سال دوم، شماره سوم، پاييز ١٣٨٨، ص ١٥٧ ـ ١٧٨
پريسا سيدموسوي* / مريم وفائي**
چکيده
پژوهشهاي مذهبي نيازمند پاسخگويي به دو پرسش است: ١. سازههايمذهبي تا چه اندازه و متمايز از متغيرهاي روانشناختي هستند؟ ٢. سازههاي مذهبي تا چه حد فراتر از سازههاي روانشناختي موجود، بينشي براي درک کنشوري انسان فراهم ميسازد. اين پژوهش، سهم نسبي راهبردهاي مقابلة عمومي و دو مقياس مقابلة مذهبي را در پيشبيني تعالي پسضربهاي و درماندگي در ميان دانشجويان ايراني ارزيابي ميکند. در اين پژوهش، ٣٨١ دانشجو مقطع کارشناسي (٢٥٧ زن و ١٢٧ مرد)، با روش نمونهگيري تصادفي طبقهاي چند مرحلهاي از بين سه دانشگاه شهيد بهشتي، علامه طباطبايي و شاهد انتخاب شدند. براي جمعآوري اطلاعات، از سياهه پاسخهاي مقابلهاي، مقياس مقابلة مذهبي مثبت و منفي، مقياس مقابلة مذهبي مبتني بر اسلام، سياهه تعالي پسضربهاي و مقياس پيامد رويداد استفاده شد. نتايج تحليل نشان داد که راهبردهاي مقابلة مذهبي مثبت، به طور معناداري متغييرهاي تعالي پسضربهاي را پس از کنترل راهبردهاي مقابلة رفتاري و شناختي گرايشي تبيين ميكند. همچنين راهبردهاي مقابلة مذهبي منفي فراتر از راهبردهاي مقابلة رفتاري و شناختي اجتنابي، درماندگي را به طور معناداري پيشبينيكند. به طور کلي، نتايج، مؤيد روايي افزودة مقابلة مذهبي در پيشبيني پيامدهاي مثبت و منفي بود.
كليدواژهها: روايي افزوده، مقابلة مذهبي، تعالي پسضربهاي، درماندگي و دانشجويان.
مقدمه
در ميان نظريههاي مقابلة مذهبي که در دهههاي اخير عنوان شدهاند، هيچکدام
به اندازة الگوي مقابلة مذهبي مثبت و منفي پارگامنت، کوئينگ و پرز
نتوانسته است توجه محققان را به خود جلب کند. در اين الگو، پارگامنت
و همکاران يک مقياس جديد نظري را ارائه دادهاند که دامنة کاملي از روشهاي مقابلة مذهبي را ارزيابي ميکند. الگوي آنها تمام روشهاي فعالانه، منفعلانه و تعاملي، و همچنين رويکردهاي مبتني بر مسئله و مبتني بر هيجان را در بر ميگيرد. اين محققان پنج حوزه را که با پنج کنش مذهبي ارتباط دارد، در اين الگو مشخص كردهاند: الف) راهبردهاي مقابلة مذهبي براي جستوجوي معنا؛ ب) به دست آوردن کنترل؛ ج) جستوجوي آرامش و نزديکي به خدا؛ د) به دست آوردن صميميت با ديگران و با خدا؛ ه( گذر از مراحل تغيير در زندگي. مقياس مقابلة مذهبي به دو بخش تقسيم ميشود: راهبردهاي مقابله مذهبي مثبت و منفي.
به طور کلي، پژوهشهاي گستردهاي در زمينة رابطة بين مذهب و سلامت روان وجود دارد. استفاده از مذهب به افراد کمک ميکند تا با آثار رويدادهاي تنيدگيزا مقابله کنند و در يافتن هدف و معنا در اين رويدادها، حتي زماني که به نظر بيمعنا هستند، به آنها ياري ميرساند. پارگامنت و همکارانش شواهدي مبني بر رابطه ميان راهبردهاي مقابله مذهبي مثبت و منفي با سلامت روان و درماندگي به دست آوردهاند. گفتي است مفهومسازي سلامت و تنيدگي در دو دهة اخير دستخوش تغييرهايي گشته است. بر اساس اين مفهوم سازي جديد، پيامدهاي مثبت و منفي، دو فرايند موازي هستند که از تجربة، تنيدگي حاصل ميشوند و تعالي، در کنار درماندگي وجود دارد. نتايج پژوهشهاي جديد نشان ميدهد همة افراد پس از تجربه تنيدگي يا بحران، دچار مشکلات روانشناختي نمي شوند، بلکه اين بحرانها براي بسياري از افراد به منزلة تسهيلگري عمل ميکند که موجب افزايش مقاومت، منابع فردي و اجتماعي، مهارتهاي مقابلة جديد و به طور کلي رشد و تحول فردي ميگردد. اصطلاح تعالي پسضربهاي (PTG) را که کالهون و تدسکي معرفي كردند، به گرايش افراد در گزارش تغييرهاي مثبت پس از يک تجربة تنيدگيزا اشاره دارد. در واقع PTG تجربة شخص از تغييرهاي مثبت معناداري است که از چالش با بحرانهاي زندگي ناشي ميشود. مطالعة PTG قسمتي از يک تحول بزرگتر به سوي روانشناسي مثبتگرا است؛ يک شناخت دوباره از بحرانهاي زندگي به گونهاي که ميتواند تغييرهاي مثبت را به اندازة تغييرهاي منفي تسهيل کند. مدلهاي PTG نشان ميدهد که ظهور عواملي در طي يک تجربة تنيدگيزا، ميتواند بازسازي شناختي معناداري را موجب شود. کيفيت غيرقابل کنترل، غيرمعمول، تهديدکننده و ناراحتکنندة تنيدگي هاي زندگي ممکن است باعث شوند افراد فرضهاي بنيادي خود را از دنيا و زندگي مورد سؤال قرار دهند و بكوشند اهداف جديدي را بيابند و عناصر اصلي فرضهاي پيشين را دوباره مرور کنند و در واقع، درگير نوعي فراشناخت شوند. به طور کلي، اين تغييرها در سه حوزة اصلي ديده ميشود:
١. تغيير در ادراک خود: توانايي و افقهاي جديد در زندگي، علايق و فعاليتهاي جديد و حتي مسيري نو در زندگي؛
٢. رويکرد شخص در روابط ميان فردي: صميميت، نزديکي و همدلي بيشتر؛
٣. تغيير در فلسفه زندگي: تغيير اولويتها، قدر زندگي را بيشتر دانستن و تعالي معنوي.
