آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣ - طرح مقدماتى تدوين دائرة المعارف تاريخ پزشكى در اسلام و ايران - مهدی مح
طرح مقدماتى تدوين دائرة المعارف تاريخ پزشكى در اسلام و ايران
مهدی مح
قق
مشاور علمى بنياد دائرة المعارف الاسلامى
الف: مقدمه
در اسلام به علم پزشكى اهميت بسيار داده شده و پس از حلال و حرام, يعنى علم فقه, از شريفترين علوم به شمار آمده و در حديث شريف (علم ابدان) در كنار (علم اديان) قرار گرفته است. چه آنكه اگر تن سالم نباشد, نمى تواند درباره مبدأ جهان بينديشد و او را ستايش و پرستش كند. حكيم ميسرى, پزشك بزرگ و نامدار ايرانى در مقدمه دانشنامه پزشكى خود چنين مى گويد:
پزشكى را ودين را گر ندانى
زيانست اين جهان و آن جهانى
پزشكى دانشش تن را پناهست
و دين دانستنش جان را سپاهست
تنى بايد درست و راست كردار
نه باريش و نه با درد و نه بيمار
كه دين ايزدى بتواند آموخت
به دانش جان خود بتواند افروخت
ييكى از منابع مهم پزشكى در جهان اسلام, آثار پزشكى ايرانى است. چه آنكه در پيش از اسلام, علم پزشكى و داروشناسى و گياهان دارويى در ايران رونق و رواج فراوانى داشته و (پجشگان), يعنى پزشكان, يكى از طبقات ممتاز جامعه به شمار مى آمده اند. داستان برزويه طبيب در آغاز كليله و دمنه, نشان دهنده شرافت علم پزشكى و مبانى اخلاق و آداب آن در ايران پيش از اسلام است. همچنين بيمارستان جنديشابور اهواز, يكى از مراكز مهم اين علم در ايران بوده كه در آن دانشمندان ايرانى و يونانى و هندى با هر آيين و مذهبى به اين پيشه شريف اشتغال داشته اند و آثار آن مركز علمى و ساير مراكز ديگر حتى قرن ها پس از اسلام باقى بوده است. از شاپوربن سهل كه در سال ٢٥٥ هجرى وفات يافته كتابى تحت عنوان القرافا دين فى البيمارستان باقى مانده و او كه خود را در آغاز كتاب (كبير بيمارستان جنديشابور بمدينة اهواز) معرفى مى كند, در اين كتاب داروهاى مركبى را كه براى بيماريهاى مختلف به كار مى رود و در بيمارستان نگهدارى مى شود, به تفصيل ياد كرده است. اسلام كه حد و مرزى براى بهره بردارى از دانش نمى شناخت, نه تنها از طب ايرانى, بلكه از طب هندى نيز استفاده كرد.على بن ربن طبرى كه از قديمترين دانشمندانى است كه در علم پزشكى كتابى جامع در طب تأليف كرده, گفتار چهارم از كتاب خود, فردوس الحكمه, را تحت عنوان (من جوامع كتب الهند) قرار داده و در آن از دو منبع مهم هندى, يعنى كتاب سسرد و كتاب چرك كه ترجمه هاى عربى آن موجود بوده, مطالب فراوانى را نقد مى كند. ولى مهمترين منبع پزشكى اسلامى, آثار دانشمندان يونانى, بويژه بقراط و جالينوس بوده است. از حنين بن اسحق رساله اى در دست است كه او در آن متجاوز از يكصد كتاب از جالينوس را بر مى شمارد كه به وسيله او و يارانش از زبان يونانى به زبان عربى ترجمه شده است. اين آثار مورد استفاده دانشمندان بزرگ اسلامى, همچون على بن عباس مجوسى اهوازى در كتاب كامل الصناعة و محمدبن زكرياى رازى در الحاوى و ابن سينا در قانون و ابوريحان بيرونى در الصيدنه قرار گرفت و اين كتابها منبع مهمى براى تأليفات دانشمندان بزرگ ايرانى كه پزشكى را به زبان فارسى براى مردمان اين مرز و بوم تأليف كردند, گرديد. از مهمترين اين تأليفات مى توانيم از الابنيه عن حقائق الادوية از ابو منصور موفق هروى, و هداية المتعلمين از اخوينى بخارى, و ذخيره خوارزمشا
هى از سيد اسماعيل جرجانى نام ببريم.
