آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - فهرست آثار برنارد لوئيس١ - مازن بن صلاح مطبقانى
فهرست آثار برنارد لوئيس١
مازن بن صلاح مطبقانى
##
ترجمه رسول جعفريان ##
توضيح مترجم:
برنارد لوئيس (Bernard Lewis) در ٣١ ماه مىسال ١٩١٦ در لندن متولد شد. او در دانشگاه لندن تحصيل كرد و به سال ١٩٣٦ فوق ليسانس خود را در رشته تاريخ و سه سال بعد دكتراى خود را دريافت كرد. در همين مدت يك سال را (١٩٣٧) در فرانسه بسر برد. پس از آن براى تحقيقات بيشتر به خاورميانه سفر كرد. وى سپس به عنوان دستيار در رشته تاريخ اسلامى در مدرسه مطالعات شرقى و آفريقايى به سال ١٩٣٨ تعيين شد و به سال ١٩٤٠ به مقام استادى رسيد. جنگ، رشته كارهاى علمى او را براى مدتى منقطع كرد و او در ارتش بريتانيا به خدمت پرداخت. در اين دوره جذب دفتر روابط خارجى شد تا با استفاده از توانايىهاى زبانى و قدرت تحليل و آگاهىهايى كه درباره خاورميانه داشت، به اين دفتر كمك كند. پس از پايان جنگ، وى به مدرسه مطالعات شرقى و آفريقايى بازگشت و در سال ١٩٤٩ عنوان پروفسورى را در تاريخ خاور نزديك و ميانه به دست آورد. او افزون بر دانشگاه لندن، در تعدادى از دانشگاهها به عنوان استاد مدعو خدمت كرده است؛ از جمله: دانشگاه كلمبيا، اينديانا، پرينستون و كاليفرنيا. يك سال هم عضو مؤسسه مطالعات پيشرفته در دانشگاه پرينستون بوده است. وى در سال ١٩٧٤ لندن را براى هميشه به قصد پرينستون ترك كرد و تا سال ١٩٨٦ كه بازنشسته شد، در آن جا بود. وى عضو بسيارى از انجمنها و مراكز پژوهشى بوده است؛ از جمله در آكادمى انگليس در سال ١٩٦٣، در Institue d;Egupte در ١٩٦٩، جامعه تاريخ نگاران ترك، انجمن فيلسوفان امريكايى در سال ١٩٧٣، آكادمى آمريكايى هنر و علم در سال ١٩٨٣، مدرسه مطالعات آسيايى و افريقايى در لندن و مؤسسه آسيايى پاريس عضويت و همكارى داشته است. او در سال ١٩٧٣ از دست وزير فرهنگ تركيه تقديرنامه دريافت كرد و از چندين مركز و دانشگاه دكتراى افتخارى گرفت؛ از جمله دانشگاه عبرى در اورشليم، دانشگاه تل آويو، دانشگاه دولتى نيويورك، دانشگاه پنسيلوانيا، و كالج مركزى عبرى(٢). وى هم اكنون مسؤول مؤسسه اننبرگ براى تحقيقات يهودى است كه كارش پىگيرى و حمايت از تحقيقاتى است كه به نوعى با يهود و بنى اسرائيل ارتباط دارد.
همان گونه كه از اشارات موجود در معرفى بالا به دست مىآيد، لوئيس از مستشرقان بنام يهودى است كه در مهمترين *٩٧* مراكز علمى در اروپا وامريكا، طى چند دهه گذشته فعال بوده و دهها كتاب و مقاله درباره اسلام، فرقههاى اسلامى، تاريخ خاورميانه و مسائل اعراب و اسرائيل تأليف كرده است. از ميان آثار وى چندى هم به فارسى درآمده كه در ادامه به آنها اشاره خواهيم كرد. در سال ١٩٨٦ ميلادى، كه سال بازنشستگى وى هم بود، يادواره هفتادمين سال زندگى وى نشر شد. در آن جا فهرستى از آثار وى به زبانهايى كه خود به آنها نگاشته يا زبانهايى كه آثارش به آنها ترجمه شده، آمده است. اين آثار به طور عمده تابعى است از سه علقه اساسى مؤلف، نخست عربى بودن و مستشرق بودن، دوم يهودى بودن و سوم محقق بودن و البته مىتوان جاى ترتيب آنها را عوض كرد.
در فروردين ماه ١٣٧٧ كه به حج تمتع مشرف شدم، يك پايان نامه دكتراى دانشگاهى يافتم با اين مشخصات:
الاستشراق و الاتجاهات الفكرية فى التاريخ الاسلامى، دراسة تطبيقية على كتابات برنارد لويس. تأليف الدكتور مازن بن صلاح مطبقانى، رياض، مطبوعات مكتبة الملك فهد الوطنيه، ١٤١٦/١٩٩٥، ٦١٤ ص.
مرورى بر كتاب نشان داد كه وى به معرفى و نقد آثار لوئيس پرداخته و در طى كار با خود لوئيس هم ارتباط داشته و برخى از نامههاى وى را در كتاب خود آورده است. مؤلف نوشته خود را از روى تدين نگاشته و با علقه وسيعى كه با اسلام سنى و زاويه ديد عربى دارد، به نقد آثار لوئيس پرداخته است.
فصلهاى مهم اين كتاب عبارتند از:
باب اول درباره ماهيت شرقشناسى انگليسى و امريكايى، شامل سه فصل: فصل نخست در طبيعت شرقشناسى انگليسى و شرقشناسى امريكايى؛ فصل دوم درباره زندگى نامه علمى لوئيس و منابع فكرى او در نگاهش به شرق؛ فصل سوم آثار برنارد لوئيس (كه اين مقاله ترجمه اين فصل از كتاب است).
باب دوم درباره مواضع لوئيس نسبت به متون اسلامى، شامل چهار فصل: فصل نخست موضع لوئيس نسبت به قرآن كريم؛ فصل دوم موضع لوئيس نسبت به حديث نبوى؛ فصل سوم عقايد و آراى وى درباره فرق اسلامى؛ فصل چهارم آراى وى درباره برخى از مسائل فقهى.
باب سوم درباره لوئيس و تاريخ اسلام، شامل هفت فصل: فصل نخست درباره سيره نبوى؛ فصل دوم خلافت خلفاى چهار گانه نخست؛ فصل سوم درباره فتوحات؛ فصل چهارم تاريخ اسلامى جديد شامل دولت عثمانى و مسائل فلسطين؛ فصل پنجم درباره تمدن اسلامى؛ فصل ششم درباره جامعه اسلامى و فصل هفتم درباره شيوه لوئيس در بررسى تاريخ اسلام.
باب چهارم درباره نقد روش لوئيس در بررسى تاريخ اسلام و تمدن اسلامى، شامل سه فصل است: فصل نخست درباره ديدگاه لوئيس نسبت به مذاهب فكرى معاصر؛ فصل دوم درباره غرب زدگى در جهان اسلامى؛ فصل سوم موضع لوئيس نسبت به جنبشهاى اسلامى معاصر.
خاتمهاى در پايان كتاب آمده است و سپس چند ضميمه شامل دو نامه از لوئيس؛ گزارش ملاقات مؤلف با لوئيس در سال ١٩٨٨ و سه نامه از سه نويسنده است.
