نشریه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - شيوه نويسندگى و نگارش

شيوه نويسندگى و نگارش


در بخشهاى قبل شمه اى درباره نويسندگى سخن گفتيم اينك درباره شيوه نگارش واملاء توضيحاتى مى افزاييم .

املاء (نگارش ) چيست ؟
املاء لغتى است عربى مصدر و به معانى زير آمده است پركردن مطلبى را تقرير كردن تا ديگرى بنويسد نوشتن مطلبى كه به شخص تقرير كنند ديكته و طريقه نوشتن كلمات و درست نويسى و رسم الخط ١ اين لغت معانى ديگرى هم دارد مانند: مهلت دادن فروگذاشتن و آغاز كردن وازياد و حافظه چيزى را نوشتن و برگردانيدن چنانكه صائب تبريزى مى گويد.

زدل مجموعه اى هر روزاملا مى توان كردنازين يك قطره خون صدنامهانشا مى توان كردن
كلمه[ ديكته] كه در مدارس ما بجاى[ املاء] و[ نگارش] معمول شده است لغتى است فرانسوى . سابقا تقريرات دانشمندان را در صحيفه ها مى نوشتند و مجموعه صحيفه هاى املا را به صورت كتاب در مى آوردند چنانكه سعدى بدين معنى اشارتى دارد:

چوبر صحيفه املا روان شود قلمش زبان طعن نهد بر فصاحت سحبان ٢
چون مطالبى را كه استاد در مجلس درس بيان و تقرير مى كرد شاگردان بى كم و كاست مى نوشتند و سپس آن تقريرات را به صورت كتاب تدوين مى نمودند اين نوع كتاب را[ امالى] ناميده اند.

امالى جمع[ املا] ست . هم اكنون كتابهاى به همين نام در دست است مانند : امالى سيد مرتضى امالى صدوق امالى شيخ طوس و[ امالى قالى] ٣

در زبان فارسى هنگامى سخن ازاملا مى رود منظور درست نوشتن كلمات است بر حسب قواعداملاء و نگارش و دستور زبان فارسى .از آنجا كه نادرست نوشتن و ناهمگونى در نگارش كلمات بسيار ناپسنداست و گاه نوشتن يك[ غلطاملائى] ممكن است بسيار رسوايى ببار آورد و مبناى قضاوتهاى تند در مورد نويسنده شود لازم است بموازات مسائل مربوط به [شيوه نويسندگى] به مطالب مربوط به[ املاء و نگارش] نيز به قدر ضرورت توجه گردد

رعايت چنداصل كلى :

١ ساده نويسى و پرهيزاز بكار بردن لغات مهجور و دوراز ذهن : همانگونه كه در شيوه نويسندگى در سده اخير به عللى كه ذكر آن موجب اطناب است ساده نويسى معمول گرديد و خوشبختانه امروز مطلوب بيشتر نويسندگان است نثرهاى مصنوع و متكلف و پراز لغات دوراز ذهن عربى همچنين نثر كتاب (دره نادرى ) و نثر كتاب (تاريخ وصاف ) كه پيش ازاولى نوشته شده و حتى نثر بالنسبه ساده گلستان سعدى و منشات قائم مقام فراهانى كه پس ازاولى نوشته شده است مطلوب نمى باشد و بجز عده اى از پژوهشگران و دانشمندان براى مقاصد خاصى آنچنان كتابهاى را مى خوانند اكثريت مردم معمولا رغبت براى خواندن چنان آثارى ندارند. طلاب جوان و دانشجويان عزيز ما بايد حتى الامكان به ساده نويسى روى آورند واز مغلق نويسى و بكار بردن لغات مهجور در نوشته هاى كه براستى غل زنجيرى در پاى افكار وانديشه هاى بلند و يا پوششى ناموزون بر قامت بلند سخن پارسى است به پرهيزند و بدانند كه آنچه سخن را جلا و رونق مى دهد كلمات موزون و متناسب با محتوا و معنى و بكر واصيل بودن انديشهاست نه كلمات مطنطن و ثقيل و مهجور...

بهترين نمونه اى كه درين مورد مى توانم معرفى كردسخنرانيها و اعلاميه هاى روشن و كوبنده رهبر كبيرانقلاب امام خمينى مدظله است كه در كتاب[ صحيفه نور] جمع آمده است . سخنان امام واعلاميه هاى رهبر بزرگ ما مصداق كامل دستور:[ كلم الناس على قدر عقولهم] مى باشد ساده و جهان شمول و موثر.