با توجهى كه دانشمندان بزرگ اسلامى به علم پزشكى داشتند, اين علم گسترش فراوانى پيدا كرد و شعبه ها و فروع زيادى در آن پيدا شد كه اين تشعب و تنوع گاه به موضوعات آن علم مرتبط مى شود; همچون پزشكى و دامپزشكى و داروشناسى و معرفت عقاقير و گياهان دارويى. گاه به كيفيت درمان همچون كى (= داغ كردن), جبر, (شكسته بندى), عمل اليد, (جراحى), و گاه به روش درمان همچون روش اصحاب قياس و اصحاب تجارب و اصحاب طب حيلى, و گاه به حالتهاى مختلف انسانها هنگام معالجه و درمان, همچون (تدبير الاصّحا), يعنى پزشكى و نگاهداشت سلامتى كسانى كه از تندرستى برخوردارند, و (تدبير الحُبالى), يعنى پزشكى و نگاهداشت سلامتى زنان آبستن به منظور سالم نگاهداشتن كودك در رحم, و (تدبير المولودين) پزشكى نوزادان, و (تدبير الصبيان) پزشكى كودكان, و (تدبير المشايخ) پزشكى سالخوردگان.
دانشمندان اسلامى آنچه را در قرآن و احاديث درباره حفط صحت و سلامتى و جلوگيرى از بيماريها وارد شده بود, گردآورى كردند كه از ميان مهمترين اين مجموعه ها مى توانيم از الطب فى الكتاب و السنة از عبداللطيف بغدادى و الطب النبوى از ذهبى, و الطب النبوى از ابن القيم, و الرحمة فى الطب و الحكمة از سيوطى نام ببريم. در اين كتابهاى دستورهاى كلى براى حفظ و نگاهداشت سلامتى داده شده است: از جمله آنكه در خوردن و آشاميدن نبايد اسراف ورزيد, و معده آغاز هر درد و پرهيز از خوردن, آغاز هر درمانى است, و تا آنجا كه امكان دارد بيمارى را با غذا درمان بخشيد, نبايد به دارو روى آورد. گذشته از مجموعه هاى طبى مانند كامل الصناعه و حاوى و قانون و هداية المتعلمين و ذخيره خوارزمشاهى كه پيش از اين به آنها اشاره شد, پزشكان بزرگ كتابهاى مفرد يا تك نامه ها درباره بيمارى هاى گوناگون تأليف كرده اند; همچون فى المرض المسمى ديابيطا از عبداللطيف بغدادى, و فى المعده و مداوتها از ابن جزّار قيروانى, و الحميّات از تبها اسحق بن سليمان, و فى الماليخوليا از اسحق بن عمران, و فى الاغذيه از اسحق بن سليمان, و فى النبض و التفسرة (=ادرار) از على بن رضوان, و العمدة فى الجراحة از ابن القف, و عشر مقالات فى العين از حنين بن اسحق.
