آیینه پژوهش
(١)
نامه -
١ ص
(٢)
ملا اسماعيل خواجويى و نقادى آراى آقا جمال خوانسارى - نورى محمد
٢ ص
(٣)
آقا حسين خوانسارى و منشآت ادبى - موحدى محمدرضا
٣ ص
(٤)
گذرى بر زندگى و شخصيت آية الله آقا حسين علوى خوانسارى - مختارى على
٤ ص
(٥)
نگاهى به حاشيه محقق خوانسارى بر شروح اشارات - عابدى احمد
٥ ص
(٦)
گزارشى از عقليد النساء - سلطانى محمدعلى
٦ ص
(٧)
مرورى بر رساله نمازجمعه خوانسارى - شکورى ابوالفضل
٧ ص
(٨)
نگاهى به رساله هندسه آقا حسين خوانسارى ره - قمشه اى على زمانى
٨ ص
(٩)
دفاع از تشيّع - حسن زاده صادق
٩ ص
(١٠)
گردآورندگان سخنان على (ع) از آغاز تا غررالحكم با نگاهى به شرح آقا جمال خوانسارى - مهدوى راد محمدعلى
١٠ ص
(١١)
مرورى بر زندگانى و آثار افسر و اختر ، دو شاعر خوانسارى - ميرمحمدى حميد رضا
١١ ص
(١٢)
تذكرة القبور خوانسار - ميرمحمدى حميد رضا
١٢ ص
(١٣)
اجمالي ها -
١٣ ص
(١٤)
معرفي هاي گزارشي -
١٤ ص
(١٥)
مجله هاي پژوهشي -
١٥ ص
(١٦)
بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور ، و آثار - صادقى اردستانى احمد
١٦ ص
(١٧)
كتابخانه عمومى بايزيد در استانبول - پور عقيل محمد على
١٧ ص
(١٨)
كتابشناسى محقق خوانسارى - زمانى نژاد على اکبر
١٨ ص
(١٩)
كتابشناسى و نسخه شناسى دانشمندان خوانسار - زمانى نژاد على اکبر
١٩ ص
(٢٠)
اخبار
٢٠ ص

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٦ - بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور ، و آثار - صادقى اردستانى احمد

بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور ، و آثار
صادقى اردستانى احمد


عقيده به عنصر (صدقه جاريه) و (باقيات الصالحات), در فرهنگ اسلامى, در طول تاريخ, منشأ كارآيى هاى فراوان و آثار ماندگار مختلفى گرديده است.
احاديث اسلامى, تأسيس (قنات) را براى جارى ساختن آب, به عنوان سرمايه اصلى براى آبادانى و عمران١ درختكارى را به عنوان عنصر كشاورزى بهره رسان و اشتغالزا٢, ساختن خانه را براى (ابن السبيل) به منظور اسكان درماندگان٣ تأسيس (دار الايتام) را جهت پذيرايى و حمايت بى پناهان٤ و بالاخره تأسيس بيمارستان و آسايشگاه را, به عنوان بنيادها و مراكز خيرى و ماندگار, جهت امداد و خدمات به نيازمندان و خلاصه صدقه جاريه و باقيات الصالحات, معرفى كرده است.٥
موارد فوق بسيار ارزشمند و مفيده بوده و درخور تقدير است و در جوامع اسلامى هم هزاران نفر بدان اقدام كرده و ميليون ها نفر هم از آن بهره گرفته اند و سامان يافته اند. اما به هر حال, اين گونه صدقات جاريه, عمدتاً جنبه مادى داشته و در عين حال, مشكلات فراوانى از زندگى خلق خدا را برطرف نموده و به آنان حيات بخشيده است.
ولى اين معنا را هم نمى توان ناديده گرفت كه اگر صدقه جاريه, در قالب اقدام فرهنگى صورت گيرد, افزون بر اين كه چنين اقدامى (فرهنگساز) براى ساير خدمات انسانى مى گردد, آثار آن ماندگارتر و مفيدتر, و شعاع آن وسيع تر, و فراگيرتر, در گستره جوامع بشرى خواهد بود. بدين جهت, چاپ قرآن, و چاپ و نشر كتاب هاى علمى و دينى, كه موجب آگاهى و دانايى خلق نسبت به خدا و معارف اسلام مى گردد, بارزترين و مفيدترين و ماندگارترين مصداق (صدقه جاريه), و حتى موجب مغفرت و بهره گيرى مؤسس چنين اقدامى, بعد از مرگ وى معرفى شده است.
در بيان امام صادق(ع): مُصحَف يَخلُفُه٦, در بيان رسول خدا(ص): عِلماً عَلَّمهُ و نَشَرَهُ…٧ به عنوان صدقه جاريه مفيد پس از مرگ معرفى شده, و پيامبر(ص) در بيان ديگرى فرموده است:
المؤمن إذا مات و ترك ورقة واحدة عليها علم, تكون تلك الورقة يوم القيامة, ستراً فيما بينه و بين النّار, و أعطاه اللّه تبارك و تعالى بكلّ حرف مكتوب عليها, مدينة أوسع من الدنيا سبع مرّات.٨
آرى, عقيده به چنين احاديثى, براى افراد آگاه و توانمند مؤمن و دورانديش و علم دوست, موجب گرديده كه در كشورهاى اسلامى, براى چاپ و نشر قرآن كريم و كتاب هاى دينى, صدها مؤسسه فرهنگى تشكيل گردد, و با ارائه معارف دين خداوند, در جهت آگاهى و دانايى و تنوير روح و فكر انسان ها, گام هاى مثبت و مؤثر برداشته شود, كه از جمله آنان (بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور) در ايران است. تلاش مؤسس
محمد حسين كوشانپور, فرزند حاج زين العابدين كتابچى, به سال ١٢٩٧ش, در خانواده اى مذهبى و متدين, در (خوانسار) چشم به دنيا مى گشايد. وى پس از هفت خواهر, تنها فرزند پسر خانواده بود كه همراه اعضاى خانواده به اصفهان مهاجرت مى كند.