تصميم گرفتم تا فصلى را كه نويسنده به تأليفات لوئيس اختصاص داده و در ذيل بيشتر آنها سعى كرده تا توضيحى درباره ماهيت هر عنوان و ديدگاههاى مؤلف به دست دهد، ترجمه كنم. كار ترجمه در همان مكه خاتمه يافت. در سفرى كه در اواخر ارديبهشت و اوايل خرداد امسال به امريكا داشتم، شمارى از آثار لوئيس را نيز به دست آوردم. از تاليفات لوئيس چنين به دست مىآيد كه وى تحقيقات خود را در دايره وسيعى از مباحث تاريخ اسلام تا تاريخ معاصر خاورميانه و نيز درباره خلافت عثمانى تا تركيه جديد، توسعه داده و درباره بسيارى از مسائل عمده تمدن اسلامى اظهار نظر نموده است. اين مقدار توسعه، جداى از علايق شخصى مؤلف نسبت به اين مباحث، و صرف نظر از اين كه تا چه اندازه اصول پژوهش را مراعات كرده و يا جانب انصاف را رعايت كرده، نشان مىدهد كه لوئيس، پژوهش خود را در اختيار مسائل روز قرار داده و به نوعى كار سياسى كرده است. البته شايد برخى از كارهاى وى، از جمله رساله دكتراى او درباره اسماعيليه از اين مسأله مستثنى باشد. وى در سالهاى دوران خدمت خود در ارتش به خوبى ياد گرفته كه چگونه اطلاعات خود را در اختيار سياست قرار دهد. طبعا اين مسأله روى كارهاى بعدى وى تأثير گذاشته است. علاوه بر *٩٨* اين، او يك يهودى است و علاقهمندبه بقاى اسرائيل. در اين صورت،تعهدى براى دفاع از اين اعتقاد خود داشته و نيز كارهاى علمى خود را، با همه تلاشى كه براى علمى كردن آنها مىكرده، به نوعى در خدمت اين تعهد قرار داده است. البته لوئيس متعلق به نسلى از مستشرقان است كه هيچ گاه به صراحت با مسائل شرق و دنياى اسلام برخورد نمىكنند، بلكه مىكوشند تا در قالب پژوهشهاى علمى و رعايت بى طرفى از نوع ويژه غربى، و با مراعات اين كه نوشتههايشان، خوانندگان و به ويژه خواننده شرقى را آزار ندهد، مسائل مورد علاقه خود را نشر دهند.
اما آنچه مىماند اين كه برخى از كارهاى وى به فارسى ترجمه شده كه به اجمال به آنها اشاره مىكنيم:
١. فدائيان اسماعيلى، ترجمه فريدون بدرهاى، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى، ١٣٧١.
٢. تاريخ اسماعيليان، ترجمه فريدون بدرهاى، تهران، توس، ١٣٦٢.
٣. نخستين مسلمانان در اروپا، ترجمه م. قائد، تهران، نشر مركز، ١٣٧٤، ٤٢٦ ص. Discovery of EuropeThe Muslim اين كتاب يكى از كتابهاى قابل توجه لوئيس است كه به فارسى ترجمه شده است. يك مصاحبه نيز با لوئيس از سال ١٩٨٤ در انتهاى كتاب آمده كه در شناخت لوئيس قابل توجه و مفيد است. متأسفانه مترجم فاضل كتاب، باتوجيهى نادرست، بخشى مهمى از ارجاعات كتاب را به بهانه آن كه «به زبانهاى مختلف از قبيل تركى و عربى و ايتاليايى و غيره است» حذف كرده تا «حجم آن را بيهوده» نيفزوده باشد. به يقين اين كار درستى نيست، زيرا مىدانيم كه همه ارجاعات تنها براى مراجعه خواننده نيست، بلكه براى اتقان كار مؤلف نيز هست. از سوى ديگر، در دنياى امروز نوشتهها به هر زبانى اعم از آثار عربى يا تركى يا حتى ايتاليايى ،قابل وصل است.
٤. ظهور تركيه نوين، ترجمه محسن على سبحانى، تهران، ناشر مترجم، ١٣٧٢، ٦٧١ ص. ترجمهاى است از: The Emergence Of Modern Turkey اين اثر يكى از مهمترين كتابهاى لوئيس و در موضوعى است كه زمينه كار تخصصى اوست.
٥. مقاله «مفاهيم انقلاب در اسلام» Islamic Concepts Of Revolution از مجموعه in the Middle EastRevolution، مجله تحقيقات اسلامى، (گروه ترجمه)، (وابسته به بنياد دايرة المعارف اسلامى) سال هفتم، شماره ٢، ١٣٧١، ص ٨٥-٩٩. مترجمان، ابتدا نقدى كوتاه بر مقاله زدهاند و سپس نقد ادوارد سعيد را بر اين مقاله در انتها (ص ١٠١-١٠٤) آوردهاند. اينك فصل تأليفات لوئيس از استاد مطبقانى.
***
آثار و تأليفات لوئيس
كارهاى علمى و زمينه فعاليتهاى علمى برنارد لوئيس گسترده است. بنابراين به نظر مىرسد كه بايستى كارهاى وى را بر اساس زمينهها و موضوعات علمى تقسيم بندى كرد. برخى آثار تأليفى او را در زمينههاى عربى و اسلامى است؛ برخى مربوط به فعاليتهاى مختلف او در ارائه سخنرانى و شركت در كنفرانسها ياسخنرانىهاى راديويى و تلويزيونى و يا مشاورههاى سياسى و برخى ديگر به صورت اشراف به رسالههاى دانشگاهى.
١. تأليفات
لوئيس به تقريب در تمامى زمينههاى عربى و اسلامى تأليفاتى دارد كه به ديد مؤلف اين سطور، بهتر است به صورت موضوعى شناسانده شود. موضوعاتى چون تاريخ اسلام، جنبشهاى اسلامى معاصر، جامعه اسلامى، تحقيقات ويژه مربوط به عثمانى، نوشتهها و مقالاتى درباره يهود و فلسطين.
الف. تاريخ اسلام
نخستين اثر او در اين زمينه «تاريخ عرب» اوست، با اين مشخصات:
١. The Arabs in History, (London, hutchinson, ١٩٥٠), ٥th edition,
١٩٧٠ Reprints in ١٩٧٥, ٧٧, ٨١, ٨٤
اين كتاب با عنوان «العرب فى التاريخ» توسط بنيه امين فارس و محمود يوسف زايد به عربى ترجمه شده است (بيروت، دارالعلم للملايين، ١٩٥٤).
*٩٩* مؤلف تصريح كردهاست كه هدفش در اين كتاب، يك بررسى تاريخى از وضعيت عرب نبوده، بلكه هدف ارائه نقطه نظرهاى خاصى بوده كه به نوعى نگرش وى را درباره جايگاه عرب در تاريخ نشان مىدهد. اين كتاب پنج بار چاپ شده كه در برخى از آنها، تنها اصلاحات جزئى به عمل آمده، اما مضمون كتاب تغيير نكرده است. مؤلف يادآور شده كه كتاب براى خواننده عادى نوشته شده كه چندان به ارجاعات و حواشى توجهى ندارد. به همين دليل، نقلها را به طور مستند نياورده و تنها در پايان فهرستى از منابع به دست داده كه به طور عمده آثار متشرقان اروپايى است كه به كار تاريخ اسلام پرداختهاند. او در بسيارى از مسائل از روشهاى آنان پيروى كرده و يك نمونه مهم از آن تشكيك در قرآن مجيد و اظهار اين نكته است كه قرآن از كتابهاى آسمانى پيشين بهره برده؛ همين طور ترديد در صحت احاديث و نقد روشهاى علماى حديث.
٢. The Cambridge History Of Islam. ٢Vols in ٤.Cambrige: Cambrige University Press. ٠٧٩١ )Co-editor with others(.
«تاريخ اسلام كمبريج» اين مجموعه دو جلدى در اصل چهار جزء است كه گروهى از نويسندگان آن را تأليف كردهاند. لوئيس دو مقاله در آن نوشته، يكى با عنوان «مصر و روسيه» كه از تطور دولت اسلامى در اين دو كشور سخن گفته و نقطه ثقل او در مصر بر موقعيت قبطىها نسبت به دولت اسلامى و فشارها و مالياتهايى است كه به نظر او از سوى حكومت بر آنها اعمال مىشده است. وى از جنبشهاى سياسى و فكرى مصر و سوريه نيز بحث كرده است. مقاله ديگر وى درباره «حكومت، جامعه و زندگى اقتصادى در دوره خلافت عباسى و فاطمى» است.