از آنجا كه مسلمانان معتقد به تأثير روح و جسم در يكديگر بودند, توجه فراوانى به درمان نفس و طب روحانى معطوف داشتند و آثار فراوانى در اين زمينه تأليف كردند كه از مهمترين آنها مى توان از الطب و الاحداث النفسانية از ابوسعيد بن بختيشوع و الطب الروحانى از رازى والطب الروحانى از ابن جوزى نام برد. همچنين در آداب و اخلاق پزشكى عنايت فراوانى شده و كتابهاى زيادى در اين باب تأليف گشته است. از جمله: فى التطرق بالطب الى السّعادة از ابن رضوان, و ادب الطبيب از رهاوى, و التشويق الطبى از صاعدبن الحسن. نيز در مورد تعليم پزشك و تربيت پزشكان, كتابهايى همچون مفتاح الطب و منهاج الطلاب از ابن هندو و الناف فى كيفية تعليم صناعة الطب از ابن رضوان تأليف گشته است. در اين كتابها تأكيد شده است كه پزشكان در نگاهداشت شرافت پزشكى و نفروختن آن به مال و جاه دنيا بايد بقراط را اسوه و پيشواى خود قرار دهند كه پادشاهى صدهزار دينار براى او فرستاد كه يونان را ترك كند و به سرزمين آن پادشاه بيايد و وعده داد كه صدهزار دينار ديگر به او تسليم خواهد كرد. امّا بقراط در پاسخ گفت: (من فضيلت را به مال نمى فروشم). لذا در روستاهاى يونان به درمان رايگان فقيران مى پرداخت. همچنين مى گفتند كه پزشك واقعى بايد فقر با حلال را بر ثروت با حرام ترجيح دهد; زيرا ذكر جميل كه باقى مى ماند, بهتر از مال نفيس است كه فانى مى گردد. مال نزد سفيهان و جاهلان فراوان يافت مى شود, ولى حكمت است كه آن را فقط نزد اهل فضل و كمال مى توان يافت. و چون امر پزشكى ارتباط با جان و زندگى مردمان دارد, پزشك ضامن و مسؤول شناخته شده و پيغمبر اكرم(ص) فرموده است:يجب على الامام ان تحبس الفساق من العلماء و الجهال من الاطباء (كسى كه به حرفه پزشكى بپردازد در حالى كه دانش آن را پيش از آن نداشته است, ضامن و مسؤول است). از اين جهت به امتحان پزشكان و بازشناختن پزشكان از پزشك نمايان, حسبت (=بازرسى) پزشكان اهميت فراوانى داده شده است. در آزمايش پزشكان كتابى تحت عنوان فى محنة الطبيب و در شناسايى پزشك نمايان, كتابى به نام فى مخاريق المثاتين به وسيله رازى نوشته شده و در كتابهاى مهم حسبت مانند معالم القربة فى احكام الحسبة از قرشى و نهاية الرتبة فى طلب الحسبة از شيزرى, فصلى درباره شرايط پزشك و بازرسى پزشكان و مجازات پزشكان متخلف آمده است.
با توجه به اهيمت و گستردگى سابق, علوم پزشكى و فنون وابسته به آن در جهان اسلام عموماً و كشور ايران خصوصاً, ضرورت نشر دائرة المعارف تاريخ پزشكى كه در آن همه ابعاد موضوع مورد تحقيق و بررسى قرار گيرد, احساس مى شد كه در آن مجموعه دانشمندان بزرگ و كتابهاى ارزنده و انديشه هاى ابتكارى آنان معرفى شود و بدين وسيله اصالت انديشه و تفكر مسلمانان و نبوغ علمى آنان به جهانيان معرفى گردد.
ب: مواد و مطالبى كه در دائرة المعارف تاريخ پزشكى در اسلام و ايران خواهد آمد
١ ـ شرح احوال و آثار پزشكان در تمدن اسلامى بر اساس منابعى همچون ابن نديم و قفطى و شهرزورى و ابن ابى اصيبعه.
٢ ـ معرفى كتابهاى مهم پزشكى وداروشناسى بر اساس منابع بالا و نيز كشف الظنون و بروكلمان و سزگين.
٣ ـ نام بيماريها و تعاريف و راههاى درمان آنها بر اساس منابعى مانند حاوى و قانون و هداية المتعلمين و ذخيره خوارزمشاهى.
٤ ـ شرح احوال پزشكان يونانى كه آثارشان مورد استفاده قرار گرفته است; مانند بقراط و جالينوس.
٥ ـ نام بيمارستانها و دارالشفاها بر اساس متون تاريخى و كتاب تاريخ البيمارستانات از احمد عيسى بك.
