آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - نگاهى به مخطوطات مكتبة المسجد النبوى الشريف - متقى حسين

نگاهى به مخطوطات مكتبة المسجد النبوى الشريف
متقى حسين

مخطوطات مكتبة المسجد النبوى الشريف: فهرس وصفى, إدارة التوجيه و الإرشاد, مكتبة المسجد النبوى, قسم المخطوطات و مركز بحوث و دراسات المدينة المنوّرة, الطبعة الأولى, ١٤٢٨ هـ/ ٢٠٠٧م, ٨٤٨ص, وزيرى بزرگ, عربى.

مدينه منوّره, شهرِ رسول الله (ص) و اهل بيت كرام آن بزرگوار(ع), در طول تاريخ پر فراز و نشيب دين مقدّس اسلام, همواره نزد مسلمانان از ا هميّت خاصّى برخوردار بوده و به سان رودخانه اى زلال و روان و هميشه جارى و خروشان, همواره مورد توجّه و عنايتِ خاصّ مؤمنان و در حقيقت مدينه منوّره, به نوعى سرچشمه تمام علوم و دانش هاى متنوّع اسلامى, از تفسير, حديث, علوم قرآن, فقه, كلام, ادب و حتّى علوم طبيعى مانند پزشكى و شيمى, بوده است و به تعبير ديگر, نخستين دانشگاه هاى اسلامى, با محوريّت اهل بيت (ع) در حوزه هاى علمى مدينه منوّره خصوصاً در مسجد نبوى, نضج و شكل گرفت و به شكوفايى خود رسيد, چُنان كه مشهور است, حوزه و دانشگاه چهارهزار نفرى حضرت امام صادق و حضرت امام باقر (ع) در همين شهر و در همين مسجد برقرار بوده است.
توجّه بسيار عميق و دقيق دين حيات بخش و نورانى اسلام و قرآن كريم به مقوله تحصيل علوم و فضيلت دانش اندوزى, از طرفى و تشويق عموم مسلمانان از سوى حضرت محمّد مصطفى و اهل بيت سترگ آ ن حضرت, از سوى ديگر,باعث شد تا ضرورت نگارش علوم و انتقال آنها به آيندگان هويدا گردد و توصيه آن بزرگواران كه فرمودند: (قيّدوا العلم بالكتابة), به تدريج زمينه پيدايش كتاب ها و رساله ها را در اقصى نقاط سرزمين هاى اسلامى فراهم آورد و در پى آن, آرام آرام كتابخانه هايى با محتواى دينى در اماكن مسلمان نشين, ايجاد شد و از جمله آنها حوزه علمى مدينه منوّره بود كه از همان سال هاى نخستين تأليف آثار مكتوب از سوى مسلمانان, ضرورت تأسيس اين گنجينه ها براى حفظ اين آثار و انتقال آنها به نسل هاى بعدى به وجود آمد.

كتابخانه هاى مدينه منوّره

همچنان كه اشاره شده, در طور تاريخ اسلام, مدينه منوّره محور توجّه و عنايت ويژه محققان علوم اسلامى و دانشمندان مسلمان بوده است, چه دانشمندان بومى اين شهر و چه سترگ مردانى كه به عشق هم جوارى با اشرف كائنات, از دورترين نقاط جهان اسلام, به اين شهر آمدند و متوطّن شدند و آثار فراوانى را در همين شهر تأليف كردند و با تدريس و تعليم و بسط و گسترش علوم به تدريج زمينه ساز گردآورى كتب بسيارى در اين شهر گرديدند. بر اساس آمارهاى رسمى, امروزه بالغ بر سى هزار دست نويس به زبان هاى عربى, فارسى و تركى در كتابخانه هاى اين شهر موجود است; ليكن بر اساس برآوردهاى غير رسمى, تعدادِ نسخه هاى خطّى موجود در كتابخانه هاى خصوصى و عمومى آن شهر مقدّس, بيش از پنجاه هزار دست نويس به زبان هاى عربى و فارسى و تركى تخمين زده مى شود.
پيش از اينكه طرح تمركز و تجميع نسخ خطّى و كتابخانه ها از سوى حاكمان سعودى, ذيل عنوان كتابخانه هايى خاصّ, همچون كتابخانه ملك عبدالعزيز, اجرا شود, مدينه منوّره داراى كتابخانه هاى متعدّدى بود كه تعدادى از آنها در كتابخانه هاى ديگر ادغام شد و عملاً چنين كتابخانه اى به طور رسمى در آن شهر شريف, وجود ندارد, خصوصاً در دوره اى كه حرمين شريفين زير نظر امپراتورى عظيم عثمانى اداره مى شد تحت اشرافِ حاكمان دانش پرور اين شهر ـ كه از سوى دولت عثمانى انتخاب مى شدند ـ كتابخانه هاى چندى از سوى شخصيّت ها و دانشمندان فاضلى همچون: شيخ الاسلام احمد عارف حكمت, محمّد عارف افندى, سيّد احمد ساقزلى, فيض اللّه افندى, قاضى عبدالرحمن افندى و… در اين شهر مقدّس تأسيس شد. برخى از كتابخانه هاى تاريخى (عمومى يا خصوصى) مدينه منوّره در دهه هاى نه چندان دور, عبارت بودند از:
١. كتابخانه شيخ الاسلام احمدعارف حكمت كه در سال ١٢٧٠هـ/ ١٨٥٣م تأسيس شد و داراى ٥٠٠٥ دست نويس در علوم متنوّع و مختلف است كه ٦٣٢ نسخه آن مجموعه (حاوى ٣٨٣٠ رساله) و نزديك هزار دست نويس به زبان هاى فارسى و تركى بوده.
٢. كتابخانه محموديّه كه از سوى سلطان محمد دوم, پادشاه عثمانى, در سال ١٢٣٧ق/ ١٨٢١ م تأسيس و به دانشجويان علوم اسلامى وقف شده است. كتابخانه داراى ٣٣١٤ دست نويس در علوم گوناگون, بخش عمده اى از دست نويس ها به زبان هاى فارسى و تركى و در حدود ١٤٥٣ عنوان هم رساله بوده است كه در ضمن مجموعه ها در اين كتابخانه قرار داشته است.
٣. كتابخانه رباط محمّدمظهر فاروقى, تأسيس سال ١٢٩١ ق/ ١٨٧٤م.
٤. كتابخانه رباط عثمان بن عفان.
٥. كتابخانه رباط قراباش كه از سوى شيخ عبدالرحمن افندى قاضى در سال ١٠٣١ق/ ١٦٢١م تأسيس شده بود.
٦. كتابخانه رباط الجبرت.
٧. كتابخانه مدرسه قازانيه كه در سال ١٣١١هـ/ ١٨٩٣م تأسيس يافته بود.
٨. كتابخانه مدرسه عرفانيه كه در سال ١٣١٤هـ/ ١٨٩٦ م از سوى محمّد عارف افندى تأسيس شده بود و در سال ١٣٨١هـ/ ١٩٦٣م به كتابخانه ملك عبدالعزيز مدينه انتقال يافت.
٩.كتابخانه مدرسه احسانيّه كه از سوى مصطفى بن محمّد عبدالرسول بن سليمان ابن عبدالرحيم در سال ١٢٧٥ هـ/ ١٨٥٨م تأسيس شده بود.
١٠. كتابخانه مدرسه ساقزلى كه از سوى سيد احمد بن ابراهيم مشهور به ساقزلى در سال ١١٢٥هـ/ ١٧١٣م تأسيس شده بود.
١١. كتابخانه مدرسه شفاء كه فيض اللّه افندى در سال ١١٢٢هـ/ ١٧٠٠م ايجاد كرده بود.
١٢. كتابخانه مدرسه كبلى ناضرى كه مصطفى كبلى ناضرى در سال ١٢٥٤هـ/ ١٨٣٨م تأسيس كرد و در سال ١٣٩٦هـ / ١٩٧٦م به كتابخانه ملك عبدالعزيز مدينه انتقال يافت.
