پژوهش های قرآنی
(١)
انسان ، موجودی فرا اندیش -
١ ص
(٢)
ابراز های ادارک در قرآن - صدر سيد موسى
٢ ص
(٣)
ساختار انسان شناسی قرآنی - فارسي جلال الدين
٣ ص
(٤)
تحلیل داستان آدم در قرآن 1 نخستین انسان در نگاه های بشری - سجادى سيد ابراهيم
٤ ص
(٥)
تحلیل داستان آدم در قرآن 2 قصه آدم در تحلیل های انسان شناختی - سجادى سيد ابراهيم
٥ ص
(٦)
تحلیل داستان آدم در قرآن 3 رویکردهای تاویلی به قصه آدم - سجادى سيد ابراهيم
٦ ص
(٧)
انسان سالم 1 انسان سالم از دیدگاه روان شناسی - علوى نژاد سيد حيدر
٧ ص
(٨)
انسان سالم 2 انسان سالم از دیدگاه قرآن - علوى نژاد سيد حيدر
٨ ص
(٩)
انسان آرمانی در نگاه قرآن - ترابی احمد
٩ ص
(١٠)
قرآن و حقوق انسان - بهرامى محمد
١٠ ص
(١١)
انسان و طبیعت در قرآن - هاشمى سيد حسين
١١ ص
(١٢)
مباحث انسان شناسی در تفسیر راهنما - زماني محمد هاشم
١٢ ص
(١٣)
نقدی بر ترجمه و تفسیر سوره ایلاف - غراب کمال الدين
١٣ ص
(١٤)
هرمنوتیک متون مقدس - فرجاد محمد
١٤ ص
(١٥)
نگرشی تطبیقی به قرآن و انجیل - عقيلی عليرضا
١٥ ص
(١٦)
خلاصه المقالات عربی
١٦ ص

پژوهش های قرآنی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - مباحث انسان شناسی در تفسیر راهنما - زماني محمد هاشم

مباحث انسان شناسی در تفسیر راهنما
زماني محمد هاشم

تفسير راهنما محصول كار گروهى است و حاصل تلاش تعدادى از محقّقين قرآن ‌پژوه مركز فرهنگ و معارف قرآن مى ‌باشد كه با الهام و برگرفته از برداشت ‌ها و تأمّلات قرآنى جناب آقاى هاشمى رفسنجانى و زيرنظر ايشان، با شيوه نو و بديعى تهيّه گرديده است.
شيوه و سبك كار نوين در اين تفسير، براى هدفى خاصّ پى ‌ريزى شده است و آن تهيّه كليد جامع، براى دستيابى به موضوعات و مفاهيم قرآن كريم مى ‌باشد. و از اين جهت اين تفسير با تفاسير ديگر متفاوت خواهد بود و طبعاً بهره ‌بردارى و استفاده از آن، شيوه و روش خاصّى را مى ‌طلبد كه اين مجموعه نمونه ‌اى از كارآيى اين تفسير در نشان دادن موضوعات و تبيين آيات را، ارائه مى ‌دهد.
با نظر به اينكه بحث انسان ‌شناسى داراى اهميت بسيارى است و زيربناى همه معارف و نقش مؤثرى در تمام شئون مادى و معنوى داشته و زمينه ‌اى مناسب جهت سوق دادن انسان به سوى سعادت واقعى است و از آنجا كه تفسير راهنما حاوى مباحث مفيدى در موضوع انسان ‌شناسى مى ‌باشد، شايسته است اين مباحث يكجا جمع ‌آورى و قابل دسترس جويندگان اين بخش از معارف قرار گيرد. لذا موضوع بحث خويش را "مباحث انسان ‌شناسى در تفسير راهنما" قرار داديم.
و لازم به ذكر است كه ارائه مطالب در اين مجموعه، كمى متفاوت با تفسير مذكور مى ‌باشد و در تفسير راهنما ذيل هر برداشت مستند آيه و احياناً توضيحاتى براى رفع ابهام آورده شده است كه ما براى جلوگيرى از حجيم شدن مقاله از آنها صرف ‌نظر كرده ‌ايم.
در تنظيم مباحث نهايت تلاش انجام گرفته تا برداشتهاى تفسيرى مرتبط با بحث انسان ‌شناسى با موضوع ‌نگارى مناسب در قالب خاصّ و با نظمى منطقى انجام گيرد.
اين مقاله در پانزده فصل زير مرتب گرديده است:
١- ماهيت و حقيقت انسان
٢- خلقت انسان
٣- طبيعت و فطرت انسانى
٤- ابعاد وجودى انسان
٥- ابعاد اجتماعى انسان
٦- علم و آگاهى انسان
٧- ويژگى و امتيازات انسان
٨- فضايل انسانى
٩- نيازها و گرايشهاى انسان
١٠- سعادت و كمال انسان
١١- حالات و صفات انسان
١٢- انسان و سنتهاى الهى
١٣- نعمتها و مصالح انسان
١٤- تاريخ و سرگذشت انسان
١٥- سرنوشت و فرجام انسان

 

١. ماهيت و حقيقت انسان

اهميت انسان ‌شناسى
مطالعه در آفرينش انسان و مرگ و حيات وى، زداينده ترديد در يگانگى خداوند. انعام ٦/٢
بيان مراحل و مراتب وجودى انسان و تبيين موقعيت انسان در آن مراحل، نمونه ‌اى از تبيين آيات قرآن است. اعراف ٧/١٧٤

 

تعاليم انسانى قرآن
نزول قرآن بر پيامبر(ص)، در جهت تبيين همه حقايق مربوط به رشد و سعادت آدمى و نيازهاى هدايتى او. نحل ١٦/٨٩
بيدار ساختن فطرت توحيدى آدمى و يادآورى تجربه ‌هاى توحيدى دينى، از روشهاى هدايتى قرآن. انعام ٦/٤١
لزوم به كارگيرى روشى متناسب با استعداد فكرى و روحى انسان براى تفهيم دقيق معارف دين و آموزه ‌هاى قرآن. اسراء ١٧/١٠٦
تحريك عواطف و احساسات، از روشهاى قرآن براى برانگيختن اهل ايمان به نيكوكارى. آل ‌عمران ٣/١٣٤
نشان دادن عاقبت و فرجام اعمال نيك و بد، از روشهاى قرآن براى تربيت آدمى و ترغيب وى به رعايت احكام و مقررات دينى. بقره ٢/٢٦٦
وعده پاداش به اهل ايمان و عمل صالح از روشهاى قرآن براى ايجاد انگيزه به ايمان و عمل صالح. بقره ٢/٢٧٧
بهره ‌بردارى از انگيزه "محبوب شدن"، از روشهاى قرآن در ارشاد و تربيت. نساء ٤/١٠٧
اميد آفرينى، از روشهاى قرآن براى تقويت روحيه مومنان و برانگيختن آنان به جهاد. نساء ٤/٨٤
ارائه راه حل صحيح به همراه نهى از راههاى انحرافى، از روشهاى تربيتى قرآن. مائده ٥/٥
ارائه حق و شناساندن آن به مردم، فلسفه نزول قرآن. يونس ١٠/١٠٨
قرآن، منبعى براى آگاهى به تاريخ و سرگذشت پيشينيان. يوسف ١٢/٣
بيان فرجام اعمال، تشويق و تهديد، از شيوه ‌هاى قرآن براى اصلاح انسانها و برحذر داشتن آنها از كفر. آل ‌عمران ٣/١١٦
واداشتن آدمى به تفكر در فرجام و سرنوشت خويش، از اهداف داستانهاى قرآن است.. اعراف ٧/١٧٦
معارف و آموزه ‌هاى قرآن، مطابق و هماهنگ با خرد ناب است. ابراهيم ١٤/٥٢
هدف از نقل داستانها در قرآن، ايجاد زمينه ‌هاى درك و انديشه در انسانهاست.بقره ٢/٧٣
انديشه در آيات الهى و روشنگريها و افشاگرى ‌هاى قرآن، موجب رويگردانى اهل ايمان از محبت به بيگانگان. آل ‌عمران ٣/١١٩
اصلاح انديشه، از روشهاى قرآن براى نيل به عملكرد صحيح. آل ‌عمران ٣/١٦٩

 

حقيقت انسان
اعمال و رفتار آدمى، سازنده حقيقت و ماهيت اوست. بقره ٢/١٨٩
حقيقت انسان، با مرگ نابود نمى ‌شود. بقره ٢/٢٤٠
هر انسانى، داراى حقيقتى وراى صورت ظاهرى خويش است. نساء ٤/١٠
انسان، على ‌رغم دگرگونيهاى جسم، يك هويت مستمر است. نساء ٤/٥٦
روح انسان، تمام حقيقت اوست. انفال ٨/٥٠ ، اعراف ٧/٣٧ ، انعام ٦/٦٠
روح، تمام حقيقت انسان است و مرگ، با خروج آن از بدن حاصل مى ‌شود. انعام ٦/٩٣
سرگذشت انسانها، شكل دهنده ماهيت و حقيقت آنها است. يوسف ١٢/٧
روح انسان، تشكيل دهنده حقيقت و هويت انسانى وى است. نحل ١٦/٧٠

 

٢. خلقت انسان

اهميت خلقت انسان
گفتگوى خدا و فرشتگان درباره خلقت و خلافت انسان. بقره ٢/٣٠
خداوند تقدير خويش را بر خلقت و خلافت انسان در زمين، به فرشتگان اعلام كرد. بقره ٢/٣٠
انسان، داراى ارزشها و استعدادهايى كه وى را شايسته خلقت و زيبنده خلافت مى ‌كرد. بقره ٢/٣٠
اعتراف فرشتگان به عالمانه و حكيمانه بودن آفرينش انسان و انتخاب او براى خلافت بقره ٢/٣٢
انحصار صورتگرى جنين در رحم به خداوند، دليل وحدانيت او است. آل ‌عمران ٣/٦
شكل ‌گيرى انسان در رحم، نشانه اقتدار و حكمت خداوند است. آل ‌عمران ٣/٦
شكل ‌گيرى بعد مادى، زمينه ايجاد بعد انسانى انسان است. آل ‌عمران ٣/٥٩
خداوند، آفريننده انسانها از شخص واحد (آدم). نساء ٤/١
آفرينش آدميان از شخص واحد و نبودن امتياز در خلقت آنان، پرتويى از ربوبيت الهى نسبت به آنان. نساء ٤/١
اراده و قضاى الهى حاكم بر پيدايش و مرگ آدمى. انعام ٦/٢
مطالعه در آفرينش انسان و مرگ و حيات وى، زداينده ترديد در يگانگى خداوند. انعام ٦/٢
آفرينش نخستين انسان دليلى بر امكان معاد او. اعراف ٧/٢٩
پيامبر(ص)، موظف به يادآورى قصه خلقت انسان. حجر ١٥/٢٨
ربوبيت خدا، مقتضى بازگويى قصه خلقت انسان براى پيامبر(ص). حجر ١٥/٢٨
خداوند، اجزاى انسان را متناسب و آن گونه كه شايسته و سزاوار اوست، آفريده است. حجر ١٥/٢٩

 

فلسفه خلقت انسان
هدف از آفرينش انسانها، نايل شدن آنان به مرتبه تقوا است. بقره ٢/٢١
خداوند بعد از آفرينش آسمانها و مواهب زمين، به خلقت انسان پرداخت، تا او را به منصب خلافت برساند. بقره ٢/٣٠
توان يادگيرى حقايق هستى، حكمت آفرينش انسان و راز لياقت او براى خلافت در زمين. بقره ٢/٣١
رسيدن به مرتبه و منزلت شاكران، از وظايف اساسى انسان و هدف از خلقت او است. بقره ٢/٥٦
آفرينش انسان و تدبير امور او به دست خداوند، مقتضى تقوا و پروا از او است. نساء ٤/١
آزمون انسانها از جانب خدا هدف از مستقر ساختن آنان در زمين و برترى دادن برخى از ايشان بر برخى ديگر. انعام ٦/١٦٥
خداوند بسيارى از انسانها و جنيان را براى ورود به دوزخ آفريد. اعراف ٧/١٧٩
دميده ‌شدن روحى الهى در انسان، موجب شايستگى براى مسجود فرشتگان. حجر ١٥/٢٩
هدف از آفرينش انسان و اعطاى نعمت (قواى ادراكى و...) به او، شناخت خداوند و شكر اوست. نحل ١٦/٧٨

 

تعقل در خلقت انسان
شكل ‌گيرى انسان در رحم، نشانه اقتدار و حكمت خداوند است. آل ‌عمران ٣/٦
صاحبان درك از بيان آيات خداوند در زمينه كيفيت آفرينش انسان بهره مى ‌برند. انعام ٦/٩٨
تفكر در چگونگى آفرينش انسان، راهى براى رسيدن به توحيد است. انعام ٦/٩٨
آفرينش و مرگ و اعطاى دانش و سلب آن از انسان، جلوه ‌اى از علم و قدرت الهى است. نحل ١٦/٧٠

 

مبدأ خلقت انسان

انسان قبل از خلقت
آدمى پيش از زندگى دنيوى خويش، موجودى مرده و فاقد حيات بود. بقره ٢/٢٨

 

مبدأ خلقت انسان
انسان و همه شؤون او از خداوند نشأت گرفته است و به سوى او بازخواهد گشت. بقره ٢/١٥٦
خداوند، انسان را با دو بعد مادى و غير مادى آفريد. آل ‌عمران ٣/٥٩
خدا، گسترش دهنده مردان و زنان بسيار (نسل بشر)، از يك زن و مرد. نساء ٤/١
انسان در پى مرگ، مانند آفرينش نخستين خويش، تنها نزد خداوند حضور مى ‌يابد. انعام ٦/٩٤
خداوند تمامى آدميان و نژادها و تيره ‌هاى مختلف آن را از يك شخص (آدم) آفريده است. انعام ٦/٩٨
خداوند مبدأ انسان و مرجع نهانى اوست. يونس ١٠/٤ ، انعام ٦/١٠٨
خداوند، مبدأ و منشأ انسانها (آدم) را آفريد و سپس به او صورت انسانى عطا كرد. اعراف ٧/١١
همه انسانها، فرزندان آدم(ع) و او مبدأ تكوين تمامى آنان است. اعراف ٧/٢٦

 

منشأ حيات انسان
خداوند، به انسانها حيات مى ‌بخشد و آنان را مى ‌ميراند. بقره ٢/٢٨
پديد آمدن روح و حيات در انسانها، به امر ويژه خداوند است. حجر ١٥/٢٩
نطفه، منشأ پيدايش آدمى است. نحل ١٦/٤
آفرينش و مرگ انسانها به دست خداوند است. نحل ١٦/٧٠

 

انسان در عالم ‌ذر
هرانسانى در نشئه شهود به ‌گونه ‌اى محسوس ربوبيت و وحدانيت خداوند را دريافته است. اعراف ٧/١٧٢
اعتراف انسان به ربوبيت خدا در نشئه شهود اعراف ٧/١٧٢
آگاهى انسان در نشئه حجاب به ربوبيت خداوند، برخاسته از آگاهى او در نشئه شهود است. اعراف ٧/١٧٢
غفلت آدمى از ربوبيت خدا در نشئه حجاب و حيات دنيوى، با سابقه نشئه شهود، عذرى غير قابل پذيرش اعراف ٧/١٧٢
وجود نشئه شهود و آگاه شدن آدمى به ربوبيت و وحدانيت خدا در آن نشئه، از ميان برنده هرگونه عذر و بهانه ‌اى براى روى ‌آورى به شرك. اعراف ٧/١٧٣
در صورت نبود نشئه شهود و اقرار براى فرزندان، آنان در انتخاب عقيده، جز تبعيت و تقليد از پدران، راهى نداشتند. اعراف ٧/١٧٣
در صورتى كه داستان اشهاد و اقرار به ربوبيت خدا تحقق نمى ‌يافت، آدميان در حيات دنيا به ربوبيت و وحدانيت خدا آگاه نمى ‌شدند. اعراف ٧/١٧٣

 

كيفيت و مراحل خلقت انسان

خلقت تدريجى انسان
خلقت اوليه انسان، به تدريج انجام گرفته است. حجر ١٥/٢٩
خداوند، پس از پديدآوردن بدن انسان با اجزاى متناسب از گل خشكيده، در او روح دميد و او را حيات بخشيد. حجر ١٥/٢٩

 

خلقت روح انسان
خلقت بدن انسان، مقدم بر روح اوست. حجر ١٥/٢٩
دميده شدن روحى الهى در انسان، موجب شايستگى او براى مسجود فرشتگان حجر ١٥/٢٩

 

كيفيت خلقت انسان
خداوند بر طبق مشيت خود، انسانها را در رحم ‌ها شكل مى ‌دهد. آل ‌عمران ٣/٦
وجود فاصله زمانى بين آفرينش مبدأ انسانها و اعطاى صورت انسانى به او. اعراف ٧/١١
خداوند با گرفتن هريك از انسانها از صلب پدرانشان، آنان را به صحنه وجود آورد. اعراف ٧/١٧٢
خلقت اوليه انسان، به تدريج انجام گرفته است. حجر ١٥/٢٩
خلقت بدن انسان، مقدم بر روح اوست. حجر ١٥/٢٩

 

تحول انواع
اسلاف انسان، داراى شكل و صورتى غيراز انسان كنونى. نساء ٤/٤٧

 

مراحل وجود انسان
اصالت بعد غير مادى انسان، در ساختار و هويت وى. آل ‌عمران ٣/٥٩
بيان مراحل و مراتب وجودى انسان و تبيين موفقيت انسان در آن مراحل، نمونه ‌اى از تبيين آيات قرآن است. اعراف ٧/١٧٤

 

ملائكه و خلقت انسان
فرشتگان با توجه به حضورشان در هستى و لياقتشان براى خلافت، فلسفه ‌اى براى خلقت و خلافت انسان نمى ‌ديدند. بقره ٢/٣٠
ناآگاهى فرشتگان به ارزشهاى والاى انسان، موجب شد تا فسادگرى او براى فرشتگان جلوه ‌گر شود و به خلقت و خلافتش معترض باشند. بقره ٢/٣٠
اعتراف فرشتگان به عالمانه و حكيمانه بودن آفرينش انسان و انتخاب او براى خلافت. بقره ٢/٣٢

 

ابليس و خلقت انسان
هبوط آدميان و شيطان به زمين همراه با عداوت و دشمنى با يكديگر. اعراف ٧/٢٤
ابليس، به هنگام خلقت انسان، در ميان
فرشتگان بود و از زمره آنان به حساب مى ‌آمد. حجر ١٥/٣١
ابليس، از ماده اوليه خلقت انسان، آگاهى كامل داشت. حجر ١٥/٣٣
ابليس، با توجه به ماده اوليه خلقت انسان، او را شايسته مسجود شدن موجودى چون خود نمى ‌ديد. حجر ١٥/٣٣

 

عنصر خلقت انسان

انسان از گل
گلى مخصوص، خمير مايه آفرينش انسان. انعام ٦/٢
عناصر زمينى، خمير مايه خلقت انسان است. هود ١١/٦١
خداوند، پديد آورنده انسانها از گل خشكيده. حجر ١٥/٢٦
گل خشكيده، تيره رنگ، بد بو و متغير، خمير مايه اصلى آفرينش انسان. حجر ١٥/٢٦
خداوند، انسان را از گلى خشكيده، تيره رنگ، بدبو و متغير آفريده است. حجر ١٥/٢٨
خداوند، انسان را از گلى تيره رنگ، بدبو و خشكيده آفريده است. حجر ١٥/٣٣

 

انسان از نطفه
نطفه، منشأ پيدايش آدمى است. نحل ١٦/٤
مجادله ‌گرى و ستيزه ‌جويى انسان آفريده شده از مايعى مثل نطفه، امرى شگفت ‌آور و به دور از انتظار. نحل ١٦/٤
آفرينش انسان از نطفه، به صورت مجادله ‌گرى سخنور، شاهد و گواه وحدانيت خداوند است. نحل ١٦/٤

 

نفخ روح در انسان
خداوند، پس از پديد آوردن بدن انسان با اجزاى متناسب از گل خشكيده، در او روح دميد و او را حيات بخشيد. حجر ١٥/٢٩

 

٣. فطرت انسانى
آدمى به هنگام روبرو شدن با شدايد، خداوند يگانه را خالصانه به استمداد مى ‌طلبد. انعام ٦/٤١
بيدار ساختن فطرت توحيدى آدمى و يادآورى تجربه ‌هاى توحيدى دينى، از روشهاى هدايتى قرآن. انعام ٦/٤١
سختيها و كاستيها، زمينه شكوفايى فطرت توحيدى انسانها. انعام ٦/٤٢
انسانها بر اساس طينت اولى خويش سالكان صراط مستقيم الهى هستند . اعراف ٧/١٦
انسانها در آغاز خلقتشان نه گرفتار گمراهيند و نه هدايتيابى آنان محقق است . اعراف ٧/٣٠
انسان از ديرباز برخوردار از روح پرستش بود. اعراف ٧/٥ ، اعراف ٧/١٧٢
نفس آدميان بر فطرت ايمان است. انفال ٨/٥٣
انسانها، فطرتا خداوند را تنها پناهگاه و ملجأ خويش مى ‌دانند. نحل ١٦/٥٣
عدل و احسان و بخشش به خويشاوندان، از تمايلات فطرى انسان . نحل ١٦/٩٠
بيزارى از فحشا، زشتى و ستم، نهفته در نهاد آدميان. نحل ١٦/٩٠

 

گرايشهاى فطرى انسان
انسان داراى گرايش فطرى به سوى نيكيها و زيباييهاست. انعام ٦/٤٣
گرايش فطرى انسان به تحصيل امنيت خاطر و آسايش روان . انعام ٦/٤٨
گرايش به خداوند با فطرت آدمى عجين است. انعام ٦/٦٣
بررسى و تأمل در مورد گرايشها و انگيزه ‌هاى فطرى آدمى، منبعى براى شناخت . انعام ٦/٦٣
گرايش و محبت فطرى انسان به خداوند افول ناپذير و جاويد است. انعام ٦/٧٦
گرايش به توحيد امرى فطرى و معقول، و شرك پندارى دور از حقيقت و موجب شگفتى است. انعام ٦/٩٥

 

احياى فطرت
بيدارى و بروز فطرت خداجو و توحيدى انسان به هنگام رويارويى با عذاب الهى. انعام ٦/٤٠
بيدارى فطرت توحيدى انسان، به هنگام روبرو شدن با مرگ. انعام ٦/٤٠
بيدارى فطرت توحيدى انسان در تنگناها و سختيها. انعام ٦/٤٠
بيدار ساختن فطرت توحيدى آدمى و يادآورى تجربه ‌هاى توحيدى دينى، از روشهاى هدايتى قرآن. انعام ٦/٤١
سختيها و كاستيها، زمينه شكوفايى فطرت توحيدى انسانها. انعام ٦/٤٢

 

فطرت توحيدى
انسان، بر فطرت خداجويى و مسير حق ‌پويى است. نساء ٤/١١٩
توجه به خداى يگانه، نداى فطرت همه انسانها. انعام ٦/٤٠
گرايش همه انسانها، حتى مشركان، در سختيها و شدايد به خداى يگانه . انعام ٦/٤١
بيدارى و بروز فطرت خداجو و توحيدى انسان به هنگام رويارويى با عذاب الهى. انعام ٦/٤٠
بيدارى فطرت توحيدى انسان، به هنگام روبرو شدن با مرگ. انعام ٦/٤٠
بيدارى فطرت توحيدى انسان در تنگناها و سختيها. انعام ٦/٤٠
گرايش همه انسانها، حتى مشركان، در سختيها و شدايد به خداى يگانه . انعام ٦/٤١
آدمى به هنگام روبرو شدن با شدايد، خداوند يگانه را خالصانه به استمداد مى ‌طلبد. انعام ٦/٦٣ ، انعام ٦/٤١
بيدار ساختن فطرت توحيدى آدمى و يادآورى تجربه ‌هاى توحيدى دينى، از روشهاى هدايتى قرآن. انعام ٦/٤١
سختيها و كاستيها، زمينه شكوفايى فطرت توحيدى انسانها. انعام ٦/٤٢
گرايش به خداوند با فطرت آدمى عجين است. انعام ٦/٦٣
التزام به دين الهى، امرى فطرى و آميخته با فطرت آدمى است. انعام ٦/٧٠
گرايش به توحيد امرى فطرى و معقول، و شرك پندارى دور از حقيقت و موجب شگفتى است. انعام ٦/٩٥
در صورتى ‌كه داستان اشهاد و اقرار به ربوبيت خدا تحقق نمى ‌يافت، آدميان در حيات دنيا به ربوبيت و وحدانيت خدا آگاه نمى ‌شدند. اعراف ٧/١٧٣

 