٣. Islam in History. London: Alcove Press, ١٩٧٣
سومين كتاب وى «اسلام در گذر تاريخ است». اين كتاب مجموعهاى از بحثها و بررسىهايى است كه لوئيس قبلاً به صورت مقاله منتشر كرده يا در كنفرانسها و گردهمايىهاى مختلف ارائه كرده كه موضوع آن برخى از مسائل تاريخ اسلام از صدر تا كنون است. برخى از مقالات جنبه فكرى و تعدادى نيز جنبه تاريخى دارد؛ به همين دليل كتاب فاقد يكدستى در موضوع و روش تأليف و نگارش است.(٣)
٤. History - Remembered. Recovered. Invented Princton: Printcon University Press,
١٩٧٥. Reprintes New York: Simon and Schuster. ١٩٨٧
عنوان چهارمين اثر «حافظه تاريخى، كشف و بازسازى آن» است. هدف لوئيس در اين كتاب بحث از فلسفه تاريخى است كه به طور ميدانى، براى تطبيق از تاريخ خاورميانه استفاده مىكند. همان طور كه عنوان اشاره دارد، لوئيس تاريخ را به سه نوع تقسيم مىكند. ياد از گذشته كه افراد، قبايل و دولتها در آن شريكند. دوم بازشناسى و باز اكتشاف تاريخ گذشته به مانند آنچه محمد رضا پهلوى تحت عنوان جشنهاى دو هزار و پانصد ساله براى تولد دولت هخامنشى برگزار كرد(٤) و نيز مانند حادثه مسادا در تاريخ يهودى، سوم بازسازى تاريخ كه به هدف تحكيم سلطه و اهداف ديگر ارائه مىشود. يكى از حساسيتهاى ذهنى لوئيس طعن بر تلاشهاى مسلمانان درباره اندلس است، با اين تصور كه مسلمانان مىكوشند تا نقش تمدنى خود را در اين بلاد بزرگ نشان دهند.
٥. The Muslim Discovery of Europe. New York: W.W.Norton, ١٩٨٢
پنجمين عنوان «كشف اروپا توسط مسلمانان» است. اصل اين كتاب، بحثى است كه در مجله «الدراسات الشرقيه والافريقيه، ١٩٥٧» ارائه شده است. مؤلف در اين بحث، به تلاش مورخان براى كشف اروپا برابر دنياى اسلام و موضع آنها نسبت به يكديگر پرداخته است. در اصل وى در صدد بحث از چگونگى موضع دنياى اسلام نسبت به اروپاست و اين كه چگونه اين موضع راهى از تجاهل تمام عيار تا خضوع و پذيرش غرب زدگى را طى كرده است. وى بر آن است كه عامل اين تجاهل، اين باور مسلمانان بوده كه اروپا چيزى براى عرضه به دنياى اسلام ندارد. ديگر آن كه مسلمانان به همان چيزى از انديشه و نظام كه دارند مىتوانند بسنده كنند. [در نقد لوئيس بايد گفت] درباره تجاهل مورد نظر مسلمانان نسبت به عادى بودن *١٠٠* وضعيت اروپا در قرون وسطى، بايد توجه داشت كه اين تنها نظر مسلمانان نيست، بلكه يك باور علمى رايج است. درباره اكتفاى به داشتها نيز ميان زمينههاى فكرى و نظامى كه اسلام عرضه كرده و بر هر آن چه كه بشر مىتواند بدان برسد برترى دارد، با اقتباس از علم و فن بايد تفاوت گذاشت. تاريخ نشان مىدهد كه مسلمانان باب بهرهگيرى از ساير تمدنها را گشوده بودند و كارهاى ترجمه در همه زمينهها مؤيد اين مسأله است.
ب. انديشه سياسى اسلام و جنبشهاى اسلامى معاصر
مبحث انديشه سياسى، از مباحث مورد علاقه لوئيس است. تلاش وى نيز در بحث از جنبشهاى اسلم از دو زاويه است. نخست موضع آنها نسبت به فلسطين و ديگرى موضع آنها نسبت به غرب. از جمله نوشتههاى وى در اين زمينه موارد زير است:
١."Communism and Islam" in International Affairs, Vol.٣٠ Jan.
١٩٥٤, pp.١-١٢
«كمونيسم و اسلام» چاپ شده در مجله مسائل بين المللى، ١٩٥٤. اصل اين نوشته، بحثى است كه او در Chatham House در ششم اكتبر سال ١٩٥٣ ارائه كرده است. وى تلاش كرده تا قرابتى ميان انديشه كمونيسم و اسلام، به ويژه در زمينه سلطه و پذيرش آن به دست دهد.
٢. Return of Islam in Commentary, jan ١٩٦٧, pp. ٨٩-١٠١
«تفسيرى از بازگشت اسلام» اين مقاله بار ديگر در نشريه Middle East Review و براى بار سوم ضمن كتابى با عنوان زير چاپ شده است:
Religion and Politic in the Middle East, Princeton: Princeton
University Press, ١٩٨١
مجله «الدعوة المصريه» كه در اطريش چاپ مىشود، اين نوشتار را ترجمه كرده و ضمن شمارههاى ٨٤-٨٩ از ذى قعده سال ١٤٠٣ تا صفر ١٤٠٤ آن را منتشر كرده است.
لوئيس در اين نوشتار، بر اهميت دين اسلام و نقش آن در رخدادهاى دنياى اسلام تأكيده كرده و از دولت اسلامى و اثرپذيرى آن از عقيده اسلامى با اشاره به دولتى كه پس از هجرت، توسط رسول خدا(ص) در مدنيه ايجاد شد، سخن گفته است. ادوارد سعيد در كتاب الاستشراق يادآور شده كه اين نوشتار، تكرار مقالهاى است كه پيش از آن لوئيس درباره «مفاهيم اسلامى درباره انقلاب» ( RvolutionIslamic Concept of) نوشته است.
*
٣. Politics and war (In Islam) in the Legacy of Islam, edited by Joseph Schatcht, C. E. Bpsworth.
(oxford: ١٩٧٤) pp. ١٥٦-٢٠٨
اين بحث نيز به عربى ترجمه شده است(٥).
لوئيس در اين نوشتار، با اشاره به اين سخن منسوب به عيسى(ع) كه «مال قيصر را به قيصر بدهيد و مال خدا را به خدا» به بحث از ارتباط دين و سياست به صورت تطبيقى ميان انديشه اسلام و مسيحى پرداخته است. او همچنين از مسأله جهاد و فتوحات اسلامى سخن گفته، همان گونه كه درباره كلمه «امت» نيز به بحث پرداخته است، با اين تصور كه اصل كلمه عبرى است. وى همچنين از نامههاى پيامبر به رؤسا و شاهان زمانش بحث كرده، در حالى كه در درستى آنها اظهار ترديد كرده است!
٤. الدولة والفرد فى المجتمع الاسلامى. بحثى است كه لوئيس در كنفرانسى كه يونسكو در اكتبر ١٩٨٦ تحت عنوان «رؤية الاسلام السياسية و الاخلاق» در پاريس منعقد كرد، ارائه نمود. ترجمه آن در مجله «الثقافه» (الجزاير، سال نهم، صفر - ربيع الاول ١٤٠٦ / نوامبر - دسامبر ١٩٨٥، ص ٧١-٨٧) به چاپ رسيد. لوئيس همين بحث را به گونهاى مختصر در مجله «مدرسة الدارسات الشرقية و الافريقية سال ١٩٨٦ تحت عنوان
"On the Quietist and Activist Traditions in Islamic Political
Writing" in Bulletin of the school of Oriental and african Studies, vol.٤٩
(١٩٨٦):pp.١٤١-١٤٧
*١٠١* چاپ كرد. مؤلف در اين بحث به برخى از مسائل مهم در انديشه سياسى اسلام پرداخته كه شاخصترين آنها پذيرش سلطه از سوى فرد است. وى فكر سياسى - اسلامى را در اين زمينه، به دو موضع تسليم و تمرد تقسيم كرده و با ارائه دلايلى تلاش كرده تا ثابت كند موضع غالب، موضع تسليم و خضوع بوده است. وى در اين بحث، آنچه را در جامعه اسلامى رخ داده به پاى باورهاى اسلامى گذاشته كه انسان مسلمان را به مجرد اظهار شهادتين از بندگى و ذلت در برابر هر چيزى جز خداى واحد خارج مىكند.
