اخلاق - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - ویژگی های ایمان و مؤمنین در قرآن و سنّت - زمانی اکرم
ارزانی حبیب رضا
چکیده
حجاب و پوشش از جمله مسایلی است که در کتاب مقدّس با معاني متعدّد و در قالبهای مختلفی مورد توجّه قرار گرفته است. در یک تقسیمبندی کلّی میتوان به دو نوع استفاده- مثبت و منفی- از حجاب در کتاب مقدّس اشاره نمود. هریک از این دو نوع استفاده، ممکن است به صورت حقیقی و یا مجازی باشد.
کاربرد مثبت به صورت حقیقی در پنج حوزه است، که عبارتند از: ١. پوشش موسی پس از ملاقات با خدا؛ ٢. پوشش نوعروسان؛ ٣. پوشش زنان در عبادت همگانی؛ ٤. پوشش مقدّس در معبد؛ ٥. پوشش جذامیان. کاربرد مثبت به صورت مجازی نیز در دو قالب پردهي سمبلیک و پوشش ایمان، است.
کاربرد منفی حجاب به صورت حقیقی در دو حوزه: ١. پوشش پیامبران زن دروغین؛ ٢. پوشش زنان فاحشه است. كاربرد منفي به صورت مجازی نيز شامل ذهن حجاب دار و کتاب مقدّس در پوشش، است.
در مقالهي پيشرو، در هر بخش موارد ياد شده را تبیین نموده و آیات کتاب مقدّس را نیز متذکّر خواهیم شد.
آنچه بهطور قطعی از پوشش و حجاب در کتاب مقدّس بر میآید این است که حجاب و پوشش براي زن، مسألهاي ضروري به حساب ميآمده و دليلي بر عفّت و پاكدامني او شمرده ميشده است. در حال حاضر نيز اگر مسيحيان و يهوديان كتاب مقدّس را به عنوان دليل و حجّت به حساب آورند و فرامين آن را غيز قابل نسخ بدانند، پايبندي به قانون حجاب از كتاب مقدّس قابل استخراج خواهد بود. البتّه عدّهاي از انديشمندان مسيحي و يهودي در صدد توجيه و تفسير اين مسأله برآمده و شرايط فرهنگي موجود در غرب را، حاكم بر قانون حجاب ميدانند.
واژههاي کلیدي
حجاب، پوشش، کتاب مقدّس، عهد جدید، عهد قدیم. كاربرد مثبت حجاب، كاربرد منفي حجاب.
كتاب مقدّس
پیش از پرداختن به موضوع حجاب و پوشش در کتاب مقدّس، شایسته است که دربارهي کتاب مقدّس و حجیت آن توضيح مختصري ارايه دهيم. پرداختن به مسألهی کتاب مقدّس در آغاز این بحث از آن جهت مهم است که اصلیترین منبع یهودیان (عهد عتیق) و مسیحیان (عهد عتیق و عهد جدید) است. لذا شايسته است مورد بررسی و ارزیابی قرارگرفته و کیفیّت استناد، اعتبارسنجی و حجیت آن بیان گردد.
به مجموعه نوشتههایی که مسیحیان آنها را مقدّس میشمرند، کتاب مقدّس ميگویند. مسیحیانِ عرب زبان به آن "الکتاب المقدّس" و انگلیسی زبانان آن را «هولی بایبل»[١] میخوانند. کتاب مقدّس دارای دو بخش"عهد عتیق یا عهد قدیم"[٢] و"عهد جدید"[٣] است.[٤] عهد عتیق، کتاب مقدّس یهودیان نیز محسوب میشود و دارای ٣٩ کتاب است.[٥] عهد جدید به مسیحیان اختصاص داشته و دارای ٢٧ کتاب است. مجموع کتابهای عهد قدیم و جدید، بر اساس یکی از نسخههای رایج، ٦٦ کتاب است که هریک توسط نویسندهای در طول زمانهای متمادی (حدود ١٥٠٠ سال)، قبل از میلاد و یا بعد از میلاد، به رشتهی تحریر در آمدهاند. نویسندهی برخی از این کتب اصلاً معلوم نیست و نگارندهی برخی دیگر از کتابها محتمل است. عدّهای از نویسندگان کتاب مقدّس نیز چند کتاب را نوشتهاند.
عهد عتیق از نظر موضوع به سه بخش تقسیم میشود:
١. بخش تاریخی عهد عتیق که مشتمل بر تورات هم هست؛
٢. حکمت، مناجات و شعر؛
٣. پیشگوییهای انبیا.[٦]
عهد جدید را نیز میتوان به چهار بخش تقسیم کرد:
١. اناجیل چهارگانه؛
٢. اعمال رسولان؛
٣. نامههای رسولان؛
٤. مکاشفه؛[٧]
بسیاری از اندیشمندان معاصر بر اعتبار کتاب مقدّس ایرادهای بسیاری وارد کردهاند،[٨] ولی غالب مسیحیان معتقدند که خداوند کتاب مقدّس را به وسیلهی مؤلّفانی بشری نوشته است. از این رو، آنان معتقدند که کتاب مقدّس یک مؤلّف الهی و یک مؤلّف بشری دارد. آنان معتقدند که خداوند به واسطهی روحالقدس این کتاب را پدید آورده است.[٩]
جان بیناس دربارهی کتاب مقدّس مسیحیان ميگوید:
«این نکته مسلّم است که عیسی، خود، تعالیم خود را تحریر ننمود، بلکه به شاگردان خود اعتماد فرموده و به آنها امر کرد که به اطراف جهان بروند و آنچه از او آموخته و در حافظهی خود به یاد دارند به دیگران تعلیم دهند. عموم مورّخین متفقاند که بعد از مرگ او بعضی از شاگردان وی آن کلمات و اقوال را به رشتهی تحریر در آوردند و بر آنها جابه جا یادداشتهایی تاریخی برای آن که فراموش نشود، اضافه کردند، و در نتیجه، یک سند بلکه یک سلسله اسناد در باب این دین به وجود آمده.»[١٠]
او در ادامه ميگوید:
«در سراسر اسناد و مآخذ عهد جدید یک تقسیمبندی نامرئی نیز جریان دارد؛ یعنی آنچه از خود عیسی است با آنچه راجع به اوست از هم تفکیک میشود. لیکن دانشمندان و محقّقان در تجزیه و تفکیک این دو مطلب یعنی آنچه شخص عیسای تاریخی را نشان داده و آنچه نشو و نمای تاریخ مسیحیّت عصر اوّل را ظاهر میسازد اتفاق کلمه ندارند و هریک برای خود تجزیه و تقسیمی قايل شدهاند.»[١١]
یکی از قدیمیترین و معروفترین نقدهای تورات و کتاب مقدّس را دانشمند و فیلسوف هلندی باروخ (بندیکت) اسپینوزا[١٢]در کتابی به نام "رسالهای در الاهیات و سیاست"به زبان لاتینی انجام داده است.[١٣]
