رابطهجهتگيري مذهبي
با اختلالات رواني و پيشرفت تحصيلي
عليمراد حبيبوند*
چكيده
اين پژوهش درميان ٣٥٠ نفر از دانشجويان دانشگاههاي آزاد و پيام نور شهرستان مرند»، و به روش پژوهشي، توصيفي و از نوع همبستگي انجام شده است. براي گردآوري دادهها از دو پرسشنامه «نگرش و اعتقادات مذهبي» و پرسشنامه سنجش اختلالات رواني «SCL-٩٠-R» استفاده شد و براي سنجش پيشرفت تحصيلي، آخرين معدل آنها اخذ گرديد. در گردآوري دادهها، از آمار توصيفي (ميانگين، ميانه، نما، جدول و نمودار) وآمار استنباطي براي تجزيه و تحليلدادهها همبستگي، و آزمون T استفاده شده است.
يافتههاي پژوهش حاكي است، رابطة بين متغير جهتگيري مذهبي با اختلالات رواني در سطح P<٠.٠١ منفي است. اين رابطه در كلية خرده آزمونهاي ٩ گانة آزمون اختلالات رواني نيز منفي است. رابطة بين متغير پيشرفت تحصيلي با جهتگيري مذهبي در سطح P<٠.٠١ مثبت مي باشد. رابطه اختلالات رواني و پيشرفت تحصيلي نيز در سطح P<٠.٠١ منفي مي باشد.
كليدواژهها: دانشجو، پيشرفت تحصيلي، جهتگيري مذهبي، اختلالات رواني.
مقدّمه
اهميت معنويت و رشد معنوي انسان در چند دهه گذشته به صورتي روزافزون توجه روانشناسان و متخصصان بهداشت رواني را به خود جلب كرده است. پيشرفت علم روانشناسي از يك سو و ماهيت پويا و پيچيده جوامع نوين از سوي ديگر، باعث شده است كه نيازهاي معنوي بشر در برابر خواستهها و نيازهاي مادي قد علم كنند و اهميت بيشتري بيابند. مردم جهان، امروزه بيش از پيش به معنويت و مسائل معنوي گرايش دارند و روانشناسان و روانپزشكان هم به طور روزافزون درمييابند كه در همه موارد براي درمان اختلالات رواني، استفاده از روشهاي متعارف كافي نيست. (شهيدي و شيرافكن، ١٣٨٢) نياز انسان به دين قدمتي به عمر تاريخ دارد؛ زيرا بشر از همان آغاز زندگي خود به حامي مقتدر و تكيهگاهي نيرومند احساس نياز ميكرده است. موضوع دين مورد بحث روانشناسان و محققان پيشگامي همچون جيمز (١٩٢٩)، فرويد(١٩٠٧)، يونگ (١٩٦١ ـ ١٨٧٥) و ديگران بوده است. همچنين مطالعات و نظريهپردازي در زمينههاي مختلف مذهبي به گذشتههاي دور برميگردد؛ ولي مطالعه مذهب از ديدگاه روانشناختي از حدود ١٠٠ سال پيش آغاز گرديده است.(بهرامي احسان، ١٣٨٣) اعتقاد بر اين است كه در ايمان به خدا، نيروي خارقالعادهاي وجود دارد كه نوعي قدرت معنوي به انسان متدين ميبخشد و در تحمل سختيهاي زندگي او را كمك كرده و از نگراني و اضطرابي كه بسياري از مردم در معرض ابتلاي به آن هستند دور ميسازد. ويليام جيمز، يكي از پيشگامان طرح اين واقعيت در روانشناسي، معتقد است: «ايمان بدون شك مؤثرترين درمان اضطراب٥ است؛ ايمان نيرويي است كه بايد براي كمك به انسان در زندگي وجود داشته باشد. فقدان ايمان، زنگ خطري است كه ناتواني انسان را در برابر سختيهاي زندگي اعلام ميدارد» (به نقل از: عثمان نجاتي، ترجمه عرب، ١٣٨٤).
ايمان، انجام دستورات مذهبي، و حضور در مراسمهاي مذهبي از عواملي هستند كه ميتوانند در درمان و پيشگيري از ابتلا به بيماريهاي رواني اعم از نوروزهاي خفيف يا سايكوزهاي شديد به كار رود (داويديان، ١٣٧٦). به نظر بنيامين راش «مذهب آنقدر براي پرورش سلامت روح اهميت دارد كه هوا براي تنفس» (به نقل از: جيمز، ١٣٧٦). مذهب به انسان كمك ميكند تا معناي حوادث زندگي، بخصوص حوادث دردناك و اضطرابانگيز را بفهمد.
دين به مؤمنان و معتقدان خود ميآموزد كه چگونه با مجموعه عظيم جهان كه پيش از فرد شكل گرفته و قوانين خود را بر او تحميل ميكند سازگاري١ يابد. اين سازگاري، دلگرمي و خرسندي مطبوعي را در روان فرد ايجاد ميكند. برخلاف عقايد گذشته كه دين را مانع پيشرفت عقل ميشناختند و آن را مانع استواري اخلاق راستين ميدانستند، اگر دستورات دين كامل اجرا شوند، هم اخلاق راستين ايجاد ميشود و هم نظم اجتماعي و سياسي شكل ميگيرد (كاسيرز٢، ترجمه موفق،١٣٧٠).
«دين در عصر كنوني با چالشهاي توانمندي روبهرو شده و انعكاس آن تمام جهان را درنورديده است؛ به ويژه اينكه با تسلط به طبيعت، پيشرفت زندگي و گسترش انسانگرايي محض، ابتدا به نظر ميرسيد كه خدا و به طور كلي ماوراءالطبيعه و متافيزيك با مفهوم نيروي برتر دست نيافتني، در حال از بين رفتن است و دينداري به پستوهاي ذهن در زندگي رانده ميشود؛ اما با اجلاس هزاره سران و رهبران ديني در مقر سازمان ملل متحد در نيويورك٣ اتفاق شگفتانگيزي رخ داد و آن شكست طرحهاي ضد دين بود». مونت گمري، ١٣٨٠).
بيان مسئله
بحث از دين و مذهب براي مقابله (عمدتاً پيشگيري) با بيماريها قرنهاست كه مطرح ميشود؛ از زمانهاي پيش از ميلاد كه علت بيماري را گناه فرد ميدانستند تا زمان بعثت پيامبر اكرم?، كه عمده مردم مشكلات و ناراحتيهاي خود را با عمل به دستورات قرآن و پيامبر، همچون آيه شريفه «كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا» برطرف ميكردند. هرچند كه اهميت مذهب در رابطه با بيماري، به ويژه بيماري رواني، فراز و فرود بسياري داشته است.
امروزه برخلاف چندين دهه قبل كه انسان را موجودي سه بعدي متشكل از زيست، روان و اجتماع٥ ميدانستند، بعد چهارمي هم بدان اضافه نمودهاند و آن بعد روحي٦ و يا معنوي است (طهماسبي و كمانگيري، ١٣٧٥). در حقيقت، تركيب انسان، رفتار انسان، سلامت انسان، بيماري انسان و ساير افعال و حالاتي كه بر انسان حادث ميگردد ناشي از يك بعد خاص نيست، بلكه تمام ابعاد چهارگانه با تركيب و تأثير متقابل بر هم، حالاتي را بر انسان حكمفرما مينمايد.
به طور كلي، وجود بيماري رواني در خانواده ميتواند فعاليت عادي اعضا، اقتصاد خانواده و روابط انساني خانواده را مختل نمايد؛ صرف نظر از وقت و عمر زيادي كه ممكن است از افراد بگيرد. اختلالات رواني، كارگر، كارمند، محصل، پزشك و استاد نميشناسد و امكان ابتلا به آن براي همه افراد جامعه در تمامي زمانها وجود دارد و هيچ انساني از فشارهاي رواني و اجتماعي مصون نيست و اين خطري است كه شديداً نسل فعلي و آينده را تهديد ميكند (ميلانيفر، ١٣٨٤).