٥. Usurpes and Tyrants: Notes on Some Islamic Political Terms in Logos Islamikos: Studia islamica in honorem Georgii Michaelis Wickens, edited by proger M.Savory and Dinisius A.Agius,pp.٩٥٢-٧٦٢, Papers nin Mediaeval Studies٦.Toronto:١٩٨٤.
«غاصبان و زورگويان» ملاحظاتى است درباره برخى از اصطلاحهاى سياسى - اسلامى (١٩٨٤). چنين به دست مىآيد كه بحث از اصطلاحات و مفاهيم، از مسائل مورد توجه لوئيس است؛ به طورى كه در بسيارى از مقالات به آنها پرداخته و در نهايت كتابى با عنوان «زبان سياسى اسلام» منتشر كرده است:
Political language of islam, chicago and london, ١٩٨٨
لوئيس در نظارت و اشراف بر محققى يهودى به نام Ami Ayolan بحثى را با عنوان «نظرة الشرق الا وسطيين للغرب: دراسة فى المصطلحات السياسة» در سال ١٩٨٠ انجام داد.
«نگاه خاورميانهها به غرب، تحقيقى در اصطلاحات سياسى». پيش از آن لوئيس اندكى پس از جنگ جهانى دوم كتابى با عنوان
Handbook of diplomatic and political arabic (london: ١٩٤٧)
reprinted in ١٩٥٦
.دوب هدناسر پاچ هب )٦٥٩١ پاچ ديدجت و ٧٣٩١( »ىبرع ىسايس و كيتاملپيد تاحلاطصا ىامنهار«
٦. Islamic political movements"in middle east
insight.١٩٥٤
٣,(april ١٩٨٤)pp.١٢-١٧.
جنبشهاى سياسى در اسلام. اين نوشتار بار ديگر در مجله Middle East Review تابستان ١٩٨٥، (ص ٢٣-٢٧) چاپ شد. لوئيس در اين نوشتار، به تلاش دولتهاى اسلامى در همكارى و ايجاد مؤسسات و نشستهاى بين المللى مانند رابطة العالم الاسلامى و سازمان كنفرانس اسلامى اشاره كرده است. وى به طور غير مستقيم، مسأله حضور دين را در ميان دولتها به تمسخر گرفته و نمونههايى از دولتهاى اروپايى در ارتباط با ملتهايشان كه كاتوليك يا پروتستان بودهاند و نيز نشستهاى دولتهاى جنوب شرق آسيا كه بودايى هستند، ارائه داده است.
زمانى كه انقلاب ايران انجام شد، لوئيس بار ديگر به بحث از انقلاب در اسلام و انديشه سياسى در مقالات روزنامه به ويژه در مجله New York Review of book پرداخت. در اين جا بايد از كتاب او كه شهرت زيادى يافت و به زبان عربى هم ترجمه شد، يعنى كتاب الشرق الاوسط و العرب كه توسط نبيل صبحى ترجمه (بدون مشخصات محل نشر و ناشر و همان توسط دارالمختار الاسلامى) چاپ شد، اشاره كنيم. لوئيس در اين كتاب به مسائل مختلفى پرداخته كه از جمله آنها غرب گرايى و عقيده اسلامى است.
ج: فرقههاى اسلامى
١. The Origins of islamism. (cambridge: ١٩٤٠)reprinted in new york
١٩٧٥.
«اصول الاسماعيلية» ترجمة خليل احمد جلو و جاسم محمد الرجب، بغداد مكتبة المثنى، ١٩٥٤. اين كتاب رساله دكتراى لوئيس است كه آن را به مدرسه مطالعات شرقى و افريقايى در سال ١٩٣٩ ارائه كرده و يك سال پس از آن منتشر شده است. رساله زير نظر هاميلتون گيب به انجام رسيده است. وى بحث را در دو قسمت عنوان كرده. قسمت نخست از مصادر سخن گفته و آنها را به مصادر شيعى و سنى تقسيم كرده و ارزش منابع سنى را، هم به دليل مسائل اختلافى ميان سنى و شيعه و هم از آن رو كه سنيان از منابع شيعى آگاهى نداشتهاند، اندك دانسته است. در قسمت دوم، از اصل موضوع سخن گفته *١٠٢* است. وى در اين باره، به بحثهاى فراوانى كه مستشرقان نوشتهاند، مراجعه كرده و گويا شاگردى لوئيس نسبت به ماسينسون سبب علاقه او به اين قبيل مباحث فرقهاى شده است. لوئيس مقالات ديگرى هم درباره فرقههاى اسلامى دارد. از جمله
٢. "Saladin and the assassins" in buketin of the school of
oriental and african studies, ١٥ (١٩٥٢)pp.٢٣٩-٢٤٥.
صلاح الدين و حشاشين
٣. "The sources of the history of the syrian assassins" in
speculum ١٧ (١٩٥٢)pp.٤٧٥-٤٨٦.
منابع تاريخ حشاشين در سوريه
٤. Assassins of syria and islamilis of persia" in la persia nel
medioevo (rome:١٩٧١) pp.٥٧٣-٥٨٠.
حشاشين در سوريه و اسماعيلىها در فارس
٥. the assassins: a radical sect in islam (london:١٩٦٧)new york:١٩٦٨.
اين كتاب را سهيل زكار تحت عنوان «الحشيشه» (دمشق، ١٩٧١) و بار ديگر محمد العزب موسى (قاهره، ١٩٦٨) ترجمه كردهاند. اين كتاب افزون بر آن كه به تاريخ اين فرقه افراطى پرداخته، تلاشى است از سوى لوئيس براى دادن جلوهاى زيبا به اين فرقه. با اين تصور كه فرقه مزبور صاحب انديشه سياسى و اقتصادى بوده و انگيزه آن مبارزه عليه فساد دولتهاى حاكم بوده است.
٦. "Some observation on the significance of heresy in the
history of islam" in studia islamica ١ (١٩٥٢)pp.٣٤-٦٣.
ملاحظاتى درباره بدعت گرايى در تاريخ اسلام(١٩٥٣). لوئيس در اين نوشتار به بحث از عقيده اسلامى و بنيادهاى آن پرداخته و به ويژه بر اجماع و عدم امكان آن سخن گفته است.
همين طور از اصطلاح «هرطقه» و ريشه مسيحى آن و نيز عدم اصالت آن در عقيده اسلامى و اين كه اصطلاح بدعت و غلو به آن نزديك است. لوئيس از رده و راههاى تطبيق ارتداد نيز بحث كرده است.
٧. "The faith and faithful" in the world of islam (london:١٩٦٧)pp.٢٣-٤٠.
اين كتاب در امريكا با عنوان«الاسلام و العالم العربى» چاپ شده است.
٨. Islam and the arabic world, new york, ١٩٧٦.
اين كتاب با اشراف و مقدمه شش صفحهاى لوئيس كه به مسائل مختلفى از تاريخ اسلام پرداخته، منتشر شده است. نقطه ثقل آن بحث، تاريخ سياسى است كه در ضمن عناوينى فرعىتر مانند طبيعت دولت اسلامى، نخستين وظايف، خلافت، گريز عرب از سلطه و جز آنها آمده است.(٦)
اما اصل بحث را لوئيس به اختصار برگزار كرده پس از آن به اركان پنجگانه پرداخته، سپس از جوامع مختلف و مناسبات اهل ذمه و ديگر قضايايى سخن گفته كه در جاى ديگرى به آن پرداخته خواهد شد.(٧)
د: جامعه اسلامى
عبدالعزيز الدورى اين بحث را تحت عنوان «النقابات الاسلامية» ترجمه و در مجلة الرساله (مجلد ٨، ص ٦٩٦-٦٩٨؛ ٧٣٥-٧٣٧؛ ٧٨٦-٧٨٨؛ ٩٧٣-٩٧٥) منتشر كرده است.
