نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ١ - سرمقاله

سرمقاله

انگيزه دستيابى به شناخت هايى عميق از نظام اجتماعى، زيرمجموعه ها و لايه هاى اين نظام و تبيين و تحليل مقالات بسيار متنوع اجتماعى با هدف وصول به پيچيدگى هاى نظام اجتماعى، تعدد عوامل درونى و برونى تأثيرگذار در اين نظام و ميزان و كيفيت تأثير هريك، شناسايى و ارزيابى سرمايه ها و امكانات موجود در يك جامعه و طرح شيوه هاى مناسب به منظور بهره گيرى بهينه از اين سرمايه ها در راستاى تأمين هرچه بهتر نيازهاى زيستى، روانى و اجتماعى اعضا، تلاش بىوقفه در جهت كشف عوامل آسيب زا و موجد تعارضات و اصطكاك هاى اجتماعى و به طور كلى، ايجاد زمينه ها و شرايط مناسب و مطلوب براى رشد و شكوفايى استعدادها از عمده ترين مشوّق بشر در پى ريزى و بنيانگذارى علوم اجتماعى ـ عموماً ـ و علم جامعه شناسى ـ خصوصاً ـ بوده است.

پيچيدگى موجود انسانى، توانمندى پايان ناپذير او در بهره گيرى از سرمايه هاى خود و محيط اطراف، تنوع متزايد نيازها، ايده آل ها و آرمان هاى مطلوب او، تجربه اندوزى و قدرت خلاقيت بى حد و حصر او در ابزارسازى و يافتن روش ها، بهره گيرى از شيوه هاى گوناگون در زمينه تأمين نيازها و آمال خويش و طراحى مديريت كلان با هدف سازمان دهى نيروهاى اجتماعى، پيچيدگى و پويايى نظام اجتماعى را موجب شده است.

جهان بينى ها، نظام هاى ارزشى، هنجارها، نهادها، سازمان ها، ساختارها و به طور كلى، همه درون مايه هاى يك نظام اجتماعى به واقع، بسترهايى است كه با هدف تأمين جهت دار و منظم نيازهاى متعدد اين موجود تدارك شده است.

علوم اجتماعى به عنوان يكى از محصولات فكرى بشر ناشى از ميليون ها سال تجربه حيات جمعى، عمرى به درازاى تاريخ بشر يا به عبارتى، تاريخ زندگى اجتماعى او دارد. اين علوم، كه تا يكى دو قرن اخير با سبك و سياقى خاص و با بهره گيرى از روش هاى مطالعاتى مرسوم در قالب حوزه هاى گوناگون معرفتى تحصيل مى شد، امروزه به يُمن كشف ابزارها و شيوه هاى گوناگون گردآورى اطلاعات، توليد الگوها و نمونه هاى خاص به منظور تحليل و تفسير داده ها و نيز امكان تبادل در بهره گيرى و بهره دهى به حوزه هاى جانبى و ضعيف، موقعيت خاصى را تجربه مى كنند.

آنچه تحت عنوان جامعه شناسى از آن ياد مى شود از تبار همين علوم تازه به دوران رسيده است كه به رغم عمر كوتاه، محدوديت هاى بسيار زياد و پيچيدگى خاص مقولات مورد مطالعه آن به يكى از حوزه هاى نسبتاً غنى و گسترده معرفت بشرى تبديل شده است. اهميت و ضرورت وصول به شناخت هاى كافى در خصوص محورهاى مطالعاتى اين علم موجب شده است تا نظام هاى سياسى حاكم بسته به ميزان توسعه آنها به سرمايه گذارى هاى كلان در امر غنى سازى و شكوفاكردن اين حوزه معرفتى همت گمارند. جامعه شناسى از اين حيث در مقايسه با برخى علوم از شانس و توفيق كم نظيرى برخوردار بوده است. شاهد اين ادعا تنوع نسبتاً قابل توجه شاخه هاى فرعى و خرده نظام هاى درونى اين علم مى باشد. رشد سريع و بالنده حوزه هايى همچون جامعه شناسى ارتباطات اجتماعى، آموزش و پرورش، دين، حقوق، هنر و ادبيات، علم و تكنولوژى، شهرى و روستايى، صنعتى، طبقات اجتماعى، سياسى، نهضت ها و انقلابات، آسيب شناسى اجتماعى و مانند آن از جمله شاخه هاى اين علم است كه از آن به عنوان «جامعه شناسى دين» ياد مى شود.

ضرورت و حساسيت بررسى مباحث جامعه شناختى، بويژه حوزه جامعه شناسى دين، براى مراكز علمى و فرهنگى و دانشگاهى، بويژه حوزه هاى علميه و جامعه اسلامى ما در عصر و زمان حاضر، كه متولّى هدايت و رهبرى جامعه در تمام بخش هاى آن شده و رسالت تأمين محتوى، القاى هنجار، ارائه الگو، ترسيم خط مشى، طراحى سياست هاى خرد و كلان و به طور كلى، سازماندهى، برنامه ريزى و نفوذ تام و تمام در تار و پود نظام فردى و اجتماعى را با هدف تأمين سعادت مطلوب براى جامعه مؤمنان دراين دنيا و در جهان اخروى، عهده دار شده، بى نياز از توصيف است.

از اين رو، توجه به مباحث جامعه شناسى براى حل معضلات و مشكلات اجتماعى جامعه دينى، همچون ساير مباحث علوم انسانى براى جامعه اسلامى نوبنياد، هدفمند و پرتكاپوى ما اهميت حياتى دارد.معرفت نيز با درك همين ضرورت و در راستاى عمل به وظايف خويش با بهره گيرى از انديشمندان و محققان اين حوزه، دو شماره اخير خود (٢٠ و ٢١) را به تهيه، تنظيم و ارائه سلسله مباحثى از اين علم به صورت ويژه نامه اختصاص داده است. همان گونه كه مشى اين مجله است از اين پس نيز همچون گذشته تا آنجا كه با ساختار كلى و اهداف اين نشريه تناسب دارد از طرح مباحث مربوط به حوزه هاى گوناگون علوم اجتماعى در قالب ويژه نامه هاى تخصصى استقبال مى كند.


والسلام