اسپینوزا دربارهی کتاب مقدّس ميگوید:
مبانی و اصول شناخت کتب مقدّس منحصراً به تاریخ معتبری از این کتب بستگی دارد. پیشینیان از چنین تاریخی، علیرغم ضرورتش، غفلت ورزیدهاند، یا به هر تقدیر، آنچه آنان احتمالاً نوشته یا به ارث گذاشتهاند، به مرور زمان از بین رفته، و در نتیجه، زمینهی چنین تحقیقی تا حدّ زیادی از دست ما رفته است. اگر نسلهای بعدی خود را در محدودهی حقیقت منحصر کرده و آگاهانه امور اندکی را که به دست آورده یا کشف کرده بودند، بدون هیچ افزودهای از ناحیهی عقل خود، به ارث میگذاشتند، مشکلات آن قابل تحمّل بود. در واقع، تاریخ کتاب مقدّس آن قدر که غیر قابل اعتماد است، ناقص نیست. این مبانی نه تنها برای پایه و اساس قرار دادن به کلّی کافی نیستند، بلکه نادرستاند.[١٤]
اسپینوزا از این که غالب مؤمنین مسیحی و یهودی با حقیقت روبه رو نیستند، ابراز ناخرسندی میکند و همچنین از تعصّبات غیر عالمانه نسبت به کتاب مقدّس با نام دین، به شدّت احتراز میکند. او سپس در کتاب خود به نقد اسفار خمسه در کتاب مقدّس پرداخته و دلایل بسیاری بر عدم پذیرش و انتساب آن به موسی، ارایه میکند.[١٥]
مسلمانان بر این عقیدهاند که تورات و انجیل در زمان حضرت موسی ٧و حضرت عیسی ٧ به صورت وحی از جانب خداوند بر آنان عطا شده است.[١٦] ولی انجیل و تورات فعلی، اگرچه متضمّن حقایقی از انجیل و تورات حقیقی است، تمام انجیل و تورات واقعی در کتاب مقدّس موجود یافت نمیشود و اضافات و الحاقات بسیاری به آن افزوده شده و بخشهایی از آن حذف شده و دستخوش تغییر و تحریف واقع شده است.[١٧]
حجاب و پوشش
حجاب در کتاب مقدّس در معانی مختلفی بهکار رفته است. واژهای که برای حجاب در زبان یونانی استفاده میشود، واژهی «کَلوما»[١٨] و معادل آن در زبان عبری واژهی «مَسوه»[١٩] میباشد. كتاب مقدّس از حجاب با واژهي «وِيل» ياد كرده است.
«وِیل»[٢٠] در لغت انگلیسی نیز کاربردهای متفاوتی دارد که در زیر به برخی از آنها اشاره میشود:
١.به تکه پارچهای گویند که زنان به واسطهی آن صورت خود را میپوشانند.[٢١]
٢.توری که به کلاه زنان آویزان میشود.[٢٢]
٣.چیزی که مخفی میکند و میپوشاند.[٢٣]
٤.روسری راهبان.[٢٤]
٥.نذری که راهبان میکنند.[٢٥]
٦.پردهای که روی قارچ نرسیده را میپوشاند.[٢٦]
"وِیل" هم در معنای اسمی و هم در معنای فعلی بهکار رفته است.
"وِیل" در معنای اسمی، دارای معانی زیر است:
ردا و عبا،[٢٧] رنگ، رنگآمیزی کردن،[٢٨]پوشش،[٢٩] لباس، نمای خارجی،[٣٠]نمای دروغین،[٣١]نما،[٣٢] ظاهر، ماسک.
"وِیل» در معنای فعلی، دارای معانی زیر است:
در لفافه پیچیدن،[٣٣]ضمیمه کردن،[٣٤]پیچیدن،[٣٥]دور چیزی را گرفتن،[٣٦] گرفتار کردن و پیچیدن، نهادن، در زیر حجاب نگهداشتن،[٣٧] پنهان کردن.[٣٨]
واژگان مرتبط با کلمهی «ویل»، عبارتند از:
شنل زنانه، ردا، روى چيزى گستردن،[٣٩]پهن کردن،[٤٠]باپتو و يا جُل پوشاندن،[٤١] غشاء، مانع،[٤٢] استتار کردن،[٤٣] عبا،[٤٤] پوشانیدن،[٤٥] جامهي مبدّل پوشیدن،[٤٦] ماسک، نهفتن،[٤٧]مخفیکردن، جدار، پرده،[٤٨]پنهان کردن.[٤٩]
واژگان مخالف و متضاد با کلمهی «وِیل»، عبارتند از:
در معرض قرار دادن،[٥٠]بازگذاشتن،[٥١]بازکردن،[٥٢] آشکار کردن،[٥٣]برداشتن روپوش یا چادر،[٥٤] نقاب برداشتن،[٥٥]برهنه،[٥٦]نمایش دادن،[٥٧]در معرض دید همگان قرار دادن،[٥٨]حجاب برداشتن.[٥٩]
موارد استفادهی حجاب و پوشش در کتاب مقدّس
لباس و پوشش در کتاب مقدّس در قالبهای متنوّع بسیاری بهکار رفته است. برخی اوقات پوشش در کتاب مقدّس به عنوان نماد، نشان و به یاد آورندهی عبادت ذکر شده است، مانند منگولههای لباس که نشانگر تقدّس و نوعی تذکار عبادت است:
«خداوند به موسی فرمود به قوم اسرايیل بگو که برای حاشیهی لباسهای خود منگولههایی درست کنند. این حکمی است که باید نسل اندر نسل رعایت شود. منگولهها را با نخ آبی به حاشیهی لباس خود وصل نمایند. هدف از این قانون آن است که هر وقت منگولهها را ببینید، احکام خداوند را به یاد آورده، از آنها اطاعت کنید که در این صورت از من رو گردان نخواهید شد و خواستههای دل خود را به جا نخواهید آورد. این قانون به شما یادآوری خواهد کرد که برای خدای خود مقدّس باشید.»[٦٠]
لباس کاهنان و فرزندان هارون نیز لباس مشخص و متمایزی از دیگر لباسها محسوب میشود:
«آن گاه موسی، هارون و پسرانش را فرا خواند و ایشان را با آب غسل داد. پیراهن مخصوص کاهنی را به هارون پوشانید وکمربند را به کمرش بست. سپس ردا را بر تن او کرد و ایفود را به وسیلهی بندکمر آن بر او بست. بعد سینهي بند را بر او بست. و اوریم و تُمیم را در آن گذاشت، و چنان که خداوند فرموده بود، عمامه را بر سر هارون نهاد و نیم تاج مقدّس را که از طلا بود جلو عمامه نصب کرد.»[٦١]
حجاب و پوشش، علاوه بر لباس و کاربردهای مختلفی که در کتاب مقدّس دارد، هم به شکل مثبت و هم به شکل منفی بهکار رفته است. در ادامه به استفادهي مثبت و منفی حجاب در کتاب مقدّس اشاره میکنیم.
