آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤

اخبار


درگذشتگان
آيت اللّه العظمى تبريزى
چراغ فروزان فقاهت شيعه و چشم بيدار و نگاهبان هوشيار تشيع, مرجع عاليقدر حضرت آيت اللّه العظمى ميرزا جواد تبريزى, يكى از اختران تابان آسمان مرجعيت بود.معظم له, به سال ١٣٤٥ ق/ (١٣٠٥ش) (, در تبريز زاده شد. تحصيلات علوم جديد را تا سال دوم دبيرستان به پايان رسانيد و به شوق فراگيرى علوم دينى, در ١٨ سالگى (١٣٢٢ش), به مدرسه طالبيه رفت به مدرسه طالبيه رفت و ادبيات و سطوح را نزد حضرات آيات: شيخ كاظم تبريزى (جامع المقدمات) , سيد مرتضى شبسترى (منطق و مطول), ميرزا فتاح شهيدى و شيخ حسين شنب غازانى (سطوح متوسطه) فرا گرفت, سپس در سال ١٣٢٥ ش, رهسپار حوزه علميه قم شد و پس از تكميل سطوج عاليه نزد استادانى مانند آيات: حاج ميراز حسن تيلى ( ظنّ رسائل), ميرزا احمد كافى تبريزى (برائت و اشتغال), آيت الله گلپايگانى (بخشى از كفايه) و حاج ميرزا على زنوز, به درس خارج آيات عظام: آقاى بروجردى, حجت كوهكمرى و سيد محمد محقق داماد حاضر شد و بهره هاى فراوان برد.و ادبيات و مقدارى از سطوح را همراه با دوست دانشمندش آيت اللّه حاج شيخ جعفر سبحانى نزد آيت الله ميرزا فتاح شهيدى, و شيخ حسين شنب غازانى و مرحوم آيت اللّه شيخ كاظم تبريزى فرا گرفت. سپس در سال ١٣٢٥ش, رهسپار حوزه علميه قم شد و پس از تكميل سطوح عالى نزد استادانى مانند: مرحوم آيت اللّه مرعشى نجفى و آيت اللّه ميرزا احمد كافى الملك تبريزى, به درس آيات عظام: آقاى بروجردى, حجت كوهكمرى و مرحوم ميرزا على زنوزى حاضر شد و بهره هاى فراوان برد و علاوه بر تحصيل, به تدريس سطوح نيز پرداخت و از طرف آيت اللّه بروجردى به عنوان ممتحن حوزه برگزيده شد. در سال ١٣٣٤ش, به نجف اشرف مهاجرت كرد و با جدّيت و كوشش فراوان به درس هاى آيات عظام: سيد عبدالهادى شيرازى, سيدابوالقاسم خويى و ميرزا باقر زنجانى حاضر شد و بيش از همه, به آيت اللّه خويى دل بست و لحظه اى از درس هاى فقه, اصول و تفسير معظم له غافل نشد و مورد توجه فراوان استادش قرار گرفت; چنان كه از اصحاب مجلس استفتاى ايشان به شمار مى رفت و در سفر و حضر, ملازم معظم له بود. وى علاوه بر تحصيل, به تدريس سطوح (كفايه و مكاسب) اشتغال داشت و گروه بسيارى از فضلاى نجف به درس او حاضر مى شدند و در ايام محرم و ماه رمضان نيز به تبليغ دين و مذهب در شمال عراق (كركوك) مى پرداخت و بسيارى از مردم را به تشيع رهنمون ساخت.
آيت اللّه تبريزى در سال ١٣٥٥ ش به علت فشارهاى رژيم بعث بر ايرانيان, پس از ٢٣ سال اقامت در نجف اشرف, به قم بازگشت و به تأليف و تدريس و تربيت هزاران نفر از فضلا و علما پرداخت و درس فقه معظم له, در ساليان اخير يكى از پررونق ترين درس هاى حوزه علميه قم بود.
