلايل مشروعيّت آن را به بحث بنشينيم، به نتيجه عملى آن مىپردازيم كه هم اكنون در برخى كشورهاى اسلامى به خاطر پر كردن اين خلأ و اين نياز، به تصويب قوانين و احكامى رو آوردهاند كه نامش ازدواج موقّت نيست ولى محتواى آن را دارد.
و در برخى ديگر از جوامع اسلامى، مردان با ازدواجهاى مكرر و طلاق زنان قديم و گزينش زنان جوانتر، عملاً زندگى زنان پيشين خود را، بيشتر از هر جامعه ديگر تهديد كرده و به خطر انداختهاند و نهاد خانواده را از امنيت و آرامش لازم محروم كردهاند.
پس اگر تنگناها و خطرهاى احتمالى ازدواج موقت را مىنگريم بايد آفات و دشوارىهاى ممنوعيّت كلّى آن را نيز مورد توجّه قرار دهيم و پس از ملاحظه جوانب مختلف، به اين داورى دست يابيم كه به هر حال بلى يا خير!
اگر حكم ازدواج موقّت، مشكلاتى را براى جامعه و خانواده در پى دارد، كدام حكم و قانون است كه يكسره مفيد باشد و هيچ تنگنايى را به همراه نداشته باشد، مگر نه اين كه برخى جوامع و جريانهاى فكرى اصل پايبندى به ازوداج را، امر زيانبار براى مردان به ويژه زنان دانستهاند و آن را تشويق كردهاند تا خود را در چارچوب تعهّد ازدواج و خانواده اسير نكنند.
قطعاً تعهّد ازدواج، همانند هر تعهّد ديگرى، مسئوليتآور است و پيامدهاى مختلف حقوقى، مالى و اجتماعى را به دنبال دارد و انسان رها را، به نوعى تكليف و قيد وامىدارد و قطعاً در برخى موارد اين قيدها و تكاليف مشقّتبار نيز مىشود و يا زيانهايى را متوجّه فرد مىكند ولى آيا به خاطر اين تكاليف و تعهّدات و دشوارىها، بايد اصل ازدواج را نفى كرد و آيا آنان كه اصل ازدواج را نفى كردهاند به يك زندگى استثنايى سراسر خير و بىزحمت و بىتعهّد و پر لذّت دست يافتهاند!
در پايان اين نگاه، بىآن كه ادّعاى دستيابى به يك پژوهش كامل را داشته باشيم، باز هم بر اين نكته انگشت مىفشاريم كه معمولاً منتقدان، در مطالعات خود يكجانبه نگريستهاند و حتى مدافعان نيز در پاسخ منتقدان، جامعنگر نبودهاند و سعى نكردهاند كه در تجزيه و تحليل احكام خانواده و روابط زن و مرد و پدر و مادر و فرزندان و آن چه به اين امور مربوط مىشود، آيات قرآن را در گستره ارتباط با مسايل مختلف اجتماعى، اخلاقى، اقتصادى و ساختار نظام ايدهآل قرآنى مطالعه كنند و اين نگاه را در معرض ديد منتقدان قرار دهند.
در حالى كه حقيقتطلبى و گرهگشايى از مشكلات و دشواريهاى نظرى و عملى مىطلبد كه به مسائل و موضوعات مهمى چون خانواده، جامعنگرى و ژرفكاوى در بررسى و پژوهش موضوع، بيشتر مورد توجه قرار گيرد.