يكي از گروههاي در معرض خطر، دانشجويان هستند. آنها از هوشمندترين افراد جامعه و سازندگان فرداي جامعه در زمينههاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي بوده و بخش قابل توجهي از جوانان را تشكيل ميدهند. (فاضل ميبدي، ١٣٧٥) دانشجويان در مرحله انتقال از دوره نوجواني به بزرگسالي، علاوه بر مشكلات ناشي از زندگي جديد، بايد سعي كنند تا از خانواده استقلال مالي و عاطفي پيدا كرده و يك مجموعه از ارزشهاي جديد زندگي اجتماعي را بپذيرند. (كوانگ١ و همكاران،١٩٩٧ به نقل از: عمران نسب، ١٣٧٨) و در چنين شرايطي است كه نياز به انطباق مجدد احساس ميشود.
افراد اين گروه، فشارهاي درسي و مسائل اجتماعي خاصي را تجربه ميكنند و بديهي است كه به دليل عدم تجربه از يك سو و شدت و فراواني فشارهاي رواني از سوي ديگر، بيش از ساير اقشار جامعه درگير تنيدگيهاي گوناگون ميگردند (خزائيلي، ١٣٧٦). ناخشنودي، عدم رضايت، نااميدي، ناكامي٢ و خشونت،٣ روابط بين فردي٤ ضعيف، درماندگي٥ حالات و احساسات منفي هستند كه ميتوانند عملكرد آنها را شديداً تحت تأثير قرار دهند (نيكجه، ١٣٧٦).
نكته بسيار مهمي كه در اصول بهداشت رواني٦ بايد توجه داشت، اين واقعيت است كه تمام آموزشهاي الهي، قوانين فطري و عقلاني هستند؛ به همين دليل، در تمام مناطق جغرافيايي و در تمام زمانها قابل استفاده ميباشند. بر همين اساس، اين اصول ميتوانند در پيشگيري از تظاهرات واكنشي رواني و به طور كلي، پيشگيري از تمام اختلالات رواني كه جنبه عضوي و ارثي ندارند مفيد واقع شوند (حسيني، ١٣٨٤).
از ديدگاه اسلام، راه علاج و درمان اساسي اختلالات رواني، از جمله اضطراب و نگراني، ياد خداوند است: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» و اعتقاد بر اين است كه انسان به وسيله ايجاد ارتباط روحي و معنوي با مبدأ وجود و سرچشمه همه پاكيها و نيكيها به آرامش خاطر دست پيدا ميكند. ياد خدا، انسان را با ريسمان و پيوند استواري به پروردگارش مربوط ميسازد و او را به خير و خوبي در دنيا و آخرت سوق ميدهد و روان انسان را بر اساس ايثار و همياري پرورش داده و او را به آرامش ميرساند. چنين فردي با عبرت گرفتن از ديگران و تجربه اندوزي از گذشته، با اميد به سمت آينده در حركت است. اين افراد هرگز احساس ناراحتي و تشويش در مورد حوادثي كه هنوز رخ ندادهاند به درون خود راه نميدهند.
در احاديث و گفتههاي معصومان? عوامل شناختي و عاطفي و رفتاري متعددي مورد توجه قرار گرفته است. براي مثال، در مورد اختلال افسردگي، عواملي نظير نگرشهاي نامعقول، افراط و تفريط در تمايلات و هواهاي نفساني، برآورده نشدن انتظارات، نااميدي، شك و ترديد به الطاف خداوند، نارضايتي از زندگي، كوتاهي در انجام فعاليتها، سستي و تنبلي، از دستدادن چيزي كه براي فرد مهم است و يا نرسيدن به آرزوها، حسادت نسبت به كسي، ناراحتي فكري و خيالپردازي، احساس ناتواني، و فشارهاي رواني از سببهاي افسردگي دانسته شده است.(فقيهي و مطهري طشي، ١٣٨٣)
در مورد اضطراب و آرامش روان هم به مطلبي از علاّمه طباطبائي اشاره ميشود. ايشان در توضيح كلمه «سكينه»، آن را از ماده سكون به معناي آرامش دل دانستهاند؛ آرامشي كه انسان در عزم و اراده خود دارد و هيچگونه اضطراب و نگراني به خود راه نميدهد. وي شخص مؤمن را همچون كسي ميداند كه بر تكيهگاهي استوار و پايهاي ويران نشدني تكيه زده و امور خود را بر معارف حقّه و اعتقادات غيرقابل شك و شبهه، مبتني ساخته است. او در كارها طبق فرمان الهي اقدام ميكند و چيزي را متعلّق به خودش نميداند تا ترس از بين رفتن آن را داشته باشد. شخص مؤمن از فقدان چيزي اندوهگين نميشود و براي تشخيص خير و شر دچار اضطراب و دودلي نميگردد. در ادامه، ايشان شخص بيايمان را همچون افراد بيسرپرستي ميداند كه به كارشان رسيدگي نميشود و خيالات و احساسات شوم، از هر طرف بر آنها حمله كرده، آنان را دچار اضطراب شديد ميكند. (صفورايي پاريزي، ١٣٨٢)
هاگ١ ميگويد: «شك ندارم كه شما با پيروي از تعليمات مذهبي خود، هيچگاه دچار افسردگي ناشي از خودملامتگري نخواهيد شد». (به نقل از: مرتجاعي، ١٣٧٦) اين الگوي كاملي از همسويي مذهب و روانشناسي است. همة مذاهب از پيروانشان ميخواهند كه انسانهايي شاد، بانشاط و از خود خرسند باشند و همديگر را دوست بدارند. مذهب به انسان كمك ميكند تا به معناي حوادث زندگي، بخصوص حوادث دردناك و اضطرابانگيز دست يابد. دين به معتقدان و مؤمنان خود ميآموزد كه چگونه با مجموعه عظيم جهان و قوانين آن سازگاري يابند.
آرامش رواني، گمشده انسان امروزي است و او با تمام وجود در پي دستيابي به آن است.(آذربايجاني، و موسوي اصل، ١٣٨٥) شايد بتوان گفت: مهمترين مشكل انسان، اضطراب، افسردگي٢، اختلال در روابط بين فردي، خشونت و مانند آنها ميباشد و بديهي است اگر مسائل فوق در جامعهاي گسترده شوند پيامدهاي بسيار وخيم و غيرقابل جبراني را به بار خواهد آورد. از ديدگاه دين، مؤثرترين چيزي كه ميتواند اين مشكلات را برطرف كند ياد خداست.(آذربايجاني و موسوي اصل، ١٣٨٥)
اهداف تحقيق
اهداف اين تحقيق عبارتند از:
١. به دستآوردن رابطه بين جهتگيري مذهبي با اختلالات رواني در دانشجويان دانشگاههاي مرند؛
٢. به دستآوردن رابطه بين جهتگيري مذهبي با پيشرفت تحصيلي در دانشجويان دانشگاههاي مرند؛
٣. به دستآوردن رابطه بين اختلالات رواني با پيشرفت تحصيلي در دانشجويان دانشگاههاي مرند؛
٤. مقايسة وضعيت جهتگيري مذهبي دانشجويان زن و مرد نسبت به همديگر در دانشگاههاي مرند؛
٥. مقايسه وضعيت اختلالات رواني دانشجويان زن و مرد نسبت به همديگر در دانشگاههاي مرند؛
٦. مقايسه پيشرفت تحصيلي دانشجويان زن و مرد نسبت به همديگر در دانشگاههاي مرند.