موارد استفادهي مثبت حقيقي:
١- پوشش موسی پس از ملاقات با خدا؛ ٢- پوشش نوعروسان؛ ٣- پوشش زنان در عبادت همگانی؛ ٤- پوشش مقدّس در معبد؛ ٥- پوشش جذامیان.
استفادهي مثبت مجازی:
١- پردهي سمبلیک؛ ٢- پوشش ایمان.
استفادهي منفی حقيقي:
١- پوشش پیامبران زن دروغین؛٢- پوشش زنان فاحشه.
موارد استفادهي منفي مجازي:
١- ذهن حجابدار؛ ٢-کتاب مقدّس در پوشش.
حال، به توضیح و تبیین هریک از بخشها پرداخته و آیات کتاب مقدّس را در اينباره بیان میکنیم.
استفادهي مثبت
منظور از استفادهی مثبت، مواردی است که حجاب برای هدفی ارزش محور در کتاب مقدّس بهکار رفته است. این استفاده ممکن است به یکی از دو صورت حقیقی و مجازی باشد.
الف) استفادهي حقیقی
استفادهی حقیقی، بهره برداری از حجاب به شکل واقعی و به دور از استعارات، کنایات و مجاز میباشد. پنج نوع بهرهبرداری حقیقی از حجاب در کتاب مقدّس وجود دارد، که به بیان آنها خواهیم پرداخت.
١.پوشش موسی پس از ملاقات با خدا:
"وِیل" در برخی موارد در کتاب مقدّس به صورت پوششی برای امری الهی و مقدّس بهکار رفته است. به عنوان مثال، در داستان بازگشت موسی از کوه، و درخشش بیحدّ صورت موسی، این مسأله به خوبی مشهود است:
"وقتی موسی با دو لوح سنگی از کوه سینا فرود آمد، چهرهاش بر اثر گفتگو با خدا میدرخشید، ولی خود موسی از این درخشش خبر نداشت. هارون و قوم اسرايیل وقتی موسی را با آن صورت نورانی دیدند، ترسیدند به او نزدیک شوند. ولی موسی ایشان را به نزد خود خواند. آن وقت هارون و بزرگان قوم نزد او آمدند و موسی با ایشان سخن گفت. پس تمام مردم پیش او آمدند و موسی دستوراتی را که خداوند در بالای کوه به او داده بود، به ایشان باز گفت. موسی پس از آنکه سخنانش تمام شد، نقابی بر صورت خود کشید. هر وقت موسی به خیمهی عبادت میرفت تا با خداوند گفتگو کند، نقاب را از صورتش برمیداشت. وقتی از خیمه بیرون میآمد، هر چه از خداوند شنیده بود برای قوم بازگو میکرد و مردم صورت او را که میدرخشید، میدیدند. سپس او نقاب را دوباره به صورت خود میکشید و نقاب بر صورت او بود تا وقتی که باز برای گفتگو با خداوند به خیمهی عبادت داخل میشد."[٦٢]
٢.پوشش نوعروسان:
" دی، اف. پی"،[٦٣] از نویسندگان دایرةالمعارف انجیل، در مقالهی خود با عنوان "واژهی فِیس"[٦٤] مینویسد: «عفّت، حیا و پاکدامنی زنان، پوشش و حجاب را طلب میکند، آن چنان که در داستان ربکا در عهد عتیق به وضوح مشهود است.»[٦٥]
مورد دیگر استفادهی "ویل"، برای قبل از عروسی است که عروس، خود را در پوشش مستور میکند تا هنگام عروسی او فرا رسد، یا به نوعی خود را از معرض دید بیگانه و نامحرم دور نگاه میدارد. این مخفی کردن و در پوشش رفتن، هم دلالت بر احترام و تکریم داشت و هم عفّت و پاک دامنی زن را نشان میداد:
«ربکا با دیدن اسحاق به شتاب از شتر پیاده شد و از خادم خود پرسید: آن مردی که از صحرا به استقبال ما میآید کیست؟ وی پاسخ داد: اسحاق، پسر سرور من است. با شنیدن این سخن، ربکا با روبند خود صورتش را پوشانید. آنگاه خادم تمام داستان سفر خود را برای اسحاق شرح داد. اسحاق ربکا را به داخل خیمهي مادر خود درآورد و او را به زنی گرفت، به او دل بست و از غم مرگ مادرش تسلّی یافت.»[٦٦]
«تو چه زیبایی، ای محبوبهي من! چشمانت از پشت روبند به زیبایی و لطافت کبوتران است.»[٦٧]
«لبانت سرخ و دهانت زیباست.گونههایت از پشت روبند همانند دو نیمهي انار است.»[٦٨]
«گونههایت از پشت روبند تو همانند دو نیمهی انار است.»[٦٩]
در عبارت فوق ممکن است عفّت و حیا نیز از معانی آیات مذکور استنباط شود، ولی آنچه مربوط به بحث میشود این است که در این آیات به صراحت به حجاب و پوشش اشاره گردیده است.
