آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - تذكرة القبور خوانسار - ميرمحمدى حميد رضا
تذكرة القبور خوانسار
ميرمحمدى حميد رضا
گورستان ها,يكى از اسناد تاريخ هر ملت و شهرى مى باشند. تاريخ علمى و ادبى هر ناحيه اى را مى توان به طور اجمال از مقابر آن به دست آورد. قبرستان ها در واقع از آثار بسيار ارزشمند تدوين تاريخ هر جامعه اى به شمار مى آيند. علاوه بر ارزش و اعتبار معنوى, قبرستان ها از جنبه هاى بسيار ديگرى نيز داراى اهميت اند. آثار هنرى ارزشمندى از خوشنويسى و حجارى توأم با ماده تاريخ هاى متعددى كه هر كدام نشان از خلاقيت و استعداد هنرمندان اين ديار دارد, در قبرستان ها موجود و شايان بحثى درخور توجه است. محو آثار چنين قبرستان هايى با چنين ويژگى هايى قبل از ثبت و انتقال اطلاعات آن كارى ناپسند است. با اعتراف به اينكه قبرستان, طبق قانون و سنت طبيعى از بين رفتنى است, كسانى كه آنها را از بين بردند و در محو آثار تاريخى آن كوشيدند مجرمند. اگر قبور علما, ادبا, حكما, شعرا, و ديگر مشاهير علمى از بين رفت, آثار آنان نيز خواه ناخواه از بين خواهد رفت.
حفظ آثار و قبور گذشتگان چه لزومى دارد؟ آيا اين عمل, خلاف دستورات اسلام نيست؟ مگر نگفته اند كه اگر قبرى خراب شد, تجديد ساختمان نكنيد; غير از قبور علما و بزرگان دين؟ آرى چنين است و اين به خاطر آن است كه مسلمان ها مرده پرست نباشد. اما احترام به قبور علما و زيارت آنان مرده پرستى نيست, بلكه احترام به مقام علم و دانش است. مرحوم سيد مصلح الدين در تاريخ تخت فولاد اصفهان در بيان گورستان هاى متروكه, مثالى چنين آورده است: (گورستان متروكه همانند پير فرتوت و بيمار محتضرى است كه با سختى جان كندن و مرگ روبروست و از اين حال, خود و اطرافيانش رنج مى برند و مرگ او را به دعا از خدا مى طلبند و مردن را جهت او آسايش و آرامش تصور مى كنند; اما اگر پزشكى از راه دلسوزى و انسان دوستى بخواهد به وسيله اى مرگ او را نزديك كند و از زندگى و حيات رهاييش بخشد, مطابق كليه قوانين و عقل و منطق و شرع, چنين پزشكى جنايتكار و قاتل شمرده مى شود و بايد طبق موازين قانونى محاكمه و مجازات شود.)١
در چند ساله اخير بخش وسيعى از قبرستان هاى شهر خوانسار, بدون توجه به حفظ ويژگى هاى روحانى, معنوى, تاريخى, ادبى, هنرى و… تحت عناوينى همچون عمران و آبادانى از بين رفته اند, و چه بسيار آثار باارزشى هنرى و ادبى كه در آنها نابود گرديد. ماده تاريخ هايى كه سروده شده, آثار خوشنويسى هاى بسيار زيبا و حجارى هاى بسيار ظريفى كه بر روى قبور مؤمنين نقش بسته و مى توانست به عنوان آثارى جاودان در مكانى گرد آيد و ماندگار شود. افسوس بر ما و بر افتخارات ما كه اين چنين مورد بى مهرى قرار گرفته است. در خوانسار قبرستان هاى متعددى وجود دارد و در گذشته اى نه چندان دور هر محله اى قبرستانى ويژه داشت. آثار برخى از اين قبرستان ها هنوز باقى است. چون آثار اكثر اين قبرستان ها رو به نابودى نهاده است, بر آن شديم تا با ذكر برخى از علما و بزرگان و مفاخر مدفون در آنها يادى از گذشته پرافتخار اين شهر مذهبى نماييم.
قبرستان شرقى خوانسار
قبرستان شرقى خوانسار كه امروزه در مجاورت خيابان سيزده محرم واقع گرديده, قديمى ترين و بزرگ ترين قبرستان شهر بوده است. به همين خاطر بزرگان بسيارى در آن مدفون اند كه به ذكر اجمالى از مشاهير آنان مى پردازيم.
*
حسين خوانسارى (١١٩١هـ)
ابوالمفاخر, حسين بن ابوالقاسم جعفر بن حسين حسينى موسوى خوانسارى, عالم امامى, محقّق, متولد, ساكن و متوفى در خوانسار. از پدرش و ملا صادق (ابن سراب) روايت نموده و خود از مشايخ اجازه بحرالعلوم و ميرزاى قمى بوده است. از آثارش, تعليقات شرح لمعه, حواشى ذخيره و شرح دعاى ابوحمزه را مى توان نام برد.٢ در سال ١٣٧٣ بر اثر تخريب بازار قديم خوانسار و گسترش خيابان مجاور قبرستان, مقبره ايشان در مسير خيابان واقع گرديد كه با عنايت مقام معظم رهبرى, مرقد منوّر ايشان حفظ و نوسازى شد.