٢ تطابق صورت مكتوب با ملفوظ: چون زبان شيرين فارسى از آغاز پديد آمدن و رواج زبان فارسى درى (نزديك به دوازده قرن پيش ) با كلمات عربى همچون شير و شكر در هم آميخته و به صورت معجونى شيرين و دلنشين در آمده است و به مرور زمان و در طى سالهاى بعد با لغات يونانى رومى تركى مغولى چينى هندى و در سالهاى اخير با روسى انگليسى فرانسوى در آميخته است واين در آميختگى معلول روابطى با كشورهاى جهان و مردم آن بوده و هست . بدين جهت زبان فارسى از جهت صرفى و نحوى از زبانهاى ديگر متاثر شده است و در نتيجه از لحاظ املائى مشكلاتى در زبان فارسى راه يافته كه بايد با آن مشكلات آشنا شد و آنها را دراملا فارسى كاملا رعايت كرد چنانكه در زبان فارسى امروز يك لغت به چند صورت نوشته مى شود و براى ماايرانيان كه مخارج حروف خاصى براى تلفظ آنها نداريم كادر نوشتن تا حدى دشواراست مگر از طريق سياق عبارت واشتقاق مانند نوشتن كلمات ( اسير) ( عصير) ( عسير) و ( اثير) يا ( هضم ) و (حزم ) يا (نذير) و (نظير) با (حارس ) (حارث ) و ماننداينها كه از زبان عربى به زبان فارسى راه يافته و برخى بيشتر معمول است و بعضى كمتر و به هر حال در متون يا در نوشته ها بكار برده مى شود. و نيز دشواريهاى ديگرى از طريق آميختن عربى به فارسى پديد آمده چنانكه حرف (به )اضافه كه در زبانهاى باستانى جدا نوشته مى شده است و در لهجه هاى قديم به صورت (پت ) بكار مى رفته و بعدها به صورت (به ) در آمده و بايداز كلمه بعد مخصوصا در جائى كه كلمه بعداسم علم يا خاص است جدا نوشته شود مانند: به مدرسه رفتم - به كتاب نزديك شدم - به احمد نامه نوشتم - به تقى گفتم - به تهران مى روم و ماننداينها در صورتى كه در زبان عربى (ب ) حرف جراست و به كلمه بعد مى چسبد و در زبان عربى اتصال آن به كلمه بعد معمول است مانند: بيده - بكتابه - و غيره - و يا نوشتن كلماتى كه از زبان عربى در فارسى معمول است مانند: حتى منتهى اعلى موسى عيسى اسمعيل زكوه صلوه و مانند اينها كه در مورداسمهاى خاص نمى توان تغييرى چندان داد ولى در مورد كلماتى مانند اسمهاى غير خاص و علم مى توان صورت مكتوب را به ملفوظ نزديك كرد به صورت : زكات - صلات اعلاء منتها انتها و حتى اسامى علم مانند: اسماعيل اسحاق و ماننداينها.

باقى ماندن (واو معدوله ) كه در قديم در لهجه بوده و به مرور زمان صورت قديم در تلفظ متروك شده اما صورت نگارشى آن بر جاى مانده است مانند: خوارزم خواف خواهر خواستن (خواستن - ميل كردن و طلب كردن ) كه با (خاستن و برخاستن - بلند شدن )از جهت تلفظ فعلا يكسان است . خويش (كه با خيش از جهت تلفظ همسان مى باشد) و ماننداينها... (كمك و كتك ) كه دو لغت مغولى است و صورت اصلى آن (كومك و كوتك ) مى باشد. يا نوشتن كلمات خارجى در زبان فارسى كه بايد با املاء فارسى نوشته شود و در سالها قبل به صورت معرب در آمده و به صورت خاصى نوشته مى شده است مانند:ايتاليا (كه چندى قبل به صورت :ايطاليا نوشته مى شد)اتريش (كه به صورت اطريش نوشته مى شده است ) و مانند اينها.

اين نوع دگرگونيها دراسامى عام نيز راه پيدا كرده مانند غلتيدن تپيدن توفان نفت و يا كلمات خارجى معمول در زبان فارسى مانند: بليت كه هنوز هم به صورت نادرست : غلطيدن ( غلطك ) طپيدن (طپانچه ) طوفان - نفط و بليط نوشته مى شود و نبايد به صورت اخيرالذكر نوشته شود و يا كلمه اتاق كه به صورت ( اطاق ) هم گاهگاهى نوشته مى شود و نادرست است . به هر حال دو گانگى در نوشتن اين كلمات از مشكلات املاء فارسى است و مشكلات ديگرى كه در مقالات آينده مطرح خواهد شد. انشاءالله؟

ادامه دارد
پاورقيها
١. فرهنگ فارسى دكتر محمد معين .

در قرآن مجيد در چند مورد به صورت[ امليت] يعنى : مهلت دادم آمده است . ر. ك : آيه ٣٢. سوره ١٣ - آيه ٤٤. سوره ٢٢ - آيه ١٨٣ سوره .

٢. لغتنامه دهخدا ج ١٢٧ ص ٢٠٣.

٣. دائره المعارف دكتر محمود مصاحب ج ١ص ٢٣٣ ٢٣٤.