١٣. كتابخانه شيخ ابراهيم ختنى كه در سال ١٣٧٥هـ/ ١٩٥٥م تأسيس و وقف شده بود.
١٤. كتابخانه سيّد صافى بن عبدالرحمن جفرى علوى كه در سال ١٣٣٧هـ/ ١٩١٨م وقف گرديده بود.
١٥. كتابخانه شيخ عمر حمدان (م ١٣٦٨هـ/ ١٩٤٨م).
اين كتابخانه ها تعدادى از گنجينه هاى مدينه منوّره محسوب مى شدند كه همگى امروزه بر اساس تصميم دولت سعودى به كتابخانه ملك عبدالعزيز مدينه, انتقال يافته اند. اكنون به جز كتابخانه مهمِّ مسجدِ شريفِ نبوى, چند كتابخانه بزرگ هم در اين شهر مقدّس داير است كه عبارت اند از:
١. كتابخانه دانشگاه اسلامى مدينه منوّره: اين كتابخانه در سال ١٣١٨ق/ ١٩٦١م همزمان با تأسيس دانشگاه مدينه منوّره, ايجاد شد, ليكن بخش نسخه هاى خطّى اين كتابخانه در سال ١٣٩٦ق/ ١٩٧٦م تشكيل شده است. اين كتابخانه علاوه بر هزاران جلد كتاب چاپى, داراى ٣٥٤٤ دست نويس به زبان هاى عربى, فارسى و تركى است. نيز در اين كتابخانه, تعداد ١٦٦٩٩ تصوير (نسخه عكسى) و ٥٦٠٠ ميكروفيلم از روى نسخِ خطّى كتابخانه هاى مختلف اقصى نقاط جهان, در موضوعات متنوّع گردآورى شده است. از جمله نوادر اين كتابخانه مى توان به المفاتيح فى شرح المصابيح تأليف مظهر الدين حسين بن محمود زيدانى (م ٧٢٧ق) با كتابت سال ٧١٩ق (در زمان حيات مؤلّف), طوالع الأنوار من مطالع الأنظار تأليف موسى بن اسماعيل بن ابى بكر با كتابت سال ٧٨٠ق, حل مشكلات الإشارات و التنبيهات تأليف خواجه نصيرالدين محمّد طوسى (م ٦٧٢ق) با كتابت سال ٨٨٤ق, الأشباه و النظائر تأليف جلال الدين سيوطى (م ٩١١ق) با كتابت سال ٩٤٥ق اشاره كرد.
٢. كتابخانه عمومى ملك عبدالعزيز در مدينه منوّره: اين كتابخانه در سال ١٣٨٠ق/ ١٩٦٠م تأسيس شد و تابع وزارت حجّ و اوقاف دولت سعودى است. براساس قوانين جديد و طرح دولت مبنى بر تمركز كتابخانه هاى كهن و موقوفه مدينه منوّره در اين كتابخانه, به تدريج, نسخ خطّى بيش از پانزده كتابخانه ـ كه پيشتر از نظر گذشت ـ در سال هاى اخير به اين كتابخانه انتقال يافته است كه علاوه بر وجود آثار اسلامى ارزشمند, مشحون از آثار ناب شيعى و ايرانى بوده اند. بنا به گفته عبداللّه عسيلان در المخطوطات الإسلاميّة فى العالم (ج٢, ص ٧٠٤ و٧٠٨: (بعض مخطوطاتها قد فقد أثناء النقل من مكان إلى مكان) و (قد مرّ على هذه المكتبة العامّة, ممّا أدّى إلى تلف بعضها أو ضياعه); حال با توجّه به وجود هزاران دست نويس شيعى يا فارسى در اين كتابخانه, نيز سياست هاى خصمانه متصدّيان آن, آيا تفسير ديگرى از مفقود شدن اين آثار, در اذهان سالم تبادر نمى كند كه شايد عمدى در كار بوده باشد؟!
به هر تقدير, اين كتابخانه داراى نوادر و نفائس بسيارى است كه از آن جمله اند: المصحف الشريف به خطّ محمّد حسين كازرونى در سال ٥١٥ ق, التنبيه على الأسباب التى أوجبت الاختلاف بين المسلمين فى آرائهم و مذاهبهم و اعتقاداتهم تأليف ابومحمّد عبيداللّه بن محمّد بن سيّد بطليوسى (م٥٢١ق) با كتابت سال ٥٢٣ق, شرح ديوان الحماسة لإبى التمام تأليف ابوزكريا يحيى بن على شيبانى مشهور به خطيب تبريزى (م ٥٠٢ ق) با كتابت سال ٤٨٤ق (در زمان حياتِ شارح) المعرّب تأليف ابومنصور موهوب بن احمد جواليقى (م ٥٤٠ق) با كتابت سال ٥٤٤ ق, مقالات أبى الحسن على بن اسماعيل الأشعرى (م ٣٣٠ ق) با كتابت سال ٤٦٠ق, الإيضاح تأليف ناصربن عبداللّه بن على مطرّزى (م ٦١٠ق) با كتابت سال ٦٠٧ق (در زمان حيات شارح); الانتخاب لما قصد من كلام العرب و آى الكتاب تأليف تاج الدين ابوعبداللّه محمّد بن عبداللّه حموى با كتابت سال ٥٩٩ق, كتاب السنن فى الحديث تأليف ابوداود سليمان بن اشعث سجستانى (م ٢٧٥ق) با كتابت پيش از سال ٣٨٩ ق, تقييد المهمل و تمييز المشكل فيما ذكر فى الصحيحين من الألقاب و الكنى و الأنساب تأليف ابوعلى حسين بن محمّد غسّانى اندلسى جيانى (م ٤٩٨ق) با كتابت سال ٦٣٣ق, الإكمال فى المؤتلف و المختلف من أسماء الرجال تأليف امير سعد الملك ابونصر على بن هبة اللّه مشهور به ابن ماكولا (م ٤٧٥ق) با كتابت سال ٦١٦ق, المصباح فى عيون الأحاديث الصحاح تأليف تقى الدين ابومحمّد عبدالغنى بن عبدالواحد بن على جماعيلى مقدسى دمشقى (م٦٠٠ق) با كتابت سال ٥٩٦ق (در زمان حيات مؤلّف); الدراية فى تخريج الهداية تأليف ابوالفضل احمدبن على عسقلانى مشهور به ابن حجر (م سال ٨٢٧ق) با كتابت سال ٨٢٧ق (در زمان حيات مؤلّف); النهاية فى غريب الحديث تأليف ابوالسعادات مبارك جزرى مشهور به ابن الأثير (م ٦٠٦ق) با كتابت سال ٦٨٤ ق.
تاكنون يك جلد از فهرست مخطوطات كتابخانه ملك عبدالعزيز منتشر شده است.

كتابخانه مسجد شريف نبوى(ص)

كتابخانه حرم نبوى(ص) يا مسجد نبوى(ص) در سال ١٣٥٢ق/ ١٩٢٣م به صورت رسمى تأسيس يافته و از نظر تشكيلاتى, كتابخانه اى دولتى است كه زير نظر مستقيم رياست عامه شئون مسجد نبوى(ص) اداره مى شود. در اين كتابخانه اكنون علاوه بر وجود هزاران جلد كتاب چاپى, در حدود هزار مجلّد نسخه خطّى (اعمّ از مجموعه يا تك كتابى) به زبان هاى عربى, فارسى, تركى و اردو و با تفكيك رسايل درون مجموعه ها تعداد عنوان هاى نسخ خطّى آن مكان شريف به حدود ١٧٠٠ عنوان (بدون تكرار عناوين) و در حدود دوهزار عنوان (با تكرار عناوين) است. اين دست نويس ها در موضوعات متنوّعى همچون: علوم قرآن, تفسير, حديث, اصول, فقه, كلام و عقايد, تصوّف و عرفان, ادعيه, سيره نبوى(ص), پزشكى, لغت, ادب, تاريخ و تراجم و تعدادى دست نويس هم در علوم عقلى مانند: رياضيات, منطق و فلسفه نگهدارى مى شود كه ان شاء اللّه در ادامه به صورت دقيق ترى به معرّفى اين مجموعه خواهيم پرداخت.