ابوالقاسم ابن سيد حسين خوانسارى (١٢٤٠ـ١١٦٣ق)
ابوالقاسم ابن سيد حسين خوانسارى معروف به آقا ميرزا پدر مرحوم حاج ميرزا زين العابدين و جد صاحب روضات. قبر ايشان در فاصله اندكى از مرقد سيد حسين خوانسارى قرار دارد.
*
سيد محمود بن آقامير عظيم (متوفى ١٣١٥)
آيةاللّه سيد محمود بن آقا مير عظيم خوانسارى, متولد, مقيم و متوفى در خوانسار, شاگرد آيةاللّه ميرزا هاشم چهارسويى و داراى اجازه از ايشان. از مرحوم سيد محمود بن آقا مير عظيم چندين رساله در فقه و اصول بر جاى مانده است. نسخه رساله هاى ذيل تأليف خوانسارى در ضمن مجموعه شماره ١١٣٦ كتاب هاى اهدايى مرحوم محمد مشكات به كتابخانه مركزى دانشگاه تهران موجود است.
١. رسالة فى حجيّه الكتاب; ٢. رسالة فى الحظر والاباحة; ٣. رسالة فى الإجماع; ٤. رسالة فى قاعده لاضرر; ٥. گفتارى در مسأله تعارض استصحاب با قاعده يد; ٦. گفتارى در قاعده لاضرر; ٧. رسالة فى جواز المعاملة المحاباتية; ٨. رسالة فى الغيبة; ٩. رسالة فى الغناء; ١٠. گفتارى در رهن; ١١. گفتارى در جواز حيل ربا; ١٢. گفتارى در طلاق.٣ ماده تاريخ فوت مرحوم سيد محمود بن آقا مير عظيم خوانسارى را مرحوم بديع در دوازده بيت آورده و بر سنگ قبر ايشان حك شده است. برخى بدين قرار است:
از تقاضاى گردش ايام
منخسف شد به خاك ماه به تمام:١٣١٥
پاى بست جفاى دوران شد
دستگير از اهل و ايتام شد:١٣١٥
منبع علم و كان و فضل و كمال
ما حى كفر و حامى اسلام:١٣١٥
مقتداى جهانيان محمود
كه بر او باد صد درود و سلام:١٣١٥
از جهان رفت در مصيبت او
عالمى را گرفته رنگ ظلام:١٣١٥
تا نهان شد به خاك تيره حسين
خاك را رتبه بر از احرام:١٣١٥
لازم به ذكر است كه شجره طيبه سادات عظيمى خوانسار از مرحوم آقا سيد محمود بن آقا مير عظيم چنين است: آقا ميرزا محمود ابن آقا ميرعظيم ابن مير سيد محمدعلى ابن مير سيد ابراهيم ابن آقا مير فصيح ابن سيد الجليل عبدالغفار مشهور به مير غفور. سپس با ٢٢ واسطه به امام همام حضرت موسى ابن جعفر(ع) مى رسد كه تفضيل آن در ذكر آقا مير غفور خواهد آمد.
*
حاج آخوند جلالى (متوفى ١٣٨٤)
مرحوم جلالى از وعاظ برجسته شهر خوانسار بود. چند بيتى از اشعار حك شده بر سنگ قبر وى چنين است:
از ديار ما دريغا آفتابى شد نهان
زيرا بر تيره فام ارتحال از اين جهان
حاجى آخوند جلالى آفتاب علم و حلم
واعظى بس متعظ استاد و فخر همگنان
چون گذشت از ماه روزه سيزده روز تمام
نيمه شب لبيك حق را داد پاسخ ناگهان
گه به محراب عبادت اوج معراج خلوص
گه به منبر در نصيحت موج بحر دُرفشان
آسمان از مصرع فوتش بيفكن پس بكو
(ماه در زير خاك و آه مادر آسمان)
(١٣ رمضان ١٣٨٤)
*
آخوند ملا محمد على حكيم ايمانى (متوفاى ١٣٤٤ق)
از علماى بزرگ خوانسار بوده و ظاهراً حضرت امام خمينى(ره) مدت شش ماه حكمت عاليه را نزد وى آموخته اند. جملات سنگ قبر ايشان چنين است:
مرقد حضرت قطب العارفين, زبدة السالكين فيلسوف ربانى حكيم صمدانى, مرحوم خلد مكان آخوند ملا محمد على حكيم ايمانى ـ قدس سرّه ـ كه در ماه رمضان ١٣٤٤ قمرى دعوت حق را لبيك گفت.
*
آقا ميرزا محمد مهدى علوى (١٣٢٩ـ١٢٩١هـ.ق.)
پدر مرحوم آيةاللّه حاج سيد حسين علوى. تولد در خوانسار; تحصيلات در اصفهان و نجف; آثار: تحرير دوره هاى اصول فقه آيتين علمين آيات خراسانى و يزدى كه منتشر نگرديده است. ايشان بسيار باهوش و ذكاوت بود. در سن جوانى به درجه اجتهاد رسيد و به امر استادش, مرحوم خراسانى به ايران آمده در خوانسار فقيه عدليه شد. ولى متأسفانه در سن سى و هشت سالگى ديده از جهان فروبست.٤ مرحوم افسر از شعراى معاصر خوانسار, در رثاى ايشان شعرى سروده است كه بر لوح قبر ايشان حك شده است. ابيات نخست آن بدين قرار است:
گذر كردى چو در اين خاك مگذر
كه دارد گوهرى اين خاك در بر
در اين گنجينه گنج پر زعلمى است
ز آن پاك والاى پيمبر
دو نسبت با محمد دارد اين گنج
كه هريك زان يكى باشد نكوتر…
*
محمد حسين شفيع (متوفاى ١٣٣٧ق.)