طبيعت انسان

طبع انسان
ملاك حليت اشيا، پاكيزگى و سازگارى آنها با طبع است. مائده ٥/٥
سرشت انسان، با نوعى از ظلم به خويشتن و ناسپاسى، عجين است. ابراهيم ١٤/٣٤

 

خوددوستى انسانها
حب نفس، قوى ‌ترين غريزه در انسان است. يونس ١٠/٥٤
مستحقان عذاب استيصال، به هنگام وقوع آن، مايلند تمام مايملك خود را براى نجات جان خويش، نثار كنند. يونس ١٠/٥٤

 

عجله انسان
بشر در دستيابى به خواسته ‌ها و تمايلات خود، موجودى عجول و ناشكيباست. يونس ١٠/١١

 

تنوع ‌طلبى انسان
انسان تنوع طلب و ناشكيبا بر يكنواختى است. بقره ٢/٦١

 

زيباطلبى انسان
انسان، موجودى زيباپسند است. نحل ١٦/٦
جمال بى مانند يوسف(ع)، موجب اظهار ترديد زنان مصر در بشر بودن او شد. يوسف ١٢/٣١
انسان فطرتا به زيباييها گرايش دارد. انعام ٦/١٠٨
گرايش انسانها به زيبايى و تزيين با زيورآلات. نحل ١٦/١٤

 

كمال ‌طلبى انسان
انسان، موجودى خيرطلب و كمال ‌جو. نساء ٤/١٧٠
سوء استفاده شيطان از خصيصه كمال طلبى و منفعت جويى انسان . اعراف ٧/٢١

 

سعادت ‌طلبى انسان
انسان، جوينده فرجام نيك و پوينده مسيرى است كه آن را سعادت مى ‌پندارد. انعام ٦/١٣٥
بهره ‌بردارى از تمايل انسان به فرجام نيك و حسن عاقبت، روشى در تبليغ و دعوت مردم به دين است. انعام ٦/١٣٥
انسانها خواهان سعادت هميشگى و عمرى جاودانه. اعراف ٧/٤٢

 

عدالتخواهى انسان
عدل و احسان و بخشش به خويشاوندان، از تمايلات فطرى انسان . نحل ١٦/٩٠

 

انسان هنگام آسايش
مردم پس از رهايى از اضطرار و خطر مرگ، پيمان خود با خدا را مى ‌شكنند و به ناسپاسى و تجاوز از حق مى ‌پردازند. يونس ١٠/٢٣
احساس مصونيت از ابتلا به سختيها و محنتها، از حالتهاى انسان به هنگام رفاه و آسايش. هود ١١/١٠

 

دعا و تضرع در سختى
نيايش خالصانه انسان با خدا، به هنگام گرفتاريها و مصيبتهاى سخت و جانكاه. يونس ١٠/١٢
انسانها به محض احساس ضعف و دچار شدن به رنج و زحمت، با تضرع و التماس به درگاه خداوند روى مى آورند. نحل ١٦/٥٣

 

انسانهاى ناسپاس هنگام خطر
انسانهاى ناسپاس، به هنگام احساس خطر مرگ با خدا پيمان موكد مى ‌بندند كه اگر از آن ورطه نجات يابند، هرگز گرد گناه نگردند و به جرگه بندگان شاكر و سپاسگزارش بپيوندند. يونس ١٠/٢٢
آدمى، به ‌هنگام از دست دادن امكانات و موهبتهاى دنيوى، از رحمت الهى مأيوس ‌شده و تدبير خداوند در هستى را منكر مى ‌شود. هود ١١/٩

 

خونريزى انسان
فرشتگان مطمئن به فسادگرى و خونريزى انسان، پيش از آفرينش وى . بقره ٢/٣٠
ساكنان زمين پيش از آدم(ع)، موجوداتى فسادگر و خونريز بودند. بقره ٢/٣٠

 

عصيانگرى انسان
همه انسانها، به نوعى مرتكب گناه و عمل ناروا مى شوند. نحل ١٦/٦١

 

اغواپذيرى انسان
شيطان عنصرى اغواگر و انسان موجودى اغواپذير است. بقره ٢/٣٦ ، بقره ٢/١٦٨
انسان، موجودى اغواپذير است. اعراف ٧/١٦ ، اعراف ٧/٢٢
ابليس، آگاه به اغواپذيرى انسانها حتى پيش از خلقت آنان. اعراف ٧/١٦
شيطان همواره درصدد اغواى فرزندان آدم (انسانها). اعراف ٧/٢٧
شيطان، عنصرى فريبكار و انسان، موجودى اغواپذير. اعراف ٧/٢٧ ، يوسف ١٢/١٠٠
انسان، موجودى تأثيرپذير از القائات و تبليغات. حجر ١٥/٣٩

 

انعطاف ‌پذيرى انسان
تأثيرپذيرى انسان از محيطهاى فاسد و فرهنگهاى غلط. اعراف ٧/١٣٨
آدمى، به هنگام از دست دادن امكانات و موهبتهاى دنيوى، از رحمت الهى مأيوس شده و تدبير خداوند در هستى را منكر مى ‌شود. هود ١١/٩
حالات روحى و روانى انسان (نااميدى، شادمانى مفرط، تكبر و...) حتى با كمترين سختى و رفاه تغيير پذير است. هود ١١/١٠
انسان، موجودى تأثيرپذير از القائات و تبليغات. حجر ١٥/٣٩
انسان، در برابر خبرهاى ناگوار انفعال ‌پذير است. نحل ١٦/٥٨

 

استعداد انسان
انسان داراى ارزشها و استعدادهايى كه وى را شايسته خلقت و زيبنده خلافت مى ‌كرد. بقره ٢/٣٠
زمينه ‌هاى كمال و ارزشهاى انسان، جبران كننده فسادگريهاى اوست. بقره ٢/٣٠
انسان، توانا به فراگيرى علوم و دريافت حقايق غيبى كه حتى فرشتگان استعداد يادگيرى و دريافت آنها را. بقره ٢/٣٠
انسان، شايسته دستيابى به مقام خلافت الهى است. بقره ٢/٣٠
توان يادگيرى حقايق هستى، حكمت آفرينش انسان و راز لياقت او براى خلافت در زمين. بقره ٢/٣١
محدوديت توان انسان . بقره ٢/٢٨٦
همه انسانها داراى زمينه پذيرش هدايت و دريافت آگاهى از جانب خداوند هستند. انعام ٦/١٠٤
انسانها قادر به فراگيرى قرآن و شايسته براى فهم معارف آن هستند . اعراف ٧/٣
انسان، موجودى با استعداد هميشه ماندن و فنا نپذيرفتن. هود ١١/٢٣
بشر، شايسته دستيابى به مقام رسالت و پيامبرى است. هود ١١/٣١
انسان موجودى توانمند براى بيان مقاصد و نظرات خويش. نحل ١٦/٤

 

عواطف و غرايز انسانى

عواطف انسان
توجه اسلام به عواطف انسان، در مصارف انفاق. بقره ٢/٢١٥
تحريك عواطف انسانى از روشهاى قرآن براى جلوگيرى از ظلم و گناه . نساء ٤/٢١

 

غرايز انسان
استفاده از غريزه سودخواهى و پاداش طلبى انسانها براى نيل آنان به سعادت، از روشهاى تربيتى قرآن. نساء ٤/١٣٤
بهره ‌گيرى قرآن از حس منفعت ‌خواهى انسان و گريز از ضرر براى تبليغ توحيد و معارف الهى. انعام ٦/٧١
استفاده مثبت و سازنده از غريزه جلب منفعت، روشى در تبليغ دين . انعام ٦/٧١

 

فطريت ازدواج
ازدواج و همسردارى و برخوردار شدن از فرزند، از سنتهاى الهى و نهفته در سرشت انسان. نحل ١٦/٧٢

 

قدرت غريزه جنسى
انسان، موجودى ضعيف در برابر غريزه جنسى. نساء ٤/٢٨
ضعف و ناتوانى انسان در برابر غريزه جنسى، ريشه تسهيل قوانين و مقررات ازدواج و روابط جنسى. نساء ٤/٢٨

 

عوامل انگيزش
اجتماع حج گزاران، ياد آور جمع شدن انسانها در قيامت. بقره ٢/٢٠٣
بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسانها، از روشهاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق در راه خداوند (كارهاى خير). بقره ٢/٢٤٥
بهره ‌گيرى قرآن از نفع طلبى انسان، براى عمل به نيكيها. بقره ٢/٢٧١
بهره ‌گيرى قرآن از خصلت نفع طلبى انسانها، در تشويق آنان به اعمال نيك . بقره ٢/٢٧٢
اعتقاد به بازگشت انسان به سوى خداوند، مقتضى پرهيز از قهر او . آل ‌عمران ٣/٢٨
ايمان به حشر و بقاى آدمى پس از مرگ، برانگيزنده وى براى حضور در ميدان كارزار عليه دشمنان دين. آل ‌عمران ٣/١٥٨
توجه به بينايى گسترده خداوند بر اعمال و رفتار آدمى، برانگيزنده وى به جلب رضايت خداوند و پرهيز از موجبات خشم او. آل ‌عمران ٣/١٦٣
ترس از خدا، زمينه مسئوليت پذيرى، و ترس از غير خدا، زمينه گريز از مسئوليت. آل ‌عمران ٣/١٧٥
بهره ‌بردارى از انگيزه محبوب شدن، از روشهاى قرآن در ارشاد و تربيت . نساء ٤/١٠٧
توجه به آگاهى خداوند بر گفتار و كردار آدميان، برانگيزنده آنان به ايمان . انعام ٦/١٣
باور به اينكه حشر آدمى تنها به سوى خداست، برانگيزاننده او به تسليم در برابر خداوند و پروا از اوست. انعام ٦/٧٢
زيبا پنداشتن اعمال و افكار از مهمترين عوامل انگيزش آدمى است. انعام ٦/١٢٢
لحظه مرگ هنگام احساس نياز همه آدميان به فريادرسى توانا . اعراف ٧/٣٧

 

تعديل كنجكاوى
انسان موظف به تعديل حس كنجكاوى خويش مى ‌باشد. مائده ٥/١٠١

 

٤. ابعاد انسان
توانايى انسانها در شناخت آيات (احكام) با بكار بستن انديشه . بقره ٢/٢٤٢
خداوند، انسان را با دو بعد : مادى و غير مادى آفريد. آل ‌عمران ٣/٥٩
شكل ‌گيرى بعد مادى، زمينه ايجاد بعد انسانى انسان. آل ‌عمران ٣/٥٩
اصالت بعد غير مادى انسان، در ساختار و هويت وى. آل ‌عمران ٣/٥٩
توان آدمى بر كنترل نيروى خشم و غضب خويش. آل ‌عمران ٣/١٣٤
حالات روحى و روانى آدمى، قانونمند و برخاسته از حاكميت اراده الهى است. آل ‌عمران ٣/١٥١
حقيقت انسان، فراتر از جسم وى است. نحل ١٦/٣٢ ، نحل ١٦/٢٨ ، آل ‌عمران ٣/١٦٩
انسان، داراى دو نيروى متضاد (دعوت ‌كننده به گناه و بازدارنده از آن) در نهاد خويش. مائده ٥/٣٠
انسان داراى گرايش فطرى به سوى نيكيها و زيباييهاست. انعام ٦/٤٣
روح انسان، تشكيل دهنده حقيقت و هويت انسانى وى است. نحل ١٦/٧٠
ازدواج و همسردارى و برخوردار شدن از فرزند، از سنتهاى الهى و نهفته در سرشت انسان. نحل ١٦/٧٢

 

بعد روحى و جسمى انسان
انسان، از دو عنصر روح و جسم تشكيل يافته است. يونس ١٠/٩٢ ، حجر ١٥/٢٩

 

انسان در عالم ‌خلق
هريك از انسانها پس از خلقتشان در حيات دنيا، داراى دو نشئه وجودى هستند : نشئه شهود ارتباط خويش با خداوند و نشئه غيبت و محجوب بودن از خدا. اعراف ٧/١٧٢
آگاهى انسان در نشئه حجاب به ربوبيت خداوند، برخاسته از آگاهى او در نشئه شهود است. اعراف ٧/١٧٢
غفلت آدمى از ربوبيت خدا در نشئه حجاب و حيات دنيوى، با سابقه نشئه شهود، عذرى غير قابل پذيرش. اعراف ٧/١٧٢

 

محدوديت قواى انسان
ناتوانى قواى باطنى انسان از درك حقيقت و ذات خداوند. انعام ٦/١٠٣
ضعف قواى جسمى و فكرى انسان در كهنسالى، نمودار مقهور بودن او در برابر تدبير الهى است. نحل ١٦/٧٠

 

ضميرناخودآگاه انسان
آدمى به هنگام گرفتارى در دشواريها و بن ‌بستها، ناخودآگاه خداوند يگانه را به استمداد مى ‌طلبد. انعام ٦/٦٣
برانگيختن وجدانها، از روشهاى قرآن در تربيت. آل ‌عمران ٣/١٦٢

 

نيت انسان
خداوند، حسابگر آنچه آدمى در دل دارد، خواه آدمى آن را آشكار نمايد و ياپنهان سازد. بقره ٢/٢٨٤
منويات و ملكات نفسانيه انسان، مورد محاسبه خداوند. بقره ٢/٢٨٤
مالكيت مطلق الهى، علت و دليل سلطه وى به اعمال و نيات انسان و محاسبه آنها . بقره ٢/٢٨٤
خداوند پس از محاسبه اعمال و نيات انسان، وى را يا عفو خواهد كرد و يا عذاب. بقره ٢/٢٨٤
خداوند، قادر بر محاسبه اعمال و نيات انسان و آمرزش عذاب او . بقره ٢/٢٨٤
آگاهى كامل خداوند از نيات قلبى و اسرار درونى انسان. مائده ٥/٧

 

نفى جبر
انسان در پذيرش مسير زندگى آزاد است و خواست خداوند بر هدايت جبرى او تعلق نگرفته است. نحل ١٦/٩
مشيت الهى، در قرار گرفتن انسانها در مسير اختيار و مسئوليت است نه جبر و ناگزيرى. نحل ١٦/٩٣
هدايت و گمراهى انسانها توسط خداوند، تابع خواست و انتخاب خود آنان است. نحل ١٦/٩٣
راهيابى به هدايت، نيازمند خواست خود انسان و بسته به اختيار اوست. نحل ١٦/١٠٤

 

اختيار انسان
انسان در عين دارابودن اختيار در عبادت خدا، بدون اعانت او بر انجام آن توانا نيست. فاتحه ١/٥
انسان موجودى مختار در اطاعت و معصيت خداوند. بقره ٢/٣٥
انسان، موجودى برخوردار از اختيار انتخاب راه نجات يا هلاكت خويش . بقره ٢/١٩٥
مرگ، به اراده و اختيار انسان نيست. بقره ٢/٢٤٠
سنت خداوندى، على ‌رغم ارسال انبيا، براى دعوت به ايمان و رفع اختلاف، اجبار آدميان به ايمان و عدم اختلاف و كشتار نيست. بقره ٢/٢٥٣
اختلافات و كشمكشهاى اجتماعى، برخاسته از اختيار و آزادى انسان . بقره ٢/٢٥٣
حاكميت اراده الهى بر افعال اختيارى انسان و تحولات اجتماعى تاريخى . بقره ٢/٢٥٣
اختيار و آزادى انسان، پرتويى از مشيت و اراده الهى. بقره ٢/٢٥٣
دچار شدن به سنت محروميت از ايمان، برخاسته از اراده و اختيار خود انسان است. يونس ١٠/٩٦
اختيار كافران در انتخاب كفر، خارج از مشيت الهى نيست. آل ‌عمران ٣/٦
انسان، همواره بر سر دو راهى نور و ظلمت. بقره ٢/٢٥٧
آزادى انسان در پذيرش دعوت خدا و يا وسوسه شيطان. بقره ٢/٢٦٨
آزادى انسان در انتخاب راه سعادت و شقاوت. نساء ٤/١٧٠
كفرورزى مردمان و اختيار كفر از سوى آنان، خارج از خواست خداوند و سيطره او نيست. نساء ٤/١٧٠
آدمى برخوردار از حق انتخاب و گزينش، پس از رويارويى با حق و باطل است. انعام ٦/١٠٤
پيامبر(ص) روشنگر و ارائه دهنده بينش صحيح به مردم است، نه نگهبان و وادار كننده مردم به پذيرش آن. انعام ٦/١٠٤
اگر مشيت الهى بر مشرك نبودن آدميان تعلق مى ‌گرفت، هيچكس به شرك گرايش نمى ‌يافت. انعام ٦/١٠٧
خداوند خواهان ايمان آزادانه و انتخابى آدميان. انعام ٦/١٠٧
پيامبر(ص) مسئول وادار ساختن مردم به ايمان و رهايى آنان از شرك نيست. انعام ٦/١٠٧
سنت خداوند، هدايت آزادانه و از روى اختيار انسانها با دلايل محكم و رساست. انعام ٦/١٤٩
خواست خداوند، آزادى و اختيار انسان در انتخاب راه هدايت است. انعام ٦/١٤٩ ، انعام ٦/٣٥
اگر مشيت خداوند اجبار انسان بر هدايت بود، همگان را بى ‌استثنا هدايت مى ‌كرد. انعام ٦/١٤٩
انسان در عين حاكميت مشيت خدا بر وى، در تعيين سرنوشت خويش دخيل است. اعراف ٧/١٧٦
انسان در افعال خويش نه مستقل از اراده خداوند است و نه از سوى او مجبور به انجام افعال خويش. انفال ٨/١٧
اختيار انسان و نقش خود وى در رقم زدن سرنوشت خويش. توبه ٩/٧٠
محيط اجتماعى، در عين تأثير گذاشتن بر خصلتهاى روحى و گرايشهاى عقيدتى انسان، از وى سلب اختيار و انتخاب نمى كند. توبه ٩/٩٩
ضرورت اختيار بندگى و پرستش خداوند يكتا. يونس ١٠/٣
انسان، موجودى آزاد، مختار و تعيين ‌كننده سرنوشت خويش است. يونس ١٠/٤٤
خداوند، انسان را موجودى مختار و انتخاب ‌گر آفريده است. يونس ١٠/٩٩ . ، يونس ١٠/١٠٨ ، بقره ٢/٢١٩
انسانها، در پذيرش و عدم پذيرش دين الهى مختارند. نحل ١٦/٣٥ ، يونس ١٠/٩٩ . ، آل ‌عمران ٣/٢٠
انسان در عين مختار بودن، بدون اذن خداوند قادر بر انتخاب و انجام هيچ كارى نيست. يونس ١٠/١٠٠
مردم در پذيرش و عدم پذيرش قرآن، آزاد و مختارند. يونس ١٠/١٠٨
نفس آدمى، بر آراستن كارهاى زشت و ناروا و واداشتن او به ارتكاب آنها تواناست. يوسف ١٢/٨٣
دعوت و القائات شيطان، از انسان سلب اختيار نكرده و او مسئول اعمال خويش خواهد بود. ابراهيم ١٤/٢٢
انسان، موجودى مختار و در برابر تمامى حركتها، تلاشها و رفتار خويش، مسئول است. ابراهيم ١٤/٥١
ابليس، هيچ گونه سلطه ‌اى بر بندگان خداوند ندارد و نمى تواند آنان را به اجبار به گمراهى بكشاند. حجر ١٥/٤٢
انسان، در برابر اغواگرى و سلطه ‌طلبى ابليس، آزاد و مختار و توانا بر مخالفت است. حجر ١٥/٤٢
انسان در پذيرش مسير زندگى آزاد است و خواست خداوند بر هدايت جبرى او تعلق نگرفته است. نحل ١٦/٩
انسان، در برابر محيط اجتماعى و عوامل تأثيرگذار، مجبور نيست و در تعيين سرنوشت خويش مختار است. حجر ١٥/٦٠
انكار حقانيت كتابهاى آسمانى، چيزى بود كه خود منكران آن را برگزيدند و خداوند آنان را بر آن وادار نكرد. نحل ١٦/٣٣
بناى خداوند، در هدايت مردم، استفاده از قدرت قاهره و مجبور ساختن آنان نيست. نحل ١٦/٤٣
هدايت و گمراهى انسانها توسط خداوند، تابع خواست و انتخاب خود آنان است. نحل ١٦/٩٣
انسان در برابر وسوسه ‌ها و توطئه ‌هاى شيطان، مختار و بر مخالفت با او تواناست. نحل ١٦/١٠٠-٩٩
راهيابى به هدايت، نيازمند خواست خود انسان و بسته به اختيار اوست. نحل ١٦/١٠٤

 

اختيار تكوينى انسان
انسان، داراى اختيار تكوينى در پذيرش هدايت و ضلالت. بقره ٢/٥٣
اختيار تكوينى انسان در انتخاب مسير شرك و توحيد. انعام ٦/١٣٧

 

تغيير فكر انسان
غير مسلمانان را نبايد مجبور به پذيرش اسلام كرد. بقره ٢/٢٥٦
افكار آدمى، همواره در حال تغيير و تحول است. نساء ٤/٨٢

 

اختيار در عقيده
انسان داراى اختيار در عقيده و عمل، و جبرگرايى انديشه ‌اى باطل است. انعام ٦/١٤٨

 

اختيار در عمل
اختيارى بودن اعمال انسان، مورد پذيرش او در قيامت. آل ‌عمران ٣/٣٠
انسان در انجام اعمال نيك و بد، مجبور نيست. ابراهيم ١٤/٣ ، آل ‌عمران ٣/١٨٢ . ، آل ‌عمران ٣/٣٠
انسان داراى اختيار در عقيده و عمل، و جبرگرايى انديشه ‌اى باطل است. انعام ٦/١٤٨

 

اختيار در ايمان و كفر
آزادى و اختيار آدمى در پذيرش ايمان و كفر. بقره ٢/٢٥٦
اختيار انسانها در انتخاب ايمان و كفر، برخاسته از علم و حكمت خداوند. نساء ٤/١٧٠
خداوند خواهان ايمان آزادانه و انتخابى آدميان. انعام ٦/١٠٧
پيامبر(ص) مسئول وادار ساختن مردم به ايمان و رهاساختن آنان از شرك نيست. انعام ٦/١٠٧
اختيار كافران در انتخاب كفر خارج از مشيت الهى نيست. آل ‌عمران ٣/٦
كفرورزى مردمان و اختيار كفر از سوى آنان، خارج از خواست خداوند و سيطره او نيست. نساء ٤/١٧٠

 

اختيار در هدايت و گمراهى
انسان، داراى اختيار تكوينى در پذيرش هدايت و ضلالت. بقره ٢/٥٣
انسان در انتخاب مسير هدايت يا ضلالت مختار است. اعراف ٧/٣٠ . ، انعام ٦/١٤٩ ، انعام ٦/٣٥ ، آل ‌عمران ٣/١٠٣
خواست خداوند، آزادى و اختيار انسان در انتخاب راه هدايت است. انعام ٦/٣٥
انسان در انتخاب راه هدايت و ضلالت آزاد است. انعام ٦/١٤٩ ، انعام ٦/٣٥
خواست خداوند بر هدايت و ضلالت جبرى آدميان قرار نگرفته است. انعام ٦/١٤٩ ، انعام ٦/٣٥

 

اختيار در عبادت
انسان در عين دارابودن اختيار در عبادت خدا، بدون اعانت او بر انجام آن توانا نيست. فاتحه ١/٥
ضرورت اختيار بندگى و پرستش خداوند يكتا. يونس ١٠/٣

 

فلسفه اختيار انسان
اسلام، با بيان رشد و آگاهى، انسان را در مقام انتخاب قرار مى ‌دهد . بقره ٢/٢٥٦
هدف از اعطاى آزادى به انسانها براى اختيار كفر و ايمان و تلاش در راه آن، جداسازى ناپاكان از پاكان است. انفال ٨/٣٧

 

فلسفه امتحان
آزمايشهاى الهى براى آشكار نمودن گرايشهاى درونى مردمان است ؛ نه اطلاع يافتن خداوند از آنچه در درون ايشان مى ‌گذرد. آل ‌عمران ٣/١٥٤
آزمون انسانها از جانب خدا هدف از مستقر ساختن آنان در زمين و برترى دادن برخى از ايشان بر برخى ديگر. انعام ٦/١٦٥
هدف از آزمون انسانها از سوى خداوند، پى بردن به حقيقت و چگونگى رفتار آنان نيست. انفال ٨/١٧

 

انسانها در سختى
نيايش خالصانه انسان با خدا، به هنگام گرفتاريها و مصيبتهاى سخت و جانكاه. يونس ١٠/١٢

 

محدوده مسئوليت انسان
انسانها، حتى انبياى الهى، تنها اختياردار خويشند و نه ديگران. مائده ٥/٢٥

 

هدايت ‌پذيرى انسان
همه انسانها داراى زمينه پذيرش هدايت و دريافت آگاهى از جانب خداوند هستند. انعام ٦/١٠٤