١. The islamic guids" in economic history review ٨(١٩٣٧)pp.٢٠-٣٧.
لوئيس اين مسأله را از زاويه اقتصادى و اجتماعى مورد بحث قرار داده است. نقابتها در دوره نخست برگرفته از جنبشها و فرقههاى منحرف بوده است. وى در ضمن بحث از نقابتها به نظام سازى اجتماعى و اقتصادى پرداخته و در بحث، به آنچه استادش ماسينيون نوشته، استناد كرده است. *١٠٣*
٢. Men, women and traditions in turkey. the geographical magazine december,١٩٥٩.pp.٣٤٦-٣٥٤.
«مردان، زنان و عادات در تركيه». اين بحث در «المجلة الجغرافية» در شماره دسامبر ١٩٥٩ چاپ شده است. لوئيس در اين بحث روابط بين مرد و زن را در تركيه مورد بحث قرار داده و به عادتهاى تركى ناشى از ورود و يا تحكم تفكر لائيك، بر اين مناسبات بحث كرده است.
٣. "Goverment, society and economic life under the abasids and fatmids" in the cambridge medieval history
(new edition)vol.٤.cambridge:١٩٦٦.
حكومت، جامعه و زندگى اقتصادى در دولت عباسيان و فاطميان.
٤. Sources for the economic history of the middle east in
studies in the economic history of the middle east from the rise of islam to
present day. )edited by m.a.cook(,london:١٩٧٠)pp.٧٨-٩٢.
«منابع تاريخ اقتصادى خاورميانه از ظهور اسلام تا عصر حاضر (١٩٦٦)»
ه. دولت عثمانى و تركيه جديد:
كار لوئيس روى دولت عثمانى و تركيه جديد با انتشار نخستين كار او در اين زمينه در سال ١٩٥٠ با عنوان زير آغاز شد.
١. Notes and document from the turkish archives (jerusalem:
israel oriental society:١٩٥٢).
«يادداشتها و اسناد آرشيو تركيه. جمعيت شرقشناسى اسرائيلى، ١٩٥٢.
لوئيس كتاب دومش را كه «ظهور تركيه جديد» نام داشت با عنوان زير منتشر كرد:
٢. the emergence of modern turkey (london and new york:١٩٦١).
متن اصلاح شده آن در سال ١٩٦٨ چاپ شد و پس از آن در سالهاى ١٩٦٩ و ١٩٨٧ تجديد چاپ شد. وى در سال ١٩٦٣ كتاب ديگرى را درباره تمدن عثمانى منتشر كرد:
٣. Istanbul and the civilization of the ottoman empire (norman:
university of oklahoma press:١٩٦٣).
«استانبول و تمدن امپراطورى عثمانى». اين كتاب به زبان عربى ترجمه شده و چاپ نخست آن در بنغازى در ليبى به سال ١٩٧٤ و چاپ دوم آن با ترجمه رضوان سيد با عنوان «اسطانبول و حاضرة الخلافة الاسلاميه» (جده، الدار السعوديه، ١٤٠٢/١٩٨٢) به شكل خوبى چاپ شده است.
هدف لوئيس در اين تأليف، طعنه در انديشه سياسى اسلام، موقعيت علما در اسلام و نيز طعنه در عبادات است. مترجم، به رغم آن كه تخصصى در مورد مسائل دولت عثمانى ندارد، تعليقاتى در رد بر لوئيس در مسائل اسلامى نوشته كه خشم لوئيس را برانگيخته است. مترجم اين مطلب را در مقدمه آورده است. لوئيس درباره تركيه مقالات ديگرى هم دارد كه عبارتند از:
١. "The ottoman archives as source for the history of the arab
lands"in journal of the royal asiatic society (١٩٥١)pp.١٣٩-١٥٥.
«آرشيو عثمانى، منبعى براى تاريخ سرزمينهاى عربى».
٢. "Tecnet developments in turky" in international affairs,٢٧
(١٩٥١)pp.٣٢٠-٣٣١.
«تحولات جديد در تركيه» در مجله مسائل بين الملل (١٩٥١)
٣. "The impact of the french revolution on turky" in journal of
world history.١(١٩٥٢)pp.١٠٥-١٢٥.
«تأثير انقلاب فرانسه در تركيه» در مجله تاريخ جهان (١٩٥٢). لوئيس در اين مقاله تأثير انقلاب فرانسه را از زاويه فكرى با بحث از دلائل مقبوليت انقلاب فرانسه آغاز كرده و دليل آن را چنين عنوان كرده كه انقلاب به دليل اعتقادش به جدايى دين از سياست يا به تعبيرى عِلمانيت، با مسيحيت دشمنى مىكرده است. همچنين لوئيس برخى از انديشههايى به مانند آزادى و برابرى را كه معتقد است به تركيه انتقال يافته، مورد بحث قرار داده است.
٤. "Islamic revival in turky" in international affairs,vol.١٨jan.١٩٥٢,pp.٣٨-٤٨.
«احياى اسلام در تركيه» در مجله مسائل بين المللى، *١٠٤* مجلد ١٨، ١٩٥٢.
لوئيس در اين مقاله، مظاهر احياى اسلام در تركيه بويژه بعد از مرگ مصطفى كمال را مورد بحث قرار داده است. نخستين مورد از نظر فرهنگى، برخورد تركها با ترجمه دايرة المعارف الاسلاميه مستشرقان به همان شكل غربى است. آنها ذيل هر مدخلى از مدخلها، تعليقات زيادى كه خطاها و اشتباهات مستشرقان را نشان مىدهد، افزودند. نمونه دوم از جنبش احياى اسلام، درخواست آموزشهاى اسلامى در مدارس است؛ اين حركت در گستردگى چاپ كتابهاى اسلامى رفت و شد در مساجد نيز خود را نشان مىدهد. على رغم وجود اين پديدهها، لوئيس بعيد مىداند كه تركها يا ساير مسلمانان بتوانند ميان بهترينهاى شرق و غرب جمع كنند، زيرا فايدهاى در اين كار وجود ندارد.
٥. "Constantinople and the arabs "in the of constantinople: a
sysposium )london(: uni-fall and african studies,١٩٥٥)pp.versity school of oriental
١٢-١٧.
اين متن به تركى ترجمه شده است. موضوع آن «قسطنطنيه و عرب» است كه در كنفرانسى درباره سقوط قسطنطنيه ارائه شده و ضمن مجموعه بحثهاى كنفرانس مزبور توسط مدرسه مطالعات شرقى و افريقايى در سال ١٩٥٥ چاپ شد. اين كنفرانس در ماه مى ١٩٥٣ به مناسبت پانصدمين سالگرد فتح قسطنطنيه (سقوط قسطنطنيه) برگزار شد. لوئيس در اين بحث از تلاشهاى مكرر مسلمانان براى فتح اين شهر سخن گفته و برخى از احاديث پيشگويانه در فتح اين شهر را ياد كرده، اما به اسناد احاديث مزبور و درجه صحت آنها توجهى نكرده و تنها به ذكر آنها در كنزالعمال بسنده كرده است. وى عدم تحقق اين پيشگويىها را يادآور شده و آنها را به تمسخر گرفته است.
٦. "sssome reflection on decline of the ottoman empire" in
studia islamic ٩ (١٩٥٨)pp.١١-٢٤.
«بازتابهاى سقوط امپراتورى عثمانى» (١٩٥٨). لوئيس در آغاز اين بحث يادآور شده كه در بررسى اضمحلال دولت عثمانى كوتاهى صورت گرفته است. پس از آن سه دسته عوامل را كه به نظر وى در سقوط دولت عثمانى مؤثر بوده، يادآور شده است. نخست عوامل حكومتى، دوم عوامل اقتصادى و اجتماعى، سوم تحولات اخلاقى، فرهنگى و فكرى.
٧. Turkey: westernization" in unity and variety in muslim civilization, edited by g.evon grunebaun, chicago: university of chicago press,١٩٥٦.
«تركيه و غرب گرايى» اين نوشتار ضمن كتابى با عنوان «وحدت و كثرت در تمدن اسلامى» در امريكا انتشار يافته است. اين مسأله نشانگر پيوند لوئيس از همان آغاز با آمريكا، مستشرقان آن و مؤسسات علمى آن ديار است. لوئيس در بحث خود درباره غرب گرايى در تركيه از ايجاد نظام پارلمانى و حزبى ياد كرده و به رغم آن كه سير غرب گرايى در تركيه همزمان با ساير بلاد اسلامى و از اواخر قرن نوزدهم ميلادى آغاز شده، اما در تركيه موفقيت بيشترى به دست آورده است. لوئيس پس از بحث از دلائل اين موفقيت، بر اين نكته تأكيد كرده است كه عقلانيت تركها تا آن جا از غرب تأثير پذيرفته كه گويى غربى شده است.
