فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٠٦
در اين زمينه، رجوع شود: به تاريه ابن اثير، ج١/٤٥٥؛ تاريخ طبرى، ١/٤٢١؛ تاريخ تمدن جرجى زيدان، ترجمه على جواهر الكلام، ج١/١٧٣؛ فتوح البلدان /٧٩ .
٢. در برخى از نامه هايى كه اميرالمؤمنين (ع) به كارگزاران خود نوشته است، جملاتى به چشم مىخورد كه به روشنى دلالت بر سخن ما دارند؛ مثلاً در يكى از اين نامهها مىخوانيم:
«و اعلم أنّ الرعية طبقات لايصلح بعضها إلاّ ببعض ولاغنى ببعضها عن بعض: فمنها جنود اللّه، و منها كتّاب العامة و الخاصة و منها قضاة العدل، و منها عمّال الإنصاف و الرفق، و منها أهل الجزيه و الخراج من أهل الذمة...». (٢٠)
و بدان كه مردم، از چند دسته تشكيل مىيابند. اين دستهها به راه راست و صلاح نخواهند رفت، مگر با همكارى يكديگر. اينها عبارتند از: سپاهيان خداوند، نويسندگان عمومى و خصوصى، قضات عدل، كارگزارانى كه داراى رفق و مدارايند و اهل جزيه و خراج، يعنى اهل ذمه.
روايتى نيز كه از طريق اهل سنّت از آن حضرت نقل شده، تأييدى است بر گفتار ما و آن چنين است:
«و إنّما بذلوا الجزية لتكون أموالهم كأموالنا و دماؤهم كدمائنا». (٢١)
و اهل ذمه، به پرداخت جزيه، تن در دادند، تا مال و خونشان مانند مال و خون ما، نگهدارى شده و در امان باشد.
٣. كلمات فقيهان، در مورد هزينه جزيه نيز مىتواند تاييدى بر درستى وجه پنجم باشد.
شيخ طوسى در كتاب خلاف مىنويسد:
«ما يؤخذ من الجزية و الصلح و الأعشار من المشركين، للمقاتلة المجاهدين... دليلنا إجماع الفرقة و أخبارهم في أنّ للمجاهدين لايشركهم فيها غيرهم.» (٢٢)
(٢٠)همان مدرک ، فيض الاسلام، ص١٠٠٢ و صبحى صالح، ص٤٣١.
(٢١)آثار الحرب، دكتر وهبة ذحيلى، به نقل از نصب الراية، ج٣، ص٣٨١.
(٢٢)خلاف، شيخ طوسى، ج٢، ص١٢٧، رنگين، تهران.