سؤالات تحقيق
اين تحقيق، درصدد پاسخگويي به سؤالات ذيل است:
١. آيا بين ميانگين كل جهتگيري مذهبي دانشجويان در دو جنس مرد و زن تفاوت معناداري وجود دارد؟
٢. آيا بين ميانگين كل اختلالات رواني دانشجويان در دو جنس مرد و زن تفاوت معناداري وجود دارد؟
٣. آيا بين ميانگين كل پيشرفت تحصيلي دانشجويان در دو جنس مرد و زن تفاوت معناداري وجود دارد؟
فرضيههاي تحقيق
فرضيههاي تحقيق به قرار ذيل ميباشند:
١. بين جهتگيري مذهبي و اختلالات رواني در دانشجويان رابطه منفي وجود دارد؛
٢. بين جهتگيري مذهبي و شكايت جسماني١ در دانشجويان رابطه منفي وجود دارد؛
٣. بين جهتگيري مذهبي و وسواس فكري عملي٢ در دانشجويان رابطه منفي وجود دارد؛
٤. بين جهتگيري مذهبي و حساسيت در روابط بين فردي در دانشجويان رابطه منفي وجود دارد؛
٥. بين جهتگيري مذهبي و افسردگي در دانشجويان رابطه منفي وجود دارد؛
٦. بين جهتگيري مذهبي و اضطراب در دانشجويان رابطه منفي وجود دارد؛
٧. بين جهتگيري مذهبي و خشونت در دانشجويان رابطه منفي وجود دارد؛
٨. بين جهتگيري مذهبي و ترس مرضي٣ در دانشجويان رابطه منفي وجود دارد؛
٩. بين جهتگيري مذهبي و افكار پارانوئيد٤ در دانشجويان رابطه منفي وجود دارد؛
١٠. بين جهتگيري مذهبي و روانپريشي در دانشجويان رابطه منفي وجود دارد؛
١١. بين جهتگيري مذهبي و پيشرفت تحصيلي در دانشجويان رابطه مثبتي وجود دارد؛
١٢. بين اختلالات رواني و پيشرفت تحصيلي در دانشجويان رابطه منفي وجود دارد.
تعريف مفهومي و عملياتي متغيرها
١. جهت گيري مذهبي
تعريف مفهومي: ميزان گرايش، باورها و آمادگي فرد براي انجام اعمال مذهبي. علامه طباطبائي? در جلد سوم تفسير الميزان گرايش ديني را عبارت از تسليم شدن در برابر بياني كه از مقام ربوبي در مورد اعمال و عقايد و يا در مورد معارف و احكام صادر ميشود ميداند.
واژة «دين» در لغت به معاني گوناگوني از جمله جزاء، اطاعت، قهر و غلبه، انقياد، خضوع و پيروي آمده است. در قرآن كريم هم آياتي وجود دارد كه از آنها معناي جزاء، شريعت، قانون، طاعت و بندگي استنباط ميشود. (بلالي،١٣٧٧) دهخدا (١٣٥١) دين را در لغت به معناي كيش، آيين، طريقت و شريعت و در اصطلاح، عبارت از مجموعه اصول و قواعد بنيادي و احكام و دستورهايي ميداند كه از سوي خدا به انسان داده شده است. به عبارت ديگر، دين شامل گزارههاي توصيفي و تجويزي است و سه عنصر اصلي دارد: شناخت، ايمان و عمل.
تعريف عملياتي: نمره حاصل از پرسشنامه نگرش و اعتقادات مذهبي (خداياري فرد، غباري بناب، نصفت و فقيهي، ١٣٧٨) ملاك وضعيت جهتگيري مذهبي دانشجويان است.
در تحقيق حاضر، منظور از دين، دين اسلام و منظور از مذهب، مذهب شيعه ميباشد.
٢. اختلالات رواني
تعريف مفهومي: الگوي قابل ملاحظه باليني كه در يك فرد ظاهر ميشود و با ناراحتي يا ناتواني در يكي از زمينههاي كاركردي رابطه دارد و در واكنش به رويداد خاصي است كه از لحاظ فرهنگي موجه و مورد انتظار نيست. (DSM-IV)
بيشتر روانپزشكان زماني فرد را بيمار رواني ميدانند كه علايم روانپزشكي٢ همراه با اختلال در كاركرد را در وي مشاهده نمايند. (كاپلان و سادوك Kaplan & Sadok،٢٠٠٣، ترجمه رفيعي، ١٣٨٥)
روانپزشكي و روانشناسي نوين، رفتار بهنجار را معادل سلامت رواني و رفتار نابهنجار و غير عادي را معادل بيماري رواني به كار برده است.(كاپلان و سادوك، ٢٠٠٣، به نقل از: حسيني المدني، ١٣٨٦)
سلامت رواني به عنوان يكي از ابعاد سلامت نيز در نظر گرفته شده است. طبق نظر سازمان جهاني بهداشت (WHO) سلامت عبارت است از: رفاه كامل جسمي، رواني و اجتماعي و نه فقط عدم بيماري يا ناتواني.(كاپلان و سادوك ٢٠٠٣، به نقل از: حسيني المدني، ١٣٨٦)
تعريف عملياتي: نمره حاصل از پرسشنامه SCL-٩٠-R كه وضعيت رواني فرد را در ٩ حوزه شكايات جسماني، وسواس فكري- عملي، حساسيت در روابط بين فردي، افسردگي، اضطراب، پرخاشگري، ترس مرضي، افكار پارانوئيد و روان پريشي ميسنجد.
٣. پيشرفت تحصيلي
تعريف مفهومي: درجه موفقيت دانشجو در يادگيري مطالب درسي پيشبيني شده از سوي وزارتخانههاي علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت و درمان و آموزش پزشكي و نيز سازمان مركزي دانشگاه آزاد اسلامي.
تعريف عملياتي: ميانگين نمرات امتحانات دانشجو در آخرين نيمسال تحصيلي گذشته.
آثار و فوايد دينداري
دربارة آثار و فوايد دينداري مطالب متعددي عنوان گرديده است.
شهيد مطهّري (١٣٦٩) در اين باره سه فايده براي ايمان (و دينداري) عنوان ميكند:
١. بهجت و انبساط: خوشبيني به جهان، روشندلي، اميدواري، آرامش خاطر و لذت معنوي؛
٢. بهبودي در روابط اجتماعي: رعايت عدالت و اخلاق در روابط با ديگران در پرتو ايمان و تقوا؛
٣. كاهش ناراحتيها: بالا بردن توان مقابله و مقاومت در برابر ناملايمات زندگي.
آذربايجاني و موسوي اصل (١٣٨٥) هم، شرح كاملي بر آثار و فوايد دينداري نوشتهاند. آنان آثار و فوايد دينداري را اول در دو سطح فردي و سطح اجتماعي عنوان ميكنند و در مرحله بعد، فوايد سطح فردي را به چهار بخش آرامش روان، خشنودي و رضايت از زندگي، تفسير خوشبينانه از مرگ و سلامت جسمي، و فوايد سطح اجتماعي را به سه بخش انسجام اجتماعي، كاهش جرم و انحراف، نوعدوستي و كمك به ديگران تقسيم مينمايند.
در ذيل، توضيح مختصري در مورد سطوح گفته شده بيان ميگردد:
آرامش روان: در مورد آرامش روان، نتايج تحقيقات صورت گرفته مؤيد اين مطلب است كه ديندار بودن و پايبندي به مباني و احكام دين باعث افزايش سطح سلامت روان و بالطبع كاهش اختلالات رواني است. (نمونهاي از اين تحقيقات در قسمت «پيشينه» خواهد آمد.) علاوه بر نتيجه تحقيقات گفته شده، خود قرآن كريم هم به صراحت به تأثير ياد خدا در ايجاد و آرامش در روان اشاره كرده است.