ايشان در طول نهضت اسلامى, در صف اول مبارزه با رژيم شاه بود و نامش در ذيل اعلاميه هاى علما و اساتيد حوزه علميه قم ديده مى شد ( از جمله اولين امضا در محكوميت فاجعه تبريز در ٢٩ بهمن ١٣٥٧و دومين امضا در محكوميت فاجعه قم در ١٩ دى ١٣٥٦ مربوط به ايشان است). در طول دفاع مقدس, همراهى ايشان با رزمندگان و شركت در تشييع پيكرهاى پاك شهدا مشهود همگان بود. فروتنى, زهد و ساده زيستى, نظم در زندگى و عشق و دلدادگى به اهل بيت عصمت و طهارت در زندگى اش نمايان بود. بر احياى امر ائمه اطهار(ع) و عزادارى حضرت زهرا (س) و ايام فاطميه پاى مى فشرد و در روز شهادت حضرت زهرا (س) با پاى برهنه و با چشم گريان, در هيئت عزادارى حاضر مى شد و براى عرض تسليت به حرم مطهر حضر فاطمه معصومه (س) مى رفت. در مقابل كژى ها و سخنان باطل مى ايستاد و بدون ملاحظه احدى, موضع گيرى مى نمود و از ارزش ها و مبانى تشيع, سرسختانه حمايت مى كرد.
فقيد سعيد تمام وقت و زندگى اش را به تدريس و تأليف گذرانيد و بدون فوت وقت و با گذشتن از رفاهيات زندگى, چه در ايام تحصيل و چه در ايام تعطيل, درس داد و شاگرد تربيت كرد و نگاشت و به بحث و مذاكره علمى پرداخت. او به غير از درس هاى عمومى فقه و اصول, درس خصوصى هم در منزل براى فضلا داشت كه در ايام تابستان هم ادامه مى يافت و بقيه وقت خود را به مطالعه و پاسخ به استفتائات و تحقيق و تأليف در فقه, اصول, رجال, كلام و عقايد مى گذراند.
تأليفات معظم له عبارت اند از:
١. ارشاد الطالب (تعليقه بر مكاسب ـ ٤ج);
٢. صراط النجاة (پاسخ به استفتائات ـ ٦ج);
٣. دروس فى مسائل علم الاصول (٥ج);
٤. التهذيب فى مناسك الحج و العمرة (٣ج);
٥. طبقات الرجال, مخطوط ـ (١٠ج),
٦. تنقيح مبانى الاحكام, شرح العروة الوثقى تاكنون چهار جلد از اين كتاب درباره بحث هاى اجتهاد و تقليد و طهارت به چاپ رسيده و ابواب: صلات, صوم, خمس و زكات مخطوط است;
٧. كتاب القصاص;
٨. اسس القضاء و الشهادة;
٩. اسس الحدود و التعزيرات;
١٠. منهاج الصالحين (٢ج);
١١. حاشيه عروة الوثقى,
١٢. حاشيه وسيلة النجاة (مخلوط),
١٣. مناسك الحج,
١٤. المسائل المنتخبة;
١٥. استفتائات فى مسائل الحج;
١٦. توضيح المسائل;
١٧. استفتائات (٢ج);
١٨. اعتقاداتنا;
١٩. الانوار الالهية فى المسائل العقائدية;
٢٠. فدك;
٢١. نقى السهو عن النبى;
٢٢. النصوص الصحيحة على امامة الائمة الاثنى عشر;
٢٣. ظلامات فاطمة الزهرا (س);
٢٤. تتزية الانبياء;
٢٥. الشعائر الحسينية;
٢٦. لبس السواد;
٢٧. زيارة عاشوراء فوق الشبهات.
چراغ زندگى آن فقيه بزرگ در ٨٠ سالگى, در تاريخ دوشنبه ٢٨ شوال المكرم ١٤٢٧ق برابر با ٢٩ آبان ١٣٨٥ خاموش شد. با اعلام خبر وفاتش, جامعه تشيع عزادار و سوگوار شد و در ايران سه روز عزاى عمومى اعلام و حوزه هاى علميه ايران, عراق, لبنان, سوريه و عربستان تعطيل گرديد و سيل پيام هاى تسليت از سوى مراجع معظم تقليد, رهبر انقلاب, نهادهاى دينى و انقلابى صادر شد و پيكر پاكش روز چهارشنبه با حضور مراجع عظام تقليد و شركت ميليونى مردم عزادار از سراسر ايران و ساير ممالك اسلامى تشييع و پس از نماز آيت اللّه العظمى وحيد خراسانى بر آن, در مسجد بالا سر حرم حضرت فاطمه معصومه (س) به خاك سپرده و عالمى از علم و عمل و جهانى از فضل و فقاهت در خاك نهان شد.
* آيت اللّه يثربى كاشانى
حضرت آيت الله آقاى حاج سيد مهدى يثربى كاشانى, امام جمعه كاشان و نماينده ولى فقيه در آن شهر و نماينده خبرگان استان اصفهان بود.