محمد حسين شفيع, ملقب به صدرالمشايخ و متخلص به اختر از فضلا و شعراى معروف قرن اخير خوانسار است و نسبتش به شيخ اباعدنان, عارف مدفون در بقعه پير واقع در سرچشمه مى رسد. اختر در ساختن ماده تاريخ مهارتى تام داشت. در گفتن ماده تاريخ او را همپايه خضرآبادى و آتش اصفهانى دانسته اند. اختر در مرگ نظام الشريعه (بديع) ماده تاريخى ساخت كه مشتمل بر دوازده بيت و هر ٢٤ مصراعش برابر با ١٣٢٩ سال فوت بديع است.٥ مرحوم اختر ماده تاريخى نيز در فوت خود سروده كه بر لوح قبر ايشان نقش بسته است. بدين شرح:
از حادثات دهر حسين شد چه ناتوان
قصد رحيل كرد و همى گفت با فغان
آن كس كه با ولاى على شد چه غم خورد
ز انديشه حساب كه داندشان مغان
اختر براى سال وفات خودت بگو
رفتم چه با ولاى على فاش از جهان:١٣٣٦
*
شيخ جواد بن شيخ حسين (متوفاى ١٣٢١)
شيخ جواد بن شيخ حسين, سبط الشيخ الاجل الشيخ ابا عدنان (مدفون در سرچشمه) از وعاظ و خطباى خوانسار بود. مرحوم اختر, ماده تاريخى در مرگ او سروده است كه بر لوح قبر وى حجّارى شده است. ابياتى از آن چنين است:
جواد مظهر سلمان و بوذر دوران
سپهر زهد و ورع سبط شيخ ابا عدنان
چو رفت سوى جنان آن جهان علم و ادب
فغان و ولوله برخاست از زمين و زمان
براى سال فوتش به ناله گفت اختر
جواد كرد ز نو در صفر سفر به جنان:١٣٢١
*
نظام الشريعه (١٣٢٩ـ ١٣٦٨ق.)
ميرزا رضا بن محمد از شعراى قرن اخير خوانسار است. وى خط رقاع و ثلث و نسخ را زيبا مى نوشت و در خط نسخ استاد بود. تخلص وى (بديع) بود. او قبل از فوت, ماده تاريخى در مرگ خويش سروده است:
بسان سكه و زر چون مرا ولاى على است
مقيم جنت فردوس كرد يزدانم:١٣٢٩
گذشت كه صدرالمشايخ (اختر) در مرگ وى ماده تاريخى در دوازده بيت سروده است كه هر بيست وچهار مصراعش برابر با ١٣٢٩ سال فوت بديع است. اين ماده تاريخ بر لوح قبر ايشان نقش بسته است.٦
*
ميرزا محمد باقر طبيب (متوفاى ١٢٥١ق.)
ميرزا محمد باقر طبيب ولد مرحوم آقا حسين از اطباى نخستين خوانسار بود. اطلاعات موجود درباره او, منحصر به اشعار لوح قبرش مى شود; كه بخشى از آن چنين است:
دارم از گردشت اى چرخ به دل عقده بسى
كه به كام من دلخسته نگشتى نفسى
حيف از آتش كه ربود از كف من باد اجل
بايدم برد كنون رنج ز هر خار و خسى
زندگى باد بر آن خالى از انصاف حرام
كه پس از وى به جز از مرگ نمايد هوسى
داد را داد من از چرخ ستمگر بستان
كه جز اين نيست مرا از تو دگر ملتمسى
زد رقمِ كلكِ اسير از پى تاريخ وفاتش
از جهان سوى جنان رفته عجايب نفسى:١٢٥١
*
ميرزا كاظم طبيب (متوفاى ١٢٦٢ق.)
ميرزا كاظم طبيب معروف به فلاطون, از پزشكان بنام خوانسار بوده است. جز اشعارى كه بر روى لوح قبر ايشان نقش بسته است, اطلاعاتى موجود نيست. بخشى از اشعار سنگ قبر چنين است:
بهر تاريخ وفات آن خرد پير نوشت
دهم ماه رجب رفت فلاطون بجنان
بهر اين مويه كُنان موى كنان گفت شهاب
بجنان رفت مسيحا نفسى موى ميان:١٢٦٢
از ميرزا كاظم طبيب, كتابى در طب به يادگار مانده است كه نام آن مفتاح الشفا مى باشد.
*
ميرزا ابوالقاسم حكيم باشى (متوفاى ١٣٢١ق.)