تفسير خوشبينانه از مرگ: بسياري از افراد از مرگ نگرانند؛ چون مرگ در نظر آنان، از دست دادن چيزهاي خوب و عدم اطمينان به وقايع پس از مرگ است. در اينجاست كه دين تفسير خوشبينانهاي از مرگ به انسان ميدهد و آن را نه نابودي، بلكه انتقال از يك نوع زندگي موقت به نوع ديگري كه هميشگي و ابدي است تلّقي ميكند.
خشنودي و رضايت از زندگي: رضايت از زندگي فرايندي است بر مبناي قضاوت شناختي كه به عنوان شاخصي در جهت ارزيابي كلي از كيفيت زندگي فرد مطرح شده است. رضايت، انعكاس سادهاي از شرايط و حوادث واقعي نيست، بلكه منعكس كننده ارزيابي شناختي از شرايط و رويدادهاست. بررسيها نشان ميدهد كه افراد متدين از افراد غيرمتدين، احساس رضايت بيشتري در زندگي دارند. يكي از اين بررسيها توسط سلطانيزاده و همكاران (١٣٨٦) انجام شد. نتيجه اين تحقيق نشان داد مقولههاي سهگانه نگرشهاي ديني (عمل به مناسك ديني، دوستي و بندگي خدا، اعتقاد به اصول دين) به همراه وجود بيماري جسماني رابطه معناداري با رضايت از زندگي دارد.
سلامت جسمي: برخي از شارحان نهجالبلاغه در شرح كلمات حضرت علي? كه فرمودند :«پرهيزگاري سبب شفاي جسم شماست»، متذكر شدهاند كه ارتباط تقوا با سلامت جسم به صورت غالبي است؛ زيرا عمدهترين سبب بيماري، پرخوري و شكمپرستي است. و اكثر اهل تقوا به دليل كمخوري و قناعت به حلال، جسمشان عاري از بيماريهاست. در ضمن، نتيجة تحقيقات انجام شده در اين خصوص، حاكي از تأثير مثبت دينداري بر سلامت جسمي است.(خضرائيان، ١٣٧٨)
انسجام اجتماعي: افراد ديندار معمولاً براي انجام فرايض ديني در مسجد و كليسا جمع ميشوند؛ خود اين امر، باعث افزايش انسجام آن افراد ميگردد. برگزاري نمازهاي جمعه و جماعت نمونهاي از اين موارد است. شايد يكي از دلايل عمده اين انسجام، اشتراكات معنوي زياد اين افراد باشد.
كاهش جرم: از افراد متدين انتظار ميرود به دليل آموزههاي ديني درباره زشتي و حرمت قتل، ضرب و جرح و اعمال منافي عفت، در مقايسه با غير متدينان كمتر دچار جرم و جنايت و انحراف شوند. در آياتي از قرآن كريم به رعايت اين قوانين اشاره شده است.
نوعدوستي و كمك به ديگران: اديان مختلف ممكن است درباره مسائلي نظير حقيقت خداوند يا برخي آيينهاي مذهبي اختلاف نظر داشته باشند؛ ولي در مورد موضوعات اخلاقي از جمله دروغ، حسد، بخل، نوعدوستي، احترام به پيران، محبت به كودكان و مسائلي از اين قبيل با همديگر توافق كاملي دارند. در دين اسلام هم آموزههايي از اين دست ديده ميشود؛ نظير: با ديگران به نيكي رفتار كن، با مردم فروتن، نرمخو و مهربان باش، يا اطعام مساكين، يتيمان و اسيران در سوره «دهر» كه در شأن اهلبيت حضرت علي? ميباشد.
مذهب و سلامت روان
روانشناسي بهداشت، در سالهاي اخير اهميت زيادي براي نقش راهبردي مقابله و سبك زندگي افراد در وضعيت سلامت جسماني و رواني آنها قايل شده است. شيوههاي مقابله، تواناييهاي شناختي و رفتاري هستند كه افراد به منظور برآوردن نيازهاي خاص دروني و بيروني به كار ميبرند.
رويكردهاي مختلف، روشهاي مقابلهاي متفاوتي را به كار ميبرند. در مقابله مذهبي از منابعي نظير نماز، دعا، توكل به خدا و مواردي از اين قبيل استفاده ميشود. بديهي است كه استفاده از اين منابع، مانع استفاده از ساير روشهاي مقابله مربوط به رويكردهاي ديگر نميگردد، بلكه همه اينها ميتوانند به موازات همديگر مورد استفاده قرار گيرند تا هدف مشترك همة آنها كه رسيدن به سطح مطلوبي از سلامت جسم و روان است، تحقق يابد.
روش مقابله مذهبي متكي بر باورها و فعاليتهاي مذهبي است و به نظر ميرسد از اين طريق در مهار مشكلات هيجاني و ناراحتيهاي جسمي به افراد كمك ميكند. داشتن معنا و هدف در زندگي، احساس تعلق به منبعي والا، اميد به كمك خدا در شرايط مشكلزاي زندگي، و برخورداري از حمايتهاي اجتماعي و معنوي از جمله منابعي هستند كه افراد مذهبي با برخورداري از آنها ميتوانند در مواجهه با حوادث فشارزاي زندگي، آسيب كمتري را متحمل شوند. نمازي كه توأم با حضور و توجه باشد و پيوسته بالاترين معارف اسلام را به انسان بياموزد، انسان را از پوچي و بي هدفي و ضعف ميرهاند و افق زندگي را در چشمش روشن ساخته، به او همت، اراده و هدف ميبخشد.
وقتي فرد نمازگزار با ايمان به قدرت لايتناهي پروردگارش در مقابل او كرنش ميكند، خود را در مقابل هر عاملي كه قصد به خطر انداختن امنيت (جسمي و روحي) وي را داشته باشد ايمن مييابد و ضمن تكرار باور اعتقادي خود طي نمازهاي پنجگانه، اين ايمني را به روان خود تلقين ميكند و سرانجام آرامش عميق را در وجود خود حاكم ميسازد. كاهش آمارهاي جرم و جنايت و رفتارهاي ضد اجتماعي، كاهش ميزان مراجعه بيماران به مراكز درماني در ماههاي محرم، صفر و رمضان (طبق آمارهاي نيروي انتظامي و اورژانس كشور) ميتواند حاكي از تأثير اعمال مذهبي در كاهش اين رفتارها باشد.
روش تحقيق
جامعه آماري
جامعة آماري، تمام دانشجويان دانشگاههاي آزاد اسلامي و پيام نور واحد مرند ميباشند كه در سال تحصيلي ٨٧-١٣٨٦ مشغول تحصيل بودند. تعداد جامعه آماري ٧٥٠٠ نفر ميباشد. از اين تعداد ٤٥٠٠ نفر دانشجوي دانشگاه آزاد و ٣٠٠٠ نفر دانشجوي دانشگاه پيام نور شهرستان مرند ميباشند. از ٤٥٠٠ نفر دانشجوي دانشگاه آزاد، ٢٠٠ نفر و از دانشجويان دانشگاه پيام نور، ١٥٠ نفر به عنوان نمونه انتخاب گرديد. از ٢٠٠ نفر نمونه دانشگاه آزاد، ٧٠ نفر مرد و ١٣٠ نفر زن ميباشد. از ١٥٠ نفر نمونه دانشگاه پيام نور، ١٠٠ زن و ٥٠ نفر مرد ميباشد.