دليل اين امر، توانايى شموليت يك كل تركيب شده از اجزاء داخلى و مرتبط با هم، به جاى يك ديد جزئى به مسائل بود. وى در ضمن، به پيوند تركيه با اسلام و ارتباط آن با غرب نيز مىپردازد.
٨. "What gave we done to ger lately: turkey turns away" in the new repubilc,february
١٨,١٩٧٨.
«در نهايت كار چه كرديم؟ تركيه فاصله مىگيرد» لوئيس در اين نوشتار انتشار غرب گرايى تركيه را از نظر سياسى و فكرى دنبال كرده، اما اشاره كرده است كه در سر راه اين جهتگيرى، مشكلاتى پديد آمده كه برخى از آنها عبارتند از:
١. اسلام گرايان كه مخالف القاى خلافت بوده و حكومت شرعى را طالبند.
٢. چپ گرايان.
لوئيس از مداخله تركيه در قبرس سخن گفته و اين كه امريكا در حالى كه يونان را مسلح مىكند، از مسلح كردن بيشتر تركيه امتناع مىورزد!
٣. مبلغان دعوت اسلامى در تركيه كه على رغم علمانى بودن آن و رد مناسبات و روابط اسلامى، هنوز چهرههاى *١٠٥* برجستهاى را به جوامع اسلامى عرضه مىكنند.
و: يهود، اسلام و فلسطين
يهودى بودن لوئيس به روشنى در ميان راهحلهايى كه وى در مباحث مختلف به دست مىدهد، آشكار است. اما روشنى بيشتر آن، در توجه خاص وى به تاريخ يهود و مسأله فلسطين از سال ١٩٦٨ به بعد جلوه مىكند كه شامل كتابها، مقالات و بحثهايى بالغ بر بيست عنوان است. برخى از آنها را نام مىبريم:
١. "A jewish source on damascus just after the ottoman
conquest" in bulletin of the school of oriental and african
studies.vol.٠١(١٩٣٩)pp.١٦٧-٨٤.
«منبعى يهودى از دمشق بعد از فتح شهر توسط عثمانىها». لوئيس ترجمه و تعليقى بر اين منبع يهودى مجهول النسبة دارد؛ به طورى كه جهانگرد مزبور، دمشق را از زاويه اقتصادى مورد بحث قرار داده و به چگونگى وضع يهوديان در دمشق و معابد آنها و نيز وضع اقتصادى و رباخواريشان كه تا ٢٤ درصد مىرسد، پرداخته است.
٢. Note and documents from the trukish archives: a contribution
to the history of the jews in the ottoman empire (jerusalec: israel orintal
society,١٩٥٢).
يادداشتها و اسنادى از آرشيو تركيه: «نقش يهود در دولت عثمانى» (قدس، انجمن شرقشناسى اسرائيلى، ١٩٥٣).
از عنوان فرعى اين مقاله چنين به دست مىآيد كه هدف از اين نوشتار، عرضه تاريخ يهود با تكيه بر اسناد عثمانى است. مطلب مزبور از فصول كتاب، بيشتر روشن مىشود:
الف: آرشيو عثمانى منبعى براى تاريخ يهود
ب: يهود در فلسطين در قرن شانزدهم ميلادى
ج: يهود در شهرهاى سوريه در قرن شانزدهم
د: طرد يهوديان از صفه در سالهاى ١٥٧٦-١٥٧٧
٣. "The arab-israeli war:the conseqences of defeat" in foreign affairs.vol.٤٦ january
١٩٦٨.
«جنگ عربى - اسرائيلى: پى آمدهاى شكست»
لوئيس مقاله خود را با شعار برخى از دولتهاى عربى پس از شكست جنگ ١٩٦٧ آغاز مىكند كه چنين بود: «از بين بردن آثار دشمنى». وى تحقق چنين هدفى را در اين قرن كه جنگهاى زيادى در آن ايجاد شده بعيد مىداند، قرنى كه ميليونها نفر ديارشان را ترك كردهاند. تصور وى آن است كه امكان ابطال نتايج جنگ يا بازگردان شرايط گذشته نيست. پس از آن لوئيس از دفاع شوروى سابق از عربها - به تصور خودش - سخن مىگويد.
٤. The pro-islamic jew"in judaism (new york) vol.١٧,no.٤,fall isuue
١٩٦٨.٣٩١-٤٠٤.
«يهودى مدافع اسلام». منتشر شده در مجله فصلى حياة اليهود و فكرهم(١٩٦٧).
لوئيس در اين مقاله از دزرائيلى - رئيس الوزرائى بريتانيا - (١٨٠٦-١٨٨٨) و موضع وى در حمايت از دولت عثمانى در برابر روسيه سخن مىگويد، در حالى كه وى به طور كلى از آنچه درباره دزرائيلى يا لرد نيكو نسفيلد و مواضع او در تحكيم استيلاى بريتانيا بر كانال سوئز در سال ١٨٧٥ گفته شده، خوددارى كرده است. ترديدى نيست كه اقدامات دزرائيلى از روى دوستى با عثمانى يااستقرار كارها نبود، بلكه براى دستيابى به اهداف بريتانيا و در نتيجه حفظ منافع يهودىها بود.(٨) لوئيس اين مقاله را با اين هدف نگاشته تا از برخى مستشرقان يهودى و سهم آنها در مطالعات عربى - اسلامى با تمجيد و تقدير از آنها ياد كند. وى از جمله، از مارجليوث سخن گفته است.
٥. "The great powers,the arabs and the israeles" in the forign affaers, vol.٤٦,no١٩٦٩,pp.٦٤٢-٦٥٢.
«دولتهاى بزرگ، عرب و اسرائيلىها» چاپ شده در *١٠٦* مجله روابط بين الملل. لوئيس در اين مقاله از تلاشهايى كه دولتهاى بزرگ براى حل سياسى مناقشه اعراب و اسرائيل مىتوانند داشته باشند، سخن گفته و روشن كرده است كه چگونه شوروى از اين نزاع توانسته موفقيت خود را دراين منطقه افزايش دهد. او برخى مسائل را كه نشان مىدهد روسيه تمايل به شكست اعراب دارد تا بتواند اعتماد و تكيه آنها را بر خود به همراه داشته باشد، مطرح كرده است.
٦. Semites and anti-semites: rase in the arab-israel conflict: in survey. no.٢.spring١٩٧١,pp.١٦٩-٨٤.
«سامىها و دشمنان ساميان، عصبيت در نزاع عربى - اسرائيلى» (١٩٧١). لوئيس با اين نوشته در قضيه نزاع اعراب و اسرائيل از زاويه سياسى به بحث نژادى مىرسد و بحث انتقال دشمنى با ساميان را از اروپا به دنياى عرب مطرح مىكند. اين مطلب موضوع كتابى مىشود كه وى در سال ١٩٨٦ آن را نوشت. مقاله مزبور در اصل سخنرانى وى در معهد مناسبات اقوام در لندن در فوريه ١٩٧١ است.
٧. The palestinians and the plo:a historical approach "in commentrary,jan.١٩٥٧,pp.٣٢-٤٨.
اين كتاب دفاع از يهود و صهيونيسم و بر ضد سازمان فلسطينى الفتح است.
٨. Hearings before the permanent subcommittee on inof the committee on government operation vestigations united ststes senate ninety-third congress second session-part٣ with bernard lewis.