پژوهشهاي ديگر عوامل موثر بر PTGرا اينگونه شناسايي کردهاند: شدت رويداد، مقابلههاي مثبت و فعال، معنويت يا گشودگي نسبت به تغييرهاي مذهبي، حمايت اجتماعي و انگيزه فردي. پژوهشها در زمينة پيشبينيکنندههاي تعالي و درماندگي به صورت خاص بر راهبردهاي مقابلة عمومي و راهبردهاي مقابلة مذهبي متمرکز شدهاند. در اين پژوهشها، راهبردهاي مقابلة عمومي و مذهبي به مثابه دو سازة مستقل فرض شدهاند و ارتباط هر کدام با تعالي پسضربهاي و درماندگي آزموده شدهاند.
معمولاً در مقابل مفهوم سلامت، درماندگي به مثابه پيامد منفي تنيدگي و ضربهها در نظر گرفته ميشود. شناخته شدهترين اختلال ناشي از تنيدگي، اختلال تنيدگي پسضربهاي است که به منزلة واکنشهاي حاد روانشناختي در برابر رويدادهاي ضربهآميز شديد ميباشد. نشانههاي اين اختلال شامل سه پاسخ عمده ميباشد: ١. نشانههاي شناختي؛ مانند يادآوري مکرر، دردناک و ناخواسته رويداد ضربهآميز همراه با خوابها يا کابوسهاي مکرر که در آنها رويداد تجربهشده نيز بسيار وجود دارد، کاهش در پاسخ دادن به دنياي بيروني، کرختي رواني و بيحسي هيجاني، نشانههاي افسردگي و اضطراب، حافظة آسيبديده، اشکال در تمرکز و احساس گناه؛ ٢. نشانههاي فيزيولوژيايي؛ همچون برانگيختگي بيش از حد دستگاه عصبي خودمختار، گوش به زنگ يا مراقب بودن، پاسخ از جا پريدگي، مشکل در به خواب رفتن، الگوي خواب آسيبديده، از خواب پريدن مکرر در شب؛ ٣. نشانههاي رفتاري؛ متداولترين نشانهها ي رفتاري عبارتند از: اجتناب از فعاليتها يا موقعيتهايي که موجب يادآوري رويداد ضربهآميز ميگردد و بيگانگي اجتماعي و تحريکپذيري افزايشيافته. الگوهاي ديگر شامل خوردن مکرر، مسافرتهاي ناگهاني، داشتن غيبتهاي ناموجه و تغيير پياپي سبک زندگي است. البته اين نشانهها بر حسب شدت رويداد، در افراد به شيوههاي گوناگوني ديده ميشود.
با وجود پژوهشهاي زياد در زمينة سلامت روان در کشورهاي اسلامي، بيشتر اين پژوهشها به نقش مذهب و مقابلة مذهبي توجه نكردهاند. از سوي ديگر، پژوهشهاي بسيار کمي به نقش اسلام در بهزيستي روانشناختي و جسمي پرداختهاند افزون بر اين، بيشتر آنها ماهيت مقايسهاي داشتهاند و تنها مسلمانان را مورد مطالعه قرار ندادهاند. شايد يکي از علل اين مسئله نبود يک مقياس معتبر مقابلة مذهبي مبتني بر اسلام بوده باشد. اخيراً وفايي و آبياري يک مقياس مقابلة مذهبي ايراني مبتني بر اسلام را توسعه داده و اعتباريابي كردهاند. اين مقياس داراي سه عامل اصلي است: مقابلههاي شناختي مذهبي مانند خواندن قرآن، احاديث، اقامة نماز، توسل به خدا و توکل بر او، دعا، توسل به ائمه، نذر و صدقه. دين گرامي اسلام توصيههاي ارزشمندي براي مقابله با شدايد و سختيها نيز ارائه كرده است تا افراد ضمن مصون ماندن از پيامدهاي منفي تنيدگي، به فلسفهاي که در مواجهه شدن افراد با مشکلات متصور است، دست يابند. رعايت تقواي الهي، کمک گرفتن از صبر و نماز و انجام کارها بر اساس بينش صحيح، از جمله توصيههاي اسلام در اين باره است.
مسئله اتکا به خود و خودباور بودن، در قرآن به منزلة يک اصل اساسي در مقابل اتکا به غير و وابستگي قرار داده شده است. همچنين نماز به مثابه تکيهگاهي نيرومند که انسان را با مبدأيي از رحمت نامحدود و بيانتها مرتبط ميسازد ياد شده است که با اتکا به آن ميتوان با روحي مطمئن و آرام امواج سهمگين را در هم شکست.
قرآن با ايجاد اين نگرش که آفرينش داراي هدف و حکمت است، سعي در هدفمند و معنادار ساختن زندگي داشته است. قطعاً اگر افراد با اين نگرش به وقايع بنگرند، تنيدگي کمتري را تجربه خواهند کرد. همچنين از آنجاکه برخورداري از حمايتهاي اجتماعي عامل مهمي در مواجهه با حوادث تنيدگيزاي زندگي و تسهيل مقابلة موثر است، در منابع اسلامي به ويژه قرآن به اين بُعد مهم نيز با سفارش مکرر به احسان، نيکوکاري، صله رحم، تعاون، صدقه، خمس و زکات و غيره توجه شده است.
از آيات و روايات استنباط ميشود که عواملي مانند ذکر، دعا، توکل و اميد به کمک الهي، تسليم و رضا، داشتن نگرش مثبت و خوشبينانه به ناگواريها و عقيده به ابتلا و امتحان الهي، برخورداري از صبر و شکيبايي، صدقه و احسان، معنادار ساختن زندگي و برخوردار شدن از حمايتهاي اجتماعي، همه جزو منابع فردي هستند که ميتوانند به نوعي مقابلة مؤثر و مفيد با حوادث تنيدگيزاي زندگي را تسهيل كنند. تمامي اين مكانسيمها در قالب روشهاي تربيتي و اخلاقي در متون اسلامي آمده است.
با وجود پژوهشهاي گسترده دربارة مقياس مقابلة مذهبي پارگامنت، بسياري از محققان بر پاية مسائل روششناختي و آماري به آن انتقاد كردهاند. يکي از موارد مورد توجه اين بوده است که شواهدي مبني بر قدرت پيشبيني متغيرهاي مذهبي و معنوي فراتر از سازههاي شناختهشده، در ادبيات مقابله، مانند حل مسئله يا مقابله فعال وجود ندارد. اين مسئله دغدغههايي را در مورد روايي سازه مقياسهاي مذهبي ايجاد ميکند و اين پرسش را مطرح ميسازد که سازههاي مذهبي تا چه حدي ميتواند فراتر از سازههاي موجود در تبيين پيامدهاي مورد نظر نقش داشته باشد؟ براي اين منظور، بايد نشان داده شود که قدرت پيشبيني مؤلفههاي مذهبي تا چه حد فراتر از مقابلههاي معمول است. انگارة روايي سازه روشي را براي مد نظر قرار دادن اين مسئله فراهم ميسازد. اين روش پژوهشگران را قادر ميسازد تا کيفيتهاي منحصر به فرد سازههاي مذهبي را فراتر از متغيرهاي روانشناختي پيشين، ارزيابي و شناسايي کند. با توجه به اين مسئله، پژوهش حاضر سهم نسبي راهبردهاي مقابلة عمومي و دو مقياس مقابلة مذهبي را در پيشبيني تعالي پسضربهاي و درماندگي در ميان دانشجويان ايراني ارزيابي ميکند. اين مطالعه افزون بر بررسي روايي افزودة مقابلة مذهبي، به شناسايي نقش راهبردهاي مذهبي و غيرمذهبي در پيشبيني تعالي و درماندگي ميپردازد که در مفهومسازيهاي جديد پيامدهاي تنيدگي مورد توجهاند.