فقيد سعيد در ذيحجةالحرام ١٣٤٤ق/ ١٣٠٤ش در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدر بزرگوارش آيت اللّه سيدمحمدرضا پشت مشهدى كاشانى (م١٣٤٧ق) مرجع بزرگ كاشان و از شاگردان آيات عظام: ميرزاى شيرازى, ميرزامحمدتقى شيرازى و سيد محمد فشاركى, و جد عالى مقامش آيت اللّه حاج سيداسماعيل كاشانى ـ بن سيدعبدالرزاق بن عبدالحيّ حسينى پشت مشهدى ـ از شاگردان شيخ انصارى و نويسنده تقريرات درس فقه و اصول او بود. (نقباء البشر, ص ١٦٠). معظم له در حدود ٤ سالگى پدر را از دست داد و تحت تربيت برادر بزرگش آيت اللّه مير سيدعلى يثربى كاشانى (م ١٣٧٩ق) قرار گرفت و پس از كودكى و در ايام نوجوانى سطوح متوسط را نزد آيت اللّه شيخ محمد نجفى, و بخشى از سطوح عالى را هم نزد برادر بزرگوارش آموخت. سپس در سال ١٣٦٨ق به قم رفت و به تكميل سطوح عالى نزد حضرات آيات: مرعشى نجفى و سلطانى طباطبائى پرداخت و پس از آن به دروس خارج آيات عظام: آقاى بروجردى, امام خمينى, محقق داماد, گلپايگانى و اراكى رفت و به علاوه, به درس تفسير و فلسفه علامه طباطبائى نيز حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت و تقريرات دروس آنان را نگاشت. در سال ١٣٧٩ق, پس از درگذشت برادر عاليقدر خويش, به امر آيت اللّه بروجردى به زادگاهش بازگشت و مردانه دامن همّت به كمر زد و به خدمات فراوان دينى و اجتماعى دست يازيد.
فقيد سعيد در طول حدود ٥٠ سال فعاليت خويش به تدريس علوم دينى (سطوح عالى و خارج فقه), اقامه جماعت, منبر و تبليغ, اعزام مبلّغ به اطراف و اكناف, ساخت خانه هاى بسيار براى خانواده هاى نيازمند, درمان بيماران, ازدواج و اشتغال جوانان, رسيدگى به مسائل و مشكلات مردم, رفع دعاوى و فصل خصومات پرداخت.
وى با تأسيس حوزه علميه كاشان, چراغ دانش را در اين شهر برافروخت و بسيارى از جوانان ـ دختر و پسر ـ را با معارف اصيل تشيع آشنا ساخت. خدمات آن مرد بزرگ به اينها منحصر نمى شود; تأسيس حوزه علميه ولى عصر (در قمصر), زائرسرا و هتل رضوى (در مشهد مقدس), خوابگاه دانشجويى ( در تهران), مدرسه علميه مكتب كوثر (دركاشان), درمانگاه, گورستان, صندوق قرض الحسنه و ده ها مسجد و حسينيه و مدرسه و حمام در شهر و روستاهاى اطراف از خدمات آن مرد بزرگوار است.
او در دوران انقلاب اسلامى به مبارزه پيگير و مستمر با رژيم شاه پرداخت و در تمام اعتراض ها و راهپيمايى ها در صف مقدّم قرار داشت و انبوه اعلاميه ها و پيام هاى او در طول ٤٠ سال, نشانگر اين مدّعاست. در طول جنگ تحميلى, بارها به جبهه هاى جنگ رفت و به تقويت مادى و معنوى رزمندگان اسلام پرداخت و با سخنرانى هاى شورآفرين خويش, خاطره نيكويى به يادگار نهاد. او در مرداد سال ١٣٥٨ش دستور امام خمينى به امامت جمعه كاشان و در ١٣٦٢ش, به نمايندگى معظم له در منطقه منصوب شد و سه دوره متوالى هم از سوى مردم استان اصفهان, به نمايندگى مجلس خبرگان برگزيده شد.
از آثار اوست:
١. تقريرات درس فقه آيت اللّه بروجردى;
٢. تقريرات در اصول امام خمينى;
٣. مجموعه اعلاميه ها و پيام هاى او در طول انقلاب اسلامى;
٤. مجموعه نوارهاى سخنرانى ها, خطبه هاى جمعه و درس هاى فقه ايشان.
