آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - درگذشتگان - ناصرالدين انصارى قمى

درگذشتگان
ناصرالدين انصارى قمى

 آيت اللّه صافى
فقيه معظم, مرجع بزرگوار حضرت آيت اللّه العظمى آقاى حاج شيخ على صافى گلپايگانى ـ طاب ثراه ـ يكى از شخصيت هاى درخشان عالم علم و فقاهت به شمار مى آمد. (١٢٩٢ ش).
فقيد سعيد در سال ١٣٣٢ ق (١٢٩٢ ش), در گلپايگان, در بيت علم و فقاهت زاده شد. پدرش فقيه نام آور حضرت آيت اللّه آخوند ملامحمدجواد صافى (١٢٨٧ ـ ١٣٧٨ ق), از شاگردان آيات عظام: حاج آقانوراللّه اصفهانى, آقانجفى اصفهانى, شيخ محمدعلى ثقة الاسلام, ميرزا محمدهاشم چهارسوقى و جهانگيرخان قشقايى و از همدرسان آيت اللّه العظمى بروجردى و آيت اللّه العظمى سيدابوالحسن اصفهانى و صاحب آثار متعدد فقهى, اصولى, تاريخى, حديثى, كلامى و ادبى است كه شرحِ آن در اين مختصر نمى گنجد (ر. ك به: ناصرالدين انصارى; اختران فقاهت; ج ٢, ص ٢٠٧ ـ ٢٢٢).
معظم له, پس از رشد و دوران نوجوانى, ادبيات و مقدمات را نزد والد بزرگوار و دايى اش آخوند ملاابوالقاسم قطب آموخت و در ١٣٤٩ ق رهسپار حوزه علميه قم شد و سطوح عاليه را نزد مرحوم علامه ميرزامحمد همدانى فراگرفت و پس از آن به دروس آيات عظام: حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى (حدود ٣ سال), سيدمحمدحجت كوهكمرى (فقه) و سيدمحمدتقى خوانسارى (اصول) حاضر شد و در آن مجالس پربار علمى خوش درخشيد و توانايى علمى اش جلوه گر شد. پس از آمدن آيت اللّه العظمى بروجردى به قم (١٣٦٤ ق/١٣٢٤ ش), به مدت شانزده سال در درس فقه و اصول ايشان شركت جُست و مُشار بالبنان و بحّاث درس معظم له و جزو اصحاب استفتاى ايشان گرديد كه مرحوم استاد, هماره به ديدگاه هاى وى در درس و جلسات استفتا كمال توجه را داشت.
آيت اللّه بروجردى, به ايشان و برادر گرامى اش آيت اللّه العظمى حاج شيخ لطف اللّه صافى, چنان توجه ويژه اى داشت كه حل ّ برخى از مشكلات علمى و پاسخگويى و تحقيق بعضى از استفتائات را به ايشان وانهاد و اين لطف و عنايت معظم له تا كنون زبانزد علماى حوزه علميه قم است. آيت اللّه بهجت درباره ايشان فرموده بود: (ما از همان زمان آيت اللّه بروجردى ايشان را به فقاهت مى شناختيم. او در آن زمان خود را نشان داد) و همين باعث شد تا مرحوم آيت اللّه بهجت, احتياطات خويش را به ايشان ارجاع دهد و وصيت كرد نماز بر پيكرش را ـ در صورت امكان ـ ايشان بخواند (كه به علت پيرى و كهولت سن, ميسر نشد) و كليه اموال و وجوهات شرعيه در اختيار معظم له قرار گيرد.
آن مرحوم, با كوله بارى از علم و دانش و فقاهت و زهد و تقوا, اسوه عمل بود. تحصيل, تدريس و تأليف, او را از خدمات دينى و اجتماعى بازنداشت. از اوانِ جوانى براى هدايت مردم به گلپايگان سفر مى كرد و با اقامه جماعت و منبر و تفسير قرآن, نسلى مؤمن و متدين در آن شهرستان تربيت نمود.
از دوران سياه و تاريك رضاخان به مبارزه با رژيم پهلوى پرداخت و عليه توطئه ننگين كشف حجاب و دين زدايى رضاخان منبرهاى متعدد رفت (در اسناد شهربانى ـ گلپايگان ـ به اين مطلب اشاره شده و در مجموعه اسناد كشف حجاب به چاپ رسيده است). او روح دليرى و شجاعت و حق گويى را از پدر والامقامش به ارث برده بود; لذا در مقابل تمام كژى ها و ناراستى ها مى ايستاد, امر به معروف و نهى از منكر مى كرد و هماره با عوامل رژيم پهلوى در گلپايگان درگير بود و آن شهر به خاطر وجودِ او و برادر بزرگوارش از توطئه هاى رژيم ستمشاهى بركنار بود و عمال استبداد نتوانستند در اين شهر نقشه هاى شوم خويش را به اجرا گذارند. او در مسجد خويش, فرياد مى زد و مردم را به معروف فرا مى خواند و از بدى ها باز مى داشت و در همين راستا در سال ١٣٥٦ ش دستگير و زندانى و تبعيد شد و در دوران انقلاب اسلامى نيز در همراهى با امام, از هيچ كوششى دريغ نكرد و در زمان اقامت امام در فرانسه ـ نوفل لوشاتو ـ به نمايندگى از سوى آيت اللّه العظمى گلپايگانى به ديدار امام شتافت و مراتب علاقه و ارادت خود را به ايشان نماياند.