عمده نسخ خطّى اين كتابخانه بين سده هاى ١٠ ـ ١٣ ق كتابت شده اند, ليكن نوادر چندى هم در اين مجموعه موجود است كه قدمت برخى از آنها گاه به نزديك هزار سال پيش از اين هم مى رسد; از جمله نسخ مذكور مى توان به الكشف و البيان فى تفسير القرآن (ج٤) تأليف ابواسحاق احمد بن محمّد ثعلبى نيشابورى (م سال ٤٢٧ ق), با كتابت سال ٥٧٨ ق به خطّ نسخ (ص ٤٥), المعلم بفوائد صحيح مسلم (ج١ و ٢) تأليف ابوعبداللّه محمّد بن على مازرى تميمى (م ٥٣٦ق), با كتاب سال ٥٧٨ق به خطّ مغربى (ص ١٢٠ ـ ١٢١), اشاره كرد.
ناگفته نماند كه بيشتر دست نويس هاى اين كتابخانه در واقع مجموعه وقفى محمّد العزيز الوزير است (ص ١٣٣). در ضمن اين مجموعه, چند اجازه نامه هم آمده كه از آن جمله اجازه احمد بوخريص به وى در سال ١٠٣١ ق است (ص ١٣٢ ـ ١٣٤). فهرستى از مخطوطات وى آمده است (ص ١٢٦).
درباره نسخه هاى خطّى اين كتابخانه, تاكنون چند گزارش و فهرست منتشر شده است كه از آن جمله است گزارشى كه طه محمّد ساكت با همكارى جمعى ديگر در سال ١٩٤١م با عنوان مكتبة الحرم النبوى فى المدينة و مكاتب مكّة از اين كتابخانه در مجلّة الرسالة (ش٩, ص٧٩٩و ٨٢٥ ـ ٨٢٦) ارائه كرده و نيز فهرست نامگويى كه مرحوم محمّدتقى دانش پژوه ذيل عنوان كتابخانه هاى عراق و عربستان سعودى, در نشريه نسخه هاى خطّى (س٥, ١٣٤٦ش, ص ٥٢٦ ـ ٥٢٨) ترتيب داده و بالأخره فهرستى كه در مجلّة معهد المخطوطات العربيّة (س ٢٣, ش١, ١٩٧٧م, ص ٣٧ ـ ٣٨) ضمن نسخ عكسى كه از برخى كتابخانه هاى سعودى براى انستيتو دست نويس هاى عربى (معهد المخطوطات العربيّه) در قاهره ـ مصر تصوير فراهم آمده, معرّفى شده است.همچنين بر اساس گزارش عبداللّه عسيلان در المخطوطات الإسلاميّه فى العالم (ج٢, ص ٧٠١), براى نسخ خطّى اين كتابخانه دفتر (فهرست) بزرگ دست نوشته اى هم تنظيم شده كه اين كتابخانه محلّ مراجعه پژوهشگران است و در آن مؤلّفه هاى نامگوى نسخ خطّى همچون: شماره مسلسل, شماره خاصّ, نام اثر, نام پديدآور, تعداد جلد و جزء, تعداد برگ, تعداد سطور, نوع خطّ, نام كاتب, تاريخ كتابت, اندازه جلد و متن و بيان جنبه هاى هنرى نسخه از حيث تذهيب و ترصيع و نيز ساير مشخصّات ظاهرى نسخه, از حيث رطوبت و آسيب ديدگى به اختصار درج شده است. به نظر نگارنده سطور, به احتمال زياد دفتر مذكور در واقع پيش نويس همين فهرستى است كه نوشتار حاضر درصدد معرّفى آن اثر نفيس است.

فهرست توصيفى دست نويس هاى كتابخانه مسجد شريف نبوى(ص)

مخطوطات مكتبة المسجد النبوى الشريف: فهرس وصفى, إدارة التوجيه و الإرشاد ـ مكتبة النبوى, قسم المخطوطات و مركز بحوث و دراسات المدينة المنوّرة, الطبعة الأولى, ١٤٢٨ ق/ ٢٠٠٧م, ٨٤٨ص, وزيرى بزرگ, عربى.
اين فهرست موضوعى, محصول تلاشى است مشترك از سوى: ابراهيم بن خليل المزيد, زكريّا محمّد السيّد المعناوى, سعدبن سعيد الجابرى, عبداللّه بن ناجى المخلافى, عمر على عبداللّه, محمّد ابراهيم اكبر, محمّد طاهر الجزائرى, محمّد بن عبدالرزّاق الصانع, محمّد محمّدى محمّد جميل, عبدالرحمن بن سليمان العثيمين, حكمت بشير ياسين, احمدبن محمّد الخرّاط, مصطفى عمّار منلا, عبدالسلام محمّد الحسين, اسامة محمّد طلعت الشاذلى, محرز رشيد حاج طاهر, عبداللّه بخش, كه زير نظر شيخ سليمان بن صالح العبيد (مدير اداره توجيه و ارشاد مسجد و رياست كتابخانه مسجد شريف نبوى(ص) و عبدالباسط عبدالرزّاق بدر (مدير مركز پژوهش ها و مطالعات مدينه منوّره) انتشار يافته است. مقدّمه هاى چهارگانه اين اثر از سوى معالى الشيخ صالح بن عبدالرحمن الحصين رياست شئون مسجد الحرام و مسجد شريف نبوى(ص) (ص ٧ ـ ٨), عبدالعزيزبن عبداللّه الفالح (نايب رئيس شئون مسجد شريف نبوى(ص) (ص ٩ ـ ١٠), سليمان بن صالح العبيد مدير اداره توجيه و ارشاد مسجد و رياست كتابخانه مسجد شريف نبوى(ص) (ص ١١) و دكتر عبدالباسط عبدالرزّاق بدر مدير مركز پژوهش ها و مطالعات مدينه منوّره (ص ١٢ ـ ١٤) تنظيم و نوشته شده است. تنظيم اين اثر در سال ١٤٢٧ ق/ ٢٠٠٦ م به اتمام رسيده و يك سال بعد در سال ١٤٢٨ق/ ٢٠٠٧م (چاپ اوّل) در ٨٤٨ ص در قطع وزيرى بزرگ (رحلى كوچك) با شابك ٠ ـ ٩٣٢ ـ ٥٢ ـ ٩٩٦٠ در چاپخانه الحميضى در مدينه منوّره, از سوى إدارة التوجيه و الإرشاد ـ مكتبة المسجد النبوى ـ قسم المخطوطات, و مركز بحوث و دراسات المدينة المنوّرة به صورت دو ستونى به چاپ رسيده است و شماره رده بندى دهدهى ديويى آن نيز ١٠١٦/ ٠٩١ ثبت شده و حقوق مادّى و معنوى آن هم به كتابخانه مسجد شريف نبوى(ص) تعلّق دارد.