معظم له, به دنبال بيمارى ريوى ـ ناشى از مصدوميت شيميايى در ايام دفاع مقدس ـ در شامگاه ششم رمضان المبارك ١٤٢٧ق/ ٨ مهر ١٣٨٥ش, در ٨٢ سالگى بدرود حيات گفت و پيكر پاكش در عصر دوشنبه هشتم رمضان, با شركت صدها هزار نفر از مردم و علماى قم و كاشان تشييع و پس از نماز فرزندش آيت اللّه سيدميرمحمد يثربى, در كنار گلزار شهداى شهر به خاك سپرده شد و پيام هاى تسليت متعدد مقام معظم رهبرى و مراجع عاليقدر تقليد صادر, و مجالس يادبود فراوان در تجليل از مقام علمى و عملى وى برگزار گرديد. آيت اللّه موسوى شالى
حضرت مستطاب آيت اللّه حاج سيدحسن موسوى شالى, يكى از علماى بزرگ منطقه قزوين و تاكستان بود. وى در سال ١٣٣٣ق/ ١٢٩٥ش, در شال به دنيا آمد. پدرش ميرزامحمد يكى از واعظان و منبرى هاى منطقه بود كه فرزندش را به تحصيل علوم دينى واداشت. نخست مقدمات را نزد مرحوم شيخ محمدباقر عاملى فرا گرفت و در سال ١٣٥٣ق, همراه پدرش به حوزه علميه نجف رفت و از مقدمات تا پايان سطوح را نزد اساتيد بنام مانند حضرات آيات: ميرزاباقر زنجانى و سيدمحمود مرعشى شوشترى فرا گرفت و پس از آن به درس خارج آيات عظام: سيدابوالحسن اصفهانى, سيد عبدالهادى شيرازى, سيدمحمود شاهرودى و سيدابوالقاسم خويى حاضر شد و سال ها از فيض آنان بهره برد. او بيش از همه در درس هاى فقه و اصول آيت اللّه خويى حضور يافت و مورد توجه مخصوص ايشان بود و درس معظم له را براى گروهى تقرير مى نمود و سطوح عالى را هم تدريس مى كرد.
وى پس از گذشت ٢٣ سال از اقامت در نجف و با اخذ اجازات متعدد از استادانش, در سال ١٣٧٦ق براى صله رحم به زادگاهش بازگشت و با مشاهده مشكلات و نيازهاى مردم منطقه و احساس تكليف, در شال ماندگار شد و به خدمات علمى و دينى و اجتماعى بسيار مانند: احداث ده ها مسجد, مدرسه, درمانگاه, حمام, جاده و غسالخانه, تبليغ و تدريس, مبارزه با مظاهر فساد, رفع خصومات و فصل دعاوى و حلّ اختلافات و نزاع هاى گروهى و ايجاد صلح و وحدت موفق شد.
او سپس در قزوين ماندگار شد و به احياى مدارس و موقوفات و تربيت و تدريس طلاب پرداخت و در جريان انقلاب اسلامى ايران فعالانه شركت داشت و با سخنرانى هاى خود در شهرهاى مختلف و به راه انداختن راهپيمايى ها و اجتماعات گوناگون, به مبارزه با رژيم پهلوى برخاست. در سال ١٣٥٨ش, از سوى امام خمينى به امامت جمعه تاكستان و از سوى مردم استان قزوين به نمايندگى سومين دوره مجلس خبرگان برگزيده شد.
از آثار اوست:
١. تقريرات درس فقه آيت اللّه خويى;
٢. تقريرات درس اصول آيت اللّه خويى;
٣. نوشتارهاى بسيار در تفسير قرآن;
٤. نوشتارهاى گوناگون در مسائل كلامى.
سرانجام آن عالم عالى مقام, در ٩١ سالگى, در سحرگاه دوشنبه ١٩رجب ١٤٢٧ق برابر با ٣ مرداد ١٣٨٥ش بدرود حيات گفت و پيكر پاكش پس از تشييع با شكوه با حضور ده ها هزار نفر, و نماز آيت اللّه العظمى نورى همدانى بر آن, در زادگاهش در قبرستان عمومى (شال) به خاك آرميد.