از جمله پزشكان خوانسار بود. مرحوم دكتر احمد حكيم باشى فرزند اوست. ابياتى از ماده تاريخى را كه مرحوم اختر در رثاى او سروده است, چنين است:
چون از اين دار فنا رفت سوى بزم جنان
عيسى عصر و مسيحاى زمان قطب جهان
بهر تاريخ وفاتش رقم زد اختر
رفت عيسى نفسى يا ملِكى سوى جنان:١٣٢١
*
آقا سيد صدرا عظيمى (متوفاى سنه ١٣٥٤)
سيد صدرالدين عظيمى معروف به آقا صدرا فرزند آميرزا محمود بن آقا مير عظيم است. وى از علما و شعراى خوانسار بوده و ظاهراً از حضرات آيات آقا سيد ابوالحسن اصفهانى, آقا ضياء عراقى و آيةاللّه نائينى اجازه اجتهاد و روايت داشته است. از آثار اوست: رساله در فيزيك و شيمى, رساله جامعى در ارث و ديات و رساله در علم رجال. مرحوم افسر در ماده تاريخ فوت وى چنين آورده است:
سال تاريخ وفاتش افسر روشن ضمير
كرد از پير خرد با ناله و افغان سؤال
گفت افزون كن دو اندر آخرين مصرع بگو
شام صدرالدين بدل گرديده با روز وصال:١٣٥٤
وى را در كنار پدرش, مرحوم آقا ميرزا محمود, به خاك سپردند.
*
حاج ميرزا آقا واعظ (متوفاى ١٣٣٩)
از وعاظ شهير خوانسار بود. قبرش در مجاور قبور آميرزا محمود بن آقا مير عظيم و محمد مهدى علوى قرار دارد. فرسوده در رثاى وى شعرى سروده است كه بر لوح قبر ايشان نقش بسته است:
ريزد از بام چرخ مينا فام
بهر ما رنج و غصه و الام
ساقى دهر هر زمان ريزد
بين چگونه شراب غم در جام…
سيد القوم حاجى ميرزا آقا
كه بود اصل او شفيع به نام
واعظ بى بدل وحيد زمان
ناصر دين مروّج الاحكام
پى تاريخ رحلتش فرسود
كلك ماتم زده دو مصرع تام
به جنان رو نمود در اين عالم
هادى ملك و ملت اسلام:١٣٣٩
*
قاضى زين العابدين (متوفاى ١٣٦١هـ.ق.)
قاضى زين العابدين بن ملا عبدالله قاضى, از قضات خوانسار بود و در علم اسطرلاب و بعضى فنون ديگر مهارت داشته است. از ديگر بزرگان مدفون در اين قبرستان مى توان از اشخاص ذيل نام برد:
آخوند محمد باقر مشايخى (متوفاى ١٣٥٣هـ.ق.) اولين نماينده خوانسار در مجلس. آخوند ملا محمد مهدى فاضل, متوفاى ١٣٥٥. آقا سيد اسدالله بن سيد محمد بن سيد حسين (متوفاى ١٣٤٤هـ.ق.) پدر مرحوم آيةاللّه سيد محمد تقى خوانسارى, صاحب نماز استسقاء. سيد محمد باقر ابهر ابن سيد اسداللّه, متوفاى ١٣٦٤هـ.ق. محمد حسن نجفى زاده ابن سيد ميرزا سيد محمد, متوفاى ١٣٧٢هـ.ق. حجةالاسلام آقا ميرزا عبدالجواد جعفر ابن محمدتقى, متوفاى ١٣٥٤هـ.ق. آيةاللّه سيد محمدتقى جعفرى. آقا ميرزا محمد باقر مهدوى ابن سيد حسن, متوفاى ١٣٧٧هـ.ق. آقا ميرزا ابوالقاسم موسوى ابن سيد على مجتهد, متوفاى ١٣٥٤هـ.ق. عموى مرحوم آيةاللّه علوى, حاج ميرزا يوسف مهدويان صاحب بقعه.
*
قبرستان پاقلعه (قبرستان غربى خوانسار)
قبرستان پاقلعه دومين قبرستان بزرگ خوانسار مى باشد كه در آن جمعى از علما, بزرگان و مؤمنين مدفون اند. از جمله: آقا سيد محمود موسوى (ميراشرفى)
سيد محمود موسوى ابن حاج سيد جعفر موسوى از اعاظم علما و مجتهدان عصر خود بود. در محرم الحرام ١٣٣٠ قمرى به جوار رحمت حق شتافت. مرحوم اختر در رثاى وى چنين سروده است:
زين جهان سوى جنان با قبله اصحاب رفت
از تن اهل زمان صبر و سكون و تاب رفت
فخر اولاد رسول و قطب احرار بتول
آسمان زهد و تقوا زين شيخ و شاب رفت…
بهر تاريخ وفاتش كلك اختر زد رقم
باز زيب جود و مجد و منبر و محراب رفت
*
آقا ميرزا محمود ابن الرضا (١٣٥٦ـ ١٢٨٥ قمرى)٧
آقا ميرزا محمود ابن الرضا در خوانسار متولد شد و دروس مقدماتى را نزد علماى عصر خويش آموخت. حدود شش سال نيز در اصفهان از محضر آيات عظام آخوند كاشى, جهانگيرخان قشقايى, آقانجفى مسجدشاهى و آقا ميرزا محمدهاشم چهارسوقى خوانسارى بهره برد. سپس عازم نجف اشرف گرديد و مدت شش سال از محضر آيةاللّه آقا سيد محمد كاظم يزدى, آخوند خراسانى, شريعت اصفهانى و آقا سيد اسماعيل صدر بهره برد و از بعضى از آنان موفق به دريافت اجازاتى شد. آنگاه به خوانسار مراجعه كرد و تا پايان عمر در اين شربه به ترويج و نشر احكام و اقامه نماز جماعت و تهذيب اخلاق جامعه و علاوه بر آن به تدريس فقه و اصول اشتغال داشت. وى در سن هفتاد سالگى دارفانى را وداع گفت.
