آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - غايةالمراد في شرح نكت الأرشاد - شهيد اول
غايةالمراد في شرح نكت الأرشاد
شهيد اول
##على اكبر زمانى نژاد##
مؤلّف: ابوعبداللَّه شمس الدين محمد بن مكى معروف به شهيد اوّل (متولد ٧٣٤ و مستشهد ٧٨٦ ق)، يكى از چهرههاى تابناك فرهنگ اسلامى و بويژه دانش فقه است. ميراث علمى او نشان دهنده تضلّع او در فقه و نمايانگر بينش ژرف و روحيّه پژوهنده او در مسائل علمى، و احاطه وى بر علوم اسلامى رايج در قرن هشتم هجرى و نيز بر اقوال و آراء دانشمندان سَلف در آثار او متجلى است. خوانسارى در روضات الجنات دربارهاش گفته است:
او در احاطه به مبانى فقهى چنان بود كه شيخ صدوق در نقل احاديث، و در علم اصول و كلام و جدل همانند شيخ مفيد و سيد مرتضى، و در وسعت دايره فهم و كثرت استادان و شاگردان به سان شيخ طوسى، و در نقض و ابرام چون ابن ادريس و در حل مشكلات شبيه خواجه نصيرالدين طوسى، و در ادبيات همپاى نجم الأئمه محقق رضى بود.»(١)
فخر المحققين استاد شهيد، سه مرتبه به وى در سالهاى ٧٥١، ٧٥٦، ٧٥٧ يا ٧٥٨ اجازه داده و شاگرد جوانش را بسيار ستوده *٤٨* و از جمله گفته است:
«الإمام العلامة الاعظم، أفضل علماء و سيد فضلاء بني آدم، مولانا شمس الحق و الدين، محمد بن مكي بن حامد، أدام اللَّه أيّامه...»(٢)
فقيه بلند پايه قرن دهم هجرى، محقق كركى نيز درباره شهيد گفته است:
«الشيخ الأجلّ، شيخ الإسلام و فقيه أهل البيت صدقاً، أفضل المتقدِّمين و المتأخّرين، شمس الملة و الحقِّ والدين، أبى عبداللَّه محمد بن مكى، قدّس اللَّه روحه الطاهرة، و جمع بينه و بين ائمته في الآخرة.»(٤)
يكى از دانشمندان معاصر درباره مكتب فقهى شهيد نوشته است:
«شهيد اوّل... با تنقيح قواعد و اصول بنيادى فقه شيعى در كتاب القواعد و الفوائد و ديگر آثار خود و با به كار بستن عملى آن در فقه شيعى... بدان شخصيّت و هويّت مستقل بخشيد. شهيد به كمك همين قواعد و اصول، فقه شيعى را بسيار تبسيط نموده و افاق تازهاى را به روى آن گشود. او در تفريعات تحقيقى و ارزنده فقهى ابتكارات و نوآورىهاى بسيار دارد كه فقه او را از پيشينيان خود به طور كامل مشخص و ممتاز مىسازد. آثار فقهى او... از مصادر ارزنده فقه شيعى و نمايانگر خصوصيات مكتب فقهى اوست. دانشمندان پس از او تا حدود يك قرن و نيم پيرو مكتب او بوده و گرچه تازه آوريهايى داشتهاند، امّا در اساس كار بيشتر بر شرح و بيان آراء و افكار او همت مىگماشتهاند، و از چهار چوب ترسيمى او پا فراتر نهادهاند.»(٥)غايةالمراد و ويژگيهاى آن
غاية المراد في شرح نُكَتِ الإرشاد، كه در لسان فقهاء از آن با تعابير «شرح إرشاد» و نُكت الإرشاد» هم ياد مىشود، يكى از تأليفات فقهى شهيد اول در دو جزء است كه از نگارش جزء دوم آن در نيمه ماه ذيقعده ٧٥٧ در شهر حله فراغت پيدا كرده است. اثر مزبور شرحى است بر كتاب إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان، نوشته علامه حلى - ره - و مشتمل بر يك دوره كامل فقه اسلامى. شهيد اوّل اين كتاب را از آغاز تا پايان، به گونه «قوله»، «أقول» شرح كرده است.
غايةالمراد از جمله ارزندهترين آثار فقهى شهيد است و ويژگيهايى دارد، از جمله:
١- يك دوره كامل فقه است - گرچه شامل همه مسائل تمامى ابواب فقه نيست - به خلاف ساير تأليفات فقهى شهيد كه هيچ يك شامل سراسر ابواب فقه نيست، بجز لمعه كه بسيار موجز است.
٢- در تتبع و احاطه و اشتمال بر اقوال فقهى پيشين، از زمره كتابهائى كمنظير محسوب مىشود، و علاوه بر تحقيق و تدقيق، جنبه تتبع و نقل اقوال نيز در آن چشمگير است، و بخصوص منبع خوبى براى اطلاع از آراء فقيهانى است كه امروزه آثار فقهى آنها در دست نيست، و يا بسيار نادر و مخطوط است، مانند ابن جُنَيد، ابن ابى عقيل، نصيرالدين قاشى، مفيد ثانى (صاحب شرح نهايه)، سيد احمد بن طاوس (صاحب، بُشرى و ملاذ) و سديد الدين (پدر علامه حلى)، و بسيارى ديگر.