اين فهرست بر اساس ترتيب موضوعى دست نويس هاى كتابخانه, تنظيم شده است و ترتيب موضوعات بيست و شش گانه ديويى آن چنين است: علوم القرآن (ص ٣ ـ ٢٣ در ٦٠ عنوان), التفسير (ص٢٧ ـ ٤٩ در ٤٧ عنوان), الحديث النبوى (ص ٥٣ ـ ١٢٨ در ١٦٢ عنوان), علوم الحديث (ص ١٣١ ـ ١٤٩ در ٤٨ عنوان), العقيدة (ص ١٥٣ ـ ١٨٩ در ١٠٨ عنوان), اصول الفقه (ص ١٩٣ ـ ٢١٠ در ٤٩ عنوان), الفرائض (ص ٢١٣ ـ ٢٣١ در ٤٥ عنوان), السياسة الشرعيّة (ص ٢٣٥ ـ ٢٣٧ در ٨ عنوان), الفقه المقارن (ص ٢٤١ ـ ٢٤٧ در ١٨ عنوان), الفقه الحنفى (ص ٢٥١ ـ ٢٦٣ در ٣٢ عنوان), الفقه المالكى (ص ٢٦٧ ـ ٣٣٨ در ٢٠٠ عنوان), الفقه الشافعى (ص ٣٤١ ـ ٣٥٠ در ٢٥ عنوان), الفقه الحنبلى ( ص ٣٥٣ ـ ٣٥٨ در ١٢ عنوان), الفتاوى (ص ٣٦١ ـ ٣٩٧ در ١١٢ عنوان), المواعظ و الفضائل و التصوّف (ص ٤٠١ ـ ٤٥٣ در ١٤٧ عنوان), الأدعية و الأذكار (ص ٤٥٧ ـ ٤٦٩ در ٣٥ عنوان), فنون منوّعة و معارف عامّة (ص ٤٧٣ ـ ٤٨٧ در ٤٢ عنوان), السيرة النبويّة (ص ٤٩١ ـ ٥١٤ در ٥٢ عنوان), علم اللغة العربيّة (ص ٥١٧ ـ ٥٣١ در ٣٩ عنوان), البلاغة (ص ٥٣٥ ـ ٥٦٠ در ٦٥ عنوان), النحو و الصرف (ص ٥٦٣ ـ ٦١٢ در ١٣٣ عنوان), العروض (ص ٦١٥ ـ ٦٢٠ در ١٢ عنوان), العلوم التطبيقيّة و البحتة (ص ٦٢٣ ـ ٦٤٢ در ٥٢ عنوان), الطّب (ص ٦٤٥ ـ ٦٥١ در ١٨ عنوان), الأدب (ص ٦٥٥ ـ ٦٩١ در ١٠٥ عنوان), التاريخ و التراجم و الأنساب (ص ٦٩٥ ـ ٧٢١ در ٧٠ عنوان). در پايان كتاب, فهرست دست نويس هاى به زبان هاى فارسى, تركى و اردو (ص ٧٢٣ ـ ٧٣١), فهرس المؤلفين (ص ٧٣٥ ـ ٧٣٤), فهرس العناوين (ص ٧٦٥ ـ ٨٢٢), فهرس النسّاخ (ص ٨٢٣ ـ ٨٣٢) و فهرس المحتوى ( ص ٨٣٣ ـ ٨٣٤) آمده است. متأسفانه اين فهرست, جز منابع و مصادر به اختصار معرّفى شده در ذيل توصيف هر نسخه, فاقد كتابنامه جامع با داده هاى تفصيلى منابع و مصادر است. به عنوان نمونه, هيچ راهى براى آگاهى از داده هاى تفصيلى فهرست مخطوطات مكتبة محمّد عبدالعزيز الوزير (ص ١٢٦) نيست!
در اين فهرست نامگوى موضوعى, دقيقاً ١٦٩٨ عنوان (بدون تكرار) نسخه خطّى به زبان هاى عربى (١٦٧٣ عنوان), تركى (١٤ عنوان), فارسى (١٠ عنوان), و اردو (يك عنوان) از ٧٢٥ مؤلّف شناخته شده و ٢٣٤ مؤلّف مجهول و ناشناخته (البتّه حدود ١٢ نسخه از آنها در اين نوشتار مورد شناسايى قرار گرفته است) و حدود ٢٠ عنوان از نسخِ كتابخانه نيز به خطّ مؤلّفانِ اين آثار هستند. تاريخ كتابتِ دستِ كم ١١٠ دست نويس زير قرن ١٠ ق (سده ٦ ق, ٢نسخه, سده ٧ق, ٤نسخه, سده ٨ق, ١٥ نسخه, سده ٩ق, ٢٥ نسخه و سده ١٠ ق, در حدود ٦٠ نسخه) و كتابتِ باقى دست نويس ها نيز عمدتاً بين سده هاى ١١ تا ١٤ ق است. بيشترين تعداد نسخ موجود مربوط به الجامع الصحيح است كه بالغ بر ٦٤ نسخه مى گردد (ص ٧٢ ـ ٨٧) و بيشترين آثار مربوط به جلال الدين سيوطى است (١٥٢ اثر) و بيشترين نسخ موجود هم به فقه مالكى (حدود دويست اثر) اختصاص دارد و وجودِ اين نسخ و نسخِ خطّى فراوان ديگر كه به خطّ مغربى است, اين نكته را مى رساند كه بيشترين اين نسخ از كشورهاى شمال آفريقا, خصوصاً از تونس و مغرب به اين كتابخانه انتقال يافته اند. علاوه بر دو نسخه نفيس پيش گفته (كتابت ٥٧٨ ق), دست نويس هاى سده ٧ و ٨ق معرّفى شده در اين اثر, چُنين اند:
١. مجموعه مشتمل بر: الناسخ و المنسوخ فى القرآن, تأليف ابوالقاسم هبة اللّه بن سلامة بن نصر بغدادى ( م ٤١٠ ق), الملخّص فى الجدل تأليف ابواسحاق ابراهيم بن على بن يوسف فيروزآبادى شيرازى (م به سال ٤٧٦ق), أرجوزة فى التاريخ (من لدن آدم إلى خلافة المستعين باللّه العباسى) تأليف ابوالحسن على بن جهم بن بدر قرشى بغدادى (ق سال ٢٤٩ق), الشجرة فى افتراق الأمّة على ثلاثة و سبعين فرقة تأليف ابومحمّدبن أبى يعقوب, كتابت به خطّ نسخِ عمربن محمّدبن مضمون در سال ٦٢٣ق (ص ٢٢, ١٧٢, ٢٠٨ و ٦٩٧).
٢. تحصيل الأصول من كتاب المحصول, تأليف سراج الدين ابوالثناء محمودبن ابى بكربن احمد (م٦٨٢ق), كتابت به خطّ نسخ با تاريخ ٦٢٨هـ (ص ١٩٦ ـ ١٩٧).
٣. شرح منهاج الوصول إلى علم الأصول تأليف برهان الدين عبيداللّه بن محمّد فرغانى عبرى (م٧٤٣ق), كتابت به خطّ نسخِ محمّدبن سعدالدين سراى در سال ٧١٥ق (ص ٢٠٤ ـ ٢٠٥).
٤. الوافية فى شرح الكافية, تأليف ركن الدين حسن بن محمّدبن شرف شاه حسينى استرآبادى (م٧١٥ق), كتابت به خطّ نسخ عبدالرشيد در سال ٧٣٦ق (ص ٦١٢).
٥. مفتاح تلخيص المفتاح تأليف شمس الدين محمّدبن مظفّر خطيبى خلخالى (درگذشته حدود سال ٧٤٥ق), كتابت به خطّ سليمان بن احمد رومى در سال ٧٤٠ق در زمانِ حياتِ مؤلّف (ص ٥٥٨).
٦. جزء فيه من حديث القاضى جمال الدين أبى أحمد عبدالرحيم الأنصارى تأليف شهاب الدين ابوالحسين احمد بن عزالدين ايبك حسامى مشهور به ابن دمياطى (م ٧٤٩ق), كتابت به خطّ نسخ حمزة بن عمربن احمد هكارى در سال ٧٤٤ق در زمان حياتِ مؤلّف (ص ٨٨).
٧. الجامع الصحيح تأليف ابوعبداللّه محمّدبن اسماعيل بن ابراهيم جعفى بخارى (م ٢٥٦ق), كتابت به خطّ نسخ عمربن خليل تنوخى طائى در سال ٧٥٥ق (ص ٧٣).