* حجت الاسلام بروجردى
حجت الاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ محمدحسين بروجردى, يكى از فضلا و نويسندگان حوزه علميه قم بود.فقيد سعيد در ١٣١٤ش/١٣٥٤ق, در مشهد مقدس, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش مرحوم آيت اللّه حاج شيخ محمدحسن بروجردى ـ از شاگردان آيت اللّه ميرزامهدى اصفهانى ـ و نيايش آيت اللّه آخوند ملاعبدالله بروجردى (١٢٥٦ ـ ١٣٢٩ق) از شاگردان علامه فقيه شيخ محمدباقر نجفى مسجدشاهى و از استادان سطوح آيت الله العظمى بروجردى, و پدر جدّش ملاعبدالباقى ـ از شاگردان ملا اسدالله بروجردى ـ است. معظم له ادبيات و سطوح (قوانين و شرح لمعه) را نزد پدرش, و سطوح عالى را هم در محضر حضرات آيات: شيخ هاشم قزوينى و شيخ مجتبى قزوينى آموخت و پس از آن به دروس آيت اللّه العظمى ميلانى حاضر شد و بهره هاى فراوان برد. پس از وفات استاد (١٣٩٥ق) به نجف اشرف رفت و چند سالى هم از درس هاى آيت الله العظمى خويى استفاده نمود. سپس به ايران بازگشت و در تهران ساكن شد و به تدريس و تأليف و تبليغ دين اشتغال ورزيد و براى ترويج مكتب اهلبيت (ع) در حوزه هاى علميه: آباده, شهرضا و خوانسار به تدريس سطوح پرداخت. سپس به قم بازگشت و در درس هاى آيات عظام: وحيد خراسانى و ميرزاجواد تبريزى شركت نمود و عمر خويش را به تأليف و منبر و تدريس و تحصيل سپرى ساخت.
او اهل تهجد و محاسبه نفس بود و اعمال خويش را در دفترى مى نوشت. هر روز نماز جعفر (و گاه چند مرتبه) و زيارت عاشورا و چند جزء قرآن را مى خواند و دستى بخشنده داشت. كتابخانه اش را وقف آستان قدس رضوى و املاك خويش را براى زائرسرا در مشهد مقدس وقف نمود. با فلسفه و عرفان نظرى شديداً مخالف بود و بر استفاده از مكتب اهل بيت به عنوان تنها راه نجات و سعادت بشر تأكيد داشت. صفا و صداقت و ساده زيستى از زندگى اش نمايان بود.
تأليفات او عبارتند از:
١. على (ع) اسوه زندگى;
٢. حماسه بى نظير در كنار بستر حضرت زهرا (س);
٣. امام حسن (ع);
٤. جعفر بن ابى طالب پرچمدار موته;
٥. بازگشت, شرح رسالة الانصاف فيض كاشانى;
٦. اسلام و انديشه هاى فلسفى (٢ج); نقد بر فلسفه.
و آثار غير چاپى اش نيز عبارت است از:
١. امام حسين (ع);
٢. بررسى قصه ازدواج هاى امام حسن (ع);
٣. شرح خطبه امام رضا در توحيد;
٤. ردّ بر حافظ و مولوى و ابن عربى.
آن مرحوم در ٧٢ سالگى در ١٠ رجب ١٤٢٧ق برابر با ١٣مرداد ١٣٨٥ش چشم از جهان فروبست و پيكرش پس از نماز آيت اللّه العظمى وحيد خراسانى, به مشهد مقدس انتقال يافت و پس از نماز مجدد آيت اللّه سيدجعفر سيدان, در صحن آزادى حرم امام رضا (ع) به خاك سپرده شد. ناصرالدين انصارى قمى
* شيخ محمدحسن آل ياسين
دانشمند معظم و محقق فرزانه استاد گرانقدر شيخ محمدحسن آل ياسين فرزند آيت الله شيخ محمدرضا و نوه شيخ عبدالحسين آل ياسين كاظمينى, كه از علماى بزرگ عراق بود درگذشت.وى در سال ١٣٥٠ ق/١٩٣١م در نجف اشرف ديده به جهان گشود و در دامان پدرى فقيه و دانشمند پرورش يافت.
شيخ محمدحسن مقدمات را نزد پدر خود و شيخ محمدرضا عامرى, و سطوح را نزد حضرات آيات: شيخ عباس رميثى و شيخ محمدطاهر آل راضى به پايان برد. دروس خارج فقه و اصول را از محضر آيات: پدر ارجمند خود و عموى خويش (شيخ مرتضى آل ياسين) و سيد ابوالقاسم خويى استفاده نمود. ايشان پس از درگذشت عموى خود (علامه شيخ راضى آل ياسين) در سال ١٣٧٢ق به زادگاه پدران خويش يعنى شهر كاظمين رفت و تا آخر عمر مبارك خود مشغول ترويج و تأليف و تحقيق بود.
ايشان كارهاى فرهنگى زيادى انجام داد كه مى توان به موارد زير اشاره كرد:
١. تأسيس انتشارات معارف جهت چاپ و پخش كتاب;
٢. تأسيس كتابخانه عمومى به نام امام حسن (ع);
٣. تأسيس و سردبيرى مجله بلاغ, از سال ١٣٨٧ق;
٤. رياست (الجمعية الاسلامية للخدمات الثقافية) در شهر كاظمين.