 

آثار سودمندى انسان
ارزش واقعى انسان، به سودمند بودن و اثرآفرينى مثبت اوست. نحل ١٦/٧٦

 

سلطه بر انسان
خداوند، همان گونه كه شيطانهاى جن را بر آدميان مسلط مى ‌كند، برخى از ظالمان را بر برخى ديگر مسلط مى ‌سازد. انعام ٦/١٢٩

 

قدرت انسان
آدمى، مى ‌تواند حتى در زمان گرفتاريش به لعنت خدا، خود را به سوى ايمان گرايش داده و اهل ايمان گردد. بقره ٢/٨٨
توان آدمى بر كنترل نيروى خشم و غضب خويش. آل ‌عمران ٣/١٣٤
توانايى آدمى در توجيه نفس خويش براى ارتكاب گناه. مائده ٥/٣٠
توانايى انسانها بر بهره ‌گيرى از امكانات زمين نعمتى بايسته شكرگزارى است. اعراف ٧/١٠
انسانها در صورت مشيت الهى، توانا بر جلب منفعت و يا دفع ضرر از خويش خواهند شد. اعراف ٧/١٨٨
انسان، در برابر اغواگرى و سلطه ‌طلبى ابليس، آزاد و مختار و توانا بر مخالفت است. حجر ١٥/٤٢
انسان در برابر وسوسه ‌ها و توطئه ‌هاى شيطان، مختار و بر مخالفت با او تواناست. نحل ١٦/١٠٠-٩٩

 

قدرت بيان انسان
انسان موجودى توانمند براى بيان مقاصد و نظرات خويش. نحل ١٦/٤

 

قدرت نفس انسان
نفس آدمى بر آراستن كارهاى زشت و ناروا و واداشتن او به ارتكاب آنها تواناست. يوسف ١٢/٨٣

 

محدوديت قدرت انسان
محدوديت توان انسان . بقره ٢/٢٨٦
علم و قدرت انسان، ناپايدار و علم و قدرت خداوند، هميشگى است. نحل ١٦/٧٠

 

ضعف انسان
انسان، ضعيف و ناتوان خلق شده است. نساء ٤/٢٨
انسان، موجودى ضعيف در برابر غريزه جنسى. نساء ٤/٢٨
آدميان، مقهور در برابر اقتدار يگانه خداوند هستند. انعام ٦/١٨
انسانها، حتى پيامبران، بجز در سايه مشيت خدا، نه بر جلب منفعت توانايى دارند و نه بر دفع ضرر. اعراف ٧/١٨٨
انسان از نظر روحى و روانى، موجودى ضعيف و ناتوان است. هود ١١/٩

 

ضعف در پيرى
ضعف قواى جسمى و فكرى انسان در كهنسالى، نمودار مقهور بودن او در برابر تدبير الهى است. نحل ١٦/٧٠

 

عجز انسان
انسان بدون يارى شدن از جانب خدا، از راهيابى به صراط مستقيم ناتوان است. فاتحه ١/٦
ناتوانى انسانها از آوردن همانند براى قرآن، از پيشگوييهاى قرآن است. بقره ٢/٢٤
انسان در هر مقام و منزلتى، ناتوان از اداى وظايف الهى خويش است. بقره ٢/١٢٨
عجز انسان از فراگيرى احكام الهى بدون تعليم خداوند. بقره ٢/٢٣٩
ناتوانى و عجز انسان از دستيابى به علم مطلق الهى. بقره ٢/٢٥٥
محدوديت توانايى انسان، در شناخت حقيقت و مصالح و مفاسد امور . بقره ٢/٢٨٠
ناتوانى و شكست قطعى انسان، در مكر با خداوند. آل ‌عمران ٣/٥٤
انسان، ناتوان از جلوگيرى و رفع مرگ مقدر خويش. آل ‌عمران ٣/١٦٨
انسان، ناتوان از تحمل عواقب انحراف از حدود الهى در روابط جنسى . نساء ٤/٢٨
ناتوانى انسان در شناخت قوانين صحيح، دليل جعل قوانين از سوى خداوند است. نساء ٤/٢٨
برخى از مردمان داراى ارزيابى نادرست از مشكلات و مصيبتهاى رسيده و ناتوان از تشخيص نعمت ‌هاى الهى از غير آن . نساء ٤/٧٢
بشر، ناتوان از ارائه مفاهيم و تعاليمى همچون قرآن است كه همگون و بدون اختلاف باشد. نساء ٤/٨٢
ناتوانى همه انسانها و تمامى عوامل در برابر اراده خدا. حجر ١٥/٨٤ ، نساء ٤/٨٨
نجاتبخش نبودن قدرت و تمكن مادى از هلاكت و قهر الهى . انعام ٦/٦
مردم عادى از تحمل مشاهده چهره واقعى فرشتگان در دنيا ناتوان هستند. انعام ٦/٩
آدمى توان جلوگيرى از تحقق وعده ‌ها و برنامه ‌هاى خداوند و گريز از آن را ندارد. انعام ٦/١٣٤
انسان بدون توكل بر خدا، ناتوان از پايدارى برايمان خويش. اعراف ٧/٨٩
انسانها، حتى پيامبران، ناتوان از شناسايى سود و زيان خويش هستند. اعراف ٧/١٨٨
همگان در برابر خدا، ناتوان و نيازمند و ناچيزند. اعراف ٧/١٩٤
هيچ كس حتى پيامبراكرم(ص)، جدا از مشيت خداوند، توانايى جلب منفعت و دفع ضرر از خويشتن را ندارد. يونس ١٠/٤٩
دفع عذاب استيصال، به هنگام وقوع آن، در توان هيچ كس نيست. يونس ١٠/٥٣
انسان در عين مختار بودن، بدون اذن خداوند قادر بر انتخاب و انجام هيچ كارى نيست. يونس ١٠/١٠٠
انسان، ناتوان از تشخيص زمان مرگ خويش و پايان زندگانى بشر در دنيا . هود ١١/٣
انسانها و معبودهاى دروغينشان، ناتوان از آوردن ده سوره هم ‌طراز قرآن . هود ١١/١٤
آدميان، ناتوان از ضربه زدن به فرشتگان حتى در صورتى كه آنان، به شمايل انسانها باشند. هود ١١/٨١
خواست انسانها و تلاش آنان در برابر اراده خداوند، شكست خورده و بى ثمر است. يوسف ١٢/٣٤
آدميان در حيات دنيا از تصور و درك صحيح بهشت و ويژگيهاى آن، ناتوانند. رعد ١٣/٣٥
ناتوانى انسان از شناخت همه نعمتهاى الهى. ابراهيم ١٤/٣٤
انسانها، هر چند از همه امكانات و استعدادهاى خويش بهره جويند، باز در برابر قدرت نامحدود خداوند، ناتوانند. ابراهيم ١٤/٤٦
تواناييهاى انسان در برابر عذاب الهى، فاقد كارآيى است. نحل ١٦/٤٦

 

آثار عجز انسان
ضعف و ناتوانى انسان در برابر غريزه جنسى، ريشه تسهيل قوانين و مقررات ازدواج و روابط جنسى. نساء ٤/٢٨
ضعف و ناتوانى انسان، منشأ تسهيل احكام دين از جانب خداوند . نساء ٤/٢٨
انسانها به محض احساس ضعف و دچار شدن به رنج و زحمت، با تضرع و التماس به درگاه خداوند روى مى آورند. نحل ١٦/٥٣

 

٥. حقوق انسان
داشتن وطن و سرپناه از حقوق ملتها و جوامع بشرى است. بقره ٢/٨٤
انسانها، داراى منزلتى برابر در برخوردارى از حق حيات. مائده ٥/٣٢
آدمى برخوردار از حق انتخاب و گزينش، پس از رويارويى با حق و باطل است. انعام ٦/١٠٤
اصل مالكيت مردم بر اموال، اصلى پذيرفته شده در اسلام. توبه ٩/٣٤

 

حق انتخاب
آدمى برخوردار از حق انتخاب و گزينش، پس از رويارويى با حق و باطل است. انعام ٦/١٠٤

 

حق تمتع
همه انسانها (مومن و كافر) داراى حق بهرهورى از طبيعت. ابراهيم ١٤/٣٣

 

حق مسكن
داشتن وطن و سرپناه از حقوق ملتها و جوامع بشرى است. بقره ٢/٨٤

 

مسئوليت انسان
خداوند، تنها مقامى كه شايسته و بايسته است كه آدميان از او هراس داشته باشند. بقره ٢/٤٠
رسيدن به مرتبه و منزلت شاكران، از وظايف اساسى انسان و هدف از خلقت اوست. بقره ٢/٥٦
سپاسگزارى از خداوند در برابر نعمتهاى او، وظيفه ‌اى است بر عهده بندگان. مائده ٥/٢١ . ، مائده ٥/٧ ، بقره ٢/٢١١ ، بقره ٢/٢٤٣ ، بقره ٢/٥٧
انسانها نبايد خويشتن را به بهانه ‌هايى واهى از قبيل : زهدگرايى، آداب و رسوم قومى و... از امكانات و نعمتهاى زمين محروم سازند. بقره ٢/١٦٨
تمسك به ريسمان الهى، مسئوليت انسان در قبال نعمتهاى الهى . آل ‌عمران ٣/١٠٣
وظيفه رسولان الهى، راهنمايى و پيام آورى است و وظيفه مردم، پيمودن آن راه بر اساس پيامهاى آن رسولان. آل ‌عمران ٣/١٤٤
ترس از خدا، زمينه مسئوليت ‌پذيرى، و ترس از غير خدا، زمينه گريز از مسئوليت. آل ‌عمران ٣/١٧٥
ثبت اعمال و گفتار انسان و مسئوليت وى، در برابر آنها. آل ‌عمران ٣/١٨١
تساوى مردم در اصل آفرينش و نبودن امتياز در خلقت آنان، موجب مسئوليت تمامى آنان در برابر قوانين الهى. نساء ٤/١
تبيين احكام و مقررات از سوى خداوند، موجب كاسته شدن حجم مسئوليت انسان در شناخت و تشريع قوانين و مقررات. نساء ٤/٢٨
مسئوليت انسان در برابر عهدها و پيمانهاى خويش. مائده ٥/١
احكام الهى و تبيين آن، از جمله نعمتهاى خداوند، و مردمان وظيفه ‌دار سپاس گزاردن آن. مائده ٥/٨٩
انسان موظف به تعديل حس كنجكاوى خويش مى ‌باشد. مائده ٥/١٠١
آدمى، وظيفه ‌دار يادكردن نعمتهايى كه خداوند به وى و نزديكانش ارزانى داشته است. مائده ٥/١١٠
آدمى، موظف به تضرع و كرنش در برابر خداوند جهان است. انعام ٦/٤٣
آدمى، وظيفه ‌دار تسليم در برابر پروردگار جهان است. انعام ٦/٧١
اقامه نماز فرمانى است كه آدميان بايد بر آن گردن نهند. انعام ٦/٧٢
توحيد در عبادت مهمترين وظيفه انسان در برابر پروردگار و خالق هستى است. انعام ٦/١٠٢
آدميان بايد در برابر وسوسه ‌هاى جنيان و اغواگرى آنها هشيار بوده و از خود حراست كنند. انعام ٦/١٢٨
اشتراك جن و انس در لزوم اطاعت از رسولان الهى و بهرهورى از هدايتهاى ايشان. انعام ٦/١٣٠
توصيه ‌هاى خداوند (پرهيز از شرك و..) حقايقى است ‌كه آدمى بايد درآنها دقت كند و ضرورت پرهيز از آنها را با عقل خويش دريابد. انعام ٦/١٥١
هر انسانى در پيشگاه خدا مسئول اعمال و رفتار خويش است.
. نحل ١٦/٩٣ ، حجر ١٥/٩٣ ، توبه ٩/٩٤
. ، يونس ١٠/٦١ ، انعام ٦/١٣٥ ، انعام ٦/١٦٤
انسانها موظف به دعا و نيايش به درگاه خداوند. اعراف ٧/٢٩
وظايف و مسئوليت هر انسان در باور به معارف الهى و انجام تكاليف دين، به ميزان قدرت و استطاعت وى. اعراف ٧/٤٢
تضرع به درگاه خداوند و خشوع در برابر او امرى لازم بر عهده بندگان . اعراف ٧/٩٤
باور به توحيد ربوبى و پذيرش دعوت پيامبران، امرى لازم بر عهده بندگان. اعراف ٧/١٣٠
همه انسانها، حتى يهود و نصارا، بايد به خدا و پيامبر او ايمان آورند. اعراف ٧/١٥٨
انسانها بايد در دل و جان به ياد خدا بوده و در هر صبح و عصر لب به ذكر او گشايند. اعراف ٧/٢٠٥
آگاهى به تكاليف الهى از شرايط مسئوليت انسان در برابر آن. انفال ٨/٢٠
انسانها، بايد كتابهاى آسمانى را پيشوا و مقتداى خويش قرار دهند. هود ١١/١٧
دعوت و القائات شيطان، از انسان سلب اختيار نكرده و او مسئول اعمال خويش خواهد بود. ابراهيم ١٤/٢٢
انسان، موجودى مختار و در برابر تمامى حركتها، تلاشها و رفتار خويش، مسئول است. ابراهيم ١٤/٥١
انسان، وظيفه ‌دار توجه به نظارت گواهان الهى در هر عصرى بر اعمالش . نحل ١٦/٨٩
مشيت الهى، در قرار گرفتن انسانها در مسير اختيار و مسئوليت است نه جبر و ناگزيرى. نحل ١٦/٩٣

 

مسئوليت اجتماعى انسان
مسئوليت انسان در برابر قانون، پس از دريافت آن. اعراف ٧/١٧ ، بقره ٢/٢٠٩
مردم، در قبال مسائل جامعه خويش چون: بى ‌عدالتى، فحشا، بزهكارى، ستم، فقر و نيازمنديهاى اقتصادى مردم مسوولند. نحل ١٦/٩٠

 

خدمت به انسانها
انسان به ‌هر مرحله از قرب و منزلت الهى برسد، نيازمند به عبادت (نماز و..) و خدمت به خلق (انفاق) است. ابراهيم ١٤/٣١

 

آسيب ‌پذيرى انسان
ابليس، آگاه به اغواپذيرى انسانها حتى پيش از خلقت آنان. اعراف ٧/١٦
انسان از هر سو (مقابل، پشت سر، راست و چپ) مورد هجوم توطئه ‌هاى ابليس است. اعراف ٧/١٧
شيطان، عنصرى فريبكار و انسان، موجودى اغواپذير. اعراف ٧/٢٧ ، اعراف ٧/١٦
ضرورت هشيارى كامل دربرابر اغواگريهاى شيطان به دليل توان وى بر نفوذ مخفيانه بر آدميان و سيطره و حاكميت او بر اغواشدگان. اعراف ٧/٢٧

 

زمينه آسيب ‌پذيرى انسان
انسان منهاى ايمان، مواجه با خطرها، آسيبها و دشواريهاى علاج ‌ناپذير است. ابراهيم ١٤/٥٢

 

استتار عيوب انسان
لباسهايى كه زشتيهاى آدمى را مستور مى ‌دارد و لباسهاى زينتى، از نعمتهاى خداوند است. اعراف ٧/٢٦
ميت برتر پرهيز از رذايل اخلاقى با تقوا، نسبت به نهان ساختن زشتيهاى ظاهرى با لباس. اعراف ٧/٢٦

 

عوامل انحطاط انسان
تغيير شخصيت معنوى انسان، در اثر كارهاى لغو و بيهوده (گناه) . بقره ٢/٢٢٥
احساس برترى بر آدم از سوى ابليس، موجب سقوط و هبوط وى از جايگاه رفيع خويش شد. اعراف ٧/١٣
سقوط ارزشهاى والاى انسان، پيامد ماندن در سيطره مستكبران . نساء ٤/٩٧

 

مراتب انحطاط انسان
خطر سقوط آدمى به مرحله ‌اى پست ‌تر و ناشايسته ‌تر از جمادات . بقره ٢/٧٤

 

تأثير محيط در رفتار
تأثيرپذيرى انسان از محيطهاى فاسد و فرهنگهاى غلط. اعراف ٧/١٣٨

 

جبر محيط اجتماعى
محيط اجتماعى، در عين تأثير گذاشتن بر خصلتهاى روحى و گرايشهاى عقيدتى انسان، از وى سلب اختيار و انتخاب نمى كند. توبه ٩/٩٩

 

نقش رفتارهاى اجتماعى
خداوند در پى تحول و تغيير در گرايشها و رفتارهاى جوامع بشرى، وضعيت و سرنوشت آنان را تغيير مى ‌دهد. رعد ١٣/١١

 

نقش گرايشهاى اجتماعى
خداوند در پى تحول و تغيير در گرايشها و رفتارهاى جوامع بشرى، وضعيت و سرنوشت آنان را تغيير مى ‌دهد. رعد ١٣/١١

 

آزادى انسان
آزادى انسانها در انتخاب كفر و ايمان به رسالت انبيا، سنت الهى . بقره ٢/٢٥٣
اختلافات و كشمكشهاى اجتماعى، برخاسته از اختيار و آزادى انسان . بقره ٢/٢٥٣
حاكميت اراده الهى بر افعال اختيارى انسان و تحولات اجتماعى، تاريخى . بقره ٢/٢٥٣
اختيار و آزادى انسان، پرتويى از مشيت و اراده الهى. بقره ٢/٢٥٣
اختيار و آزادى انسان، در پذيرش هدايت و عدم پذيرش آن. آل ‌عمران ٣/١٠٣

 

آزادى در تعقل
ماموريت پيامبر(ص) بر دعوت اهل كتاب به آزاد انديشى و داشتن شخصيت مستقل انسانى. آل ‌عمران ٣/٦٤

 

آزادى در دين
تحميل و اجبارى در پذيرش دين نيست. بقره ٢/٢٥٦

 

آزادى در عقيده
انكار حقانيت كتابهاى آسمانى، چيزى بود كه خود منكران آن را برگزيدند و خداوند آنان را بر آن وادار نكرد. نحل ١٦/٣٣
غير مسلمانان را نبايد مجبور به پذيرش اسلام كرد. بقره ٢/٢٥٦
آزادى و اختيار آدمى در پذيرش ايمان و كفر. بقره ٢/٢٥٦

 

سرپرستى انسانها
مالكيت و حاكميت انحصارى خدا بر هستى، مقتضى نبود هيچ سرپرست و ياورى براى بندگان جز او. بقره ٢/١٠٧
براى انسانها، هيچ سرپرست و ياورى جز خداوند نيست. توبه ٩/١١٦
سوق دادن مردم به جايگاه بايسته آنان، پرتويى از ربوبيت خداوند بر ايشان. اعراف ٧/٧١

 

تساوى انسانها
تساوى مردم در اصل آفرينش و نبودن امتياز در خلقت آنان، موجب مسئوليت تمامى آنان در برابر قوانين الهى. نساء ٤/١
انسانها، داراى منزلتى برابر در برخوردارى از حق حيات. مائده ٥/٣٢
هيچ تفاوت ذاتى و بنيادى در بين تيره ‌ها و نژادهاى مختلف بشر وجود ندارد. انعام ٦/٩٨

 

انسانهاى گمراه
گمراهى، سرنوشت گروهى از انسانها. اعراف ٧/٣٠

 

ظلم انسان
انسان، در برابر نعمتهاى بيكران الهى، بسيار ستم ‌پيشه و ناسپاس است. ابراهيم ١٤/٣٤
انسان، به خويشتن ستمكار و در برابر نعمت و احسان، بسيار ناسپاس است. ابراهيم ١٤/٣٤
سرشت انسان، با نوعى از ظلم به خويشتن و ناسپاسى، عجين است. ابراهيم ١٤/٣٤

 

افساد انسان
فرشتگان مطمئن به فسادگرى و خونريزى انسان، پيش از آفرينش وى . بقره ٢/٣٠
فرشتگان با پيش بينى فسادگرى انسان، او را شايسته خلافت نمى ديدند. بقره ٢/٣٠
زمينه ‌هاى كمال و ارزشهاى انسان، جبران كننده فسادگريهاى اوست. بقره ٢/٣٠
ساكنان زمين پيش از آدم(ع)، موجوداتى فسادگر و خونريز بودند. بقره ٢/٣٠

 

٦. علم و آگاهى انسان
توان يادگيرى حقايق هستى، حكمت آفرينش انسان و راز لياقت او براى خلافت در زمين. بقره ٢/٣١
عدم آگاهى انسان، نسبت به كليه مصالح و مفاسد احكام و خير و شر امور . بقره ٢/٢١٦
درك صحيح انسان از خير و شر خويش، زمينه بخشش و انفاق از داراييهاى خدادادى و پرهيز از بخل. آل ‌عمران ٣/١٨٠
آموخته ‌هاى انسان، از جانب خداوند است. مائده ٥/٤
همه انسانها داراى زمينه پذيرش هدايت و دريافت آگاهى از جانب خداوند هستند. انعام ٦/١٠٤
آگاهى انسان در نشئه حجاب به ربوبيت خداوند، برخاسته از آگاهى او در نشئه شهود است. اعراف ٧/١٧٢
وجود نشئه شهود و آگاه شدن آدمى به ربوبيت و وحدانيت خدا در آن نشئه، از ميان برنده هرگونه عذر و بهانه ‌اى براى روى آورى به شرك . اعراف ٧/١٧٣
برخى از انسانها، از حفظ دستاوردهاى علمى خويش در همه مراحل زندگى ناتوانند. نحل ١٦/٧٠
آفرينش، مرگ و اعطاى دانش و سلب آن از انسان، جلوه ‌اى از علم و قدرت الهى است. نحل ١٦/٧٠

 

نشئه شهود و غيب انسان
هريك از انسانها پس از خلقتشان در حيات دنيا، داراى دو نشئه وجودى هستند : نشئه شهود ارتباط خويش با خداوند و نشئه غيبت و محجوب بودن از خدا. اعراف ٧/١٧٢

 

منشأ علم انسان
ارائه آگاهى به انسان، پرتوى از ربوبيت و لطف الهى است. انعام ٦/١٠٤
قرآن و پيامبر(ص) و برهانهاى ارائه ‌شده از جانب خدا، پيام ‌آور بينش و آگاهى براى انسان است. انعام ٦/١٠٤
بينش و آگاهيهاى ارائه شده از سوى خداوند، در جهت كمال و منافع انسان است. انعام ٦/١٠٤

 

محدوديت علم انسان
علم و ادراك بشر محدود است. نحل ١٦/٨ ، انعام ٦/١٠٣
خداوند حقيقتى فوق تصور و ادراك انسان و پيراسته از ويژگيهاى جسم است. انعام ٦/١٠٣
انسان در معرض ديد شياطين و آنان نهان از چشم آدميان. اعراف ٧/٢٧
دانش بشر ناتوان از پيش بينى زمان برپايى قيامت، حتى به صورت احتمال. يوسف ١٢/١٠٧ ، اعراف ٧/١٨٧

 

ناپايدارى علم انسان
علم و قدرت انسان، ناپايدار و علم و قدرت خداوند، هميشگى است. نحل ١٦/٧٠

 

محدوديت قواى انسان
ناتوانى قواى باطنى انسان از درك حقيقت و ذات خداوند. انعام ٦/١٠٣
قواى ادراكى انسان تحت سلطه و نفوذ اراده الهى. انفال ٨/٤٤

 

فلسفه قواى ادراكى
هدف از آفرينش انسان و اعطاى نعمت قواى ادراكى و... به او، شناخت خداوند و شكر اوست. نحل ١٦/٧٨

 

ابزار و عوامل آگاهى

اهميت حواس انسان
شنوايى و بينايى و ديگر حواس، از جلوه ‌هاى ربوبيت خدا بر انسانها . يونس ١٠/٣١
حواس آدمى (شنوايى، بينايى و...) از ابزار درك و شناخت اوست. بقره ٢/١٧١
حس و تجربه (شنيدن و ديدن)، زمينه شكوفايى ادراك و دانشهاى بشر . نحل ١٦/٧٨

 

مهمترين حواس انسان
حواس آدمى (شنوايى، بينايى و...) از ابزار درك و شناخت اوست. بقره ٢/١٧١
شنوايى و بينايى، از مهمترين و كارآمدترين قواى موجود در انسان . يونس ١٠/٣١
حس و تجربه (شنيدن و ديدن)، زمينه شكوفايى ادراك و دانشهاى بشر . نحل ١٦/٧٨

 

مالكيت حواس انسان
شنوايى و بينايى و ديگر حواس انسان، تحت مالكيت و فرمان خداست. يونس ١٠/٣١

 

افكار انسان
قلب انسان (انديشه ‌هاى او) در اختيار خداست. انفال ٨/٢٤
خداوند آگاه به همه انديشه ‌هاى آدمى. انفال ٨/٢٤
توجه به علم كامل خداوند بر انديشه ‌ها، زمينه ‌ساز اجابت دعوت خدا و رسول و پرهيز از نفاق و دورويى. انفال ٨/٢٤