٨. المجيد فى إعراب القرآن المجيد (ج١ ـ ٤) تأليف برهان الدين ابواسحاق ابراهيم بن محمّد قيسى سفاقسى مالكى (م ٧٤٢ق), كتابت به خطّ نسخ و تعليق ابوالنصر متولى (منوفى) در سال هاى ٧٥٨ ـ ٧٥٩ق (ص ١٧ ـ ١٨).
٩. التكميل فى معرفة الثقات و الضعفاء و المجاهيل (ج٩), تأليف عمادالدين ابوالفداء اسماعيل بن عمر ابن كثير بصروى دمشقى شافعى (م٧٧٤ق), كتابت به خطّ نسخ در سال ٧٧٤ق (ص ١٣٩).
١٠. الأمالى تأليف جمال الدين ابوعمرو عثمان بن عمر مالكى مشهور به ابن حاجب (م ٦٤٦ق), كتابت به خطّ مغربى در سال ٧٩٠ ق (ص ٥٦٨).
١١. ضياء القلوب (ج١), تأليف ابوالفتح سليم بن ايّوب رازى (م ٤٤٧ق), كتابت به خطّ نسخ در سال ٧٩١ق (ص ٤٠).
١٢. قواعد الأحكام فى إصلاح الأنام تأليف عزالدين ابومحمّد عبدالعزيز ابن عبدالسلام سُلمى شافعى (م ٦٦٠ق), كتابت به خطّ نسخ حسن بن على بن حسام سخاورى در سال ٧٩٣ق (ص ٣٤٧).
فهرست نگارى اين فهرست بر پايه ايجاز بنا شده و به نوعى مى توان آن را (فهرستِ نامگوى) يا (فهرست نيمه توصيفى) نام نهاد. بر اين اساس, هر نسخه به ترتيب داده هايى چُنينى دارد: ١. شماره ترتيب عناوين; ٢. نام اثر; ٣. شماره جلد; ٤ . مشخصات پديدآور و سال درگذشت او; ٥. سرآغاز و انجامه نسخه; ٦. نام كاتب; ٧.تاريخ كتابت; ٨. نوع خطّ; ٩. تعداد برگ ها; ١٠. تعداد سطور; ١١. اندازه جلد; ١٢ . گزارش مختصر درباره كيفيّت نسخه (بدون ذكر مشخّصات جلد); ١٣. منابع كتاب شناختى و نسخه شناسى; ١٤. شماره نسخه در گنجينه بر اساس رده بندى ديويى; ١٥. شماره ترتيبى ثبت و ١٦.شماره ميكروفيلم, و چنانچه اثرى هم دست نويس به چاپ رسيده باشد, پس از آن با قيد كلمه مطبوع مشخّص شده است. اگر نسخه ديگرى از اثر معرّفى شده در كتابخانه موجود باشد, بدون اينكه بر شماره ترتيب افزوده شود, صرفاً با رقم اعشار و عبارت (نسخة اُخرى) معيّن شده است.
در اين فهرست از منابع و فهارسِ لاتين كمتر بهره گرفته و در مواردى نادر هم از برخى فهرست هاى برخى كتابخانه هاى ايران هم استفاده شده است; چُنان كه از فهرستِ دست نويس هاى عربى شش جلدى كتابخانه آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى (ره) با عنوان اختصارى التراث العربى فى خزانة المرعشى! با عنوان منبع, ياد شده است (ص ٥٤٣ و ٦٨١). گفتنى است از آنجا كه در ذيل (نسخة اخرى) چون بنا بر عدم تكرار عبارات است, ليكن در اين مقوله چندان دقّت كافى صورت نگرفته و با اينكه عين عباراتِ آغاز و پايان نسخه ها يكى است, باز هم سرآغازها و انجامه هاى تكرارى مجدّداً آورده شده است (ص ١٣٦, ٤٤٢ ـ ٤٤٣).
با توجّه به دكترين حاكم بر كتابخانه هاى عربستان سعودى و عدم نگرش منطقى و معقول به مقولات علمى, طبيعى است كه بيشترين نسخِ معرّفى شده در اين نوع فهرست ها اختصاص به آثار اهل سنّت خواهد داشت. براى اهالى تحقيق و پژوهش ترديدى باقى نيست كه كتابخانه هاى حجاز, خصوصاً كتابخانه هاى شهر مدينه منوّره, از جمله مسجد شريف نبوى, مشحون از ميراث كهنِ شيعى هستند. براى نمونه, وقتى به فهرست هاى قديمى ـ پيش از حاكميّتِ وهابيّت ـ كتابخانه شيخ الاسلام عارف حكمت مى نگريم, صدها اثر شيعى را در آن مى يابيم, ليكن بنا به نگرش بسيار بسته و تبعيض آميز موجود در اين كشور, به مذهب حقّه اماميّه ـ كه پيروان راستين و حقيقى و به تعبير ديگر اهل سنّت واقعى حضرت محمّد مصطفى(ص) و اهل بيتِ عصمت و طهارت (ع) به شمار مى روند ـ مسئولان وهّابى و تنگ نظر اين كتابخانه ها امروزه حتّى از فهرست نگارى و ارائه داده هاى اوليّه آثار شيعى, در حدّ فهرست, سرباز مى زنند و چه بسا به آن مواريث كهن به ديده كتب ضالّه مى نگرند!
به هر تقدير و دليل, در اين فهرست جز تعدادى انگشت شمار, از كتب شيعى نامى از آن آثار به ميان نيامده است و شايد استدلال منطقى همان باشد كه بگوييم اين آثار عمداً معرّفى نشده اند; چنان كه براى نمونه, كسانى كه در سال هاى اخير, از نزديك اين كتابخانه را بازديد كرده اند, به چشم خود نسخه نفيسى از الكشكول مرحوم شيخ بهايى را در زير ويترينِ نمايشگاه كتابخانه مذكور مشاهده كرده اند كه باز مى بينيم در اين فهرست معرّفى نشده است! از فحواى كلام برخى مسئولان كتابخانه چنين برمى آيد كه در حين نقل و انتقال, برخى كتب مفقود شده اند; هر چند كه مفقود شدن اين آثار هم به نظر توجيهى بيش نيست! چگونه مى توان باور داشت, كوچك ترين رساله از محمّدبن عبدالوهّاب, بنيان گذار وهّابيت (ص ١٨٢, ١٨٤, ١٨٧, ٣٥٤, ٣٥٦ و…) يا آثارى در ردّ شيعه و روافض! (ص ١٦٣, ١٦٩, ١٧٦ و …) و ردّ تصوّف و ابن عربى (ص ١٦٨) دقيقاً معرّفى شده و اين فقدان و بليّه عمومى (فقدان), هيچ شامل اين نوع آثار نگرديده است!
از منظر ديگر, اگر از تشيّع هزار ساله جارى شهر مدينه منوّره, چشم پوشى كنيم, چگونه مى توان شهرى را كه حداقل ششصد سال تحت تسلّط حاكمان و شرفاى منصوبى از سوى امپراتوران عثمانى تصوّف گرا و صوفى مزاج, از نظر دور داشت; هزاران اثر صوفيانه كه در اين شهر تأليف يا استنساخ و در سرزمين وحى پراكنده شده اند, امروزه كجا نگهدارى مى شوند؟ ترديدى نيست كه سال هاست برنامه اى دقيق و سازمان يافته براى امحا يا حداقل اختفاى آثارى كه به نوعى در تعاريف رسمى وهابيت حاكم بر سياست هاى فرهنگى حجاز نمى گنجد, اجرا مى شود.