٣- از ديگر ويژگيهاى غاية المراد اين است كه شهيد از استاد بزرگش فخر المحققين و نيز استاد ديگرش عميدالدين پسر خواهر علاّمه حلى مطالبى را شفاهاً نقل ميكند كه برخى از آنها در آثار اين دو فقيه نيست و شهيد در جلسه درس آنها را شنيده است. اينك به نمونههايى از سخنان وى در اين زمينهها اشاره مىشود.
الف) غايةالمراد، ص ١٣٤ چاپ سنگى، «اعلم أنّي تصفّحتُ كتبَ أصحابنا رضوان اللَّه عليهم فلم أجِد أحداً قال بالضمان في هذه الصورة إلاّ المصنِّف في هذا الكتاب...»
ب) ص ٣١: «و سمعت عن شيخنا الإمام فخر الدين ولد المصنّف أنّه رجع عن هذه المسألة». شهيد تصريح مىكند كه از استادم فخرالدين فرزند علامه شنيدم كه علامه از اين مسأله رجوع كرد.
ج) ص ١٠٣: «.. أصلح ولدُ المصنِّف ما فى الإرشاد إلى قوله لم يصح...» در اينجا علامه درباره مسألهاى فرموده است «صح»، ولى فخرالمحققين فرزند علامه، كه از طرف علامه مجاز بوده كتابهاى او را هر طور صلاح بداند اصلاح كند، به دلائلى آن را به «لم يصح» تغيير داده و اصلاح كرده است.
د) ص ١٤٢: «و اعلم أنّ شيخنا المرتضى عميد الدين - دامت سيادته - قال في شرح مشكلات القواعد و سَمِعنا منع في الدرس *٤٩* مشافهةً ان...»
ه) ص ٤٠٢ درباره يكى از مسائل إرشاد الأذهان چنين نوشتهاند: «هذه المسألة مضروب عليها في أصل المصنف الذى بخطّه و هي موجودة في أكثر النسخ لأنّها سارت [ظ شايعت] قبل الضرب من المصنِّف أو غيره و أنا نقلتُها من خطِّه في أصلي».
و) ص ٨: «فقد كان شيخنا المرتضى عميد الدين يقول في الدرس...».
٤- افزون بر اينها شهيد در غاية المراد در اغلب مسائل راى علامه در ساير آثار فقهيش را نقل و مقايسه مىكند كه از اين نظر نيز حائز اهميت است. و جالب است بدانيم كه نخستين كتابى كه در كتاب عظيم مفتاح الكرامة از آن مطلب نقل شده، غاية المراد است.
اين كتاب تنها دوبار در سالهاى ١٢٧١، ١٣٠٢ق چاپ سنگى شده، كه گذشته از مغلوط بودن و پريدگى و ساييدگى حروف، و ديرياب بودن مطالب آن كه صفت مشترك بيشتر كتابهاى چاپ سنگى است، بسيار ناياب و از دسترس اهل فضل بدور، و كمتر مورد مراجعه و استفاده است. لذا مركز تحقيقات و پژوهشهاى اسلامى تحقيق و تصحيح آن را وجهه همت خود قرار داد كه - بحمداللَّه - كار تصحيح آن به همت چهار تن از فضلا، به سرعت در حال انجام است و اميد مىرود تا چند ماه آينده، اين اثر مهم فقهى در دسترس اهل استنباط قرار گيرد.فرايند پژوهش در اين اثر
اين تصحيح بر اساس چند نسخه خطى از بهترين نسخههاى غايةالمراد انجام مىشود و متن مصحِّح و منقِّح ارشاد علامه نيز در بالاى صفحات قرار ميگيرد. از ميان نسخههاى معتمد كه اساس تصحيح بوده است، مىتوان به نسخهاى كه شاگرد شهيد، ابن نجده به سال ٧٧٠، ٧٧١ و شانزده سال قبل از شهادت شهيد آن را استنساخ كرده و اجازه شهيد به وى در آن ديده مىشود، و نيز نسخه كتابخانه مرحوم آيت اللَّه زنجانى - قدس سره الشريف - اشاره كرد.
تصحيح مزبور عهدهدار انجام پژوهشهايى چند گرديده است كه در اين مختصر به برخى از آنها اشاره مىشود:
الف) ذكر مآخذ روايات، اقوال فقيهان و لغويان. گفتنى است كه مأخذ روايات از جوامع روائى پيش از شهيد مشخص مىشود و اگر روايتى در بيش از يك مأخذ آمده باشد، كليه مآخذ آن ياد مىشود. افزون بر ذكر مصادر اوليه، براى سهولت مراجعه، جايگاه حديث در كتابهاى متأخِّر و متداول (مانند وسائل الشيعة)، نيز مشخص مىشود.
ب) گويندگان اقوالى كه شهيد مشخص نكرده و با تعبير «قيل» و مانند آن ياد كرده است، با استفاده از منابع پيش از غايةالمراد مشخص مىگردد. همچنين اقوالى را كه شهيد به اشاره از آنها گذشته است، عين آن عبارات براى وضوح بيشتر آورده مىشود.
د) كليه مطالب منقول، بر منابع آن عرضه و مقابله ميشود و اختلافات مهم ياد مىگردد.
ه) مقدمهاى ممتِّع و كارآمد در روش فقهى شهيد و ساير جوانب شخصيّت وى، و انواع فهرستهاى فنى راهنما در پايان آخرين مجلد آن، از ديگر كارهايى است كه همراه تصحيح متن انجام خواهد شد.
كوتاه سخن اين كه در راه هر چه دقيقتر شدن تصحيح و عرضه شايسته اين اثر، از هيچ كوششى فروگذار نخواهد شد و اميد است كه پس از گذار از مراحل چاپ، در چهار مجلد در اختيار ارباب فقه و تفقه قرار گيرد، إنّ ذلك على اللَّه يسي
١. الشموس الطالعة فى شرح الزيارة الجامعة.