تعداد نمونه و روش نمونهگيري
تعداد نمونه، ٣٥٠ نفر، معادل حدود ٥% اعضاي جامعه ميباشند كه به شيوه نمونهگيري خوشهايـ طبقهاي انتخاب گرديدند. براي تعيين ميزان نمونه از تعداد نمونه تحقيقات مشابه (٣٤٠ نفر در تحقيق حسنزاده و وليانپور با موضوع «رابطه بين دينداري با افسردگي،اضطراب و استرس»، ٤٠٠ نفر در تحقيق خداپناهي و خاكسار بلداجي (١٣٨٤) با موضوع «رابطه بين جهتگيري مذهبي و سازگاري روانشناختي»، ٢٣٨ نفر در تحقيق اسلامي، شجاعيزاده و وكيلي (١٣٧٩) با موضوع «بررسي رابطه ميزان افسردگي و رابطه آن با نگرش فرد نسبت به مذهبي بودن»، ٤٤٩ نفر در تحقيق كرمي، روغنچي، عطاري، شكري و بشليده (١٣٨٥) با موضوع «رابطه جهتگيري مذهبي با سلامت رواني») استفاده شد. لازم به توضيح است كه تمامي نمونه در مقطع كارشناسي مشغول به تحصيل هستند. روش خوشهاي ـ طبقهاي، روش نمونهگيري ميباشد.
جدول ١: وضعيت نمونه تحقيق به تفكيك جنس و دانشگاه
دانشگاه آزاد دانشگاه پيام نور تعداد كل
تعداد جامعه آماري ٤٥٠٠ نفر ٣٠٠٠ نفر ٧٥٠٠ نفر
تعداد نمونه آماري ٢٠٠ نفر ١٥٠ نفر ٣٥٠ نفر
تعداد نمونههاي مرد ٧٠ نفر ٥٠ نفر ١٢٠ نفر
تعداد نمونههاي زن ١٣٠ نفر ١٠٠ نفر ٢٣٠ نفر
همانگونه كه از جدول فوق استفاده ميشود، تعداد جامعه آماري دانشگاه آزاد نسبت به دانشگاه پيام نور و تعداد نمونههاي زن از نمونههاي مرد بيشتر است.
ابزارهاي اندازهگيري
١. پرسشنامه نگرش مذهبي
اين پرسشنامه كه توسط خداياري فرد و همكاران در خرداد ١٣٧٨ تهيه شده است، يك نگرش سنجش از نوع ليكرت و مشتمل بر ٤٠ سؤال است كه آزمودني بايد به هر سؤال بر روي يك مقياس ٥ گزينهاي از «كاملاً مخالفم» تا «كاملاً موافقم» پاسخ دهد. البته در پايان، پرسشنامه خودسنجي كلي اضافه شده است كه در آن آزمودني ميزان مذهبي بودن خود را از نظر خانواده، همكلاسيها، ساير آشنايان، معلمان، افراد غريبه و خودش در يك مقياس ٥ گزينهاي (مشابه ٤٠ سؤال اصلي) ارزيابي ميكند.
روش نمرهگذاري: نمرهگذاري بر اساس پاسخهاي آزمودني به مواد مختلف آن و در مقياس ٥ تايي از ١ (براي گزينه «كاملاً مخالفم» تا ٥ (براي «كاملاً موافقم») انجام ميشود.
سؤالات ٢ ـ ٧ ـ ١٠ ـ ٢٠ ـ ٢٣ ـ ٢٥ ـ ٢٩ ـ ٣١ ـ ٣٤ ـ ٣٨ نمره معكوس ميگيرند؛ يعني ٥ براي «كاملاً مخالفم» و ١ براي «كاملاً موافقم». تغييرات نمرات بين ٢٠٠ ـ ٤٠ قرار ميگيرد.
پايايي و اعتبار: تهيه كننده پرسشنامه، شاخصهاي پايايي و اعتبار پرسشنامه را در دو مطالعه مقدماتي اول و دوم محاسبه كرده و در هر دو نوبت ضرايب شاخصهاي پايايي و اعتبار پرسشنامه در سطح مطلوب و بالايي گزارش شده است. (خداياري فرد ،١٣٧٨ به نقل از: حسيني،١٣٨٠)
ضريب پايايي محاسبه شده براي پرسشنامه با استفاده از روش تخفيف معادل ٨٧/٠ گزارش گرديده است. ضريب آلفاي كرونباخ براي پرسشنامه فوق، ٨٣/٠ بوده كه نشاندهنده پايايي نسبتاً مطلوب ميباشد. (سهرابيان، ١٣٧٩ به نقل از: بختياري ١٣٨٦)
٢. آزمون SCL-٩٠-R
اين پرسشنامه يكي از پراستفادهترين پرسشنامهها در كشور آمريكاست كه براي غربالگري و ارزيابي اوليه در سراسر دنيا از آن استفاده ميشود. اين پرسشنامه علاوه بر استفاده براي بيماران رواني، در مورد معتادان به الكل و مواد مخدر، بيماران مبتلا به ناتواني جنسي، بيماران سرطاني، مبتلايان به نارسايي قلبي، بيماران با ناراحتيهاي شديد جسمي و افرادي كه نيازمند مشاوره ميباشند قابليت استفاده را دارد. همچنين به عنوان وسيله غربالگري، به ويژه در مواقع استخدام، مورد استفاده قرار گرفته است. لازم به ذكر است كه اين پرسشنامه در مورد افراد دچار ضايعات عضوي مغزي و عقبماندههاي ذهني قابل استفاده نميباشد و نتايج حاصل معتبر نخواهد بود.
اين آزمون شامل ٩٠ سؤال ميباشد. فرم اوليه آزمون در سال ١٩٧٣ توسط دروگاتيس، ليپمن و كوري معرفي گرديد و سپس بر اساس تجارب باليني و تجزيه و تحليلهاي روانسنجي از آن، مورد تجديدنظر قرار گرفت و فرم نهايي آن تهيه گرديد.(دروگاتيس، ريكس، راك، ١٩٧٦)
محتواي آزمون: مواد اين آزمون ٩ بعد مختلف را ميسنجد كه عبارتند از: ١. شكايت جسماني؛ ٢. وسواس ـ اجباري؛ ٣. حساسيت در روابط بين فردي؛ ٤. افسردگي؛ ٥. اضطراب؛ ٦. پرخاشگري؛ ٧. ترس مرضي؛ ٨. افكار پارانوئيدي؛ ٩. روانپريشي.
٣. معدل آخرين ترم تحصيلي گذشته
براي سنجش ميزان پيشرفت تحصيلي از معدل آخرين ترم تحصيلي دانشجويان استفاده ميشود.
اطلاعات مربوط به دادههاي اجراي پرسشنامه
در اين قسمت، آمار توصيفي مربوط به متغيرهاي سهگانه (جهتگيري مذهبي، اختلالات رواني و پيشرفت تحصيلي) در قالب جدول ٢ ـ ٤ ارائه ميگردد:
جدول ٢: آمار توصيفي مربوط به متغير جهتگيري مذهبي، اختلالات رواني و پيشرفت تحصيلي
جهتگيري مذهبي اختلالات رواني پيشرفت تحصيلي
ميانگين ١٧٠.٦ ١٣٣.٣٨ ١٥.٦٥
انحراف استاندارد ١٣.٤ ٤٥.١١ ١.٦٩
خطاي استاندارد ميانگين ٠.٧٣٩ ٢.٤١ ٠.٠٩٤
تعداد ٣٢٩ ٣٥٠ ٣٢٣
در جدول فوق، آمار توصيفي مربوط به متغيرهاي جهتگيري مذهبي، اختلالات رواني و پيشرفت تحصيلي ارائه شده است. لازم به ذكر است كه تعداد ٢١ نفر در متغير جهتگيري مذهبي و ٢٧ نفر در متغير اختلالات رواني، فاقد پرسشنامه معتبر ميباشند.