شغل حاج زين العابدين, كتابفروشى بود و با داشتن يك مغازه كوچك در اصفهان, به اين كار فرهنگى ادامه مى داد. محمدحسين, هنوز دوران كودكى خود را مى گذرانيد كه به خاطر هوش سرشار, ذوق سليم, فطرت پاك و استعداد فوق العاده, توانست كمك كار مؤثر و كارسازى براى پدر شود تا جايى كه پدر را براى خريد و فروش كتاب, از آمدن به مغازه بى نياز گرداند.
در آن روزگار, براى خريدارى كتاب با چارپايان به (هندوستان) مسافرت مى كردند, و محمدحسين در سن يازده سالگى, براى خريدارى كتاب با وسايل آن روز به (هندوستان) مسافرت كرد, و با معامله و خريدارى كتاب از ناشران معتبر و سالخورده, با موفقيت به ايران بازگشت و در اثر رونق كار و شهامت كم نظير, اعجاب همگان را برانگيخت.
محمدحسين, در حالى كه پدر را از دست داده و به آغوش خاك (تخت پولاد اصفهان) مى سپارد, براى بهره گيرى بيشتر از توان و استعداد خويش, در زمينه چاپ و پخش و نشر كتاب و توسعه كار, در حالى كه ٢٤ سال داشت, به سال ١٢٩٧ش به تهران مهاجرت مى كند و با سرمايه فراوانى كه در اثر تلاش و پشتكار به دست آورده بود, به چاپ و نشر كتاب هاى بيشترى ادامه مى دهد, و در اين كار از آن چنان مكنت و شهرتى برخوردار مى گردد كه به سال ١٣٠٠ در حالى كه ٢٧ سال داشت, به عنوان اولين ناشر معتبر و سرشناس ايران شناخته و معرفى مى شود. رازهاى موفقيت
رازهاى موفقيت و توانايى اين تاجر بزرگ, كه او را از بسيارى از ثروتمندان و توانگران و حتى برخى از نيكوكاران ممتاز مى ساخت, قابل خلاصه كردن در موارد زير است:
١. اخلاص در عمل, سرمايه معنوى عظيمى بود كه به تلاش و كوشش اين تاجر نيكوكار, رنگ و بوى عطرآگينى مى بخشيد. مال و ثروت فراوان و مسائل وابسته به آن, او را هيچ گاه از ياد خدا و عبادت غافل نمى ساخت, و حتى سوگوارى و روضه خوانى هاى ماه محرم و ساير مواقع را طورى ترتيب مى داد كه, با طلوع آفتاب پايان پذيرد, و در آن كمتر شائبه (ريا) و شهرت طلبى راه يابد.
٢. داستان تلاش و پشتكار خستگى ناپذير محمدحسين, كه به زيارت خانه خدا نيز موفق شده بود, داستان تكان دهنده و آموزنده اى است. او عقيده داشت: انسان در هر كارى كه آن را شروع مى كند, بايد آن قدر هوشيار باشد و تلاش كند كه نفر اول باشد, نه نفر دوم. بدين جهت در شبانه روز بيش از سه ساعت نمى خوابيد و شب ها هم در خانه, به عنوان يك فريضه دينى به كار و فعاليت مى پرداخت, وقتى هم از او مى پرسيدند: چرا در منزل كار مى كنى؟ پاسخ مى داد: من مجبورم شب در خانه كار كنم; زيرا همكاران شب ها به خانه خود مى روند, اگر آنان در محل كار مى ماندند, من هم در بيرون به كار ادامه مى دادم.
٣. تواضع و فروتنى, شيوه افراد اصيل و خودساخته است. آنان همچون درختان, هرچه پربارتر شوند, شاخه هاى آنان پايين تر مى آيد. اما خوى افراد ثروتمند و توانمند عموماً, خوى نخوت و غرور و تكبّر و تبختر است, و گاهى هم به بيان امام على(ع): ثروت و قدرت, انسان را به مستى و فقدان خرد مى كشاند.٩ ولى حاج محمد حسين كوشانپور, كه از تجار و ثروتمندان سرشناس آن روز ايران بود, با اين همه, از تواضع و فروتنى بارزى برخوردار بود. با همگان حشر و نشر داشت, با افراد تهى دست و عادى نشست و برخاست مى كرد, به همه احترام مى گذاشت و حتى از نظريه ها و انتقادهاى ديگران سود مى برد, و در جهت پيشبرد اهداف خويش استفاده مى كرد.
٤. كوشانپور در عين حالى كه براى توسعه دارايى خود نهايت تلاش را به كار مى گرفت, با نهايت دقت ضوابط شرع مقدس و روح تعبّد را پاس مى داشت, و با وجود اين كه اين گونه افراد براى افزايش ثروت و سود ببيشتر خويش گاهى منافع مادى را بر مسؤوليت دينى و مصالح شرعى مقدم مى داشتند, او هرگز حاضر نمى شد براى سود بيشتر, خلاف شرعى را مرتكب شود. بدين جهت وقتى براى اجاره مغازه هاى او در بهترين نقطه مركزى تهران, براى مشروب فروشى مراجعه كردند, و حاضر به پرداخت اجاره بهاى سنگينى هم شدند, او زير بار نرفت, و دارايى و ثروت خويش را وسيله گناه و موجب انحراف و انحطاط و بدبختى ديگران قرار نداد.