روش
جامعه و نمونة پژوهش: جامعة پژوهش شامل دانشجويان مقطع کارشناسي دانشگاههاي دولتي تهران بود که تعداد ٣٨١ دانشجو (٢٥٤ زن و ١٢٧ مرد) با روش نمونه گيري تصادفي طبقهاي چندمرحلهاي از بين سه دانشگاه شهيد بهشتي، علامه طباطبايي و شاهد انتخاب شدند.
ابزارهاي مورد استفاده
پرسشنامه مقابله مذهبي: سياهه مقابلة مذهبي توسط پارگامنت،کوئينگ و پرز ساخته شده است و به طور کلي چگونگي استفاده افراد از مذهب را به صورت عملي در فرايند مقابله با استرسهاي زندگي ميسنجد. آزمون داراي دو نوع کلي الگوهاي مقابله مثبت و منفي در رويارويي با استرسهاست. در اين پژوهش، از برگنامة کوتاه ٢١ پرسشي استفاده شد. همساني دروني آزمون برابر آلفاي کرونباخ ٨٠/٠ است. نتايج تحليل رگرسيون نشان ميدهد که رابطه بين اين آزمون حتي پس از کنترل عوامل جمعيتشناختي با مقياسهاي سازگاري مانند تعالي وابسته به استرس، سلامت فيزيکي، سلامت عموميGHQ)) و ميزان استرس معنادار است. اين آزمون با اندازهگيريهاي کلي گرايشهاي مذهبي داراي همبستگي معنادار است و بنا بر نتايج به دست آمدة محققان، فرافرهنگي به شمار ميآيد و قابل استفاده براي تمام اديان است.
پرسشنامة تعالي پسضربهاي: اين مقياس توسط تدسکي وکالهون ساخته شد. اين آزمون ابزاري براي ارزيابي پيامدهاي مثبت در کساني است که رويداد منفي را تجربه کردهاند. آزمون داراي ٢١ پرسش است که در پنج زيرمقياس مطرح ميشود: افقهاي جديد، روابط بين فردي، توانايي فردي، درک ارزش زندگي و تغييرهاي معنوي. همساني دروني کل آزمون برابر با آلفاي ٩٠/٠ و براي هر کدام از زيرمقياسها به ترتيب برابر با ٨٥/٠، ٨٤/٠، ٦٧/٠، ٧٢/٠، ٨٥/٠ بوده است. همبستگي هر کدام از عوامل با کل آزمون در دامنة ٦٢/٠=r تا ٨٣/٠=r بوده است. اعتبار آزمون- پسآزمون نيز در فاصلة دو ماه برابر با ٧١/٠ و در شش ماه برابر با ٨٦/٠ بوده است. همچنين بين نمرههاي اين آزمون با آزمون مقبوليت اجتماعي رابطهاي يافت نشد.
مقياس مقابله مذهبي مبتني بر اسلام: اين مقياس توسط وفايي و آبياري توسعه داده شده است. آزمون داراي ١٤ پرسش، و همساني دروني آزمون ٩٠/٠ بوده است. ضريب آلفا براي مردان ٨٨/٠ و براي زنان ٩٣/٠به دست آمده است. اين مقياس با گرايش دروني مذهبي آلپورت داراي همبستگي مثبت و معنادار (٠١/٠>p،٤٩/٠r=) و با جهتگيري بيروني مذهبي آلپورت داراي همبستگي منفي است (٠١/٠>p،٢٠/٠r=-). از آنجاکه اين مقياس براي اولين بار در يک نمونة بزرگ به كار ميرود، به منظور استفاده از آن در تحليلها، ابتدا تحليل عاملي روي آن انجام گرفت. نتايج، سه عامل اصلي را شناسايي كرد؛ عامل اول دربرگيرندة موارد مربوط به مقابلههاي شناختي مذهبي مانند خواندن قرآن، احاديث و همينطور اقامه نماز بود. عامل دوم دربرگيرنده توسل به خدا، توکل برخدا و دعا و عامل سوم، شامل توسل به ائمه، نذر و صدقه بود. ضريب آلفاي هر کدام از عوامل به ترتيب برابر با ٨٢/٠، ٧٨/٠ و ٦٨/٠ بود.
مقياس پيامد رويداد(R-IES): اين مقياس را هاروويتز، ويلنر و آلوارز به منظور اندازهگيري ميزان درماندگي فاعلي فرد دربارة رويداد خاصي که فرد تجربه کرده است، ساختند و توسط ويس و مارمار براي موازي کردن اين مقياس با مقياس تشخيصي PTSD بر اساس ملاکهايDSM-IV تجديدنظر شد. مقياس تجديدنظرشده داراي سه زيرمقياس اجتناب، نفوذ افکارمزاحم (تسخير) و نشانههاي برپايي بالا است. در پژوهش حاضر، از مقياس تجديدنظرشده استفاده ميشود (IES-R). اين مقياس داراي ٢٢ پرسش است. ثبات دروني زيرمقياسها برابر با ضريب آلفا ٨٧/٠ تا ٩٢/٠ براي زيرمقياس نفوذ افکار مزاحم، ٨٤/٠ تا ٨٦/٠ براي اجتناب و ٧٩/٠تا ٩٠/٠ براي برپايي بالا گزارش شد. همچنين نتايج مطالعه آزمون- پسآزمون براي زيرمقياس نفوذ افکار مزاحم ٩٤/٠، اجتناب ٨٩/٠و برپايي بالا ٩٢/٠بود.