جدول ٣: آمار توصيفي مربوط به خرده آزمونهاي پرسشنامه اختلالات رواني
ميانگين انحراف استاندارد واريانس دامنه تغييرات
شكايت جسماني ١٨.٠٦ ٧.٦٣ ٥٨.٣٥ ٣٩
وسواس فكري ـ عملي ١٨.٤٦ ٥.١٢ ٢٦.٢٤ ٣١
حساسيت در روابط بين فردي ١٣.٣٦ ٥.١٦ ٢٦.٧ ٢٦
افسردگي ٢٣.٠٣ ٩.٤ ٨٨.٣٦ ٤١
اضطراب ١٤.١٣ ٦.٩٤ ٤٨.١٧ ٣٧
خشونت ٨.٧٧ ٤.٤٢ ١٩.٥٦ ٢٣
ترس مرضي ٦.٠٤ ٦/٣٤ ١٣.٢٩ ١٩
افكار پارانوئيد ٩.٥٦ ٣.٨٥ ١٤.٨٦ ١٧
روان پريشي ١١.٦٣ ٥.٣٩ ٢٩.٠٩ ٢٩
با توجه به جدول فوق، مشخص ميگردد كه ميانگين خردهآزمون افسردگي بيشتر از ساير خردهآزمونها و ميانگين خردهآزمون ترس مرضي پايينتر از ساير خردهآزمونها ميباشد. در مورد انحراف استاندارد و واريانس خردهآزمونها هم وضعيت مشابه ميانگين ميباشد؛ يعني افسردگي بالاترين و ترس مرضي پايينترين خردهآزمون از لحاظ انحراف استاندارد ميباشد. بجز خردهآزمونهاي مياني اين دو خرده آزمون كه تفاوتهايي با همديگر دارند. در مورد دامنه تغييرات هم، خردهآزمون افسردگي بيشترين و خردهآزمون افكار پارانوئيد كمترين تغيير را دارا هستند.
تجزيه و تحليل سؤالات و فرضيات تحقيق
براي تجزيه و تحليل سؤالات تحقيق، از آزمون T براي دو گروه مستقل استفاده شد كه نتايج آن در جداول مربوط به هر كدام آورده ميشود.
سؤال پژوهشي ١
آيا بين ميانگين كل جهتگيري مذهبي دانشجويان در دو جنس مرد و زن تفاوت وجود دارد؟
جدول ٤: نتايج آزمون T در متغير جهتگيري مذهبي و ميانگين دانشجويان مرد و زن
متغير T-test با فرض يكساني ميانگين ميانگين دانشجويان مرد ميانگين دانشجويان زن
t درجه آزادي تفاوت ميانگين
جهتگيري مذهبي ٤٩٩/٠- ٣٢٦ ٩/١ ١/١٧٠ ٨/١٧٠
با توجه به جدول فوق، از آنجا كه t به دست آمده در سطح ٠٥/٠>P معنادار است، بنابراين، فرضيه پژوهش مبني بر وجود تفاوت ميانگين دو گروه ردّ ميشود. با مقايسه ميانگينهاي جهتگيري مذهبي دانشجويان مرد (١/١٧٠) و دانشجويان زن (٨/١٧٠) ميتوان نتيجه گرفت كه با ٩٥ % اطمينان بين دانشجويان مرد و دانشجويان زن از لحاظ متغير جهتگيري مذهبي تفاوت معناداري وجود ندارد.
سؤال پژوهشي ٢
آيا بين ميانگين كل اختلالات رواني دانشجويان در دو جنس مرد و زن تفاوت وجود دارد؟
جدول ٥: نتايج آزمون T در متغير اختلالات رواني و ميانگين دانشجويان مرد و زن
متغير T-test با فرض يكساني ميانگين ميانگين دانشجويان مرد ميانگين دانشجويان زن
t درجه آزادي تفاوت ميانگين
اختلالات رواني ٧/٤- ٣٤٨ ٣١/٢٣- ٩٢/١١٧ ٢٤/١٤١
با توجه به جدول فوق، چون t به دست آمده در سطح ٠٥/٠>P معنادار است بنابراين، فرضيه تحقيق مبني بر تفاوت بين ميانگين دو گروه نيز تأييد ميشود. با مقايسه ميانگينهاي اختلالات رواني دانشجويان مرد (٩٢/١١٧) و دانشجويان زن (٢٤/١٤١) ميتوان نتيجه گرفت كه با ٩٥ % اطمينان بين دانشجويان مرد و دانشجويان زن از لحاظ متغير اختلالات رواني تفاوت معناداري وجود دارد.
سؤال پژوهشي ٣
آيا بين ميانگين كل پيشرفت تحصيلي دانشجويان در دو جنس مرد و زن تفاوت وجود دارد؟
جدول ٦: نتايج آزمون T در متغير پيشرفت تحصيلي و ميانگين دانشجويان مرد و زن
متغير T-test با فرض يكساني ميانگين ميانگين دانشجويان مرد ميانگين دانشجويان زن
t درجه آزادي تفاوت ميانگين
پيشرفت تحصيلي ١٢٩/٠- ٣٢١ ٠٢٦٣/٠ ٦٧/١٥ ٦٥/١٥
با توجه به جدول فوق، چون t به دست آمده در سطح ٠٥/٠>P معنادار است؛ بنابراين، اين فرضيه تحقيق مبني بر عدم تفاوت ميانگين دو گروه نيز تأييد ميشود. با مقايسه ميانگينهاي پيشرفت تحصيلي دانشجويان مرد (٦٧/١٥) و دانشجويان زن (١٥.٦٥) ميتوان نتيجه گرفت كه با ٩٥% اطمينان بين دانشجويان مرد و دانشجويان زن از لحاظ متغير پيشرفت تحصيلي تفاوت معناداري وجود ندارد.
چون تمام متغيرهاي فرضيههاي تحقيق در مقياس فاصلهاي هستند براي تجزيه و تحليل آنها از روش همبستگي استفاده شده است.
تجزيه و تحليل فرضيههاي پژوهش
تجزيه و تحليل فرضيه پژوهشي ١: بين جهتگيري مذهبي و اختلالات رواني رابطه منفي وجود دارد.
ضريب همبستگي به دست آمده بين دو متغير ١٥/٠-r = ميباشد كه در سطح ٠٥/٠>P (دو دامنه) معنادار ميباشد. ضريب تعيين اين همبستگي نشان ميدهد كه ٢ % واريانس (تغيير پذيري) جهتگيري مذهبي دانشجويان را با اختلالات رواني آنان ميتوان تبيين نمود و بعكس. همبستگي منفي نشان ميدهد كه هرچه جهتگيري مذهبي دانشجويان بالا باشد، اختلالات رواني آنها كاهش مييابد و بعكس.
تجزيه و تحليل فرضيه پژوهشي ٢: بين جهتگيري مذهبي و اختلال شكايت جسماني رابطه منفي وجود دارد.
ضريب همبستگي به دست آمده بين دو متغير ٢٧/٠-r = ميباشد كه در سطح ٠٥/٠>P (دو دامنه) معنادار ميباشد. ضريب تعيين اين همبستگي نشان ميدهد كه ٢/٧ % واريانس (تغيير پذيري) جهتگيري مذهبي دانشجويان را با اختلال شكايت جسماني آنان ميتوان تبيين نمود و بعكس. همبستگي منفي نشان ميدهد كه هرچه جهتگيري مذهبي دانشجويان بالا باشد اختلال شكايت جسماني آنها كاهش مييابد و بعكس.
تجزيه و تحليل فرضيه پژوهشي ٣: بين جهتگيري مذهبي و وسواس فكري ـ عملي رابطه منفي وجود دارد.