٣.پوشش زنان در عبادت همگانی:
در عهد جدید، پولس رسول بهترین پوشش زنان به هنگام عبادت را پوشش سر میداند و معتقد است که با رعایت پوشش سر در عبادت عمومی، عبادت به شکل صحیح صورت میپذیرد. از این رو، آن را الزامی میشمرد:
"برادران عزیز! بسیار شادم از اینکه هرچه به شما آموختم، به یاد دارید و به آنها عمل میکنید، امّا میخواهم این موضوع را نیز یادآور شوم که هر زن باید از شوهر خود اطاعت کند و شوهر نیز از مسیح، همانطور که مسیح هم از خدا اطاعت میکند. بههمین دلیل، اگر در جلسهای مردی با سر پوشیده، دعا یا عبادت کند، به مسیح بیاحترامی کرده است؛ زیرا این پوشش یا کلاه نشانهی اطاعت از انسانهاست. همچنین اگر زنی در جلسهای با سر برهنه دعا یا عبادت کند به شوهرش بیاحترامی کرده است؛ زیرا زن با پوشاندن سر خود اطاعت خود از شوهرش را نشان میدهد. اگر زن نمیخواهد سر خود را بپوشاند باید موی سرش را بتراشد و اگر از این عمل خجالت میکشد، پس باید سر خود را بپوشاند. امّا مرد نباید به هنگام عبادت، سر خود را بپوشاند و یا کلاهی بر سر داشته باشد.
مرد، جلال و شکوه خداست و به شکل او آفریده شده. زن نیز جلال و شکوه مرد میباشد. نخستین مرد از زن بهوجود نیامد، بلکه اوّلین زن از مرد به وجودآمد. در ضمن، نخستین مرد که آدم بود برای حوّا آفریده نشد، بلکه حوّا برای آدم آفریده شد. پس زن باید سر خود را بپوشاند تا نشان دهد که مطیع شوهرش میباشد. این واقعیتی است که حتّی فرشتگان به آن توجّه دارند و به سبب آن شادند."[٧٠]
آنچه از آیات فوق به وضوح بر میآید این است که پوشاندن سر زن به هنگام عبادت، مسألهای قطعی و مبرهن است و آن قدر این آیات وضوح دارد که اگر هیچ آیهی دیگری در کتاب مقدّس در رابطه با حجاب و پوشش زنان نداشتیم، همین آیات صراحتاً مسأله را بیان مینمود و ما را از دیگر آیات مستغنی میکرد.
نکتهی دیگر اینکه حتّی با کمی دقّت در آیات میتوان مسألهی پوشش سر زنان در مجامع عمومی و نه تنها هنگام عبادت را نیز از آیات برداشت نمود.[٧١]
برخی از محقّقان بر این باورند که پوشش سر زنان، سنّتی رایج در زمان پولس و در آن فضای فرهنگی بوده است و آنچه از آیات بر میآید، تنها عفّت و پاکدامنی زنان است.[٧٢] اينان برای اثبات مدّعای خود به آیهی اوّل قرنتیان (١١:١٥) استناد میکنند، میگویند همانگونه که در عصر پولس بلند گذاشتن موی سر برای مرد، عیب و ننگ تلقّی میشده است، درصورتیکه در عصر ما هیچ عیب و ننگی محسوب نمیشود، بنابراین، پوشاندن سر زن هم در آن عصر سنّت بود و زنان رعایت میکردهاند، ولی در عصر ما عمل به این سنّت هیچ الزامی ندارد و کتاب مقدّس هم در صدد بیان آن نیست. امّا آیات پسینی در رد نظر این دسته از مفسّران، شاهد خوبی است:
«امّا به یاد داشته باشید که در طرح الهی، زن و مرد به یکدیگر احتیاج دارند؛ زیرا با اینکه اوّلین زن از مرد بهوجود آمد، ولی از آن پس تمام مردها از زن به وجود آمدهاند. امّا به هر حال، مرد و زن، هر دو، از خالق خود، خدا میباشند. حال، نظر خودتان در این باره چیست؟ آیا درست است که یک زن در یک جمع بدون پوشش سر دعا کند؟ آیا خود غریزه و طبیعت به ما نمیآموزدکه سر زن باید پوشیده باشد؛ زیرا زنها به موی بلند خود افتخار میکنند، چون مو به عنوان پوشش به ایشان داده شده است. در حالی که موی بلند برای مردها عیب است. امّا اگر کسی بخواهد در این باره بحث و مجادله کند، تنها چیزی که میتوانم به او بگویم این است که ما همیشه این را تعلیم داده[ايم] که زن به هنگام دعا یا عبادت باید سر خود را بپوشاند. تمام کلیساها نیز در این امر توافق دارند.»[٧٣]
جملهي آخر پولس نیز دلیل دیگری بر این مدّعاست که مسأله، مسألهی سلیقه یا نظر شخصی پولس نیست، بلکه مسألهای اتفاقی است كه مورد اتفاق همه است و حتّی اگر عدّهای قايل باشند که پولس بدعتهای زیادی را در مسیحیّت ایجاد کرده است و ممکن است پوشش سر هم یکی از آن بدعتها باشد، پذیرفته نیست؛ زیرا پولس به صراحت میگوید که این مسألهای است که تمام کلیساها و دیدگاههای مختلف مسیحی بر آن، اتفاق نظر دارند.
٤.پوشش مقدّس در معبد:
حجاب یا پوشش در کتاب مقدّس،گاهی به عنوان تصویر و نمادی مقدّس در کنیسه یا معبد آمده است. در آن جا که قرار است صندوق عهد مصون و محفوظ بماند، از پوششی استفاده میشود:
«در داخل خیمه، یک پرده از کتان لطیف ریز بافت و نخهای آبی، ارغوانی و قرمز درست کن و نقش فرشتگان را به دقّت بر روی آن گلدوزی نما. چهار ستون از چهار اقاقیا با روکش طلا که چهار قلاب طلا هم داشته باشد برپا کن. ستونها باید در چهار پایهی نقرهای قرار گیرند. پرده را به قلابها آویزان کن. این پرده باید بین قدس و قدس الاقداس آویزان شود تا آن دو را از هم جدا کند. صندوق عهد را که دو لوح سنگی در آن است در پشت این پرده قرار بده.
صندوق عهد را به پا تخت رحمت که در زیر آن قرار دارد در قدس الاقداس بگذار. میز و چراغدان را در مقابل هم بیرون پرده قرار بده، بهطوری که چراغدان در سمت جنوبی و میز در سمت شمالی قدس باشد.