او در قوه فقهى, ادبى و تاريخى زبانزد حوزه هاى علميه بود. در ميان مراجع تقليد معاصر, كسى به پايه او در قصيده و غزل سرايى نمى رسيد و اغلب اشعارش در مدح ائمه معصومين عليهم السلام و به ويژه حضرت بقية اللّه الاعظم(عج) بود كه كتاب در انتظار وصال, مجموعه ٥٩ قصيده و مخمس و غزل به ياد امام زمان عليه السلام يكى از آثار ادبى اوست. او در عشق به ساحت مقدس امام مظلومان و سيد شهيدان ابى عبداللّه الحسين عليه السلام مى سوخت و مى گداخت و ساليان فراوان, در منزلش ـ شب هاى پنجشنبه ـ اقامه عزا مى نمود و به ويژه از تحريفات تاريخ عاشورا برمى آشفت و از جايگاه يك فقيه دردآشنا و مسئول, پيوسته و تا حدّ امكان و توان با آن مجاهده مى نمود. او فقيهى در صحنه تلاش و علم و اجتهاد و آمر به معروف و ناهى از منكر بود كه در حدود يك قرن عمر بابركت خويش, با مواعظ حسنه و اخلاق خوش و دانش فراوان خود, همگان را به راه راست هدايت نمود.
برادر بزرگوارش آيت اللّه العظمى حاج شيخ لطف اللّه صافى مى نويسد: (ايشان نزديك به يك قرن در خدمت به اسلام, تلاش در اعلاى كلمه دين, امر به معروف و نهى از منكر و در يك كلمه, جامع نوكرى خالص به آقايش حضرت بقيةاللّه مولانا المهدى ـ ارواح العالمين له الفداء ـ انجام وظيفه نمود. او در ذوق و ادب و فضايل مختلف و مخصوصاً تفسير قرآن مجيد و همه مقاماتى كه شايسته چنان فقيهى باشد, تبحر داشت و تا پايان عمر شريفش از منبر و محراب براى هدايت مردم استفاده برد; همچنين در اصلاح امور و مبارزه با حركت ضداسلامى مقامات رضاخانى, مواضع محكم و كم نظير داشت. شجاعت و صراحت لهجه و بى باكى از غيرخدا و زهد و قناعت و بى اعتنايى به زخارف دنيوى و استقامت در امر دين در تاريخ زندگانى اين فقيه فرزانه, همه دانستنى و عبرت و درس است. همه جا خدا را بر خلق برگزيد و رضاى احدى را بر رضاى او مقدم نداشت و هيچ گاه از گفتن حق, ترس و واهمه اى به خود راه نمى داد; حتى بزرگان را موعظه و نصيحت مى كرد و آنان نيز تذكرات او را مغتنم مى شمردند. الحق فقدان چنين شخصيتى, ثلمه اى بزرگ براى فقاهت, مرجعيت و حوزه هاى علميه است).
وى, بدون حاجب و نگهبان, در خانه اش به روى همگان باز بود و با چهره اى باز و گشاده, مردم شهر و روستا را مى پذيرفت و با شور و احساسى مردم دوستانه, به دعاوى مردم رسيدگى مى كرد و در موارد بسيار, خود از حاضران پذيرايى مى نمود و در مقابل همگان برمى خاست و با احترام برخورد مى كرد. تواضع و فروتنى, زهد و قناعت, صراحت لهجه و رك گويى, صداقت و صراحت توام با شجاعت از ويژگى هايش بود. طاب اللّه ثراه وجعل الجنة مثواه.
آثار آن فقيه بزرگ عبارتند از:
الف) آثار چاپى
١. ذخيرة العقبى ـ شرح عروة الوثقى (٣٠ جلد, ١١ جلد چاپ شده (باب طهارت));
٢. تبيان الصلاة ـ تقريرات بحث صلاة آيت اللّه بروجردى (٨ جلد);
٣. المحجة فى تقريرات الحجة ـ تقريرات بحث اصول آيت اللّه حجت (٢جلد);
٤. الدلالة الى من له الولاية ـ در بحث ولايت فقيه;
٥ راز دل (ديوان اشعار);
٦. در انتظار وصال (مجموعه اشعار ايشان درباره امام زمان);
٧. توضيح المسائل;
٨. منتخب الاحكام;
٩. مناسك حج;
١٠. تاريخ تحول فقه شيعه (ترجمه و مقدمه محمدحسن توكل);
١١. المجدى ـ تقريرات درس وصيت آيت اللّه بروجردى.
ب) آثار غيرچاپى
١٢. تقريرات درس فقه آيت اللّه بروجردى (ارث و غير آن);
١٣. تقريرات درس فقه آيت اللّه حجت (طهارت, بيع);
١٤. اصول الفقه;
١٥. رساله هاى متعدد فقهى.
آن فقيه بزرگ, در ٩٦ سالگى, در روز دوشنبه ١٤ دى ماه ١٣٨٨ ش (١٨ محرم الحرام ١٤٣١ ق), در گلپايگان بدرود زندگى گفت. با اعلام خبر وفاتش, در استان اصفهان سه روز عزاى عمومى و در گلپايگان يك روز (سه شنبه) تعطيل عمومى اعلام شد و پيكر پاكش در آن روز با شركت ده ها هزار نفر از علما و مردم استان اصفهان تشييع و پس از نماز برادر بزرگوارش آيت اللّه العظمى صافى گلپايگانى بر آن, در قبرستان قاضى زاهد (گلپايگان) به خاك سپرده شد و در فقدانش از سوى مراجع معظم تقليد, مقام معظم رهبرى و مسئولان عالى رتبه نظام, پيام هاى تسليت متعدد صادر شد و مجالس بزرگداشت مقام علمى و عملى اش تا مدت ها ادامه يافت