 

قلب انسان
خداوند، حايل ميان انسان و قلب وى. انفال ٨/٢٤
خداوند از قلب انسان به وى نزديكتر است. انفال ٨/٢٤
قلب انسان (انديشه ‌هاى او) در اختيار خداست. انفال ٨/٢٤

 

عقيده انسان
عقيده به ربوبيت خداوند، داراى جايگاهى ويژه در ميان اعتقادات دينى . ابراهيم ١٤/١٨

 

عوامل موثر در عقيده
محيط اجتماعى، در عين تأثير گذاشتن بر خصلتهاى روحى و گرايشهاى عقيدتى انسان، از وى سلب اختيار و انتخاب نمى ‌كند. توبه ٩/٩٩

 

نقش تجربه
حس و تجربه (شنيدن و ديدن)، زمينه شكوفايى ادراك و دانشهاى بشر . نحل ١٦/٧٨

 

نقش روح
روح، تمام حقيقت انسان است و مرگ با خروج آن از بدن حاصل مى ‌شود. انعام ٦/٩٣
روح انسان، تشكيل دهنده حقيقت و هويت انسانى وى است. نحل ١٦/٧٠

 

نقش عقل
توصيه ‌هاى خداوند (پرهيز از شرك و ...) حقايقى است كه آدمى بايد در آنها دقت كند و ضرورت پرهيز از آنها را با عقل خويش دريابد. انعام ٦/١٥١

 

نقش قلب
قلب، جايگاه شكل گيرى حالات روحى و روانى آدمى. آل ‌عمران ٣/١٥١
قلب، كانون ايمان و گرايشهاى اعتقادى انسان. مائده ٥/٤١
استدلالها و براهين، افاضاتى از ناحيه خدا بر قلب و انديشه انسانها . اعراف ٧/٧١

 

نيات انسان
خداوند داناى به رفتار و كردار، نيات و حالات انسانها. مائده ٥/٩٩
خداوند آگاه به تمامى اعمال و انديشه ‌هاى پيامبران و امتهاى آنان است . اعراف ٧/٧
خداوند همواره حاضر و ناظر بر كردار و انديشه ‌هاى آدميان است . اعراف ٧/٧
آگاهى خداوند به كردار و انديشه ‌هاى آدميان برخاسته از حضور و نظارت مستقيم وى بر آنان و انديشه ‌هايشان است. اعراف ٧/٧
خداوند در آگاهى خويش به اعمال و انديشه ‌ها بى ‌نياز از بازجويى انسانها و پاسخ آنان است. اعراف ٧/٧

 

آفات علم و عقيده

جهل انسان
توجه انسان به جهل خود و علم خداوند، زمينه پذيرش احكام الهى . بقره ٢/٢١٦
جهل انسان به حكمتها و آثار احكام الهى. بقره ٢/٢٣٢
بينش محدود آدمى، منشأ اعتراض وى به افعال الهى. بقره ٢/٢٤٧
ناتوانى انسان از شناخت خويشانى كه نفعشان به وى نزديكتر و بيشتر است. نساء ٤/١١
عدم آگاهى انسان به تمامى مصالح و مفاسد خويش. نساء ٤/١٩
درك انتساب ناگواريها به خدا از يكسو و انتسابش به انسان از سوى ديگر، دور از فهم عموم مردم. نساء ٤/٧٩
انسانها و حتى پيامبرانى همانند مسيح(ع) ناآگاه به آنچه خداوند در درون ذات خويش دارد. مائده ٥/١١٦
مدت زمان استقرار و سكونت آدميان در زمين، نامعلوم براى آنان . اعراف ٧/٢٤
انسانها، حتى پيامبران، آگاه به امور غيبى جهان نيستند. اعراف ٧/١٨٨
ناآگاهى انسانها، نسبت به برخى مصالح و منافع واقعى خود. توبه ٩/٤١
اكثريت انسانها، از قدرت خداوند در احياى مجدد انسانها ناآگاهند. نحل ١٦/٣٨
وجود رخدادهايى نهانى در آسمانها و زمين، غير قابل كشف براى آدميان . نحل ١٦/٧٧

 

غفلت انسان
غفلت و جهل انسان نسبت به حقيقت اعمال خود در دنيا. توبه ٩/١٠٥
انسان، در معرض غفلت و روى ‌گردانى از تمايلات فطرى و دريافتهاى عقلى خويش و نيازمند به تذكر و بيدار باش. نحل ١٦/٩٠
آدمى در دنيا از حقيقت اعمال خود و بازتابهاى آن غافل است. انعام ٦/٦٠

 

فراموشى انسان
نسيان آدمى، علت نامگذارى وى به انسان. نساء ٤/٢٨
آفرينش و مرگ و اعطاى دانش و سلب آن از انسان، جلوه ‌اى از علم و قدرت الهى است. نحل ١٦/٧٠
برخى از انسانها آن چنان به پيرى مى رسند كه تمامى اندوخته ‌هاى علمى خود را از دست مى ‌دهند. نحل ١٦/٧٠

 

٧. امتيازات انسان
انسان، توانا به فراگيرى علوم و دريافت حقايق غيبى كه حتى فرشتگان استعداد يادگيرى و دريافت آنها را ندارند. بقره ٢/٣٠

 

برترى انسان بر موجودات
برترى و شرافت انسان بر تمامى موجودات زمين. بقره ٢/٢٩

 

تفضل بر انسان
فرزند صالح، موهبتى الهى و امتيازى براى انسان است. انعام ٦/٨٤
استدلالها و براهين، افاضاتى از ناحيه خدا بر قلب و انديشه انسانها . اعراف ٧/٧١

 

ويژگيهاى انسان
توان يادگيرى حقايق هستى، حكمت آفرينش انسان و راز لياقت او براى خلافت در زمين. بقره ٢/٣١
قلب، جايگاه شكل گيرى حالات روحى و روانى آدمى. آل ‌عمران ٣/١٥١
آدمى، همواره در پى خير وسعادت خويش است. آل ‌عمران ٣/١٧٨
افكار آدمى، همواره در حال تغيير و تحول است. نساء ٤/٨٢
آدمى برخوردار از حق انتخاب و گزينش، پس از رويارويى با حق و باطل است. انعام ٦/١٠٤
حرمت كشتن انسان، از مشخصه ‌هاى او در پيشگاه خداوند. انعام ٦/١٥١
سوء استفاده شيطان از خصيصه كمال طلبى و منفعت جويى انسان . اعراف ٧/٢١
انسان، موجودى اغواپذير . اعراف ٧/٢٢
روى آورى انسان به درگاه خدا و بستن عهد با او، به هنگام احساس نياز . توبه ٩/٧٥
انسان، موجودى آزاد، مختار و تعيين كننده سرنوشت خويش است. يونس ١٠/٤٤
خداوند، انسان را موجودى مختار و انتخاب ‌گر آفريده است. يونس ١٠/٩٩
انسان، موجودى آزاد و مختار است. يونس ١٠/١٠٨
شيطان عنصرى اغواگر و انسان موجودى اغواپذير. يوسف ١٢/١٠٠
انسان، موجودى تأثيرپذير از القائات و تبليغات. حجر ١٥/٣٩
انسانها به محض احساس ضعف و دچار شدن به رنج و زحمت، با تضرع و التماس به درگاه خداوند روى مى آورند. نحل ١٦/٥٣

 

برترى انسان بر ملائكه
انسان، توانا به فراگيرى علوم و دريافت حقايق غيبى كه حتى فرشتگان استعداد يادگيرى و دريافت آنها را ندارند. بقره ٢/٣٠
انسان، داراى مقامى برتر از فرشتگان. حجر ١٥/٣٠

 

ملائكه و انسان
فرشتگان داراى ارتباطى تنگاتنگ با انسانها و اعمال ايشان. بقره ٢/١٦١

 

برترى انسان بر چهارپايان
فهم حقايق و معارف دينى و حق بينى و حق شنوى، ملاك انسانيت و برترى انسان بر چهارپايان است. اعراف ٧/١٧٩

 

شيطان و انسان
شيطان، دشمنى آشكار براى انسان. اعراف ٧/٢٢
شيطان همواره درصدد اغواى فرزندان آدم (انسانها). اعراف ٧/٢٧
شيطان درصدد برملا ساختن زشتيهاى آدميان و كندن لباس تقواى ايشان . اعراف ٧/٢٧

 

٨. عظمت انسان
انسان، داراى جايگاهى ويژه در فلسفه جهان آفرينش. بقره ٢/٣٠
انسان، موجودى بس شريف و بلند مرتبه در مجموعه نظام آفرينش و جهان مادى. ابراهيم ١٤/٣٣

 

منشأ عظمت انسان
دميده شدن روحى الهى در انسان، موجب شايستگى او براى مسجود فرشتگان شدن. حجر ١٥/٢٩
شرافت و كرامت انسان، به روح الهى اوست. حجر ١٥/٢٩

 

جايگاه زندگى انسان
خداوند زمين را بدون فساد آفريد و آن را براى زندگانى انسانها جايگاهى شايسته قرار داد. اعراف ٧/٥٦

 

حيات واقعى انسان
دين و تعليمات و رهنمودهاى خدا و پيامبر(ص)، مايه حيات واقعى انسان . انفال ٨/٢٤

 

مقامات انسان
انسان، داراى ارزشها و استعدادهايى است كه وى را شايسته خلقت و زيبنده خلافت مى ‌كند. بقره ٢/٣٠
انسان، شايسته دستيابى به مقام خلافت الهى است. بقره ٢/٣٠
اشتراك فرشتگان و انسانها در عبوديت و بندگى خداوند. نساء ٤/١٧٢
حرمت كشتن انسان، از مشخصه ‌هاى او در پيشگاه خداوند. انعام ٦/١٥١
انسانها داراى زمينه ‌هاى دستيابى به منزلتى فراتر از فرشتگان و شايسته شدن براى سجده ملائكه بر ايشان. اعراف ٧/١١
سوق دادن مردم به جايگاه بايسته آنان، پرتويى از ربوبيت خداوند بر ايشان. اعراف ٧/٧١
خداوند پس از شناساندن خود به انسانها از آنان خواست تا بر ربوبيت خدا و عبوديت خويش گواه باشند. اعراف ٧/١٧٢
انسان، برخوردار از مقام و شرافتى خاص. حجر ١٥/٢٩
انسان، داراى مقامى برتر از فرشتگان. حجر ١٥/٣٠
انسان، بهره ‌مند از لطف خاص خداوند و برخوردار از كرامت و مقام ويژه در جهان. نحل ١٦/٨١

 

فضيلت انسان
خداوند، مواهب زمين را براى انسانها و در راستاى منافع آنان آفريد. بقره ٢/٢٩
برترى و شرافت انسان بر تمامى موجودات زمين. بقره ٢/٢٩
زمينه ‌هاى كمال و ارزشهاى انسان، جبران كننده فسادگريهاى اوست. بقره ٢/٣٠
فرشتگان، ناآگاه به زمينه ‌هاى كمال و ارزشهاى والاى انسان. بقره ٢/٣٠
ناآگاهى فرشتگان به ارزشهاى والاى انسان، موجب شد تا فسادگرى او براى فرشتگان جلوه ‌گر شود و به خلقت و خلافتش معترض باشند. بقره ٢/٣٠
ارزش والاى انسان در پيشگاه خداوند. انعام ٦/٨٤ ، مائده ٥/٣٢
خداوند، شب و روز را به خاطر انسان برقرار كرد. يونس ١٠/٦٧
انسان برخوردار از نعمتها و احسان بيشمار الهى است. ابراهيم ١٤/٣٤
انسان، مورد لطف و عنايت خاص خداوند و داراى مقام و مرتبه ويژه در پيشگاه اوست. ابراهيم ١٤/٣٤
انسان، داراى مقامى برتر از فرشتگان. حجر ١٥/٢٩
آفرينش دامها (شتر، گاو و گوسفند) به منظور بهره ‌گيرى انسان از آنهاست. نحل ١٦/٥
رويش گياهان و درختان ميوه به منظور بهره ‌بردارى انسان است. نحل ١٦/١١
خداوند، شب و روز، خورشيد و ماه را براى آدميان رام و مسخر ساخته است. نحل ١٦/١٢
خداوند، تمام مخلوقات زمين را براى آدميان رام و مسخر گردانيده است. نحل ١٦/١٣
خداوند، درياها را رام و در تسخير بشر قرار داده است. نحل ١٦/١٤
خداوند، كوهها را ثابت و استوار در زمين قرار داده است تا آن را چونان بسترى آرام براى انسان مهيا سازد. نحل ١٦/١٥
انسان، داراى موقعيتى ويژه در جهان و همه عوامل طبيعى در خدمت وى . نحل ١٦/١٨
طبيعت (كوه و صحرا) و زنبور عسل، در خدمت انسان قرار دارند. نحل ١٦/٦٩
انسان در مقايسه با ديگر موجودات طبيعت، از مقام و منزلت ويژه ‌اى برخوردار است. نحل ١٦/٦٩

 

سجده ملائكه بر انسان
انسانها، داراى زمينه ‌هاى دستيابى به منزلتى فراتر از فرشتگان و شايسته شدن براى سجده ملائكه بر ايشان. اعراف ٧/١١

 

خلافت انسان در زمين
خداوند بعد از آفرينش آسمانها و مواهب زمين، به خلقت انسان پرداخت، تا او را به منصب خلافت برساند. بقره ٢/٣٠
خداوند تقدير خويش را بر خلقت و خلافت انسان در زمين، به فرشتگان اعلام كرد. بقره ٢/٣٠
انسان داراى ارزشها و استعدادهايى كه وى را شايسته خلقت و زيبنده خلافت مى ‌كرد. بقره ٢/٣٠
انسان، شايسته دستيابى به مقام خلافت الهى است. بقره ٢/٣٠

 

ملائكه و خلافت انسان
خلافت انسان در زمين داراى نوعى ارتباط با فرشتگان. بقره ٢/٣٠
فرشتگان با پيش بينى فسادگرى انسان، او را شايسته خلافت نمى ديدند. بقره ٢/٣٠
فرشتگان با توجه به حضورشان در هستى و لياقتشان براى خلافت، فلسفه ‌اى براى خلقت و خلافت انسان نمى ‌ديدند. بقره ٢/٣٠
ناآگاهى فرشتگان به ارزشهاى والاى انسان، موجب شد تا فسادگرى او براى فرشتگان جلوه ‌گر شود و به خلقت و خلافتش معترض باشند. بقره ٢/٣٠
اعتراف فرشتگان به عالمانه و حكيمانه ‌بودن آفرينش انسان و انتخاب او براى خلافت. بقره ٢/٣٢

 

تناسب انسان
خداوند، اجزاى انسان را متناسب و آن گونه كه شايسته و سزاوار اوست، آفريده است. حجر ١٥/٢٩

 

كرامت انسان
شنوايى و بيان حقايق و معارف دين و درك آنها، از ملاكهاى ارزش و كرامت آدمى در پيشگاه خداوند. انفال ٨/٢٢
انسان، بهره ‌مند از لطف خاص خداوند و برخوردار از كرامت و مقام ويژه در جهان. نحل ١٦/٨١

 

ارزش انسان
رسيدن به مواهب آخرت تنها بهاى ارزشمند در مقابل جان آدمى است. بقره ٢/١٠٢
ارزش والاى انسان در پيشگاه خداوند. مائده ٥/٣٢
ارزش و تعالى انسان در سايه پيروى از قرآن و رسول خدا(ص) است. مائده ٥/١٠٤
ارزش واقعى انسانها در گرو تقواپيشگى است. اعراف ٧/٢٦

 

گرايش به ارزشها
انسان، مجذوب ارزشهاى برتر است. نحل ١٦/٩٥

 

ملاك ارزش انسان
ارزش واقعى انسان، به سودمند بودن و اثرآفرينى مثبت اوست. نحل ١٦/٧٦

 

شخصيت انسان
تغيير شخصيت معنوى انسان، در اثر كارهاى لغو و بيهوده (گناه) . بقره ٢/٢٢٥
ماموريت پيامبر(ص) بر دعوت اهل كتاب به آزاد انديشى و داشتن شخصيت مستقل انسانى. آل ‌عمران ٣/٦٤
احترام به افراد شايسته و لزوم ستايش از آنان، اگر چه اينكه مسلمان نباشند. آل ‌عمران ٣/١١٣
لزوم رعايت عدالت در برآورد شخصيت انسانها و احترام به ارزشهاى متعالى انسانى آنان. آل ‌عمران ٣/١١٤
ميدان نبرد، عرصه بروز شخصيت و حقيقت درونى افراد. آل ‌عمران ٣/١٤٣
ايمان، عمل صالح، تقوا و انجام كارهاى نيك به وجه احسن معيار ارزشگذارى بر انسانها و نقد منزلت و شخصيت آنان. مائده ٥/٩٣
انسانها داراى زمينه ‌هاى دستيابى به منزلتى فراتر از فرشتگان و شايسته شدن براى سجده ملائكه بر ايشان. اعراف ٧/١١

 

مقامات اخروى انسان
منزلت و جايگاه اخروى انسانها، در گرو اعمال ايشان است، نه ادعاها و آرزوهاى خيالى آنان. نساء ٤/١٢٣

 

تزيين عمل
زيبا پنداشتن اعمال و افكار از مهمترين عوامل انگيزش آدمى است. انعام ٦/١٢٢

 

تزيين عمل ناپسند
نفس آدمى بر آراستن كارهاى زشت و ناروا و واداشتن او به ارتكاب آنها تواناست. يوسف ١٢/٨٣

 

زمينه گرايش به ارزشهاى معنوى
تمايل طبيعى و غريزى انسان به بوستان، آب، خانه ‌هاى دلپذير و جاودانگى، وسيله ‌اى در جهت گرايش دادن وى به ارزشهاى معنوى. توبه ٩/٧٢

 

عوامل شكل ‌گيرى شخصيت
تأثير نحوه روابط زناشويى، در سرنوشت انسان (نيك يابد). بقره ٢/٢٢٣
شكل گيرى بعد مادى، زمينه ايجاد بعد انسانى انسان. آل ‌عمران ٣/٥٩
اصالت بعد غير مادى انسان، در ساختار و هويت وى. آل ‌عمران ٣/٥٩
قلب، جايگاه شكل گيرى حالات روحى و روانى آدمى. آل ‌عمران ٣/١٥١

 

عوامل مؤثر در شخصيت
سرگذشت انسانها، شكل ‌دهنده ماهيت و حقيقت آنهاست. يوسف ١٢/٧
اخلاص انسان
احساس نياز، تضرع، اخلاص و التزام به شكرگزارى، حالات مختلف انسان به هنگام گرفتارى در سختيهاست. انعام ٦/٦٣

 

ارزيابى عمل انسان
قيامت، روز سنجش و ارزيابى اعمال و عقايد آدميان است. اعراف ٧/٨

 

ملاك انسانيت
فهم حقايق و معارف دينى و حق بينى و حق شنوى، ملاك انسانيت و برترى انسان بر چهارپايان است. اعراف ٧/١٧٩

 

ملاك تباهى انسان
تباه شدن آدمى به محروميت از مواهب آخرت است. بقره ٢/١٠٢

 

٩. آفرينش و مصالح انسان
مجموعه آفرينش جهان مادى (آسمان، زمين، ماه، خورشيد، باران و...) در خدمت انسان و هماهنگ و متناسب با نيازها، خواسته ‌ها و مصالح او. ابراهيم ١٤/٣٣

 

اجابت خواسته ‌هاى انسان
جايگاه خوب، جايى است كه تمامى خواسته ‌هاى انسان در آن برآورده شود. نحل ١٦/٣١

 

زمينه حيات انسان
"وحى" حيات ‌بخش انسان و جامعه است. نحل ١٦/٢

 

عوامل تأمين نيازهاى انسان
طبيعت به گونه ‌اى آفريده شده است كه نيازهاى انسان را به خوبى مين مى كند. نحل ١٦/١١

 

تمايلات انسان
توجه به تمايلات و كششهاى طبيعى انسان، در قوانين الهى. بقره ٢/٢٣٥
انسان، دوستدار و خواهان بهره ‌مندى از اعمال خير خويش و نتايج آن . بقره ٢/٢٦٦
آگاهى هميشگى و دقيق خداوند به اعمال انسان و انگيزه ‌هاى او . نساء ٤/٩٤
بهره بردارى از انگيزه "محبوب شدن"، از روشهاى قرآن در ارشاد و تربيت . نساء ٤/١٠٧
بهره ‌گيرى از تمايل مردم به رفاه و آسايش دنيوى و بهبود وضع اقتصادى، از روشهاى قرآن براى هدايت آنان به ايمان و تقوا. اعراف ٧/٩٦
راضى بودن به عطاياى خداوند و اميد داشتن به فضل او، نشأت گرفته از ميل و رغبت واقعى انسان به خدا. توبه ٩/٥٩
مستحقان عذاب استيصال، به هنگام وقوع آن، مايلند تمام مايملك خود را براى نجات جان خويش، نثار كنند. يونس ١٠/٥٤
انسان، موجودى زيباپسند است. نحل ١٦/٦

 

تهييج تمايلات انسان
بهره ‌بردارى از تمايل انسان به فرجام نيك و حسن عاقبت، روشى در تبليغ و دعوت مردم به دين است. انعام ٦/١٣٥

 

خواسته ‌هاى انسان
خداوند، توانا بر انجام تمامى خواسته ‌هاى بندگان است. فاتحه ١/٥
انسانها خواهان سعادت هميشگى و عمرى جاودانه. اعراف ٧/٤٢

 

گرايشهاى انسان
گرايش طبيعى انسان به بهره ‌بردارى از زمين. بقره ٢/٦١
گرايش اكثريت مردم، ملاك ارزش نيست. بقره ٢/٢٤٣
كردار انسان، نمايانگر علقه و گرايشهاى درونى اوست. آل ‌عمران ٣/٣١
گرايش انسان به جلب محبت الهى. آل ‌عمران ٣/٣٢
آزمايشهاى الهى براى آشكار نمودن گرايشهاى درونى مردمان است ؛ نه اطلاع يافتن خداوند از آنچه در درون ايشان مى ‌گذرد. آل ‌عمران ٣/١٥٤
انسان، داراى دو نيروى متضاد (دعوت كننده به گناه و بازدارنده از آن) در نهاد خويش. مائده ٥/٣٠
قلب، كانون ايمان و گرايشهاى اعتقادى انسان. مائده ٥/٤١
توجه به خداى يگانه، نداى فطرت همه انسانها. انعام ٦/٤٠
بيدارى و بروز فطرت خداجو و توحيدى انسان به هنگام رويارويى با عذاب الهى. انعام ٦/٤٠
گرايش همه انسانها، حتى مشركان، در سختيها و شدايد به خداى يگانه . انعام ٦/٤١
التزام به دين الهى، امرى فطرى و آميخته با فطرت آدمى است. انعام ٦/٧٠
گرايش به توحيد امرى فطرى و معقول، و شرك پندارى دور از حقيقت و موجب شگفتى است. انعام ٦/٩٥
زيبا پنداشتن اعمال و افكار از مهمترين عوامل انگيزش آدمى است. انعام ٦/١٢٢
انسان، جوينده فرجام نيك و پوينده مسيرى است كه آن را سعادت مى ‌پندارد. انعام ٦/١٣٥
گرايش انسان به شكرگزارى از خدا، هدف بيانهاى گوناگون آيات الهى . اعراف ٧/٥٨
گرايش طبيعت مردم به صلاح و رعايت عدالت در امور اقتصادى است. اعراف ٧/٨٥
دلبستگى انسانها به مظاهر ناپايدار دنيا. انفال ٨/٦٧
تمايل طبيعى و غريزى انسان به بوستان، آب، خانه ‌هاى دلپذير و جاودانگى، وسيله ‌اى در جهت گرايش دادن وى به ارزشهاى معنوى. توبه ٩/٧٢
امكان مجذوب شدن مومنان، در برابر امكانات مادى فراوان ديگران . توبه ٩/٨٥
گرايش طبيعى انسانها به قدرتى فراتر و نيرومند، براى اتكا به او . توبه ٩/١١٦
خداوند، توان و استعداد آبادكردن زمين را به آدميان عطاكرده و ايشان را به سوى آبادانى گرايش داده است. هود ١١/٦١
انسان، مجذوب ارزشهاى برتر است. نحل ١٦/٩٥

 

گرايش به امنيت
گرايش فطرى انسان به تحصيل امنيت خاطر و آسايش روان . انعام ٦/٤٨
گرايش طبيعى انسانها به قدرتى فراتر و نيرومند، براى اتكا به او . توبه ٩/١١٦

 

گرايش به جاودانگى
انسانها خواهان سعادت هميشگى و عمرى جاودانه. اعراف ٧/٤٢

 