یک پردهی دیگر برای در عبادتگاه از کتان لطیف ریزبافت که با نخهای آبی، ارغوانی و قرمزگلدوزی شده باشد، تهیّه کن. برای این پرده، پنج ستون از چوب اقاقیا با روکش طلا درست کن. قلابهایشان نیز از طلا باشد. برای آنها پنج پایهی مفرغی هم بساز.»[٧٤]
«پردهی قدس الاقداس ازکتان نازک به رنگهای آبی، ارغوانی و قرمز تهیّه شده و با نقش فرشتگان تزیین شده بود.»[٧٥]
از آن جا که این پرده جایگاهی ویژه دارد، تنها کاهنان و فقط در روز کفّاره میتوانند پرده را کنار زده و به پشت آن روند:
«پس از آن که دو پسر هارون به علّت سوزاندن بخور برآتش غیر مجاز در حضور خداوند مُردند، خداوند به موسی فرمود: به برادرت هارون بگو که غیر از موعد مقرّر، در وقت دیگری به قدس الاقداس که پشت پرده است و صندوق عهد و تخت رحمت در آن قرار دارند داخل نشود، مبادا بمیرد؛ چون من در ابر بالای تخت رحمت حضور دارم.»[٧٦]
«امّا به قسمت دوم فقط کاهن اعظم میتواند وارد شود، آن هم فقط سالی یکبار! او همراه خود مقداری خون قربانی به داخل میبرد و بر تخت رحمت میپاشد، تا گناهان خود و گناهان قوم اسراییل را کفّاره کند.»[٧٧]
٥.پوشش جذامیان:
نوع لباس و پوشش، مسايل بسیاری را مشخّص میکند. از این رو، در کتاب مقدّس نیز در شکلها و قالبهای متعدّد و متنوّعی به کار رفته است. به عنوان مثال، به جذامیان امر شده است تا لباس پاره پوشند و بگذارند موهایشان ژولیده بماند و قسمت پایین صورت خود را پوشیده نگه دارند و فریاد بزنند: جذامی! جذامی! تا از دیگر مردمان شناخته شوند و به راحتی قابل تشخیص باشند:
«وقتی معلوم شود کسی جذامی است، او باید لباس پاره بپوشد و بگذارد موهایش ژولیده بماند و قسمت پایین صورت خود را پوشانیده، در حین حرکت فریاد بزند: جذامی! جذامی! تا زمانی که مرض باقی باشد، او شرعاً نجس است و باید بیرون از اردوگاه، تنها به سر برد.»[٧٨]
ب) استفادهي مجازی
استفادهي مجازی مثبت از پوشش و حجاب نیز در عهدین وجود دارد. برخی اوقات از لباس و پوشش در برخی از داستانهای انجیل از زبان عیسی نیز استفاده شده است.
عیسی مسیح برای تشریح ملکوت خداوند، حکایتی را بیان میفرماید. او داستانی را نقل میکند که پادشاهی، مردم را برای عروسی پسرش دعوت کرد و همه با لباس آماده آمده بودند جز یک نفرکه او لباس آماده نداشت. پس پادشاه دستور داد او را از مجلس بیرون اندازند:
«ولی وقتی پادشاه وارد شد تا به مهمانان خوش آمد گوید، متوجّه شد یکی از آنان لباس مخصوص عروسی را که برایش آماده کرده بودند، به تن ندارد. پادشاه از او پرسید: رفیق! چرا بدون لباس عروسی به اینجا آمدی؟ ولی او جوابی نداشت بدهد. پس پادشاه دستور داد: دست و پایش را ببندید و بیرون در تاریکی رهایش کنید تا در آنجا گریه و زاری کند.»[٧٩]
١. پردهي سمبلیک:
در عهد جدید به پرده و پوشش معبد، نگاهی سمبلیک شده است؛ چراکه براساس نقل اناجیل، به هنگام تصلیب عیسی مسیح، پردهی مقدّس معبد پاره شد و این بدان معناست که عیسی با مرگ خویش، عهد جدیدی را پایهگذاری کرد. در فضای عهد جدید و اناجیل، آنچه حايز اهمیّت است، وجود مسیح و مرگ او بر روی صلیب است. از اینرو، با اعتقاد به مسیح، دیگر آن قوانین و شریعت نسخ میشود و سنّت جدید که همان ایمان خالص به مسیح است، جایگزین شریعت یهود میگردد:
«در آن لحظه ناگهان پردهی خانهی خدا که در مقابل مقدّسترین جایگاه قرار داشت، از سر تا پا دو پاره شد و چنان زمین لرزهای رخ داد که سنگها شکافته و قبرها باز شدند.»[٨٠]
«در این هنگام پردهی خانهی خدا از سر تا پا شکافت.»[٨١]
«و نور خورشید از تابیدن باز ایستاد. آنگاه پردهی ضخیمی که در جایگاه مقدّس خانهی خدا آویزان بود، از وسط دو تکه شد.»[٨٢]
«امید کاملی که ما به نجات کامل خود داریم، برای جان ما همچون لنگری است نیرومند که به هنگام طوفانها ما را ثابت و استوار نگاه میدارد. همین امید است که رابطهی ما را با خدا حفظ میکند، یعنی با او که در آسمان، در آن سوی پردهی "مقدّسترین" جایگاه میباشد.»[٨٣]
«بنابراین، ای برادران عزیز، اکنون میتوانیم به سبب خون عیسی، مستقیم وارد مقدّسترین جایگاه شده، به حضور خدا برویم؛ زیرا زمانی که بدن مسیح بر روی صلیب پاره شد، در واقع، پردهی مقدّسترین جایگاه خانهی خدا نیز پاره شد؛ و به این ترتیب، او راهی تازه و حیات بخش برای ما گشود تا ما را به حضور مقدّس خدا برساند.»[٨٤]
٢. پوشش ایمان:
نقاب ایمان، نقابی است که بر اساس نوشتهی پولس، مسیحیان بر صورت خود میزنند تا بتوانند عزّت و جلال خدا را که در قالب ایمان به مسیح یافتهاند، به دیگران نیز منتقل کنند. از این رو، آنان معتقدند که نباید مانند موسی- که نقابی به صورت زد تا قوم اسرايیل، محو شدنِ جلال از صورتش را نبینند- عمل کنند، بلکه آنان نقاب به چهره نمیزنند تا جلال خدا را منعکس کنند:
«امّا ما مسیحیان نقابی بر صورت خود نداریم و همچون آیینهای روشن و شفّاف، جلال خداوند را منعکس میکنیم؛ و در اثر کاری که خداوند، یعنی روحالقدس، در وجودمان انجام میدهد، با جلالی روز افزون، به تدریج شبیه او میشویم.»[٨٥]
٢. استفادهي منفی
اشارهی ضمنی انجیل دربارهي "وِیل" یا "کِرتِین"، چیزی است که چیز دیگر را میپوشاند و معمولاً چیزی مقدّس را و البته بعضی اوقات چیزی را که شرمآور است.