مرحوم افسر خوانسارى, در رثاى وى سروده اى دارد كه بر لوح قبرش نقش بسته است.
*
آقا ميرزا رضا ابن الرضا (١٣٤٤ـ١٣١٧هـ.ق.)٨
آقا ميرزا رضا ابن الرضا ابن آقا ميرزا محمود, از محضر والد ماجدش علوم ادبى, منطق و فقه و اصول را بهره برد و در قم از محضر حضرت آيةاللّه حائرى بهره مند شد و در سن ٢٧سالگى دارفانى را وداع گفت.
*
ملامحمد حسن جناب (متوفاى ١٣٤٣ق.)٩
ملامحمد حسن بن ملا رفيع مشهور به جناب, از فضلاى اهل منبر و از شعراى خوانسار است. از آثار جناب, مثنوى شيوا و انتقادى فقدالاسلام را مى توان نام برد. انتشار فقدالاسلام در خوانسار سر و صداى زيادى به راه انداخت. فقدالاسلام به طور شب نامه منتشر مى گرديده و از بدو انتشار تا زمانى كه جناب در قيد حيات بود, جز چند تن از نزديكان وى, كسى به هويت سراينده آن پى نبرد و جناب كه در حقيقت با سرودن اين مثنوى با جان خود بازى كرده بود, از خطر رهايى يافت. جناب درباره فقدالاسلام و سراينده آن گفته است:
گر بگردى سر بسر آفاق را
مى نيابى راقم اوراق را
من همان رندم كه از روز الست
شيشكى بستم به هرچه بود و هست
فقدالاسلام با بيانى شيوا و اشعارى دلكش حقايق عريانى را فاش مى كرد و انتشار آن در بيدارى مردم تأثير فراوان داشت.
مرحوم افسر در رثاى ايشان ابياتى سروده است كه بر لوح قبر ايشان آمده است.
*
محمد جواد ولايى (١٣٤٧ـ١٢٧٠ش)
مرحوم محمد جواد ولايى فرزند تقى متخلص به افسر, در سال ١٢٧٠ متولد شد. مدار زندگانى وى بر نويسندگى لوايح و اسناد مى گذشت. با آنكه در مكتبخانه هاى قديم خواندن و نوشتن را آموخته بود, اشعارِ نغزى از او بر جاى مانده است. تقريباً تمامى اشعار سروده وى در بيان مدايح و مراثى ايشان بوده است. مجموعه اشعار ايشان را بالغ بر دويست هزار بيت شمرده اند. از ايشان آثارى چند تاكنون منتشر گرديده است كه عبارتند از:
قيام عاشورا, نهضت عاشورا, اسرار فاطميه و شمس و قمر عاشورا. از آثار منتشر نشده ايشان مصباح العشق حسينى را مى توان نام برد. وى در سال ١٣٤٧ به سوى معبود شتافت.
ساير بزرگان مدفون در اين قبرستان عبارتند از:
آخوند ملا محمد صادق. (١٣٢٠ـ١٢٤٧); آخوند ملا محمد حسن. (١٣٦٨ـ١٢٩٠); ملا غلامحسين نجل حاجى ملا اسماعيل كامرانى. (متوفاى ١٣٧٢); ملا اسماعيل كامرانى نجل آخوند ملا حسن. (متوفاى ١٣٦٧); شيخ ميرزا احمد محقق. (متوفاى ١٣٦٧); محمود محقق, خوشنويس خوانسارى نجل شيخ احمد محقق (متوفاى ١٣٩٣); حاج سيد محمدتقى عضفرى. (صاحب بقعه و متوفاى ١٣٩١)
*
مسجد جامع خوانسار
در ضلع شمال شرقى مسجد جامع قبور برخى از علما, بزرگان و هنرمندان قرار دارد. قبر اكثر آنان وضعيت مناسبى نداشته و يا در زير خاك مدفون شده است. قبور مرحوم آقا صانع (متوفى ١١٨٢ق) بنيانگذار مسجد جامع و نيز حاج محراب پدر مرحوم آقا صانع و حاج صادق خان فرزند آقا صانع كه بخش اعظم موقوفات مربوط به ايشان است, از آن جمله است.
محمد صادق متخلص به مطرب از شعراى قرن سيزدهم هجرى نيز در ضلع شمال شرقى مسجد جامع مدفون است. مطرب از دودمان حاج صادق (بنيانگذار مسجد) بود.١٠
*
مسجد آقا ميرعظيم
مسجد آقا مير عظيم كه در نزديكى مدرسه علميه علوى (مريم بيگم) قرار دارد, مرحوم آقا مير عظيم فرزند مير سيد محمدعلى بنياد نهاد و به همين مناسبت به مسجد آقا ميرعظيم مشهور است. (آقا مير عظيم پدر آيةاللّه سيد محمود بن آقا مير عظيم است كه ذكر آن گذشت) قبور حضرات آيات آقا مير ابوالقاسم مجاب, آقا سيد على مجتهد و حاج سيد حسين علوى ـ قدس سرهما ـ در اين مسجد واقع گرديده است.