در اواخر عمر هم كه وى به بيمارى سرطان مبتلا شده بود, وقتى پزشكان براى مداواى او, نوشيدن مقدارى شراب را تجويز كردند, تن به اين كار نداده گفت:
خوردن شراب حرام است, و امام جعفر صادق(ع) هم فرموده است: خداوند متعال, در چيزى كه حرام شده, دوا و شفا قرار نداده است.١٠
٥. حشر و نشر با ادبا, علما, و نويسندگان و اهل قلم و علم دوستى, ويژگى ديگر اخلاقى و اجتماعى وى بود. براى اين منظور او درِ خانه خود را به روى اين گروه ها باز گذاشته بود و همواره خانه وى محلّ آمد و رفت و تجمّع ادبا, علما, شعرا, نويسندگان, مترجمان و استادان دانشگاه بود, كه برحسب مورد به هر گروهى در جهت چاپ و نشر آثار آنان مساعدت مادى و معنوى مى كرد و به تشويق و حمايت مى كوشيد.
٦. يارى تهى دستان و تهيه سرمايه براى افراد ناتوان عائله مند, از خصوصيات ديگر اين تاجر متدين و مردم دوست بود, به گونه اى كه وى با صرف بخشى از دارايى خويش, براى افراد بيكار و بدون سرمايه توانست, سرمايه اوليه كار فراهم كند و آنان را به شغل و تلاش و تأمين زندگى شرافت مندانه برساند, چنانكه همين روحيه مردم دوستى و مظلوم نوازى او موجب گرديده بود كه گاهى در دادگاه ها شركت كند و از حق مظلومينى كه مورد ستم افراد قدرتمند قرار مى گرفتند, داوطلبانه و بدون چشم داشت مادى, از آنان رفع ظلم گرداند.
٧. عفو و گذشت; طبيعى است كه, افراد موفق و نيكوكار, به همان ميزانى كه مورد تمجيد و ستايش افراد صالح قرار مى گيرند, در مقابل از شرّ حسودان و بدخواهان و رقيبان نيز در امان نخواهند ماند. حاج محمد حسين كوشانپور هم, با چنين برخوردها و كارشكنى هايى مواجه مى گرديد, اما فطرت پاك, روح سالم و بلندنظرى او سبب مى گرديد كه بگويد: (با بد انديش هم, نكويى كن…). و با عفو و گذشت و اغماض از بدى بدخواهان به راه خير و صواب خويش ادامه مى داد.
٨. اين تاجر آگاه و متدين, كه با امكانات مادى خويش, محورهاى مختلف خدماتى و نيكوكارى و كمك رسانى به مردم را پيموده بود, بر اثر روح علم دوستى و حشر و نشر با كتاب و علما و دانشمندان و مشاهده زحمات طاقت فرساى آنان, به يك دورانديشى و آينده نگرى درخشانى رسيد, كه تصميم گرفت آن را با يك اقدام حساب شده, لباس عمل بپوشاند.
براى اين منظور, در عين حالى كه با سفارش آية اللّه بروجردى به چاپ كتاب (خلاف شيخ طوسى) و (مفتاح الكرامة), (جامع احاديث الشيعه) و (ايضاح الفوائد) اقدام نموده بود, بخشى از اموال خويش را براى تأسيس (بنياد فرهنگ اسلامى) جهت چاپ و نشر كتاب اختصاص داد.
حاج محمد حسين كوشانپور, در حالى كه از رهگذر چاپ و احياى كتاب ها و آثار شيعه, دعاهاى مراجع دين, و دعاهاى امداد ديدگان زيادى را همراه داشت, و پس از گذراندن عمرى مفيد و پربركت ـ ٧٥ سال ـ با روحى آرام, جمله: الهى رضاً برضائك را به زبان جارى كرد و به سال ١٣٤٨ش چشم از جهان فرو بست و در قم صحن بزرگ حضرت فاطمه معصومه(س) در مقابل ايوان آيينه در خاك آرميد. ادامه راه
پس از درگذشت حاج محمد حسين كوشانپور, فرزند او حاج عباس (متولد آبان ١٣٠٠ش), در اجراى وصيت پدر (بنياد فرهنگ اسلامى حاج محمد حسين كوشانپور) را تأسيس كرد, تا سرمايه گذارى ها و زحمات يك عمر پدر را به نتيجه بهتر برساند. اما تأسيس چنين بنيادى, كار ساده اى نبود. كارشكنى رقيبان و بدخواهان, و از آن سخت تر مخالفت هاى دولتى نسبت به اين گونه اقدامات فرهنگى, براى تأسيس و تشكيل, موانع فراوانى را به وجود آورد, و تلاش و شهامت و فداكارى فوق العاده اى را مى طلبيد.
ولى بالاخره, حاج عباس, با زحمات و پى گيرى هاى فراوانى موفق مى شود, بنياد ياد شده را در تاريخ ٢٩/٤/١٣٤٩ش, طى شماره/١١٢٠, با اركان هيئت مؤتمنين و هيئت نظّار, به ثبت برساند, و كار فرهنگى بنياد را با استوارى و دامنه وسيع تر ادامه دهد.
اين بنياد, با بكارگيرى سرمايه مادى و استفاده از سرمايه هاى فكرى و علمى مراجع نجف و قم و تهران و همكارى مخلصانه و فداكارانه فضلا و عالمان سخت كوش حوزه هاى علمى, موفق مى شود, در زمينه هاى كلام و اصول عقايد, تفسير قرآن كريم, فقه واحكام عملى, رجال, و حديث, آثار ارزشمندى را تصحيح و تحقيق كرده, و با چاپ و نشر آن در حوزه هاى علميه داخل و خارج, خدمات بسيار شايسته اى به جهان تشيّع بنمايد. به پاسداشت مؤسسين آن بنياد, و عالمان بزرگوارى كه ساليانى از عمر خويش را براى نسخه يابى و تحقيق اين آثار صرف نموده اند, به معرفى آنها و مراحلى كه جهت احياى اين آثار صورت گرفته, مى پردازيم:
يادآورى مى شود كه پس از درگذشت مرحوم حاج عباس كوشانپور, كه ٢٨/١٠/١٣٦٠ش اتفاق افتاد, و در قبرستان (باغ بهشت قم) در مقبره خانوادگى به خاك آرميد, فرزندان آن مرحوم, حاج محسن و على آقاى كوشانپور, راه و كار بنياد را ادامه داده, به تجديد چاپ بعضى از كتاب هاى قبل و چاپ آثار جديدى پرداخته اند.