با توجه به كارهاى گسترده لوئيس در زمينه مناسبات عربى - يهودى و وسعت دامنه ارتباطهاى لوئيس با مراكز سياسى صهيونيستى، كميسيون روابط خارجى در كنگره آمريكا براى بار دوم او را دعوت كرد تا تحت عنوان «وضعيت فعلى نزاع عربى - اسرائيلى» سخنرانى كند. اين سخنرانى در هشتم مارس ١٩٧٤ انجام شد. كميسيون روابط خارجى تحت رياست هنرى جاكسون بود كه در ابتدا به سخنران خوش آمد گفت و اشاره كرد كه وى به تازگى از سفر اسرائيل و مصر بازگشته است. جاكسون در نطق خوش آمد گويى خود به لوئيس گفت: من اعتقاد شديدى به تاريخ به عنوان راهنماى تصميمات عاقلانه در مسائل خارجى و دفاعى دارم، چرا كه بدين ترتيب مىتوان مسائل دشوارى مثل آن چه ما امروز در مسأله اعراب و اسرائيل با آن درگيريم، حل كرد. او افزود: كمتر كسى هست كه با لوئيس در فهمش از تاريخ در مسالهاى برابرى كند. او به عنوان يك مورخ برجسته و متخصص در مسائل خاورميانه، مىتواند پرتو جديدى در روابط شرق و غرب و تحولات خاورميانه بيفكند. پس از شناسايى مختصر از لوئيس و كارهاى علمى او، لوئيس سخنرانى خود را آغاز كرد و به دنبال آن، جلسه پرسش و پاسخ ادامه يافت. پس از آن بود كه همگى از لوئيس در شگفت شده و به خاطر سخنرانى و گستره اطلاعات و فهم عميقش از مسائل از وى تشكر كردند. اين سخنرانى با عنوان زير، در ضمن اسناد كميسيون روابط خارجى آمريكا آمده است:
The persent stage of the arab-israeli conglict.
لوئيس در اين سخنرانى، مساله گفتگو با اسرائيل را مطرح كرد و تأكيد نمود كه اين قبيل گفتگوها جز با اعتراف به وجود اسرائيل، به نتيجه نخواهد رسيد؛ پس از آن است كه بايد از حدود آن سخن گفت. بدون پذيرفتن اين شرط، گفتگوها به نتيجه نخواهد رسيد. بحث از تعيين حدود هم به رغم دشوارى، مىتواند با گفتگو و مناقشه و گاه ابزارهاى ديپلماتيك حل شود. لوئيس در طول سخنرانى، خود به معاهده صلح بين اعراب و اسرائيل به عنوان وسيلهاى براى طبيعى كردن مناسبات ميان تمام طرفهاى درگير دعوت مىكرد.
قابل توجه آن كه بخش فرهنگى وزارت خارجه اسرائيل در قدس، يك ماه پس از سخنرانى اقدام به نشر كامل آن كرد، اما لوئيس به اين قبيل اقدامات سياسى در كتابى كه به عنوان بزرگداشت وى در سن هفتاد سالگىاش نشر شده، اشارهاى نكرده است.(٩)
٩. "The anti-zionist resolution" in forwing affairs, vol.٥٥ october
١٩٦٧ pp: ٥٤-٦٤.
*١٠٧* زمانى كه سازمان ملل متحد قطعنامهاى را دائر بر نژادى بودن صهيونيسم صادر كرد، لوئيس با نوشتن مقالهاى كه با سرعت عجيبى در مجله Foreign Affairs منتشر شد به رد آن پرداخت و كوشيد تا صهيونيسم را از نژاد گرايى تبرئه كرده و اقدام مشترك روسيه و عرب را در صدور چنين قطعنامهاى يك توطئه عنوان كند.
٠١. "setting the arab-israeli conflict" in commentary. vol.٣٦,june١٩٧٧,pp.٥٠-٦٥.
حل نزاع عربى - اسرائيلى. اين نوشتار ادامه تلاشهاى لوئيس در اين زمينه است كه مىكوشد عنوان «تلاشگر براى اصلاح» را به خود بيفزايد.
١١. "is peace still possible in the middle east: the egyotian perspective" in commentary. vol.٦٦ july١٩٧٦.٣٧-٥٤.
آيا صلح امكان تحقق در خاورميانه دارد؟ ديدگاه مصر در اين باره، در مجله كامنترى، ١٩٨٧.
٢١. "the basase of political power and percption in the middle east" in the political economu of the mikkle east:١٩٧٣-٧٨,a comoendium of oaoers submitted to the joint economic committee,congress of the unitedstate,washington D.C.government printing office,٢١ aoril١٩٨٠.
«مبانى نيروهاى سياسى و مفاهيم در خاورميانه» اين بحث ضمن مجموعهاى تحت عنوان اقتصاد سياسى در خاورميانه از سال ١٩٧٣ تا ١٩٧٨ از كميته مشترك در كنگره آمريكا فراهم آمده و از سوى چاپخانه حكومتى در واشنگتن در ٢١ آوريل ١٩٨٠ منتشر شده است. اين بحث دو سال پيش از آن كه لوئيس تابعيت دولت آمريكا را بگيرد به حكومت آمريكا تقديم شده است.
٣١. the jews of islam(princeton:princeton university
press,١٩٨٤).
لوئيس در اين كتاب تلاش كرده تا نشان دهد دشمنى با يهود كه در اروپاى قرن نوزدهم بوده به توسط استعمار و برترى فكرى - سياسى غرب به سرزمينهاى عربى انتقال يافته است.
٤١.the new anti-semitisim" in new york review of book.aoril١٠,١٩٨٦.
گرايش ضد سامى جديد
٥١.semites and anti semits (new york:١٩٨٦).
«سامىها و دشمنان آنها» اين متن چاپ مجدد مطالبى است كه پيش از اين در برخى روزنامهها و نشريات چاپ شده است. قابل توجه آن كه لوئيس مقاله پيشين خود را با تغييرات مختصرى در اين كتاب آورده؛ معمولا با حذف و اضافه دو يا سه كلمه. شايد اين اقدام مربوط به حق نشر و مسائل مالى مربوط به آنها باشد.
روشن است كه اين قبيل اقدامات لوئيس در دفاع از اسرائيل و داشتن موضع صهيونيستى چندان بىفايده نبود. نتيجه آن كه مسؤوليت معهد اننبرگ Annenberg كه كارش تحقيقات يهودى و خاور نزديك است به او سپرده شد. اهداف اين مركز علمى در مجله فصلى يهود در ماه جولاى ١٩٨٦ با مشخصات زير اعلام شد:
Annenberg reserch institute for judaic and near eastern
studies: statement of purpose, in the jewish quaterly review,vol.lxxxvii,no
١(july١٩٨٦)p.١-٤
همان طور كه اشاره شد تلاشهاى لوئيس درباره يهود و تاريخ آن در ارتباط با حفظ دولت آنها، تنها به نوشتههاى پيشگفته - كه مشخصه سياسى دارد - خلاصه نمىشود، بلكه تحقيقات ديگرى نيز هست كه ضمن آن به مسائل ديگرى از تاريخ يهود توجه شده است از جمله:
٦١. )coauthor with amnon cohen( population and revenue in the towns of palestine in the sixteenth century
(princeton: princeton university press,١٩٧٨).
كارى مشترك با آمون كوهين «اقامت و اسكان در شهرهاى فلسطين در قرن شانزدهم» دانشگاه پرينستون، ١٩٧٨
٧١. "palestine: on the history and geograohly of a name" in international history review,vol.١١,january
١٩٨٠ ,pp.١-٢.
فلسطين، درباره تاريخ و جغرافياى اين نام
٨١.A Letter from Little Menahem in Studies in Judaism ank Islam
in Honer of Professor S.D.Goiteins ٠٨ Birthday )Jerusagem Magnes Press,١٩٨١)
*١٠٨* رسالهاى از مناحيم كوچك» در كتاب «دراسات فى اليهودية و الاسلام» انتشار يافته به عنوان بزرگداشت اس. دى جويتن به مناسبت هشتاد سالگى او. اين كتاب در سال ١٩٨١ در قدس چاپ شد.
٩١. Coiditor with Benjamin braude: Christians and Jews in the
Ottoman Empire.٢vol,(New York:١٩٨٢).
كار مشترك با بنيامين برود در نگارش كتاب «مسيحيان و يهوديان در دوران عثمانى» كه در دو جلد به سال ١٩٨٢ در نيويورك چاپ شد و مجموعه سخنرانىهايى است در كنفرانسى كه با همين عنوان برگزار شده است.