ضريب همبستگي به دست آمده بين دو متغير ٣١/٠-r = ميباشد كه در سطح ٠٥/٠>P (دو دامنه) معنادار ميباشد. ضريب تعيين اين همبستگي نشان ميدهد كه ٦/٩% واريانس (تغييرپذيري) جهتگيري مذهبي دانشجويان را با اختلال وسواس فكري عملي آنان ميتوان تبيين نمود و بعكس. همبستگي منفي نشان ميدهد كه هرچه جهتگيري مذهبي دانشجويان بالا باشد اختلال وسواس فكري ـ عملي (و شخصيت وسواسي) آنها كاهش مييابد و بالعكس.
تجزيه و تحليل فرضيه پژوهشي ٤: بين جهتگيري مذهبي و اختلال حساسيت در روابط بين فردي رابطه منفي وجود دارد.
ضريب همبستگي به دست آمده بين دو متغير ١٨/٠-r = ميباشد كه در سطح ٠٥/٠>P (دو دامنه) معنادار ميباشد. ضريب تعيين اين همبستگي نشان ميدهد كه ٢/٣% واريانس (تغيير پذيري) جهتگيري مذهبي دانشجويان را با اختلال حساسيت در روابط بين فردي آنان ميتوان تبيين نمود و بعكس. همبستگي منفي نشان ميدهد كه هرچه جهتگيري مذهبي دانشجويان بالا باشد اختلال حساسيت در روابط بين فردي آنها كاهش مييابد و بعكس.
تجزيه و تحليل فرضيه پژوهشي ٥: بين جهتگيري مذهبي و اختلال افسردگي رابطه منفي وجود دارد.
ضريب همبستگي به دست آمده بين دو متغير ٢٤/٠-r = ميباشد كه در سطح ٠٥/٠>P (دو دامنه) معنادار ميباشد. ضريب تعيين اين همبستگي نشان ميدهد كه ٧/٥% واريانس (تغيير پذيري) جهتگيري مذهبي دانشجويان را با اختلال افسردگي آنان ميتوان تبيين نمود و بعكس. همبستگي منفي نشان ميدهد كه هرچه جهتگيري مذهبي دانشجويان بالا باشد اختلال افسردگي آنها كاهش مييابد و بعكس.
تجزيه و تحليل فرضيه پژوهشي ٦: بين جهتگيري مذهبي و اختلال اضطراب رابطه منفي وجود دارد.
ضريب همبستگي به دست آمده بين دو متغير ١٥/٠-r = ميباشد كه در سطح ٠٥/٠>P (دو دامنه) معنادار ميباشد. ضريب تعيين اين همبستگي نشان ميدهد كه ٢/٢ % واريانس (تغييرپذيري) جهتگيري مذهبي دانشجويان را با اختلال اضطراب آنان ميتوان تبيين نمود و بعكس. همبستگي منفي نشان ميدهد كه هرچه جهتگيري مذهبي دانشجويان بالا باشد اختلال اضطراب آنها كاهش مييابد و بعكس.
تجزيه و تحليل فرضيه پژوهشي ٧: بين جهتگيري مذهبي و اختلال خشونت رابطه منفي وجود دارد.
ضريب همبستگي به دست آمده بين دو متغير ١١/٠-r = ميباشد كه در سطح ٠٥/٠>P (دو دامنه) معنادار ميباشد. ضريب تعيين اين همبستگي نشان ميدهد كه ٢/١% واريانس (تغيير پذيري) جهتگيري مذهبي دانشجويان را با اختلال خشونت آنان ميتوان تبيين نمود و بعكس. همبستگي منفي نشان ميدهد كه هرچه جهتگيري مذهبي دانشجويان بالا باشد اختلال خشونت آنها كاهش مييابد و بعكس.
تجزيه و تحليل فرضيه پژوهشي ٨: بين جهتگيري مذهبي و اختلال ترس مرضي رابطه منفي وجود دارد.
ضريب همبستگي به دست آمده بين دو متغير ٠٦٨/٠-r = ميباشد كه در سطح ٠٥/٠>P (دو دامنه) معنادار نميباشد. ضريب تعيين اين همبستگي نشان ميدهد كه ٠٠٤٦/٠% واريانس (تغيير پذيري) جهتگيري مذهبي دانشجويان را با اختلال ترس مرضي آنان ميتوان تبيين نمود و بعكس. همبستگي به دست آمده در اين مورد هرچند پايين و منفي بوده و از لحاظ آماري معنادار نميباشد, ولي ميتوان عنوان كرد كه هرچه جهتگيري مذهبي دانشجويان بالا باشد اختلال ترس مرضي آنها كاهش مييابد و بعكس؛ هرچند شدت اين مسئله بالا نيست.
تجزيه و تحليل فرضيه پژوهشي ٩: بين جهتگيري مذهبي و اختلال افكار پارانوئيدي در دانشجويان رابطه منفي وجود دارد.
ضريب همبستگي به دست آمده بين دو متغير ١٩/٠-r = ميباشد كه در سطح ٠٥/٠>P (دو دامنه) معنادار ميباشد. ضريب تعيين اين همبستگي نشان ميدهد كه ٦/٣% واريانس (تغيير پذيري) جهتگيري مذهبي دانشجويان را با اختلال افكار پارانوئيدي آنان ميتوان تبيين نمود و بعكس. همبستگي منفي نشان ميدهد كه هرچه جهتگيري مذهبي دانشجويان بالا باشد اختلال افكار پارانوئيدي آنها كاهش مييابد و بعكس.
تجزيه و تحليل فرضيه پژوهشي ١٠: بين جهتگيري مذهبي و اختلال روانپريشي در دانشجويان رابطه منفي وجود دارد.
ضريب همبستگي به دست آمده بين دو متغير ١٣/٠-r = ميباشد كه در سطح ٠٥/٠>P (دو دامنه) معنادار ميباشد. ضريب تعيين اين همبستگي نشان ميدهد كه ٦/١% واريانس (تغيير پذيري) جهتگيري مذهبي دانشجويان را با اختلال روانپريشي آنان ميتوان تبيين نمود و بعكس. همبستگي منفي نشان ميدهد كه هرچه جهتگيري مذهبي دانشجويان بالا باشد اختلال روانپريشي آنها كاهش مييابد و بعكس.
تجزيه و تحليل فرضيه پژوهشي ١١: بين جهتگيري مذهبي و پيشرفت تحصيلي در دانشجويان رابطه مثبتي وجود دارد.
ضريب همبستگي به دست آمده بين دو متغير ٧٣/٠ r = ميباشد كه در سطح ٠٥/٠>P (دو دامنه) معنادار ميباشد. ضريب تعيين اين همبستگي نشان ميدهد كه ٢٩/٥٣% واريانس (تغييرپذيري) جهتگيري مذهبي دانشجويان را با پيشرفت تحصيلي آنان ميتوان تبيين نمود و بعكس. همبستگي مثبت نشان ميدهد كه هرچه جهتگيري مذهبي دانشجويان بالا باشد پيشرفت تحصيلي آنها افزايش مييابد و بالعكس.
تجزيه و تحليل فرضيه پژوهشي ١٢: بين پيشرفت تحصيلي و اختلالات رواني در دانشجويان رابطه منفي وجود دارد.
ضريب همبستگي به دست آمده بين دو متغير ١٣/٠-r = ميباشد كه در سطح ٠٥/٠>P (دو دامنه) معنادار ميباشد. ضريب تعيين اين همبستگي نشان ميدهد كه ٦٩/١% واريانس (تغيير پذيري) اختلالات رواني دانشجويان را با پيشرفت تحصيلي آنان ميتوان تبيين نمود و بعكس. همبستگي منفي نشان ميدهد كه هرچه پيشرفت تحصيلي دانشجويان بالا باشد اختلالات رواني آنها كاهش مييابد و بالعكس.