خدمات فرهنگى بنياد فرهنگ اسلامى, به شرح زير است: الف) كلام و اصول عقايد ١. دلائل الصّدق فى نهج الحق, للامام, شيخ محمد حسن المظفّر
درباره سير تكاملى اين كتاب, توضيحات زير لازم است:
ـ علامه, حسن بن يوسف بن مطهّر حلّى, متولد ٢٦ رمضان ٦٤٨ و متوفاى ١١ محرم ٧٢٦ق, براى سلطان محمد خدابنده, كتاب (نهج الحق و كشف الصدق) را براساس عقايد شيعه, در مورد توحيد, عدل, نبوت, امامت و ساير مسائل اعتقادى شيعه, در دو جلد نوشته, و به سال ١٣٤٤ هجرى در نجف چاپ شده است.
ـ فضل الله بن روزبهان اصفهانى (متولد بين ٨٥٠ و ٨٦٠ و متوفاى ٩٢٨ق)١١ كتاب (نهج الحق…) را به طور كامل در ضمن كتاب خود (ابطال الباطل و إهمال كشف العاطل) آورده, و مطالب آن را رد كرده است.
ـ علامه محمد حسن بن محمد بن عبدالله بن محمد بن احمد بن مظفر نجفى (متولد ١٣٠١ و متوفاى ١٣٧٥ق) كتاب (نهج الحق) را متن قرار داده و جواب فضل بن روزبهان بر ردّ مطالب كتاب (نهج الحق…) را ذكر نموده است. آنگاه مطالب اين كتاب را كلمه به كلمه جواب داده, و نام اين مجموعه را كه با مقدمه اى پيرامون تراجم رجال حديث و روات (صحاح ستّه), و احاديث زيادى از آنها آورده, و آن را به سال ١٣٥٠ق, در دو جلد به پايان رسانده و نام آن را (دلائل الصدق) گذاشته است.١٢
ـ بر كتاب (دلائل الصدق) شيخ محمود, فرزند علامه محمد حسن مظفر, استاد فقه دانشكده فقه در نجف, و همچنين آية اللّه شيخ طاهر بن راضى, از عالمان نجف, هفده صفحه مقدمه نگاشته, شرح زندگى مؤلف را آورده, و كتاب (دلائل…) ٢٥ رجب ١٣٩٦ق, در نجف اشرف به چاپ رسيده است.
ـ كتاب دلائل الصدق اكنون از سه جلد تشكيل يافته, كه در جلد اول مباحث توحيد و عدل و نبوت, در جلد دوم مبحث امامت و فضايل اميرالمؤمنين, و در جلد سوم سيره خلفا مورد بررسى قرار گرفته است, و مجموع صفحات آن به ٢٠٥٣ صفحه مى رسد.
ـ بنياد كوشانپور اعلام مى دارد: جلد اول و سوم اين كتاب نخست در تهران و جلد دوم آن در نجف چاپ گرديده بود; اما با توجه به هدف اين مؤسسه, كه احياى ميراث فرهنگ اسلامى بوده, و اين كتاب بايد در سطح وسيعى منتشر شود, تا به دست رجال فكر در جهان اسلام برسد, اين مؤسسه چاپ دوم اين كتاب را به سال ١٣٩٦ق, به وسيله مؤسسه (دارالعلم قاهره) پايتخت مصر, چاپ و منتشر ساخته است. ٢. كلم الطّيّب, در تقرير عقايد اسلام
به قلم حجةالاسلام والمسلمين, سيد عبدالحسين طيب, متولد ٧ محرم ١٣١٢ و متوفاى ١٤١٢ق در اصفهان, ٨١٥ صفحه, شمارگان٥ هزار, سال چاپ ١٣٥٢ش.
اين كتاب, نخست در اصفهان با مقدمه هفده صفحه اى ناشر در سه جلد چاپ شده, و بنياد كوشانپور عهده دار چاپ دوم آن در يك جلد با قطع وزيرى گرديده.
محتواى كتاب را باب توحيد, باب عدل, باب نبوت عامه و خاصّه, باب امامت عامّه و خاصه و مباحث معاد براساس اصول عقايد شيعه تشكيل مى دهد. ٣. عمل الصالح
اين كتاب, كه در پايان (كلم الطّيّب) با ٧٨ صفحه چاپ شده است, اثر خامه سيد عبدالحسين طيّب است, و در آن مباحث مهم اخلاقى مثل ايمان و تقوا, و همچنين رذايل اخلاقى, براساس آيات قرآن و احاديث معتبر اسلامى, با شيوه اى استوار, به تحليل و بررسى گذاشته شده است. شجره نامه مؤلف كه با ٣٩ نسل به امام زين العابدين(ع) مى رسد, نيز مطرح گرديده است. ٤. المسترشد فى إمامة اميرالمؤمنين على ابن أبى طالب(ع)
تأليف العلاّمة الحافظ, محمد بن جرير بن رستم طبرى امامى, متوفاى اوايل قرن چهارم هجرى, ٧٩٠ صفحه, وزيرى, دوهزار جلد, ١٤١٥ق.
اين كتاب را محقّق توانمند, جناب حاج شيخ احمد محمودى, از روى سه نسخه خطى و نسخه چاپ نجف تحقيق نموده, با افزودن مقدمه اى جامع در شرح زندگى مؤلف, و مأخذيابى احاديث پيرامون امامت على بن ابى طالب(ع) در ٨٨ صفحه, همراه با هفت فهرست, طى سال ها تلاش, سامان داده, و در قطع و اسلوب مطلوبى انتشار يافته است. ب) تفسير قرآن كريم ١. أطيب البيان فى تفسير القرآن
از آية اللّه سيد عبدالحسين طيّب, متولد ٧ محرم ١٣١٢ و متوفاى ١٤١٢ در اصفهان. اين تفسير, به زبان فارسى, مفيد, استدلالى و همراه با پاسخ به شبهات است. در جلد اول آن تا آيه ٣٧ سوره بقره تفسير شده است. مؤلف آن را تا ٢٩ ربيع الثانى ١٣٨٢ق نوشته, و بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور, چاپ دوم آن را به صورت افست, در قطع وزيرى, با ٥٢٣ صفحه, در ١٥ ربيع الثانى ١٣٩٣ق, با ٣هزار تعداد به چاپ رساند.