سياهه پاسخهاي مقابلهاي موس (نسخة بزرگسالان) (CRI-A): آزمون پاسخهاي مقابلهاي را موس براي بررسي راهبردهاي مقابلة مورد استفاده در رويارويي با استرس ساخته است. به طور کلي، آزمون داراي دو مجموعه پاسخهاي مقابلهاي گرايشي (تحليل منطقي، ارزيابي مجدد مثبت، جستوجوي حمايت و اطلاعات و فعاليتهاي حل مسئله) و اجتنابي (اجتناب شناختي، پذيرش يا تسليم، جستوجوي پاداشهاي جايگزين و تخلية هيجاني) است. ثبات دروني اين مقياس براي زنان در دامنه ٦٣/٠تا ٧١/٠ و براي مردان در دامنه ٦٢/٠تا ٧٤/٠ است. همچنين نتايج در طول يک سال تقريباً ثابت است (ميانگين همبستگي براي زنان ٤٣/٠r = و براي مردان ٤٥/٠ r = بوده است). بين نمرههاي اين آزمون با آزمون مقبوليت اجتماعي رابطة معناداري وجود ندارد ١٣/٠r =. (موس، ١٩٩٣، ص ١٣) در اين پژوهش نيز ثبات دروني براي راهبردهاي گرايشي برابر با آلفاي ٨٤/٠ و براي راهبردهاي اجتنابي برابر با آلفاي ٧٠/٠ به دست آمد.
يافتهها
در پژوهش حاضر،٧/٦٦ درصد آزمودنيها دختر و ٣/٣٣ درصد آنها پسر بودند. در كل ٣٦ درصد آزمودنيها از دانشگاه شهيد بهشتي، ٤٤ درصد آزمودنيها از دانشگاه علامه طباطبايي و ٢٠ درصد آنها از دانشگاه شاهد بودند. ٩٩ درصد آزمودنيها مسلمان بودند. ١درصد آنها نيز كليمي و زرتشتي بودند و يا هيچ مذهبي نداشتند و هيچكدام مسيحي نبودند. شاخصهاي توصيفي متغيرهاي پژوهش در جدول ١ ارائه شده است.
جدول ١: شاخصهاي توصيفي متغيرهاي پژوهش
جنس زن زن مرد مرد کل کل
متغير/شاخص آماري ميانگين انحراف استاندارد ميانگين انحراف استاندارد ميانگين انحراف استاندارد
تعالي پسضربهاي ٨٧/٦٢ ٨٧/١٩ ٧٩/٦٣ ٢٦/١٧ ١٧/٦٣ ٠٣/١٩
درماندگي ٣٣/٤٧ ٩٦/١٤ ٢٦/٤٦ ١٦/١٤ ٩٨/٤٦ ٦٩/١٤
مقابلة مذهبي مثبت ٣٨/٢٣ ٥/٧ ٠٨/٢٢ ٥٤/٧ ٩٥/٢٢ ٥٣/٧
مقابله مذهبي منفي ٧٣/٧ ٠١/٥ ٥٨/٧ ٢٦/٤ ٦٨/٧ ٧٧/٤
عامل١مقابله مذهبي مبتني بر اسلام ٠٥/١٠ ٦١/٤ *٧٥/٨ ٩٨/٤ ٦٢/٩ ٧٧/٤
عامل٢ ٣١/١٢ ١٢/٣ *٥٦/١١ ٣٦/٣ ٠٦/١٢ ٢٢/٣
عامل٣ ٨٥/٥ ٧١/٢ *٩٨/٤ ٧١/٢ ٥٦/٥ ٧٤/٢
مقابلههاي گرايشي ٣٧/٤٢ ٥٢/١١ ٤١/٤٢ ٧٦/٨ ٣٨/٤٢ ٦٧/١٠
مقابلههاي اجتنابي ٢٣/٣٨ ١١/٨ ٦٨/٣٦ ٤٢/٩ ٧١/٣٧ ٥٨/٨
براي بررسي رابطة ميان متغيرهاي پژوهش، از ضريب همبستگي پيرسون استفاده شد. نتايج را در جدول ماتريس همبستگي متغيرها مشاهده ميكنيد.
جدول٢: ماتريس همبستگي متغيرهاي پژوهش (N=٣٨١)
متغير ١ ٢ ٣ ٤ ٥ ٦ ٧ ٨ ٩ ١٠ ١١ ١٢ ١٣ ١٤ ١٥ ١٦ ١٧
١. تسخير ١
٢. اجتناب ٭٭٢٥/٠ ١
٣. برپايي بالاي فيزيولوژيک ٭٭٧٥/٠ ٭٭٣٢/٠ ١
٤. درماندگي ٭٭٨٦/٠ ٭٭٦٤/٠ ٭٭٨٧/٠ ١
٥. ارتباط باديگران ٠٦/٠ ٠٤/٠ ٠٨/٠ ٠٨/٠ ١
٦. افقهاي جديد ٠٣/٠- ٭٭١٤/٠ ٠١/٠ ٠٥/٠ ٭٭٦٥/٠ ١
٧. توانايي فردي ٠٥/٠- ٠٩/٠ ٠٠/٠ ٠١/٠ ٭٭٥٧/٠ ٭٭٧٥/٠ ١
٨. تغيير معنوي ٠٦/٠ ٠٩/٠ ٠٧/٠ ٠٩/٠ ٭٭٤٤/٠ ٭٭٤٢/٠ ٭٭٥٣/٠ ١
٩. درک ارزش زندگي ٠١/٠- ٭٭١٤/٠ ٠٤/٠ ٠٦/٠ ٭٭٥٥/٠ ٭٭٦٩/٠ ٭٭٧٠/٠ ٭٭٤٧/٠ ١
١٠. تعالي پسضربهاي ٠٠/٠ ٭١٢/٠ ٠٥/٠ ٠٧/٠ ٭٭٨٥/٠ ٭٭٨٩/٠ ٭٭٨٦/٠ ٭٭٦٢/٠ ٭٭٨١/٠ ١
١١. مقابلة مذهبي مثبت ٠٦/٠ ٭١٣/٠ ٠٦/٠ ١٠/٠ ٭٭٣٩/٠ ٭٭٤٣/٠ ٭٭٣٩/٠ ٭٭٥٨/٠ ٭٭٤٢/٠ ٭٭٥١/٠ ١
١٢. عامل ١ مقابله مذهبي مبتني بر اسلام ٭٭١٦/٠ ٠٧/٠ ٠٩/٠ ٭٭١٤/٠ ٭٭١٩/٠ ٭١٢/٠ ٭١٠/٠ ٭٭٤٤/٠ ١٠/٠ ٭٭٢١/٠ ٭٭٥٤/٠ ١