السيّد حسين الهمدانى الدورود آبادى (١٣٤٣). تحقيق بنياد معارف اسلامى امام رضا(ع).
زيارت قبور صالحان، پيامبران و امامان (ع) كه به عنوان سنتى بيدارگر از سوى پيامبر (ص) بدان تأكيد مىشده است، در مجموعه معارف فرهنگ اسلامى جايگاه بلندى دارد. در فرهنگ تشيع متونى كه به عنوان زيارتنامه در منابع روايى موجود است، از بلندترين معارف الهى، تعاليم مسائل اجتماعى، سياسى و... برخوردارند زيارت جامعه هماره مورد توجه عالمان و بيداردلان بوده است و به لحاظ وثاقت، محدّثان و فقيهان با توجه به مضامين بلند و محتواى ژرف آن، صدور آن را از ناحيه حضرت امام هادى(ع) قطعى دانستهاند، و بسيارى از عالمان به شرح و توضيح متن آن پرداختهاند. (الذريعة ج ١٣، ص ٣٠٥؛ روضة المتّقين، ج ٥، ص ٤٥٢، حياةالامام الهادى (ع)) از جمله شرحهاى بسيار مهم و گرانقدر آن شرح مورد گفتگوست. مؤلّف آن مرحوم آيت اللَّه سيّد حسين همدانى از فقيهان عالمان و عارفان بزرگ قرن چهاردهم هجرى و از شاگردان برجسته محفل درس مرحوم آيت اللَّه ملا حسينقلى همدانى بوده است. شرح وى روايى - عرفانى است و صفحات زرّين آن آكنده است از مباحث عقيدتى، معارف الهى و حقاق بلند عرفانى.
كتاب به سال ١٣٧٨ ق با مقدّمهاى از عالم وارسته و محقق بزرگوار جناب آقاى شيخ حسن مصطفوى منتشر شده است. اغلاط فراوان متن و اهميّت كتاب، چاپى منقّح و چشم نواز را الزامى مىساخت. بنياد معارف اسلامى امام رضا(ع) به تصحيح، تحقيق و تعليق آن همت گماشته است و با استخراج كليّه روايات متن و عرضه آن به مصادر اصلى، چاپى در خور كتاب را نويد داده است. اثر حاضر اينك در حال بازنگرى نهايى و ويراستارى است و به زودى به چاپ سپرده خواهد شد.٢. معجم المطبوعات العربيّة فى ايران
تحقيق و تدوين عبدالجبّار الرفاعى.
از روزى كه اسلام به ايران وارد شد و انديشهها و اديان ديگر مقهور تفكّر اسلامى شده و يا از بُن پاشيده شدند؛ ايرانيان هوشمندانه پذيراى اسلام شدند و در سايه سار تعاليم حيات بخش آن به رشد انديشه و شخصيّت خود پرداختند.
عالمان، محققان و متفكّران اين ديار زبان عربى را به عنوان زبان علمى خود براى انتقال انديشهها و آثار خود برگزيدند و دهها كتاب فلسفى، عرفانى، تاريخى، اخلاقى، فقهى به اين زبان نگاشتند. بدين سان زبان عربى (زبان قرآن كريم)، زبان انديشه، فرهنگ و نگارش و تدوين ايرانيان بوده و هست. از روزى كه وسايل طبع و نشر در ايران رخ نمود، بسيارى از متون كهن عربى به زيور طبع آراسته گرديد و آثار فراوانى نيز به قلم محققان و عالمان نگاشته شد و نشر يافت. روند تحقيق و نشر پس از انقلاب اسلامى ايران و تشكيل نظام مقدّس جمهورى اسلامى به رهبرى حضرت امام خمينى - رضوان اللَّه عليه - شتابى فزونتر يافت.
محقق سختكوش جناب آقاى عبدالجبار رفاعى كه در فهرست نگارى تلاشى ستودنى دارند، از سالها پيش براى نشان دادن سهم مؤثّر عالمان ايرانى در نگارش و تدوين آثار عربى دست به تأليفى زدهاند با عنوان «معجم المطبوعات العربيّة فى ايران». اين فهرست به گونه الفبايى، تمام آثار عربى نشر يافته در ايران را از ظهور چاپ و نشر تا سال ١٤١٠ در بر خواهد داشت.
اين فهرست بر اساس نام كتابها تدوين يافته است. پس از نام كتاب، نام مؤلّف يا مترجم (اگر كتاب از زبانى ديگر به عربى ترجمه شده است)، محقق (اگر كتاب از متنهاى تحقيق شده باشد)، محل چاپ، ناشر، تعداد صفحات، قطع كتاب و اشاره به نوع چاپ خواهد آمد. در پايان، فهرست مؤلّفان خواهد آمد با ياد كرد كليه آثار آنان.
بى گمان تلاش آقاى رفاعى سودمند است و كارآمد. و ما اميدواريم هر چه زودتر شاهد چاپ و نشر آن باشيم.
٣. طرح و تنظيم سيره پيامبر (ص) بر اساس روايات شيعى
پژوهشى و تنظيم مؤسّسه المرتضى للتحقيق. زير نظر جعفر مرتضى عاملى.
بسيارى از پژوهشگران در سيره و تاريخ، آنچه را پيشنيان نگاشتهاند به عنوان اساس پژوهش و تحقيق خود در اين موضوع گرفتهاند؛ با اينكه حقيقت جويى در مقابل بسيارى از ادّعاها و *٥١* نقلهاى آنان، محل ترديد است.