٦ ـ ادويه مفرده و مركبه بر اساس منابعى مانند حاوى و قانون و الابنيه هروى و مفردات ابن سمجون و ابن بيطار و غافقى.
٧ ـ قراباذين ها, مانند قراباذين شاپور بن سهل و قرابباذين كندى و قراباذين سمرقندى.
٨ ـ آلات و ابزار جراحى بر اساس منابعى مانند التصريف زهراوى و العمدة فى الجراحة ابن القف كركى.
٩ ـ دانشمندان اسلامى كه تاريخ طب نوشته اند; مانند شوكت شطى و سامى حمارنه.
١٠ ـ دانشمندان اروپايى كه تاريخ طب اسلامى نوشته اند; مانند لكلرك و برون و الگود و ديتريش و اولمان.
١١ ـ دانشمندان ايرانى كه در تاريخ طب اسلامى كتاب و مقاله نوشته اند; مانند دكتر نجم آبادى و دكتر ولايتى و دكتر محقق و دكتر مير.
١٢ ـ تحليل كتابهاى مربوط به طب اسلامى به زبانهاى خارجى و ذكر مشاهدات بالينى مؤلفان آن كتب.
١٣ ـ معرفى فهرستهاى كتب طبى, نظير پيناكس جالينوس ورساله حنين و رساله بيرونى.
١٤ ـ گياهان دارويى با ذكر معادل خارجى و سوابق لاتينى و يونانى و خواص و تحليل و تجزيه آنها بر اساس منابعى مانند الصيدنه, چاپ دكتر زرياب و گياهان دارويى دكتر زرگرى.
١٥ ـ اصطلاحات خاص مربوط به علم پزشكى مانند خادم (=پرستار) دستور (=نسخه طبيب).
١٦ ـ كلمات قصار و پند و اندرز و امثال مربوط به پزشكى بر اساس كتب اخلاق پزشكى در اسلام و در طى كتابهاى طبى.
١٧ ـ آيات و احاديث مربوط به پزشكى با استفاده از كتابهاى طب النبى و طب نبوى.
١٨ ـ اخلاقيات پزشكى (=ادب الطبيب) با استفاده ازمنابعى مانند اصلاح الصناعة الطبية.
١٩ ـ معرفى مقالات و تحقيقات مربوط به طب اسلامى كه در كنگره هاى بين المللى تاريخ پزشكى مورد بحث قرار گرفته است.
٢٠ ـ معرفى مراكز تحقيقى درباره پزشكى اسلامى و فعاليتهاى علمى آن مراكز مانند مؤسسه همدرد هند و پاكستان و مؤسسه تاريخ ميراث علمى عربى حلب و مؤسسه ميراث علمى عربى فرانكفورت.
ج: منابعى كه در مرحله اول مورد مطلب يابى و بهره بردارى قرار خواهد گرفت
١ ـ بقراط: كتاب فى الاجنة يا جنين شناسى (كمبريج ١٩٨٧م), فى حبل على حبل يا آبستنى روى آبستنى (كمبريج ١٩٦٨م), فى طبيعة الانسان (كمبريج ١٩٦٨م), فى تدبير الامراض الحادة (كمبريج ١٩٦٦م), فى الاخلاط (كمبريج ١٩٧١م), فى الغذاء (كمبريج ١٩٧١م), فى الامراض البلدية (كمبريج ١٩٧١م).
٢ ـ جالينوس: فى فرق الطب (قاهره ١٩٧٨م), فى النبض للمتعلمين (قاهره ١٩٨٦م), الى اغلوقن فى التاتى لشفاء الامراض (قاهره ١٩٨٢م), الاسطقات على راى بقراط (١٩٨٧م), فى اختلاف الاعضاء المتشابهة (برلن ١٩٧٠م), فى ان قوى النفس تابعة لمزاج البدن (بيروت ١٩٨١م), فى التجربة الطبية, (آكسفورد ١٩٤٤م), فى ان الطبيب الفاضل يجب ان يكون فيلسوفا (گوتينگن ١٩٦٦م), فى اجزاء الطب (برلن ١٩٦٩م), فى الاسباب الماسكة (برلن ١٩٦٩م), فى عمل التشريح (ليپزيك ١٩٠٦م), فى الاسماء الطبية (برلن ١٩٣١م), فى محنة التى يعرف بها افضل الاطباء (برلن ١٩٨٨م), فى الصناعة الصغيرة (قاهره ١٩٨٨م).
