فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٩ - سخنى در تنظيم خانواده (١) محمد مؤمن قمى
قاعده، به نفى احكامى است كه مستلزم ضرر باشد؛ نظير وضو و يا حج ضررى، لكن بر حرمت تحمل ضرر دلالت ندارد.
نقد:اين سخن مردود است، زيرا اطلاق ادعا شده مورد پذيرش نيست و جمله «لا ضرار»تنها به موردى انصراف دارد كه ضرر بر ديگرى وارد شود ] و نه بر خود شخص [ ، به ويژه، مورد حديث آن جايى است كه «سمره»بر مرد انصارى ضرر وارد مىكرد. بنابراين، مورد حديث، وارد كردن ضرر به ديگران است. در نتيجه، وقتى عبارت «لا ضرار»در اين مورد صادر مىشود، تنها به جايى انصراف دارد كه وارد كردن ضرر به ديگران باشد.
مؤيد اين مدّعا آن است كه در خبر زراره چنين آمده است:
«لا ضرر و لا ضرار على مؤمنٍ.»
در پاسخ نوشته محمد بن حسين به ابومحمد(ع)، كه به سند صحيح روايتشده، امام چنين فرمودهاند:
از خدا بپرهيزد و در اين باره به معروف عمل كند و به برادر مؤمنش ضرر نرساند. (٢٣)
دليل دوم:روايتى است از كافى، از صدوق در الفقيه والعلل، از شيخ در التهذيب، از برقى در المحاسنو از عياشى در تفسيرش، از ابوعبداللّه عليه السلام و يا از ابوجعفر عليه السلام:
به عنوان نمونه، در امالى به سند معتبر از محمد بن عذافر و او از پدرش نقل كرده است: به ابوجعفر محمد بن على باقر(ع) گفتم:
«چرا خداوند مردار، خون، گوشتخوك و شراب را حرام كرده است؟
امام(ع) فرمود: خداوند بدين سبب اين اشيا را بر بندگان خود حرام و ما سواى آنها را براى آنان حلال كرد كه به آنچه براى آنان حلال كرده رغبت و از آنچه بر آنان حرام كرده نفرت داشته باشند. لكن خداى عزّوجلّ وقتى آفريدهها را آفريد، هر چيزى را كه مىدانست بدنهاى آنها را استوار نگه مىدارد و به نفع ايشان است، بر ايشان حلال و مباح كرد و هر چيزى را كه مىدانست براى آنها ضرر دارد آنان را از آن نهى كرد. آنگاه همان چيز را براى شخصى كه بدان نياز ضرورى پيدا مىكند و بدنش جز به وسيله آن نمىتواند استوار بماند، حلال كرد. البته، آن هم به اندازه رفع نياز و نه بيشتر. (٢٤)
بيان استدلال:امام(ع) در پاسخ به اين پرسش كه رمز حرمت اشياى چهارگانه چيست؟ يك قاعده كلى را ارائه مىدهد. «خدا بندگانش را از هر چيزى
(٢٣)همان.
(٢٤)امالى، مجلس ٩٥، ص ٣٩٥، حديث ١(چاپ طباطبايى) ؛ وسائل الشيعه، باب ١ از ابواب طعامهاى حرام، حديث١، ج١٦/٣١٠.