آنچه در اين زمينه مايه تأسف است اينكه تاكنون اثرى كه سيره پيامبر را بر اساس روايات اهل البيت -كه پيراستهترين منبع انديشه، تاريخ و احكام است، و نقش آن در پيرايش سيره پيامبر و دورسازى آن از تحريف و جعل و تزوير انكار ناكردنى است - تدوين نموده باشد، نگاشته نشده است.
يقيناً از مجموع آنچه در لابلاى صفحات منابع حديثى شيعه آمده است، مىتوان سيره پيامبر را ترسيم كرد و منابع و مواد آن را تدوين نمود.
اهميّت موضوع و فوريّت پژوهش آن با همه دشواريهايش، گروه تحقيق و تأليف «مؤسسة المرتضى للتحقيق» را بر آن داشته كه با اشراف، نظارت و راهنمايى علامه محقق سيد جعفر مرتضى عاملى - دام حفظه - به جمع و تدوين نصوص و روايات سيره پيامبر كه از طريق اهل البيت رسيده است اقدام كند.
روايتها و آثار موجود در اين زمينه دو گونه است: احاديثى كه در جهت عرضه حادثهها، مواضع و رويدادهاى مهم زندگى پيامبرند از آغاز بعثت تا رحلت؛ مانند آنچه مربوط است به بعثت، دعوت در مكّه، هجرت، جنگها، قراردادها و... احاديثى كه بيانگر جنبههاى فردى زندگى آن بزرگوارند؛ مانند چگونگى زندگانى شخصى، ويژگيهاى اخلاقى، برخوردها، وصايا، محاورات، خطبهها و...
كليّه متونى كه در اين دو جهت به گونهاى براى محقّقان كارآيى داشته باشد، در اين پژوهش با دقّت و حفظ متن و آوردن سند از مصادر اصلى آورده مىشود، و در صورت عدم دستيابى به مصادر اصلى از مصادر متأخرى كه از آن مصادر نقل كردهاند، نقل مىشود.
نصوص و اخبار در اين مجموعه بر اساس سنوات هجرى تنظيم مىشود و در تدوين آن به پيرايش اسناد و ارزيابى آنها بر اساس معيارهاى دانش رجال پرداخته نمىشود. همچنين در تدوين اين مجموعه به حدّ و حدود صحّت مطالب و استوارى آنها و چگونگى انطباق با قواعد عامّه توجه نمىشود؛ گواينكه گاهى به لحاظ ضرورتى به اينگونه مسائل پرداخته خواهد شد.
كار گردآورى و پژوهش مصادر براى تدوين نهايى مراحل پايانى خود را مىگذراند و اميدوار است در آيندهاى نه چندان دور، پس از تنظيم نهايى به چاپ و نشر سپرده شود.
(گزارش نقل شده بر اساس يادداشت مؤسّسه ياد شده آمده است).٤. شواهد التنزيل
تأليف ابوالقاسم عبيد اللَّه بن عبداللَّه بن احمد الحسكانى. تحقيق الشّيخ محمّد باقر المحمودى. بازنگرى و فهرستها از مجمع احياء فرهنگ اسلامى.
شواهد التنزيل از منابع مهم و كم نظير تفسيرى است كه روايات مربوط به فضايل آل على - ع - را در ذيل آيات گردآورى كرده است. مؤلّف از عالمان و محدّثان قرن چهارم و پنجم هجرى است كه مؤلّف تاريخ نيشابور، وى را به اتقان در حديث، سختكوشى در فرا گرفتن و تلاش در تعليم و تعلّم ستوده است (تاريخ نيشابور المنتخب من السّياق، ص ٤٦٣). سوگمندانه از وى جز كتاب ياد شده و رسالهاى كوتاه در فضايل ماه رجب اثرى در دست نيست. بارى شواهد التنزيل پيشتر بر اساس يك نسخه (نسخهاى كه از كرمان به نجف منتقل شده است)، به تحقيق متتبع پركار جناب آقاى حاج شيخ محمّد باقر محمودى، تحقيق و تصحيح و در دو جلد منتشر شده بود. اينك پس از پانزده سال با دست يافتن به نسخهاى ديگر (كه از آن به نسخه يمن ياد شده و ميكروفيلم آن در كتابخانه آيت اللَّه العظمى مرعشى است)؛ استاد به بازنگرى و تدقيق دوباره آن همّت گماشته و بسيارى از تصحيفات آن را زدوده و نقاصى و نواقصش را پيراسته و جبران كرده است.
محقق محترم، اثر ديگر مؤلّف را نيز تحقيق نموده و در تصحيح اسانيد و متون احاديث آن بجدّ كوشيده است. براى آماده سازى نهايى و چاپ و نشر كتاب، مجمع احياء فرهنگ اسلامى به يارى جناب مؤلّف شتافته و با تنظيم فهرستهاى گونهگون و كارآمد، كتاب را براى چاپ و نشر آماده ساخته است. گرانقدرى و اهميّت كتاب، تلاشى عظيم را مىطلبيده و محققان با پژوهش در ابعاد مختلف آن تحقيقى كم مانند را سامان دادهاند. كتاب حاضر اينك در سه جلد (جلد اوّل و دوّم، متن كتاب و جلد سوم، رساله ياد شده به ضميمه فهرستهاى آن) مراحل نهايى چاپ و نشر را مىگذراند.٥. تفسير فرات الكوفى
تأليف ابوالقاسم فرات بن ابراهيم بن فرات الكوفى. تحقيق محمّد الكاظم المحمودى.
