آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١
امام معيار كرامت
يكم:
خداوند انسان را آفريد و او را برترى بخشيد و در سنجش با ديگر پديده ها و موجودات در گستره هستى او را در جايگاهى بلند و مرتبتى عظيم قرار داد و قرآن كريم بدين سان از اين مكانت عظيم سخن گفت: (و لقد كرّمنا بنى آدم; و به راستى ما فرزندان آدم را ارجمند داشتيم).
خداوند انسان را ارجمند داشته, به خردِ راهنما و انديشه جهت گزين و تفكّر والاى بازنمايِ سره از ناسره.
او را كرامت بخشيده, به قامت موزون, سلطه بهره گيرانه او از تمامت هستى و تصرف آگاهانه او بر نعمت ها و دهش هاى الهي…
او را برتر داشته, به راهيابى او به نيروى خرد و بهره ورى از رهنمود هاى اجرايى الهى و بازشناسى حق از باطل و رهيدن از تنگناها در زندگى و گزيدن كشتى نجات و استوار گشتن بر امواج و جَستن از هنگامه هاى دشوارِ غرقاب و رسيدن به ساحل نجات و….
انسان گرامى شده است با داشتن روحى لطيف, عاطفه اى مهرورزانه, جانى مشتعل و روانى ناب و….
اينها و جز اينها را بايد موارد و مصاديقى تلقى كرد كه مفسران در تفسير اين آيت الهى رقم زده اند (الميزان, ج١٣/ ١٥; فى ظلال القرآن, ج٤/; التحرير و التنوير, ج٨ (ج١٥) ١٢٤ به بعد; نمونه, ج١٢/ ١٩٧ به بعد; تفسير راهنما, ج١٠/ ١٨٨, …)
و گرنه گراميداشت انسان و تكريم آدم بر آنچه بر بسيط زمين و گستره هستى و دراز ناى زمان شكل گرفته است, فراتر از اين همه و آن همه است; و نيز بر آنچه ياد شد, بايد افزود اختيار و گزينش گرى انسان و بر اين پايه تأكيد آموزه هاى الهى بر اينكه اين مدال افتخار, انسان را از آنچه در اساس رقم خورده است, برتر خواهد آورد و به جايگاهى والاتر از آنچه در بنياد آفرينش او رقم خورده است, تواند رساند كه: (ان اكرمكم عندالله اتقكم… ).
بر پايه اين آموزه الهى پس از به فرجام نشستن (فاعليت الهى در فعل اكرام و افضال),اين انسان است كه قابليت خود را در پذيرش و چندى و چونى آن رقم مى زند, و هر چه تقواى الهى را فراتر مى آورد, كرامت و منزلتش بيشتر اوج مى گيرد; چرا كه انسان بيشترين زمينه ها, امكانات, خلاقيت ها, ابتكارها و روش ها را در رسيدن به اوج كرامت و قلّه هاى شرف و رادى در اختيار دارد كه چون بدان توجه كند و از آن به درستى بهره گيرد, (رسد به جايگاه و مكانتى كه به جز خدا نبيند) .
لقد خلقنا الانسان فى احسن تقويم… (ر. ك: ( آوردگاه طف, در آينه قرآن), آينه پژوهش, شماره٧٨ـ٧٧, ص٨٢ و اكنون در (آفاق تفسير) مقاله ياد شده). بر اين همه بايد افزود سخن بلند خداوند جلّ و علا و تبارك و تعالى شأنه بهنگام آفرينش انسانى كه فرمود: (فتبارك الله احسن الخالقين).
و اين آفرينش بى بديل و (صُنع فاخر) و خلقت ستايش برانگيز را ستود و با اين ستايش جايگاه بس والايى بر انسان رقم زد. اين همه اندكى است از آنچه از آموزه هاى الهى ـ قرآنى و نبوى و ولوى ـ در كرامت انسان و جايگاه ويژه و مكانت بى بديل او در آفرينش آمده است. انسان در نگاه اين آموزه ها, بس بزرگ, ارجمند , عزيز و فرازمند است, و بدين سان ناديده انگاشتن اين جايگاه, شكستن عزت انسان و ضربه پذير ساختن كرامت او و بى توجهى به عظمت و جلالت او ـ كه خليفه الهى اوست و مالاً ـ ناپذيرفتنى. و چنين است كه رسول الله(ص) در آخرين پيام و خطابه بلند و ارجمند و هدايتگر و روشنى بخش و سپيدى آفرينش,(بر كبر و نخوت و كبريايى جاهلانه خط بطلان كشيد و بر حرمت انسان و كرامت او و حفظ آبرو و حيثيت او و حراست از شأن انسانى او تأكيد ورزيد).