گرايش به خير
وجود زمينه ‌هاى گرايش به خير و شر در انسان از آغاز آفرينش . مائده ٥/٢٧
انسان داراى گرايش فطرى به سوى نيكيها و زيباييهاست. انعام ٦/١٠٨ ، انعام ٦/٤٣

 

گرايش به زيبايى
انسان داراى گرايش فطرى به سوى نيكيها و زيباييهاست. انعام ٦/٤٣
زيبا پنداشتن اعمال و افكار از مهمترين عوامل انگيزش آدمى است. انعام ٦/١٢٢
بهره ‌گيرى از گرايش طبيعى انسان به زيبايى و جاودانگى، در جهت هدايت وى به ايمان و جهاد، امرى است شايسته و بايسته. توبه ٩/٨٩
گرايش به زيباييها، از جمله گرايشهاى انسانهاست. حجر ١٥/٣٩ ، رعد ١٣/٣٣
انسان، موجودى زيباپسند است. نحل ١٦/٦
گرايش انسانها به زيبايى و تزيين با زيورآلات. نحل ١٦/١٤
گرايش و تمايل انسان به زيبايى و گريز از زشتى. نحل ١٦/٦٣

 

گرايش به سعادت
آدمى، همواره در پى خير و سعادت خويش است. آل ‌عمران ٣/١٧٨

 

گرايش به معبود
گرايش و محبت فطرى انسان به خداوند، افول ناپذير و جاويد است. انعام ٦/٧٦
انسان از گذشته ‌هاى دور تاريخ برخوردار از روحيه پرستش بود. اعراف ٧/٨٥
انسان، از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش معبود و گرايش به آن ‌بود. هود ١١/٨٤ ، هود ١١/٦١ ، هود ١١/٥٠ . ، اعراف ٧/٧٣ ، اعراف ٧/٥٩

 

عوامل مؤثر در گرايش
محيط اجتماعى، در عين تأثير گذاشتن بر خصلتهاى روحى و گرايشهاى عقيدتى انسان، از وى سلب اختيار و انتخاب نمى كند. توبه ٩/٩٩

 

نيازمندى انسان
احساس نياز، تضرع، اخلاص و التزام به شكرگزارى، حالات مختلف انسان به هنگام گرفتارى در سختيهاست. انعام ٦/٦٣
همگان در برابر خدا، ناتوان و نيازمند و ناچيزند. اعراف ٧/١٩٤

 

نيازهاى انسان
انسان در پرستش خدا و خلوص در آن، نيازمند امداد الهى است. فاتحه ١/٥
انسان نيازمند يارى خداوند در تمامى امور خويش است. فاتحه ١/٥
انسان همواره نيازمند هدايتهاى الهى است. بقره ٢/٢١٣ ، فاتحه ١/٦
مسكن، همسر و خوراك از نيازهاى ضرورى انسان. بقره ٢/٣٥
انسان موجودى نيازمند به قانون و هدايتهاى تشريعى از جانب خداوند . بقره ٢/٣٥
تنها خداوند شنواى دعاى بندگان، اجابت ‌كننده درخواستهاى ايشان و آگاه به نيازهاى آنان است. بقره ٢/١٢٧
نياز مداوم زن و شوهر به يكديگر . بقره ٢/١٨٧
جامعه بشرى، نيازمند بعثت پيامبران براى حل اختلافات (هدايت جامعه) . بقره ٢/٢١٣
ضرورت قانون و حكومت، براى جامعه انسانى. بقره ٢/٢١٣
نياز دائمى انسان به رهبرى و ولايت. بقره ٢/٢٥٧
نياز شديد آدمى به انفاق هاى (اعمال خير) خويش در قيامت. بقره ٢/٢٦٦
اتكاى به غير خدا، هرگز خلاها و نيازهاى حقيقى انسان را برآورده نمى ‌كند. آل ‌عمران ٣/١٠
بينشها و شناختهاى آدمى، مؤثر در شكل ‌گيرى خواسته ‌هاى وى . آل ‌عمران ٣/١٥٤
ضرورت توجه به نيازهاى جنسى انسانها در تنظيم قوانين و سياستهاى مربوط به هدايت صحيح مناسبات جنسى آنها. نساء ٤/٢٥
خداوند، دانا به درخواستها و نيازهاى انسان. نساء ٤/٣٢
انسان در جستجوى ولى و سرپرست براى خويش و نيازمند به آن است. انعام ٦/١٤
نيازمندى و فقر آدمى، فلسفه احتياج او به ولى و سرپرست. انعام ٦/١٤
آدمى، در هر مرتبه و با هرگونه عمل، براى رهايى از عذاب قيامت نيازمند رحمت خداوند است. انعام ٦/١٦
آدمى همواره نيازمند تذكر و هشدار است. انعام ٦/١٢٦
پوشاك، از نيازهاى اساسى زندگى انسان. اعراف ٧/٢٦
لحظه مرگ هنگام احساس نياز همه آدميان به فريادرسى توانا . اعراف ٧/٣٧
تنها خداوند، توانا به يارى انسان به هنگام مرگ است. اعراف ٧/٣٧
همه انسانها، حتى مومنان حقيقى، از خطا و گناه مصون نيستند و نيازمند مغفرت الهى هستند. انفال ٨/٧٤
خداوند، به احوال بندگان و نيازهاى آنان داناست. يوسف ١٢/٣٤
خداوند، تسخير كننده و رام سازنده شب و روز براى بهرهورى انسان . ابراهيم ١٤/٣٣
بشر، براى رفع اختلافهاى عقيدتى و نيل به عقيده ‌اى سالم و برتر، محتاج به وحى و تعاليم آسمانى است. نحل ١٦/٦٤
در نظر گرفته شدن نياز و توان بشر، در احكام و تكاليف الهى. نحل ١٦/١١٥

 

نيازهاى دائمى انسان
نياز به لباس، نيازى دائمى براى انسان و تأمين آن از فراورده ‌هاى حيوانى، امرى موقت است. نحل ١٦/٨١

 

تأمين نيازهاى مادى انسان
برآوردن نيازهاى معنوى و روحى بشر همراه با تأمين نيازهاى مادى وى، از نعمتها و الطاف الهى بر انسان است. نحل ١٦/٩

 

درخواست فرزند سالم
شيفتگى مردم نسبت به زن، فرزندان ذكور، سيم و زر و مركبهاى نامدار . آل ‌عمران ٣/١٤
آدم و حوا با نيايش به درگاه خدا از وى خواستند تا فرزندى سالم و شايسته بقا به آنان عنايت كند. اعراف ٧/١٨٩

 

نيازهاى مادى انسان
توجه خداوند به واقعيتها و زمينه ‌هاى اجرايى در قانونگذارى براى انسان . بقره ٢/٢٣٥
آدمى بايد كمبودهاى خويش را با تقاضاى از خدا جبران كند، نه با طمع ورزى و دست اندازى به حقوق ديگران. نساء ٤/٣٢
اهتمام اسلام به امور مادى و معنوى مردم. مائده ٥/٢
زمين در بردارنده تمام نيازمنديهاى انسان براى ادامه حيات است. اعراف ٧/١٠
خداوند فراهم سازنده راههايى گوناگون براى تأمين معيشت انسانها در زمين است. اعراف ٧/١٠
زينت و زيبايى، همچون غذاى پاكيزه، بخشى از نيازهاى آدميان . اعراف ٧/٣٢
همه نيازمنديها و خواسته ‌هاى مادى بشر در طبيعت وجود دارد. ابراهيم ١٤/٣٤
اراده خداوند به تفاوت روزى انسانها، نشأت يافته از علم او به نيازها و مصالح واقعى آنهاست. نحل ١٦/٧١
نياز به لباس، نيازى دائمى براى انسان و تأمين آن از فراورده ‌هاى حيوانى، امرى موقت است. نحل ١٦/٨١

 

نياز به انفاق
انسان به هر مرحله از قرب و منزلت الهى برسد، نيازمند به عبادت (نماز و...) و خدمت به خلق (انفاق) است. ابراهيم ١٤/٣١

 

نياز به رهبرى
نياز دائمى انسان به رهبرى و ولايت. بقره ٢/٢٥٧
نيازمندى و فقر آدمى، فلسفه احتياج او به ولى و سرپرست. انعام ٦/١٤

 

نياز به زينت
زينت و زيبايى، همچون غذاى پاكيزه، بخشى از نيازهاى آدميان . اعراف ٧/٣٢

 

نياز به طعام پاكيزه
مسكن، همسر و خوراك از نيازهاى ضرورى انسان. بقره ٢/٣٥
زينت و زيبايى، همچون غذاى پاكيزه، بخشى از نيازهاى آدميان . اعراف ٧/٣٢

 

نياز به لباس
نياز به لباس، نيازى دائمى براى انسان و تأمين آن از فراورده ‌هاى حيوانى، امرى موقت است. نحل ١٦/٨١

 

نياز به همسر
مسكن، همسر و خوراك از نيازهاى ضرورى انسان. بقره ٢/٣٥
نياز مداوم زن و شوهر به يكديگر . بقره ٢/١٨٧

 

نياز به مسكن
مسكن، همسر و خوراك از نيازهاى ضرورى انسان. بقره ٢/٣٥

 

نيازهاى معنوى انسان
انسان براى نيل به سعادت، نيازمند هدايتها و رهنمودهاى الهى است. بقره ٢/٣٨
نياز مردم به هدايت الهى و كتب آسمانى. آل ‌عمران ٣/٤
نياز انسان به امداد پروردگار، براى استوارماندن در مسير هدايت. آل ‌عمران ٣/٨
اعتقاد به قيامت، زمينه احساس نياز انسان به رحمت و هدايت الهى . آل ‌عمران ٣/٩
اموال و اولاد، هرگز انسان را از خدا بى نياز نمى سازد. آل ‌عمران ٣/١٠
كافران، گرفتار خلا جبران ناپذير معنوى. آل ‌عمران ٣/١٠
انسان در هر حال، نيازمند به خداوند است. آل ‌عمران ٣/١٠
تكيه بر مال، اولاد و احساس بى ‌نيازى از خدا، شيوه فرعونيان و پيشينيان آنان . آل ‌عمران ٣/١١
فرعونيان، نمونه بارز كافرانى كه امكانات مادى و انسانيشان، آنها را از عذاب نرهانيد و از خدا بى ‌نيازشان نكرد. آل ‌عمران ٣/١١
كفرپيشگان در خطر گرفتارشدن به عذاب ‌هاى الهى هستند. آل ‌عمران ٣/١١٦
مال و اولاد (امكانات مادى و انسانى)، نمى تواند يهوديان را از ذلت تقدير شده براى آنان نجات دهد. آل ‌عمران ٣/١١٦
بى ثمر بودن انفاقهاى اهل كفر، نمونه ‌اى از كارساز نبودن امكانات مادى آنان است. آل ‌عمران ٣/١١٧
نياز همواره انسانها به پيامبران براى هدايت و راهيابى. نساء ٤/١٦٥
اهتمام اسلام به امور مادى و معنوى مردم. مائده ٥/٢
هر امتى، نيازمند آيين و شريعتى الهى. مائده ٥/٤٨
احساس نياز، تضرع، اخلاص و التزام به شكرگزارى، حالات مختلف انسان به هنگام گرفتارى در سختيهاست. انعام ٦/٦٣
نزول قرآن ناشى از علم كامل خداوند به نيازهاى هدايتى مردم . اعراف ٧/٥٢
انسانها، حتى مومنان حقيقى، در معرض لغزش و نيازمند مغفرت خداوند . انفال ٨/٤
همگان، حتى پيامبران الهى براى نيل به سعادت، نيازمند مغفرت و رحمت الهى ‌اند. هود ١١/٤٧
قرآن هر آنچه را مردم براى رسيدن به سعادت دنيا و آخرت بدان نيازمندند، به روشنى بيان كرده است. يوسف ١٢/١١١
انسان به هر مرحله از قرب و منزلت الهى برسد، نيازمند به عبادت (نماز و...) و خدمت به خلق (انفاق) است. ابراهيم ١٤/٣١
نياز همه انسانها، حتى انبياى بزرگ، به آمرزش الهى در روز قيامت . ابراهيم ١٤/٤١
نزول قرآن بر پيامبر(ص)، در جهت تبيين همه حقايق مربوط به رشد و سعادت آدمى و نيازهاى هدايتى او. نحل ١٦/٨٩
انسان، در معرض غفلت و روى ‌گردانى از تمايلات فطرى و دريافتهاى عقلى خويش و نيازمند به تذكر و بيدار باش. نحل ١٦/٩٠
انسان در هر عمل صالح، مورد هجوم و وسوسه شيطان و نيازمند استعاذه و پناه بردن به خداوند است. نحل ١٦/٩٨
همه انسانها حتى پيامبر(ص)، نيازمند استعاذه به خداوند از شر شيطان . نحل ١٦/٩٨
انسان براى گرايش به راه خدا، نيازمند موعظه نيك در كنار دلايل متقن عقلى است. نحل ١٦/١٢٥
انسان، نيازمند به تكيه گاه و پشتيبان و خدا تنها تأمين ‌كننده آن است. اسراء ١٧/٢

 

نياز به امدادهاى خدا
انسان، در پرستش خدا و خلوص در آن، نيازمند امداد الهى است. فاتحه ١/٥
انسان، نيازمند يارى خداوند در تمامى امور خويش است. فاتحه ١/٥
لحظه مرگ، هنگام احساس نياز همه آدميان، به فريادرسى توانا . اعراف ٧/٣٧

 

خواسته ‌هاى معنوى انسان
دعا به درگاه خداوند، مؤثر در برآورده شدن خواسته ‌هاى معنوى انسان است. بقره ٢/١٢٨
انسان براى رشد معنوى خويش، نيازمند پناه بردن به خدا از شر شيطان است. آل ‌عمران ٣/٣٧
عيسى(ع)، خود را چون همه مردم، موجودى نيازمند به ربوبيت خدا مى دانست. آل ‌عمران ٣/٥١
برآوردن نيازهاى معنوى و روحى بشر همراه با تأمين نيازهاى مادى وى، از نعمتها و الطاف الهى بر انسان است. نحل ١٦/٩
نقش خواسته ‌هاى انسان
خواست خود آدمى، در رقم خوردن سرنوشت او از ناحيه خداوند، نقشى بسزا دارد. يوسف ١٢/٣٤

 

نياز به عبادت
انسان به هر مرحله از قرب و منزلت الهى برسد، نيازمند به عبادت (نماز و..) و خدمت به خلق (انفاق) است. ابراهيم ١٤/٣١

 

عبوديت انسان
اشتراك فرشتگان و انسانها در عبوديت و بندگى خداوند. نساء ٤/١٧٢
تمامى انسانها بنده و مملوك خداوند هستند. مائده ٥/١١٨
انسان از گذشته ‌هاى دور تاريخ برخوردار از روحيه پرستش بود. اعراف ٧/٨٥
خداوند پس از شناساندن خود به انسانها از آنان خواست تا بر ربوبيت خدا و عبوديت خويش گواه باشند. اعراف ٧/١٧٢

 

نياز به تذكر
آدمى همواره نيازمند تذكر و هشدار است. انعام ٦/١٢٦
انسان، در معرض غفلت و روى ‌گردانى از تمايلات فطرى و دريافتهاى عقلى خويش و نيازمند به تذكر و بيدار باش. نحل ١٦/٩٠

 

نياز به موعظه
انسان براى گرايش به راه خدا، نيازمند موعظه نيك در كنار دلايل متقن عقلى است. نحل ١٦/١٢٥

 

نياز به خدا
انسان در هر حال، نيازمند به خداوند است. آل ‌عمران ٣/١٠
كفرپيشگان در خطر گرفتارشدن به عذاب ‌هاى الهى هستند. آل ‌عمران ٣/١١٦
بى ‌ثمر بودن انفاقهاى اهل كفر، نمونه ‌اى از كارساز نبودن امكانات مادى آنان است. آل ‌عمران ٣/١١٧
گرايش همه انسانها، حتى مشركان، در سختيها و شدايد به خداى يگانه . انعام ٦/٤١
گرايش به خداوند با فطرت آدمى عجين است. انعام ٦/٦٣
انسان، در تأمين همه نيازمنديهاى خويش محتاج به خداست. ابراهيم ١٤/٣٤

 

نياز به دين
انسان، موجودى نيازمند به قانون و هدايتهاى تشريعى از جانب خداوند . بقره ٢/٣٥
بشر، براى رفع اختلافهاى عقيدتى و نيل به عقيده ‌اى سالم و برتر، محتاج به وحى و تعاليم آسمانى است. نحل ١٦/٦٤

 

نياز به هدايت
انسان، همواره نيازمند هدايتهاى الهى است. فاتحه ١/٦
انسان موجودى نيازمند به قانون و هدايتهاى تشريعى از جانب خداوند . بقره ٢/٣٥
انسان براى نيل به سعادت، نيازمند هدايتها و رهنمودهاى الهى است. بقره ٢/٣٨

 

نياز به رحمت خدا
آدمى، در هر مرتبه و با هرگونه عمل، براى رهايى از عذاب قيامت نيازمند رحمت خداوند است. انعام ٦/١٦
همگان، حتى پيامبران الهى براى نيل به سعادت، نيازمند مغفرت و رحمت الهى ‌اند. هود ١١/٤٧
نياز همه انسانها، حتى انبياى بزرگ، به آمرزش الهى در روز قيامت . ابراهيم ١٤/٤١

 

تأمين برخى از نيازهاى انسان
خداوند، بخشى از هر يك از انواع تقاضاها و درخواستهاى انسان را به آنان عطا فرمود. ابراهيم ١٤/٣٤

 

تأمين نيازهاى انسان
تمامى آنچه خداوند در تأمين نيازها و خواسته ‌هاى بشر، به او داده است، نعمت و احسان است. ابراهيم ١٤/٣٤
تأمين همه نيازها و خواسته ‌هاى وجودى انسان و برخوردار ساختن وى از نعمتهاى بيشمار، دليل توحيد ربوبى خداوند. ابراهيم ١٤/٣٤
برآورده شدن نيازهاى انسان از طبيعت، از نشانه ‌هاى توحيد و خداشناسى است. نحل ١٦/١١
عوامل طبيعى مجارى تحقق اراده خداوند در تأمين نيازهاى انسان . نحل ١٦/١٤
اتمام نعمت خداوند بر انسان، با تدارك امكانات مختلف زندگى و متناسب با نيازهاى متنوع وى. نحل ١٦/٨١

 

علايق انسان
جنگ و خونريزى، امرى ناخوشايند براى انسان. بقره ٢/٢١٦
خوشايندى و ناخوشايندى انسان، ملاك خير و شر نيست. بقره ٢/٢١٦
خويشايندى و نا خوشايندى انسان، نبايد مانع انجام يا ترك احكام الهى شود . بقره ٢/٢١٦
شيفتگى مردم نسبت به زن، فرزندان ذكور، سيم و زر و مركبهاى نامدار . آل ‌عمران ٣/١٤
شيفتگى مردمان نسبت به چهارپايان (دامدارى) و كشاورزى و توليد (امكانات مادى). آل ‌عمران ٣/١٤
گرايشهاى طبيعى انسان، مورد سوء استفاده عوامل گمراه كننده . آل ‌عمران ٣/١٤
امكانات مادى، و تمايل به آنها، فقط وسيله ‌اى براى گذران زندگانى دنياست و هذف آفرينش نيست. آل ‌عمران ٣/١٤
علاقه انسان، به سعادتمندى نسل خويش. آل ‌عمران ٣/٣٦
علاقه و دلبستگى شديد انسان به نعمتهايى كه در اختيار دارد. هود ١١/٩

 

علايق معنوى انسان
انسان شيفته ابديت و دوستدار زندگى جاويد است. آل ‌عمران ٣/١٥

 

علاقه به امكانات مادى
شيفتگى مردمان نسبت به چهارپايان (دامدارى) و كشاورزى و توليد (امكانات مادى). آل ‌عمران ٣/١٤
امكانات مادى، و تمايل به آنها، فقط وسيله ‌اى براى گذران زندگانى دنياست و هذف آفرينش نيست. آل ‌عمران ٣/١٤
شيفتگى مردم نسبت به زن، فرزندان ذكور، سيم و زر و مركبهاى نامدار . آل ‌عمران ٣/١٤
دلبستگى انسانها به مظاهر ناپايدار دنيا. انفال ٨/٦٧
علاقه و دلبستگى شديد انسان به نعمتهايى كه در اختيار دارد. هود ١١/٩

 

علاقه به جاودانگى
انسان شيفته ابديت و دوستدار زندگى جاويد است. آل ‌عمران ٣/١٥

 

علاقه به سعادت فرزند
علاقه انسان، به سعادتمندى نسل خويش. آل ‌عمران ٣/٣٦

 

آرمان انسان
نقش دعا و درخواست از خداوند، در دستيابى انسان به آرمان خويش . آل ‌عمران ٣/٣٨
داشتن نسلى پاكيزه و صالح، آرمانى والا و متعالى. آل ‌عمران ٣/٣٨
آگاهى كامل خدواند به آرزوها و حالات درونى انسانها. نساء ٤/٣٢

 

١٠. كمال و سعادت انسان
فرشتگان، ناآگاه به زمينه ‌هاى كمال و ارزشهاى والاى انسان. بقره ٢/٣٠
زمينه ‌هاى كمال و ارزشهاى انسان، جبران كننده فسادگريهاى اوست. بقره ٢/٣٠
اسلام دينى جامع و خواهان سعادت آدميان در دنيا و آخرت. نساء ٤/١٣٤
كردار نارواى بنى ‌اسرائيل على ‌رغم انتساب آنان به دين يهود، دليل كارساز نبودن انتساب ظاهرى به اديان الهى در سعادت انسان. مائده ٥/٧٠

 

زمينه تكامل انسان
انسانها داراى زمينه ‌هاى دستيابى به منزلتى فراتر از فرشتگان و شايسته شدن براى سجده ملائكه بر ايشان. اعراف ٧/١١
نزول قرآن بر پيامبر(ص)، در جهت تبيين همه حقايق مربوط به رشد و سعادت آدمى و نيازهاى هدايتى او. نحل ١٦/٨٩
پيامبر(ص)، شايسته ‌ترين انسان و قرآن كامل ‌ترين برنامه براى رشد و هدايت آدميان است. نحل ١٦/٨٩
ايجاد زمينه ‌هاى تكامل معنوى در انسانها از نعمتهاى خدا، سزاوار شكر و سپاسگزارى از اوست. اعراف ٧/١١

 

زمينه سعادت انسان
استفاده از غريزه سودخواهى و پاداش طلبى انسانها براى نيل آنان به سعادت، از روشهاى تربيتى قرآن. نساء ٤/١٣٤
نزول قرآن بر پيامبر(ص)، در جهت تبيين همه حقايق مربوط به رشد و سعادت آدمى و نيازهاى هدايتى او. نحل ١٦/٨٩

 

مصالح انسانها
مصلحت انسانها پايه و اساس قوانين و احكام دين اسلام. مائده ٥/٨٧
نوسان در مدت شب و روز، در بردارنده خير و مصالح انسان. آل ‌عمران ٣/٢٧
احكام و قوانين الهى، در جهت منافع و مصالح واقعى انسانهاست. توبه ٩/٤١
مصالح جوامع بشرى و تدبير امور انسانها، مايه تقدير خداوند بر داورى نكردن او ميان حق گرايان و باطل انديشان، در عرصه حيات دنياست. هود ١١/١١٠
اراده خداوند به تفاوت روزى انسانها، نشأت يافته از علم او به نيازها و مصالح واقعى آنهاست. نحل ١٦/٧١
زوجيت در نظام زندگى انسانها، نعمتى است در جهت منافع و مصالح آنان. نحل ١٦/٧٢
مصلحت انسانها، اساس احكام و فرمانهاى اديان الهى است. بقره ٢/٥٤
خير و صلاح انسانها در پرهيز از ستيزه ‌جويى با خدا و رسول او . انفال ٨/١٩

 

امتحان انسان
انسان در رهگذر سختيها و نيز نعمتها و تفضلات الهى، مورد آزمايش خداوند است. بقره ٢/٤٩
آزمون انسانها، فلسفه ايجاد شريعتهاى گوناگون و امتهاى متعدد . مائده ٥/٤٨
آزمون انسانها از جانب خدا هدف از مستقر ساختن آنان در زمين و برترى دادن برخى از ايشان بر برخى ديگر. انعام ٦/١٦٥
هدف از آزمون انسانها از سوى خداوند، پى بردن به حقيقت و چگونگى رفتار آنان نيست. انفال ٨/١٧
خداوند، با اعطاى نعمت به انسانها و نيز سلب آن نعمت، ايشان را آزمايش مى ‌كند. هود ١١/٩

 

