فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٢ - سخنى در تنظيم خانواده (١) محمد مؤمن قمى
إلا اللّه.» (٢)
چه چيزى انسان مؤمن را از اين باز مىدارد كه همسرى برگيرد، تا شايد خداوند فرزندى براى او روزى كند كه زمين را با «لا إله إلاّ اللّه»آكنده سازد.
٣- از اميرمؤمنان على(ع) در حديث «اربعمأة»نقل شد كه مىفرمود: ازدواج كنيد، زيرا پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بارها فرمود:
«من كان يحبّ أن يتّبع سنّتى فليتزوّج فإنّ من سنّتى التّزويج و اطلبوا لولد فإنّي اكاثر بكم الاُمم غداً.» (٣)
هر كس دوست دارد كه پيرو سنت من باشد بايد ازدواج كند، زيرا ازدواج سنت من است، در جست و جوى فرزند باشيد، زيرا من در فرداى قيامت با جمعيت انبوهتان، بر امّتها مباهات مىكنم.
٤- در صحيحه جابربن عبداللّه آمده، كه وى گفت: ما، در نزد پيامبر(ص) بوديم. حضرت فرمود:
«إنّ خير نسائكم الولود الودود العزيزة في أهلها الذّليلة مع بعلها...» (٤).
بهترين زنان شما زنى است كه زايا و مهربان و عزيز در ميان خويشاوندان خود و فرمان بردار شوهرش باشد.
٥- در صحيحه عبداللّه بن سنان از امام صادق(ع) نقل مىكند:
مردى نزد پيامبر خدا (ص) آمد و گفت: اى پيامبر خدا! دختر عمويى دارم كه زيبايى، خوش صورتى و دين او را مىپسندم، ولى نازاست.
پيامبر(ص) فرمود: با وى ازدواج نكن، زيرا يوسف بن يعقوب با برادرش ديدار كرد و از او پرسيد: اى برادر! چگونه پس از من توانستى با زنان ازدواج كنى؟ او گفت: پدرم به من فرمان داد و گفت: اگر مىتوانى نسلى پديد آرى كه زمين را آكنده از تسبيح سازند، چنان كن. او گفت فرداى آن روز مردى ديگر نزد پيامبر(ص) آمد و همانند آن سخن را به پيامبر(ص) رسانيد. آن حضرت به او گفت: با زن سؤاء اما زايا، ازدواج كن، زيرا من در روز قيامت با فزونىتان بر امتها مباهات مىكنم راوى گفت: من به امام صادق(ع) گفتم: «سؤاء»چيست؟
امام فرمود: زشت منظر.
نظريه: همانگونه كه مىنگريد پيامبر(ص) از ازدواج با زن نازا، نهى و به گفته يعقوب پيامبر(ع)، استدلال مىكند كه فرمان داد ؛ بايد نسلى به وجود آورد كه بر روى زمين تسبيح گوى باشد. و نيز پيامبر(ص) به ازدواج با زن زشت روى و زايا، امر كرد. روشن است كه مقصود آن نيست كه ازدواج با زن زشت، مستحب است، چه آنكه سخنان ديگر پيامبر(ص) روشنگر آن است. مانند:
«أفضل نساء اُمتى أصبحهنّ وجهاً و أقلّهنّ مهراً» (٥)
(٢)صدوق در فقيه و نيز وسائل الشيعه آن را از وى نقل كرده است: باب ١ از ابواب مقدمات نكاح، حديث ٣ ج١٤/ ٣.
(٣)شيخ صدوق روايت را در «فقيه»و در «خصال»آورده، و «وسايل الشيعه»از آن نقل كرده است: باب اول از ابواب مقدّمات نكاح، ج١٤/٣.
(٤)وسائل الشيعه، باب ٦ از ابواب مقدّمات نكاح، حديث ٢، ج١٤/١٤.
(٥)وسائل الشيعه، باب ٦ از ابواب مقدمات نكاح، حديث٢، ج١٤/١٦.