١٣. عامل٢ ٭٭١٨/٠ ٭٭١٤/٠ ٭٭١٦/٠ ٭٭٢٠/٠ ٭٭٢٣/٠ ٭٭٢٥/٠ ٭٭٢٢/٠ ٭٭٤١/٠ ٭٭٢٦/٠ ٭٭٣١/٠ ٭٭٦٨/٠ ٭٭٥٨/٠ ١
١٤. عامل ٣ ٭٭١٣/٠ ٠٩/٠ ٭١٢/٠ ٭٭١٥/٠ ٭٭٢٤/٠ ٭٭١٨/٠ ٭١٢/٠ ٭٭٣٥/٠ ٭٭١٧/٠ ٭٭٢٥/٠ ٭٭٤٩/٠ ٭٭٦٣/٠ ٭٭٥٥/٠ ١
١٥. مقابلة مذهبي منفي ٭٭٢٨/٠ ٭٭١٣/٠ ٭٭٣٤/٠ ٭٭٣٢/٠ ٭١٠/٠- ٭١٠/٠- ٭٭١٧/٠- ٭٭١٥/٠- ٭٭١٤/٠- ٭٭١٥/٠- ٠٤/-٠ ٠٤/٠ ٠١/٠ ٭١٢/٠ ١
١٦. راهبردهاي گرايشي ٠٦/٠ ٠٥/٠ ٠٦/٠ ٠٧/٠ ٭٭٣٣/٠ ٭٭٤٥/٠ ٭٭٤٧/٠ ٭٭٢١/٠ ٭٭٣٨/٠ ٭٭٤٦/٠ ٭٭٣٨/٠ ٭٭٢٠/٠ ٭٭٣١/٠ ٭٭٢١/٠ ٠٧/٠- ١
١٧. راهبردهاي اجتنابي ٭٭٣٠/٠ ٭٭٣٦/٠ ٭٭٣٠/٠ ٭٭٤٠/٠ ٭٭٢٠/٠ ٭٭٢٢/٠ ٭٭١٠/٠ ٠١/٠- ٭٭١٥/٠ ٭٭١٩/٠ ٭٭٢٠/٠ ٭١٣/٠ ٭٭٢٤/٠ ٭٭٢١/٠ ٭٭٣١/٠ ٣١/٠ ١
*P< ٠/٠٥ **P<٠/٠٠١
براي بررسي سهم خاص راهبردهاي مقابلة مذهبي در تبيين تعالي پسضربهاي ودرماندگي و پاسخ به اينکه آيا راهبردهاي مقابلة مذهبي در تبيين تعالي پسضربهاي ودرماندگي فراتر از راهبردهاي مقابلة عمومي عمل ميکنند يا خير، از تحليل رگرسيون سلسلهمراتبي با ترتيب ثابت استفاده شد. در مرحلة اول، نمرة کل راهبردهاي گرايشي و سپس راهبرد مقابلة مذهبي مثبت به منزلة متغيرهاي پيشبين به ترتيب وارد معادله گشتند و نمرة کل تعالي پسضربهاي نيز به مثابه متغير ملاک وارد معادله شد.
جدول٣ – الف: تحليل رگرسيون سلسلهمراتبي تعالي پسضربهاي بر راهبردهاي مقابلة گرايشي و مقابله مذهبي مثبت
متغيرهاي وارد شده به معادله منابع تغيير درجه آزادي مجموع مجذورات ميانگين مجذورات نسبت F سطح معناداري
راهبردهاي گرايشي رگرسيون
باقيمانده
کل ١
٣٧٩
٣٨٠ ٣٩٧/٢٨٨٨٣
٤٧/١٠٨٧١٤
٨٦/١٣٧٥٩٧ ٣٩٧/٢٨٨٨٣
٨٤٦/٨٤٩٥ ٦٩٣/١٠٠ ٠٠٠/٠
راهبردهاي گرايشي
مقابله مذهبي مثبت رگرسيون
باقيمانده
کل ٤
٣٧٨
٣٨٠ ٤٦٥/٤٦٩٤٢
٣٩٩/٩٠٦٥٥
٩/١٣٧٥٩٧ ٢٣٢/٢٣٤٧١
٨٢٩/٢٣٩
٨٦٦/٩٧ ٠٠٠/٠
جدول ٣- ب: اطلاعات مربوط به ضرايب رگرسيون وضرايب تعيين
گام متغيرهاي واردشده به معادله ضريب B ضريب بتا نسبت t سطح معناداري R ضريب تعيين خطاي استاندارد برآورد
١ راهبردهاي گرايشي ٨١٧/٠ ٤٦/٠ ٠٣٥/١٠ ٠٠٠/٠ ٤٦/٠ ٢١/٠ ٩٣٦٥٢/١٦
٢ راهبردهاي گرايشي،
راهبرد مقابله مذهبي مثبت ٥٥٢/٠
٩٨٩/٠ ٣١/٠
٣٩/٠
٨٥٩/٦
٦٧٨/٨
٠٠٠/٠
٠٠٠/٠
٥٨/٠ ٣٤/٠ ٤٨٦٤٢/١٥
همانطور که نتايج نشان ميدهد، راهبردهاي گرايشي قادر به پيشبيني ٢١ درصد از تغييرهاي نمره کل تعالي پسضربهاي است. با وارد شدن نمرة مقابلة مذهبي مثبت، ضريب تعيين به ٣٤ درصد افزايش مييابد که اين تغيير معنادار است (P<٠/٠٠١). بنابراين، راهبردهاي مقابله مذهبي مثبت، فراتر از راهبردهاي گرايشي قادر به تبيين و پيشبيني تعالي پسضربهاي ميباشند.
براي بررسي نقش ويژة منحصر به فرد مقابلة مذهبي مبتني بر اسلام، فراتر از راهبردهاي گرايشي، در تبيين تعالي پسضربه اي، متغيرهاي راهبردهاي گرايشي در مرحلة اول و عاملهاي مقابلة مذهبي مبتني بر اسلام در مرحلة دوم به منزلة متغيرهاي پيشبين و نمرة کل تعالي پسضربهاي به منزلة متغير ملاک، در مردان و زنان در معادله رگرسيون سلسلهمراتبي وارد شدند. با توجه به اينکه تفاوت جنسيتي در مقابلة مذهبي مبتني بر اسلام وجود داشت، از تحليل رگرسيون سلسلهمراتبي با ترتيب ثابت در زنان و مردان به طور جداگانه استفاده شد.