ابزار امتحان
انسان در رهگذر سختيها و نيز نعمتها و تفضلات الهى، مورد آزمايش خداوند است. بقره ٢/٤٩
ميدان نبرد، عرصه بروز شخصيت و حقيقت درونى افراد. آل ‌عمران ٣/١٤٣
خداوند، با اعطاى نعمت به انسانها و نيز سلب آن نعمت، ايشان را آزمايش مى ‌كند. هود ١١/٩

 

انسان در سختى
آدمى در شدايد با خداوند يگانه پيمان مى ‌بندد كه در صورت نجات سپاسگزار او باشد. انعام ٦/٦٣
احساس نياز، تضرع، اخلاص و التزام به شكرگزارى، حالات مختلف انسان به هنگام گرفتارى در سختيهاست. انعام ٦/٦٣

 

شيطان و موانع تكامل
شيطان، تكليف الهى را درنظر آدم و حوا مانع تكامل و پيشرفت آنان جلوه داد. اعراف ٧/٢٠

 

عوامل رشد
انسان براى رشد معنوى خويش، نيازمند پناه بردن به خدا از شر شيطان است . آل ‌عمران ٣/٣٧
نقش دعا و درخواست از خداوند، در دستيابى انسان به آرمان خويش . آل ‌عمران ٣/٣٨
تحريك عواطف انسانى از روشهاى قرآن براى جلوگيرى از ظلم و گناه . نساء ٤/٢١
بينش و آگاهيهاى ارائه شده از سوى خداوند، در جهت كمال و منافع انسان است. انعام ٦/١٠٤

 

عوامل سعادت
انسان براى نيل به سعادت، نيازمند هدايتها و رهنمودهاى الهى است. بقره ٢/٣٨
ايمان به خداوند، سرمايه سعادت بخش انسان. آل ‌عمران ٣/١٧٧
كردار نارواى بنى ‌اسرائيل على ‌رغم انتساب آنان به دين يهود، دليل كارساز نبودن انتساب ظاهرى به اديان الهى در سعادت انسان. مائده ٥/٧٠
انسانها و جنيان داراى نقشى مؤثر در تعيين فرجام و سرنوشت خويش (دوزخى شدن يا رهايى از آن). اعراف ٧/١٧٩
رضايت خدا از انسان و رضايت انسان از خدا، عامل دستيابى انسان به بهشت جاودان و رستگارى حقيقى. توبه ٩/١٠٠
همگان، حتى پيامبران الهى براى نيل به سعادت، نيازمند مغفرت و رحمت الهى ‌اند. هود ١١/٤٧
قرآن هر آنچه را مردم براى رسيدن به سعادت دنيا و آخرت بدان نيازمندند، به روشنى بيان كرده است. يوسف ١٢/١١١
انسان داراى نقشى تعيين كننده در سعادت و شقاوت خويش. ابراهيم ١٤/١٨

 

انحطاط انسان
كفرورزى تا مرز از دست دادن زمينه ‌هاى ايمان، عامل سقوط آدمى از مرتبه انسانيت به مرحله پست ‌ترين حيوانات. انفال ٨/٥٥

 

لغزش انسان
آدمى بر سر دو راهى پذيرش ولايت خداوند و يا پذيرش ولايت شيطان . نساء ٤/١١٩
انسانها، حتى مومنان حقيقى، در معرض لغزش و نيازمند مغفرت خداوند . انفال ٨/٤

 

لغزشگاههاى انسان
غريزه جنسى، لغزشگاهى خطرناك براى آدمى است. يوسف ١٢/٣٣
انسان، بدون رهنمودهاى وحى و دين الهى، در معرض خطرها و تهديدهاى جدى است. حجر ١٥/٨٩

 

عوامل شقاوت
انسانها و جنيان داراى نقشى مؤثر در تعيين فرجام و سرنوشت خويش (دوزخى شدن يا رهايى از آن). اعراف ٧/١٧٩
انسان، خود به وجود آورنده بدبختى و شقاوت خويش است. يونس ١٠/٤٤

 

عوامل گمراهى
گرايشهاى طبيعى انسان، مورد سوء استفاده عوامل گمراه كننده . آل ‌عمران ٣/١٤
جنيان اغواگر و انسانهاى پيرو آنها براى انحراف و گمراهى از يكديگر بهره مى ‌برند. انعام ٦/١٢٨
انسانها از گمراه ‌شدن توسط جنيان لذت و بهره مى ‌برند. انعام ٦/١٢٨
انسان از هرسو (مقابل، پشت سر، راست و چپ) مورد هجوم توطئه ‌هاى ابليس است. اعراف ٧/١٧
سوء استفاده شيطان از خصيصه كمال طلبى و منفعت جويى انسان . اعراف ٧/٢١
شيطان، مترصد زمينه ‌هاى مساعد براى نفوذ در انسان و منحرف ساختن . يوسف ١٢/٥
ابليس، گمراه شدن خود از سوى خداوند را، عامل زيبا نماياندن زشتيها و به گمراهى كشاندن همه انسانها معرفى كرد. حجر ١٥/٣٩

 

استبداد انسان
انسان، موجودى بيدادگر و خودكامه. يونس ١٠/٢٣

 

دشمنان انسان
انسان و شيطان دشمن يكديگر در زندگى دنيوى. بقره ٢/٣٦
شيطان، دشمنى آشكار براى انسانهاست. يوسف ١٢/٥ ، اعراف ٧/٢٢ . ، انعام ٦/١٤٢ ، بقره ٢/١٦٨
واداشتن مردم به استفاده از حرامها و پليديها و نيز بازداشتن آنان از نعمتهاى حلال، نمودى از دشمنى شيطان با انسان است. بقره ٢/١٦٨
دعوت شيطان به بديها و بدعتگذاريها، نمودى از شيطنت او و دليل دشمنى وى با انسانهاست. بقره ٢/١٦٩
هشدار و تذكر پيشاپيش خداوند به آدم و حوا، در مورد دشمنى آشكار شيطان با آنان. اعراف ٧/٢٢
نفوذ شيطان در انسانها و ترغيب آنان به نفاق، دروغ ‌پردازى، فريب ‌كارى و طرح توطئه ‌هاى شوم، نمودى از دشمنى آشكار او با ايشان است. يوسف ١٢/١٢

 

دشمنى انسانها
دشمنى شيطان با انسان، فلسفه نهى شدن آدمى از پيروى اوست. انعام ٦/١٤٢
هبوط آدميان و شيطان به زمين همراه با عداوت و دشمنى با يكديگر . اعراف ٧/٢٤
زندگى انسانها در دنيا همواره آميخته به دشمنى و عداوت با يكديگر است. اعراف ٧/٢٤
انسان، موجودى مجادله ‌گر و ستيزه ‌جو درباره خالق خويش است. نحل ١٦/٤
جدال و ستيزه ‌جويى، از جمله ويژگيهاى انسان است. نحل ١٦/٤

 

تربيت انسان
هدايت و تربيت تمامى انسانها، هدف از بعثت پيامبران و نزول كتب آسمانى . نساء ٤/١٧٠

 

عوامل مؤثر در تربيت
انسان براى رشد معنوى خويش، نيازمند پناه بردن به خدا از شر شيطان است . آل ‌عمران ٣/٣٧

 

انسان و هدايت
انسانهاى متعهد و والا در انديشه هدايت ديگران. مائده ٥/٤١

 

مربى انسان
خدا، پروردگار و مربى آدميان است. يونس ١٠/٢
ربوبيت و تدبير امور انسان در دست خداوند است. يونس ١٠/٦٧

 

معلم انسان
خداوند نخستين آموزگار انسان . بقره ٢/٣١

 

انسان كامل
حضرت ابراهيم (ع)، نمونه ‌اى از هدايت يافتگان به راه رشد، بهره ‌مندان از ولايت الهى و روندگان به سوى نور. بقره ٢/٢٥٨
انسانهاى متعهد و والا در انديشه هدايت ديگران. مائده ٥/٤١
پيامبراسلام(ص) كامل ‌ترين و متعالى ‌ترين انسان در طول تاريخ بشر . نحل ١٦/٨٩
پيامبر(ص)، شايسته ‌ترين انسان و قرآن كامل ‌ترين برنامه براى رشد و هدايت آدميان است. نحل ١٦/٨٩

 

الگوگيرى از ابراهيم(ع)
حضرت ابراهيم(ع)، نمونه ‌اى از هدايت يافتگان به راه رشد، بهره ‌مندان از ولايت الهى و روندگان به سوى نور. بقره ٢/٢٥٨

 

١١. حالات و صفات انسان
توجه انبيا به منفعت خواهى و خطر گريزى انسان در انتخاب روش هدايت . نساء ٤/١٦٥
بهره ‌گيرى قرآن از حس منفعت ‌خواهى انسان و گريز از ضرر براى تبليغ توحيد و معارف الهى. انعام ٦/٧١

 

حالات انسان
احساس نياز، تضرع، اخلاص و التزام به شكرگزارى، حالات مختلف انسان به هنگام گرفتارى در سختيهاست. انعام ٦/٦٣
احساس مصونيت از ابتلا به سختيها و محنتها، از حالتهاى انسان به هنگام رفاه و آسايش. هود ١١/١٠
انسان، پس از گذر از محنتها و دستيابى به موهبتهاى دنيوى، به شادمانى بسيار، تكبر و فخرفروشى مبتلا خواهد شد. هود ١١/١٠
حالات روحى و روانى انسان (نااميدى، شادمانى مفرط، تكبر و...) حتى با كمترين سختى و رفاه تغيير پذير است. هود ١١/١٠
خداوند، به احوال بندگان و نيازهاى آنان داناست. يوسف ١٢/٣٤
انسان، در برابر خبرهاى ناگوار انفعال ‌پذير است. نحل ١٦/٥٨

 

غفلت از ربوبيت خدا
غفلت آدمى از ربوبيت خدا در نشئه حجاب و حيات دنيوى، با سابقه نشئه شهود، عذرى غير قابل پذيرش. اعراف ٧/١٧٢
هيچ انسانى در روز قيامت نمى ‌تواند مدعى غفلت از ربوبيت خدا در حيات دنيوى خويش باشد. اعراف ٧/١٧٢

 

خواب انسان
خداوند در عين آگاهى به اعمال روز گذشته آدميان، آنان را از خواب شب بيدار مى ‌كند و روح را به آنان باز مى ‌گرداند. انعام ٦/٦٠
تنها خداوند است كه با قبض روح آدمى وى را در شب به خواب مى ‌برد. انعام ٦/٦٠

 

تضرع انسان
احساس نياز، تضرع، اخلاص و التزام به شكرگزارى، حالات مختلف انسان به هنگام گرفتارى در سختيهاست. انعام ٦/٦٣

 

يأس انسان
آدمى، به هنگام از دست دادن امكانات و موهبتهاى دنيوى، از رحمت الهى مأيوس شده و تدبير خداوند در هستى را منكر مى ‌شود. هود ١١/٩
حالات روحى و روانى انسان (نااميدى، شادمانى مفرط، تكبر و...) حتى با كمترين سختى و رفاه تغيير پذير است. هود ١١/١٠

 

حياى انسان
آدمى ذاتا برخوردار از حيا و شرمسار از مكشوف بودن شرمگاه خويش . اعراف ٧/٢٢

 

ملائكه و حالات انسان
فرشتگان، توانا بر سخن گفتن با آدميان و درك سخنان و حالات ايشان . هود ١١/٧٠

 

تحولات قلبى انسان
تحولات و دگرگونيهاى دل آدمى، به دست خداست. مائده ٥/١٣

 

عوامل ضعف انسان
فرو بردن غمها و اندوهها و خوددارى كردن از اظهار و ابراز آنها، داراى تأثيرى منفى بر جسم و توان آدمى است. يوسف ١٢/٨٤
رنجها و غصه ‌هاى شديد، فرساينده توان جسمى آدمى و هلاك سازنده وى. يوسف ١٢/٨٥
عوامل شكست ناتوانى و شكست قطعى انسان، در مكر با خداوند . آل ‌عمران ٣/٥٤
تأثير وضعيت روحى و حالات قلبى آدمى، در سرنوشت او (شكست و پيروزى). آل ‌عمران ٣/١٥١

 

خصلتهاى انسان
قدرت و حكومت، خصلتهاى درونى انسان را نمايان مى سازد . بقره ٢/٢٠٥
بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسانها، از روشهاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق در راه خداوند (كارهاى خير). بقره ٢/٢٤٥
بهره ‌گيرى قرآن از خصلت نفع طلبى انسانها، در تشويق آنان به اعمال نيك . بقره ٢/٢٧٢
اسرار درونى انسان ناخواسته، بر زبان بروز مى ‌كند. آل ‌عمران ٣/١١٨

 

خوددوستى انسان
حب نفس، قوى ‌ترين غريزه در انسان است. يونس ١٠/٥٤

 

منفعت ‌طلبى انسان
بهره ‌گيرى قرآن از نفع طلبى انسان، براى عمل به نيكيها. بقره ٢/٢٧١
بهره ‌بردارى از سرشت سودجويى انسان، از روشهاى قرآن براى ترغيب به انجام تكاليف. نساء ٤/٧٧
تكيه بر سرشت سودجويى انسان و جهت ‌دادن به آن، از روشهاى قرآن براى تربيت . نساء ٤/٩٤
استفاده از غريزه سودخواهى و پاداش طلبى انسانها براى نيل آنان به سعادت، از روشهاى تربيتى قرآن. نساء ٤/١٣٤
توجه انبيا به منفعت خواهى و خطر گريزى انسان در انتخاب روش هدايت . نساء ٤/١٦٥
بهره ‌گيرى قرآن از حس منفعت ‌خواهى انسان و گريز از ضرر براى تبليغ توحيد و معارف الهى. انعام ٦/٧١
استفاده مثبت و سازنده از غريزه جلب منفعت، روشى در تبليغ دين . انعام ٦/٧١
سوء استفاده شيطان از خصيصه كمال ‌طلبى و منفعت ‌جويى انسان . اعراف ٧/٢١

 

توجيه ‌گرى انسان
توانايى آدمى در توجيه نفس خويش براى ارتكاب گناه. مائده ٥/٣٠

 

شدت لجاجت انسان
عناد و لجاجت آدمى در برابر حق تا مرز رضايت به نابودى خويش و گرفتار شدن به عذابهاى الهى. انفال ٨/٣٢

 

بى ‌صبرى انسان
انسان تنوع طلب و ناشكيبا بر يكنواختى است. بقره ٢/٦١
بشر در دستيابى به خواسته ‌ها و تمايلات خود، موجودى عجول و ناشكيباست. يونس ١٠/١١

 

مجادله ‌گرى انسان
انسان، موجودى مجادله ‌گر و ستيزه ‌جو درباره خالق خويش است. نحل ١٦/٤
جدال و ستيزه ‌جويى، از جمله ويژگيهاى انسان است. نحل ١٦/٤
آفرينش انسان از نطفه، به صورت مجادله ‌گرى سخنور، شاهد و گواه وحدانيت خداوند است. نحل ١٦/٤

 

تجاوزگرى انسان
مردم پس ‌از رهايى از اضطرار و خطر مرگ، پيمان خود با خدا را مى ‌شكنند و به ناسپاسى و تجاوز از حق مى ‌پردازند. يونس ١٠/٢٣
انسان، موجودى بيدادگر و خودكامه. يونس ١٠/٢٣

 

عهدشكنى انسان
آدمى پس ازنجات از شدايد، على ‌رغم پيمان عدم ‌شرك و سپاسگزارى از خداوند، پيمان ‌شكنى مى ‌كند و مجددا شرك مىورزد. انعام ٦/٦٤
انسان، عنصرى سست پيمان و عهدشكن. يونس ١٠/٢٣

 

كفران نعمت انسان
آدمى به هنگام شدايد بر ناسپاسى خويش در برابر خداوند اعتراف مى ‌كند. انعام ٦/٦٣
انسان در برابر نعمتهاى خدا و لطف و مهربانيهاى او، موجودى ناسپاس است. يونس ١٠/١٢
انسان، موجودى ناسپاس در برابر دستگيرى و نعمتهاى خداوند . يونس ١٠/٢٣ ، يونس ١٠/٢١
انسان، موجودى ناسپاس در برابر نعمت بعثت پيامبران و تعليمات الهى آنان. يونس ١٠/٢١
سرشت انسان، با نوعى از ظلم به خويشتن و ناسپاسى، عجين است. ابراهيم ١٤/٣٤
انسان، در برابر نعمتهاى بيكران الهى، بسيار ستم ‌پيشه و ناسپاس است. ابراهيم ١٤/٣٤
انسان، به خويشتن ستمكار و در برابر نعمت و احسان، بسيار ناسپاس است. ابراهيم ١٤/٣٤

 

روحيه انسان
حالات روحى و روانى آدمى، قانونمند و برخاسته از حاكميت اراده الهى است. آل ‌عمران ٣/١٥١
تأثير وضعيت روحى و حالات قلبى آدمى، در سرنوشت او (شكست و پيروزى). آل ‌عمران ٣/١٥١
انسان از نظر روحى و روانى، موجودى ضعيف و ناتوان است. هود ١١/٩

 

دعاى انسان
نيايش خالصانه انسان با خدا، به هنگام گرفتاريها و مصيبتهاى سخت و جانكاه. يونس ١٠/١٢

 

شهامت انسان
برخوردارى انسانها از روحيه نبرد و شهامت جنگيدن، به خواست و مشيت خداوند است. نساء ٤/٩٠

 

ايمان انسان
خداوند، آگاه به ايمان و كفر مردمان. نساء ٤/١٧٠
بروز باطن انسان و حقيقت ايمان وى، در مراحل دشوار و تكاليف سخت الهى (همانند جنگ و جهاد). توبه ٩/٤٢

 

كفر انسان
كفرورزى انسانها وبى ‌تقوايى آنان، خارج از خواست واختيار خداوند نخواهد بود. نساء ٤/١٣١

 

صفات انسان
شيطان موجودى اغواگر و انسان موجودى اغواپذير است. بقره ٢/١٦٨
انسان، موجودى برخوردار از اختيار انتخاب راه نجات يا هلاكت خويش . بقره ٢/١٩٥
احساس نياز، تضرع، اخلاص و التزام به شكرگزارى، حالات مختلف انسان به هنگام گرفتارى در سختيهاست. انعام ٦/٦٣
بشر در دستيابى به خواسته ‌ها و تمايلات خود، موجودى عجول و ناشكيباست. يونس ١٠/١١
علاقه و دلبستگى شديد انسان به نعمتهايى كه در اختيار دارد. هود ١١/٩
انسان، در برابر نعمتهاى بيكران الهى، بسيار ستم ‌پيشه و ناسپاس است. ابراهيم ١٤/٣٤
جدال و ستيزه ‌جويى، از جمله ويژگيهاى انسان است. نحل ١٦/٤

 

تكبّر انسان
حالات روحى و روانى انسان (نااميدى، شادمانى مفرط، تكبر و...) حتى با كمترين سختى و رفاه تغييرپذير است. هود ١١/١٠

 

بخل انسان
جان آدميان، عجين با بخل و آزمندى. نساء ٤/١٢٨

 

كظم غضب انسان
توانمندى انسان بر فرو خوردن خشم و كنترل احساسات خويش . نحل ١٦/٥٨

 

عوامل ظهور باطن انسان
بروز باطن انسان و حقيقت ايمان وى، در مراحل دشوار و تكاليف سخت الهى (همانند جنگ و جهاد). توبه ٩/٤٢

 

سيماى انسانى
خداوند، مبدأ و منشا انسانها (آدم) را آفريد و سپس به او صورت انسانى عطا كرد. اعراف ٧/١١
وجود فاصله زمانى بين آفرينش مبدأ انسانها و اعطاى صورت انسانى به او . اعراف ٧/١١
وجود فاصله زمانى ميان صورت ‌دهى به منشأ انسانها و فرمان سجده بر آدم(ع). اعراف ٧/١١

 

اعمال انسان
خداوند، به تمامى اعمال و رفتار آدميان آگاه است. بقره ٢/٨٥ ، بقره ٢/٧٤ . ، انعام ٦/٣ ، نساء ٤/١٢٨ ، مائده ٥/١٠٥ . ، مائده ٥/٨ ، مائده ٥/١٢ ، نحل ١٦/٩١
خداوند، بى ‌نياز از اعمال خير بندگان (اقامه نماز، پرداخت زكات و...) . بقره ٢/١١٠
خداوند، آگاه به اعمال و رفتار نيك آدميان است. بقره ٢/٢١٥ ، بقره ٢/١١٠
اعمال انسان مورد نظارت خداوند است. اعراف ٧/١٢٩ ، بقره ٢/٢٣٣ . ، بقره ٢/٢٦٥ ، انفال ٨/٧٢ ، انفال ٨/٣٩
انسان و اعمال و رفتارش، در محضر خداوند است. آل ‌عمران ٣/١٢٠
بينايى گسترده و عميق خداوند بر اعمال انسانها. بقره ٢/٢٨٣ ، بقره ٢/٢٧١ . ، بقره ٢/٢٣٧ ، بقره ٢/٢٣٤ ، نساء ٤/١٣٥
آگاهى خداوند از موضعگيريهاى انسان در گفتار و انگيزه او در پيكار و ترك آن. بقره ٢/٢٤٤
خداوند، مالك انسان و اعمال و نيات وى. بقره ٢/٢٨٤
مالكيت مطلق الهى، علت و دليل سلطه وى به اعمال و نيات انسان و محاسبه آنها . بقره ٢/٢٨٤
خداوند پس از محاسبه اعمال و نيات انسان، وى را يا عفو خواهدكرد و يا عذاب. بقره ٢/٢٨٤
خداوند، قادر بر محاسبه اعمال و نيات انسان و آمرزش عذاب او . بقره ٢/٢٨٤
قانونمندى نظام اعمال و بازتابهاى آن. بقره ٢/٢٨٦
آگاهى گسترده خداوند از عملكرد انسانها در برابر انبيا. آل ‌عمران ٣/٣٤
هيچ گفتار و پندار و كردارى، پنهان از خداوند نيست. آل ‌عمران ٣/١٢١
آگاهى خداوند به جزئى ‌ترين حركتها و رفتار آدمى. آل ‌عمران ٣/١٥٣ ، بقره ٢/٢٧٠
آگاهى كامل و دقيق خداوند به تمامى اعمال و رفتار انسان. آل ‌عمران ٣/١٨٠ . ، آل ‌عمران ٣/١٦٣ ، آل ‌عمران ٣/١٥٦
هشدار خداوند به مردم نسبت به اعمال و رفتارشان. آل ‌عمران ٣/١٦٣
جريان افعال ارادى بندگان به اذن خداوند است. آل ‌عمران ٣/١٦٦
اختيار آدمى، در اعمال و رفتار خويش. آل ‌عمران ٣/١٨٢
آگاهى هميشگى و دقيق خداوند به اعمال انسان و انگيزه ‌هاى او . نساء ٤/٩٤
خيانت ‌پيشگان گنهكار، ناباور به نظارت و آگاهى خداوند بر اعمال انسانها . نساء ٤/١٠٨
خداوند، محيط به تمامى اعمال انسان. نساء ٤/١٠٨
آگاهى كامل خداوند به تمامى گفتار و رفتار آشكار و نهان آدمى . مائده ٥/٩٩ ، نساء ٤/١٠٨
اعمال انسان بايد براى خدا باشد. مائده ٥/٨
رفتار و كردار انسان در دنيا، تعيين كننده فرجام او در قيامت. مائده ٥/١٠٥
آگاهى خداوند از نتيجه و سرانجام عمل انسان. انعام ٦/٣
خداوند به عملكرد روزانه آدميان آگاه است. انعام ٦/٦٠
آگاهى خداوند بر كردارهاى آدمى، هشدارى به او در مورد عملكردش پيامدهاى آن. انعام ٦/٦٠
خداوند در عين آگاهى بر كردارهاى آدميان، به آنان لطف دارد. انعام ٦/١٠٣
كارها و فعاليتهاى جن و انس در قلمرو مشيت خداوند است. انعام ٦/١١٢
پروردگار هيچگاه از اعمال و رفتار جنيان و انسانها غافل نيست. انعام ٦/١٣٢
درجات و مراتب آخرت براساس آگاهى خداوند از اعمال جن و انس و سنجش دقيق آن اعطا مى ‌گردد. انعام ٦/١٣٢
آگاهى خداوند به كردار و انديشه ‌هاى آدميان برخاسته از حضور و نظارت مستقيم وى بر آنان و انديشه ‌هايشان است. اعراف ٧/٧
خداوند در آگاهى خويش به اعمال و انديشه ‌ها بى ‌نياز از بازجويى انسانها و پاسخ آنان است. اعراف ٧/٧
تأثير عوامل طبيعى و افعال آدميان با مشيت و اراده الهى است. اعراف ٧/٢٦
انسان در افعال خويش نه مستقل از اراده خدا است و نه از سوى او مجبور به انجام افعال خويش. انفال ٨/١٧
افعال آدمى در عين انتسابش به وى، به خداوند نيز منتسب است . انفال ٨/١٧
همه اعمال و رفتار آدميان در حيطه سلطنت خداوند است. انفال ٨/٤٧
رفتار و كردار انسانها، خارج از اراده و مشيت خداوند نيست. هود ١١/٩٢ ، انفال ٨/٤٧