در اين فهرست حتّى به آثارى كه به نوعى با اهل بيت(ع) و فضايل آن بزرگواران مرتبط است, به ديده ديگرى نگريسته شده و حقيقتاً بسيار بعيد است كه مهبط وحى و خانه اهل بيت(ع), از حداقلّ اين نوع آثار برخوردار باشند. تعدادى انگشت شمار از اين آثار كه از سوى نويسندگان اهل سنّت در فضايل اهل بيت (البتّه با ديدگاه خاصّ و تعاريف عامّ اهل سنّت) تأليف شده, در اين فهرست به اجمال معرّفى شده اند كه برخى از آنها عبارت اند از:
١. إحياء الميّت بفضائل أهل البيت(ع), تأليف جلال الدين سيوطى (ص ٥٤ ـ ٥٥, ش ٤٢٦٤).
٢. جواهر العقدين فى فضل الشرفين, تأليف ابوالحسن سمهودى (ص ٤١١ ـ ٤١٢, ش ١٤٢٢ و ١٤٢٣).
٣. اسعاف الراغبين فى سيرة المصطفى و فضائل أهل بيته الطاهرين (ع), تأليف ابوالعرفان صبّان مصرى (ص ٤٩١).
٤. إسماع الصمّ فى إثبات الشرف من قبل الأمّ, تأليف ابوعبداللّه ضرير مراكشى (ص ٦٩٩).
٥. الرياض النضرة فى مناقب العشرة, تأليف محبّ الدين احمد طبرى (ص ٧٠٩ ـ ٧١٠).
٦. قرّة العينين فى فضل الزهراء و الحسنين (عليهم السلام), تأليف ناشناخته (ص ٤٣٦).
٧. عقود الدرّ النضيد فى بعض مناقب سيّدنا الحسين الشهيد(عليه اللسلام). تأليف محمّد صالح مشهور به كمال بن صديق (ص ٧١٢).
٨. قصّة مقتل الحسين (عليه السلام). تأليف ناشناخته (ص ٤١٣).
٩. نور العين اليمين فى مناقب سيّدنا على السجّاد زين العابدين (عليه السلام).تأليف عبدالباقى بن محمّد صالح شعاب مدنى (ص ٧٢١).
١٠. تلخيص البيان فى علامات مهدى آخر الزمان, تأليف علاء الدين متقى هندى (ص ١٦٤).
١١. القول المختصر فى علامات المهدى المنتظر (ع), تأليف ابن حجر هيتمى مكّى (ص ١٨١ ـ ١٨٢).
١٢. رسالة فى المهدى و عيسى بن مريم و…, تأليف جلال الدين سيوطى (ص ١٦٩).
١٣. النفحات الفارسيّة الزاهرة فى بعض مناقب الصحابى سلمان الفارسى, تأليف حسنين بن مصطفى غانم مدنى (ص٧٢٠).
ده ها اثر نيز از برخى متشيّعان همچون: ملا جلال الدين سيوطى ( در اكثر صفحات), ملاحسين كاشفى (ص ٧٣١), ميرسيد شريف جرجانى (ص ٢٢٢, ٤٧٦, ٥٢٤ و ٥٥٣), ميرزا جان باغنوى (ص ٥٤٥), عبدالرحمن جامى (ص ٥٩٩ ـ ٦٠٠), ابن الأبار اندلسى (ص ٦٧١ ـ ٦٧٢), احمدبن يوسف تيفاشى (ص ٦٢٤), ابوالطيب متنبى (ص ٦٦٢), راغب اصفهانى (٤٠٨ ـ ٤٠٩), داودبن عمر انطاكى (ص ٦٥١), شهاب الدين قضاعى اندلسى (ص ١٠٥), ابونعيم اصفهانى زيدى (ص ٧٠٧) و… معرّفى شده است. در اين فهرست همچنين معرفى تعداد انگشت شمارى هم از آثار بزرگان شيعه اثنى عشرى (اماميّه) آمده كه عبارت اند از:
١. ص ٤٤٨: نثر اللآلى من كلام أميرالمؤمنين على بن أبى طالب (عليه السلام), تأليف ابوعلى فضل بن حسن طبرسى (م ٥٤٨ق).
٢. ص ٥٤٣: حاشية الشيرازى على المولى عطام الدين فى الاستعارات, تأليف صدالدين محمّدبن ابراهيم قوامى شيرازى (م ١٠٥٠ق).
٣. ص ٥٤٤: حاشية اليزدى على شرح الخطايى, تأليف مولى عبداللّه بن حسين اصبهانى يزدى (م١٠١٥ق).
٤. ص ٦٦١: الحماسة, نظمِ ابوتمام حبيب بن اوس طائى (م٢٣١ق).
٥. ص ٦٧٧: الكافية البديعيّة فى المدائح النبويّة, تأليف صفى الدين عبدالعزيزبن سرايا بن على سنبسى طائى حلّى (م ٧٥٠ق).
٦. ص ٦٢٧: خلاصة الحساب, تأليف شيخ بهاء الدين محمّدبن حسين عاملى (م ١٠٣٠ق) كه پيشتر با عنوان رسالة فى الحساب از ناشناس معرّفى شده بود و در اين نوشتار اصلاح گرديده است.
چند اثر ذيل هم نيز به نظر مى رسد آثارى شيعى باشند; هر چند كه بايد تحقيق شود:
١. ديوان القدسى, نظم محمّدبن على بن محمدِ حسينى قدسى (م ١٠٠٨ق), به خطّ ناظم (ص ٦٦٢).
٢. جواهر الفرائض, تأليف ناشناس كه بر اساس مقدّمه, نويسنده آن بايد از اماميّه بوده باشد (ص ٢١٥). البّته جوهر الفرائض خواجه نصيرالدين طوسى كه نسخه اى از آن به شمار ٤٩ در مكتبه مرعشيّه معرّفى شده, نيست.
٣. منظومة فى الطبّ, نظم صادق بن كاظم رضوى (ص ٧٣٠).
جالب است بدانيم در فهرستى كه مرحوم محمّدتقى دانش پژوه در سال ١٣٤٦ ش از ٢٢ نسخه نفيس اين كتابخانه, در نشريه نسخه هاى خطّى معرّفى كرده, تعداد شش نسخه آن در اين فهرست معرّفى نشده است! كه عبارت اند از: ١. تفسير الخزرجى تأليف ابن الغرس; ٢. الحدائق فى أشرف الخلائق تأليف عبدالرحمن بن حميده; ٣. اعراب القرآن تأليف شيخ فارسى; ٤. منازل السائرين تأليف ابوبكر رازى; ٥. معالم الأيمان تأليف فخررازى و ٦. رباعيّات خيام (به خطّ مغربى در ٦٨ص) از جمله نسخى هستند كه در اين فهرست نشانى از آنها نمى يابيم و اين در حالى است كه چهل سال اين نسخه ها در آن كتابخانه موجود بوده است!
در اين كتابخانه صرف نظر از نفاست تاريخى برخى نسخ ـ كه پيشتر اشاره شد ـ چند اثر ارزشمند هم موجود است كه به نظر مى رسد براى اهل تحقيق و پژوهش جالب توجّه بوده باشد:
١. شرح المأئة مقالة لأميرالمؤمنين على بن أبى طالب (عليه السلام), شارح ناشناخته (ص ٤٢٩).
٢. قرّة العينين فى فضل الزهراء و الحسنين (عليهم السلام), تأليف ناشناخته (ص ٤٣٦).
٣. عقود الدرّ النضيد فى بعض مناقب سيّدنا الحسين الشهيد(عليه السلام), تأليف محمّد صالح مشهور به كمال بن صديق (ص ٧١٢).
٤. قصّة مقتل الحسين (عليه السلام): تأليف ناشناخته (ص ٤١٣).
٥. نورالعين اليمين فى مناقب سيّدنا على السجّاد زين العابدين (عليه السلام), تأليف عبدالباقى بن محمّد صالح شعاب مدنى (ص ٧٢١).
٦. النفحات الفارسيّة الزاهرة فى بعض مناقب الصحابى سلمان الفارسى, تأليف حسنين بن مصطفى غانم مدنى (ص٧٢٠).