جدول ٤- الف: تحليل رگرسيون سلسلهمراتبي تعالي
پسضربهاي بر راهبردهاي مقابله گرايشي و مقابله مذهبي مبتني بر اسلام
جنس متغيرهاي وارد
شده به معادله منابع تغيير درجه آزادي مجموع مجذورات ميانگين مجذورات نسبتF سطح معناداري
مردان راهبردهاي گرايشي رگرسيون
باقيمانده
کل ١
١٢٥
١٢٦ ٣٤٤/٣١٥٣
٣٣٣/٣٤٤٢١
٦٧٧/٣٧٥٧٤ ٣٤٤/٣١٥٣
٣٧١/٢٧٥ ٤٥١/١١ ٠٠١/٠
مردان راهبردهاي گرايشي،
عامل١،عامل٢ و
عامل٣ رگرسيون
باقيمانده
کل ٤
١٢٢
١٢٦ ٢٠٦/٧٩٩٧
٤٧٢/٢٩٥٧٧
٦٧٧/٣٧٥٧٤ ٣٠١/١٩٩٩
٤٣٨/٢٤٢ ٢٤٧/٨ ٠٠٠/٠
زنان راهبردهاي گرايشي رگرسيون
باقيمانده
کل ١
٢٥٢
٢٥٣ ٦٥٧/٢٦٤٨١
٠٥٦/٧٣٤٦٩
٧١٣/٩٩٩٥٠ ٦٥٧/٢٦٤٨١
٥٤٤/٢٩١ ٨٣٢/٩٠ ٠٠٠/٠
زنان راهبردهاي گرايشي،
عامل١، عامل٢ و عامل٣ رگرسيون
باقيمانده
کل ٤
٢٤٩
٢٥٣ ٩١١/٢٩١٧٧
٨٠٢/٧٠٧٧٢
٧١٣/٩٩٩٥٠ ٤٧٨/٧٢٩٤
٢٢٨/٢٨٤ ٦٦٤/٢٥ ٠٠٠/٠
جدول ٤- ب: اطلاعات مربوط به ضرايب رگرسيون وضرايب تعيين
جنس متغيرهاي وارد
شده به معادله ضريبB ضريب بتا t سطح معناداري ضريب تعيين خطاي استاندارد براورد
مردان راهبردهاي گرايشي ٥٧١/٠ ٢٩٠/٠ ٣٨٤/٣ ٠٠١/٠ ٠٨/٠ ٥٩٤٣٠/١٦
مردان راهبردهاي گرايشي
عامل١،
عامل٢ و
عامل٣ ٣٣٣/٠
٤٧٨/٠
٩٣٣/٠
٨٩٩/٠ ١٦٩/٠
١٣٨/٠
١٨٢/٠
١٤١/٠ ٩٤٩/١
٢٨٤/١
٨١٣/١
٣٧١/١ ٠٥٤/٠
٢٠٢/٠
٠٧٢/٠
١٧٣/٠ ١٩/٠ ٥٧٠٤٣/١٥
زنان راهبردهاي گرايشي ٨٩/٠ ٥٢/٠ ٥٣١/٩ ٠٠٠/٠ ٢٧/٠ ٠٧٤٦٦/١٧
زنان راهبردهاي گرايشي
عامل١،
عامل٢ و
عامل٣ ٨١/٠
٤٣/٠-
٩٩/٠
٦٦/٠ ٤٧/٠
١٠/٠-
١٦/٠
٠٩/٠ ٤٦٠/٨
٣٥٨/١-
١٥٩/٢
٢٢٥/١ ٠٠٠/٠
١٧٦/٠
٠٣٢/٠
٢٢٢/٠ ٢٩/٠ ٨٥٩٠٧/١٦
نتايج نشان داد که در مردان، راهبردهاي گرايشي قادر به پيشبيني تنها ٨ درصد از تغييرهاي نمرة کل تعالي پسضربهاي است، که با وارد شدن نمرة مقابله مذهبي مبتني بر اسلام، ضريب تعيين به ١٩ درصد افرايش مييابد و اين تغيير معنادار (٠٠١/٠p <) است. در حالي که در زنان، از ٢٧ درصد به ٢٩ درصد افزايش يافته است. بنابراين، هم در زنان و هم در مردان، مقابلة مذهبي مبتني بر اسلام، فراتر از راهبردهاي مقابلة گرايشي قادر به پيشبيني و تبيين تعالي پسضربهاي است. همچنين نتايج نشان ميدهد در زنان تنها ضريب بتاي عامل ٢ مقابله مذهبي مبتني بر اسلام معنادار ميباشد و در مردان هيچکدام از ضريبهاي بتا معنادار نيست.
جدول ٥ نتايج تحليل رگرسيون سلسلهمراتبي درماندگي بر راهبردهاي اجتنابي و مقابلة مذهبي منفي را نشان ميدهد. در مرحلة اول، نمرة کل راهبردهاي اجتنابي و سپس نمرة راهبردهاي مقابلة مذهبي منفي به منزلة متغير پيشبين، و نمرة کل درماندگي به مثابه متغير ملاک وارد معادله شدند.
جدول٥-الف: تحليل رگرسيون سلسلهمراتبي درماندگي بر راهبردهاي مقابله اجتنابي و مقابله مذهبي منفي
متغيرهاي وارد شده به معادله منابع تغيير درجه آزادي مجموع مجذورات ميانگين مجذورات نسبت F سطح معناداري
راهبردهاي اجتنابي رگرسيون
باقيمانده
کل ١
٣٧٩
٣٨٠ ٦٠٠/١٣٠٨٥
٢٣٣/٦٨٩٦٦
٨٣٢/٨٢٠٥١ ٦٠٠/١٣٠٨٥
٩٦٩/١٨١
٩١١/٧١ ٠٠٠/٠
راهبردهاياجتنابي
، راهبردهاي مقابله مذهبي منفي رگرسيون
باقيمانده
کل ٢
٣٧٨
٣٨٠ ٥٩٩/١٦٥٠٥
٢٣٣/٦٥٥٤٦
٨٣٢/٨٢٠٥١ ٧٩٩/٨٢٥٢
٤٠٣/١٧٣ ٥٩٣/٤٧ ٠٠٠/٠
جدول٥-ب: اطلاعات مربوط به ضرايب رگرسيوت وضرايب تعيين
گام
متغيرهاي واردشده به معادله ضريب B ضريب بتا نسبت t سطح معناداري R ضريب تعيين خطاي استاندارد برآورد
١ راهبردهاي اجتنابي ٦٨٣/٠ ٣٩٩/٠ ٤٨٠/٨ ٠٠٠/٠ ٤٠/٠ ١٦/٠ ٤٨٩٥٩/١٣
٢ راهبردهاي اجتنابي،
مقابله مذهبي منفي ٥٦٩/٠
٦٦١/٠ ٣٣٣/٠
٢١٥/٠ ٨٧٩/٦
٤٤١/٤ ٠٠٠/٠
٠٠٠/٠ ٤٥/٠ ٢٠/٠ ١٦٨٢٥/١٣
نتايج نشان داد راهبردهاي اجتنابي قادر به پيشبيني ١٦ درصد از تغييرهاي نمرة کل درماندگي است و با وارد شدن مقابلة مذهبي منفي، اين مقدار به ٢٠ درصد افرايش مييابد که اين تغيير نيز معنادار (٠٠١/٠p <) است.
به طور کلي، نتايج بيانگر آن است که راهبردهاي مقابلة مذهبي مثبت و منفي و همچنين راهبردهاي مقابله مذهبي مبتني بر اسلام، داراي روايي افزوده هستند.
نتيجهگيري
يکي از اهداف پژوهشهاي مرتبط با دينداري و مقابلة مذهبي اين است که نشان دهد راهبردهاي مقابلة مذهبي، فراتر از راهبردهاي مقابله عمومي ميتواند پيامدهاي تنيدگي را پيشبيني کند. نتايج اين پژوهش، تأييدکنندة روايي افزوده متغيرهاي مقابله مذهبي بود. تمام مقياسها داراي روايي قابل قبول و قدرت پيشبيني خوبي بودند.