تفسير فرات از متون بسيار كهن و گرانقدر تفسيرى است زمان نگارش آن به پايان قرن سوم و اوّل قرن چهارم هجرى مىرسد *٥٢* (دوران غيبت صغرا). شيوه تفسير مؤلف روايى و موضوع آن غالباً در ارتباط با مناقب و فضايل اهل البيت - ع - است. تفسير فرات پيشتر در نجف چاپ شده و در ايران همان چاپ به گونه افست نشر يافته است. تحقيق مورد گفتگو بر اساس هفت نسخه، مقابله و تصحيح شده است:
١- نسخه كتابخانه امير المؤمنين - ع - در نجف اشرف.
٢- نسخه كتابخانه آيت اللَّه العظمى بروجردى در نجف.
٣- نسخه متعلق به آيت اللَّه حاج سيد مصطفى خوانسارى.
٤- نسخه دانشمند معظم جناب آقاى سيد محمد على روضاتى.
٥- نسخه كتابخانه ملك.
٦- نسخه كتابخانه آستان قدس رضوى.
٧- نسخه كتابخانه مدرسه فيضيه قم.شيوه تحقيق
در گزينش متن شيوه تلفيق به كار رفته و از آنجا كه متن كتاب داراى دگرگونيها و نابسامانيها بوده است، تمام احاديث موجود كتاب بر اساس سورهها تنظيم شده است. افزون بر اينها، تمام اعلام كتاب استخراج شده و اسناد ناقص و يا بازمانده، شناسايى و تكميل گرديده است. متون احاديث نيز از منابع ديگر استخراج شده و تصحيفها و كاستيهاى آنها زدوده شده است. مقدمه كتاب شرح حال مؤلف و استادان و شاگردان وى است، كه با نبود اطلاعات لازم در منابع شرح حال نگارى سعى شده اينك مراحل نهايى چاپ و صحافى را مىگذراند كه اميد است به زودى منتشر شود.٦. قرب الأسناد:
الشيخ ابى العباس عبد اللَّه بن جعفر الحميرى. تحقيق مؤسسه آل البيت لأحياء التراث.
«قرب الاسناد» احاديث مسندى را گويند كه با راوى كم به امام معصوم مىرسد، از اين گونه احاديث در علم درايه به حديث عالى نيز تعبير مىكنند. (دراية الحديث، ص ٦٧؛ الذريعة ج ١٧، ص ٦٧). مرحوم علامه تهرانى در الذريعة (ج ١٧، ص ٦٧ - ٧٠)، هفت كتاب با اين عنوان ياد مىكند كه يكى از آنها، نگاشته دانشمند پارسا و محدث وارسته ابى العباس عبداللَّه بن جعفر حميرى، از اعاظم محدثان و مفاخر فقيهان شيعه است. كتاب وى از متون معتمد و از منابع مهم حديثى و روايى است. آنچه در اين كتاب آمده است، قرب الأسناد به امام صادق - ع -، امام كاظم - ع - و امام رضا - ع - است. قرب الأسناد به امر مرحوم آية اللَّه العظمى بروجردى به سال ١٣٦٩ و به خط مرحوم آقا سيد حسين ميرجهانى، همراه «اشعثيات» محمد بن اشعث كوفى، چاپ و منتشر شد. نيازمندى كتاب به تحقيق و تصحيح و چاپ مجدّد غير قابل انكار است. زيرا اهميت و عظمت كتاب، چاپى چنين مغلوط و ناهنجار را برنمىتابد خوشبختانه اينك تحقيق و نشر آن با ويژگيهايى كه ياد مىكنيم در جريان است:نسخههاى معتمد:
الف: نسخه آقاى سيد محمد على روضاتى، كه در آن اجازهاى به تاريخ ٣٠٤ از محمد بن عبداللَّه بن جعفر حميرى ديده مىشود. اين نسخه را محمد بن احمد ناصر الدين حسينى به تاريخ ٩٨٠ كتابت نموده است.
ب: نسخه ديگر به تاريخ ١٠٦٦ قمرى (محفوظ در كتابخانه آية اللَّه العظمى نجفى مرعشى)، همراه تعليقات و حواشى، در اين نسخه نيز اجازه محمد بن عبداللَّه بن جعفر حميرى موجود است.شيوه تحقيق و تصحيح:
كار تحقيق و تصحيح به گونه گروهى و به شيوه ذيل انجام مىشود:
١- گروهى متن چاپ شده را با دو نسخه ياد شده براى دست يافتن به متنى مطمئن و دقيق مقابله مىكنند.
٢- گروهى ديگر، متون روايات را به مراجع و منابع حديثى ارجاع داده احاديث همگون با اين منابع را به دقت نشان مىدهند.
٣- تقويم نصّ؛ اين گروه تلاش مىكنند تا متنى استوار و نزديك به متن مؤلف را ارائه دهند.
٤- بازنگرى نهايى؛ اين گروه براى آخرين بار كتاب را بازنگرى مىكنند و با نگارش حواشى و توضيحات، گروههاى ديگر كتاب را براى چاپ آماده مىسازند. تحقيق كتاب مراحل نهايى را مىگذراند و به زودى به چاپ سپرده خواهد شد.٧. مجمع البيان فى علوم القرآن
تأليف الشيخ ابى على الفضل بن الحسن الطبرسى. تحقيق *٥٣* مؤسسة آل البيت لأحياء التراث.