استاد آل ياسين عشق زيادى در جهت احياى ميراث علمى اسلامى داشت و بسيارى از مخطوطات را به چاپ رساند. وى براى نشر معارف و فرهنگ در كنفرانس ها و كنگره هاى زيادى در داخل عراق و خارج شركت مى كرده و كتاب هايى كه به تحقيق و تلاش فرهنگى ايشان به چاپ رسيده است, بيش از ٥٠ عنوان مى باشد.
وى در سال ١٤٠٠ ق/١٩٨٠م به عضويت مجمع علمى عراق درآمد و در همان سال نيز به مجمع علمى اردن پيوست.همينطور عضويت هيئت مؤلفين( معجم النظائر العربية) را نيز داشت. اين هيئت از سوى مجمع علمى عراق در سال ١٩٩٢م تشكيل شده بود.
سر انجام استاد علامه شيخ محمدحسن آل ياسين در پى بيمارى در روز شنبه ٢٦جمادى الثانى ١٤٢٧ق برابر با ٣١ تير ١٣٨٥ش در سن ٧٧ سالگى در شهر كاظمين دار فانى را وداع گفت. پيكرش با تجليل فراوان در همان شهردر صحن مطهر كاظمين ـ در مقبره خانوادگى ـ به خاك سپرده شد.
برخى از تأليفات استاد آل ياسين عبارتند از:
١. تقريرات الفقه (تقريرات درس پدرش);
٢. تقريرات الفقه (تقريرات درس خويى);
٣. تقريرات الاصول ( تقريرات درس خويى);
٤. على هامش كتاب العروة الوثقى, ١٩٧٤م, بغداد;
٥. بين يدي المختصر النافع, ١٩٥٧م, بغداد;
٦. الاسلام بين الرجعية و التقدمية, ١٩٦١م, نجف اشرف;
٧. الاسلام و الرّق, ١٩٥٩م, بغداد;
٨. الاسلام و السياسة, ١٩٦٠م, بغداد;
٩. الاسلام و نظام الطبقات, ١٩٥٩م, بغداد;
١٠. في رحاب الاسلام, ١٩٨٤م, بيروت;
١١. مفاهيم اسلامية, ١٩٦٤م, بغداد;
١٢. المبادئ الدينية للناشئين;
١٣.الشباب و الدّين, ١٩٧٥م, بغداد;
١٤. الانسان بين الخلق و التطوّر, دو جلد, ١٩٧٦ و ١٩٨٠م, بغداد;
١٥. الله بين الفطرة و الدليل, ١٩٦٩م, بغداد;
١٦. النبوّة, ١٩٧٢م, بغداد;
١٧. الإمامة, ١٩٧٢م, بيروت;
١٨. العدل الإلهي بين الجبر و الإختيار, ١٩٦٩م, بغداد;
١٩. في رحاب القرآن, ١٩٦٩م , بغداد;
٢٠. التخطيط القرآني للحياة;
٢١. منهج الطوسي في تفسير القرآن, ١٩٧٠م, مشهد مقدس;
٢٢. هوامش على كتاب (نقد الفكر الديني), ١٩٧١م, بيروت;
٢٣. نهج البلاغة لمن؟, ١٩٧٥م, بغداد;
٢٤. المهدي المنتظر (عج) بين التصوّر و التصديق;
٢٥. حمزة بن عبدالمطلب, ١٩٨٧م, بغداد;
٢٦. مالك بن نويرة, حياته و شعره;
٢٧. عبداللّه بن رواحة, ١٩٨٧م, بغداد;
٢٨. سعد بن الربيع, ١٩٨٧م, بغداد;
٢٩. محمد بن محمد بن النعمان (الشيخ المفيد), ١٩٧٠م, بغداد;
٣٠. الصاحب بن عبّاد (حياته و أدبه), ١٩٥٧م, بغداد;
٣١. تاريخ المشهد الكاظمي, در سه جلد كه جلد اول به تاريخ ١٩٥٧م در بغداد به چاپ رسيد;
٣٢. شعراء كاظميّون, دو جلد, ١٩٨٠م, بغداد;
٣٣. تاريخ الصحافة في الكاظمية, ١٩٦٩م, بغداد;
٣٤. تاريخ الحكم البويهي, ١٩٦٦م, بغداد;
٣٥. نصوص الردة في تاريخ الطبري, نقد و تحليل, ١٩٧٣م, بيروت;
٣٦. المعمّى و الأحاجي و الألغاز, ١٩٦٤م, بغداد;
٣٧. معجم النبات و الزراعة, دو جلد, ١٩٨٦ و ١٩٨٩م, بغداد;