اكنون و در اين مقام, مجال گستراندن سخن نيست تا اندكى از نصوص بسيار و روايات و نقل هاى فراوان و آموزه هاى ارجمند اسلامى و حقايق آفتابگون نبوى و ولوى را درباره انسان و عظمت و ارج او بازگوييم, اما از تأكيد بر اين نكته نمى توانيم تن بزنيم كه اسلام دينى است انسانى, و آموزه هاى آن يكسر در بركشيدن انسان و ارج نهادن به او و عظمت بخشيدن به شخصيت او و تأكيد بر حراست از آبروى اوست و اين تعاليم در جهت حفط حيثيت و مكانت اجتماعى, سياسى و فرهنگى انسان بى نظير است.
دوم:
اگر حضرت امام خمينى (رضوان الله تعالى عليه) را در روزگار معاصر مهم ترين و نقش آفرين ترين و استوارگام ترين مصلح در جهت بركشيدن انسان و هويت بخشيدن به او و هوشمندترين مصلحان در جهت مبارزه با خودباختگى و وارفتگى انسان بدانيم كه فرياد بيدارى و هوشيارى و بازيابى جايگاه والاى لگدمال شده بشريت, و (عزّت مغصوب) و (حرمت و شخصيت مصلوب) انسان را فراز آورده است, يقيناً گزافه نگفته ايم.
حضرت امام(ره) از همان آغازين روزهاى حركت و فرياد عليه ستم و جباريت زمان بر شأن انسان و حفظ حرمت و حراست از كرامت او تأكيد كرد و هجوم عليه كرامت انسان و يورش بر شكستن عظمت او را از سوى حاكميت مزدور روزگار برنتابيد و فرياد برآورد و همگان را به قيام عليه جباريت روزگار و رها شدن از ستم و زورگويى فراخواند, و بر اين نكته تأكيد ورزيد كه حماسه شرر افكن روحانيت و مردم عليه اسارت, بى بند و بارى, شكسته شدن و حرمت انسان و حفظ و حراست از استقلال, آزادى و كرامت انسان است. سخنرانى هاى شكوهمند و عظيم امام در آن روزگاران سياه و خفقان زده سرشار است از آنچه آمد, و پس از آن نيز هماره تا واپسين روزهاى حيات آن (انسان بزرگ) و فريادگر آزادى, عزت, كرامت و حرمت انسان, توجه به انسان و حرمت و عزت او, از جمله سرفصل هاى روشن و افتخار آفرين آموزه هاى آن پيشواى بى بديل است. اكنون سزامند است بخش هايى از سخنرانى تاريخى و شورآفرين وحماسه ساز امام را در مخالفت با (كاپيتولاسيون) و رسواسازى طرح هاى اسارت بار عليه امت اسلامى را بياوريم كه ياد آور فريادهاى پيشوايان الهى در جهت آزادى انسان و جباريت هاى روزگاران است در گذرگاه تاريخ:
من تأثرات قلبى خودم را نمى توانم اظهار كنم. قلب من در فشار است. اين چند روزى كه مسائل اخير ايران را شنيده ام, خوابم كم شده است [گريه حضار]. ناراحت هستم [گريه حضار]. قلبم در فشار است[گريه حضار]. با تأثرات قلبى روزشمارى مى كنم كه چه وقت مرگ پيش بيايد [گريه شديد حضار]. ايران ديگر عيد ندارد[گريه حضار]. عيد ايران را عزا كرده اند[گريه حضار]; عزا كردند و چراغانى كردند[گريه حضار]; عزا كردند و دسته جمعى رقصيدند[گريه حضار]. ما را فروختند, استقلال ما را فروختند, و باز هم چراغانى كردند; پايكوبى كردند. اگر من به جاى اينها بودم اين چراغانى ها را منع مى كردم; مى گفتم بيرق سياه بالاى سر بازارها بزنيد[گريه حضار]; بالاى سر خانه ها بزنيد; چادر سياه بالا ببرند, عزت ما پايكوب شد; عظمت ايران از بين رفت; عظمت ارتش ايران را پايكوب كردند….