تفسير مجمع البيان از تفاسير گرانقدر و بسيار سودمندى است كه در آستانه قرآن تدوين شده است. بى گمان در جريان تفسير نگارى و در ميان آثار سامان يافته درباره قرآن كريم، به لحاظ گونهگون، مجمع البيان كم مانند و بلكه در برخى جهات عديم النظير است. سخن از مجمع البيان و مؤلف عظيم الشأن آن در اين مجال نمىگنجد. اين بنده در مقامى اشارتى كوتاه به چگونگى آن داشتهام و منابع پژوهش درباره آن و مؤلف بزرگوارش را ياد كردهام. (مجله حوزه شماره ١٩، ص ٧٧).
مجمع البيان تاكنون بارها به چاپ رسيده است كه از آن چاپها نيز در مقاله ياد شده سخن به ميان آمده است. امّا هيچكدام از اين چاپها درخور كتابى به اين عظمت نيست. در شماره اول اين مجله به مناسبتى از اين كتاب ياد شد (ص ٢٧) و لزوم تحقيق و تصحيح بنيادين آن مطرح گرديد. به دنبال اين ياد و پيشنهاد، مؤسسه آل البيت خبر تحقيق و چگونگى پژوهش آن را در ضمن يادداشتى به مجله ارسال داشتهاند كه مىخوانيد:
تحقيق و تصحيح كتاب مجمع البيان مدتى است كه در مؤسسة آل البيت (ع) لأحياء التراث، همزمان با تحقيق تفسير التبيان - كه خبر آن پيشتر به اطلاع محققان رسيده است، حوزه شماره ٣٣، ص ١٨٥ - آغاز شده است.نسخههاى معتمد
١) نسخه كتابخانه آية اللَّه العظمى مرعشى، نگاشته شده به سال ٧٠٧ ه، از آغاز تا پايان سوره بقره.
٢) نسخه كتابخانه آية اللَّه مرعشى، كه نسخهاى است كهن و نفيس، از آغاز سوره انعام تا آيه ٧٠ از سوره انفال.
٣) نسخه همان كتابخانه، از سوره عنكبوت تا سوره ص، به خط على بن احمد المزيدى، نگاشته شده به تاريخ ٧٣٩.
٤) نسخه كتابخانه آستان قدس رضوى، نوشته شده به سال ٧٧٦ ه، از آيه ١٨٣ سوره بقره تا آيه ١١٠ سوره يوسف.
٥) نسخه همان كتابخانه، به خط حسن شيعى سبزوارى از شاگردان علامه حلى، كتابت شده به سال ٧٣١.
٦) نسخه كتابخانه آستانه مقدسه قم، به خط قطب الدين كيدرى، نوشته شده به سال ٥٨٥، و مقابله شده با نسخه مؤلف و خوانده شده بر خواجه نصير الدين طوسى.شيوه تحقيق و تصحيح:
تحقيق كتاب همانند ديگر كارهاى تحقيقى و پژوهشى مؤسسه، به گونه گروهى در حال انجام است. گروهى از آشنايان به قرائت نسخهها، متن را بازخوانى و مقابله مىكنند. گروهى ديگر به استخراج آيات و روايات همت مىگمارند و تنى چند از فاضلان به استخراج اقوال مىپردازند. برخى نيز در جهت استخراج اشعار و تبيين شواهد آنها و نيز تشريح و توضيح مفردات لغات مىكوشند. قسمت عظيمى از كار تحقيقى و پژوهشى كتاب انجام شده، و روند تحقيق در حال تداوم است.٨. كشف المحجّة لثمرة المهجة:
تأليف رضى الدين ابوالقاسم على بن موسى بن جعفر بن محمد بن طاووس. تحقيق الشيخ محمد الحسّون.
كشف المحجّه از متون بسيار مهم اخلاقى اجتماعى است كه مرحوم سيد بن طاووس آن را به عنوان دستورالعملى براى فرزندش نگاشته است و نيز براى همه مؤمنان و راهيان حق. مؤلف، كتاب را هنگامى كه در كربلا مقيم بوده، در سن ٦١ سالگى خطاب به فرزندش كه هفت ساله بوده است، نوشته و مباحث مهم و سودمندى را در آن آورده است.
كتاب حاضر از فوايد رجالى، تبارشناسى و مطالب تاريخى نيز خالى نيست. در مثل، او نسب خود، فرزندان و چگونگى زندگيش ياد مىكند و از هجوم تاتار بر بغداد سخن مىگويد؛ و از اينكه مناضب دولتى را با همه اصرار خليفه عباسى نپذيرفته است گزارش مىدهد و...
محدث بزرگ مرحوم فيض كاشانى با ستايش بليغى از آن، به تلخيص و گزينش كتاب ياد شده پرداخته و آن را تسهيل السبيل بالحجة فى انتخاب كشف المحجة لثمرة المهجة نام گذاشته است. (اين كتاب به تحقيق و تعليق آقاى حامد الخفّاف و همت مؤسسه آل البيت عليهم السلام لأحياء التراث در ضمن منشورات مؤسسه مطالعات و تحقيق فرهنگى بمناسبت كنگره چهارصدمين سال تولّد مرحوم فيض چاپ و منتشر شده است) كتاب به سال ١٣٧٠ در نجف اشرف با مقدمهاى كوتاه از مرحوم علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى به چاپ رسيده و همان چاپ در ايران افست شده است. اين چاپ افزون بر اغلاط و تصحيفها، از امور فنى چاپ و نشر نيز تهى است. آقاى محمد حسّون با توجه به اهميّت كتاب و نارسايى چاپ پيشين، *٥٤* به تحقيق و تعليق آن همت گماشته كه چگونگى آن به شرح ذيل است.نسخههاى معتمد
١) نسخه كتابخانه آستان قدس رضوى، اين نسخه را مرحوم ميرزا حسين نورى نوشته و دوبار مقابله كرده و آنچه را خطا مىدانسته، اصلاح نموده است.