بحث و نتيجهگيري
با مراجعه به تحقيقات مشابه تحقيق حاضر (رابطه مذهب و اختلال رواني و پيشرفت تحصيلي) در داخل و خارج كشور، مشخص ميگردد كه هر چند گروههاي هدف تحقيق، بافت و فرهنگ محل تحقيق، و نيز ابزارهاي تحقيق با هم متفاوت بودند؛ ولي نتايج به دست آمده از آنها تشابه زيادي با هم داشتند و آن اينكه هرچه ابزارهاي مقابله مذهبي افراد بيشتر گردد، وضعيت رواني آنان نيز بهتر ميگردد؛ هرچند كه ميزان همبستگيها در تحقيقات مختلف و همچنين در بين اختلالات مختلف، متفاوت بود. در تحقيق حاضر هم كه در بين دانشجويان دانشگاههاي آزاد و پيام نور شهرستان مرند انجام شد، نتيجهاي مشابه به دست آمد.
هرچند در مطالب پيشين بر تأثير مطلوب و مثبت مذهب بر سلامت روان تأكيد شد؛ ولي گاهي اوقات ديده ميشود كه افراد مذهبي نيز دچار بيماري گرديدهاند. شايد در اين باره بتوان اين گونه بحث كرد كه:
١. تأثير مثبت مذهب در صورتي است كه فرد به مذهب معتقد باشد.
٢. همان گونه كه گفته شد، افراط يا تفريط ميتواند باعث دور شدن از نتيجه واقعي اين اعمال باشد.
٣. هرچند يكي از متغيرهاي مهم و مؤثر در سلامت روان، مذهب و اعمال مذهبي است، چه بسا به دليل شرايط خانوادگي، از جمله نبود يكي از والدين، طلاق آنها، وضعيت پايين اقتصادي و موارد مشابه، تأثير مذهب تحتالشعاع قرار گيرد.
٤. تأثير مذهب بر رفتارها و اختلالات مختلف افراد ميتواند متفاوت باشد. براي مثال، تأثير مذهب بر افسردگي و اضطراب بيش از تأثير مذهب بر اختلال وسواس فكري ـ عملي است.
٥. تأثير مثبت مذهب بيشتر ناظر بر پيشگيري است تا درمان.
٦. تأثير مثبت مذهب بيشتر بر اختلالات رواني روان زاد است تا اختلالات رواني ارگانيك.
در كل، بايد عنوان كرد كه براي بهبود وضعيت سلامت رواني و همينطور وضعيت تحصيلي افراد، به ويژه دانشجويان، يكي از گزينههاي مؤثر و مفيد، افزايش جهتگيري مثبت افراد به سمت مذهب ميباشد. البته شايان ذكر است كه جهتگيري مذهبي بايد در حد اعتدال خود رعايت گردد و از افراط و تفريط پرهيز شود. آية ١٤٣ سورة «بقره» تأييدي است بر اين مطلب: «و بدينگونه شما را امتي ميانه قرار داديم.»
منابع
ـ قرآن كريم.
ـ نهجالبلاغه.
ـ آذربايجاني، مسعود، موسوي اصل، سيد مهدي، درآمدي بر روانشناسي دين، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها، مركز تحقيق و توسعه علوم انساني (سمت)، ١٣٨٥.
ـ بهرامي احسان هادي، رابطه بين جهتگيري مذهبي، اضطراب و حرمت خود، پايگاه اطلاعات علمي، ١٣٨١.
ـ بهرامي احسان، هادي، تاشك، آناهيتا، «ابعاد رابطه ميان جهتگيري مذهبي و سلامت رواني و ارزيابي مقياس جهتگيري مذهبي»، مجله روانشناسي و علوم تربيتي، سال ٣٤. شماره ٢، ١٣٨٣.
ـ بلالي، اسماعيل، سنجش گرايش ديني دانشجويان روزانه دانشگاه تبريز و بررسي نقش يادگيري اجتماعي در آن، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه تبريز، دانشكده علوم انساني و اجتماعي، ١٣٧٧.
ـ پهلوان زاده، سعيد، ارتباط بين اعتقادات مذهبي و وضعيت خلق در دانشجويان، چكيده مقالات دومين همايش سراسري نقش دين در بهداشت روان (گردآورنده: جعفر بوالهري)، تهران، انستيتو روانپزشكي دانشگاه علوم پزشكي ايران، ١٣٨٦.
ـ حسيني، سيد ابوالقاسم، اصول بهداشت رواني. بررسي مقدماتي اصول انقلاب بهداشت رواني، رواندرماني و برنامه ريزي در مكتب اسلام، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوي، ١٣٨٤.
ـ حسيني المدني، سيدعلي، بررسي رابطه بين نوع آسيب رواني و انگيزه پيشرفت در دانش آموزان مقطع متوسطه، پايان نامه كارشناسي ارشد روانشناسي باليني، تهران، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات، ١٣٨٦.
ـ خزائيلي، مهناز، «بررسي فشارهاي رواني دانشجويان و چگونگي رفتارهاي مواجهه با آن»، ماهنامه دانشجويان، دانشگاه علوم پزشكي و خدمات درماني ايران، شماره ٤٦، خرداد ١٣٧٦.
ـ دلاور، علي، مباني نظري و عملي پژوهش در علوم انساني و اجتماعي، تهران، انتشارات رشد، ١٣٨٣.
ـ دلاور، علي، تحليل آماري در روانشناسي و علوم تربيتي، تهران، انتشارات ارسباران، ١٣٨٤.
ـ سيف، علي اكبر، روش تهيه پرسشنامه در روانشناسي و علوم تربيتي، تهران، انتشارات دوران، ١٣٧٨.
ـ صفورايي، محمدمهدي، «ايمان به خدا و نقش آن در كاهش اضطراب»، قم، مجله معرفت ٧٥، ١٣٨٦.
ـ فاضلميبدي، محمدتقي، دين چيست، دين از نگاه كتاب و سنت، قم، انتشارات حرم، ١٣٧٥.
ـ فقيهي، علي نقي، مطهري طشي، جمشيد، «افسردگي، رويكرد اسلامي در سبب شناسي و فرايند درمان»، قم، مجله معرفت ٨٤.
ـ كاپلان، اچ. آي، سادوك، بي. جي، خلاصه روانپزشكي علوم رفتاري ـ روانپزشكي باليني، ترجمه عباس رفيعي و فرزين رضايي، تهران، انتشارات ارجمند، ١٣٨٥، (تاريخ انتشار اثر به زبان اصلي، ٢٠٠٣)
ـ كاسيرز، ارنست، فلسفه روشنگري، ترجمه يدالله موفق، تهران، انتشارات نيلوفر.
ـ كوئينگ، هارولد جي، آيا دين براي سلامت رواني شما سودمند است؟ آثار دين بر بهداشت جسم و روان، ترجمه بتول نجفي، تهران، پژوهشكده علوم انساني و مطالعات فرهنگي، ١٣٨٠.
ـ مرتجاعي، عبدالكريم، «تالاسمي و جامعه»، فصلنامه انجمن تالاسمي ايران، شماره١١، ١٣٧٦.
ـ ميلاني فر، بهروز، بهداشت رواني، تهران، نشر قدس، ١٣٨٤.
ـ نجاتي، عثمان، قرآن و روانشناسي، ترجمه عباس عرب، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوي، ١٣٨٤.
ـ نيكجه، مجيد، «بررسي ميزان افسردگي در دانشجويان مؤسسات آموزش عالي ايلام»، مجله علمي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات درماني، شماره١٤، ١٣٧٦.
ـ وست، ويليام، رواندرماني و معنويت، ترجمه شهريار شهيدي و سلطانعلي شيرافكن، تهران، انتشارات رشد، ١٣٨٣.