نتايج مطالعه نشان داد که واريانس مقابلههاي مذهبي مثبت و منفي ميتواند فراتر از اندازههاي مقابلة غيرمذهبي، سطوح تعالي و درماندگي را پيشبيني كند؛ اين سهم خاص در حد متوسط تا زياد (٢١ و ١٦ درصد از واريانس کل) بود. همچنين راهبردهاي مقابلة مذهبي مبتني بر اسلام ميتواند سطوح تعالي و درماندگي را فراتر از راهبردهاي غيرمذهبي پيشبيني كند که سهم خاص اين راهبردها، از سهم راهبردهاي مقابلة مذهبي مثبت و منفي بيشتر بود (٢٧ و ١٩ درصد از واريانس کل).
نتايج قابلتوجه ديگري نيز در نمونه مورد نظر به دست آمد. چهبسا يک نفر بپندارد مقابلة مذهبي سهم محدودي را در زندگي دارد؛ اما دانشجويان از اين راهبردها در زندگي خويش استفاده ميکنند. نتايج نشان داد که راهبردهاي مقابلة مذهبي ميتواند در ارزيابي فرايند مقابله دانشجويان براي پژوهشگران و متخصصان باليني مفيد باشد و در فراهم ساختن تصوير يکپارچهتري از ابعاد مختلف مذهبي و معنوي، در فرايند مقابله دانشجويان کمککننده باشد.
به طور کلي، نتايج به دست آمده با يافتههاي پيشين همسو است. مارکوسيا نشان داد که نقش راهبردهاي مقابله مذهبي در پيشبيني سطوح پايينتر افسردگي و اضطراب و سطوح بالاتر عزت نفس و رضايت از زندگي، فراتر از مقابله غيرمذهبي، در دانشجويان است. تعدادي از مطالعات انجامشده توسط پارگامنت و همکارانش روايي افزوده مقابلة مذهبي را با پيامدهاي مختلف رواني و جسماني بررسي كردهاند. براي مثال، اندازههاي مقابلة مذهبي، سلامت عمومي را در ميان اعضاي کليسا در مقابله با رويدادهاي عمده زندگي فراتر از مقابلههاي غيرمذهبي پيشبيني ميكند. مطالعه ديگري نشان داد که مقابلههاي مذهبي سهمي منحصر به فرد در تبيين واريانس خلق مثبت و سلامت عمومي در ميان دانشجويان در مقابله با جنگ دارد. محققان ديگر نيز نتايج مشابهي را دربارة سهم مجزاي راهبردهاي مذهبي در پيشبيني پيامدهاي مثبت و منفي تنيدگي و ضربهها گزارش كردهاند.
بر اساس تبيين پارگامنت، هر چند مذهب و روانشناسي هر دو به مسئلة کنترل فردي توجه داشتهاند، ارزيابي متفاوت و راهحلهاي گوناگوني براي مشکلات دارند. راهبردهاي مقابله روانشناختي به افراد کمک ميکند تا کنترل فردي خويش را گسترش دهند؛ در حاليکه مقابلة مذهبي به آنها کمک ميکند تا با محدوديتهاي خويش روبهرو شده، براي حل مشکلاتشان از خود فراتر روند. اين ديدگاههاي متفاوت، بيش از آنکه در تعارض با يکديگر باشند، مکمل يکديگر به شمار ميروند.
ما بر اين باوريم که انگارة روايي افزوده مورد استفاده در اين مطالعه، يک نوع روششناسي براي محققان، به منظور توسعة سازههاي نيرومند تجربي و از لحاظ مفهومي مفيد ارائه ميدهد. الگوي شناختي ـ رفتاري و گرايشي ـ اجتنابي مقابله که به وسيله سياهه پاسخهاي مقابلهاي(CRI) توسعه يافته، سهم مهمي در ساخت اين حوزه دارد. اول اينکه، به منزلة يک طبقهبندي جامع از راهبردهاي شناختي ـ رفتاري و گرايشي ـ اجتنابي، مقياسهاي مذهبي مرتبط با اين ابعاد ميتواند موضوع مرجع مفيدي براي ارزيابي معناي باليني سازههاي آن باشد. هر کدام از ابعاد CRI کاربردهاي انگيزشي دارد که ميتواند در پيشبيني جهت حرکت افراد مفيد باشد. در اين مطالعه، همبستگيهاي مقياسهاي مقابله مذهبي پارگامنت و مقياس مبتني بر اسلام با تعالي و درماندگي نشان ميدهد که آنها ميتوانند با حس بهزيستي کلي و توانايي مقابله رابطه داشته باشند. دوم اينکه، همبستگي با ابعاد مقابلة غيرمذهبي ميتواند به منزلة اثر انگشتي براي هر مقياس باشد که در شناسايي شباهتها و تفاوتهاي آن با ديگر سازهها استفاده شود. در نبود طبقهبندي سازههاي مذهبي مبتني بر اسلام، CRI ميتواند براي پيوند قانوننگرانه (اصول قاعدهمند علمي که پديدهاي را کنترل و تبيين ميکنند) سازههاي مذهبي مختلف مفيد باشد. بررسي رابطه سازههاي مذهبي با متغيرهاي مقابلهاي شناختي ـ رفتاري يا گرايشي ـ اجتنابي به پژوهشگران اين امکان را ميدهد که سازههاي مذهبي خويش را در نقشههاي موجود جاسازي، و پارامترهاي ناشناخته از الگوهاي مذهبي و معنوي خويش را در آن ترسيم كنند. در نهايت، از آنجاکه نشان داده شده CRI طيفي از متغيرهاي تفاوتهاي فردي شناساييشده را که با سلامت روان و آسيبشناسي رواني رابطه دارند، معرفي ميکند، اين مقياس ميتواند به مثابه مرجع تجربي براي تعيين نقش ويژة سازههاي مذهبي در تبيين تغييرپذيري پيامدها به کار رود. سودمندي هر مقياسي که در فراهم آوردن واريانس تبييني معنادار فراتر از ابعاد هشتگانه سياهه پاسخهاي مقابلهاي (CRI) شکست بخورد، بايد مورد سؤال قرار گيرد.
منابع
ـ آبياري، محسن و وفايي، مريم، «ماهيت و ساختار مفهوم مقابله در فرهنگ ايراني»، علوم انساني و اجتماعي، ش ٤١،١٣٨٣،٣٠ـ٥٦.
ـ ـــــ ، «اعتباريابي، روايي سازي و توسعه مقدماتي مقياس پاسخهاي مقابلهاي ايراني»، همايش مباني نظري و روان سنجي مقياسهاي ديني، تهران، ١٣٨٢.
ـ آزاد، حسين، آسيب شناسي رواني، تهران، بعثت، چ ششم، ١٣٧٨، ج ١.