٠٢. The Decline and Fall if Islamic Jewry "in Commentary ,Joue
١٩٨٤ ,pp: ٤٤-٥٤.
از هم پاشيدگى و سقوط يهود در سرزمينهاى اسلامى كه بخشى از كتاب «يهود الاسلام» است.
ز: لوئيس و استشراق
بحث از نوشتههاى لوئيس را با بحث از تلاشهاى او در نگارش آثارى درباره استشراق و دفاع وى از تحقيقات آنها به پايان مىبريم.
لوئيس نخستين بار، بحث در اين باره را در راديوى انگليس در زمان جنگ جهانى دوم با عنوان «تاريخ اهتمام انگليس درباره علوم عربى» آغاز كرد. متن انگليسى آن با مقدمه آربرى در سال ١٩٤١ انتشار يافت.(١٠)
اين مباحث ضمن شش مقاله، براى نخستين بار در مجله المستمع العربى چاپ شد.(١١) اين كتاب ٣٦ صفحه دارد، همراه با تصوير برخى از متشرقان و مراكزى از بريتانيا مانند موزه بريتانيا و برخى دانشگاههاى انگليس است كه زير آنها تعابير تبليغى آمده است؛ مثلاً: منظرهاى دلنشين از موزه بريتانيا در لندن... و يا: در سايه تاريخ و عادات (بخشى از كتابخانه دانشگاه آكسفورد) و چيزهاى ديگر. اين كتاب به صورت تبليغى به بحث تاريخى از مستشرقان انگليسى در زمينه علوم عربى نشسته است در حالى كه تنها جنبههاى مثبت را آورده. از جمله وقتى درباره Bedwel مستشرق بحث مىكند، از كتاب او درباره پيامبر كه سراسر آن حقد و كينه و عصبيت نسبت به آن حضرت است، بحثى نمىكند و تنها از تلاشهاى او درباره علوم عربى صحبت مىكند. در متن عربى آن وقتى نام پيامبر مىآيد، تعبير النبى الكريم - صلى الله عليه و سلم - آمده، اما در متن انگليسى چنين چيزى نيست.
تلاشهاى لوئيس در زمينه استشراق و دفاع از آن ادامه يافت. او در بيست و سومين كنفرانس بين المللى مستشرقان كه در جولاى ١٩٧٣ در پاريس تشكيل شد، شركت كرد و رياست جلسههاى پژوهشى را درباره تركيه بر عهده گرفت. در همين نشست بود كه نام كنگره به «كنگره بين المللى علوم انسانى در آسيا و شمال آفريقا» تغيير يافت. لوئيس از طرفداران اين تغيير نام بود، به طورى كه در مقالهاى كه در رد بر كتاب «الاستشراق» ادوارد سعيد نوشته به اين مطلب اشاره كرده است.
لوئيس موضع ويژهاى درباره استشراق دارد كه در اين نكته خلاصه مىشود و آن اين كه غرب از مرحله امپرياليستى گذشته و بيشتر مستشرقان (اگر چه اكنون اين نام را نمىپذيرد) جز براى دستيابى به شناخت و معرفت تلاش نمىكنند. آنچه كه آنها را به تحقيق وا مىدارد تنها كسب معرفت است كه برگرفته از واقع نگرى آنها در شيوه پژوهش است. طبعاً آنها فاقد عصبيت نژادى يا سلطه جويىاند كه مستشرقان دوره ميانى اروپا نسبت به مسلمانان داشتند. عنوان مقاله وى چنين است:
١. "The study of Islam" in Fncounter (London) vol.٨٣ January
١٩٧٢.pp.٣١-٣٩
لوئيس در اين مقاله به بحث درباره اسلام از قرون وسطى تا كنون مىپردازد. او به اهدافى مانند تلاشهاى بيشترى براى *١٠٩* رواج مسيحيت و استعمار و ساير اهداف اقتصادى اشاره مىكند. همچنين از تمايلات مختلف شرقشناسى. در عين حال شرق شناسان يهودى را استثنا مىكند، چرا كه ميان آنها و مسلمانان قديمى خصومتى همچون جنگهاى صليبى وجود نداشت. به علاوه به دليل آشنايى آنها با زبان عبرى، امكان بيشترى براى فراگيرى زبان عربىپىنوشت:
١. آنچه پس از مقدمه آمده، ترجمهاى است از فصل سوم باب اول كتاب الاستشراق و الاتجاهات الفكريه، از دكتر مازن بن صلاح مطبقانى، از استادان دانشگاه اسلامى مدينه.
٢. برگرفته از مقدمه چارلز عيسوى بر يادنامه هفتادمين سال زندگى لوئيس.
٣. عبداللطيف طيباوى در كتاب المستشرق الناطقون بالانجليزيه (ص ١٣١) به اين مطلب اشاره كرده است.
٤. در متن عربى به اشتباه تولد دولت ساسانى آمده است. (مترجم)
٥. الحرب و السياسة فى الاسلام فى تراث الاسلام، نوشته جوزف شاخت و باسورث، ترجمه محمد زهير المهمورى و حسين مؤنس و احسان صدقى العمه. تعليق و تحقيق شاكر مصطفى و مراجعه فؤاد زكريا (كويت، ١٩٨٨) چاپ دوم، ص ٢٢٩-٣٣٠.
٦. محمد صالح الشوريجى؛ «من كتب المهر جان: العالم الاسلامى باشراف برنارد لوئيس». (مجله «الداره» رياض، ش ٣، ٤، سال دوم، شوال ١٣٨٦) ١٩٧٦، ص ١١٣-١٣٣. قابل توجه آن كه شوريجى به اشتباه تصور كرده كه اين كتاب ضمن مهر جان العالم الاسلامى كه در ١٩٧٦ در لندن برگزار شده و با تأمين مخارج آن از سوى دول عربى و اسلامى سه ماه ادامه داشته، چاپ شده است. طيباوى (المستشرق، ص ١٢٩) نوشته است: انتشار اين كتاب براى فرد ناآگاه اين تصور را به وجود مىآورد كه با مهر جان العالم الاسلامى ارتباط دارد.
٧. مقصود مؤلف ابواب ديگر كتابش با عنوان الاستشراق و الاتجاهات الفكريه فى التاريخ الاسلامى است.
٨. النشاط السرى اليهودى فى الفكر و الممارسه، غازى محمد فريح، (بيروت، ١٤١١/١٩٩٠) ص ١٦٣ و بعد از آن. مؤلف دلائل قابل اعتمادى بر حمايت دزرائيلى از يهود آورده است. نيز بنگريد به آنچه عاصم حمدان على نوشته با عنوان من ملامح التآمر الصهيونى فى الفكر الاروبى در «المدينة المنورة» شماره ٨٢٤٥، ١/٥/١٤١٠. در آن جا از Mecgeal Foot نقل كرده كه در كتاب «ديوان التكريم» گفته است: محققان بر اين باورند كه بنجامين دزرائيلى از سال ١٨٣٣ يعنى پنجاه سال پيش از ظهور حركت صهيونيستى به عنوان يك حركت سياسى، نمادى تعاليم صهيونيسم بوده است.
٩. The Islamic World: From Classical to Modern Times, edited by C.E Bosworth etol,princeton,١٩٨٩,pp. x١١١-xxv
١٠. Bernard Lewis. British Contirbutions to Arabic Studies
(London, New York and Toronto:١٩٤١).
١١. المستمع العربى، شمارههاى ١٠ در ٢١/٨/١٩٤٠، ص ٤-٥. «در تاريخ ٧/٩/١٩٤٠، ص ٩-١١. ١٢ در تاريخ ٢١/٩/١٩٤٠ ص ١٢، ١٣، ١٥، ١٦ در تاريخ ٧/١٠/١٩٤٠، ص ٩-١٠. ١٤ در تاريخ ٢١/١٠/١٩٤٠ ص ٧-*. ١٥ در تاريخ ١٧/١١/١٩٤٠ ص ٧-٨.
١٢. ادوارد سعيد، الاستشراق و الصهيونية، المجله، سال ١٤٠٨، ٢، ٨/١٢/١٩٧٨، ص ٢٨-٢٩.