*
آقا مير ابوالقاسم مجاب (١٢٧٦ـ١١٧٢هـ.ق.)١١
مرحوم مجاب در خانواده اى مذهبى و متدين چشم به جهان گشود. در سن چهل سالگى شروع به تحصيل علوم دينى كرد و با پشتكار و علاقه فراوانى كه داشت به درجات بالايى از علوم و معارف اسلامى نائل گرديد. وى در مسجد جامع شهر اقامه جماعت مى نمود. مرحوم آيةاللّه علوى(ره) درباره ايشان مى فرمايند: (در تشرفى كه ميرابوالقاسم پيدا كرده بود به نجف اشرف و كربلا, موقعى كه مشغول زيارت بودند جواب سلام او داده شده بود و شهرت ايشان به مجاب نيز به همين علت بوده است). مرحوم مير ابوالقاسم در سن نود و پنج سالگى در سال ١٢٧٦هـ.ق. دارفانى را وداع گفت و در مسجد آقا مير عظيم به خاك سپرده شد. بر لوح قبر او نوشته شده (سلمان عصر, و فريد دهر, حجةالاسلام آقا مير ابوالقاسم مجاب). در سال ١٣٣٧هـ.ق. فرزند مير ابوالقاسم, آقا سيد على مجتهد دار فانى را وداع مى گويد: در اين زمان هفتاد سال از فوت آقا مير ابوالقاسم مى گذشت. لذا تصميم مى گيرند آقا سيد على مجتهد را در قبر پدر دفن نمايند و هنگام شكافتن قبر جسد آقا مير ابوالقاسم را تازه مى يابند. از اين رو جنازه مرحوم آقا سيد على مجتهد را در جوار او به خاك مى سپارند.
*
آقا سيد على مجتهد (١٣٣٧ـ١٢٥٢هـ.ق.)١٢
آقا سيد على بن مجتهد ابن آقا مير ابوالقاسم مجاب در خوانسار متولد شد و دروس مقدماتى را نزد اساتيد آن زمان آموخت. سپس رهسپار حوزه علميه اصفهان گرديد و در سلك ارادتمندان فقيه و عارف مجاهد شيخ محمد تقى معروف به آقا نجفى قرار گرفت. و پس از گذراندن سطوح عاليه راهى نجف اشرف گرديد و از محضر بزرگانى چون مرحوم شيخ محمد باقر اصفهانى و آيةاللّه حاج سيد حسين كوه كمره اى ـ قدس سرهما ـ بهره برد و پس از كسب اجازات متعدد اجتهاد به خوانسار مراجعت نمود و در نهم ربيع الاول ١٣٣٧هـ.ق. دار فانى را وداع گفت. بر روى لوح قبر ايشان چنين آمده است:
محيى آثار طريقه الجعفرية الّذى يليق بجنابه ـ قدس سره ـ فقيه اهل بيت العصمة والطهارة آيةاللّه العظمى سيد على مجتهد ـ رضوان الله تعالى عليه وعلى آبائه.
*
حاج سيد حسين علوى (١٣٦٨ـ ١٢٧٨هـ.ش.)١٣
شرح حال و آثار ايشان به تفصيل در همين شماره از مجله ص آمده است.
*
مسجد سنگ شير
مسجد سنگ شير كه در محله اى به همين نام قرار دارد, مدفن مرحوم حضرت آيةاللّه السيد على اكبر (بيدهندى) نجل جليل زبدةالمفاخر السيد ابوالقاسم ـ طاب الله ثراهما ـ است.
مرحوم حاج سيد على اكبر به سال ١٣٤٢ نداى حق را لبيك گفت و بسوى معبود شتافت. مرحوم افسر اشعارى در رثاى ايشان سروده كه بر لوح قبرش حك شده است.
همچنين مدفن حجةالاسلام سيد مصطفى سجادى ابن سيد اسدالله الموسوى نيز كه در سال ١٣٩٤ق و ١٣٥٣ش. دارفانى را وداع گفت, در همين مسجد است. مدفن آيةاللّه شيخ محمد باقر صدر از علما و خطباى بزرگ اراك (مشهور به صدر اراكى) نيز در مسجد جامع روستاى خم پيچ خوانسار واقع است. ايشان در سال ١٣٢٦ق در خم پيچ متولد و در سال ١٣٦٢ش به رحمت ايزدى پيوست و در مسجد جامع روستاى خم پيچ كه از بناهاى ايشان است دفن گرديد.
*
مقابر ساير بزرگان
شيخ زين الدين بن عين على خوانسارى (متوفاى ١١٠٣هـ.ق.)
مقبره شيخ زين الدين در مجاور خيابان امام در محوطه مدرسه دخترانه, جنب شهردارى فعلى واقع شده است.
*
ملا حيدر بن محمد (متوفى ١٠٩٩)١٤
وى از اساتيد آقا حسين خوانسارى در معقول بود و از تأليفات اوست: زبدةالتصانيف به فارسى كه راجع به امور ديانت است. مدفن وى بر اثر گسترش خيابان, در وسط خيابان قرار گرفته و داراى نمايى زيباست.
*
پير جلال الدين خوانسارى (قرن نهم)
مقبره پير جلال الدين در محله باباسلطان واقع است كه اخيراً در وسط خيابان واقع گرديده است. سنگ, مرقد پير اخيراً به سرقت رفته است. بر لوح قبر وى چنين آمده بود:
هذا المرقد المعطر الشهيد المتورع القريب الى المتين المشهور بالزمان پير جلال الدين امسك الله تربتهُ وسعى وصرف ملكة البناء والخوانين بى بى دولت تركان بنت قنغاز سمرقندى كتب فى تاريخ سنه خمس وخمسين وثمانمائه.