خاستگاه اصلی و اوّلیهی "وِیل"به شکل قدیمی به پوشش زنان در دورانهای قبل و تمدّنهای گذشته باز میگردد که زنان به صورتهای پوشیده، آمد و شد میکردند. البته برخی از متون و عبارات، در بردارندهی استفادهی ناشایستی از "ویل"، است،که به برخی از آنها اشاره میشود.
الف) استفادهي حقیقی
١. پوشش پیامبران زن دروغین:
«و پیامبران دروغین زن که حجاب در برداشتند، امّا به عنوان بخشی از نشانها و علایم جادویی خود از آن استفاده میکردند.»
«حال، ای انسان خاکی، کلام مرا به ضدّ زنانی که افکار خود را به جای پیام من بیان میکنند، اعلام نما. خداوند فرمود که به ایشان چنین بگویم: وای بر شما که قوم مرا گمراه میکنید و به بازوهایشان طلسم و جادو میبندید و دستار افسون به آنها میفروشید تا بتوانند اختیار زندگی دیگران را بهدست گیرند. آیا میخواهید اختیار مرگ و زندگی قوم مرا در دست داشته باشید تا جیبتان را پرکنید؟ برای مشتی جو و چند لقمه نان، قومم را از من دور میسازید، کسانی را که باید زنده بمانند، به کشتن میدهید و آنانی را که نباید زنده بمانند زنده نگه میدارید. به این ترتیب، به قوم من دروغ میگویید و آنها نیز باور میکنند. از اینرو، من به ضدّ سحر و جادوی شما هستم که با آنها زندگی افراد قوم مرا طلسم کردهاید و مانند پرندهای به دام انداختهاید، طلسمهای شما را باطل کرده، دعاهایتان را بیاثرخواهم ساخت و قوم خود را از دام شما رهایی خواهم داد. دستارهای افسون را خواهم درید و قومم را از چنگ شما نجات خواهم بخشید. ایشان دیگر در دام شما نخواهند بود، تا بدانیدکه من خداوند هستم.»[٨٦]
همانگونه که از آیات بر میآید، کیفیّت استفادهي پیامبران زن دروغین از حجاب و پوشش نیز، نوعی خاص بوده و با حجاب متعارف زنان با ایمان و پاکدامن متفاوت بوده است.
٢. پوشش زنان فاحشه:
«تامار لباس بیوگی خود را از تن درآورد و برای این که شناخته نشود چادری بر سر انداخته، دم دروازهی عینایم سر راه تمنه نشست؛ زیرا او دید که هر چند شیله بزرگ شده، ولی او را به عقد وی در نیاوردهاند.»[٨٧]
«پس از این واقعه، تامار بازگشت و دوباره لباس بیوگی خود را پوشید.»[٨٨]
یهودا پسر یعقوب پیامبر است. یهودا با دختر مردی کنعانی به نام شوعا ازدواج نمود و از او صاحب پسری به نام عیر شد.[٨٩] وقتی عیر، پسر ارشد یهودا بزرگ شد، پدرش دختری به نام تامار را برای او به زنی گرفت.[٩٠]
در یهود رسم بود که اگر شوهر زنی میمرد، برادر شوهر به عقد وی درآید.[٩١] از آن جا که عیر، همسر تامار به خاطر شرارت مُرد، پس یهودا فرزند دوم خود یعنی اونان را به عقد تاماردرآورد. پس از چندی اونان هم مُرد.[٩٢] یهودا پسر دیگری به نام شیله داشت و بر اساس سنُت باید او همسر تامار میشد. ولی به جهت خردی سن او یهودا از تامار خواست که به خانهی پدر خود برود. پس تامار به منزل پدر خود رفت و پس از چندی همسر یهودا نیز مُرد و روزهای سوگواری سپری شد. پس یهودا به همراه دوستش به تمنه - که محل زندگی عروس یهودا یعنی تامار بود - رفت.[٩٣] یهودا در ابتدای دروازهی شهر تمنه زنی را میبیند که روی خود را پوشانده است و اینگونه میپندارد که او زن بدکارهای است، درحالیکه او عروسش تامار بود.[٩٤] پس به او پیشنهاد هم بستری میدهد و تامار از او مبلغی در عوض همبستری طلب میکند و یهودا به او قول بزغالهای از گلهاش را میدهد. پس تامار برای اطمینان، مهر و عصای یهودا را میگیرد و سپس یهودا با تامارهم بستر میشود، و در نتیجه، تامار از پدر شوهرش باردار میشود.[٩٥]
این داستان، نقل مستقیم عهد عتیق و آن هم سفر پیدایش است، ولی چند نکته در این نقل وجود دارد که قابل تأمل است:
١. یهودا فرزند یعقوب پیامبر، پسری است که میتواند بدون تکیه به پدر بر خود تکیه کند. از اینروست که او پدر را ترک کرده و خود، به تنهایی، به شهری دیگر به نام عدولام میرود و برای خود تشکیل زندگی میدهد.[٩٦] از دیگر سو، او مردی باهوش است؛ زیرا وقتی دید دو فرزندش با تامار عروسی کردند و هر دو مردند، ترسید که شاید فرزند سوم او شیله نیز به دام مرگ گرفتار آید. پس بهانه آورد که فرزند سوم من کوچک است و تامار، عروسش را راهی خانهی پدر کرد و به هنگام بزرگتر شدن شیله نیز حرفی از ازدواج او با تامار به میان نیاورد.[٩٧]
نکتهي قابل تأمّل این جاست که مردی با این درایت، چگونه عروس خود را میبیند و نمیشناسد، و نه تنها او را میبیند، بلکه با او صحبت میکند، ولی باز او را نمیشناسد، و نه تنها با او صحبت میکند که با او همبستر میشود و باز او را نمیشناسد، و عجیب این که از این هم بستری فرزندی هم حاصل میشود که نشانگر ارتباط جنسی تنگاتنگی میان آن دو است، و عجیبتر این که باز هم عروس خود را نمیشناسد.
٢. نکتهي دوم اینکه مُهر و عصای هر فرد از شاخصههای ویژهي اوست و هرکس برای حفظ آبروی خود تنها آنها را نزد خود نگه میدارد و یا اگر به شخصی خیلی اعتماد داشته باشد و بخواهد او را به عنوان نمایندهی خود نزد کسی بفرستد از مُهر وعصای خود به عنوان نشان و علامت استفاده میکند. حال، چگونه ممکن است یهودا فرزند یعقوب پیامبر به سادگی با زن بدکارهای همبستر شود و بعد هم مدرک جُرمی به این آشکاری از خود به جای گذارد.[٩٨]
٣. از آنجا که زنا در شریعت یعقوب نیز از گناهان کبیره بوده و نهی مستقیم شده است، تا آنجا که جزای آن سوزاندن در آتش است،[٩٩]چگونه ممکن است شخصی چون یهودا به سادگی زنا کند و بیپروا آن را با دوستش حیرهی عدولامی در میان گذارد و از او بخواهد که بزغاله را ببرد و مهر و عصا را بازستاند.[١٠٠] در صورتی که غالباً عمل شنیعی چون زنا که جزایی چون سوختن در آتش در انتظار آن است، باید حداقل مخفیانه انجام شود تا کسی از آن مطلع نگردد.