٢) نسخه كتابخانه آيللَّه العظمى نجفى مرعشى، به خط محمد بن شمس الدين يحيى بن الجوينى الحنفى، نوشته شده به سال ٨٩٣. شيوه تحقيق
١) متن چاپى كتاب با دو نسخه ياد شده مقابله شده و با دقت، آنچه صحيح تشخيص داده شده در متن آمده و اختلاف نسخهها در پانوشتها ياد گرديده است.
٢) آيات، موضع يابى شده، و تمام روايات، از منابع حديثى استخراج شده و در پانوشتها آمده است.
٣) اقوال و اشعارى كه مؤلف از منابع گونهگون نقل كرده است منبع يابى شده و مآخذ آنها ذكر شده است.
٤) برخى از اعلام ياد شده در متن كه نيازمند توضيح بودهاند، شرح حال كوتاهى از آنها آمده است.٩. شرح القواعد:
تأليف الشيخ زين الدين بن على عاملى (معروف به شهيد ثانى). تحقيق رضا مختارى و سيد ابوالحسن مطلبى.
يكى از آثار فقهى و ممتّع و سودمند فقيه بزرگ شيعه در قرن دهم هجرى مرحوم شهيد ثانى - قدّس سره - شرحى است بر قواعد الأحكام فى معرفة الحلال و الحرام، نوشته علامه حلّى (م ٧٢٦ ق). متأسفانه اين شرح ناتمام مانده و مؤلف تنها تا اواخرِ كتاب متاجرِ قواعد را شرح كرده است.
ابن عودى شاگرد شهيد درباره اين اثر گفته است: «مباحث مهم را در اين كتاب تحقيق كرده و در آن مانند حاشيه شهيد اوّل بر قواعد (مشهور به حاشيه نجاريه) مشى كرده و بيشتر مباحث آن، در حول و حوش حاشيه مذكور است و يك مجلدِ لطيف از آن كتاب التجارة تأليف شد». (درّ منثور، ج ٢، ص ) سيد محسن امين افندى صاحب رياض نيز گفته است: «اين كتاب، نكت القواعد و فوائد القواعد نيز ناميده شده است و من آن را به خط شريف شهيد، نزد (شيخ على) نوادهاش ديدم...» (رياض العلماء، ج ٢، ص ٣٧٠).
اين كتاب تاكنون مطلقاً چاپ نشده است؛ نه چاپ سنگى و نه غير آن؛ ولى خوشبختانه نسخههاى خطى آن موجود است و تقريباً تاكنون از هفت نسخه آن اطلاع داريم. اين تصحيح بر اساس چند نسخه، و از جمله نسخه شماره ١/٤٢٤٢ كتابخانه حضرت آية اللَّه مرعشى - دام ظله - انجام مىشود. در بالاى صفحات، متن مصحّح قواعد علامة تا آخر كتاب المتاجر - كه اين شرح حاوى آن است - قرار مىگيرد تا سهل التناول باشد. كليه اقوالِ فقيهان و روايات و آيات تخريج مىشود و هرجا مؤلف با اشاره از قولى گذشتهاند يا قائل قولى را مشخص نكردهاند، كاملاً توضيح داده مىشود؛ و در يك كلام همه شرايط يك تصحيح خوب در آن رعايت مىشود. همچنين در مقدمه از روش فقهى شهيد ثانى در اثر مذكور سخن به ميان مىآيد و در پايان فهرستهاى گوناگون راهنما آورده مىشود پيش بينى مىشود كه اثر حاضر در پانصد صفحه به قطع وزيرى، تا يك سال آينده در دسترس مشتاقان فقهِ امام صادق عليه السلام قرار گيرد.١٠. رياض الجنّة:
ميرزا حسن بن عبدالرسول زين العابدين بن زين الدين بن صدر الدين حسينى زنوزى تبريزى. تحقيق على رفيعى.
ميرزا حسن بن عبد الرسول بن حسن زين العابدين بن زين الدين بن صدرالدين حسينى زنوزى تبريزى. تحقيق على رفيعى.
رياض الجنة از آثار بسيار مهم و سودمند تاريخى است كه در ضمن مباحث تاريخى، از مطالب مهم اعتقادى و فرهنگى نيز در آن سخن رفته است. مؤلف، كتاب را در خوى و به امر حسينقلى دنبلى (حاكم آن ديار) نوشته است. كتاب در يك مقدمه، هشت روضه و يك خاتمه سامان يافته است. در مقدمه، علل تأليف كتاب و فهرست ابواب و مطالب آن آمده است. در مقدمه، علل تأليف كتاب و فهرست ابواب و مطالب آن آمده است. مطالب روضههاى هشتگانه از اين قرار است: در روضه اوّل، توحيد ذات و صفات الهى، شرح حال مصعومان - ع - و نزديكان پيامبر و ياران آن بزرگوار، ماجراى فخّ و شرح حال سادات آمده است. روضه دوّم ويژه گزارش چگونگى مدعيان نبوّت و خلافت است كه در ضمن آن از شرح حال عالمان بزرگ اهل سنّت و مصنّفان صحاح ستّه سخن رفته است. روضه سوّم شامل مطالبى است راجع به خلقت عالم، معنى كرسى و عرش، حاملان عرش، تقسيم و تفصيل انواع موجودات، فرشتگان، جن، آدم و حوّا، تعداد انبيا، اقاليم هفتگانه درياها، نهرها و جزاير عالم. روضه چهارم ويژه تراجم عالمان عامه و خاصه است. در اين بخش گاه از عالمان پيش از اسلام نيز سخن رفته است و از معاصران مؤلف به تفصيل بحث شده است كه قابل توجه و شايان اهميّت است. روضه پنجم شرح حال شاعران است؛ در دو بخش شاعران عرب و عجم. روضههاى ششم و هفتم ويژه تراجم پادشاهان، طبقات سلاطين و مشاهير آنان در قبل و بعد از اسلام، و نيز شرح حال وزيران و برخى از اصطلاحات علوم و مطالب متنوع ديگر در فنون مختلف. و در خاتمه كتاب از تاريخ پايان كتاب و مطالب ديگر سخن رفته است.