٣٨. المادّة بين الأزلية و الحدوث, ١٩٧٤م, بغداد;
٣٩. ديوان شعر (مخطوط);
٤٠. مسائل لغوية في مذاكرات مجمعية, بغداد ١٩٩٢م;
٤١. الدّين الاسلامي: اصوله, نظمه, تعاليمه, ١٩٥٧م, بغداد;
٤٢. المعاد, ١٩٧٠م, بيروت;
٤٣. مناسك العمرة المفردة, ١٩٧٠م, بغداد;
٤٤. الأرقام العربية:مولدها, نشأتها, تطوّرها, ١٩٨٢م, بغداد;
٤٥. لمحات من تاريخ الكاظمية, ١٩٧٠م, بغداد;
٤٦. الإمام الحسن بن علي (ع), ١٩٨٠م, بيروت;
٤٧. الإمام علي بن أبي طالب (ع), ١٩٧٨م, بيروت;
٤٨. السيد علي آل طاووس, ١٩٦٥م, بغداد;
٤٩. السيد محسن الأعرجي (المتوفى عام ١٢٢٧ق), ١٩٧٣م, بغداد;
٥٠. مصعب بن عمير, ١٩٨٧م, بغداد;
٥١. سعد بن معاذ, ١٩٨٧م, بغداد;
٥٢. زيد بن حارثة, ١٩٨٧م, بغداد;
٥٣. جعفر بن أبي طالب, ١٩٨٧م, بغداد;
٥٤. سعد بن عبادة, بيروت;
٥٥. الحُباب بن المنذر, بيروت;
٥٦. عبادة بن الصامت, بيروت;
٥٧. سلمان الخير, بيروت;
٥٨. أبوذر الغفاري, بيروت;
٥٩. المقداد بن عمرو, بيروت;
٦٠. حذيفة بن اليمان, بيروت;
٦١. زيد بن صوحان, بيروت;
٦٢. خزيمة بن ثابت, بيروت;
٦٣. أبوالهيثم بن التيّهان, بيروت;
٦٤. عبداللّه بن بُديل, بيروت;
٦٥. هاشم بن عتبة المرقال, ١٩٩٩م, بيروت;
٦٦. عمّار بن ياسر, ١٩٩٩م, بيروت;
٦٧. محمد بن أبي بكر, ١٩٩٩م, بيروت;
فهرست كامل تحقيقات و پژوهش هاى استاد آل ياسين:
١. الإقناع في العروض و تخريج القوافي, از صاحب بن عباد, ١٩٦٠م, بغداد;
٢. الأمثال السائرة من شعر المتنبي, از صاحب بن عباد, ١٩٦٥م, بغداد;
٣. التنبيه على حدوث التصحيف, از حمزة بن حسن اصفهانى, ١٩٦٧م, بغداد;
٤. ديوان أبي الأسود الدؤلي, به روايت ابن جنّي, ١٩٥٤م, بغداد;
٥. ديوان أبي الأسود الدؤلي, از ابوسعيد حسن سكّري, ١٩٧٤, بيروت;
٦. ديوان أبي طالب (رض), اثر أبوهفان مهزمى بصيرى;
٧. ديوان أبي طالب (رض), اثر علي بن حمزه بصري;
٨. ديوان الخبز أرزي;
٩. ديوان الشيخ جابر الكاظمي, ١٩٦٤م, بغداد;
١٠. ديوان الصاحب بن عباد, شرح و تحقيق, ١٩٦٥م, بغداد;
١١. ديوان المثقّب العبدي, اثر محمدبن حسن أحول, ١٩٥٦م;
١٢. رسالتان في الفرق بين الضاد و الظاء, از محمدبن نشوان حميري و محمدبن يوسف اندلسي, ١٩٦١م, بغداد;
١٣. الروزنامجة, اثر صاحب بن عباد, ١٩٥٨م, بغداد;
١٤. شرح قصيدة الصاحب بن عباد في اصول الدين, اثر قاضى جعفر بن أحمد بهلولي يماني, ١٩٦٥م, بغداد;
١٥. شرح مشكل أبي ات المتنبي, از ابن سيده اندلسي, پاريس;
١٦. العُباب الزاخر و اللباب الفاخر, اثر حسن بن محمد صغاني, در ٥ جلد, از سال ١٩٧٧ تا ١٩٨٧م, بغداد;
١٧. الفرق بين الضاد و الظاء, از صاحب بن عباد, ١٩٥٨م, بغداد;
١٨. الفصول الأدبية, از صاحب بن عباد, ١٩٨٢, دمشق;
١٩. كتاب الاشتقاق, از أصمعي, ١٩٦٨م, بغداد;
٢٠. كتاب السحاب و المطر و الأزمنة و الرياح, از قاسم بن سلام;
٢١. كتاب الشجر و النبات و كتاب النخل, از قاسم بن سلام;