لازم به يادآورى است كه اين تفسير ارزشمند به طور كامل, در چهارده جلد, توسط كتابفروشى اسلام تهران, انتشار يافته است. ٢. القرآن والعقل
تأليفِ سيّد نورالدين حسينى اراكى, متولد ١٢٧٨ و متوفاى ١٣٤١ق, در اراك, قطع وزيرى, ٣جلد, ١٥٩٨ صفحه, چاپ ٢٢ بهمن ١٣٢٣ش, تهران, شمارگان, ٢هزار.
اين تفسير عميق, تأييد و مقدمه مرحوم آية اللّه العظمى حاج شيخ محمد على اراكى (متولد ٢٤ جمادى الثانى ١٣١٢, و متوفاى چهارشنبه ٢٦ جمادى الثانى ١٤١٥ق, مطابق با ٩ آذر ١٣٧٣) را بر پيشانى خود دارد. اضافه بر اين, در پايان جلد اول رساله اى از آية اللّه اراكى, تحت عنوان: بحث فى ولاية مولانا اميرالمؤمنين على بن ابى طالب(ع) و نبذة من بحث المعاد الجسمانى از صفحه ٥٣١ تا ٥٧٢ آمده است.
مؤلف اين تفسير, به هنگام شروع جنگ اول جهانى و هجوم (متفقين) به كشورهاى اسلامى از جمله عراق, و فتواى جهاد آية اللّه سيد محمد تقى شيرازى (متولد ١٢٥٦ در شيراز و متوفاى ١٣ ذى حجه ١٣٣٨ق) عليه انگليس براى دفاع از كيان اسلام به عراق مى رود. مدت هيجده ماه در جبهه دفاع, در حالى كه جز يك قرآن, كتاب و مأخذ مورد مراجعه اى همراه نداشته, اين تفسير عميق را نوشته است. به همين دليل مؤلف تا سوره (احزاب) را, در ١٧ رجب ١٣٣٦ق, تفسير كرده و به تفسير سوره رعد, نحل, حج, بخشى از فرقان, شعراء, نمل, قصص, عنكبوت, روم, لقمان و تفسير سوره سجده توفيق نيافته, يا اين قسمت ها ناپديد شده است.
با اين وجود, مرحوم آية اللّه حاج شيخ محمدعلى اراكى, به تاريخ ٢٨/٩/١٣٥٢ش, پيشنهاد چاپ آن را به حاج عباس كوشانپور داده, و تفسير با مقابله و تصحيح آقايان: سيد حسين موسوى كرمانى, حاج شيخ على پناه اشتهاردى, به وسيله (بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور) به چاپ رسيده است.١٣ ج) فقه و احكام عملى ١. إيضاح الفوائد فى شرح القواعد
تأليفِ شيخ ابى طالب, محمد بن حسن بن يوسف بن مطهّر حلّى, متولد ٢٠جمادى الاول ٦٨٢ و متوفاى ٢٥ جمادى الثانى ٧٧١ق, قطع وزيرى, ٤جلد, ٢٥٧٨ صفحه, تاريخ چاپ ١٣٨٧ق, چاپخانه علميه قم.
اين كتاب, شرح كتاب (قواعد الاحكام) فقيه نامدار شيعه, علامه حسن بن يوسف بن مطهر حلّى (٦٤٨ ـ٧٢٦ق) پدر شارح است, كه نسخه هاى خطى آن سال ها در كتابخانه ها خاك مى خورد. خوشبختانه به دستور مرحوم آية اللّه سيد محمود شاهرودى ـ ره ـ و با تعليق و تصحيح آقايان: سيد حسين موسوى كرمانى, شيخ على پناه اشتهاردى, و شيخ عبدالرحيم بروجردى, براساس مقابله با چهار نسخه خطى و چاپى (قواعد) و نه نسخه خطى و چاپى (ايضاح الفوائد) به چاپ رسيده است.
اين مجموعه مهم فقهى, از كتاب (طهارت) تا پايان (ديات) را در بردارد, مرحوم آية اللّه نجفى مرعشى, در سال ١٣٨٨ هجرى قمرى درباره اهميت كتاب و مؤلف آن, و تأييد عمل مصحّحان مقدمه اى چهار صفحه اى دارد, و محققين نيز درباره مقام علمى مؤلف و شارح, روش تحقيق و تعليق و تصحيح خويش, مقدمه دوازده صفحه اى بر كتاب نگاشته اند.

٢. كتاب الخلاف
تأليف ابوجعفر محمد بن حسن بن على طوسى, متولد رمضان ٣٨٥ و متوفاى محرم ٤٦٠ق, قطع خشتى, ٢ج, ١٤٠١ص, چاپ دوم: تهران, چاپخانه رنگين و تابان ١٣٧٧ و ١٣٨٢ق.
جلد اول اين كتاب با تلاش و دستور آية اللّه حاج آقا حسين بروجردى ـ ره ـ (١٢٩٢ـ١٣٨٠ق) و مقدمه شش صفحه اى او به سال ١٣٧٠هـ, و كوشش فراوان گروهى از علما و فضلاى بزرگ قم, از روى پنج نسخه مقابله و تصحيح شده است. همچنين دستور چاپ دوم جلد دوم آن را مرحوم آية اللّه سيد محمود شاهرودى ـ ره ـ در محرم ١٣٨٢ داده است. جلد اول از كتاب (طهارت) تا (مزارعه) را با ٢٢٨٠ مسأله و جلد دوم از كتاب (احياء موات) تا (كتاب العتق) را, با ١٩٤٧ مسأله در بر مى گيرد.