 

آثار توجه به اعمال
توجه به آگاهى خداوند از اعمال انسان، زمينه عمل به احكام اوست . نحل ١٦/٩١ ، بقره ٢/٢٣٤
توجه به بينايى گسترده خداوند بر اعمال و رفتار آدمى، برانگيزنده وى به جلب رضايت خداوند و پرهيز از موجبات خشم او. آل ‌عمران ٣/١٦٣
توجه به دانايى خداوند بر راز دلها و عملكردهاى آدمى، زمينه ‌ساز پرهيز از نفاق و ارتكاب اعمال ناپسند. آل ‌عمران ٣/١٦٧
توجه به احاطه كامل خداوند به اعمال آدمى، زمينه پرهيز انسان از كارهاى ناشايست. نساء ٤/١٠٨
توجه به آگاهى خداوند بر گفتار و كردار آدميان، برانگيزنده آنان به ايمان . انعام ٦/١٣
ضرورت توجه به نقش اصلى خداوند در توفيق آدمى به انجام اعمال شايسته . انفال ٨/١٧

 

غفلت از آثار عمل
آدمى در دنيا از حقيقت اعمال خود و بازتابهاى آن غافل است. انعام ٦/٦٠
غفلت و جهل انسان نسبت به حقيقت اعمال خود در دنيا. توبه ٩/١٠٥

 

ملائكه و عمل انسان
فرشتگان داراى ارتباطى تنگاتنگ با انسانها و اعمال ايشان. بقره ٢/١٦١

 

١٢. انسان و سنتهاى الهى

فلسفه استقرار انسان در زمين
توان يادگيرى حقايق هستى، حكمت آفرينش انسان و راز لياقت او براى خلافت در زمين. بقره ٢/٣١
هدف از استقرار جوامع انسانى در زمين، آزمون آنان از سوى خداوند . يونس ١٠/١٤

 

تدبير امور انسانها
مصالح جوامع بشرى و تدبير امور انسانها، مايه تقدير خداوند بر داورى نكردن او ميان حق گرايان و باطل انديشان، در عرصه حيات دنياست. هود ١١/١١٠

 

تقدير سرنوشت انسان
خداوند، رقم ‌زننده سرنوشت و تعيين كننده فرجام انسانها و جنيان . اعراف ٧/١٧٩
انسان در تحقق سرنوشت خويش موثر است، هرچند از سوى خداوند مقدر شده باشد. انفال ٨/٤٤

 

خدا و انسان

مالك انسان
خداوند مالك و اختياردار انسانها و آنان هم مملوك و در اختياراويند. بقره ٢/١٥٦
خداوند، مالك انسان و اعمال و نيات وى. بقره ٢/٢٨٤
خداوند، مالك انسانها و خود، تدبيركننده امور آنهاست. اعراف ٧/٨٩ . ، اعراف ٧/١٧٢ ، نساء ٤/١٣٢
تمامى انسانها بنده و مملوك خداوند هستند. مائده ٥/١١٨
مملوكيت مردمان براى خداوند مجوز عذاب مشركان آنان از سوى خداوند . مائده ٥/١١٨
خدا، مولا و مالك حقيقى انسانهاست. يونس ١٠/٣٠

 

مدبر انسان
تنها خداوند، مالك و مدبر انسانهاست. اعراف ٧/٨٩ ، اعراف ٧/١٧٢
خدا، رهنمون انسانها به راه راست و معتدل و به دور از افراط و تفريط است. يونس ١٠/٢٥

 

خدا و ضمير انسان
خداوند، از ضمير انسان و احساسات و عواطف روحى و روانى او، كاملا آگاه است. حجر ١٥/٩٧

 

خدا و عمل انسان
خداوند، به تمامى اعمال انسانها و حقيقت آن اعمال آگاه است. هود ١١/١١١

 

خدا و نيازهاى انسان
نيازمنديهاى مادى، جسمانى، معنوى و فكرى انسانها از سوى خداوند تأمين شده است. نحل ١٦/٩

 

خواسته ‌هاى انسان و اراده خدا
خواست انسانها و تلاش آنان در برابر اراده خداوند، شكست خورده و بى ‌ثمر است. يوسف ١٢/٣٤

 

مولاى حقيقى انسان
آدميان پس از مرگ، به سوى خداوند (مولاى حقيقى خود) بازمى ‌گردند. انعام ٦/٦٢
خداوند، مولا و سرپرست حقيقى آدميان است. انعام ٦/٦٢
خدا، مولا و مالك حقيقى انسانهاست. يونس ١٠/٣٠

 

ضرورت وحى

تكاليف انسان
پايبندى به ميثاقهاى خدا، از وظايف ضرورى بندگان است. بقره ٢/٩٣
جهاد با جان و مال در راه خدا، تكليفى الهى بر همه انسانها و در همه شرايع است نه مخصوص به مسلمانان و شريعت اسلام. توبه ٩/١١١
انسان، بايد همواره و در همه حال (فقر، غنا و...) سپاسگزار خداوند باشد. هود ١١/٩
همه انسانها از هرگروه و طايفه (مشركان، يهود، نصارا و...) وظيفه ‌دار ايمان به قرآن. هود ١١/١٧

 

كيفيت تعلق تكليف
آگاهى به تكاليف الهى از شرايط مسئوليت انسان در برابر آن. انفال ٨/٢٠

 

ويژگيهاى قوانين بشرى
قوانين بشرى حق محض نبوده و همواره با امورى باطل، آميخته است. بقره ٢/١٤٧

 

دين و طبع انسان
احكام و قوانين الهى هماهنگ با طبايع انسان است. مائده ٥/٨٧
بهره ‌گيرى از ماديات در گرو تناسب آن با طبع آدمى است. مائده ٥/٨٧
مصلحت انسانها، پايه و اساس قوانين و احكام دين اسلام. مائده ٥/٨٧
خدا، رهنمون انسانها به راه راست و معتدل و به دور از افراط و تفريط است. يونس ١٠/٢٥

 

نزول وحى به انسانها
مشركان مكه، نزول وحى به انسان را قبول نداشتند. نحل ١٦/٤٣
تفكر در آيات قرآن، عامل كشف حقانيت و روا بودن نزول وحى بر بشر . نحل ١٦/٤٤

 

پرسش از وحى به انسان
دعوت خداوند از مشركان مكه براى تفحص و تحقيق از عالمان، جهت به دست آوردن حقانيت وحى به انسان. نحل ١٦/٤٣
ناآگاهان از امكان وحى به بشر براى دريافت حقيقت آن، ضرورى است كه به عالمان مراجعه كنند. نحل ١٦/٤٣

 

نعمت انبيا
بعثت پيامبران و انتخاب ايشان از ميان خود مردم و از جنس آنان، از نعمتهاى الهى است. بقره ٢/١٢٩
انتخاب پيامبران از ميان مردم و از جنس خودشان، از نعمتهاى الهى است. بقره ٢/١٥١
انسان، موجودى ناسپاس در برابر نعمت بعثت پيامبران و تعليمات الهى آنان. يونس ١٠/٢١

 

فلسفه بعثت انبيا
هدايت و تربيت تمامى انسانها، هدف از بعثت پيامبران و نزول كتب آسمانى . نساء ٤/١٧٠

 

فلسفه تعدد اديان
آزمون انسانها، فلسفه ايجاد شريعتهاى گوناگون و امتهاى متعدد . مائده ٥/٤٨

 

نبوت بشر
بعثت فردى از بشر براى رسالت، شگفت ‌آور و نامعقول در ديدگاه قوم نوح . اعراف ٧/٦٣
اشراف قوم نوح به دليل نامعقول شمردن پيامبرى براى فردى از بشر، رسالت وى را انكار كردند. اعراف ٧/٦٣
بشر، شايسته دستيابى به مقام رسالت و پيامبرى است. هود ١١/٣١
كافران، معتقد بودند كه آدميان توان نيل به مقام رسالت را ندارند. ابراهيم ١٤/١٠
انبيا، در مقابل اقوام كافر كه بشر بودن را با مقام پيامبرى منافى مى دانستند، بر بشر بودن خود تأكيد مى كردند و عدم تنافى آن را با مقام نبوت اعلام مى داشتند. ابراهيم ١٤/١١

 

عوامل تكذيب نبوت بشر
كسانى كه نزول وحى بر بشر و رسالت يافتن او را انكار مى ‌كنند، خداوند را، آن گونه كه هست، نشناخته ‌اند. انعام ٦/٩١
انكار وحى و رسالت يافتن بشر، معلول نقصان معرفت آدمى به خداوند است. انعام ٦/٩١
يهود به سبب انكار رسالت پيامبر(ص) منكر نزول هرگونه وحى بر افراد بشر شدند. انعام ٦/٩١

 

نقش قرآن و سنت
هدايت انسانها، در گرو حضور قرآن با سنت پيامبر(ص) در ميان آنها . مائده ٥/١٠٤

 

هدايت انسان
هدايت يافتن انسانها، خارج از وظيفه پيامبراكرم(ص) و تنها در قلمرو مشيت الهى. بقره ٢/٢٧٢
شدت علاقه پيامبر اكرم (ص)به هدايت مردم و تلاش وى در اين جهت . بقره ٢/٢٧٢
آمرزش و هدايت انسان به دست خداوند است. نساء ٤/١٦٨
هدايت و تربيت تمامى انسانها، هدف از بعثت پيامبران و نزول كتب آسمانى . نساء ٤/١٧٠
هدايت ‌پذيرى، تنها در گرو ابزار هدايت نيست بلكه خود انسانها در آن نقش اساسى دارند. ابراهيم ١٤/٢٥

 

عوامل مؤثر در هدايت
هدايت ‌پذيرى، تنها در گرو ابزار هدايت نيست بلكه خود انسانها در آن نقش اساسى دارند. ابراهيم ١٤/٢٥

 

هشدار به انسانها
هشدار خداوند به انسان در مورد اعمال و كارهاى ناشايست نهانى او . نساء ٤/١٠٨
انذار و تهديد، از روشهاى قرآن براى بازداشتن انسانها از كفر و انكار حقايق و تكذيب آيات الهى. مائده ٥/١٠
انسان همواره بر سر دوراهى هدايت و گمراهى. مائده ٥/١٠٥
آگاهى خداوند بر كردارهاى آدمى، هشدارى به او در مورد عملكردش پيامدهاى آن. انعام ٦/٦٠
آدميان بايد دربرابر وسوسه ‌هاى جنيان و اغواگرى آنها هشيار بوده و از خود حراست كنند. انعام ٦/١٢٨
همه انسانها، حتى مومنان حقيقى، از خطا و گناه مصون نيستند و نيازمند مغفرت الهى هستند. انفال ٨/٧٤
توجه انسان به بازگشت قهرى خود به سوى خداوند آگاه، هشدارى است براى او. توبه ٩/٩٤
هشدار خداوند به انسانها نسبت به برخوردشان در برابر نعمتهاى فراوان او. نحل ١٦/١٩

 

عهد خدا با انسانها
عن ‌النبى(ص): ان الله اخذ الميثاق من ظهر آدم بنعمان يوم عرفه فاخرج من صلبه كل ذريه... كالذر...قال:...الست بربكم قالوا بلى. اعراف ٧/١٧٢
عن ‌ابى ‌عبدالله(ع)قال:سالته عن قول الله عز و جل : «فطره ‌الله التى فطر الناس عليها» ما تلك الفطره؟ قال: هى الاسلام، فطرهم الله حين اخذ ميثاقهم على التوحيد. اعراف ٧/١٧٢
ضرورت پايبندى به عهدهايى كه خداوند با آدميان دارد. بقره ٢/٤٠
وفاى خداوند به عهدى كه انسانها در نزد وا دارند، مشروط به پايبندى آنان به عهدهاى الهى است. بقره ٢/٤٠
تكاليف دينى، پيمانهاى خدا با مردم است. بقره ٢/٨٣
فرمانهاى خدا به انسانها، عهد او با آنان است. بقره ٢/١٢٥
حرمت شكستن عهدها و پيمانهايى كه خداوند بر عهده انسانها قرار داده است. رعد ١٣/٢٥

 

عهد انسان با خدا
آدمى در شدايد با خداوند يگانه پيمان مى ‌بندد كه در صورت نجات سپاسگزار او باشد. انعام ٦/٦٣
آدمى پس از نجات از شدايد، على ‌رغم پيمان عدم ‌شرك و سپاسگزارى از خداوند، پيمان ‌شكنى مى ‌كند و مجددا شرك مىورزد. انعام ٦/٦٤
انسانهاى ناسپاس، به هنگام احساس خطر مرگ (غرق شدن و..) با خدا پيمان مؤكد مى ‌بندند كه : اگر از آن ورطه نجات يابند، هرگز گرد گناه نگردند و به جرگه بندگان شاكر و سپاسگزارش بپيوندند. يونس ١٠/٢٢

 

مقدرات الهى

اجل انسان
خداوند قرار دهنده اجل و مدتى براى عمر انسان. انعام ٦/٢
انسان، داراى دو اجل : حتمى و غير حتمى. انعام ٦/٢
انسان و جن داراى اجل (عمرى) تعيين شده از سوى خداوند هستند. انعام ٦/١٢٨

 

روزى مقدر انسان
هر انسانى داراى نصيب و بهره ‌اى ثبت شده و حتمى در دنياست . اعراف ٧/٣٧
به مردم، حتى افترازنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان آيات او، تا فرارسيدن مرگشان به بهره مقدر خويش در دنيا خواهند رسيد. اعراف ٧/٣٧

 

ملائكه و محافظت انسان
حضور همواره فرشتگان محافظ در كنار آدمى، براى حفظ حيات اوست. انعام ٦/٦١
فرشتگانى عهده ‌دار مراقبت و محافظت از انسانها در برابر خطرها و حوادث نابود كننده. رعد ١٣/١١
هر فردى از انسانها، بهره ‌مند از مراقبت و محافظت چندين فرشته است. رعد ١٣/١١
فرشتگان محافظ و پاسدار انسانها، از همه اطراف و جوانب، آنان را مراقبت مى ‌كنند. رعد ١٣/١١

 

امداد به انسان
انسان بدون يارى شدن از جانب خدا، از راهيابى به صراط مستقيم ناتوان است. فاتحه ١/٦
تنها خداوند توانا بر يارى بندگان و دفاع از خويشتن است. اعراف ٧/١٩٧

 

پناهگاه انسان
هيچ گريزگاه و ماوايى جز خداوند براى انسان نيست. انعام ٦/٧٢
انسانها به محض احساس ضعف و دچار شدن به رنج و زحمت، با تضرع و التماس به درگاه خداوند روى مى آورند. نحل ١٦/٥٣
انسانها، فطرتا خداوند را تنها پناهگاه و ملجا خويش مى دانند. نحل ١٦/٥٣
منشأ بودن خداوند براى تمامى نعمتها و پناهگاه انحصارى بودن او براى گرفتاران و آسيب ‌ديدگان، دليل وحدانيت او و بطلان ثنويت . نحل ١٦/٥٣
آفرينش كوهها به گونه ‌اى كه قابل پناه گرفتن براى انسان باشد، به قدرت خداست. نحل ١٦/٨١
امكان مأوى گرفتن انسان در دل صخره ‌ها و سنگر گرفتن در شكاف كوهها، از نعمتهاى الهى. نحل ١٦/٨١

 

ياورى انسان
مالكيت و حاكميت انحصارى خدا بر هستى، مقتضى نبود هيچ سرپرست و ياورى براى بندگان جز او. بقره ٢/١٠٧
براى انسانها، هيچ سرپرست و ياورى جز خداوند نيست. توبه ٩/١١٦

 

١٣. انسان و نعمت ‌هاى الهى

سكونت انسان در زمين
آدميان، در عين استقرار در زمين، ثبات نداشته و در آن به وديعت هستند. انعام ٦/٩٨
زمين، محل سكونت و قرارگاه موقت انسانها و شياطين. اعراف ٧/٢٤
مدت زمان استقرار و سكونت آدميان در زمين، نامعلوم براى آنان . اعراف ٧/٢٤
زمين عرصه حيات و مرگ آدميان . اعراف ٧/٢٥

 

حيات انسان
حيات انسانها، تفضل الهى بر آنان . بقره ٢/٢٤٣
مالكيت و حاكميت مطلق خداوند بر هستى، دليل عجز غير خدا در تدبير شؤون زندگى انسانها. آل ‌عمران ٣/١٢٩
حيات و مرگ مسيح(ع) و مادرش مريم و تمامى اهل زمين، در قبضه قدرت خداوند. مائده ٥/١٧
انسانها، داراى منزلتى برابر در برخوردارى از حق حيات. مائده ٥/٣٢
حكم نافذ و لازم الاجرا در آفرينش و حيات و مرگ انسان، تنها از آن خداوند است. انعام ٦/٦٢
حيات انسان، و امكانات ديگر زندگى او، جملگى از آن خداوند و داده اوست. انعام ٦/٩٤
هيچ تفاوت ذاتى و بنيادى در بين تيره ‌ها و نژادهاى مختلف بشر وجود ندارد. انعام ٦/٩٨

 

حيات دنيوى انسان
انسانها داراى دو حياتند : حيات دنيوى و حيات اخروى. بقره ٢/٢٨
زندگى انسانها در دنيا همواره آميخته به دشمنى و عداوت با يكديگر است. اعراف ٧/٢٤
زمين دربردارنده وسيله زندگانى و معيشت انسانها براى زمانى موقت و نامعلوم. اعراف ٧/٢٤

 

حيات موقت انسان
آدميان، در عين استقرار در زمين، ثبات نداشته و در آن به وديعت هستند. انعام ٦/٩٨

 

منشأ استعدادهاى انسان
خداوند، توان و استعداد آبادكردن زمين را به آدميان عطاكرده و ايشان را به سوى آبادانى گرايش داده است. هود ١١/٦١
خداوند، به دليل اعطاى توان و استعداد به بشر براى آبادسازى زمين، شايسته و بايسته پرستش است. هود ١١/٦١

 

گرايش به آب
تمايل طبيعى و غريزى انسان به بوستان، آب، خانه ‌هاى دلپذير و جاودانگى، وسيله ‌اى در جهت گرايش دادن وى به ارزشهاى معنوى. توبه ٩/٧٢

 

گرايش به آبادانى زمين
خداوند، توان و استعداد آبادكردن زمين را به آدميان عطاكرده و ايشان را به سوى آبادانى گرايش داده است. هود ١١/٦١

 

گرايش به آرامش روانى
گرايش فطرى انسان به تحصيل امنيت خاطر و آسايش روان . انعام ٦/٤٨

 

گرايش به امكانات ‌مادى
امكان مجذوب شدن مومنان، در برابر امكانات مادى فراوان ديگران . توبه ٩/٨٥

 

استفاده از گرايشهاى انسان
تمايل طبيعى و غريزى انسان به بوستان، آب، خانه ‌هاى دلپذير و جاودانگى، وسيله ‌اى در جهت گرايش دادن وى به ارزشهاى معنوى. توبه ٩/٧٢
بهره ‌گيرى از گرايش طبيعى انسان به زيبايى و جاودانگى، در جهت هدايت وى به ايمان و جهاد، امرى است شايسته و بايسته. توبه ٩/٨٩
حسن بهره ‌گيرى از گرايشهاى طبيعى انسانها، در جهت هدايت و ارشاد آنان به ارزشها. توبه ٩/٨٩

 

استفاده از امكانات زمين
خداوند انسانها را براى بهره ‌گيرى از زمين و امكانات آن توانا ساخت . اعراف ٧/١٠
توانايى انسانها بر بهره ‌گيرى از امكانات زمين نعمتى بايسته شكرگزارى است . اعراف ٧/١٠

 

استفاده از امكانات مباح
انسانها نبايد خويشتن را به بهانه ‌هايى واهى از قبيل : زهدگرايى، آداب و رسوم قومى و... از امكانات و نعمتهاى زمين محروم سازند. بقره ٢/١٦٨

 

استفاده از امكانات مادى
بهره ‌گيرى از ماديات در گرو تناسب آن با طبع آدمى است. مائده ٥/٨٧
مظاهر مادى طبيعت، در خدمت آدميان و آفريده شده در جهت منافع آنان . نحل ١٦/٨١

 

استفاده از چهارپايان
وجود مركبهاى راهوار و چهارپايان باربر در خدمت انسان براى طى مسافتهاى طولانى بيابانها نشانه ربوبيت و پروردگارى خدا. يونس ١٠/٢٢
آفرينش دامها (شتر، گاو و گوسفند) به منظور بهره ‌گيرى انسان از آنهاست. نحل ١٦/٥

 

تأمين زندگى انسان
امكانات مادى، و تمايل به آنها، فقط وسيله ‌اى براى گذران زندگانى دنياست وهدف آفرينش نيست. آل ‌عمران ٣/١٤
زمين دربردارنده وسيله زندگانى و معيشت انسانها براى زمانى موقت و نامعلوم. اعراف ٧/٢٤
خداوند فراهم سازنده راههايى گوناگون براى تأمين معيشت انسانها در زمين است. اعراف ٧/١٠

 

تأمين مصالح انسان
تكاليف الهى، تأمين ك ‌ننده مصالح و منافع انسانهاست. بقره ٢/٣٥
راضى ‌بودن به آنچه خدا مقدر كرده و شكيبا بودن برآن، تأمين ‌كننده خير و مصلحت واقعى انسان است. بقره ٢/٦١
تأكيد خداوند بر جهاد با مال و جان (در عين بى نيازى او از جهاد و تلاش مردم)، به خاطر تأمين مصالح خود انسانهاست. توبه ٩/٤١

 

تأمين نيازهاى انسان
خداوند، تأمين كننده نيازهاى آدمى. نساء ٤/١٣٠
مالكيت خداوند بر هستى، دليل توانمندى او بر رفع نيازهاى انسان . نساء ٤/١٣١
تأمين نيازهاى مادى انسان و تبيين ارزشهاى معنوى وى، از نشانه ‌هاى الوهيت خداوند. اعراف ٧/٢٦

 

تأمين نيازهاى معنوى
دعا به درگاه خداوند، موثر در برآورده شدن خواسته ‌هاى معنوى انسان است. بقره ٢/١٢٨
قرآن، معجزه ‌اى كافى براى هدايت و برآورنده تمامى نيازهاى هدايتى انسان است. انعام ٦/٣٨

 

منشأ تأمين نيازهاى انسان
نيازمنديهاى مادى، جسمانى، معنوى و فكرى انسانها از سوى خداوند تأمين شده است. نحل ١٦/٩
انسان، نيازمند به تكيه گاه و پشتيبان و خدا تنها تأمين كننده آن است. اسراء ١٧/٢
خداوند، همه نيازها و خواسته ‌هاى وجودى بشر را به او عطا كرده است. ابراهيم ١٤/٣٤

 

عوامل موثر در تأمين نياز انسان
نقش موثر دعا در كنار ديگر عوامل طبيعى، براى تأمين نيازها و خواسته ‌هاى انسان. ابراهيم ١٤/٣٩

 

منابع تأمين نيازهاى انسان
همه نيازمنديها و خواسته ‌هاى مادى بشر در طبيعت وجود دارد. ابراهيم ١٤/٣٤
درياها، رودخانه ‌ها، خورشيد، ماه و شب و روز، هر كدام آيتى مستقل براى خداشناسى و برطرف كننده نيازى از نيازهاى انسان. ابراهيم ١٤/٣٣

 

بهره دنيوى انسان
هر انسانى داراى نصيب و بهره ‌اى ثبت شده و حتمى در دنياست . اعراف ٧/٣٧
به مردم، حتى افترازنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان آيات او، تا فرارسيدن مرگشان به بهره مقدر خويش در دنيا خواهند رسيد. اعراف ٧/٣٧

 

اهميت عمر انسان
نيل به بهشت، تنها دستاورد شايسته و بدون زيان در برابر سرمايه عمر و جان آدمى است. هود ١١/٢٣

 

نعمتهاى انسان
انسان برخوردار از نعمتها و احسان بيشمار الهى است. ابراهيم ١٤/٣٤

 

نعمت امكانات زمين
توانايى انسانها بر بهره ‌گيرى از امكانات زمين نعمتى بايسته شكرگزارى است . اعراف ٧/١٠

 

نعمت زوجيت انسانها
زوجيت در نظام زندگى انسانها، نعمتى است در جهت منافع و مصالح آنان. نحل ١٦/٧٢

 

