فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٤ - بيمه آية اللّه محمد محمدى گيلانى
خسارت را جبران كند. در كتب فقهى در تعريف اين نوع ضمان گفته شده است كه :
«التعهد بمال ثابت في ذمة شخص لآخر.» (١٠)
ضامن متعهد مىشود آنچه كه بر عهده مضمون عنه است به «مضمون له»پرداخت كند.
در اين گونه ضمان يكى از شرايط درستى قرارداد آن است كه آنچه بر عهده مضمون عنه است به صورت ثابت و مستقر درآيد مانند بدهكارى كه به جهت تلف كردن مال مردم يا بيع تسنيه، يا اجاره و ... به عهده او، آمده كه بايد حق مردم را ادا كرد و مال آنها را پرداخت نمايد. در اينجا «ضامن»پرداخت آن را تضمين نموده و مىپذيرد. در اين صورت اگر اين شرط محقق نشود و مضمون عنه، به صورت قطعى، مديون نشده و به عبارت فقهى ذمه او مشغول نشده باشد؛ ضمان در برابر آن درست نبوده و محقق نمىشود.
بر اين اساس در عقد بيمه كه هنوز خسارتى بر بيمهگذار وارد نشده و روى دادى براى او رخ نداده است، موضوع ضمان محقق نگرديده كه بيمهگر بخواهد تعهد پرداخت و جبران آن را بنمايد بنا بر اين چنين قراردادى صحيح نبوده و باطل خواهد بود.
پاسخ
نخست آنكه بيمه ضمان نيست كه مسائل و شرايط مربوط به ضمان در آن جارى باشد. همانطور كه در آغاز بحث گفته شد: بيمه قرارداد مستقلى است كه به جهت منافع عقلايى كه دارد بين بيمهگر و بيمهگذار با حفظ و مراعات شرايط ويژه خود، برقرار مىگردد.
اساس و پايه داد و ستدها و قراردادها در همه جوامع بشرى بر اعتباريات استوار است. اعتباراتى كه از نظر خردمندان ارزش دارد. چگونگى و حدود اين قراردادها را توافق دو طرف قرار داد مشخص مىكند. انسان در زندگى اجتماعى خود براى جبران خسارتها و ضررهاى ناشى از حوادث طبيعى و غيرطبيعى كه همواره او را تهديد مىكند و نيز جهت رسيدن به منافع مادى و غيرمادى خود به «بيمه»و بهرهبرى از مزاياى آن، نيازمند است.
ديگر آنكه در فقه ما مواردى وجود دارد كه انسان با شرايطى، تعهدى را مىپذيرد و ذمه خود را مشغول مىكند.
مانند موارد «جعاله»كه «جاعل»براى رسيدن به منافع و اهداف خود با شرايطى، متعهد مىشود كه «حق الجعاله»را بپردازد. در جعاله انسان مىتواند در برابر هر عمل حلالى، ذمه
(١٠)تحرير الوسيله، ج٢ مبحث ضمان.