لازم به يادآورى است كه نسخه هاى چاپ شده كتاب (خلاف) عموماً مغلوط و بدون تحقيق است; بنياد كوشانپور به ١٣٦٣ش تا كتاب (صلاة) تحقيق شده آن را به چاپ رسانيد, اما توفيق ادامه چاپ بقيه آن را نيافت, تا اينكه نسخه تحقيق شده آن از سوى آقايان: سيد على خراسانى, سيد جواد شهرستانى و شيخ مهدى طه نجف, با اشراف حاج شيخ مجتبى عراقى, به وسيله مؤسسه نشر اسلامى, وابسته به (جامعه مدرسين قم) در شش جلد قطع وزيرى, به چاپ رسيد.
٣. مفتاح الكرامة, فى شرح قواعد العلامة
تأليف فقيه نامدار شيعه, سيد جواد بن محمد بن محمد حسينى عاملى نجفى, متولد حدود ١١٥٠ و متوفاى ١٢٢٦ق, در نجف, رحلى, ١٣٣٧ تا ١٣٨٧ق, چاپخانه رنگين كمان, تهران.
اين مجموعه عظيم فقهى و كم نظير, شرح كتاب (قواعد الاحكام) علامه حسن بن يوسف بن مطهر حلى (٦٤٨ ـ٧٢٦ق) است, كه در نجف اشرف نوشته شده است و از اول كتاب طهارت تا پايان (ديات) را شامل مى شود. هشت جلد آن در مصر يافت شده, و با دو جلدى كه در تهران به دست آمده, مجموعاً از ده جلد رحلى تشكيل مى گردد, كه به دستور مرحوم آية اللّه بروجردى تصحيح شده, و بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور, سرمايه گذارى و چاپ آن را به عهده داشته است.
٤. تعليقات على قصاص كشف اللثّام
تأليف علامه عاملى صاحب مفتاح (الكرامة), رحلى, ٢١٠ص. در پايان جلد ده مفتاح الكرامة به سال ١٣٨٧ق, چاپ شده است.
علامه عاملى, باب (قصاص) كتاب (كشف اللثام) تأليف بهاءالدين محمد بن حسن بن محمد اصفهانى, مشهور به (فاضل هندى) متولد ١٠٦٢ و متوفاى ٢٥ رمضان ١١٣٧ق, در فتنه افغان در اصفهان را١٤, شرح نموده, محمد باقر حسينى شهيدى, تصحيح و مقابله آن را به عهده داشته, و حاج محمد حسين كوشانپور, با سرمايه گذارى و زحمات فراوان, طبق دستور آية اللّه بروجردى, آن را در چاپ رنگين تهران, چاپ و منتشر نموده است.
٥. مصباح الهدى, فى شرح عروة الوثقى
تأليف علامه حاج شيخ محمدتقى آملى, وزيرى, ١١ج, چاپ فردوسى, تهران, ١٣٣٧ـ١٣٥٠ش.
اين كتاب, از جمله شرح هاى عميقى است كه بر كتاب كم نظير (عروة الوثقى) تأليف آية اللّه سيد محمد كاظم بن عبدالعظيم يزدى, متوفاى اواخر ماه رجب ١٣٣٧, توسط علامه محمد تقى بن محمد آملى, متولد چهارشنبه ١١ ذيقعده ١٣٠٤, و متوفاى حدود ١٣٩٠ق, و مدفون در مشهد مقدس, نوشته شده است.
علامه آملى, به طورى كه خود نوشته است در تهران به دنيا آمده و علوم مقدماتى را تحصيل نموده, آنگاه براى تكميل علوم نقلى و عقلى, ساليانى را در محضر عالمان بزرگ نجف اشرف گذرانيده, سپس به تهران مراجعت نموده و همزمان با امامت جماعت در (مسجد مجد) به تأليف و تحقيق پرداخته, كه از آثار چاپ شده وى, كتاب پيش گفته است.١٥
مصباح الهدى, كتاب (عميق عروةالوثقى) را از (طهارت) تا (كتاب حج) طى يازده جلد با موشكافى شرح كرده, و اين مجموعه هم, با سرمايه گذارى و تلاش فراوان مرحوم حاج محمد حسين كوشانپور, چاپ و رايگان در حوزه علميه, توزيع گرديده است.
٦. رساله توضيح المسائل حضرت آية اللّه بروجردى, در زمان حيات ايشان, با سرمايه (بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور) چاپ و رايگان توزيع شده است.
٧. رساله توضيح المسائل حضرت آية اللّه سيد محمود شاهرودى نيز, توسط اين بنياد چاپ و بين اهل ايمان, رايگان پخش گرديده است.
د) رجال
١. بهجة الأمال, فى شرح زبدة المقال
تأليف حاج مولا على بن عبدالله بن محمد بن محبّ الله بن محمد جعفر على يارى قراچه داغى تبريزى, متولد ١٢٣٦, و متوفاى ١٣٢٧ق, چاپ دوم, وزيرى, ٧ج, ٤٣٤٥ص, چاپ علميّه قم, رمضان ١٣ـ١٤١٢, مطابق با فروردين ١٣٧١ش.
اين اثر مهم رجالى, شرح كتاب زبدة المقال فى علم الرجال, تأليف سيّد حسين بن رضاى حسينى بروجردى متولد ١٢٢٨ و متوفاى ١٢٧٦ق است, كه مؤلف آن را با حذف مجاعيل و گروهى از علماى معاصر, در ١٣١٣ ارجوزه, به سال ١٢٧٠ به پايان رسانده است.