آقا, من اعلام خطر مى كنم! اى ارتش ايران, من اعلام خطر مى كنم! اى سياسيون ايران, من اعلام خطر مى كنم! اى بازرگانان ايران, من اعلام خطر مى كنم! اى علماى ايران, اى مراجع اسلام, من اعلام خطر مى كنم! اى فضلا, اى طلاب, اى مراجع, اى آقايان, اى نجف, اى قم, اى مشهد, اى تهران, اى شيراز, من اعلام خطر مى كنم! خطردار است. معلوم مى شود زير پرده ها چيزهايى است و ما نمى دانيم. در مجلس گفتند نگذاريد پرده ها بالا برود! معلوم مى شود براى ما خواب ها ديده اند! از اين بدتر چه خواهند كرد؟ نمى دانم, از اسارت بدتر چه؟ از ذلت بدتر چه؟ چه مى خواهند با ما بكنند؟ چه خيالى دارند اينها؟ اين قرضه دلار چه به سر اين ملت مى آورد؟ اين ملت فقير[پس از] ده سال, هشتصد ميليون تومان نفع پول به امريكا بدهد؟ در عين حال ما را بفروشيد براى يك همچون كارى؟!…
رجال سياسى ما, صاحب منصب هاى بزرگ ما, رجال سياسى ما, يكى بعد از ديگرى را كنار مى گذارند! الآن در مملكت ما به دست رجال سياسى كه وطن خواه باشند, چيزى نيست. در دست آنها چيزى نيست. ارتش هم بداند, يكى تان را بعد از ديگرى كنار مى گذارند, ديگر براى شما آبرو گذاشتند؟ براى نظام شما آبرو گذاشتند كه يك سرباز آمريكايى بر يك ارتشبد ما مقدم است؟! اگر من بودم استعفا مى كردم. اگر من نظامى بودم, استعفا مى كردم; من اين ننگ را قبول نمى كردم. اگر من وكيل مجلس بودم استعفا مى كردم…. (نهضت امام خمينى, ج١, ص١٠٣٤ ـ ١٠٣٧).
اين همه برخاسته از قلبى بيدار, تفكرى بلند, انديشه اى سرشار از حقايق والاى الهى و روحى آكنده از عزت مدارى است. بدين سان امام بزرگ ترين پرچمدارى آزادى, كرامت, عزت انسان وحراست از جايگاه والاى (خليفه الهى) او و پرشورترين فريادگر عليه (عزت مصلوب) و (كرامت مغصوب) انسان است در اين روزگار.
راستى را اين سخنرانى و همگنان آن, از اسناد شكوهمند و هيجان بار اسلام, روحانيت و نشانگر اوج تعالى تفكر دينى و انديشه روحانى و بيانگر ايستادن ـ آن عزيز از دست رفته ـ بر قلّه كرامت, آزادى, هوشمندى, رادى و فضيلت است.
سوم:
اكنون در آستانه هجدهمين سال پرواز آن روح منوّر و جان مطهر به سوى (مينوى) و ملكوت شيفتگان انديشه امام, و علاقه مندان به آموزه هاى والا, سپيدى آفرين و عزت آفرين آن پيشواى برنا دل ـ كه رضوان الهى جايگاهش باد ـ آهنگ آن كرده اند كه با تشكيل مجمعى فاخر با عنوان (همايش امام خمينى و قلمرو دين با موضوع كرامت انسان) و فراخوانى از فرهيختگانى از (قبيله قلم) انديشه هاى آن بزرگوار و آموزه هاى اسلام عزيز را درباره انسان و كرامت او برنمايانند., بانيان آينه پژوهش ـ كه بى گمان چونان بسيارى از كسانى كه به واقعِ صادق روزگاران و چه و چه هاى آن آگاهند; خود را در قلمى كه مى زنند و سخنى كه مى گويند و حقايقى كه بر بنان و بيان جارى مى سازند, وامدار آن بزرگمرد بى بديل تاريخ معاصر و حركت الهى و انقلابى عظيمش مى دانند, و كرامت به دست آمده اين امت را فرايند فريادهايى شكوهزاد و آموزه هاى عزت آفرين آن پيشواى الهى تلقى مى كنند ـ سزامند چنان دانستند كه شماره اى را ويژه موضوع ياد شده كنند و مجموعه اى را بدان محفل فخيم ارمغان آورند. دوست, همكار و همراه و همدل عزيزم حضرت دكتر كاظم قاضى زاده را سپاس مى گويم كه با دعوت از بانيان مجلّه و نيز يارى هاى بى دريغ براى تدوين اين مجموعه ما را رهين همكارى و به حضور در اين حركت ارجمند و فرهنگى مفتخر كردند.
و اكنون و پيشتر از آن كه خامه بر زمين نهم, از خداوند توفيق فهم آموزه هاى قرآن و اسلام و امام عزيز را در آنچه ياد شد, بخواهيم و پس از فهم بر همگان توفيق تحقق عينى و متبلور ساختن آن همه را در صفحه ذهن و صحنه زندگى از خداوند كارساز بنده نواز طلب كنيم. انه قريب مجيب.
و الله من وراء القصد
آينه پژوهش