٤. با توجّه به آنچه گذشت، اگر صحت داستان را هم بپذیریم، نمیتوانیم قایل به این مسأله شویم که "ویل"، برای زنان فاحشه نیز مورد استفاده قرار میگرفته است، بلکه میتوانیم بگوییم که آن پوششی که زنان بدکاره استفاده میکردند، کاملاً با پوشش مصطلح میان زنان مؤمن و پاکدامن، متفاوت بوده است،[١٠١] بهگونهای که زنان بدکاره آنچنان خود را میپوشاندهاند که اصلاً شناسایی آنان امکانپذیر نبوده است و پوششی جدا از پوشش متعارف بوده است.[١٠٢]
ب) استفادهي مجازی
١.ذهن حجابدار:
ذهنی که از پذیرش حقّ و درک آن عاجز باشد. این ذهن، به تعبیر پولس، در حجاب است:
«پس چون میدانیم که این جلال نوین هیچگاه از میان نخواهد رفت، پیغام انجیل را با نهایت دلیری و اطمینان موعظه میکنیم؛ و نه همچون موسی، که نقابی به صورت خود زد تا قوم اسراییل محو شدن جلال را از صورتش نبینند.
امّا نه فقط صورت موسی پوشیده بود، بلکه درک و فهم قوم او نیز زیر نقاب بود؛ و حتّی امروز نیز که یهودیان کتاب آسمانی تورات را میخوانند، گویی بر قلب و فکرشان نقابی قرار دارد، و به همین علّت، نمیتوانند به معنی واقعی تورات پی ببرند. این نقاب که مانع فهمیدن است، فقط با ایمان آوردن به مسیح برداشته میشود. بلی، حتّی امروز نیز وقتی یهودیان نوشتههای موسی را میخوانند، آن را درک نمیکنند، و تصوّر میکنند که راه نجات، همانا اطاعت از شریعت موسی است.
امّا هرگاه کسی از گناهان خود توبه کند و به سوی خداوند باز گردد، آن گاه آن نقاب از چشمانش برداشته میشود.»[١٠٣]
٢.کتاب مقدّس در پوشش:
برخی اوقات کتاب مقدّس در حجاب و پوشش قرار میگیرد و آن زمانی است که شیطان، چشمان افراد بیایمان را میبندد تا از درک عظمت و جلال پروردگار عاجز شوند:
«امّا اگر پیغام نجاتی که اعلام میکنیم، مبهم است و درک آن دشوار می باشد، فقط برای آنانی چنین است که به سوی هلاکت میروند. شیطان که حاکم این دنیای پر از گناه است، چشمان این اشخاص بیایمان را بسته است تا نتوانند نور پر جلال انجیل را ببینند و معنی پیغام ما را دربارهی جلال مسیح که چهرهی قابل رؤیت خدای نادیده است، درک کنند.»[١٠٤]
منابع
الف) فارسی:
١. توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، چاپ پنجم، تهران: سازمان مطالعه و تدوینکتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، ١٣٨١ش.
٢. ژیلسون، اتین، مبانی فلسفه مسیحیّت، ترجمه: محمّدرضایی، محمّد، و دیگران، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزهي علمیّهي قم، ١٣٧٥. ش.
٣. دهخدا، علی اکبر، لغتنامه، چاپ دوازدهم، تهران: انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ١٣٧٧. ش.
٤. سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، درآمدی بر الهیات تطبیقی اسلام و مسیحیّت، قم: انتشارات مؤسّسهي فرهنگی طه، ١٣٨٢. ش.
٥. قرآن کریم، ترجمه: الهی قمشهای، مهدي.
٦. کتاب مقدّس، ترجمه: انجمن بینالمللی انجیل، ٢٠٠٠م.
٧. میشل، توماس، کلام مسیحی، ترجمه: توفیقی، حسین، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ١٣٧٧. ش.
٨. ناس، جان، تاریخ جامع ادیان، ترجمه: حکمت، علی اصغر، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ١٣٧٥ش.
٩. ویور، مری جو، درآمدی به مسیحیّت، ترجمه: قنبری، حسن، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب،١٣٨١. ش.
ب) انگلیسی:
١. Carson, Thomas and others,٢٠٠٣، New Catholic Encyclopedia, New York: New American Library.
٢. Edinburgh١٩٢١، Encyclopedia of Religion and Ethics, New York: Doubleday.
٣. Eliade, Mircea١٩٨٧، The Encyclopedia of Religion, New York: Macmillan Publishing Company.
٤. Group of Scholars١٩٩٢،The New Bible Dictionary, Wheaton, Illinois: Tyndale House Publishers.
Yves, Locoste, Jean.٢٠٠٥ ، Christian Theology, New York: Rutledge.[١]-Holy Bible.
[٢]-Old Testament.
[٣]-New Testament.
[٤]- علّت اين نامگذارى آن است كه مسيحيان معتقدند خدا با انسان دو پيمان بسته است: يكى «پيمان كهن»، به وسيلهي پيامبران پيش از عيسى مسيح. در اين پيمان، مرتبهاى از نجات از طريق وعد، و عيد، قانون و شريعت بهدست مىآيد. ديگرى «پيمان نو»، توسّط خداى متجلّى، يعنى عيسى مسيح. در پيمان نو نجات از طريق محبّت حاصل مىشود. به اين معنا كه طبق اعتقاد آنان، خداىِ پسر به شكل انسان مجسّم مىشود، گناهان بشر را برخود مىگيرد و با تحمّل رنج صليب، كفّارهي گناهان مىشود.
تا آنجا كه تاريخ نشان مىدهد، اين عقيده، با وجود دورى آن از عقل و منطق، زيربناى مسيحيّت بوده است. در انجيل يوحنّا چنين مىخوانيم: "زيرا خداوند جهان را اين قدر محبّت نمودكه پسر يگانهي خود را داد تا هركه به او ايمان آورد هلاك نگردد، بلكه حيات جاودانى يابد. زيرا خدا پسر خود را در جهان نفرستاد تا بر جهان داورى كند، بلكه تا به وسيلهي او جهان نجات يابد." [يوحنّا ٣: ١٦].
