فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣١ - اصل لزوم در معاملات محمد رحمانى
بودن) موجب مىشود كه در صحت و لزوم عقود جز تراضى چيز ديگرى شرط نباشد مگر امورى كه شارع آنها را بيان كرده است.
٣- آيه سوم
آيه ديگرى كه براى اثبات لزوم عقد بدان استدلال شده آيه ٢٧٥ سوره بقره است:
{أحل اللّه البيع و حرّم الربا } .
خداوند داد و ستد را حلال و ربا را حرام كرده است.
تقريب دلالت:آيه دلالت دارد بر اينكه داد و ستد از راه بيع حلال است پس داد و ستد از راه فسخ حلال نيست نتيجه بطلان فسخ لزوم عقد است.بر دلالت آيه اشكالاتى وارد است از جمله:
١- تمسك به آيه براى اثبات لزوم عقد به دلالت آيه بر بطلان فسخ بستگى دارد و استفاده بطلان فسخ از آيه تمسك به عام در شبهه مصداقيه است.
٢- آيه در مقام بيان اصل حلال بودن داد و ستد است و در مقام بيان شرايط و خصوصيات آن از جمله لزوم و جواز نيست.
٣- بر فرض قبول دلالت آيه، تنها لزوم عقد بيع ثابت مىشود. پس دليل اخص از مدعا بوده، و مدعاى مورد نظر ثابت نمىشود. پس دلالت آيه ناتمام است.
ب - روايات روايت اول
يكى از ادله اجتهادى لزوم و نفوذ عقد روايات است، از جمله روايت نبوى معروف:
{إنّ الناس مسلّطون على اموالهم } . (٣١)
همانا انسانها مسلط و صاحب اختيار مالهايشان هستند.
تقريب استدلال: لازمه تسلط مالك بر مال عبارتست از خارج نشدن آن از تحت قدرت او با فسخ. و اين چيزى جز لزوم عقد نيست.
نقد و بررسى
بر اين استدلال نيز اشكالاتى وارد شده است كه برخى از آنها مورد نقد و بررسى قرار مىگيرد:
اشكال اول و جواب آن
تمسك به اين حديث جهت اثبات بطلان فسخ و لزوم عقد تمسك به عام در شبهه مصداقيه است زيرا پس از فسخ شك داريم اين مبيع ملك مشترى استيا فروشنده.
(٣١)بحارالانوار، علامه مجلسى، ج٢/٢٧٢، مؤسسه الوفاء.