آنگاه, مولا على بن عبدالله, آن را تكميل و (منتهى الأمال فى تتميم زبدة المقال) ناميده, سپس (منتهى) را در دو جلد و (زبده) را در ٣جلد شرح نموده است, و مجموع پنج جلد را (بهجة الأمال فى شرح زبدةالمقال) ناميده, و آن را به سال ١٣١٣ق به پايان رسانده است.١٦
مرحوم آية اللّه نجفى مرعشى به سال ١٣٩٤ق, شرح زندگى مؤلف را, در ٤٧ صفحه نوشته, و عنوان آن را (غايةالأمال, فى شرح صاحب بهجة الآمال) قرار داده است.
همان طور كه در بالا اشاره شد, چاپ كنونى (بهجة الأمال…) را هفت جلد تشكيل مى دهد, كه در چاپ اول و دوم تعدادى از علما و فضلا, تخريج اسانيد و تصحيح و مقابله آن را به ترتيب زير, به عهده داشته اند:
ج١ --- محمد هادى يوسفى الغروى.
ج٢و٣و٤و٥ --- سيّد هدايةاللّه مسترحمى جرقوقه اى اصفهانى, به سال ١٤٠١ق.
ج٢و٤و٥ --- تجديد نظر و تصحيح: حاج شيخ احمد محمودى, به سال ١٤١٣ق.
ج١و٦ --- تجديدنظر و تصحيح, شيخ جعفر حايرى.
اما براى ج٧, به عنوان مقابله گر و مصحح, كسى نامبرده نشده است.
٢. جامع الرّواة
تأليف علامه حاج محمد بن على اردبيلى, متوفاى ١١٠١ق, در كربلا, وزيرى, ٢ج, ١٢١٢ص, چاپ رنگين, ١٣٣١ش.
مؤلف اين كتاب رجالى ارزشمند, از شاگردان علامه محمدباقر مجلسى (١٠٣٧ـ١١١١ق) است كه در اصفهان مى زيسته, و براى تأليف اين اثر مدت بيست سال, تلاش طاقت فرسايى را بر خود هموار ساخته است.
جامع الرّواة, مورد تأييد علامه مجلسى و تعداد زيادى از علماى بزرگ قرار گرفته و به دستور آية اللّه بروجردى از روى نسخه كتابخانه دانشگاه تهران, از سوى گروهى از فضلاى حوزه علميه قم, استنساخ, مقابله و تصحيح شده است و بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور, به چاپ و نشر رايگان آن اقدام كرده است. هـ) حديث
١. جامع احاديث الشيعة, فى احكام الشريعة
ج١, رحلى, ١٤٥«٣٨٦ص, چاپ افست علمى, تهران, ١٣٨١ق, تعداد دوهزار.
اين كتاب, با تلاش و دستور مرحوم آية اللّه بروجردى, و همكارى و زحمات ده ساله گروهى از علماى حوزه علميه قم, از جمله حاج شيخ اسماعيل ملايرى, و حاج شيخ على پناه اشتهاردى پديد آمده است. مؤلفين در پى آن بوده اند كه با استفاده از مجامع اصلى حديثى و ساير آثار معتبر, و با توجه به نواقص كتاب (وسائل الشيعه) كتاب جامع حديثى را, براى جامعه علمى شيعه, به وجود آورند.١٧
جلد اول اين كتاب, از يك مقدمه ١٤٥ صفحه اى, درباره شيوه تأليف و معرفى منابع, به سال ١٣٨١ق, و كتاب (طهارت) را با ٣٨١١ حديث دربر مى گيرد. خطاطى آن را احمد بن محمدحسين نجفى زنجانى به عهده داشته, مرحوم حاج محمد حسين كوشانپور, با سرمايه خود آن را چاپ, و به طور رايگان ميان حوزه هاى علمى توزيع نموده است.
٢. الجعفريات
به روايت محمد بن محمد بن اشعث كوفى, از علماى قرن چهارم ق, مصحح: احمد صادقى اردستانى, وزيرى, ٤٤٢ص, با ٢هزار شمارگان در چاپخانه سلمان فارسى, قم ١٤١٦ق.
اين كتاب حديثى را يكى از علماى اسلام از هند به نجف آورد. شيخ نصرالله قزوينى به سال ١٢٧٩ق, آن را استنساخ نموده, و همراه كتاب (قرب الاسناد) به دستور مرحوم آية اللّه بروجردى, به سال ١٣٥٩ق, در تهران و قم با خط سنگى به چاپ رسيده است.
مصحّح, از روى همان نسخه, و مستدرك الوسائل چاپ سه جلدى, اقدام به مقابله و تصحيح و شماره گذارى احاديث نموده است. مع الاسف در عين مقابله و ملاحظه احاديث, مأخذ آنها را در پاورقى قيد نكرده است. اميد است نواقص آن در آينده مرتفع گردد.
٣. روضة المتّقين, فى شرح من لايحضره الفقيه
تأليف مولا محمدتقى مجلسى, متولد ١٠٠٣ و متوفاى ١٠٧٠ق در اصفهان, وزيرى, چهارده جلد, ٧٦٢٥ص, چاپ دوم, ١٤٠٦ تا ١٤١٣, ٣هزار نسخه.
اين كتاب, شرح كتاب (من لايحضره الفقيه) از كتب حديثى اربعه, تأليف ابوجعفر محمد بن على بن حسين بن موسى بن بابويه قمى, معروف به (شيخ صدوق), متولد حدود ٣٠٦ و متوفاى ٣٨١ق, مدفون در (رى) مى باشد, كه مولا محمدتقى مجلسى, پدر علامه, محمد باقر مجلسى, بدان پرداخته است.
من لايحضره الفقيه, در چهار جلد, داراى ٥٦٦ باب, و ٥٩٦٣ حديث است, كه تاكنون ٢٠ شرح و حاشيه بر آن نوشته شده, كه از آن جمله شرح كامل (روضة المتقين) است, كه به پيشنهاد و مقدمه شش صفحه اى آية اللّه نجفى مرعشى, به سال ١٣٩٣ق, و اشراف و تصحيح آقايان: سيد حسين موسوى كرمانى, و حاج شيخ على پناه اشتهاردى, و سرمايه گذارى حاج محمد حسين كوشانپور, دوبار چاپ و ميان علماى سراسر كشور, رايگان توزيع گرديده است.