آن قسمت از كتاب مقدّس كه دربارهي پيمان كهن سخن مىگويد عهد عتيق، و آن قسمت كه دربارهي پيمان نو سخن مىگويد عهد جديد ناميده مىشود.
در حقيقت، عهد عتيق كتاب آسمانى يهوديان است كه مسيحيان براى آن احترام قايل شده، آن را در آغاز كتاب خود قرار دادهاند. [ر.ک: میشل توماس، کلام مسیحی، ص ٢٣].
[٥]- عهد عتیق در گذشته دارای ٤٦ کتاب بوده که در کتب مقدّس فعلی برخی از این کتابها با یکدیگر ادغام شدهاند. [همان].
[٦]- توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ص ٨٤.
[٧]- همان، ص ١٢٩.
[٨]- همان، ص١٣٦.
[٩]- ر.ک: میشل توماس، کلام مسیحی، ص ٢٦.
[١٠]- بی. ناس، جان، تاریخ جامع ادیان، ص ٣٨٣.
[١١]- همان.
[١٢]-Baruch (Benedict) Spinoza (١٦٣٢-١٦٧٧).
[١٣]- آشنایی با ادیان بزرگ، ص ٨٢.
[١٤]- اسپینوزا، باروخ، «مصنّف واقعی اسفار پنجگانه، ترجمه: آل بویه، علیرضا، هفت آسمان، شمارهي اوّل، سال اوّل، بهار ١٣٧٨ش.
[١٥]- ر.ک: همان و سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، کتاب مقدّس، آشنایی با ادیان ٣، نگاه نو.
[١٦]- ر.ک: آل عمران/ ٣، مریم/٣٠، حدید/ ٢٧.
[١٧]- ر.ک: بقره/ ٧٥، آل عمران/ ٤، آل عمران/ ٧٨، مائده/ ١٣.
[١٨]-Kalumma.
[١٩]-Masveh.
[٢٠]-Veil.
[٢١]-Length of cloth worn by women as a face covering.
[٢٢]-Netting attached to a woman's hat.
[٢٣]-Something which hides or conceals.
[٢٤]-Nun's headdress.
[٢٥]-Vow's of a nun.
[٢٦]-Membrane which covers an immature mushroom.
[٢٧]-Cloak.
[٢٨]-Coloring.
[٢٩]-Cover.
[٣٠]-Façade.
[٣١]-False front.
[٣٢]-Front.
[٣٣]-Unfold.
[٣٤]-Enclose.
[٣٥]-Enshroud.
[٣٦]- Envelop.
[٣٧]-Shroud.
[٣٨]-Wrap.
[٣٩]-Overspread.
[٤٠]-Spread (over).
[٤١]-Blanket.
[٤٢]-Curtain.
[٤٣]-Camouflage.
[٤٤]-Cloak.
[٤٥]-Cover (up).
[٤٦]-Disguise.
[٤٧]-Conceal.
[٤٨]-Screen.
[٤٩]-Secrete.
[٥٠]-Exhibit.
[٥١]-Lay (open).
[٥٢]-Open up.
[٥٣]-Reveal.
[٥٤]-Uncover.
[٥٥]-Unmask.
[٥٦]-Bare.
[٥٧]-Expose.
[٥٨]-Show.
[٥٩]-Unveil.
[٦٠]- اعداد، ١٥: ٣٧-٤٠.
[٦١]- لاویان، ٨ :٦- ٩.
[٦٢]- خروج، ٣٤ : ٢٩ – ٣٥.
[٦٣]-D.F.P.
[٦٤]-Face.
[٦٥]-See The New Bible Dictionary, (Wheaton, Illinois: Tyndale House Publishers, Inc.) ١٩٦٢:٧٦٨.
[٦٦]- پیدایش، ٢٤: ٦٤ – ٦٧.
[٦٧]- غزل غزلهای سلیمان، ٤: ١.
[٦٨]- همان،٤: ٣.
[٦٩]- همان،٦: ٧.
[٧٠]- اوّل قرنتیان، ١١: ٢- ١.
[٧١]- ر.ک: همان،١١:١٠.
[٧٢]-see Keener, Paul, wives and women, P:١٤٥.
[٧٣]- اوّل قرنتيان،١١: ١١– ٦.
[٧٤]- خروج، ٢٦: ٣١ – ٣٧.
[٧٥]- دوّم تواريخ ايّام، ٣: ١٤.
[٧٦]-لاويان، ١٦: ١-٢.
[٧٧]- عبرانيان، ٩: ٧.
[٧٨]- لاويان، ١٣: ٤٥-٤٦.
[٧٩]- متّي، ٢٢: ١١- ١٣.
[٨٠]- متّي،٢٧: ٥١.
[٨١]- مرقس،١٥: ٣٨.
[٨٢]- لوقا، ٢٣: ٤٥.
[٨٣]- عبرانيان،١٠: ١٩- ٢٠.
[٨٤]- عبرانيان، ٦: ١٩.
[٨٥]- دوم قرنتيان،١٨:٣.
[٨٦]- حزقيان، ١٣: ١٧-٢١.
[٨٧]- پيدايش، ٣٨: ١٤.
[٨٨]- پيدايش، ٣٨: ١٩.
[٨٩]- ر.ك: پيدايش، ٣٨ : ٢-٤.
[٩٠]- ر.ك: همان، ٣٨:٧.
[٩١]- ر.ك: همان، ٣٨: ٨.
[٩٢]- ر.ك: همان، ٣٨: ٩- ١١.
[٩٣]- ر.ك: همان، ٣٨: ١٢.
[٩٤]- ر.ك: همان، ٣٨: ١٥.
[٩٥]- ر.ك: همان، ٣٨: ١٦- ١٨.
[٩٦]- ر.ك: همان، ٣٨: ١.
[٩٧]- ر.ك: همان، ٣٨: ١١.
[٩٨]- ر.ك: همان، ٣٨: ١٩.
[٩٩]- ر.ك: همان، ٣٨: ٢٤.
[١٠٠]- ر.ك: همان، ٣٨: ٢٠.
[١٠١]- ر.ك: همان، ٣٨: ١٥.
[١٠٢]- ر.ك: همان، ٣٨: ١٤.
[١٠٣]- دوم قرنتيان، ٣: ١٢- ١٦.
[١٠٤]- همان، ٤: ٣-٤.