*
سيد احمد صفائى خوانسارى (١٣٥٩ـ١٢٩١ق.)
مرحوم آيةاللّه سيد احمد خوانسارى(ره) در سال ١٢٩١ق. در خوانسار متولد شد. نزد عالمان آن روزگار خوانسار تحصيل را آغاز كرد و در سال ١٣١٠ (در حدود بيست سالگى) به اصفهان رفت. در دوازده سالى كه در اصفهان اقامت داشت عمدتاً از اين اساتيد استفاده كرد:
آخوند ملا محمد كاشى, جهانگيرخان قشقايى, حاج ميرزا محمد هاشم خوانسارى, سيد محمد باقر درچه اى, حاج ميرزا ابوالمعالى كرباسى و حاج شيخ محمدتقى مشهور به آقانجفى مسجدشاهى ـ رضوان الله عليهم اجمعين ـ آنگاه به سال ١٣٢٢ق. عزم ديار دوست كرد و به حوزه نجف اشرف تشرّف يافت و از محضر استوانه هاى علمى آن حوزه از جمله حضرات آيات: سيد محمد كاظم طباطبايى, آخوند خراسانى, شيخ الشريعه اصفهانى, سيد ابوتراب خوانسارى, حاج ميرزا حسين حاج ميرزا خليل تهرانى و ملا محمد على امامى خوانسارى ـ قدس الله اسرارهم ـ بهره مند گشت. به سال ١٣٢٨ق. با اندوخته هاى علمى فراوان به خوانسار بازگشت و تا پايان عمر در خوانسار به تدريس و خدمات علمى و اجتماعى اشتغال داشت و پس از عمرى تلاش با دستى پر از حسنات در شب چهاردهم ذيقعده سال ١٣٥٩ق. پس از خواندن نافله شب و شفع, در حال تكبير نماز وتر حيات را بدرود گفت و در قبرستان محله پايتخت ـ يعنى محله سكونتش ـ چهره در نقاب خاك فرو كشيد.١٥ از آثار ارزشمند ايشان كشف الأستار عن وجه الكتب والاسفار را مى توان نام برد كه تاكنون چهار جلد از آن منتشر گرديده است. از آثار ديگر ايشان براساس لوح قبر ايشان بناى مسجد پايتخت مى باشد. اشعارى از مرحوم افسر در رثاى ايشان سروده شده است كه بر لوح قبر ايشان تراشيده اند و ابياتى از آن چنين است:
مجموعه فضايل و كشّاف معضلات
شد گنج گوهر دانش نهان به خاك
روح القدس مؤيد افسر بلند گفت
تاريخ فوت حضرت او بى هراس و باك
سال هزار و سيصد و پنجاه و نه برفت
احمد چو جدّ خويش به معراج در سماء
از آسمان علم و عمل مهر تابناك
كردى غروب از افق دهر زير خاك
پرواز كرد طاير روحش به قرب حق
اى روح پاك سيدنا روحنا فداك
*
سيد عبدالغفار (احتمالاً متوفاى ٩٩٩)
مجاور مسجد آميرعظيم, قبرستانى قديمى وجود دارد كه آثار آن از بين رفته است و تنها چند سنگ قبر مهم در آن باقى است; از جمله قبر مرحوم سيد عبدالغفار مشهور به آمير غفور. همچنان كه گذشت مرحوم آيةاللّه سيد محمود بن آمير عظيم با پنج واسطه به سيد عبدالغفار مى رسد و شجره مرحوم سيد عبدالغفار١٦ به امام حضرت موسى ابن جعفر(ع) مى رسد. در حاشيه سنگ مزار سيد عبدالغفار نوشته شده است:
(اللهم صلّ على النبى والوصى والبتول والسبطين والعباد والباقر والكاظم والصادق والتقى والنقى والعسكرى المهدى).
در بالاى سنگ و در حاشيه دور تذهيب وسط اين اشعار قابل خواندن است:
ز تأثير دم سردى مرگ شد
بهار حيوان جوانيش دى
پى سال فوتش ز كلك قضا
رقم زد بهشت برين جاى وى
در بالاى سنگ سنه ٩٩٩ مشهود است.
*
سيد تاج الدين حسين (صحابى)
در مجاورت قبرستان شرقى, پايين خيابان در كنار نهر آب موسوم به نهر قبرى موسوم به قبر صحابى وجود دارد. صاحب قبر سيد تاج الدين حسين است. نگارنده با همه تلاشى كه به عمل آورد موفق به خواندن نوشته سنگ قبر نگرديد. ليكن براساس شجرنامه سادات شريف عظيمى كه با شانزده واسطه به سيد تاج الدين مى رسد, سيد تاج الدين حسين با ده واسطه به امام الهمام حضرت موسى الكاظم(ع) مى پيوندد.١٧ چنين مشهور است كه در زمان حكومت رضاشاه پهلوى جهت احداث خيابان, بخشى از قبرستان مجاور قبر سيد تاج الدين حسين تخريب و قبر سيد تاج الدين نيز زير و رو شد. پس از مشاهده بدن سالم و تازه وى مجدداً سنگ قبر را بر روى قبر نهادند و نرده اى آهنين بر روى آن نصب كردند. در سال هاى اخير با اقدامات عمرانى شهردارى و گسترش خيابان, متأسفانه مقبره سيد تاج الدين حسين با فروش حريم آن به اشخاص در پشت ساختمانى بلند قرار گرفته و امكان ساخت مقبره و آزادسازى حريم آن از بين رفته است.