٣ ـ طب نبوى: الطب من الكتاب و السنة, عبداللطيف بغدادى (بيروت ١٤٠٦هـ), الطب النبوى, الحافظ الذهبى (قاهره ١٤٠٤م), الطب النبوى, ابن القيم الجوزية (قاهره ١٣٩٨هـ), الرحمة فى الطب و الحكمة, جلال الدين سيوطى (قاهره ١٣٥٧هـ), الاحكام النبوية فى الصناعة الطبية, ابن طرخان الحموى (قاهره ١٩٥٥م), الاربعين الطبية, البرزالى (قاهره ١٣٩٢), المنهل الروى فى الطب النبوى, ابن طولون (حيدرآباد ١٩٨٧).
٤ ـ على بن ربن طبرى: فردوس الحكمة (برلن ١٩٢٨م).
٥ ـ محمدبن زكرياى رازى: الحاوى (حيدرآباد ١٩٧٤م), الفارق اوالفرق بين المراض (حلب ١٩٧٨م), منافع الاغذية و دفع مضارها (بيروت ١٩٨٤م), الطب المنصورى (١٩٨٦م).
٦ ـ على بن عباس المجوسى: كامل الصناعة الطبية (قاهره ١٢٩٤م).
٧ ـ ابن سينا: القانون (قاهره ١٢٩٤هـ), الارجوزة فى الطب (پاريس ١٩٥٦م), دفع المضارالكلية عن الابدان الانسانية (حلب ١٩٨٤م), الادوية القلبية (حلب ١٩٨٤م).
٨ ـ ابن رشد اندلسى: تلخيصات ابن رشد الى جالينوس (مادريد ١٩٨٤م), تلخيص كتاب فى اصناف المزاج (قاهره ١٩٨٧م) در مجموعه رسائل ابن رشد الطبية.
٩ ـ ابن زهر الاندلسى: التيسير فى المداواة و التدبير (دمشق ١٤٠٣هـ).
١٠ ـ ابن رضوان مصرى: دفع مضارالابدان (كاليفرنيا ١٩٨٤م), كفاية الطبيب (لون ١٩٧٨م).
١١ ـ ابن نفيس: شرح تشريح القانون (قاهره ١٩٨٨م), الموجز فى الطب (قاهره ١٩٨٦م).
١٢ ـ پزشكى اطفال: تدبير الحبالى (=زنان آبستن) و الاطفال, احمدبن محمد البلدى (بغداد ١٩٨٠م), خلق الجنين و تدبير الحبالى و المولودين, عريب بن سعد القرطبى (الجزاير ١٩٥٦م), سياسة الصبيان و تدبيرهم, ابن جزار قيروانى (تونس ١٩٦٨م).
١٣ ـ چشم پزشكى: عشر مقالات فى العين, حنين بن اسحق (قاهره ١٩٢٨م), تذكرة الكحالين, على بن عيسى (حيدرآباد ١٩٨٣م).
١٤ ـ جراحى: العمدة فى الجراحة, ابن القف (حيدرآباد ١٣٥٦هـ), التصريف لمن عجز عن التأليف, خلف بن عباس زهراوى (كاليفرنيا ١٩٧٢).