ـ وفايي بوربور، صديقه، نقش جهتگيري ديني (بيروني و دروني) و مقابله هاي مذهبي در استرس شغلي دبيران زن شهرستان همدان، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه تربيت مدرس، ١٣٧٨.
-Aguilar-Vafaie, M. E., & Abyari, M, Coping Response Inventory: Assessing Coping among Iranian College Students and Introductory Development of an Adapted Iranian Coping Response Inventory (CRI). Mental Health, Religion, and Culture, ١٠(٥); ٢٠٠٧: ٤٨٩–٥١٣
-al-Issa, I. Does the Muslim religion make a difference in psychopathology? In: al-Issa (Ed). Al- junun: Mental illness in the Islamic world (pp. ٣١٥-٣٥٣). Connecticut: International Universities Press, ٢٠٠٠.
-pant, C. R., & Pargament, K. I. Religious coping with racist ad other negative life events among African Americans. Paper presented at the meeting of the American Psychological Association, New York, NY, ١٩٩٥.
-Burker, E. J., Evon, D. M., Sedway, J. A., & Egan, T. Religious and Non-Religious Coping with lung transplant candidates: Does adding God to the picture tell us more? Journal of Behavioral Medicine, ٢٨, (٦), ٢٠٠٦:٥١٣-٥٢٦.
-Bush, E. G., Rye, M. S., pant, C. R., Emery, E., Pargament, K. I., & Riessinger, C. A. (٢٠٠٤). Religious coping with chronic pain. Applied Psychophysiology and Biofeedback, ٢٤(٤), ٢٤٩-٢٦٠.
-Calhoun, L. G., Tedeschi, R. G. Handbook of Posttraumatic growth: Research and Practice. Mahwah, NJ: Erlbaum, ٢٠٠٦, ١-٢٤.
-Calhoun, L. G. & Tedeschi, R. G. Posttraumatic growth: The positive lessons of loss. In R. A. Neimeyer (Ed.). Meaning Reconstruction and the Experience of Loss (pp. ١٥٧-١٧٢). Washington, DC, US. American Psychological Association, ٢٠٠١.
-Calhoun, L. G., Tedeschi, R. G. Beyond recovery from trauma: Implications for clinical practice and research. Journal of Social Issues, ٥٤, ١٩٩٨: ٣٥٧-٣٧١.
-Calhoun, L. G., Tedeschi, R. G . Posttraumatic growth: Future directions. In R.G. Tedeschi, C.L. Park & L.G. Calhoun (Eds.) Posttraumatic Growth: Positive Changes in the Aftermath of Crisis (pp. ٢١٥-٢٣٨). NJ: Lawrence Elbaum Associates, ١٩٩٨b.
-Folkman, S., & Moskowitz, J. T. Positive affect and the other side of coping. American Psychologist, ٥٥, ٢٠٠٤: ٦٤٧-٦٥٤.
-Horowitz, M.; Wilner, N., & Alvarez, W. Impact Of Event Scale (IES): A Measure of Subjective Stress. Psychosomatic Medicine, ٤١, ١٩٧٩: ٢٠٩-٢١٨
-Holahan, C. J., & Moos, R. H. Life stressors, personal and social resources, and depression: A four- year structural model. Journal of Abnormal Psychology, ١٠٠, ١٩٩١: ٣١-٣٨.
-Joseph, S. P., Linley, A., & Maltby, J. Positive psychology, religion and spirituality. Mental Health, Religion and Culture, ٩ (٣), ٢٠٠٦: ٢٠٩-٢١٢.
-Marcoccia, A, Religious versus secular coping in university students adjusting to stress, ٢٠٠٧.
-Moos, R. H. (١٩٩٣). Coping Response Inventory Manual. Palo Alto, CA: PAR, ٢٠٠٦
-Moss, R. H .& Schaefer, J. A, Development And Application Of New Measures Of Life Stressors,Social Resourses And Coping Responces. European Journal of Psychological Assesment, ١١ (١), ١٩٩٥:١-١٣.
-Nadeau, J. G. Masculinity and Posttraumatic Spirituality. A paper for international workshop religious education in coping with sexual abuse. Montreal, ٢٠٠٦, ٢٥-٢٦.
Pargament, K. I. (١٩٩٧). The psychology of religion and coping: Theory, research and practice, New York: Guilford Publication.
Pargament, K. I., Koeing, H. G., & Perez, L. M. The many methods of religious coping: Development and initial validation of the RCOPE. Journal of Clinical Psychology, ٥٦, ٢٠٠٠: ٥١٩-٥٤٣.
Pargament, K. I., Smith, B. W., Koeing, H. G., & Perez, L. Patterns of positive and negative religious coping with major life stressors. Journal for the Scientific Study of Religion, ٣٧, ١٩٩٨: ٧١٠-٧٢٤.
Pargament, K. I .D, Ensing, S., Falgout, k., Olsen, H., Reilly, B.Van Haitama, K., and Warren, R. God help me: Religious coping efforts as predictors of outcomes of significant negative life events. American Journal of Community Psychology, ١٨, ١٩٩٠: ٧٩٤-٨٢٤.
Pargament, K. I., Ishler, K., Dubow, E. F., Stanik, P., Rouiller, R., Crowe, P., etal. (). Methods of religious coping with the Gulf war: Cross-sectional and longitudinal analyses. Journal for the Scientific Study of Religion, ٣٣,١٩٩٤: ٣٤٧-٣٦١.
Park, C. L., Lechner, S. C., Stanton, A. L., & Antoni, M. Growth in the context of medical illness. Washington, DC: APA, ٢٠٠٦.
Shaw, A., Joseph, S., & Linley, P. A. Religion, spirituality, and posttraumatic growth: A systematic review. Mental Health, Religion, and Culture, ٨, ٢٠٠٥: ١-١١.
Tedeschi, R. G., Calhoun, L. G. The posttraumatic growth inventory: measuring the positive legacy of trauma. Journal of Traumatic Stress, ٩, ١٩٩٦: ٤٥٥-٤٧١.
Tedeschi, R. G., Calhoun, L. G. Trauma and Transformation: Growing in the Aftermath of Suffering. Sage Publications, ١٩٩٥.
Tedeschi, R. G., Calhoun, L. G. Posttraumatic Growth: Conceptual foundations and empirical evidence. Psychological Inquiry, ١٥, ٢٠٠٤: ١-١٨.
VandeCreek, L., Pargament, K. I., Cowell, B., Belavich, T., pant, C. Friedel. L., & Perez, L. The vigil: Religion and the search for control in the hospital waiting room. Paper presented at the meeting of he American Psychological Association, New York, NY, ١٩٩٥.
Weiss, D. S., & Marmar, C. R. Assessing the psychological trauma and PTSD. A practitioner's handbook (pp. ٣٩٩-٤١١). New York: Guilford Press, ١٩٩٧.