*
آخوند ملا عبدالمبين (متوفاى ١٢٦٠)
ملا عبدالمبين ابن ملا محمد اسماعيل ـ رحمةالله عليهم ـ از علماى مبرز و عامل بود و رياست و تدريس مدرسه علميه مشهور به مدرسه مير باقرى را به عهده داشته است; به گونه اى كه در زمان ايشان در آن مدرسه طلاب زيادى به فرا گرفتن علم اشتغال داشتند. ايشان بالغ بر يك هزار جلد كتاب را وقف طلاب نمود, كه متأسفانه بخش اعظم آنها از بين رفته است. ايشان آثارى داشته است كه فعلاً خلاصه تحفه الابرار مرحوم آيةاللّه حاج سيد محمد باقر شفتى معروف به سيد در دست است. مرحوم عبدالمبين در سال ١٢٦٠ قمرى بدرود حيات گفته و در مقبره اى كه در ميان بازار دو راه قرار دارد مدفون است.
لازم به ذكر است كه در بازار دو راه خوانسار جمعى از علما و بزرگان مدفونند. متأسفانه قبور تعداد زيادى از آنان در سال هاى اخير از بين رفته است; از جمله آخوند ملا محمد باقر فرزند ملا عبدالمبين, آخوند عبدالكريم خوانسارى و مرحوم حاج مير باقر بنيانگذار مدرسه علميه موسوم به مير باقرى (باقرالعلوم) و ملا محمد محراب بك. شايسته است در اين زمينه قبور بزرگان شناسايى و اسامى آنان بر سنگ نوشته اى ذكر و در محل دفن آنان نصب گردد. همچنين است قبور علما و بزرگانى كه در محل فعلى مدرسه بنت الهدى واقع گرديده اند و يا حداقل مى توان با نصب زيارت نامه بر ديوار مدرسه, موجبات توجه به اين بزرگان را فراهم آوريم
*
ميرزا يحيى خان معتمد (متوفاى ١٣١٢ش)١٨
ميرزا يحيى خان معتمد از شعراى قرن اخير است. قبرش در ضلع جنو ب غربى حسينيه موسوم به دو راه خوانسار (مجاور بازار دوراه) واقع گرديده است. مرحوم افسر اشعارى در رثاى ايشان سروده است كه بر لوح قبر ايشان نقش بسته است.
بزرگانِ بسيارى نيز هستند كه اينك هيچ اثرى از مزار آنان باقى نمانده است. شناسايى اين قبور بر برگ هاى زرين افتخار اين مرز و بوم مى افزايد و اميد مى بريم كه همت هاى والايى بدين مهم, اهتمام ورزند. ان شاءاللهپى نوشت ها
١. مهدوى سيد مصلح الدين, لسان الارض يا تاريخ تخت فولاد اصفهان, ص١٥.
٢. جهت مطالعه شرح زندگانى ايشان ر.ك به: اعيان الشيعه, ج٥, ص٤٦٧; الذريعه, ج٦, ص٨٥ و ج١٣, ص٢٤٦ وج١٣, ص٣٠٧; روضات الجنات, ج٢, ص٣٦٧; ريحانةالادب, ج٢, ص١٨٩; لغتنامه دهخدا, حسين, ٦٥٢.
٣. به نقل از مقدمه ميراث فقهى, رسالة فى الغنى, تأليف سيد محمود بن عبدالعظيم خوانسارى.
٤. ر.ك: علوى مرتضى: فرزانه اى از خوانسار, آيةاللّه حاج آقا حسين علوى, ص٣٩.
٥. ر.ك: بخشى يوسف, تذكرةالشعراء خوانسار, ص١٦.
٦. ر.ك: پيشين, ص٣٢.
٧. ر.ك: گنجينه دانشمندان, ج٥, ص٥٤ ـ٥٥.
٨. پيشين, ص٥٥.
٩. تذكرةالشعراء خوانسار, ص٤١.
١٠. تذكرةالشعراء خوانسار, ص١٧٢.
١١. فرزانه اى از خوانسار, ص٢٨ـ٣٣.
١٢. همان, ص٣٣ـ٣٦.
١٣. شرح حال تفصيلى ايشان در كتاب فرزانه اى از خوانسار, ص٤٠ـ٩٢ آمده است.
١٤. ر.ك: اعيان الشيعه, ج٦, ص٢٧٥; الذريعه, ج١٢, ص٢٢ و ج٢١, ص١٣٥; روضات الجنات, ج٢, ص٣٥٥; ريحانةالادب, ج٢, ص١٩٠.
١٥. به نقل از: مختارى, رضا. طرح تدوين كتابشناسى بزرگ شيعه, مركز بررسى هاى اسلامى الغدير, ١٣٧٦, ص٣٣ـ٣٩.
١٦. به نقل از شجرنامه سادات عظيمى خوانسار.
١٧. همان.
١٨. تذكرةالشعراء خوانسار, ص١٧٤.