٧. فهرست القصرى, تأليف على بن قاسم بن على بن زيد شريف مغربى قصرى (درگذشته بعد از سال ١١٨١ق) به خطّ مغربى (ص ١٤٦).
٨. فهرست الرصاع, تأليف ابوعبداللّه محمّدبن قاسم انصارى تلمسانى تونسى مشهور به رصاع (م٨٩٤ق), به خطّ مغربى (ص ١٤٥ ـ ١٤٦).
بايد افزود با اينكه اين فهرست به روش گروهى و با بهره گيرى از فهرست نگاران نامى و شهير در طى زمانى طولانى تنظيم شده, قاعدتاً مى بايست با حداقلِّ عناوين ناشناخته و يا مجهول المؤلّف مواجه مى شد. به هر تقدير, نگارنده سطور الحمدللّه موفّق شد با بهره گيرى از برخى فهارس و منابع, اجمالاً تعدادى انگشت شمار از صدها دست نويسِ ناشناخته اين فهرست را مورد شناسايى قرار دهد يا نسخه اى از آن ارائه دهد. فهرست نويافته ها چُنين هست:
١. ص ١١: رسالة فى فضل القرآن, مؤلّف ناشناس. اين اثر التيسير فى علم التفسير تأليف محمّد بن سليمان كافيجى حنفى است (ر.ك: كشف الظنون, ج١, ص ٥٢٠).
٢. ص ١٧٧: عقيدة الإيمان, مؤلّف ناشناس. اين اثر واسطة السلوك تأليف محمّدبن عبدالرحمن بن على جوطى است (ر.ك: فهرست ابن يوسف, مراكش, ص ١٧٢).
٣. ص ٢٠٤: شرح فصول الحواشى لأصول الشاشى, شارح ناشناس. اين اثر الأنوار فى أصول الفقه, تأليف عبيداللّه بن عمر دبوسى حنفى است (ر.ك: كشف الظنون, ج١, ص ١٩٦). در ضمن كلمه مولينا(!) هم در سرآغاز نسخه, با توجّه به سرآغاز نسخه ديگر (المؤمنين) است!
٤. ص ٦٢٧: رسالة فى الحساب, مؤلّف ناشناس. اين اثر خلاصة الحساب تأليف شيخ بهايى, بهاء الدين محمدبن حسين عاملى(م ١٠٣٠ق) است (ر.ك: فهرست كتابخانه آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى, ج١, ص ٥٤ ـ ٥٥).
٥. ص ٦٦٣: رسالة فى رحلة مضاغة نثراً و نظماً, مؤلّف ناشناس. اين اثر قاعدتاً بايد مقامة الورغمى فى تونس, تأليف محمّدبن احمد ورغمى تونسى (م١١٩٠ق) باشد (ر.ك: فهرس المخطوطات المصوّرة فى معهد المخطوطات العربيّة فى القاهرة, الادب, ج١, ص ٣١٧).
٦. ص ٦٧٦: قصيدة فى مدح و نصح أحد الملوك, ناظم ناشناس. اين اثر قصيدة هائيّة از قاسم بن محمّد حاتمى مالقى قاضى است (ر.ك: فهرست ابن يوسف; مراكش, ص ٣٥١).
٧. ص ٧٢٧: رسالة فى الصرف, مؤلّف ناشناس. اين اثر صرف بهايى (يا) صرف هوايى نام دارد كه در منابع و مصادر به سه نفر: شيخ بهايى (ر.ك: فهرست مشترك پاكستان, ص ١٣, ص ٢٦١١), صالح بخارايى سمرقندى متخلّص به ندايى و عصام الدين ابراهيم اسفراينى نسبت داده شده است و نسخه اى از آن هم در كتابخانه آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى به شماره ١٤/ ١٢٧٥٦ با نگارنده اى ناشناخته معرّفى و گفته شده همراه صرف مير و ميران الصرف و چند رساله ديگر در سال ١٣٨٠ق در هند به چاپ رسيده است (ر.ك: فهرست مرعشيّه, ج ٣٢, ص ٤٢٦).
٨. ص ١٧٩: فصل فى حكايات و كرامات عن الصالحين, مؤلّف ناشناس. به نظر مى رسد اين اثر از عبدالرحمن ابن الجوزى بوده باشد كه البتّه به تحقيق بيشترى نياز دارد.
٩. ص ٤٢٩. شرح المائة مقالة لأميرالمؤمنين على بن أبى طالب (عليه السلام), شارح ناشناس. نسخه ديگرى از آن اثر در كتابخانه ظاهريّه در دمشق با عنوان كلمات الإمام على (كرّم اللّه وجهه), از ناشناس موجود است (ر.ك: فهرس الظاهريّة, الادب, ج١, ص ٣٣٧).
١٠. ص ٦٣٨: مقدّمة مختصرة فى معرفة استخراج أعمال الليل و النهار, مؤلّف ناشناس. اين اثر الربع المجيّب است كه نسخه ديگرى از آن در كتابخانه آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى به شماره ٣/ ٨٠٩٠ با نگارنده اى ناشناس (در يك مقدّمه و ١٧ باب و يك خاتمه) موجود است (ر.ك: فهرست مرعشيّه, ج٢١, ص ٩٢ ـ ٩٣).
١١. ص ٧٢٨, ش ١٦٨٦: رسالة فى الفرائض, مؤلّف ناشناس. اين اثر ترجمة فرائض السجاوندى از مترجمى ناشناس است و نسخه هاى ديگرى از آن در كتابخانه آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى ذيل شماره هاى ١٤٩٠ و ٧٦٧٠ موجود است كه نگارنده سطور در فهرست نسخ تركى كتابخانه آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى (ج١, ص ٥٧ ـ ٥٨) معرّفى كرده است.
١٢. ص ٧٢٨, ش ١٦٨٧: رسالة فى الفرائض, مؤلّف ناشناس. اين اثر هم در واقع نسخه ديگرى از همان ترجمه فرائض السجاوندى پيش گفته است, كه به جهتِ كثرتِ نسخ آن, برخى اختلافات جزئى در سرآغاز نسخه هاى آن اثر, حادث شده است و با اينكه هر دو يك كتاب اند, از عجايب است كه در اين فهرست يكى به زبان فارسى و ديگرى به زبان تركى معرّفى شده است!
على رغم دقّت, كنترل و نظارت گسترده اى كه در انتشار اين فهرست از سوى اولياى امر به عمل آمده است, باز برخى اغلاط معنوى و اشتباهات چاپى نيز در آن راه يافته است كه برخى از آنان چنين اند:
١. ص ١٦٣, س١, س٩: (الاشرق قايتباى) كه صحيح آن (الأشرف) است.
٢. ص ٤٣٠, س ٢, س٢: (اسحاق بن حسين…) كه صحيح آن (اسحاق بن حسن التوقادى الزنجانى المتخلّص بـ رضائى) است.
٣. ص ٧٢٥, س١, س٥: (سباس اول تنكربه كيم كريدمدد عضمدد…) كه صحيح آن (سپاس اول تنگريه كيم كريدمدر عظميدر…) است.
٤. ص ٧٢٦, س١, س١: (بلخ, هى مدينة مزار شريف بأفغانستان حالياً) كه صحيح نيست!
٥. ص ٧٢٧, س١, س ١١: (امّا بعد حمد و ثنا مر حضرت واجل الوجود…) كه بيان شده به زبان اردو است! با توجّه به عبارات فارسى سرآغاز و انجامه, صحيح آن (زبان فارسى) است و حداكثر اينكه اثر به زبان هاى فارسى و اردو (دو زبانه) است.
٦. ص ٧٢٧, س٢, س٢٨: (اللغة التركيّة) كه صحيح آن (اللغة الفارسيّة) است.
٧. ص ٧٢٨, س١, س٨: (تنفيز وصايا) كه صحيح آن (تنفيذ وصايا) است.
