فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٥ - علم اصول، ابزار يا هدف؟ در گفتگو با «استاد شيخ محمدمهدى شمسالدين
آمد و سپس قواعد و روشهاى اصولى با تكيه بر منطق ارسطو و پارهاى از آراى فلسفى بنا نهاده شد. در هر صورت، ما هم با اين ضرورتى كه شما آن را نوسازى نام نهاديد، موافقيم اما من خوش ندارم كه اصطلاح نوسازى را به كار ببرم، بلكه مىگويم آنچه ضرورت دارد: گسترش عرصههاى اجتهاد و تكميل و دگرگونى علم اصول است به گونهاى كه بتواند پاسخگوى رويكرد فقهى گسترده امروز باشد. زندگى در تمدن جديد، مشكلات جديدى را آفريده است، رويكرد فقهى امروز بايد اين مشكلات را در سطح جامعه و امت و جهان زير پوشش قرار دهد.
با تامل در روش آموزش و روش انديشه موجود در حوزههاى علوم دينى، معلوم مىشود كه امكان نوسازى و نوآورى در علوم دينى بسيار كم است و نيز معلوم مىشود كه تغيير در هر يك از اين دو - روش آموزش و روش انديشه - مستلزم تغيير در ديگرى خواهد بود زيرا رابطه نيرومندى ميان اين دو روش وجود دارد. آيا ممكن است تصويرى از روش انديشه اجتهادى مطلوب را ارائه بفرماييد؟ در پرتو اين روش انديشه پيشنهادى، كار كردن با روش آموزشى كه فعلاً داير است، چگونه ممكن خواهد بود؟
استاد: اگر منظور از روش آموزش، ابزارهاى آموزشى مانند كتب درسى و دستهبندى مباحث آنها به ترتيب اهميت باشد، بايد گفت: تحول و تكامل در اين سطح امرى ممكن است و در حوزههاى بزرگ دينى مانند نجف و قم و الازهر، عملى هم شده است. تحولى كه در ابزارهاى آموزشى رخ داده به اين صورت كه نگارش و دستهبندى مطالب كتابهاى درسى در قالب تازهاى تأليف شدهاند اما روش آنها همان روش قديم است. هيچ نوسازى بنيادى در روشهاى آموزش فقه و اصول صورت نگرفته است، كتابهايى كه به تازگى در فقه و اصول نوشته شده است، كتابهاى جديدى هستند اما به همان روش قديم. مثلاً كتاب شهيد سيدمحمد باقر صدر در علم اصول، از نظر زبان و دستهبندى و نظم و نسق با روش جديدى تأليف شده است، ولى اين كتاب همان اصول قديمى است كه به زبان جديدى نوشته شده است. اين گونه نوگرايىها، البته مفيد است و فهم مطالب را بسيار آسان مىكند اما انديشه را نو نكرده است و از طالب علم امروز حداكثر فقيهى همانند شيخ طوسى با نگرش آن زمان مىسازد، يا در الازهر فقيهى همانند شافعى. اين همان روش قديم است كه قالب آن تازه شده است.