نعمت فرزند صالح
آدم(ع) و حوا در پيشگاه خداوند ملتزم شدند كه در صورت دارا شدن فرزندى سالم و شايسته همواره از سپاسگزاران وى باشند. اعراف ٧/١٨٩

 

سرمايه انسان
سراى آخرت و نعمتهاى آن، سرمايه انسانهاست. بقره ٢/٨٦
گستره انفاق، در برگيرنده تمامى امكانات و داراييهاى خدادادى انسان . بقره ٢/٢٥٤
عمل نيك، سرمايه و مددكار دنيوى و اخروى انسان. آل ‌عمران ٣/٢٢
اموال و فرزندان (پشتوانه مالى و نيروى انسانى)، مهمترين سرمايه مادى بشر. آل ‌عمران ٣/١١٦
ايمان به خداوند، سرمايه سعادت ‌بخش انسان. آل ‌عمران ٣/١٧٧
داده ‌هاى الهى (امكانات مادى و معنوى) به انسانها، فضل خداوند و از ملك اوست. آل ‌عمران ٣/١٨٠
داراييهاى انسان از آن خداست و به او باز خواهد گشت. آل ‌عمران ٣/١٨٠

 

روزى انسان
امكانات و داراييهاى انسان، رزقى است عطاشده از جانب خدا . بقره ٢/٣
آبهاى نازل شده از ابرها، سببى اساسى براى پيدايش روزى انسانها . بقره ٢/٢٢
آفرينش آسمان، نزول باران، به ثمر رسيدن ميوه ‌ها و پيدايش روزى براى انسانها، جلوه ‌هايى از ربوبيت خداوند است. بقره ٢/٢٢
خداوند، روزى ‌دهنده به بندگان خويش. بقره ٢/١٧٢
رزق و روزى آدميان، فضل خداوند است. بقره ٢/١٩٨
آنچه در اختيار آدمى است، رزق الهى است. نساء ٤/٣٩
روزيها و بهره ‌هاى مادى، از تفضلات الهى بر مردم. مائده ٥/٢
دستيابى مردم به روزى و درآمدهاى مادى، پرتويى از ربوبيت خداوند نسبت به آنان. مائده ٥/٢
خداوند گوشت چهارپايان را روزى انسان قرار داده است. انعام ٦/١٤٢
انسانها ذاتا شايسته دريافت نعمتهاى خداوند هستند. انفال ٨/٥٣
خداوند، بيش از نياز انسانها، روزى در اختيارشان قرار داده است. نحل ١٦/١١٤

 

منشأ روزى
خداوند روزى ‌دهنده به بندگان خويش. بقره ٢/١٧٢

 

منشأ تفاوت روزى انسانها
اراده خداوند به تفاوت روزى انسانها، نشأت يافته از علم او به نيازها و مصالح واقعى آنهاست. نحل ١٦/٧١

 

منافع انسان
منفعت و سود واقعى انسانها، در گرو ايمان به قرآن و پيامبر(ص) است. بقره ٢/١٢١
پيروى از اديان الهى، به سود خود آدمى است. بقره ٢/١٣٢
حركت كشتيها در دريا در جهت منافع انسان، از نشانه ‌هاى توحيد و رحمت گسترى خداوند است. بقره ٢/١٦٤
بينش و آگاهيهاى ارائه شده از سوى خداوند، در جهت كمال و منافع انسان است. انعام ٦/١٠٤
نفع و ضرر انسان درگرو پذيرش و يا عدم پذيرش بينشهاى ارائه شده از جانب خداوند است. انعام ٦/١٠٤
مظاهر مادى طبيعت، در خدمت آدميان و آفريده شده در جهت منافع آنان . نحل ١٦/٨١

 

١٤. تاريخ انسان
آدم(ع) و نسل او، جانشين انسانهايى كه پيش از آنان در زمين مى زيستند. بقره ٢/٣٠
سكونت موجوداتى مانند انسان در زمين قبل از سكونت آدم(ع) و فرزندان او . انعام ٦/١٣٣
انسانها در جامعه نخستين به صورت امت واحد مى ‌زيستند. يونس ١٠/١٩
تاريخ خلقت انسان
جن قبل از خلقت انسان، آفريده شده است. حجر ١٥/٢٧
فرشتگان، قبل از آفرينش انسان، موجود بودند. حجر ١٥/٢٨

 

زندگى اجتماعى انسانهاى نخستين
انسانها در جامعه نخستين به صورت امت واحد مى ‌زيستند. يونس ١٠/١٩

 

انسانهاى قبل از آدم(ع)
آدم(ع) و نسل او، جانشين انسانهايى كه پيش از آنان در زمين مى زيستند. بقره ٢/٣٠
ساكنان زمين پيش از آدم(ع)، موجوداتى فسادگر و خونريز بودند. بقره ٢/٣٠
سكونت موجوداتى مانند انسان در زمين قبل از سكونت آدم(ع) و فرزندان او . انعام ٦/١٣٣

 

عمر انسان
تمام انسانها داراى عمرى معين و زمان مرگشان در علم الهى، مشخص است. آل ‌عمران ٣/١٤٥
ايمان به مقدر بودن اجل و معين بودن عمر نزد خداوند، از عوامل تقويت روحيه پاسداران رسالت انبيا. آل ‌عمران ٣/١٤٥
كوتاه بودن مدت حيات آدمى در دنيا و يا به درازا كشيدن آن، در اختيار خداست. آل ‌عمران ٣/١٧٨
خداوند قرار دهنده اجل و مدتى براى عمر انسان. انعام ٦/٢
برخى از انسانها آن چنان به پيرى مى رسند كه تمامى اندوخته ‌هاى علمى خود را از دست مى ‌دهند. نحل ١٦/٧٠

 

دورانهاى عمر
آغاز زندگى انسان از پايين ‌ترين مراتب ادراكى و جسمانى و بازگشت وى در پايان، به همان نقطه. نحل ١٦/٧٠
دوران كهنسالى همراه با نادانى، از پست ‌ترين مراحل زندگى انسان . نحل ١٦/٧٠
برخى از انسانها، از حفظ دستاوردهاى علمى خويش در همه مراحل زندگى ناتوانند. نحل ١٦/٧٠

 

محصول عمر انسان
نيل به بهشت، تنها دستاورد شايسته و بدون زيان در برابر سرمايه عمر و جان آدمى است. هود ١١/٢٣

 

نسل نوح(ع)
آدم، نوح، خاندان ابراهيم و خاندان عمران از نسل و نژادى واحد . آل ‌عمران ٣/٣٤
عن ابى ‌جعفر(ع):...و ليس كل من فى الارض من بنى ‌آدم من ولد نوح قال الله فى كتابه:"...ذريه من حملنا مع نوح". اسراء ١٧/٣

 

نژادهاى انسانها
خداوند تمامى آدميان و نژادها و تيره ‌هاى مختلف آن را از يك شخص (آدم) آفريده است. انعام ٦/٩٨
آدم و حوا پدر و مادر همه انسانها . اعراف ٧/٢٧

 

نياكان انسانها
آدم و حوا، پدر و مادر همه انسانها. اعراف ٧/٢٧
تمام انسانها فرزندان آدم هستند. اعراف ٧/١٧٢
عن ابى ‌جعفر(ع): ...و ليس كل من فى الارض من بنى ‌آدم من ولد نوح قال الله فى كتابه: "...ذريه من حملنا مع نوح". اسراء ١٧/٣
قال رسول ‌الله(ص): "ذريه من حملنا مع نوح" ما كان مع نوح الا اربعه اولاد، حام و سام و يافث و كوش، فذاك اربعه اولاد انتسلوا هذا الخلق؛. اسراء ١٧/٣

 

فرزندان انسان
نوه دخترى انسان، فرزند وى مى ‌باشد. آل ‌عمران ٣/٦١
نوادگان دخترى از ذريه و فرزندان مرد مى ‌باشند. انعام ٦/٨٥

 

شكل نياكان انسان
اسلاف انسان، داراى شكل و صورتى غيراز انسان كنونى. نساء ٤/٤٧

 

تقليد از نياكان
در صورت نبود نشئه شهود و اقرار براى فرزندان، آنان در انتخاب عقيده، جز تبعيت و تقليد از پدران، راهى نداشتند. اعراف ٧/١٧٣

 

هلاكت امتها
خداوند، توانا بر هلاكت تمامى انسانها و آفرينش انسانهايى ديگر . نساء ٤/١٣٣

 

هلاكت انسانها
خداوند، توانا بر هلاكت تمامى انسانها و آفرينش انسانهايى ديگر . نساء ٤/١٣٣

 

موانع انقراض انسان
اگر استمرار زندگى نوع انسان در زمين خواسته خدا نبود، اختلاف پديد آمده در ميان جامعه نخستين، نسل بشر را منقرض مى ‌كرد. يونس ١٠/١٩

 

١٥. سرنوشت انسان
تأثير نحوه روابط زناشويى، در سرنوشت انسان (نيك يابد). بقره ٢/٢٢٣
سرنوشت آدميان تنها به دست خداست، نه حتى رسول او. آل ‌عمران ٣/١٢٨
اعتقاد به هدفدارى آفرينش، دليل نگرانى خردمندان از سرنوشت خود در قيامت. آل ‌عمران ٣/١٩١
نقش تعيين ‌كننده عمل انسان در سرنوشت او. نساء ٤/٨٨
انسان، زمينه ساز هدايت (سرنوشت) خويش. مائده ٥/١٦ ، مائده ٥/٨٠
گمراهى، سرنوشت گروهى از انسانها. اعراف ٧/٣٠
عملكرد انسانها دخيل در تعيين سرنوشت آنان به دست خداست. اعراف ٧/١٣٧
انسان در عين حاكميت مشيت خدا بر وى، در تعيين سرنوشت خويش دخيل است. اعراف ٧/١٧٦

 

نقش انسان در سرنوشت خويش
نقش آدمى در فرجام و سرنوشت خويش. يونس ١٠/٩٥ ، آل ‌عمران ٣/١٦٥
انسان، زمينه ساز هدايت (سرنوشت) خويش. مائده ٥/١٦
انسانها خود رقم زننده سرنوشت خويش هستند. انعام ٦/١٢٩
انسان، خود به وجود آورنده بدبختى و شقاوت خويش است. ابراهيم ١٤/١٨ ، يونس ١٠/٤٤
انسان داراى نقشى بسزا در وضعيت اجتماعى و معيشتى و سرنوشت خويش . رعد ١٣/١١
انسان خود در هدايت و گمراهى خويش نقشى بسزا دارد. رعد ١٣/٢٧ ، رعد ١٣/٣٣
سرگذشت انسانها، شكل دهنده ماهيت و حقيقت آنهاست. يوسف ١٢/٧
انسانها، خود در فزونى و يا كاستى نعمتها نقش اساسى دارند. ابراهيم ١٤/٧
انسان، خود زمينه ‌ساز سلطه ابليس و اغواى او. حجر ١٥/٤٢

 

عوامل مؤثر در سرنوشت
اعمال و رفتار آدمى سازننده حقيقت و ماهيت اوست. بقره ٢/١٨٩
تأثير نحوه روابط زناشويى، در سرنوشت انسان (نيك يابد). بقره ٢/٢٢٣
نقش تعيين ‌كننده عمل انسان در سرنوشت او. نساء ٤/٨٨
انسان، خود تعيين كننده سرنوشت و فرجام خويش. مائده ٥/٨٠ ، انعام ٦/١٢٩
عملكرد انسانها دخيل در تعيين سرنوشت آنان به دست خداست. اعراف ٧/١٣٧
انسانها و جنيان داراى نقشى موثر در تعيين فرجام و سرنوشت خويش (دوزخى ‌شدن يا رهايى از آن). اعراف ٧/١٧٩
انسان در تحقق سرنوشت خويش موثراست، هرچند از سوى خداوند مقدر شده باشد. انفال ٨/٤٤
اختيار انسان و نقش خود وى در رقم زدن سرنوشت خويش. توبه ٩/٧٠
سرنوشت انسان (سعادت و شقاوت اخروى) در گرو اعمال و كردار اوست. يونس ١٠/٨
انسان، موجودى آزاد، مختار و تعيين كننده سرنوشت خويش است. يونس ١٠/٤٤
خواست خود آدمى، در رقم خوردن سرنوشت او از ناحيه خداوند، نقشى بسزا دارد. يوسف ١٢/٣٤
خداوند در پى تحول و تغيير در گرايشها و رفتارهاى جوامع بشرى، وضعيت و سرنوشت آنان را تغيير مى ‌دهد. رعد ١٣/١١
انسان، در برابر محيط اجتماعى و عوامل تأثيرگذار، مجبور نيست و در تعيين سرنوشت خويش مختار است. حجر ١٥/٦٠

 

پيرى انسان
عن ابى ‌جعفر(ع):اذا بلغ العبد مائة سنة فذلك ارذل العمر. نحل ١٦/٧٠

 

انسان و حيات جاويدان
انسان، موجودى با استعداد هميشه ماندن و فنا نپذيرفتن. هود ١١/٢٣
انسان در آخرت فنا شدنى نيست و براى هميشه باقى مى ‌ماند. رعد ١٣/٥

 

توشه انسان
اعمال انسان، اندوخته ‌ها و پيش فرستاده ‌هايى است كه داراى آثارى مثبت يا منفى در لحظه مرگ و پس از آن است. انفال ٨/٥١
انجام كارهاى خير، توشه انسان براى سراى آخرت است. بقره ٢/١١٠

 

عمل ناپسند انسان
هشدار خداوند به انسان در مورد اعمال و كارهاى ناشايست نهانى او . نساء ٤/١٠٨
خداوند با وجود كارهاى بد آدميان به آنان مهلت مى ‌دهد. انعام ٦/٦٠

 

ثبت عمل انسان
ثبت اعمال و گفتار انسان و مسئوليت وى، در برابر آنها. آل ‌عمران ٣/١٨١
آگاهى همه جانبه خداوند به اعمال نيك آدميان. نساء ٤/١٢٧

 

انسان و دفع عذاب استيصال
دفع عذاب استيصال، به هنگام وقوع آن، در توان هيچ كس نيست. يونس ١٠/٥٣
مستحقان عذاب استيصال، به هنگام وقوع آن، مايلند تمام مايملك خود را براى نجات جان خويش، نثار كنند. يونس ١٠/٥٤
ترس و وحشت ستمگران، به هنگام نزول عذاب استيصال، تا درجه ‌اى است كه اگر از هر يك از آنان به اندازه تمام آنچه در زمين است براى رهاييشان درخواست شود، اگر مى داشتند، بى ‌درنگ نثار مى كردند. يونس ١٠/٥٤

 

مرگ انسان

احتضار انسان
اعمال انسان، اندوخته ‌ها و پيش فرستاده ‌هايى است كه داراى آثارى مثبت يا منفى در لحظه مرگ و پس از آن است. انفال ٨/٥١

 

نياز به هنگام احتضار
لحظه مرگ هنگام احساس نياز همه آدميان به فريادرسى توانا . اعراف ٧/٣٧
تنها خداوند، توانا به يارى انسان به هنگام مرگ است. اعراف ٧/٣٧

 

قبض روح انسان
روح، تمام حقيقت انسان است و مرگ با خروج آن از بدن حاصل مى ‌شود. انعام ٦/٩٣

 

مرگ انسانها
خداوند، به انسانها حيات مى ‌بخشد و آنان را مى ‌ميراند. بقره ٢/٢٨
مرگ، به اراده و اختيار انسان نيست. بقره ٢/٢٤٠
هيچ كس، جز به فرمان خدا نمى ‌ميرد. آل ‌عمران ٣/١٤٥
تمام انسانها داراى عمرى معين و زمان مرگشان در علم الهى، مشخص است. آل ‌عمران ٣/١٤٥
مرگ انسان، سنت تغيير ناپذير الهى است. آل ‌عمران ٣/١٤٥
مرگ انسان، به مشيت و اراده الهى است. آل ‌عمران ٣/١٩٣
مرگ، مرحله ‌اى اجتناب ناپذير در سرنوشت انسان. آل ‌عمران ٣/١٨٥ ، نساء ٤/٧٨
حيات و مرگ مسيح(ع) و مادرش مريم و تمامى اهل زمين، در قبضه قدرت خداوند. مائده ٥/١٧
اراده و قضاى الهى حاكم بر پيدايش و مرگ آدمى. انعام ٦/٢
مطالعه در آفرينش انسان و مرگ و حيات وى، زداينده ترديد در يگانگى خداوند . انعام ٦/٢
حكم نافذ و لازم الاجرا در آفرينش و حيات و مرگ انسان، تنها از آن خداوند است. انعام ٦/٦٢
آدمى با مرگ، هرآنچه را خداوند در دنيا به او ارزانى داشته بود، رها مى ‌سازد. انعام ٦/٩٤
زمين عرصه حيات و مرگ آدميان . اعراف ٧/٢٥
انسانها پس از سپرى كردن زمان حضورشان در زمين و مرگ همگان، به مكانى ديگر منتقل خواهند شد. اعراف ٧/٢٥
آفرينش و مرگ و اعطاى دانش و سلب آن از انسان، جلوه ‌اى از علم و قدرت الهى است. نحل ١٦/٧٠

 

انسان پس ‌از مرگ
بقاى انسان، پس از مرگ. آل ‌عمران ٣/١٦٩ ، انعام ٦/١٢
آدميان پس از مرگ، به سوى خداوند (مولاى حقيقى خود) بازمى ‌گردند. انعام ٦/٦٢
انسان در پى مرگ، مانند آفرينش نخستين خويش، تنها نزد خداوند حضور مى ‌يابد. انعام ٦/٩٤

 

حيات مجدد انسان
انسانها پس از مرگ و مدفون شدن در زمين، دوباره زنده خواهند شد و از دل خاك به عرصه زمين باز خواهند گشت. اعراف ٧/٢٥

 

انسانها در قيامت
انسان در آينده با روزى عظيم (قيامت) مواجه خواهد شد. بقره ٢/٤٨
اختيارى بودن اعمال انسان، مورد پذيرش او در قيامت. آل ‌عمران ٣/٣٠
جنيان و انسانها در قيامت مورد بازخواست مشترك قرار خواهند گرفت. انعام ٦/١٢٨
حضور انسانها در قيامت، مانند آفرينش نخستينشان، در دو گروه هدايت يافته و گمراه گشته. اعراف ٧/٣٠
هيچ انسانى در روز قيامت نمى ‌تواند مدعى غفلت از ربوبيت خدا در حيات دنيوى خويش باشد. اعراف ٧/١٧٢

 

خصلتهاى انسان در قيامت
قيامت، صحنه بروز ملكات و خصلتهاى تثبيت شده و پنهان آدمى . انعام ٦/٢٣

 

معاد انسان
اعتقاد به بازگشت انسان به سوى خداوند، مقتضى پرهيز از قهر او . آل ‌عمران ٣/٢٨
بازگشت انسان به سوى خدايى است كه از علم و قدرت مطلق برخوردار است. آل ‌عمران ٣/٢٩
خداوند در روز قيامت تمامى جن و انس را گرد مى ‌آورد. انعام ٦/١٢٨

 

فرجام اخروى انسان
رفتار و كردار انسان در دنيا، تعيين كننده فرجام او در قيامت. مائده ٥/١٠٥
خداوند، فرجام سير انسانهاست و همگان، تنها به سوى او بازخواهند گشت. انعام ٦/١٠٨، بقره ٢/٢٨
انسانها، به ملاقات خدا خواهند رفت و تنها به سوى او باز خواهند گشت. بقره ٢/٢٢٣ ، بقره ٢/٤٦
انسان، در آينده با روزى عظيم (قيامت) مواجه خواهد شد. بقره ٢/٤٨
انسان و همه شؤون او از خداوند نشأت گرفته است و به سوى او بازخواهد گشت. بقره ٢/١٥٦
بازگشت انسان به سوى خدايى است كه از علم و قدرت مطلق برخوردار است. آل ‌عمران ٣/٢٩
بازگشت انسان به سوى خدا، در روزى كه هر كس كردار خويش را حاضر مى ‌يابد. آل ‌عمران ٣/٣٠
تأثير وضعيت روحى و حالات قلبى آدمى، در سرنوشت او (شكست و پيروزى). آل ‌عمران ٣/١٥١
مرگ و يا كشته شدن، چه در راه خدا و چه در راه غير او، مسيرى است به سوى خداوند، نه نابودى و فنا. آل ‌عمران ٣/١٥٨
خداوند، مرجع و فرجام انسانها، براى جزا و پاداش. آل ‌عمران ٣/١٥٨
ايمان به حشر و بقاى آدمى پس از مرگ، برانگيزنده وى براى حضور در ميدان كارزار در برابر دشمنان دين. آل ‌عمران ٣/١٥٨
خشنودى و خشم الهى، معيار شناخت سرنوشت خوب و بد انسانها . آل ‌عمران ٣/١٦٢
تفاوت فرجام آدميان بر مبناى عملكرد آنان، نمودى از عدل خداوند . آل ‌عمران ٣/١٦٢
اسلام، دينى جامع و خواهان سعادت آدميان در دنيا و آخرت. نساء ٤/١٣٤
انسان، خود تعيين كننده سرنوشت و فرجام خويش. مائده ٥/٨٠
بازگشت تمامى آدميان، با هرگونه باور و عمل، به سوى خداوند است. انعام ٦/١٦٤ ، انعام ٦/١٠٨
برپايى قيامت و بازگشت انسانها به خدا، پرتوى از ربوبيت خدا بر انسانها و براى تدبير امور آنان است. انعام ٦/١٦٤
انسانها، پس از سپرى كردن زمان حضورشان در زمين و مرگ همگان، به مكانى ديگر منتقل خواهند شد. اعراف ٧/٢٥
حيات دنيا، گذرگاهى موقت و نه پايان زندگى انسان. اعراف ٧/٢٥
حضور در صحنه قيامت و برخورد با سزاى اعمال دنيوى، فرجام همه انسانهاست. اعراف ٧/١٤٧
خداوند رقم ‌زننده سرنوشت و تعيين كننده فرجام انسانها و جنيان . اعراف ٧/١٧٩
آغاز زندگى انسان از پايين ‌ترين مراتب ادراكى و جسمانى و بازگشت وى در پايان، به همان نقطه. نحل ١٦/٧٠

 

مؤاخذه اخروى انسان
جنيان و انسانها در قيامت مورد بازخواست مشترك قرار خواهند گرفت. انعام ٦/١٢٨
قيامت، روز حضور انسان در برابر خدا و آگاه شدن او از تمامى كرده ‌هايش و نيز روز محاكمه و تعيين سرنوشت. توبه ٩/٩٤

 

پاداش اخروى عمل
سراى آخرت و نعمتهاى آن، سرمايه انسانهاست. بقره ٢/٨٦
تفاوت فرجام آدميان بر مبناى عملكرد آنان، نمودى از عدل خداوند . آل ‌عمران ٣/١٦٢
درجات و مراتب آخرت براساس آگاهى خداوند از اعمال جن و انس و سنجش دقيق آن اعطا مى ‌گردد. انعام ٦/١٣٢
حضور در صحنه قيامت و برخورد با سزاى اعمال دنيوى، فرجام همه انسانهاست. اعراف ٧/١٤٧

 

نياز به آمرزش خدا
آمرزش و هدايت انسان به دست خداوند است. نساء ٤/١٦٨
انسانها، حتى مومنان حقيقى، در معرض لغزش و نيازمند مغفرت خداوند . انفال ٨/٤
همه انسانها، حتى مومنان حقيقى، از خطا و گناه مصون نيستند و نيازمند مغفرت الهى هستند. انفال ٨/٧٤
همگان، حتى پيامبران الهى براى نيل به سعادت، نيازمند مغفرت و رحمت الهى ‌اند. هود ١١/٤٧
نياز همه انسانها، حتى انبياى بزرگ، به آمرزش الهى در روز قيامت . ابراهيم ١٤/٤١
براى تهيه اين مجموعه از نه جلد تفسير راهنما (هفت جلد منتشر شده و دو جلد زيرچاپ) كه تقريباً شامل برداشتهاى نصف آيات قرآن مى ‌باشد، بعنوان متن و براى دسته ‌بندى مباحث و روابط بين موضوعات از كتب انسان ‌شناسى و اصطلاحنامه استفاده شده است در ضمن جا دارد از محقق نكته ‌بين و قرآن ‌پژوه خوش ‌فكر حجة ‌الاسلام على ‌محمد يزدى كه از جمله دست ‌اندركاران تفسير راهنما مى ‌باشد و در مراحل كار مشوّق و مشاور صبورى براى حقير بودند، كمال قدردانى را داشته باشم و اميدوارم اين مختصر بتواند قسمتى از نيازهاى محققين اين بخش از معارف بشرى را در جهت ارائه موضوعات و آيات انسان ‌شناسى تأمين كند و نيز روشنگر ديدگاه قرآن در ابعاد معرفتى و تربيتى و اجتماعى انسان باشد.