٨. ص ٧٢٨, س١, س ١٣: (اللغة الفارسيّة) كه صحيح آن (اللغة التركيّة) است.
٩. ص ٧٢٨, س٢, س ١٥: (اللغة التركيّة) كه صحيح آن (اللغة الفارسيّة) است.
١٠. ص ٧٥٠, س٢, س٤: (صادق بن كاظم الرضوى ١٦٩٧) كه صحيح آن ١٦٩٥است.
در فهرست هاى پايانى, خصوصاً فهرس المؤلّفين برخى موارد ارجاعى و مدخل ها از قلم تنظيم كننده آن افتاده است. براى نمونه: الحسينى (ص ٦٦٢), الرضوى (ص ٧٣٠), الإصبهانى (ص ٥٤٤و ٧٠٧), الشيرازى (ص ٥٤٣ و ٥٤٥), الحلّى (ص ٦٧٧), الخوارزمى (ص ٥٢١ و ٥٨١), الاسترآبادى (ص ٦١٢), الجرجانى (ص ٢٢٢ و ٦٤٩)و… و از عجايب است كه اغلبِ مدخل هاى از قلم افتاده, مربوط به دانشمندان ايرانى است!
نكته نهايى اين نوشتار اينكه برخى رساله هاى خُرد و كوچك در ضمن مجموعه ها بوده كه قاعدتاً مى بايست بيشتر آنها در اين فهرست, به نحو مستقلّى معرّفى مى شد, ليكن به ذكر كلمه اى در پايان نسخه ها بسنده شده است. برخى از اين رسائلى كه از قلم فهرست نگاران گروهى آن به دور مانده است, چُنين اند:
١. ذكر طائفة من الخوارج البغاة يقال لهم الشيمانيّه و فتك مراد باشا بهم سنة ١٠١٦هـ (ص ٣٤, ذيل ش ٣٥٧٥).
٢. نشأة علم النحو من ألفيه شعبان الغربى (ص ٤٨, ذيل ش ٣١٧٤).
٣. فوائد متفرّقة بخطوط غير واضحة فى ٥ ورقات (ص ٦٣, ذيل ش ٤١٠١).
٤. فوائد مجموعة من كتب مختلفة فى ٤ ورقات (ص ٧١, ذيل ش ٣٢٤٩).
٥. تاريخ تونس فى عهد حسين باى فى ٨ ورقات (ص١١٩, ذيل ش ١٤٤٣).
٦. رسالة فى فضل كتاب الشفاء (ص ١١٩, ذيل ش ١١٦٧).
٧. بعض أبيات عن النساء (ص ١٤٧, ذيل ش ٣٦١٥).
٨. بعض الفوائد و الفتاوى فى ٤ ورقات (ص ١٥٤, ذيل ش ٣٥٢٥).
٩. مسالك الحنفاء فى والدى المصطفى (ص) تأليف جلال الدين سيوطى (ص ١٦٢, ذيل ش ٣٢٥٦).
١٠. رسالة لأحمد زينى دحلان يجيز مسموعاته اللشريف محمّد الحبيب التونسى (ص ١٨٨, ذيل ش ٣٢٠٩).
١١. فتوى فى ذبح الدجاج لمحمّد بن محمّدبن ناصر الدرعى المتوفّى سنة ١٠٨٥هـ (ص ٢٤٤, ذيل ش ٣٢٤٣).
١٢. رسالة فى فضل الرمى (ص ٣٣١, ذيل ش ٣٦١٩)
١٣. بعض الأبيات فى الفقه و الأصول (ص ٣٣٧, ذيل ش ٣٠٢٣).
١٤. جداول فى المواريث تأليف ابومحمّد المسيلى (ص ٣٣٧, ذيل ش ١٣٨٦).
١٥. مناظرة لأبى حنيفة مع دهرى (ص ٤٣٠, ذيل ش ١٤٣١).
١٦. قصيدة فى مناجاة اللّه عزّوجلّ (ص ٤٣٥, ذيل ش ٣٥٥٧).
١٧. بعض أبيات شعريّة متفرّقة (ص ٥٣٠, ذيل ش ٣٦١٠).
١٨. تكميل المثلث للفقيه محمودالفاسى (ص٥٣٠, ذيل ش ٤٠٨٤).
١٩. مناقب لبعض أولياء مدينة تونس (ص ٥٧٨, ذيل ش ٣٢٩١).
٢٠. تعليقات من حكم أفلاطون (ص ٦٨١, ذيل ش ٣٣٣٠).
٢١. منتخب آداب المريدين لضياء الدين سهروردى توفى سنة ٥٣٦هـ (ص ٦٩٧ ـ ٦٩٨, ذيل ش ٣٨٩٨ كتابت نسخه ٦٢٣هـ).
٢٢. قصيدة لعبدالقادر الجيلانى توفى سنة ٥٦١ هـ (ص ٧٢٥, ذيل ش ٤٢١٥).
٢٣. شرح لاسماعيل بن على الافى الباجانى لسؤال العلامة برهان الدين منظوماً (ص ٧٢٨, ذيل ش ٤٠٧١).
پايان سخن اينكه در اين فهرست از يك شخصيّت تاريخى و سترگ به نام سيّد عثمان بن محمّد بن عثمان فلاّنى مشهور به ابن فودى (طن فوديو= دان فوديو=بن فوديو) در گذشته به سال ١٢٣٣ق نام برده شده و يك رساله از او با عنوان طريق الجنّة (ص ٤٣٠ ـ ٤٣١), معرّفى شده است كه در زمان حيات وى در سال ١٢٠٣ق به خطّ مغربى نگارش يافته و همچنين دو رساله هم از فرزند شهير وى, محمّد بل بن عثمان ابن الفودى (م١٢٥٣ق) با عنوان الجوال الاوّل و الثانى لنجل القائم بالسودان للفقيه الكانمى (ص ١٦٥) معرّفى شده است.
بايد افزود ابن فودى رهبر مبارزات اسلامى آفريقا بوده كه در سال هاى آغازين سده ١٩ ميلادى ده ها سال حكومتى اسلامى با مبانى قاديانى, در مناطقى مانند نيجريه ايجاد كرد. بعد از وى فرزندان وى راه او را ادامه دادند. ابن فودى از سادات بنى فلاّن شمال آفريقا و علاقه مند و محبّ اهل بيت عصمت و طهارت(ع) است كه بر اساس شنيده ها مرحوم آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى هم شجره آنها را تأييد كرده است. ابن فودى خود از شخصيّت هاى برجسته تاريخى است كه به تنهايى داراى بيش از دويست اثر ارزشمند است كه در آنها به مقولاتى مانندِ: توسّل به اهل بيت (عليه السلام), نقد و ردّ وهّابيّت, صوفيه و عقايد قاديانى و… پرداخته است.كمتر كتابخانه اى را مى توان در شمال آفريقا, خصوصاً كشورهاى مالى, نيجريه, نيجر, موريتانى و… يافت كه فاقد آثارى از ابن فودى باشد. نگارنده سطور در سال ١٣٧٦ ـ ١٣٧٧ ش يك كتاب شناسى توصيفى از آثار دست نويس ابن فودى, اين مصلح سترگ شمال آفريقا, تهيّه كرده كه تاكنون منتشرنشده است. با تأسّف بايد گفت كه اين شخصيّت تأثيرگذار تاريخى, در ايران اسلامى كاملاً ناشناخته مانده است; چُنان كه براى مثال در دانشنامه جهان اسلام ـ كه بيشتر به موضوعات مربوط به جهان اسلام مى پردازد ـ و يا دائرة المعارف بزرگ اسلامى, از نظر دور مانده است و اين در حالى است كه در آن آثار, به موضوعاتِ بسيار ريزى, نيز پرداخته شده, ولى مدخل بسيار مهمّى همچون مدخل بن فوديو يا ابن فودى, مورد غفلت محققان و مقاله نويسان آنها قرار گرفته است! واللّه ولى التوفيق.