١٥ ـ كتابهاى مفرد (=تك نامه, مونوگراف) در بيماريهاى گوناگون: فى المرض المسمى ديابيطا, عبداللطيف بغدادى (بون ١٩٧١م), فى المعدة و امراضها و مداواتها, ابن جزار قيروانى (بغداد ١٩٨٠م), مصالح الابدان و الانفس, ابوزيد بلخى (فرانكفورت ١٩٨٤م), الحميات (=تب ها), اسحق بن سليمان (كمبريج ١٩٨١م), فى الماليخوليا, اسحق بن عمران (هامبورك ١٩٧٧م), الاغذية, اسحق بن سليمان (فرانكفورت ١٩٨٦م), فى النبض و التفسرة (=ادرار) على بن رضوان مصرى (بون ١٩٨٤م).
١٦ ـ اخلاق و آداب پزشكى: النافع فى كيفية تعليم صناعة الطب, ابن رضوان مصرى (بغداد ١٩٨٤م), التشويق الطبى, صاعد بن الحسن (بون ١٩٦٨م), ادب الطبيب, ايوب رهاوى (فرانكفورت ١٩٨٥م), المقالة الصلاحية فى احياء الصناعة الطبية, ابن جميع (ويسبادن ١٩٨٣م), فى التطرق بالطب الى السعادة, ابن رضوان مصرى (حلب ١٩٧٨م), النوادر الطبية, يحيى بن ماسويه (ژنو ١٩٨٠م), عمل من طب لمن حب, ابن الخطيب (سلمنقة ١٩٧٢).
١٧ ـ متفرقات: الدستور البيمارستانى, ابن ابى البيان (قاهره ١٩٣٣), دعوة الاطباء ابن بطلان (ويسبادن ١٩٨٥م), خمس رسائل, ابن بطلان بغدادى و ابن رضوان مصر (قاهره ١٩٣٧م), الذخيرة, ثابت بن قره (قاهره ١٩٢٨م), مقالة فى تدبير الامراض العارضة للرهبان الساكنين فى الديرة و من بعد عن المدينة (ميشيگان ١٩٦٨م), الروضة الطبية, عبيدالله بن جبرائيل بختيشوع (قاهره ١٩٢٧م), رسالة فى الطب و الاحداث النفسانية, ابوسعيد بن بختيشوع (بيروت ١٩٧٧م), مقالتان فى الحواس, عبداللطيف بغدادى (كويت ١٣٩٢هـ), مفتاح الطب, ابن هندو (تهران ١٣٦٨), بستان الاطباء, ابن مطران (تهران ١٣٦٩).
١٨ ـ كتابهاى داروشناسى: مفردات الادويه, ابن بيطار, مفردات الادويه, غافقى, النبات, ابوحنيفه دينورى, جامع سماء النبات, شرى فادريسى, مفردات الادويه, ابن سمجون, الصيدنه, ابوريحان بيرونى, المعتمد فى الادوية المفردة, غسّانى, تذكره, داود انطاكى.
از معاصران: احياء التذكرة فى النباتات الطبية و المفردات العطارية, الدكتور رمزى مفتاح, گياهان دارويى, دكتر على زرگرى.
١٩ ـ منابفع متفرقه: فهرستهاى عمومى براى شناسايى نسخ خطى طبى, مانند فهرست بروكلمان و فهرست فؤاد سزگين و فهرست مؤسسه ولكام لندن در تاريخ پزشكى و مؤسسه اسلر دانشگاه مك گيل در تاريخ پزشكى و فهرستهاى نسخ خطى داخلى و خارجى و شناسايى مقالات مربوط به تاريخ پزشكى از ايندكس اسلاميكوس براى مقالات خارجى و فهرست مقالات فارسى افشار براى مقالات داخلى.
٢٠ ـ كتابهاى فارسى: البنية عن حقائق الادوية, ابومنصور موفق هروى, التنوير, ابومنصور حسن بن نوح قمرى بخارى, دانشنامه حكيم ميسرى, ترجمه تقويم الصحة, ابن بطلان. ذخيره خوارزمشاهى, سيد اسماعيل جرجانى, اغراض الطبية, سيد اسماعيل جرجانى, خفى علائى, سيد اسماعيل جرجانى, هداية المتعلمين, اخوينى بخارى, مخزن الادوية, عقيلى خراسانى, تحفة المؤمنين, حكيم مؤمن.