٤. قرب الإسناد
تأليف ابى العباس, عبدالله بن جعفر بن حسين بن مالك بن جامع الحميرى, معروف به ابى العباس قمى, از علماى حدود نيمه اول قرن سوم هجرى, و از اصحاب امام حسن عسكرى(ع) تحقيق: احمد صادقى اردستانى, وزيرى, ٣١٧ص, شمارگان دوهزار, چاپ سلمان فارسى, قم, ١٤١٦ق.
كتاب قرب الإسناد, به سال ١٣٥٩ق, در تهران و قم با چاپ سنگى, به سال ١٣٦٩ق در نجف, و در سال ١٤١٣ق در قم با تحقيق مناسبى چاپ شده بود. چاپ هاى قبلى اين كتاب بسيار كمياب بود و مورد نياز حوزه هاى علميه. بدين جهت بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور در جهت پى گيرى هدف خويش, در صدد خريدارى و توزيع رايگان چاپ آن برآمد, ولى متأسفانه چون اين كتاب صادراتى شده بود! از مراجعه مكرر خود نتيجه اى نگرفت و همچنان نياز بدان وجود داشت. ناچار بنياد و مصحح, با توجه به محدوديت زمانى و امكانات, به تحقيق نسبى خود اقدام نمودند. با سپاس از برخى نقدهاى دلسوزانه, اميد است چاپ (قرب الإسناد) با تصحيح بهترى صورت گيرد.
٥. النوادر
تأليف سيد فضل الله بن على الحسنى الراوندى, متوفاى حدود سال ٥٨٠ق, تحقيق و ترجمه: احمد صادقى اردستانى, رقعى, ٣٦٥ص, چاپ سلمان فارسى قم, ١٤١٨ق, ١٣٧٦ش, شمارگان:٢٥٠٠.
اين كتاب, از روى نسخه چاپ نجف, ١٣٧٠ق و چاپ قم, و با مراجعه به: الجعفريات, بحارالانوار, مستدرك الوسائل سه جلدى, و ساير منابع, مأخذيابى, عنوان بندى و تصحيح شده است. ٢٦ حديثى كه از چاپ نجف و قم اسقاط شده بود, تحت عنوان: مستدرك النوادر, در پايان آورده شد و مجموع احاديث آن به ٥٠٨ مورد رسيده است.
محقق, ٢٨ صفحه مقدمه فارسى و عربى در شرح زندگى و آثار مؤلف, بر كتاب افزوده, و همه احاديث به تقاضاى ناشر و جمعى از طلاب, به فارسى برگردانده شده, و كتاب با يازده فهرست راهنما پايان مى پذيرد.
يادآورى اين نكته نيز لازم است كه از پيشنهادات بعضى از برادران فاضل و صاحب نظر, كه به تقاضاى محقق درباره اين كتاب و ساير آثار صورت گرفته, به يارى خداوند در تجديد چاپ استفاده خواهد شد.
به هر حال, تلاش هاى فرهنگى بيش از ٤٠ سال بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور كه مورد توجه مراجعى چون آيات: بروجردى, شاهرودى, سيد احمد خوانسارى, اراكى, و مرعشى نجفى قرار گرفته, موجب گرديده كه مؤسسين و مديران فداكار آن, ١٨ عنوان كتاب هاى: كلامى و تفسيرى و فقهى و رجالى و حديثى شيعه را, با ٦٦ جلد, و ٤٧٥٠٠ شمارگان چاپ و احيا كنند, و نيز با خريدارى و اهداى صدها جلد كتاب, معارف تشيع را گسترش دهند, اين خدمات در خور ستايش و طلب مغفرت براى آنان, و براى همه همكاران آنان است.
شب ١٨ رمضان المبارك ١٤١٩هـپى نوشتها ١. من لايحضره الفقيه, ج١, ص١١٧; بحارالانوار, ج١٠٠, ص٨٢ ـ١٨١. ٢. همان. ٣. ميزان الحكمه, ج٩, ص٢٧٢. ٤. همان. ٥. سوره كهف, آيه ٤٦; بحارالانوار, ج١٠٠, ص١٨٢. ٦. من لايحضره الفقيه, ج١, ص١١٧. ٧. ميزان الحكمه, ج٩, ص٢٧٢. ٨. وسائل الشيعه, ج١٧, ص٦٨, ابواب صفات القاضى, ح٦٣. ٩. دررالكلم, ص٣٣٢. ١٠. إنّ اللّه عزوجلّ لم يجعل فى شىء ممّا حرّم دواء و لا شفاء: وسائل الشيعه, ج١٧, ص٢٧٥. ١١. فرهنگ معين, اعلام, ج٢, ص١٣٦٩. ١٢. الذريعه, ج٨, ص٢٥١. ١٣. رجوع شود به: القرآن والعقل, ج١, ص هـ ـ يج. ١٤. الذريعه, ج١, ص٣٤١. ١٥. مصباح الهدى, ج١, ص٤٩٤. ١٦. الذريعه, ج٣, ص٦٠ ـ١٥٩, ج١٢, ص٣٤ و ج٢٤, ص٩٩. ١٧. خوشبختانه, با حمايت مالى مرحوم آية اللّه خويى, و آية اللّه سيد على سيستانى, و كوشش حاج شيخ اسماعيل ملايرى, تا سال ١٤١٥هـ (١٣٧٣) كتاب (جامع احاديث الشيعه) تا ٢٥ جلد در قطع وزيرى, انتشار يافته است. براى تنظيم اين نوشتار, از يادداشت (بنياد) و منابع فراوان ديگرى استفاده شده است كه ذكر همه آنها موجب اطاله كلام مى شود.