٢٢. الكشف عن مساوئ شعر المتنبي, از صاحب بن عباد, ١٩٦٦م, بغداد;
٢٣. المحيط في اللغة, از صاحب بن عباد, در ١١ جلد, ١٩٩٤م, بيروت;
٢٤. مقدمة كتاب العين في أرجح نصوصها, از خليل بن أحمد فراهيدي, ١٩٧٧م, بغداد;
٢٥. نسيم السحر, از عبدالملك بن محمد ثعالبي, ١٩٥٨م, بغداد;
٢٦. تاريخ العرب قبل الاسلام, از أصمعي, ١٩٥٩م, بغداد;
٢٧. الشافي, تحقيق و تصحيح, از سيد مرتضى;
٢٨. عنوان المعارف و ذكر الخلائف, از صاحب بن عباد, ١٩٥٣, نجف اشرف;
٢٩. كتاب المتوارين, از عبدالغني بن سعيد أزدي, ١٩٧٥م, دمشق;
٣٠. وقعة الجمل, از محمد بن زكريا غلابي بصري, ١٩٧٠م, بغداد;
٣١. مناقب جعفر بن أبي طالب, از ضياء الدين محمد بن عبدالواحد مقدسي دمشقي, ١٩٦٩م, بغداد;
٣٢. مَن وافقت كنيته كنية زوجه, از محمد بن عبدالله نيسابوري;
٣٣. فصوص الحكم, از أبونصر محمد فارابي, ١٩٧٧م, بغداد;
٣٤. نفائس المخطوطات (مجموعه نخستين), ١٩٥٣م, نجف اشرف, كه شامل رساله هاى زير مى باشد: الف) الإبانة عن مذهب أهل العدل, از صاحب بن عباد; ب ) عنوان المعارف و ذكر الخلائف, از صاحب بن عباد; ج) إيمان أبي طالب (رض), از شيخ مفيد; د) الأضداد في اللغة ( از ابن دهّان نحوي); ٣٥. نفائس المخطوطات (مجموعه دوم), ١٩٥٣م, بغداد كه شامل رساله هاى زير مى باشد: الف) ديوان أبي الأسود الدؤلي; ب) رسالة أبي غالب الزراري في آل أعين; ج) الاصول الاعتقادية, از شريف مرتضى; د) التذكرة في الأصول الخمسة, از صاحب بن عباد;
٣٦. نفائس المخطوطات (مجموعه سوم), ١٩٥٥م, بغداد, كه شامل ديوان سموأل بن عاديا (اثر أبوعبدالله نفطويه نحوي) مى باشد;
٣٧. نفائس المخطوطات, (مجموعه چهارم), ١٩٥٥م, بغداد كه شامل رساله هاى زير مى باشد: الف) رسالة في أحوال عبدالعظيم الحسني (ع), از صاحب بن عباد; ب) رسالة آداب البحث و شرحها, از طاش كبرى زاده; ج) تخميس البردة, از سيد علي خان مدني; د) مسألة في البداء; از شيخ محمدجواد بلاغي; هـ) مسألة وجيزة في الغيبة, از سيد مرتضى.
٣٨. نفائس المخطوطات ( مجموعه پنجم), ١٩٥٥م, بغداد, كه شامل رساله هاى زير مى باشد: الف) منازل الحروف, از على بن عيسى رمّانى; ب) رسالة في خبر مارية القبطية, از شيخ مفيد; ج) مسألة في النص الجلى, از شيخ مفيد; د) مجموعة في فنون من علم الكلام, از سيد مرتضى;
٣٩. نفائس المخطوطات (مجموعه ششم); ١٩٥٦م, بغداد كه شامل ديوان المثقّب العبدي مى باشد;
٤٠. نفائس المخطوطات (مجموعه هفتم), ١٩٥٦م, بغداد كه شامل رسائل فلسفى ميان خواجه نصيرالدين طوسى و نجم الدين كاتبى مى باشد, به شرح زير:
الف) رسالة في إثبات واجب الوجود , از كاتبى; ب) التعليقات على رسائل الكاتبي, از طوسى; ج) مناقشات الكاتبي لتعليقات الطوسي; د) ردّ الطوسي على مناقشات الكاتبي; هـ) الاعتراف بالحق, از كاتبي. عبدالحسين جواهر كلام