به هر حال آنچه اينك در دست پژوهش است، روضه چهارم اين اثر است كه شامل شرح حال عالمان، عارفان، حكيمان و دانشمندان عامه و خاصه است. شيوه تحقيق و نسخههاى اساس را محقق محترم در نامهاى به شرح ذيل نوشتهاند.نسخههاى معتمد
١) نسخه كتابخانه آية اللَّه العظمى نجفى مرعشى؛ نسخهاى است خوانا و با خطى زيبا كه آن را اصل قرار دادهام؛ اما املاى اين نسخه سالم نيست و نواقص ديگرى نيز دارد.
٢) نسخهاى مربوط به مجموعه خطى مرحوم حاج محمد نحجوانى كه اينك در اختيار كتابخانه ملى تبريز است. املاى اين نسخه قابل اطمينان است؛ اما خط آن بسيار بد و گاهى حواشى آن محو شده است.
نسخههاى ديگرى از اين كتاب است؛ از جمله نسخه كتابخانه سلطنتى (سابق) كه فعلاً در اختيار اينجانب نيست.شيوه تحقيق
١) استنساخ كتاب بر اساس نسخههاى ياد شده و رفع نواقص و نقايص آن.
٢) تطبيق و مقابله نقلهاى مستقيم مؤلف با منابع و مآخذ وى و اصلاح و تصحيح متن اين نسخهها بر اساس متون اصلى و مآخذ مورد استفاده مؤلف.
٣) نزديك سازى نثر مؤلف با نثر و رسم الخط كنونى، بدون تصرف در متن و افزون سازى كلمه يا حرفى در داخل كروشه. در اين مرحله اغلاط فاحش و اشتباهات نُسّاخ از صفحات كتاب زدوده شده و در پانوشتها بدان اشاره شده است.
٤) رديابى از گزارشهاى مؤلف و نقلهاى وى و ارائه دقيق جايگاه آن در منابع مختلف. در اين منبعيابى، تمام منابع را استخراج كردهام؛ حتى آنها را كه مؤلف به اشارهاى گذشته است نيز غالباً با سطر سطر خواندن كتابى رديابى كردهام.
٥) در شرح حال عالمان، تاريخ وفيات و مواليد را دقيقاً آوردهام و تعليقات گسترده در تكميل شرح حالها، بويژه در شرح حالهايى كه به اختصار نهاده شده است، افزودهام. همچنين منابع شرح حال رجال را كه گاه افزون بر صد منبع شده است، ياد كردهام. و اين نكته را در شرح حال عالمان شيعه كه غالباً با بىاعتنايى شرح حال نگاران مواجه بودهاند، دقيقاً انجام دادهام.
در اين پژوهش، بسيارى از دوستان و عالمان همراهيم كردهاند كه از آنان سپاسگزارم؛ بويژه جناب حجه الاسلام و المسلمين حاج سيد محمود مرعشى كه افزون بر پيشنهاد تصحيح، و قرار دادن آن در سلسله نشريات كتابخانه، از هيچ راهنمايى و كمكى در تهيه منابع و ارائه مصادر دريغ نورزيدهاند. جلد اوّل كتاب به زودى منتشر مىشود و اميد است نشر جلدهاى بعدى نيز ديرى نپايد و منتشر شود.
پانوشتها:
١. ميرزا محمّد باقر موسوى خوانسارى. روضات الجنات فى أحوال العلماء و السادات. (٨ جلد، قم، اسماعيليان، ١٣٩٠ ق) ج ٧، ص ٤.
٢. علامه محمد باقر مجلسى، بحارالأنوار الجامعة لِدُرَرِ أخبار الأئمةالأطهار عليهم السّلام. (چاپ سوم، ١١٠ جلد + ج صفر = مدخل - جز ٦ مجلَّد ٢٩ تا ٣٤ - بيروت، دارإحياء التراث العربى، ١٤٠٣ ق) ج ١٠٧، ص ١٧٨، اجازه فخرالدين به شهيد در سال ٧٥٦ ق.
٣. محمد رضا شمس الدين. حياةالإمام الشهيد الأول. (چاپ اول)، نجف، مطبعة الغري الحديثة، ١٣٧٦ ق) ص ٣٨.
٤. بحارالأنوار، ج ١٠٨، ص ٦٢، اجازه محقق كركى به شيخ احمد بن ابى جامع عاملى. حسين مدرسى طباطبائى، زمين در فقه اسلامى. (چاپ اوّل، دو جلد تا كنون، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ١٣٦٢ ش) ج ١، ص ٦٥ - ٦٦.